As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-A'raf 7:55–72
7:55–56Page 157
ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةًۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ ٥٥
Call upon your Lord in humility and privately; indeed, He does not like transgressors.1
وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا وَٱدۡعُوهُ خَوۡفٗا وَطَمَعًاۚ إِنَّ رَحۡمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٥٦
And cause not corruption upon the earth after its reformation. And invoke Him in fear and aspiration. Indeed, the mercy of Allāh is near to the doers of good.
ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ؛ پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانيد ، زيرا او متجاوزان سرکش را دوست ندارد. وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ؛ در زمين آنگاه که به صلاح آمده است فساد مکنيد و خدا را از روي بيم ، واميد بخوانيد و رحمت خدا به نيکوکاران نزديک است.
(55) دعا، شامل دعای خواستن و دعای عبادت است. پس خداوند دستور داد تا او را فروتنانه بخوانند، (﴿تَضَرُّعٗا﴾) یعنی در دعا و نیایش جدی و در عبادت نیز مستمر باشید. (﴿وَخُفۡيَةً﴾) دعای پنهانی و آهسته نه آشکارا و علنی که بیم ریا در آن باشد. بلکه دعا باید آهسته و به صورت پنهانی صورت پذیرد، و مخلصانه برای خدا باشد. (﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ﴾) بدون شک خداوند آنان را که در هرکاری از حد میگذرند، دوست ندارد. و از جملۀ تجاوز این است که بنده چیزهایی را از خدا بخواهد که شایستۀ او نیست، و یا دعای قطع صلۀ رحم را بکند، و یا اینکه در دعا صدایش را بیش از حد بلند کند. پس همۀ اینها در تجاوزی که از آن نهی شده است، داخلاند.
(56) (﴿وَلَا تُفۡسِدُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و با انجام گناه، در زمین فساد و تباهی مکنید، (﴿بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَا﴾) بعد از آبادانی و اصلاح آن به وسیلۀ طاعت و عبادت؛ زیرا گناه، باعث تباهی اخلاق و کارها و روزیها میگردد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ﴾ به سبب آنچه که مردم کردهاند، فساد در خشکی و دریا آشکار شده است. همان طور که اخلاق و اعمال و حالات دنیا و آخرت با طاعات و عبادات سامان مییابد. (﴿وَٱدۡعُوهُ خَوۡفٗا وَطَمَعًا﴾) و خداوند را با بیم و امید بخوانید؛ یعنی در حالی که از عذاب او میترسید، و به پاداش او و پذیرفته شدن عبادتتان امیدوارید، و از رد شدن دعایتان میترسید. و خدا را مانند بندهای دعا نکنید که به پروردگارش دستور میدهد و او را راهنمایی میکند که چنین کن و چنان کن؛ بندهای که خود پسند بوده، و خویشتن را بالاتر از جایگاهش قرار میدهد. نیز خدا را بسان کسی مخوانید که بی خبر و غافل است و دعا میکند. و خلاصۀ آدابی که خداوند برای دعا بیان کرده، چنین است: دعا باید مخلصانه و تنها برای خدا انجام شود، چون دعای پنهانی، متضمن اخلاص است. واینکه قلب باید بیم و امید داشته باشد نه اینکه بی خبر بوده و به اجابت و پذیرفته شدن دعا توجهی نداشته باشد، و این بهترین نوعِ دعا کردن، و احسانِ در دعا است؛ زیرا احسان در هر عبادتی آن است که تلاش شود به صورت کامل و بدون اینکه هیچ نقص و کمبودی در آن وجود داشته باشد، ادا شود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ رَحۡمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) بیگمان رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است؛ کسانی که عبادت خدا را با نیکویی و احسان انجام داده، و با بندگان خدا به نیکی رفتار مینمایند. پس هر چه بنده احسان و نیکوکاریاش بیشتر باشد، به رحمت پروردگارش نزدیکتر میشود. در این آیه انسان مسلمان، بر احسان و نیکوکاری تشویق شده است.
7:57–58Page 157
وَهُوَ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتۡ سَحَابٗا ثِقَالٗا سُقۡنَٰهُ لِبَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِۚ كَذَٰلِكَ نُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ ٥٧
And it is He who sends the winds as good tidings before His mercy [i.e., rainfall] until, when they have carried heavy rainclouds, We drive them to a dead land and We send down rain therein and bring forth thereby [some] of all the fruits. Thus will We bring forth the dead; perhaps you may be reminded.
وَٱلۡبَلَدُ ٱلطَّيِّبُ يَخۡرُجُ نَبَاتُهُۥ بِإِذۡنِ رَبِّهِۦۖ وَٱلَّذِي خَبُثَ لَا يَخۡرُجُ إِلَّا نَكِدٗاۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَشۡكُرُونَ ٥٨
And the good land - its vegetation emerges by permission of its Lord; but that which is bad - nothing emerges except sparsely, with difficulty. Thus do We diversify the signs for a people who are grateful.
وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ؛ و اوست که پيشاپيش رحمت خود بادها را به بشارت مي فرستد چون بادهاابرهاي گرانبار را بردارند ، ما آن را به سرزمينهاي مرده روان سازيم و از آن باران مي فرستيم و به باران هر گونه ثمره اي را مي رويانيم مردگان را نيز اينچنين زنده مي گردانيم شايد پند گيريد. وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ؛ و سرزمين خوب گياه آن به فرمان پروردگارش مي رويد ، و زمين بد جز اندک ، گياهي از آن پديد نمي آيد براي مردمي که سپاس مي گويند آيات خدا رااينچنين گونه گون بيان مي کنيم.
(57) خداوند اثری از آثار قدرت و نسیمی از نسیمهای عطر آگین رحمت خویش را بیان کرده و میفرماید: (﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦ﴾) و خداوند است که بادها را میفرستد؛ بادهایی که مژده دهندۀ نزول باران هستند، بارانی که آن را به فرمان خدا از زمین برمیخیزانند، آنگاه مردم به رحمت خدا شادمان میگردند و قلبهایشان قبل از نزول باران آرام میگیرد. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتۡ سَحَابٗا ثِقَالٗا﴾) تا هنگامی که بادها ابرهای سنگینی را بردارند. برخی از بادها، ابرها را تحریک کرده، و بادی دیگر آن را جمع مینماید و بادی دیگر آن را از جایی به جایی میبرد.(﴿سُقۡنَٰهُ لِبَلَدٖ مَّيِّتٖ﴾) [آنگاه] آن را به سوی سرزمینی مرده میرانیم که نزدیک است حیوانات آن هلاک شده و مردمانِ آن از رحمت خدا ناامید شوند. (﴿فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ﴾) پس در آن سرزمین مرده، آب فراوان از آن ابر فرو میفرستیم، و خداوند برای آن، بادی را مسخر میکند که آن را سرازیر کند، و باد دیگری را مسخر میسازد که آن را به فرمان خدا پراکنده نماید. (﴿فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾) پس بهوسیلۀ آن، از انواع میوهها پدید میآوریم. بنابراین مردم به رحمت خدا خوشحال میگردند و از خیرات و برکات وی بهرهمند میشوند. (﴿كَذَٰلِكَ نُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) اینگونه مردگان را بیرون میآوریم، باشد که شما متذکّر شوید؛ یعنی همان طور که زمین را پس از اینکه مرده بود با رویاندن سبزیها در آن، زنده کردیم؛ همان گونه نیز مردگان را پس از اینکه فرسوده شده و از بین رفته و پاره پاره شدند، از قبرهایشان بیرون میآوریم. و این استدلال روشنی است؛ زیرا این دو مسئله با هم فرقی ندارند. پس کسی که رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را انکار میکند با وجود اینکه او نظیر و مانند آن را میبیند، از روی عناد وانکارِ امور محسوس، چنین میکند. و در این آیه، آدمی به تأمّل در نعمتهای خدا، و نظر افکندن در آن با چشم عبرت و استدلال نه با چشم غفلت، تشویق شده است.
(58) سپس تفاوت زمینهایی را که بر آن باران میبارد، بیان کرد و فرمود: (﴿وَٱلۡبَلَدُ ٱلطَّيِّبُ﴾) و زمینی که خاکش خوب و آماده است، وقتی که باران بر آن ببارد، (﴿يَخۡرُجُ نَبَاتُهُۥ﴾) گیاه و سبزۀ آن میروید؛ چرا که آن زمین برای رویش آمادگی دارد، (﴿بِإِذۡنِ رَبِّهِۦ﴾) یعنی گیاه و سبزۀ آن به اراده و خواست پروردگارش بیرون میآید. پس اسباب، مستقلاً نمیتوانند هیچ چیزی را بهوجود بیاورند، مگر اینکه خداوند به آن فرمان دهد. (﴿وَٱلَّذِي خَبُثَ﴾) و زمینی که خوب نیست، (﴿لَا يَخۡرُجُ إِلَّا نَكِدٗا﴾) جز گیاه ناچیزی که فایده و برکتی ندارد، نمیرویاند. (﴿كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَشۡكُرُونَ﴾) این چنین آیات را به صورتهای گوناگون بیان میداریم، و در آن مثالها ذکر میکنیم، و آن را برای قومی بیان مینماییم که با اعتراف و اقرار به نعمتهای خدا و به کار بردن آن در راه خشنودی او، شکر وی را به جای میآورند. پس آنان کسانیاند که از احکام و مطالبی که خداوند در کتابش به شیوههای مختلف بیان کرده است، بهرهمند شده و فایده میبرند. چون آنان آنچه را که خداوند در کتابش بیان کرده است، جزو بزرگترین نعمتهایی میدانند که از سوی پروردگارشان به آنان رسیده است. پس خود را نیازمند آن میدانند و با خوشحالی آن را فرا میگیرند و در آن میاندیشند، و به تأمل فرو میروند. پس بر حسب استعدادشان معانی آن را در مییابند. و این مثالی است برای دلهایی که وحی بر آنها نازل میشود؛ وحیی که اساس حیات و زندگی است، همان طور که باران اساس زندگی است. پس دلِ خوب و پاک وقتی که وحی به سوی آن میآید، آن را میپذیرد و برحسب پاک و خوب بودن عنصرش خوبی و نیکی میرویاند. و اما دلهای ناپاک و بد که خیری در آن نیست، وقتی که وحی به سوی آنها میآید، آن را نپذیرفته بلکه خود را به خواب غفلت زده و از آن روی گردانده و با آن مخالفت میکنند. پس نزول وحی بر این دلها، مانند بارانی است که بر شوره زار و ریگها و صخرهها میبارد و هیچ اثری بر جای نمیگذارد. و این مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَالَتۡ أَوۡدِيَةُۢ بِقَدَرِهَا فَٱحۡتَمَلَ ٱلسَّيۡلُ زَبَدٗا رَّابِيٗا﴾ از آسمان آبی فرو فرستاد، پس رودهایی به اندازۀ درهها سرازیر شد، و سیل، کف انباشته شدهای را برداشت.
7:59–64Page 158
لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ ٥٩
We had certainly sent Noah to his people, and he said, "O my people, worship Allāh; you have no deity other than Him. Indeed, I fear for you the punishment of a tremendous Day."
قَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ ٦٠
Said the eminent among his people, "Indeed, we see you in clear error."
قَالَ يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي ضَلَٰلَةٞ وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٦١
[Noah] said, "O my people, there is not error in me, but I am a messenger from the Lord of the worlds.
أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمۡ وَأَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ ٦٢
I convey to you the messages of my Lord and advise you; and I know from Allāh what you do not know.
أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَآءَكُمۡ ذِكۡرٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنكُمۡ لِيُنذِرَكُمۡ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ ٦٣
Then do you wonder that there has come to you a reminder from your Lord through a man from among you, that he may warn you and that you may fear Allāh so you might receive mercy?"
فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَآۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا عَمِينَ ٦٤
But they denied him, so We saved him and those who were with him in the ship. And We drowned those who denied Our signs. Indeed, they were a blind people.1
لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ؛ نوح را بر قومش به رسالت فرستاديم گفت : اي قوم من ، الله را بپرستيد ، شما را خدايي جز او نيست ، من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم. قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ؛ مهتران قومش گفتند : تو را به آشکارا در گمراهي مي بينيم. قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلاَلَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ؛ گفت : اي قوم من ، گمراهي را در من راهي نيست ، من پيامبري از جانب ، پروردگار جهانيانم. أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ؛ پيامهاي پروردگارم را به شما مي رسانم و شما را اندرز مي دهم و از خدا ،آن مي دانم که شما نمي دانيد. أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ آيا از اينکه بر مردي از خودتان از جانب پروردگاتان وحي نازل شده است تا شما را بترساند و پرهيزگاري کنيد و کاري کند که مورد رحمت قرار گيريد، به شگفت آمده ايد ? فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْماً عَمِينَ؛ پس تکذيبش کردند و ما او و کساني را که با او در کشتي بودند رهانيديم و، آنان را که آيات ما را دروغ مي انگاشتند غرقه ساختيم ، که مردمي بي بصيرت بودند.
(59) پس از آنکه خداوند مجموعهای شایسته از دلایل توحید و یگانگی خویش را بیان کرد، با ذکر سرگذشت پیامبران که مردم را به سوی یگانگی و توحید خدا فرا خواندند، و با ذکر سرگذشت امتهایشان که به انکار و مخالفت با آنان پرداختند، و اینکه خداوند چگونه اهل توحید را یاری نمود، و کسانی را که با آنان مخالفت کردند و از آنها فرمان نبردند، هلاک ساخت، دلایلِ دالّ بر توحیدِ خویش را مؤیّد و مستحکم ساخت. و بیان نمود که دعوت همۀ پیامبران بر یک آیین و یک عقیده و باور متفق است. پس در مورد نوح اولین پیامبر فرمود: (﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ﴾) بیگمان نوح را به سوی قومش فرستادیم تا آنها را به عبادت و پرستش خدای یگانه فرا بخواند، در حالی که آنان بتان را میپرستیدند. (﴿فَقَالَ﴾) پس به آنها گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ﴾) ای قوم من! تنها خدا را بپرستید، (﴿مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ﴾) شما غیر از او معبودی ندارید. چون او آفریننده و روزی دهنده و مدبّر همۀ امور است، وغیر از او، جملگی آفریده و مخلوقاند و تحت تدبیر خدا قرار داشته و از خود اختیاری ندارند. سپس نوح آنها را ترساند و بیم داد که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب خدا گرفتار میشوند. پس گفت: (﴿إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) من بر شما میترسم که به عذاب روزی بزرگ گرفتار شوید. و این از اندرزگویی و خیرخواهی و مهربانی نوح صلی الله علیه وسلم برای آنها بود که آنان را از عذاب همیشگی و شقاوت جاودانگی بیم داد. همچنانکه برادران پیامبرش که بیشتر از پدران و مادران نسبت به مردم مهربان و دلسوز بودند، مردم را از گرفتار شدن به عذاب خدا بر حذر میداشتند.
(60) وقتی نوح این سخن را گفت، به زشت ترین صورت او را پاسخ دادند، (﴿قَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِهِۦٓ﴾) رؤسا و ثروتمندان قومش که مردم از آنها پیروی میکردند ـ که غالباً همین گروه در برابر حق تکبر میورزند و به پیامبران گوش فرا نمیدهند ـ گفتند: (﴿إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) همانا ما تو را در گمراهی آشکاری میبینیم. آنان به این اکتفا نکردند که از فرمان نوح سرپیچی کنند، بلکه خود را بالاتر از آن دانستند که از وی اطاعت کنند، و بزرگترین توهین را به او روا داشتند واو را به گمراهی متهم کردند وگمراهی او را، گمراهی آشکاری نامیدند. و این زشت ترین نوعِ تکبر است که در عقلِ ضعیف ترین مردم نمیگنجد. و این صفت در میان قوم نوح وجود داشت، چرا که آنها به نزد بتهایی میآمدند که خود آن را صورتگری کرده و با دستهای خودشان آن را تراشیده بودند؛ جماداتی که نمیدیدند ونمیشنیدند و کاری از آنها ساخته نبود. و آنها این جمادات را به جای آفرینندۀ آسمانها و زمین قرار داده بودند، و انواع عبادتها را برای این بتها انجام میدادند. و اگر آنها عقلی داشتند که بهوسیلۀ آن، حجت خدا بر آنان اقامه شود، بر آنان حکم میشد که دیوانگان از آنان راه یافتهترند.
(61 - 62) پس نوح با نرمی و مهربانی و دلسوزی پاسخ آنها را داد تا شاید فرمان برند. بنابراین گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي ضَلَٰلَةٞ﴾) ای قوم من! در من هیچگونه گمراهی نیست؛ یعنی من در هیچ مسئلهای به گمراهی نرفتهام، بلکه من هدایت کننده و راه یافته هستم. بلکه هدایت او ـ علیه الصلاۀ و السلام ـ از نوع و جنس هدایت پیامبران اولوالعزم است که بالاترین انواع هدایت و کاملترین آن محسوب میشود؛ و این هدایت، همان رسالت تام و کامل است. بنابراین گفت: (﴿وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بلکه من فرستادهای از جانب پروردگار جهانیان هستم. پروردگاری که پروردگار من و شما و همۀ خلایق است، و من و شما و همه را پرورش داده است. بزرگترین پرورش او این است که به سوی بندگانش پیامبرانی را فرستاده است تا آنها را به انجام کارهای شایسته و اخلاق برتر و عقاید نیکو دستور دهند، و آنان را از مخالفت با این چیزها بر حذر دارند. بنابراین فرمود: (﴿أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمۡ﴾) و پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و شما را اندرز میگویم؛ یعنی وظیفۀ من تبلیغ و بیان توحید و اوامر و نواهی خداست، و آن را از سرِ اندرز و خیرخواهی و مهربانی نسبت به شما بیان میکنم. (﴿وَأَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و از جانب خدا چیزهایی میدانم که شما نمیدانید. پس اگر میدانید، باید از من پیروی کنید و از دستورم فرمان ببرید.
(63) (﴿أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَآءَكُمۡ ذِكۡرٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنكُمۡ﴾) آیا تعجب می کنید از اینکه یادآوری و پند و موعظه از جانب پروردگارتان توسط مردی از شما برایتان آمده است؟ چگونه از حالتی تعجب میکنید که شایسته نیست از آن تعجب شود، و آن این است که پند و موعظه و نصیحت توسط مردی از خودتان آمده است که شما صداقت و حالت او را میدانید. پس این از زمرۀ عنایت و توجه خدا و نیکی و احسان او نسبت به شماست که باید با پذیرش و شکرگزاری، به استقبال آن رفت. (﴿لِيُنذِرَكُمۡ وَلِتَتَّقُواۡ وَلَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) تا شما را از عذاب دردناک بیم دهد، و اسبابی را که مایۀ نجات شماست، فراهم کنید، که آن هم پرهیزگاری و ترس از خدا در ظاهر و باطن است. و بدین وسیله رحمت گستردۀ خدا را شامل حال خود سازید.
(64) ولی این سخنان در مورد آنها کار ساز نشد و فایدهای برای آنان در بر نداشت. (﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ﴾) اما او را تکذیب کردند، پس او و کسانی را که همراه با وی در کشتی بودند، نجات دادیم. همان کشتیای که خداوند، نوح -علیه السلام- را به ساختن آن دستور داد، و به او وحی کرد که از هر نوع حیواناتی دو جفت را در آن سوار کند، و خانوادهاش، وهرکس را که ایمان آورده است در آن سوار کند. پس آنها را سوار کرد و خداوند آنان را بهوسیله کشتی نجات داد. (﴿وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَآۚ إِنَّهُمۡ كَانُواۡ قَوۡمًا عَمِينَ﴾) و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم. همانا آنها در برابر هدایت، قومی نابینا بودند، درحالیکه حق را دیدند، و خداوند دلایل روشنی توسط نوح به آنان نشان داد که هر انسان خردمندی با مشاهدۀ آن ایمان میآورد. اما آنها نوحرا مسخره کردند و به او توهین نمودند و کفر ورزیدند.
7:65–72Page 158
۞ وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ ٦٥
And to the ʿAad [We sent] their brother Hūd. He said, "O my people, worship Allāh; you have no deity other than Him. Then will you not fear Him?"
قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي سَفَاهَةٖ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ ٦٦
Said the eminent ones who disbelieved among his people, "Indeed, we see you in foolishness, and indeed, we think you are of the liars."
قَالَ يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي سَفَاهَةٞ وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٦٧
[Hūd] said, "O my people, there is not foolishness in me, but I am a messenger from the Lord of the worlds.
أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنَا۠ لَكُمۡ نَاصِحٌ أَمِينٌ ٦٨
I convey to you the messages of my Lord, and I am to you a trustworthy adviser.
أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَآءَكُمۡ ذِكۡرٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنكُمۡ لِيُنذِرَكُمۡۚ وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ قَوۡمِ نُوحٖ وَزَادَكُمۡ فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗۖ فَٱذۡكُرُوٓاْ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٦٩
Then do you wonder that there has come to you a reminder from your Lord through a man from among you, that he may warn you? And remember when He made you successors after the people of Noah and increased you in stature extensively. So remember the favors of Allāh that you might succeed."
قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِنَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَحۡدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ٧٠
They said, "Have you come to us that we should worship Allāh alone and leave what our fathers have worshipped? Then bring us what you promise us,1 if you should be of the truthful."
قَالَ قَدۡ وَقَعَ عَلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ رِجۡسٞ وَغَضَبٌۖ أَتُجَٰدِلُونَنِي فِيٓ أَسۡمَآءٖ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٖۚ فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ ٧١
[Hūd] said, "Already have defilement and anger fallen upon you from your Lord. Do you dispute with me concerning [mere] names you have named them,1 you and your fathers, for which Allāh has not sent down any authority? Then wait; indeed, I am with you among those who wait."
فَأَنجَيۡنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا وَقَطَعۡنَا دَابِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَاۖ وَمَا كَانُواْ مُؤۡمِنِينَ ٧٢
So We saved him and those with him by mercy from Us. And We eliminated those who denied Our signs, and they were not [at all] believers.
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ؛ و بر قوم عاد ، برادرشان هود را فرستاديم گفت : اي قوم من ، الله رابپرستيد که شما را جز او خدايي نيست ، و چرا نمي پرهيزيد ? قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ؛ مهتران قوم او که کافر شده بودند ، گفتند : مي بينيم که به بيخردي گرفتار شده اي و پنداريم که از دروغگويان باشي. قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ؛ گفت : اي قوم من ، در من نشاني از بيخردي نيست ، من پيامبر پروردگار جهانيانم. أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ؛ پيامهاي پروردگارم را به شما مي رسانم و شما را اندرزگويي امينم. أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ؛ ، آيا از اينکه بر مردي از خودتان از جانب پروردگارتان وحي نازل شده است تا شما را بترساند ، تعجب مي کنيد ? به ياد آريد آن زمان را که شما راجانشين قوم نوح ساخت و به جسم فزوني داد پس نعمتهاي خدا را به ياد آوريد ، باشد که رستگار گرديد. قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ؛ گفتند : آيا نزد ما آمده اي تا تنها الله را بپرستيم و آنچه را که ، پدرانمان مي پرستيدند رها کنيم ? اگر راست مي گويي آنچه را که به ما وعده مي دهي بياور. قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤكُم مَّا نَزَّلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ؛ گفت : عذاب و خشم پروردگارتان حتما بر شما نازل خواهد شد آيا در باره اين بتهايي که خود و پدرانتان بدين نامها ناميده اند و خدا هيچ دليلي بر آنها نازل نساخته است ، با من ستيزه مي کنيد ? به انتظار بمانيد من هم با شما به انتظار مي مانم. فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِينَ؛ هود و همراهانش را به پايمردي رحمت خويش رهانيديم و کساني را که آيات ، ما را تکذيب کردند و ايمان نياورده بودند از ريشه برکنديم.
(65) (﴿وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗا﴾) و به سوی عاد نخستین که در سرزمین یمن بودند، برادر نَسبی آنان هود ـعلیه السلامـ را فرستادیم که آنها را به سوی توحید فرا خواند، و از شرک و سرکشی در زمین بازداشت. (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، شما معبود بر حقی جز او ندارید. آیا اگر بر آنچه که بر آن قرار دارید پایدار بمانید، از عذاب و ناخشنودی او نمیترسید؟ اما آنها نپذیرفتند و فرمان نبردند.
(66) (﴿قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِن قَوۡمِهِۦٓ﴾) اشراف و رؤسای کافر قومش در حالی که دعوت او را رد کرده و رأی و نظر او را خوار شمردند، گفتند: (﴿إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِي سَفَاهَةٖ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾) همانا ما تو را جز فردی ابله و بیخرد نمیبینیم، و گمان غالب ما این است که تو از زمرۀ دروغگویانی. و حقیقت برای آنها دگرگون و منقلب شده بود، و کوریشان شدیدتر شد، آنگاه که پیامبرشان ـعلیه السلامـ را به سبب آنچه که خود بدان متصف بودند، مورد نکوهش و مذمت قرار دادند، حال آنکه او از هر عیبی دور بود؛ زیرا در حقیقت، آنان خود ابله و کم خرد و دروغگو بودند. و چه سفاهت و بیخردی بزرگتر از آن است که کسی حق را انکار و با آن مقابله نماید، و از فرمان بردن از رهبران و خیر خواهان سر باز زند، و قلب و جسمش از هر شیطان سرکشی اطاعت کند، و عبادت را برای غیر خدا انجام دهد و درختان و سنگهایی را بپرستد که برای او کاری نمیکنند؟! و چه دروغی بزرگتر از آن است که کسی چیزی از این امور را به خدا نسبت دهد؟!
(67) (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي سَفَاهَةٞ﴾) گفت: ای قوم من! به هیچ وجه من سفیه و بیخرد نیستم. بلکه او پیامبر و راهنما و عاقل بود. (﴿وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بلکه من فرستادهای از سوی پروردگار جهانیانم. (﴿أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنَا۠ لَكُمۡ نَاصِحٌ أَمِينٌ﴾) اوامر و احکام خدا را به شما میرسانم و من برای شما اندرزگویی امین هستم. پس بر شما واجب است که آن را بپذیرید و از پروردگار جهانیان فرمان برید.
(68) (﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ لَيۡسَ بِي سَفَاهَةٞ﴾) گفت: ای قوم من! به هیچ وجه من سفیه و بیخرد نیستم. بلکه او پیامبر و راهنما و عاقل بود. (﴿وَلَٰكِنِّي رَسُولٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بلکه من فرستادهای از سوی پروردگار جهانیانم. (﴿أُبَلِّغُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَأَنَا۠ لَكُمۡ نَاصِحٌ أَمِينٌ﴾) اوامر و احکام خدا را به شما میرسانم و من برای شما اندرزگویی امین هستم. پس بر شما واجب است که آن را بپذیرید و از پروردگار جهانیان فرمان برید.
(69) (﴿أَوَعَجِبۡتُمۡ أَن جَآءَكُمۡ ذِكۡرٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنكُمۡ لِيُنذِرَكُمۡ﴾) یعنی چگونه از چیزی تعجب میکنید که جای هیچ تعجبی در آن نیست؟ و آن اینکه خداوند مردی از شما را به سویتان فرستاده است که او را میشناسید، و شما را به آنچه که مصلحت و منفعت شماست، پند میدهد، و شما را بر آنچه که به سود شماست، برمیانگیزد. پس شما از روی انکار از وی تعجب میکنید! (﴿ وَٱذۡكُرُوٓاۡ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ قَوۡمِ نُوحٖ﴾) پروردگارتان را ستایش کنید و سپاس بگوئید؛ زیرا قدرت و نعمت به شما داده، و شما را جانشینان امتهای هلاک شده کرده است؛ کسانی که پیامبران را تکذیب کردند، خداوند آنها را هلاک ساخت و شما را باقی گذاشت تا ببیند که چگونه عمل میکنید. و بپرهیزید از اینکه به تکذیب کردن بپردازید، همان طور که آنها تکذیب کردند. پس، عذابی که به آنان رسید به شما نیز میرسد. و نعمت خدا را به یاد آورید که آن را اختصاصاً به شما داده وآن این است که: (﴿وَزَادَكُمۡ فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗ﴾) قدرت و بزرگی جسم شما را از دیگر مردمان بیشتر کرده است. (﴿فَٱذۡكُرُوٓاۡ ءَالَآءَ ٱللَّهِ﴾) پس نعمتهای گسترده و پی در پی او را به یاد آورید. (﴿لَعَلَّكُمۡ﴾) باشد که با به جای آوردن شکر نعمت و ادا کردن حق آن، (﴿تُفۡلِحُونَ﴾) به خواستههایتان دست یازید و از امر ناگوار و نامطلوب نجات پیدا کنید. پس هود برای آنها موعظه کرد و آنان را پند داد، و به توحید و یکتا پرستی امر نمود، و برای آنها بیان کرد که خیرخواه و اندرزگویی امین برای آنان است. و آنان را برحذر داشت که خداوند آنها را به عذاب گرفتار کند، همانطور کسانی را که پیش از آنها بودند به عذاب خویش گرفتار کرد. و نعمتهایی را که خداوند به آنها ارزانی نموده و روزی فراوانی را که به سوی آنان سرازیر کرده بود، به آنان یاد آور شد؛ اما فرمان نبردند و دعوت او را نپذیرفتند.
(70) (﴿قَالُوٓاۡ﴾) با تعجب از دعوت هود، و درحالی که او را مطلع ساختند که محال است از او اطاعت کنند، گفتند: (﴿أَجِئۡتَنَا لِنَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَحۡدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾) آیا پیش ما آمدهای تا تنها خدا را بپرستیم و آنچه را که پدران ما میپرستیدند، رها کنیم؟ خداوند خوار و شرمسارشان کند! آنان چیزی را که واجبترینِ واجبات و کاملترینِ آن است، در ردیف چیزی قرار دادند که در آن به مخالفت راه و برنامهای نمیپردازند که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتند. پس شرک و پرستش بتها را که پدرانِ گمراه خود را بر آن یافته بودند، بر توحید و یگانگی خدا ترجیح دادند، و پیامبران را تکذیب کردند و گفتند: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس آنچه را که به ما وعده میدهی برایمان بیاور، اگر تو از راستگویانی! و آنان با این در خواست، نابودی خویش را طلب کردند.
(71) (﴿قَالَ﴾) هود علیه السلام به آنان گفت: (﴿قَدۡ وَقَعَ عَلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُمۡ رِجۡسٞ وَغَضَبٌ﴾) عذاب و خشم بزرگی از جانب پروردگارتان بر شما واقع شد؛ یعنی حتماً واقع میشود؛ زیرا اسباب آن فراهم شده، و وقت و زمان هلاکت فرا رسیده است. (﴿أَتُجَٰدِلُونَنِي فِيٓ أَسۡمَآءٖ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم﴾) چگونه با من در مورد چیزهایی مجادله میکنید که حقیقت ندارند؟ و چگونه در مورد بتهایی با من مجادله میکنید که آن را خدا نامیدهاید، و هیچ چیزی ـ حتی به اندازهی ذرهای ـ از صفات الوهیت و خدایی در آن بتها وجود ندارد؟ (﴿مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٖ﴾) خداوند در تأیید این قضیه، دلیلی نفرستاده است؛ زیرا اگر آن درست بود، خداوند بر صحت آن دلیلی فرو میفرستاد. پس، این دلیلی است بر باطل بودن این ادعا؛ زیرا هیچ مسألهای نیست ـ به ویژه در امور بزرگ و کلان ـ مگر اینکه خداوند در مورد آن دلایلی بیان کرده که در سایۀ آن، مسأله بر کسی پوشیده نمیماند. (﴿فَٱنتَظِرُوٓاۡ﴾) پس منتظر عذابی باشید که من شما را بدان وعده دادهام، (﴿إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ﴾) همانا من همراه شما از منتظران هستم. و میان این دو انتظار فرق است؛ انتظار کشیدن کسی که از واقع شدن عذاب میترسد، و انتظار کشیدن کسی که از خدا چشم پاداش و یاری دارد.
(72)[بنابراین خداوند میان دو گروه قضاوت کرد، و این موضوع را فیصله داد.] پس فرمود: (﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ﴾) یعنی هود را نجات دادیم، (﴿وَٱلَّذِينَ﴾) و آنان که ایمان آوردند (﴿مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا﴾) همراه با او به رحمتی از جانب ما. آنان همان کسانی بودند که خداوند به سوی ایمان هدایتشان کرد و ایمان آنان را سببی برای نیل آنها به رحمت خویش قرار داد. پس آنان را به سبب رحمت خویش نجات داد. (﴿وَقَطَعۡنَا دَابِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) و بهوسیلۀ عذاب سختی که هیچ کس از آنان را باقی نگذاشت، آنها را ریشه کن نمودیم و نابودشان کردیم. و خداوند طوفان و تند باد شدیدی را بر آنها مسلط نمود که با هر چیزی برخورد میکرد، آن را چون استخوان پودر شده میگرداند. پس هلاک شدند و چنان بلایی بر سر آنان آمد که چیزی جز مسکنهایشان به چشم نمیخورد. پس بنگر سرانجام بیم دادهشدگان چه شد! کسانی که حجت بر آنها اقامه شد اما تسلیم آن نشدند، و به ایمان فرا خوانده شدند ولی ایمان نیاوردند، و سرانجام آنها هلاکت و خواری و رسوایی شد. ﴿وَأُتۡبِعُواۡ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا لَعۡنَةٗ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَآ إِنَّ عَادٗا كَفَرُواۡ رَبَّهُمۡۗ أَلَا بُعۡدٗا لِّعَادٖ قَوۡمِ هُودٖ﴾ ودر این دنیا و در روز قیامت نفرین به دنبالشان است. آگاه باشید! همانا قوم عاد پروردگارشان را ناسپاسی کردند، نابود باد قبیلۀ عاد، قوم هود.و در اینجا فرمود: (﴿وَقَطَعۡنَا دَابِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَاۖ وَمَا كَانُواۡ مُؤۡمِنِينَ﴾) و کسانیرا که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، نابود و ریشهکن ساختیم. و آنان آیات را تکذیب کردند و به هیچ وجهی ایمان نیاوردند، بلکه تکذیب و مخالفت و تکبر و فساد در قلب آنان رسوخ کرد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences