As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-An'am 6:95–108
6:95–98Page 140
۞ إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰۖ يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ ٩٥
Indeed, Allāh is the cleaver of grain and date seeds.1 He brings the living out of the dead and brings the dead out of the living. That is Allāh; so how are you deluded?
فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ ٩٦
[He is] the cleaver of daybreak and has made the night for rest and the sun and moon for calculation.1 That is the determination of the Exalted in Might, the Knowing.
وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ ٩٧
And it is He who placed for you the stars that you may be guided by them through the darknesses of the land and sea. We have detailed the signs for a people who know.
وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ ٩٨
And it is He who produced you from one soul and [gave you] a place of dwelling and of storage.1 We have detailed the signs for a people who understand.
إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ؛ خداست که دانه و هسته را مي شکافد ، و زنده را از مرده بيرون مي آورد و، مرده را از زنده بيرون مي آورد اين است خداي يکتا پس ، از کجا بازمي گردانندتان ? فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ؛ شکوفنده صبحگاهان است و شب را براي آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براي حساب کردن اوقات اين است تقدير خداي پيروزمند دانا. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ اوست خدايي که ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريکيهاي خشکي و، ودريا ، راه خويش را بيابيد آيات را براي آنان که مي دانند به تفصيل بيان کرده ايم. وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ؛ و اوست خداوندي که شما را از يک تن بيافريد سپس شما را قرارگاهي است و وديعت جايي است آيات را براي آنان که مي فهمند ، به تفصيل بيان کرده ايم.
(95) خداوند از کمال و عظمت و فرمانروایی و اقتدار و گستردگی رحمت و بخشندگی عام خود، و از شدت عنایت خویش به آفریدههایش خبر داده و میفرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾) خداوند شکافندۀ دانه و هسته است. این، همۀ دانههایی را که مردم میکارند و دانههایی را که آنان نمیکارند -مانند: دانههایی که خداوند در بیابانها و صحراها پراکنده میسازد- شامل میشود. پس او دانه و حبوبات را از کشتزارها و گیاهانی که دارای انواعِ و اشکال و منافع مختلف هستند، بیرون میآورد. همچنانکه از درخت خرما و میوه و دیگر درختان، هسته بیرون میآورد. که انسانها و چهارپایان و حیوانات از آن استفاده میبرند. و از دانه و هستههای شکافته شده، بهرهمند شده و در آن میچرند، و از آن برای خود، روزی و بهرههایی که خداوند در آن قرار داده است، میبرند. و خداوند از احسان و بخشش خود، چیزهایی به آنان نشان میدهد که عقلها را متحیر و دانشمندان را سرگشته مینماید. و از آفرینش شگفتانگیز و حکمت فائقهاش، چیزهایی را به آنان نشان میدهد که از این طریق او را میشناسند و او را یگانه میدانند، و درمییابند که او حق است و پرستش غیر او باطل میباشد. (﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾) زنده را از مرده بیرون میآورد، همان طور که از منی، موجودِ زندهای را پدید میآورد؛ و از تخم مرغ، جوجه بیرون میآورد؛ و از دانه و هسته، کشتزار و درخت میرویاند. (﴿وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾) و مرده را از زنده بیرون میآورد. مرده چیزی است که رشد و یا روح ندارد. همان طور که از درختان و کشتزارها، هسته و دانه بیرون میآورد؛ و از پرنده، تخم مرغ خارج میکند. (﴿ذَٰلِكُمُ﴾) کسی که چنین کرده و این چیزها را تنها آفریده و به تدبیر آن پرداخته است، (﴿ٱللَّهُ﴾) خداوند، پروردگار شما است. او پروردگار همۀ جهانیان است، و همه باید او را بپرستند. و اوست که همۀ جهانیان را با نعمتهایش پرورش داده، و به وسیلۀ کرم و بخشش خویش تغذیه نموده است. (﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾) پس چگونه منحرف میشوید، و چگونه از پرستش خدایی که اینگونه است، امتناع میورزید؟ و چرا به عبادت کسی میپردازید که نمیتواند برای خود سود و زیانی بیاورد، و مالک مرگ و زندگی و حشر و نشری نیست؟!
(96) پس از آنکه خداوند متعال از مادۀ تشکیل دهندۀ روزیها سخن به میان آورد، به خاطر تهیۀ مساکن و همۀ آنچه که بندگان از نور و تاریکی به آن نیاز دارند، و منافع و مصالحی که نور و تاریکی به دنبال دارند، بر آنان منت نهاد و فرمود: (﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾) همانطور که او شکافندۀ دانه و هسته است، همچنین او ظلمت و تاریکی شب سیاه را که تمامی زمین را با سیاهی خود میپوشاند، بهوسیلۀ روشنائی صبح و سپیده دم، آرام آرام میشکافد تا اینکه تاریکی به طور کامل از میان میرود، و روشنی و نورِ فراگیر که مردم در تهیه و تامین مصالح و منافع دینی و دنیوی خود از آن استفاده میکنند، جای آن را میگیرد. و از آنجا که مردم به آرامش و استراحت نیاز دارند، و استراحت جز با پایان یافتن روشنائی روز، کامل نمیگردد، (﴿وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا﴾) خداوند شب را مایۀ آرامش قرار داده، و انسانها در طی شب در خانههای خود به خواب فرو رفته و استراحت میکنند، و چهار پایان در جایگاه خود، و پرندگان در لانههایشان استراحت مینمایند. سپس خداوند شب را بهوسیلۀ روشنایی دور میکند و دوباره روز میشود، و این روند تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. (﴿وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗا﴾) و خداوند متعال خورشید و ماه را وسیلۀ حساب قرار داده است، تا با استفاده از خورشید و ماه، وقت و زمان شناخته شود؛ و اوقات عبادات و مدتهای معاملات و اوقات سپری شده دانسته شود، به گونهای که اگر خورشید و ماه نبود و یکی پس از دیگری نمیآمدند و طلوع و غروبشان نبود، عموم مردم این اوقات را نمیدانستند، و در دانستن آن مشترک نمیبودند. مگر افراد اندکی از مردم، آنهم پس از کوشش و تلاش فراوان. و در این رهگذر، منافع و مصالح ضروری زیادی از دست میرفت. (﴿ذَٰلِكَ﴾) این سنجش، (﴿تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ﴾) اندازهگیری و سنجش خداوند چیره و دانا است، که همۀ مخلوقات تسلیم او هستند و فروتن و رام شده به فرمان او حرکت میکنند، طوری که از محور و مداری که خدا برای هریک مشخص نموده است، فراتر نمیروند و از آن پس و پیش نمیشوند، (﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾) خدایی که علم و آگاهی او ظاهر و باطن و اول و آخر را احاطه نموده است از جمله دلایل عقلی مبنی بر احاطه و فراگیری علم خدا، مسخّر کردن این مخلوقات و قرار دادن آن بر مقدار و نظامی بینظیر و شگفتانگیز است، که همۀ عقلها در زیبایی وسازگار بودن آن با حکمت و منافع آدمی درماندهاند.
(97) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواۡ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ﴾) و او خدایی است که ستارگان را برای شما آفریده است تا به وسیلۀ آن در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید. وقتی که راهها بر آدمی مشتبه شود، و راهرو حیران گردد که کدام راه را درپیش بگیرد، آنگاه به وسیلۀ ستارگان جهت و راه خود را مشخص مینماید. پس خداوند ستارگان را وسیلهای جهت رهنمود شدن مردم به راهی قرار داده است که به خاطر منافع و تجارت و سفرشان به پیمودن آن نیاز دارند. برخی از ستارگان همواره دیده میشوند و از جای خود حرکت نمیکنند؛ و برخی همیشه در حرکتاند و اهل فن، حرکت آن را میشناسند و به وسیلۀ آن جهتها و اوقات را تشخیص میدهند. این آیه و امثال آن بر مشروعیت آموختن دانش «ستاره شناسی» دلالت مینماید؛ زیرا راهیابی و یافتن مسیرها به صورت کامل، جز از طریق آشنایی با چگونکی حرکت ستارگان امکان پذیر نیست. (﴿قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) همانا ما دلایل را بیان نموده و توضیح دادهایم و هر جنس و نوعی را ازدیگری جدا ساختهایم، بهگونهای که دلایل و نشانههای خدا آشکار و هویدا گشتهاند. (﴿لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) برای اهل علم و شناخت؛ زیرا آنها هستند که مورد خطاب قرار میگیرند، و از آنها پاسخ خواسته میشود. به خلاف جاهلان و نادانان که از آیات خدا و علمی که پیامبران آوردهاند، رویگردانی میکنند؛ زیرا که تبیین و توضیح، فایدهای به آنها نمیرساند، و تفصیل و تشریح، شبههای را از آنان دور نکرده و مشکلی را از آنان بر طرف نمیسازد.
(98) (﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) و او خدایی است که شما را از یک شخص که آدم ـ علیه السلام ـ است، آفرید؛ و نژاد انسان را که دنیا را پر کرده است، از وی پدید آورد. انسانی که همواره رشد میکند و از اخلاق و آفرینش و ویژگیهای آن چنان متفاوتی برخوردار است که قابل توصیف و ضبط و ثبت نیست. و خداوند برای آنها، قرارگاهی قرار داده است که باید به سوی آن حرکت کنند، و آن سرای آخرت است که سرایی غیر از آن وجود ندارد. پس سرای آخرت، سرایی است که مردم برای سکونت گزیدن در آن آفریده شدهاند و در دنیا پدید آورده شدهاند، تا برای تحصیل اسباب زندگی اخروی تلاش نمایند؛ زیرا زندگی قیامت، بر اساس زندگی دنیا پدید میآید و به وسیلۀ آن آباد یا ویران میگردد. خداوند آنها را در پشت پدران و شکم مادرانشان به ودیعت نهاد، سپس آنان را به سرای دنیا آورد، سپس به جهان برزخ میبرد، و در همۀ این مراحل، انسان همچون مهمان و مسافری است که ثبات و استقراری را برای خویش نمیبیند، و همواره از مرحلهای به مرحلهای دیگر منتقل میشود، تا اینکه به سرایی میرسد که محل استقرار وی است. این دنیا، گذرگاه و محلی است که انسان بهطور موقت، مدتی در آن زندگی میکند. (﴿فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ﴾) ما آیات را برای قومی که آیات خدا را میفهمند و دلایل و نشانههایش را درک میکنند، بیان کردهایم.
6:99Page 140
وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ نَبَاتَ كُلِّ شَيۡءٖ فَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهُ خَضِرٗا نُّخۡرِجُ مِنۡهُ حَبّٗا مُّتَرَاكِبٗا وَمِنَ ٱلنَّخۡلِ مِن طَلۡعِهَا قِنۡوَانٞ دَانِيَةٞ وَجَنَّٰتٖ مِّنۡ أَعۡنَابٖ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُشۡتَبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٍۗ ٱنظُرُوٓاْ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثۡمَرَ وَيَنۡعِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكُمۡ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ٩٩
And it is He who sends down rain from the sky, and We produce thereby the growth of all things. We produce from it greenery from which We produce grains arranged in layers. And from the palm trees - of its emerging fruit are clusters hanging low. And [We produce] gardens of grapevines and olives and pomegranates, similar yet varied. Look at [each of] its fruit when it yields and [at] its ripening. Indeed in that are signs for a people who believe.
وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ اوست خدايي که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتي را، رويانيديم ، و از آن نبات ساقه اي سبز و از آن دانه هايي بر يکديگر چيده ونيز از جوانه هاي نخل خوشه هايي سر فرو هشته پديد آورديم ، و نيز بستانهايي از تاکها و زيتون و انار ، همانند و ناهمانند به ميوه هايش آنگاه که پديد مي آيند و آنگاه که مي رسند بنگريد که در آنها عبرتهاست براي آنان که ايمان مي آورند.
(99) این بزرگترین نعمت خدا است که انسانها و دیگر مخلوقات به شدت به آن نیازمندند. خداوند به هنگام نیازِ مردم از آسمانها آبی پیدرپی فرومیفرستد، و به وسیلۀ آن هر چیزی را که انسانها و چهارپایان میخورند، میرویاند. پس آفریدگان و مخلوقات، از فضل خدا برخوردار شده و از روزی و احسان او فراخی و راحتی مییابند. و قحطی و خشکسالی از آنان دور میشود. پس دلها شاد میگردد، و چهرهها روشن و تازه میشوند، و رحمت خدای بخشنده و مهربان برای بندگان حاصل میشود و از آن استفاده می کنند، و این ایجاب می نماید تا بندگان تلاش خود را در به جای آوردن شکر و پرستش و رجوع به سوی کسی که نعمتها را به سوی آنان سرازیر نموده است، مبذول دارند. وقتی که به طور عام آنچه را با آب میروید از قبیل: درختان و گیاهان بیان کرد، به طور خاص نیز به ذکر کشتزار و نخل پرداخت؟ زیرا فایدۀ آنها بسیار زیاد است، و خوراک بیشتر مردم از این طریق تأمین میشود، پس فرمود: (﴿فَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهُ خَضِرٗا﴾) و به وسیلۀ آب، گیاهان سبز را رویاندیم، (﴿نُّخۡرِجُ مِنۡهُ حَبّٗا مُّتَرَاكِبٗا﴾) و از آن گیاه سبز، دانههایی که روی هم انباشتهاند از قبیل: گندم و جو و ذرّت و برنج و غیره را بر میآوریم. توصیف انباشته بودن برای دانه، بیانگر آن است که دانههای آن زیاد است، و همه از یک دانه سرچشمه میگیرند و با یکدیگر مخلوط نمیشوند و جدا جدا هستند. و نیز اشاره به فراوانی محصول و فرآوردههای آن است، و اینکه بذر باقی میماند و مقدار زیادی برای خوردن و ذخیره کردن نیز در دسترس میباشد. (﴿وَمِنَ ٱلنَّخۡلِ مِن طَلۡعِهَا﴾) و خداوند از شکوفۀ درخت خرما، خوشههایی را بیرون میآورد. «طلع» به معنی شکوفۀ خرما است که هنوز خوشه از آن بیرون نیامده است. (﴿قِنۡوَانٞ دَانِيَةٞ﴾) خوشههای نزدیک بههم و در دسترس که به راحتی در دسترس میباشند. طوری که استفاده از میوۀ درخت خرما مشکل نیست، هرچند که درخت خرما بلند است، چون درآن فرو رفتگیها و دستههایی است که بالا رفتن از آن را آسان میگرداند. (﴿وَجَنَّٰتٖ مِّنۡ أَعۡنَابٖ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ﴾) و خداوند به وسیلۀ آب، باغهای انگور و زیتون و انار پدید آورده است. اینها درختان پر فایده و مؤثّر در سود رسانی به مردم هستند، بنابراین پس از اینکه خداوند به طور عام از درختان و گیاهان نام برد، اینها را به طور ویژه بیان کرد. (﴿مُشۡتَبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٍ﴾) احتمال دارد که به انار و زیتون برگردد؛ چرا که انار و زیتون، درخت و برگشان مانند یکدیگر و همگون است، اما در میوه با یکدیگر فرق کرده و تشابهی با یکدیگر ندارند. و احتمال دارد که به سایر درختان و میوهها برگردد؛ یعنی اینکه برخی از درختان و میوهها با برخی دیگر مشابهت دارند، و در بعضی از صفات و ویژگیهایشان با یکدیگر همگونی و مشابهت ندارند. و بندگان از همه استفاده میبرند و از آنها میخورند و لذت میبرند و به عنوان قوت و غذا از آنها استفاده میکنند، و پند و اندرز میآموزند. بنابراین خداوند دستور داده است تا آدمی به آن بنگرد و از آن پند پذیرد، پس فرمود: (﴿ٱنظُرُوٓاۡ﴾) با تدبّر و اندیشه بنگرید، (﴿إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ﴾) به میوۀ همۀ درختان به ویژه درخت خرما، آنگاه که میوه میدهد، (﴿وَيَنۡعِهِۦٓ﴾) و به آن بنگرید آنگاه که میوهاش میرسد؛ زیرا در این، درس و عبرت و نشانههایی است دالّ بر رحمت خدا و گستردگی احسان و بخشش، و کمال اعتنا و توجه وی به بندگانش. ولی هرکسی درس نمیگیرد و نمیاندیشد، و مقصود را درک نمیکند، بنابراین خداوند بهره بردن از این نشانهها را به مؤمنان اختصاص داد و فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكُمۡ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) همانا در این، نشانههایی است برای قومی که ایمان میآورند؛ زیرا ایمانی که مؤمنان با خود دارند، آنان را وادار میکند که به مقتضای آن عمل کنند. و از جمله مقتضا و لوازم ایمان، تفکر و اندیشیدن در نشانههای خدا و دیگر مواردی که عقل و سرشت و شریعت بر آن دلالت مینماید.
6:100–104Page 140
وَجَعَلُواْ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلۡجِنَّ وَخَلَقَهُمۡۖ وَخَرَقُواْ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَٰتِۭ بِغَيۡرِ عِلۡمٖۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ١٠٠
But they have attributed to Allāh partners - the jinn, while He has created them - and have fabricated for Him sons and daughters without knowledge. Exalted is He and high above what they describe.
بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ١٠١
[He is] Originator of the heavens and the earth. How could He have a son when He does not have a companion [i.e., wife] and He created all things? And He is, of all things, Knowing.
ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ ١٠٢
That is Allāh, your Lord; there is no deity except Him, the Creator of all things, so worship Him. And He is Disposer of all things.
لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَۖ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ ١٠٣
Vision perceives Him not,1 but He perceives [all] vision; and He is the Subtle,2 the Aware.3
قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَنۡ أَبۡصَرَ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ عَمِيَ فَعَلَيۡهَاۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ ١٠٤
There has come to you enlightenment from your Lord. So whoever will see does so for [the benefit of] his soul, and whoever is blind [does harm] against it. And [say], "I am not a guardian over you."1
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي خدا شريکاني از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفريده است و بي هيچ دانشي ، به دروغ دختراني و پسراني براي او تصور کرده اند او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مي کنند. بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندي باشد ، و حال آنکه او را همسري نيست هر چيزي را او آفريده است و به هر چيزي داناست. ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين است خداي يکتا که پروردگار شماست خدايي جز او نيست آفريننده هر، چيزي است پس او را بپرستيد که نگهبان هر چيزي است. لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي بينند و او بينندگان را مي بيند دقيق و آگاه است. قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان به شما ادراک داده است هر که از روي بصيرت مي نگرد به سود اوست و هر که چشم بصيرت بر هم نهد به زيان اوست و من نگهدارنده شما نيستم.
(100) خداوند متعال خبر میدهد با وجود اینکه بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانهها و دلایل روشن و حجتهای واضح شناسانده است، اما مشرکین اعم از قریش و دیگران، شریکانی از جن و فرشتگان ـکه آفریدههای خدا هستند و چیزی از ویژگیهای ربوبیت و الوهیت در آنها نیستـ برای او قرار داده، و آنها را به فریاد خوانده و میپرستند. پس، آنها را شرکای کسی قرار دادهاند که آفرینش و امر در دست او است، و سایر نعمتها را ارزانی نموده، و همۀ سختیها و رنجها را دور مینماید. همچنین مشرکین از روی نادانی و به دروغ، پسران و دخترانی را برای خدا تراشیدهاند. و کیست ستمگرتر از کسی که بدون علم و آگاهی دربارۀ خدا چیزی بگوید؟ و زشتترین نقص و کمبودی را که خداوند از آن پاک و مبرّا است، به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراین خداوند خویشتن را ازآنچه مشرکین به دروغ به او نسبت میدادند، تبرئه نمود و فرمود: (﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصیف میکنند؛ زیرا او به هر کمالی متصف، و از هر نقص و آفت و عیبی پاک و منزّه است.
(101) (﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) پدید آورنده و آفرینندۀ آسمانها و زمین است. و آفرینش آنها را، به خوبی و بدون اینکه از قبل نمونهای داشته باشند، به بهترین صورت آفریده است، که خردمندان نمیتوانند مانند آن را پیشنهاد کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین هیچ شریک و وزیری ندارد. (﴿أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞ﴾) چگونه ممکن است برای خدا فرزندی باشد، درحالی که او خدای برتر و بینیاز است؟ و او کسی است که فرزند و همسری ندارد، و از مخلوقاتش بینیاز است و همۀ مخلوقات در تمامی حالات خود، به او نیازمندند. و فرزند باید از جنس پدرش باشد، و خداوند آفرینندۀ هر چیزی است و هیچکدام از مخلوقات به هیچ صورتی با خدا مشابهت ندارند. وقتی که بیان داشت هر موجودی آفریدۀ اواست، بیان کرد که علم و آگاهی او، همۀ اشیا را فراگرفته است؛ پس فرمود: (﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و او به هر چیزی دانا است. ذکر «علم» پس از «خلق» به مثابۀ ارائه دلیل عقلی است بر ثبوت علم او. این دلیل عقلی عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرینش. جهان هستی بر گستردگی علم آفریننده و کمال حکمت او دلالت مینماید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾ آیا کسی که آفریننده است [و مردمان را آفریده است، حال و وضع آنان را] نمیداند حال آنکه او لطیف و آگاه و بسیار باریکبین است؟! و در جای دیگری نیز میفرماید:﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾ و او آفرینندۀ دانا است؛ خدایی که همه چیز را آفریده و اندازهگیری نموده است.
(102) (﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾) این است خدا، پروردگار شما؛ معبودی که شایسته است از صمیم قلب او را دوست بدارید، و در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد، همۀ جهان آفرینش را با نعمت خویش پرورش داده و انواع رنجها و سختیها را از انسانها دور کرده است. (﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) هیچ معبود بر حقی جز او نیست، آفرینندۀ هر چیزی است، پس او را بپرستید. وقتی ثابت شد که او معبود بر حق است، و جز او معبود حقیقی دیگری وجود ندارد؛ همۀ عبادتها را خالصانه برای او انجام دهید، و هدفتان از انجام آن فقط رضای وی باشد؛ زیرا آنچه از مردم خواسته شده، همین است و برای همین هدف آفریده شدهاند. ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾ و جن و انسان را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند. (﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ﴾) و هر چیزی تحت وکالت و سرپرستی او قرار دارد، همه را آفریده و به اصلاح و تدبیر شئون آنها میپردازد. و مشخص است کاری که در آن تصرف میشود، درستی و کامل بودن و انتظام کامل آن، بر حسب حالت کسی است که به وکالت و سرپرستی آن کار میپردازد. و وکالت خداوند بر کارها، مانند وکالت مردم نیست؛ زیرا وکالت مردم، نیابی است و وکیل، تابع موکِّل خود است. اما وکالت و سرپرستی خداوند باری تعالی از جانب خودش است و متضمّن کمال علم و حسن تدبیر و نیکو کاری و دادگری است. پس امکان ندارد که هیچ کسی بتواند از کار خداوند ایراد بگیرد، و در صنعت و آفرینش وی خلل و نقصی مشاهده کند، و در تدبیر و مدیریت او کمبودی بیابد. و از جمله وکالت خداوند این است که تبیین دینش را به عهده گرفته، و آن را از هر تغییر و تحریفی حفظ کرده است. نیز حفاظت از مؤمنان و مصون داشتن آنها را از آنچه که ایمان و دینشان را از بین میبرد، بر عهده گرفته است.
(103) (﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) به خاطر عظمت و کمالش، چشمها او را احاطه نمیکنند گرچه در آخرت او را میبینند و با نگاه کردن به چهرۀ بزرگوار خدا، شاد میشوند. پس نفی احاطه و «ادراک»، دیدن را نفی نمیکند بلکه به طریق مفهوم، دیدن را ثابت مینماید؛ زیرا نفی ادراک که دقیقترین صفت رؤیت است، دالّ بر ثبوت رؤیت و دیدن است؛ زیرا اگر منظورش نفی دیدن بود، میفرمود:(لا تراه الأَبْصَارُ): چشمها او را نمیبینند، و یا عبارتی شبیه این را میآورد. پس دانسته شد که در این آیه، دلیلی بر صحّت مذهب کسانی وجود ندارد که رؤیت پروردگارشان را در آخرت نفی میکنند، بلکه این آیه کاملاً مخالف عقیده و گفتار آنها است. (﴿وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾) و او خدایی است که علم و آگاهیاش پنهان و آشکار را احاطه نموده، و شنوایی او تمام اصوات آشکار و پوشیده را در بر گرفته است، و بینایی او همۀ دیدنیهای کوچک و بزرگ را در بر گرفته است. (﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾) و او خدایی است که دانش و آگاهیاش دقیق است تا جایی که امور پنهان و پوشیده را در مییابد. و از جمله لطف و مهربانی او، این است که بنده را به سوی مصالح دینش سوق میدهد و او را به مصالح و مقاصد خیر میرساند، و به سعادت و جاودانگی و رستگاری همیشگی نایل میگرداند، به گونهای که خود تصور آن را نداشته است. تا جایی که خداوند کارهایی را برای او مقدر مینماید که بنده آن را نمیپسندد، و از آن دردمند میشود، و از خداوند میخواهد که آن را از وی دور کند، اما خداوند میداند که دین بندهاش با آن درستتر میشود، و کمال و رشدش به آن منوط است. پس پاک است خدایی که به امور دقیق و پنهان آشنا است، و بسیار آگاه و لطیف و نسبت به مؤمنان مهربان است.
(104) وقتی که خداوند دلایل روشن و واضحی را بر صحت مطالب و اهداف راستین دین بیان کرد، توجه بندگان را به این نکته معطوف ساخت که هدایت و عدم هدایت آنان به نفع یا ضرر خودشان است، پس فرمود: (﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ﴾) نشانهها و دلایلی که حق را بیان میدارد، به نزد شما آمده است، که به خاطر فصاحت و بیان روشن آن و در برگرفتن معانی مهم و حقایق زیبا، همچون خورشید فروزان بر قلب و چشمها میدرخشند. چون این آیات از جانب پروردگار آمدهاند؛ پروردگاری که آفریدههایش را با انواع نعمتهای آشکار و پنهان که بزرگترین و برترین آن، روشن کردن آیات و توضیح امور مشکل است، پرورش داده است. (﴿فَمَنۡ أَبۡصَرَ﴾) پس هرکس در پرتو این آیات ببیند و به مقتضای آن عمل نماید، (﴿فَلِنَفۡسِهِۦ﴾) به نفع خودش است؛ زیرا خداوند بینیاز و ستوده است. (﴿وَمَنۡ عَمِيَ﴾) و هرکس کور شود، به این صورت که قدرت دیدن را داشته باشد اما چشمانش را ببندد، و [از منکرات و معاصی] بازداشته شود اما باز نیاید، و حق برای او بیان شود اما از آن فرمان نبرد و تسلیم آن نشود و سر خم نکند، پس زیان کوریاش به خودش برمیگردد. (﴿وَمَآ أَنَا۠﴾) و من [=پیامبر]، (﴿عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ﴾) همیشه محافظ و مراقب اعمالتان نیستم، بلکه فقط بر من رساندنِ آشکار واجب است، و من وظیفهام را انجام دادهام واین کار را کردهام، و آنچه را که خداوند به سوی من فرستاده است، رساندهام. پس وظیفۀ من همین است و مسئولیت بیشتری ندارم.
6:105–108Page 141
وَكَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسۡتَ وَلِنُبَيِّنَهُۥ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ ١٠٥
And thus do We diversify the verses so they [i.e., the disbelievers] will say, "You have studied,"1 and so We may make it [i.e., the Qur’ān] clear for a people who know.
ٱتَّبِعۡ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ١٠٦
Follow, [O Muḥammad], what has been revealed to you from your Lord - there is no deity except Him - and turn away from those who associate others with Allāh.
وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشۡرَكُواْۗ وَمَا جَعَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ حَفِيظٗاۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ ١٠٧
But if Allāh had willed, they would not have associated. And We have not appointed you over them as a guardian, nor are you a manager over them.1
وَلَا تَسُبُّواْ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَسُبُّواْ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرۡجِعُهُمۡ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٠٨
And do not insult those they invoke other than Allāh, lest they insult Allāh in enmity without knowledge. Thus We have made pleasing to every community their deeds. Then to their Lord is their return, and He will inform them about what they used to do.
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ آيات خدا را اينچنين گونه گون بيان مي کنيم ، تا مباد که بگويند که ، ازکس درس گرفته اي و ما اين آيات را براي اهل دانش بيان مي کنيم. اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ؛ از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است پيروي کن هيچ خدايي جز او نيست و از مشرکان روي برتاب. وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ اگر خدا مي خواست ، آنان شرک نمي آوردند ، و ما تو را نگهبانشان نساخته ايم و تو کارسازشان نيستي. وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ؛ چيزهايي را که آنان به جاي الله مي خوانند ، دشنام مدهيد که آنان نيز، بي هيچ دانشي ، از روي کينه توزي به الله دشنام دهند اينچنين عمل هر قومي را در چشمشان آراسته ايم پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و اوهمه را از کارهايي که کرده اند آگاه مي سازد.
(108) خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از کاری که در اصل جایز، و بلکه مشروع و مطلوب بوده است، نهی میکند؛ و آن عبارت از دشنام دادن به خدایان مشرکانی است که بتهایی [دروغین] را به خدایی گرفتهاند. مسلمانان با اهانت و دشنام دادن به خدایان آنان، در صدد آن بودند که به خدا نزدیکی جویند. اما از آنجا که این دشنام دادن، راهی برای دشنام دادن مشرکان به پروردگار جهانیان میشود، و باید ذات عظیم او از هر عیب و آسیب و دشنام و زشتی منزه دانسته شود، خداوند از دشنام دادن به خدایان مشرکین نهی کرد، چون آنها به خاطر دینشان به جوش میآیند، و برای آن تعصب میورزند؛ زیرا خداوند برای هر امتی، عملشان را آراسته و زیبا نموده است، و آن را خوب و زیبا میبینند، و به هر راهی از آن دفاع میکنند. به گونهای که اگر مسلمانان خدایانشان را دشنام دهند، آنها به خداوند و پروردگار جهانیان که عظمت و شکوه او در دلهای نیکوکاران و بدکاران ریشه دوانده است، دشنام میدهند. اما در روز قیامت، باز گشت همۀ مردم به سوی خدا است، و همه بر خدا عرضه شده، و اعمالشان پیش او آورده میشود. پس آنان را به خوب و بدی که کردهاند، آگاه میسازد. و در این آیۀ کریمه دلیلی بر صحت این قاعدۀ شرعی وجود دارد:«وسایل، با کار و اهداف ارزیابی میشوند، و اینکه وسیله و راهِ به سوی حرام گرچه در اصل جایز و روا باشد، اما مادامی که به شرّ منتهی شود، حرام میباشد.»
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences