As-Sa'diAl‑A'raf · 7:85–102

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

Al-A'raf 7:85–102

7:85–93Page 161

وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ قَدۡ جَآءَتۡكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡۖ فَأَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ وَٱلۡمِيزَانَ وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ ٨٥

And to [the people of] Madyan [We sent] their brother Shuʿayb. He said, "O my people, worship Allāh; you have no deity other than Him. There has come to you clear evidence from your Lord. So fulfill the measure and weight and do not deprive people of their due and cause not corruption upon the earth after its reformation. That is better for you, if you should be believers.

وَلَا تَقۡعُدُواْ بِكُلِّ صِرَٰطٖ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِهِۦ وَتَبۡغُونَهَا عِوَجٗاۚ وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ كُنتُمۡ قَلِيلٗا فَكَثَّرَكُمۡۖ وَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٨٦

And do not sit on every path, threatening and averting from the way of Allāh those who believe in Him, seeking to make it [seem] deviant. And remember when you were few and He increased you. And see how was the end of the corrupters.

وَإِن كَانَ طَآئِفَةٞ مِّنكُمۡ ءَامَنُواْ بِٱلَّذِيٓ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ وَطَآئِفَةٞ لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ فَٱصۡبِرُواْ حَتَّىٰ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ بَيۡنَنَاۚ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ ٨٧

And if there should be a group among you who has believed in that with which I have been sent and a group that has not believed, then be patient until Allāh judges between us. And He is the best of judges."

۞ قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لَنُخۡرِجَنَّكَ يَٰشُعَيۡبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَكَ مِن قَرۡيَتِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَاۚ قَالَ أَوَلَوۡ كُنَّا كَٰرِهِينَ ٨٨

Said the eminent ones who were arrogant among his people, "We will surely evict you, O Shuʿayb, and those who have believed with you from our city, or you must return to our religion." He said, "Even if we were unwilling?

قَدِ ٱفۡتَرَيۡنَا عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا إِنۡ عُدۡنَا فِي مِلَّتِكُم بَعۡدَ إِذۡ نَجَّىٰنَا ٱللَّهُ مِنۡهَاۚ وَمَا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّعُودَ فِيهَآ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّنَاۚ وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًاۚ عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَاۚ رَبَّنَا ٱفۡتَحۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ قَوۡمِنَا بِٱلۡحَقِّ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰتِحِينَ ٨٩

We would have invented against Allāh a lie if we returned to your religion after Allāh had saved us from it. And it is not for us to return to it except that Allāh, our Lord, should will. Our Lord has encompassed all things in knowledge. Upon Allāh we have relied. Our Lord, decide between us and our people in truth, and You are the best of those who give decision."

وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ لَئِنِ ٱتَّبَعۡتُمۡ شُعَيۡبًا إِنَّكُمۡ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ ٩٠

Said the eminent ones who disbelieved among his people, "If you should follow Shuʿayb, indeed, you would then be losers."

فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ ٩١

So the earthquake seized them, and they became within their home [corpses] fallen prone.

ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيۡبٗا كَأَن لَّمۡ يَغۡنَوۡاْ فِيهَاۚ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيۡبٗا كَانُواْ هُمُ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٩٢

Those who denied Shuʿayb - it was as though they had never resided there. Those who denied Shuʿayb - it was they who were the losers.

فَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَنَصَحۡتُ لَكُمۡۖ فَكَيۡفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوۡمٖ كَٰفِرِينَ ٩٣

And he [i.e., Shuʿayb] turned away from them and said, "O my people, I had certainly conveyed to you the messages of my Lord and advised you, so how could I grieve for a disbelieving people?"

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ؛ و بر مردم مدين برادرشان شعيب را فرستاديم گفت : اي قوم من ، الله را، بپرستيد ، شما را خدايي جز او نيست ، از جانب پروردگارتان نشانه اي روشن آمده است در پيمانه و ترازو خيانت مکنيد و به مردم کم مفروشيد واز آن پس که زمين به صلاح آمده است در آن فساد مکنيد ، که اگر ايمان آورده ايد ، اين برايتان بهتر است. وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ؛ و بر سر راهها منشينيد تا مؤمنان به خدا را بترسانيد و از راه خدا، رويگردان سازيد و به کجروي واداريد و به ياد آريد آنگاه که اندک بوديد ، خدا بر شمار شما افزود و بنگريد که عاقبت مفسدان چگونه بوده است. وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ يْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ؛ اگر گروهي از شما به آنچه من از جانب خدا بدان مبعوث شده ام ، ايمان آورده اند و گروهي هنوز ايمان نياورده اند ، صبر کنيد تا خدا ميان ما حکم کند که او بهترين داوران است. قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ؛ مهتران قومش که سرکشي پيشه کرده بودند گفتند : اي شعيب ، تو و کساني را، که به تو ايمان آورده اند از قريه خويش مي رانيم مگر آنکه به آيين ما برگرديد گفت : و هر چند از آن کراهت داشته باشيم ? قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَا إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ ؛ پس از آنکه خدا ما را از کيش شما رهانيده است اگر بدان بازگرديم ،، برخدا دروغ بسته باشيم ، و ما ديگر بار بدان کيش باز نمي گرديم ، مگر آنکه خدا آن پروردگار ما خواسته باشد زيرا علم پروردگار ما بر همه چيز احاطه دارد ما بر خدا توکل مي کنيم اي پروردگار ما ، ميان ما و قوم ما به حق ، راهي بگشا که تو بهترين راهگشايان هستي. وَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَّخَاسِرُونَ؛ مهتران قومش که کافر بودند ، گفتند : اگر از شعيب پيروي کنيد سخت زيان کرده ايد. فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ؛ پس زلزله اي سخت آنان را فرو گرفت و در خانه هاي خود بر جاي مردند. الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَانُواْ هُمُ الْخَاسِرِينَ؛ آنان که شعيب را به دروغگويي نسبت دادند ، گويي که هرگز در آن ديار نبوده اند آنان که شعيب را به دروغگويي نسبت دادند خود زيان کردند. فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ؛ پس ، از آنها رويگردان شد و گفت : اي قوم من ، هر آينه پيامهاي ، پروردگارم را به شما رسانيدم و اندرزتان دادم چگونه بر مردمي کافر اندوهگين شوم ?

(85) (﴿وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ﴾) و به سوی قبیلۀ معروف مدین، (﴿أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗا﴾) برادرشان -شعیب- را فرستادیم تا آنان را به عبادت خداوند یگانه و بی‌شریک فرا بخواند، و به آنها دستور دهد که پیمانه و ترازو را به صورت کامل بپردازند، و حقوق مردم را کم نکنند و با انجام دادن گناه در زمین، فساد و تباهی ننمایند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَا تُفۡسِدُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ بَعۡدَ إِصۡلَٰحِهَاۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) و در زمین بعد از اصلاح آن، فساد مکنید. این برایتان بهتر است، اگر شما مؤمن هستید؛ زیرا ترک گناهان به خاطر فرمان بردن از دستور خدا و نزدیکی جستن به او، برای بنده بهتر و سودمندتر از آن است که مرتکب گناهان شود، وموجب ناخشنودی خداوند جبار و عذاب جهنم ‌گردد.

(86) (﴿وَلَا تَقۡعُدُواۡ بِكُلِّ صِرَٰطٖ﴾) و بر سر هر راهی به کمین مردم ننشینید؛ یعنی راهی که رفت و آمد در آن زیاد است، مردم را از آن بر حذر ندارید، (﴿تُوعِدُونَ﴾) و مردم را از در پیش گرفتن آن مترسانید، (﴿وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِهِۦ﴾) و کسانی را که به خدا ایمان آورده‌اند از راه او باز ندارید. یعنی کسانی را که می‌خواهند به وسیلۀ این راه هدایت شوند، باز ندارید، (﴿وَتَبۡغُونَهَا عِوَجٗا﴾) و راه خدا را کج می‌خواهید، به گونه‌ای که آن را با هواهای نفسانی خود همسو سازید. حال آنکه بر شما و دیگران واجب بود راهی را که خداوند برای بندگانش قرار داده است، و آدمی را به خشنودی او و سرای کرامت راهنمایی می‌کند، در پیش گیرید. راهی که بزرگ‌ترین رحمت و مهربانی خدا نسبت به بندگان است. پس به یاری آن مسلک بشتابید و به سوی آن فرا بخوانید و از آن حمایت کنید. نه اینکه راهزنان این راه باشید، و مردم را از آن باز دارید؛ زیرا این کار، ناسپاسی نعمت خدا و مخالفت و مبارزه با او، و کج کردن راست‌ترین و میانه‌ترین راه است. اما شما به کسی که این راه را در پیش گیرد، توهین می‌کنید. (﴿وَٱذۡكُرُوٓاۡ إِذۡ كُنتُمۡ قَلِيلٗا فَكَثَّرَكُمۡ﴾) و به یاد آورید نعمت خدا را، آنگاه که کم بودید، پس شما را زیاد نمود؛ یعنی شما را با دادنِ همسران و فرزندان و سلامتی رشد داد، و شما را با بیماری‌هایی از قبیل «وبا» و دیگر بیماری‌هایی که [از نسل و تعداد] شما می‌کاست، نیازمود، و دشمنی را بر شما مسلط نگرداند که نابودتان کند. و شما را در زمین پراکنده نکرد، بلکه با گرد آوردن در یک‌جا، و سرازیر کردن روزی به سویتان، و فراوانی نسل بر شما انعام کرد. (﴿وَٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) و بنگرید که سرانجام فسادکنندگان چگونه است؟ پس شما آنها را در گروه‌هایشان جز پراکنده نمی‌بینید، و جز و حشت و گیاهانی در اماکن سکونتشان، نمی‌یابید. و نام نیکی از خود برجای نگذاشته‌اند، بلکه در دنیا نفرین، و در روز قیامت خواری و رسوایی بهرۀ آنان است.

(87)﴿وَإِن كَانَ طَآئِفَةٞ مِّنكُمۡ ءَامَنُواۡ بِٱلَّذِيٓ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ وَطَآئِفَةٞ لَّمۡ يُؤۡمِنُواۡ﴾) و اگر گروهی از شما به آنچه من بدان فرستاده شده‌ام، ایمان آوَرَد وگروهی دیگر ایمان نیاوَرَد ـ که بخش اعظم آنان را گروه بی‌ایمان تشکیل می‌دهد ـ، (﴿فَٱصۡبِرُواۡ حَتَّىٰ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ بَيۡنَنَاۚ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ﴾) پس صبر کنید تا خدا میان ما داوری کند؛ و او بهترین داوران است؛ اهل حق را یاری داده، و باطل‌گرایان را به عذاب و عقوبت دچار خواهد کرد.

(88) (﴿قَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ مِن قَوۡمِهِۦ﴾) و اشراف و سران متکبر قومش که از خواست‌ها و امیال خود پیروی کرده، و با لذت‌ها و خوش‌گذرانی‌ها سرگرم و غافل شده بودند، وقتی که حق پیش آنان آمد و دیدند که با خواست‌های پلیدشان موافق نیست، آن را رد کردند و از پذیرفتن آن امتناع ورزیدند، و به پیامبرشان شعیب و مؤمنان مستضعفی که همراه او بودند، گفتند: (﴿لَنُخۡرِجَنَّكَ يَٰشُعَيۡبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مَعَكَ مِن قَرۡيَتِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا﴾) ای شعیب! حتماً تو و کسانی‌را که همراه تو ایمان آورده‌اند از شهر و آبادی خود بیرون می‌کنیم، یا اینکه باید به دین ما برگردید. آنها نیروی ددمنشانه و درنده‌خویی خود را در مقابله با حق به‌کار گرفتند، و هیچ دین و عهد و حقی را رعایت نکردند؛ بلکه هوی وهوس وخواست‌هایشان را درنظر گرفتند، و از سفاهت و ابلهی خود که آنان را بر این سخن فاسد راهنمایی کرده بود، پیروی نموده وگفتند: یا تو و کسانی که به شما ایمان آورده‌اند، به دین ما برمی‌گردید و یا اینکه از شهر و آبادی خود بیرونتان می‌کنیم. پس شعیب علیه الصلاة والسلام ـ آنان‌را فرا خواند و امیدوار بود ایمان بیاورند. اما اورا تهدید کردند که اگر از ما پیروی نکنید، شمارا از وطن اخراج می‌کنیم. در حالی که او و کسانی که همراهش بودند، به اقامت در آن سزاوارتر بودند. (﴿قَالَ﴾) شعیب ـ علیه الصلاة والسلام ـ با تعجب از سخنشان گفت: (﴿أَوَلَوۡ كُنَّا كَٰرِهِينَ﴾) آیا علی رغم اینکه از دین و آئین باطلتان متنفر هستیم و آن را باطل می‌دانیم، باز از شما پیروی نماییم؟! زیرا کسی به دین شما فرا خوانده می‌شود که به آن علاقه داشته باشد، اما کسی که آشکارا مردم را از آن باز می‌دارد و پیروان آن را تقبیح می‌کند، چگونه به سوی آن فرا خوانده می‌شود؟!

(89) (﴿قَدِ ٱفۡتَرَيۡنَا عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا إِنۡ عُدۡنَا فِي مِلَّتِكُم بَعۡدَ إِذۡ نَجَّىٰنَا ٱللَّهُ مِنۡهَا﴾) بر ما گواه باشید که اگر به دین شما برگردیم بعد از آنکه خدا ما را از شر آن نجات داده است، ما دروغگو هستیم، و به خدا دروغ نسبت می‌دهیم؛ زیرا می‌دانیم که هیچ دروغ و افترایی بزرگ‌تر از آن نیست که کسی برای خدا شریک قرار بدهد، حال آنکه او یگانه و یکتا و بی‌نیاز است؛ خداوندی که نه همسری دارد و نه فرزندی و نه در پادشاهی شریکی دارد. (﴿وَمَا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّعُودَ فِيهَآ﴾) و ما را نسزد که به آن در آییم و به آن برگردیم؛ یعنی غیر ممکن است که به آن برگردیم، و این یک امر محال است. پس شعیب ـ ‌علیه الصلاة والسلام ـ آنهارا از اینکه با آنان موافقت کند، از چند جهت ناامید کرد؛ یکی اینکه دین آنها را نمی‌پسندند، و از شرکی که بر آن قرار دارند، متنفر هستند؛ دیگر اینکه شعیب آیین آنها را توهم و دروغ به حساب آورد، وآنها را گواه گرفت که اگر او و کسانی که همراهش هستند از آنها پیروی کنند، دروغگو می‌باشند؛ و دیگر اینکه شعیب و یارانش به نعمتی که خدا به آنان ارزانی داشته بود، اعتراف کردند و آن اینکه خداوند آنان را از آن دین منحرف نجات داده است؛ و دیگر اینکه برگشتن آنها به آن دین خرافی پس از اینکه خداوند آنها را هدایت کرد، غیر ممکن و محال است. و با توجه به تعظیم خدا در دل‌هایشان، و اعتراف به بندگی او، و اینکه او معبود یکتا است و عبادت جز برای او شایسته نیست، و اقرار به اینکه معبودانِ مشرکان باطل هستند، امکان ندارد که به دین آنان برگردند؛ زیرا خداوند به آنان عقل و خردی را ارزانی نموده است که به‌وسیلۀ آن، حق و باطل و هدایت و گمراهی را تشخیص می‌دهند. اما از آنجا که مشیت خدا و ارادۀ او در آفریدگانش نافذ است، و هیچ‌کس نمی‌تواند از دایرۀ مشیّت و خواست او بیرون رود ـ‌گرچه تمامی اسباب دست به دست هم دهند و تمامی نیروها همسو باشندـ آنها بر خود حکم نمی‌کنند که چیزی را خواهند کرد یا آن را ترک ‌کنند. بنابراین استثنایی قایل شدند و گفتند: (﴿وَمَا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّعُودَ فِيهَآ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّنَاۚ ﴾) و ما را نسزد که به آن برگردیم مگر اینکه پروردگار ما بخواهد؛ یعنی برای ما و دیگران ممکن نیست که از دایرۀ خواست و مشیّت خدا که تابع علم و حکمت او است، بیرون رویم. (﴿وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيۡءٍ عِلۡمًا﴾) و علم و آگاهی پروردگارمان هر چیزی را احاطه نموده است. پس خداوند آنچه را که شایستۀ بندگان است، می‌داند، و تدبیر امور آنان بر عهدۀ اوست. (﴿عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلۡنَا﴾) بر او اعتماد نموده‌ایم و او ما را به راه راست هدایت خواهد کرد. بر او توکل نموده‌ایم و او ما را از همۀ راه‌های جهنم نجات می‌دهد؛ زیرا هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کافی است و امر دین و دنیایش را برای او آسان می‌گرداند. (﴿رَبَّنَا ٱفۡتَحۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ قَوۡمِنَا بِٱلۡحَقّ﴾) پروردگارا! بین ما و قوم ما به حق داوری کن؛ یعنی مظلوم و صاحبِ حق را، بر ظالم و مخالفِ حق پیروز گردان. (﴿وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰتِحِينَ﴾) و تو بهترین گشایندگان هستی. و خداوند برای بندگانش به دو صورت گشایش می‌آورد؛ گشودن علم و دانش به وسیلۀ روشن شدن حق از باطل و هدایت از گمراهی، و روشن کردن اینکه چه کسی بر راه راست است و چه کسی از آن منحرف گشته است.

(90) و نوع دوم داوری و گشایش خدا، به وسیلۀ عقوبت ستمگران و نجات و بزرگداشت صالحان صورت می‌پذیرد. پس آنان از خدا خواستند که میان آنها و قومشان به حق و عدالت داوری کند، و از نشانه‌ها و عبرت‌هایش چیزهایی به آنان نشان دهد که هر دو گروه راهشان را از یکدیگر جدا کنند. (﴿وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِن قَوۡمِهِۦ﴾) و اشراف و رؤسای کافر قومش، مردم را از پیروی کردن از شعیب برحذرداشته و گفتند: (﴿لَئِنِ ٱتَّبَعۡتُمۡ شُعَيۡبًا إِنَّكُمۡ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ﴾) اگر شما از شعیب پیروی کنید آنگاه از زیانکاران هستید. این چیزی بود که نفسشان برای آنها آراسته، و آنان را فریب داده بود که زیان و بدبختی، در پیروی کردن از هدایت و رشد است. اما ندانستند که زیان کامل و همه جانبه، در پایبندی به گمراهی و گمراه کردن دیگران است، که آنان بر آن بودند. و زمانی متوجه این قضیه شدند که عذاب آنها را فراگرفت.

(91) (﴿فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ﴾) پس زلزلۀ شدیدی آنان را فراگرفت، (﴿ فَأَصۡبَحُواۡ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ﴾) و در خانه‌هایشان بیهوش و خشکیده و مرده افتادند.

(92) خداوند متعال حالتِ بدِ آنها را بیان کرده و می‌فرماید: (﴿ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ شُعَيۡبٗا كَأَن لَّمۡ يَغۡنَوۡاۡ فِيهَا﴾) کسانی که شعیب را تکذیب کردند، گویی که در خانه‌هایشان سکونت نداشته و از آن لذت نبرده و از سایه‌های دلپذیر آن استفاده نکرده‌اند. انگار در تفریحگاه‌ها و نهرهای آن تفرّج نکرده و از میوه‌های درختان آن نخورده‌اند. پس عذاب، آنان را در بر گرفت و مکان سرگرمی و بازی و لذت‌جویی آنها را تبدیل به مکان اندوه و بدبختی و عذاب کرد. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ شُعَيۡبٗا كَانُواۡ هُمُ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾) کسانی که شعیب را تکذیب کردند، آنان زیا کاران بودند؛ یعنی فقط آنان زیانکارند، چون آنها خویشتن و دین و خانواده‌هایشان را در روز قیامت ضایع می‌کنند، و این زیانی آشکار است. نه کسانی که به آنها گفتند: (﴿لَئِنِ ٱتَّبَعۡتُمۡ شُعَيۡبًا إِنَّكُمۡ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ﴾) اگر شما از شعیب پیروی کنید، همانا آنگاه از زیانکاران هستید.

(93) پس وقتی که هلاک شدند، پیامبرشان ـ علیه الصلاة والسلام ـ از آنان روی برتافت، (﴿وَقَالَ﴾) و پس از مرگشان با سرزنش وتوبیخ خطاب به آنان گفت: (﴿يَٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي﴾) ای قوم من! همانا پیام‌های پروردگارم را به شما رساندم، و برایتان بیان کردم، به نحوی که به اعماق وجود و دل‌هایتان رسید، و در آن جای گرفت، و دریافتید که پیامی بالاتر از آن وجود ندارد. (﴿وَنَصَحۡتُ لَكُمۡ﴾) و شما را نصیحت کردم، اما شما نصیحت مرا نپذیرفتید و از راهنمایی‌ها اطاعت نکردید، بلکه سرپیچی و سرکشی نمودید. (﴿فَكَيۡفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوۡمٖ كَٰفِرِينَ﴾) پس چگونه برای کسانی اندوهگین شوم که خیری در آنها نیست؟ و خیر پیش آنها آمد، اما آن را رد کرده ونپذیرفتند. بنابراین جز شر و بدی چیزی شایستۀ آنها نیست. پس اینان شایسته نیستند که برایشان اندوه خورد، بلکه به هلاکت و نابود شدنشان باید شاد شد. بار خدایا! از رسوایی و خواری به تو پناه می‌برم! ‌و چه شقاوت و عقوبتی بزرگ‌تر از آن است که آدمی به حالتی برسد که خیرخواه‌ترین مردم از وی بیزاری جوید؟!

7:94–95Page 162

وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّبِيٍّ إِلَّآ أَخَذۡنَآ أَهۡلَهَا بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمۡ يَضَّرَّعُونَ ٩٤

And We sent to no city a prophet [who was denied] except that We seized its people with poverty and hardship that they might humble themselves [to Allāh].

ثُمَّ بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ ٩٥

Then We exchanged in place of the bad [condition], good, until they increased [and prospered] and said, "Our fathers [also] were touched with hardship and ease."1 So We seized them suddenly while they did not perceive.2

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ؛ و ما هيچ پيامبري را به هيچ قريه اي نفرستاديم مگر آنکه ساکنانش را به سختي و بيماري گرفتار کرديم ، باشد که تضرع کنند. ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ؛ آنگاه جاي بلا و محنت را به خوشي و خوبي سپرديم ، تا شمارشان افزون شد وگفتند : آن پدران ما بودند که دچار سختي و بيماري شدند ناگهان آنان را بي خبر فرو گرفتيم.

(94) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّبِيٍّ﴾) و در هیچ شهر و آبادی، پیامبری را نفرستاده‌ایم که آنان را به عبادت خدا فراخوانَد و از شر و بدی باز دارد، و آنان از وی پیروی نکنند، (﴿إِلَّآ أَخَذۡنَآ أَهۡلَهَا﴾) مگر اینکه اهل آنجا را، (﴿بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ﴾) با فقر و بیماری و انواع مصیبت‌ها مورد آزمایش قرار داده‌ایم. (﴿لَعَلَّهُمۡ﴾) تا شاید وقتی که به این مصیبت‌ها دچار گردند، فروتن شوند. و (﴿يَضَّرَّعُونَ﴾) به درگاه خدا زاری و تضرع نمایند و تسلیم حق شوند.

(95) (﴿ثُمَّ﴾) سپس وقتی‌که دچار شدن به مصایب، در آنان کارساز نشد و استکبار آنها ادامه یافت و طغیان و سرکشی‌شان بیشتر شد، (﴿بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ﴾) به جای سختی و بدی، نیکی را قرار دادیم. پس خداوند روزی‌ها را به سوی آنها سرازیر نمود و جسم‌هایشان را تندرست و سلامت کرد، و بلا و مصیبت‌ها را از آنان دور ساخت، (﴿حَتَّىٰ عَفَواۡ﴾) تا اینکه زیاد شدند و روزی‌هایشان فراوان شد، و در نعمت و فضل خدا فرو رفتند، و مصیبت‌هایی که بر آنان آمده بود، فراموش نمودند، (﴿وَّقَالُواۡ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ﴾) و گفتند: پدرانمان را نا خوشی و خوشی رسیده است؛ یعنی این عادت و شیوه، همواره در میان گذشتگان و آیندگان موجود بوده است؛ و بر حسب دگرگونی‌های زمان و چرخش روزگار، گاهی در خوشی و ثروتمندی به سر برده، و گاهی در ناراحتی و تنگدستی قرار داشتند. و پنداشتند که این مصیبت‌ها، به خاطر پند گرفتن و موعظه و استدراج و باز آمدن نیست. تا اینکه شاد شدند و به آنچه داده شده بودند، خوشحال گردیدند و دنیا، آنها را شیفته و مجذوب خود کرد. (﴿فَأَخَذۡنَٰهُم﴾) پس بناگاه [گریبان] آنهارا گرفتیم. (﴿بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ﴾) ناگهان [آنان را گرفتیم] در حالی که آنان نمی‌فهمیدند؛ یعنی هلاک‌شدن و نابود گشتن، به ذهن آنان خطور نمی‌کرد، وگمان می‌بردند که آنها شایستگی برخورداری از این نعمات را دارند و می‌توانند آنها را در قبضۀ خود نگاه دارند. و در این پندار بودند که این نعمت‌ها همیشه در دسترس آنان بوده، و به جایی دیگر منتقل نخواهند شد.

7:96–99Page 163

وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡقُرَىٰٓ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَفَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَرَكَٰتٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذۡنَٰهُم بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٩٦

And if only the people of the cities had believed and feared Allāh, We would have opened [i.e., bestowed] upon them blessings from the heaven and the earth; but they denied [the messengers], so We seized them for what they were earning.1

أَفَأَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا بَيَٰتٗا وَهُمۡ نَآئِمُونَ ٩٧

Then, did the people of the cities feel secure from Our punishment coming to them at night while they were asleep?

أَوَأَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا ضُحٗى وَهُمۡ يَلۡعَبُونَ ٩٨

Or did the people of the cities feel secure from Our punishment coming to them in the morning while they were at play?1

أَفَأَمِنُواْ مَكۡرَ ٱللَّهِۚ فَلَا يَأۡمَنُ مَكۡرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ٩٩

Then, did they feel secure from the plan of Allāh? But no one feels secure from the plan of Allāh except the losing people.

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ؛ اگر مردم قريه ها ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کرده بودند برکات ، آسمان و زمين را به رويشان مي گشوديم ، ولي پيامبران را به دروغگويي نسبت دادند ما نيز به کيفر کردارشان مؤاخذه شان کرديم. أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَآئِمُونَ؛ آيا مردم قريه ها پنداشتند از اينکه عذاب ما شب هنگام که به خواب رفته اند بر سر آنها بيايد ، در امانند ? أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ؛ و آيا مردم قريه ها پنداشتند از اينکه عذاب ما به هنگام چاشت که به بازيچه مشغولند بر سر آنها بيايد ، در امانند ? أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ؛ آيا پنداشتند که از مکر خدا در امانند ? از مکر خدا جز زيانکاران ايمن ، ننشينند.

(96) خداوند متعال ذکر نمود کسانی که پیامبران را تکذیب می‌کنند، به منظور پندپذیری و برحذر داشته شدن، به ناخوشی و ناگواری‌ها گرفتار می‌شوند، و از باب استدراج و مکر، به خوشی‌ها دست می‌یازند. سپس بیان نمود که اگر اهالی آبادی‌ها قلباً ایمان بیاورند؛ ایمانی صادق و راست که اعمال آن را تصدیق نمایند، و در ظاهر و باطن با ترک کردن همۀ آنچه که خدا حرام نموده است، تقوای الهی را رعایت کنند، برکت‌های آسمان و زمین بر روی آنان گشوده می‌شود، و خداوند پی در پی از آسمان برای آنان باران می‌فرستد، و از زمین چیزهایی برای آنان می‌رویاند که خود و چهارپایانشان به وسیلۀ آن زندگی شاد و خرم و روزی فراوان خواهند داشت، بدون اینکه برای به دست آوردن آن، دچار رنج و خستگی و زحمت شوند. اما آنها ایمان نیاوردند و پرهیزگاری نکردند، (﴿فَأَخَذۡنَٰهُم بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) پس ناگهان آنان را به سبب آنچه که می‌کردند، به عقوبت‌ها و بلاها و قطع برکات ‌و نزول آفت‌های زیاد گرفتار کردیم؛ و این سزای پاره‌ای از اعمالشان است، و اگر خداوند آنها را به سبب همۀ آنچه که کرده اند مجازات نماید، هیچ جنبنده‌ای را بر روی زمین باقی نخواهد گذاشت. ﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾ فساد و تباهی در خشکی و دریا به سبب آنچه مردمان کردند، آشکار گردید، تا سزای پاره‌ای از آنچه که کرده‌اند را، به آنان بچشاند؛ شاید باز آیند.

(97) (﴿أَفَأَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ﴾) آیا مردمان و اهالی آبادی‌هایی که پیامبران را تکذیب کردند، ایمن شدند، (﴿أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا﴾) از اینکه عذاب سخت ما، به سراغ آنها بیاید؟ (﴿بَيَٰتٗا وَهُمۡ نَآئِمُونَ﴾) شبانگاهان در حالی که خوابیده‌اند؟ یعنی در حالت غفلت و بی‌خبری و در حالی که در استراحت هستند، آنها را فراگیرد؟

(98) (﴿أَوَ أَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا ضُحٗى وَهُمۡ يَلۡعَبُونَ﴾) و آیا مردمان شهرها ایمن شدند از اینکه عذاب ما چاشتگاه به سراغ آنها بیاید، در حالی که مشغول بازی هستند؟! پس چه چیزی آنها را ایمن داشته است، در حالی که آنها اسبابش را فراهم کرده و انجام داده و جنایت‌های بزرگی را مرتکب شده‌اند که برای هلاکت و نابودی‌شان، فقط پاره‌ای از آن جنایت‌ها کافی است؟!

(99) (﴿أَفَأَمِنُواۡ مَكۡرَ ٱللَّهِ﴾) آیا از مکر خدا ایمن شدند، ومطمئن هستند که آنان را مهلت داده، و ناگهان آنان را نابود نمی‌نماید؟ همانا مکر خدا بسیار محکم است. (﴿فَلَا يَأۡمَنُ مَكۡرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) و از مکر خدا ایمن نمی‌شود، مگر قومی که زیانکارند؛ زیرا هرکس که از عذاب خدا ایمن باشد، بدان معنی است که به سزا و جزای اعمال، و به پیامبران ایمان واقعی نیاورده است. در این آیۀ شریفه به شدت بر حذر داشته شده‌ایم که بنده نباید به خاطر ایمانی که دارد، ایمن باشد، بلکه همیشه باید بترسد از اینکه به بلایی گرفتار شود که ایمان او را سلب کند. و همواره باید خداوند را چنین بخواند:«ای گردانندۀ دل‌ها! دلم را بر دینت استوار بگردان.» و باید سعی و تلاش کند هر سبب و وسیله‌ای را که به هنگام واقع شدن فتنه‌ها، او را نجات می‌دهد، به دست آورد؛ زیرا بنده ـ در هر مقامی که باشد ـ ضمانتی نیست که از آفت‌ها سالم بماند.

7:100–102Page 163

أَوَلَمۡ يَهۡدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ أَهۡلِهَآ أَن لَّوۡ نَشَآءُ أَصَبۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡۚ وَنَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ ١٠٠

Has it not become clear to those who inherited the earth after its [previous] people that if We willed, We could afflict them for their sins? But We seal over their hearts so they do not hear.1

تِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰ نَقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآئِهَاۚ وَلَقَدۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبۡلُۚ كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡكَٰفِرِينَ ١٠١

Those cities - We relate to you, [O Muḥammad], some of their news. And certainly did their messengers come to them with clear proofs, but they were not to believe in that which they had denied before.1 Thus does Allāh seal over the hearts of the disbelievers.

وَمَا وَجَدۡنَا لِأَكۡثَرِهِم مِّنۡ عَهۡدٖۖ وَإِن وَجَدۡنَآ أَكۡثَرَهُمۡ لَفَٰسِقِينَ ١٠٢

And We did not find for most of them any covenant;1 but indeed, We found most of them defiantly disobedient.

أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ ؛ آيا براي آنان که زمين را از پيشينيان به ارث برده اند ، باز ننموده است که اگر بخواهيم آنها را نيز به کيفر گناهانشان به عقوبت مي رسانيم وبر دلهايشان مهر مي نهيم تا شنيدن نتوانند ? تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَآئِهَا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِينَ ؛ اينها قريه هايي است که ما اخبارشان را بر تو حکايت کنيم پيامبرانشان ، با دلايل روشن آمدند و به آن چيزها که از آن پيش دروغ خوانده بودند ،ايمان نياوردند و خدا بر دلهاي کافران اينچنين مهر مي نهد. وَمَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِينَ؛ در بيشترينشان وفاي به عهد نيافتيم و بيشترين را جز نافرمانان نديديم.

(100) خداوند متعال با تذکر به امت‌هایی که پس از امت‌های هلاک شدۀ گذشته آمده‌اند، می‌فرماید: (﴿أَوَ لَمۡ يَهۡدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ أَهۡلِهَآ أَن لَّوۡ نَشَآءُ أَصَبۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ﴾) آیا برای امت‌ها و ملت‌هایی که پس از گذشتگانِ گناهکار و هلاک شدۀ خود، وارث زمین گشتند، سپس اعمالی شبیه اعمال آن قوم هلاک شده انجام دادند، روشن نشده است که اگر خدا بخواهد، آنان را به سبب گناهانشان دچار مصیبت می‌نماید؟ زیرا این، سنت و روش جاریِ خدا در میان پیشینیان و پسینیان است. (﴿وَنَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ﴾) یعنی وقتی که خداوند آنها را آگاه ساخت اما آگاه نشدند، و آنان را تذکر داد ولی پند نگرفته و یاد آور نشدند، و آنان را با دلایل و عبرت‌ها راهنمایی کرد ‌اما هدایت نیافته و راه نیافتند؛ پس خداوند آنها را مجازات می‌نماید و بر دل‌هایشان مهر می‌زند، و زنگ و چرک بر دل‌هایشان انباشته می‌شود، تا اینکه دل‌هایشان سفت و محکم گشته و حق وارد آن نمی‌شود، و هیچ خیر و خوبی به آن نمی‌رسد، و چیزهایی را که به سودشان است، نمی‌شنوند، و چیزی‌را می‌شنوند که حجّت را بر آنان اقامه می‌کند. \

(101) (﴿تِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰ﴾) این آبادی‌هایی که پیش‌تر ذکر آن گذشت، (﴿نَقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآئِهَا﴾) بخشی از اخبار آن را برای تو بیان می‌کنم، اخباری که عبرت گیرندگان از آن عبرت می‌گیرند، و باعث می‌شود که ستمکاران از ستم خویش باز آیند. و این اخبار، پندی است برای پرهیزگاران. (﴿وَلَقَدۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) و به درستی که پیامبرانشان به نزد این تکذیب‌کنندگان آمدند تا آنان را به سوی چیزی فراخوانند که سعادتشان در آن بود؛ و خداوند این پیامبران را با معجزات آشکار و دلایلی که حق را به طور کامل بیان می‌کرد، تأیید نمود؛ اما سودی به آنها نرساند و فایده‌ای برایشان نداشت، و آنان را از هیچ چیزی بی‌نیاز نکرد، (﴿فَمَا كَانُواۡ لِيُؤۡمِنُواۡ بِمَا كَذَّبُواۡ مِن قَبۡلُ﴾) اما آنان چیزی را که قبلاً تکذیب کردند، بدان ایمان نیاوردند؛ یعنی به سبب اینکه در همان ابتدای کار حق را تکذیب کردند و آن را رد نمودند، خداوند آنها را به سوی ایمان هدایت نکرد. و این، پاداش آنان بر تکذیب و رد کردن حق بود. همان‌طور که پروردگار متعال فرموده است:﴿وَنُقَلِّبُ أَفۡ‍ِٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾ و دل‌ها و چشم‌هایشان را دگرگون می‌کنیم، همان‌طور که نخستین بار به آن ایمان نیاوردند، و آنان را در گمراهی‌شان سرگشته رها می‌کنیم. (﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) این گونه خداوند بر دل‌های کافران مهر می‌نهد، و این سزا و کیفری است از جانب خدا. و خداوند بر آنها ستم نکرده است، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کردند.

(102) (﴿وَمَا وَجَدۡنَا لِأَكۡثَرِهِم مِّنۡ عَهۡدٖ﴾) و بیشتر امت‌هایی را که پیامبرانی به سوی آنها فرستاده شد، وفادارِ به عهد نیافتیم؛ یعنی پایدار و پایبند نبودند، و به وصیت الهی که همۀ جهانیان را بدان سفارش نمود؛ و از دستوراتی که خداوند بر زبان پیامبران به سوی آنان فرستاده بود، اطاعت نکردند. (﴿وَإِن وَجَدۡنَآ أَكۡثَرَهُمۡ لَفَٰسِقِينَ﴾) بلکه بیشترشان را نافرمان و فاسق یافتیم؛ یعنی از اطاعت خدا بیرون رفته و سرپیچی کردند، و از هوی و هوس خود پیروی نمودند.پس خداوند بندگان را با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب‌هایش مورد آزمایش قرار داده، و آنان‌را دستور داده است تا از پیمان و رهنمود او پیروی کنند. پس جز تعداد اندکی از مردم که خداوند قبل از همه سعادت را به آنان داده است، از فرمان او اطاعت نکردند، بلکه بیشتر مردم از هدایت او روی گردانند، و در مقابل آنچه پیامبران آورده‌اند، تکبر ورزیده و سر بر می‌تابند. پس خداوند عذاب‌های گوناگونی را بر آنان فرود می‌آورد.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском