As-Sa'di · Tafsir · in Persian
المدثر
Al-Muddaththir
The Cloaked One · Meccan · 56 ayahs
74:1–7Page 575
يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ ١
O you who covers himself [with a garment],1
قُمۡ فَأَنذِرۡ ٢
Arise and warn
وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ ٣
And your Lord glorify
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ ٤
And your clothing purify
وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ ٥
And uncleanliness1 avoid
وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ ٦
And do not confer favor to acquire more1
وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ ٧
But for your Lord be patient.
يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي جامه در سر کشيده ، قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت را تکبير گوي وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه ات را پاکيزه دار وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي دوري گزين وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي مده که بيش از آن چشم داشته باشي وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي پروردگارت صابر باش
مکي و 56 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 2) پیشتر گذشت که مدّثّر و مزّمّل یک معنی دارند، و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادتهای الهی فرمان داده است، عبادتهایی که مربوط به خود انسان میشود و عبادتهایی که به دیگران ارتباط پیدا میکند. پس قبلاً به عبادتهای با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان میشود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیّت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت، و بیم دادن به صورت علنی فرمان میدهد. و میفرماید: (﴿قُمۡ فَأَنذِر﴾) با جدّیّت و نشاط برخیز، و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر میداری، بترسان، تا آنچه را که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد.
(3) (﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾) و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار؛ و قصد و هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد؛ و اینکه مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند.
(4) (﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾) و لباسهایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباسها، همۀ اعمال پیامبر باشد؛ و پاک کردن آن؛ یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کاملترین صورت، و پاک کردن آن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص میگرداند، از قبیل: شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادتهایش از آن پرهیز نماید. و پاک کردن لباسها از نجاست در این داخل است؛ چون پاکیزه داشتن لباس خصوصاً در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفتهاند: دور ساختن نجاست از لباس، شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباسها، لباسهای معروف باشد، و او باید لباسهایش را از همۀ نجاستها و در همۀ اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به پاک کردن ظاهر، امر شده است؛ زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است.
(5) (﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ﴾) احتمال دارد که منظور از «رجز» بتها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار میگرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بتها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همۀ کارها و گفتههای بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همۀ گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائینتر از آن در این داخل هستند.
(6) (﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ﴾) و به خاطر نعمتهای دینی و دنیوی که به مردم میدهی، بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن، افزونخواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه؛ و کسی را که با او نیکی و احسان کردهای، با کسی که با وی احسان نکردهای برابر بدان.گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد، و نیکیِ تو را جبران نماید. و این ویژۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهد بود.
(7) (﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ﴾) و به امید پاداش الهی شکیبایی کن؛ و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرمان پروردگارش اطاعت نمود و آن را بلافاصله اجرا کرد، و مردم را بیم داد و همۀ مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود، و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همۀ آنچه که به جز خدا پرستش میشود و دوری کردن از بتها و شر و اهل آن دعوت داد. و پیامبر ـ بعد از فضل و منت خدا ـ بر مردم فضل و منت دارد. بدون اینکه از آنها مزد و تشکری خواسته باشد. و به کاملترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید. پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید، و خودش را از نافرمانیها و گناهان برحذر داشت، و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا اینکه از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همۀ پیامبران باد.
74:8–10Page 575
فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ ٨
And when the trumpet is blown,
فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ ٩
That Day will be a difficult day
عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ ١٠
For the disbelievers - not easy.
فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ و آنگاه که در صور دميده شود ، فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن روز روزي سخت خواهد بود عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ و براي کافران ناآسان
(8 - 10) پس هرگاه برای برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم برای رستاخیز و حشر در صور دمیده شود. (﴿فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ﴾) آن روز به خاطر کثرت وحشتها و سختیهایش، روز سختی خواهد بود. (﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ﴾) بر کافران آسان نیست؛ چون آنها از هر خیری ناامید گشتهاند و به هلاکت و نابودی خود یقین کردهاند. مفهوم آن این است که آن روز برای مؤمنان آسان است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾ کافران میگویند: «این روزی سخت است.»
74:11–31Page 575
ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا ١١
Leave Me with the one I created alone1
وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا ١٢
And to whom I granted extensive wealth
وَبَنِينَ شُهُودٗا ١٣
And children present [with him]
وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا ١٤
And spread [everything] before him, easing [his life].
ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ ١٥
Then he desires that I should add more.
كـَلَّآۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا ١٦
No! Indeed, he has been toward Our verses obstinate.
سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا ١٧
I will cover him with arduous torment.
إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ١٨
Indeed, he thought and deliberated.1
فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ١٩
So may he be destroyed [for] how he deliberated.
ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ٢٠
Then may he be destroyed [for] how he deliberated.
ثُمَّ نَظَرَ ٢١
Then he considered [again];
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ٢٢
Then he frowned and scowled;
ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ ٢٣
Then he turned back and was arrogant
فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَرُ ٢٤
And said, "This is not but magic imitated [from others].
إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ ٢٥
This is not but the word of a human being."
سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ ٢٦
I will drive him into Saqar.1
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ ٢٧
And what can make you know what is Saqar?
لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ ٢٨
It lets nothing remain and leaves nothing [unburned],
لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ ٢٩
Altering [i.e., blackening] the skins.
عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ ٣٠
Over it are nineteen [angels].
وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗۖ وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِيمَٰنٗا وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ ٣١
And We have not made the keepers of the Fire except angels. And We have not made their number except as a trial for those who disbelieve - that those who were given the Scripture will be convinced and those who have believed will increase in faith and those who were given the Scripture and the believers will not doubt and that those in whose hearts is disease [i.e., hypocrisy] and the disbelievers will say, "What does Allāh intend by this as an example?" Thus does Allāh send astray whom He wills and guide whom He wills. And none knows the soldiers of your Lord except Him. And it [i.e., mention of the Fire] is not but a reminder to humanity.
ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن که تنهايش آفريده ام واگذار وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي بسيار دادم وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني همه در نزد او حاضر وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي او را به نيکوتر وجهي برساختم ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه طمع مي بندد که زيادت کنم كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري ، که او در برابر آيات ما ستيزه جوست سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به مشقتي مي اندازم إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي افکند فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم مرگ بر او باد ، چگونه طرحي افکند ? ثُمَّ نَظَرَ آنگاه نگريست ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس روي ترش کرد و پيشاني در هم کشيد ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس روي گردانيد و گردنکشي کرد فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت : اين ، جز جادويي که ديگرانش آموخته اند ، هيچ نيست إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين ، جز سخن آدمي هيچ نيست سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که او را به سقر بيفکنيم وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه چيز آگاهت ساخت که سقر چيست ? لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه هيچ باقي مي گذارد و نه چيزي را وا مي گذارد لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده پوست است عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده فرشته بر آن گماشته اند وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران نيست تا اهل کتاب يقين کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا آنان که در دلهاشان مرضي است نگويند :خدا از اين مثل چه مي خواسته است ? خدا اينچنين هر کس را که بخواهد گمراه مي کند و هر کس را که بخواهد راه مي نمايد و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند و اين سخن جز اندرزي از براي مردم نيست.
(11 - 30) این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزۀ با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شدهاند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همۀ کسانی است که با حق مخالفت میورزند؛ چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا میگردند، و عذاب آخرت خوارکنندهتر و رسواکنندهتر است. پس فرمود: (﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا﴾) مرا واگذار با کسی که او را تک و تنها بدون آنکه مال و خانواده و قبیلهای داشته باشد آفریدم، و او را همچنان پرورش داده و از نعمتهایم برخوردار کردم. (﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا﴾) و به او مال فراوانی دادهام ((وَبَنِينَ شُهُودٗا﴾) و پسرانی به او عطا کردهام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده میکند، و نیازهای خود را به وسیلۀ آنان برطرف مینماید، و از آنها کمک میگیرد. (﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا﴾) و دنیا و اسباب آن را به او دادهام که به راحتی به خواستههایش میرسد، و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست میآورد. (﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ﴾) باز با این همه نعمتها و امکاناتی که به او دادهام طمع میورزد که به نعمتهای آخرت دست یازد، همانطور که نعمتهای دنیا را به دست آورده است. (﴿كَلَّآ﴾) هرگز آن گونه که او طمع میورزد نخواهد بود، بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾) چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد؛ و او را به حق فرا خواند، اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما رویگردانی نماید، بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا (﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾) او با خودش فکر کرد، (﴿وَقَدَّرَ﴾) و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخنی بگوید که به وسیلۀ آن قرآن را باطل نماید. (﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ﴾) مرگ بر او باد! چگونه سنجید و نقشه کشید؟ باز مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید، و این کار در شأن او نیست. (﴿ثُمَّ نَظَرَ﴾) سپس در آنچه میگفت اندیشه کرد ((ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ﴾) و آنگاه رو ترش نمود و چهره در هم کشید، و ظاهر او نفرتش را از حق نشان میداد. (﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾) سپس روی گرداند و در نتیجۀ تلاش فکری و عملی و قولیاش تکبر ورزید. (﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَر إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ﴾) پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست، بلکه سخن انسان میباشد. نیز کلام انسانهای برگزیده و خوب نیست، بلکه کلام انسانهای بد و بزهکار است، از قبیل: دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور، و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت میباشد. چگونه در ذهن میآید و چگونه در خاطر انسان میگنجد که بزرگترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسانهای نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حقستیز به خود جرأت داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟! پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ﴾) و او را به دوزخ در خواهم آورد، و تو چه میدانی که [آتش] دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمیگذارد مگر اینکه آن را اعمال میکند. [یعنی در اوج شدت و سختی است] و هیچ جایی از کسی که عذاب داده میشود باقی نمیگذارد مگر اینکه به آن میرسد. (﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ﴾) انسانها را میسوزاند، و از شدت گرما و سرمایش، آنها را پریشان و رنجور مینماید. (﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾) نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سختگیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شدهاند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمیکنند، و هر آنچه بدان امر شوند انجام میدهند.
(31) (﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیدهایم، چون فرشتگان نیرومند و سختگیر هستند. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار ندادهایم. و به عذاب، فتنه هم گفته میشود همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾ روزی که با آتش عذاب داده میشوند. و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد مأموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آنکه معلوم داریم که چه کسی تصدیق مینماید و چه کسی تکذیب میکند. و آنچه را که بعد از این ذکر نموده، بر همین مفهوم دلالت میکند: (﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِيمَٰنٗا﴾) تا اهل کتاب یقین کنند، و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن میگوید با آنچه که در کتابهای آنهاست مطابقت دارد، بیشتر به حقانیت قرآن یقین میکنند؛ و هر وقت خداوند آیهای نازل کند و مؤمنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند، ایمانشان بیشتر میگردد. (﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و تا شک و تردید از اهل کتاب و مؤمنان دور شود، و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه مینمایند؛ و آن اهداف، تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت، و دربارۀ هر مسئلهای از مسایل دین، و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش میآید. پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار داده است، و باعث میشود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند. بنابراین فرمود: (﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾) و تا کسانی که در دلهایشان بیماریِ شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا میگویند. و این امر مایۀ هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید، همچنانکه باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ﴾) بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه مینماید، و هرکس را که بخواهد هدایت میکند. پس خدا هرکس را هدایت نماید، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار میدهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش میگرداند. و هرکس را گمراه کند، آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش میگرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود. (﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾) و لشکرهای پروردگارت از قبیل: فرشتگان و غیره را کسی جز او نمیداند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمیدانید و خداوند دانا و آگاه، شما را از آن خبر داده است، باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید. (﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾) و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسانها به وسیلۀ این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهند و چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences