As-Sa'diAl‑Anfal · 8:1–19

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

الأنفال

Al-Anfal

The Spoils of War · Medinan · 75 ayahs

8:1–4Page 177

يَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَنفَالِۖ قُلِ ٱلۡأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَصۡلِحُواْ ذَاتَ بَيۡنِكُمۡۖ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ ١

They ask you, [O Muḥammad], about the bounties [of war]. Say, "The [decision concerning] bounties is for Allāh and the Messenger." So fear Allāh and amend that which is between you and obey Allāh and His Messenger, if you should be believers.

إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ ٢

The believers are only those who, when Allāh is mentioned, their hearts become fearful, and when His verses are recited to them, it increases them in faith; and upon their Lord they rely -

ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ ٣

The ones who establish prayer, and from what We have provided them, they spend.

أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗاۚ لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَمَغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ ٤

Those are the believers, truly. For them are degrees [of high position] with their Lord and forgiveness and noble provision.

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ؛ تو را از غنايم جنگي مي پرسند ، بگو :، غنايم جنگي متعلق به خدا و پيامبراست پس اگر از مؤمنان هستيد ، از خداي بترسيد و با يکديگر به آشتي زيست کنيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ؛ مؤمنان کساني هستند که چون نام خدا برده شود خوف بر دلهاشان چيره گرددو، چون آيات خدا بر آنان خوانده شود ايمانشان افزون گردد و بر پروردگارشان توکل مي کنند. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ همان کسان که نماز مي گزارند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي کنند. أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ؛ اينان مؤمنان حقيقي هستند در نزد پروردگارشان صاحب درجاتند و مغفرت و رزقي نيکو.

مدني و 75 آيه است.

(1) انفال غنایمی است که خداوند از اموال کافران نصیب این امت می‌گرداند. و این آیات، در مورد داستان جنگ بدر و اولین غنیمت بزرگی که از اموال مشرکان نصیب مسلمانان گردید، نازل شد. پس میان بعضی از مسلمانان در مورد آن اختلاف افتاد، بنابراین در مورد آن از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیدند، پس خداوند این آیات‌را نازل کرد: (﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَنفَالِ﴾) [ای پیامبر!] از تو دربارۀ غنایم جنگی می‌پرسند؛ چگونه و بر چه کسانی تقسیم می‌شود؟ (﴿قُلِ﴾) به آنان بگو: (﴿ٱلۡأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ﴾) غنایم جنگی از آن خدا و پیامبر است، و آن را هرکجا که بخواهند، می‌گذارند، و شما نمی‌توانید نسبت به حکم خدا و پیامبرش اعتراض بکنید، بلکه بر شما لازم است که حکم و داوری خدا و پیامبرش را گردن نهید و به آن خشنود، و تسلیم فرمان آنان باشید. و این در فرمودۀ الهی داخل است که می‌فرماید: (﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾) با اطاعت کردن از دستورات خدا و پرهیزکردن از نواهی او، از خدا بترسید، و پرهیزگاری پیشه کنید، (﴿وَأَصۡلِحُواۡ ذَاتَ بَيۡنِكُمۡ﴾) و اختلاف و قطع رابطه و پشت کردن به یکدیگر را که در میان شما است، با دوستی و ارتباط برقرار نمودن با یکدیگر اصلاح کنید. پس، از این طریق متحد می‌شوید، و دشمنی و اختلاف و کشمکشی که به سبب قطع رابطه میان شما به وجود آمده است، از بین می‌رود. و نیک‌رفتاری با آنان و گذشت از بد رفتارانشان از مصادیق «اصلاح ذات البین‌» است. و از این طریق بسیاری از کینه‌ها و قهرها از بین می‌رود. و فرمانی که همۀ این مسایل را در بر می‌گیرد فرمودۀ الهی است که می‌فرماید: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، اگر شما مؤمن هستید؛ زیرا ایمان آوردن، مردم را به اطاعت از خدا و پیامبرش فرا می‌خواند، همان طور کسی که از خدا و پیامبرش اطاعت نکند، مؤمن به حساب نمی‌آید

(2) و هرکس که به طور ناقص از فرمان خدا و پیامبر اطاعت کند، ایمانش ناقص است. و از آنجا که ایمان بر دو نوع است: ایمان کامل که ستایش و تمجید خدا و موفقیت و رستگاری کامل را به دنبال دارد، و ایمانی که در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار دارد. ایمان کامل را بیان کرد و فرمود: (﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) همانا مؤمنان. الف و لام برای استغراق است و تمام مسائل مربوط به ایمان را دربر می‌گیرد. (﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) کسانی هستند که وقتی خدا یاد شود، دل‌هایشان می‌هراسد.پس ترس از خداوند باعث می‌شود تا از آنچه پروردگار حرام نموده است، دست بردارند؛ زیرا بزرگ‌ترین علامت ترس از خدا این است که آدمی را از گناه باز دارد.(﴿وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا﴾) و هنگامی که آیات خدا بر آنان خوانده شود، بر ایمانشان بیفزاید، و این بدان جهت است که آنان به آن گوش فرا می‌دهند و در آن می‌اندیشند، و به هنگام تلاوت آن، حضور قلب دارند. پس در این هنگام ایمانشان افزوده می‌شود؛ زیرا اندیشیدن، از اعمال قلب است و این امر باعث می‌شود معانی و مفاهیمی را که نمی‌دانستند برایشان روشن شود، و آنچه را که فراموش کرده‌اند به یاد آورند، ودل‌هایشان به خیر و نیکی علاقه‌مند شود، و به کرامت و بخشش پروردگارشان مشتاق و راغب گردند، و از عقوبت او بهراسند، و از گناه و منکرات باز آیند. و همه اینها باعث می‌شود تا بر ایمانشان افزوده شود. (﴿وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) یعنی برای جلب منافع و دور شدن زیان‌های دینی و دنیوی‌شان، بر پروردگار خویش که هیچ شریکی ندارد تکیه می‌نمایند. و به وی اعتماد کامل دارند که این کارها را برای آنان انجام خواهد داد.توکل، سبب موفقیت در هر کاری است. پس هیچ کاری جز با توکل انجام نمی‌شود و کامل نمی‌گردد.

(3) (﴿ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) کسانی که نمازهای فرض و نفل را همراه با اعمال ظاهری و باطنی، از قبیل: حضور قلب در نماز -که روح و مغز نماز است- بر پا می‌دارند. (﴿وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ﴾) و از آنچه که به ایشان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند. انفاقاتی که بر آنان واجب است، از قبیل: زکات و کفاره‌ها و مخارج زنان و خویشاوندان و بردگان را می‌پردازند، و انفاق و بخشش‌هایی را نیز که مستحب است، مانند دادنِ صدقات، انجام می‌دهند.

(4) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که به این اوصاف متصف هستند، (﴿هُمُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ حَقّٗا﴾) مؤمنان واقعی و حقیقی هستند، چون آنها اسلام و ایمان و اعمال باطنی و ظاهری و علم و عمل و ادای حقوق خدا و بندگانش را دارند. و خداوند اعمال قلبی را مقدم نمود؛ چون اعمال قلبی، اصل و اساس اعمال جوارح، و بهتر از آن است. از اینجا چنین نتیجه می‌گیریم که ایمان زیاد وکم می‌شود؛ پس با انجام دادن طاعات و عبادات بر آن افزوده می‌گردد، و با انجام دادن گناه و معصیت کم می‌شود. و شایسته است که بنده به ایمانش رسیدگی نماید، و زمینۀ رشد و شکوفایی آن را فراهم سازد. و مهم ترین چیزی که باعث رشد و ترقی ایمان می‌گردد، اندیشیدن در کتاب خدا و فکر کردن در معانی آن است. سپس خداوند پاداش مؤمنان واقعی را بیان کرد و فرمود: (﴿لَّهُمۡ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) آنان برحسب علو اعمالشان، دارای مقام و درجات عالی می‌باشند. (﴿وَمَغۡفِرَةٞ﴾) و دارای آمرزش گناهانشان، (﴿وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ﴾) و روزی پاک؛ هستند. روزی پاک همان چیزی است که خداوند در بهشت برای آنان آماده کرده، و هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. و این بیانگر آن است که هرکس در ایمان و اعتقادش به مقام این مؤمنان نرسد، هر چند به بهشت هم راه یابد، از بخشش کامل خداوند که به آنان ارزانی داشته است، برخوردار نخواهد شد.

8:5–8Page 177

كَمَآ أَخۡرَجَكَ رَبُّكَ مِنۢ بَيۡتِكَ بِٱلۡحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ ٥

[It1 is] just as when your Lord brought you out of your home [for the battle of Badr] in truth, while indeed, a party among the believers were unwilling,

يُجَٰدِلُونَكَ فِي ٱلۡحَقِّ بَعۡدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى ٱلۡمَوۡتِ وَهُمۡ يَنظُرُونَ ٦

Arguing with you concerning the truth after it had become clear, as if they were being driven toward death while they were looking on.

وَإِذۡ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحۡدَى ٱلطَّآئِفَتَيۡنِ أَنَّهَا لَكُمۡ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيۡرَ ذَاتِ ٱلشَّوۡكَةِ تَكُونُ لَكُمۡ وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقۡطَعَ دَابِرَ ٱلۡكَٰفِرِينَ ٧

[Remember, O believers], when Allāh promised you one of the two groups1 - that it would be yours - and you wished that the unarmed one would be yours. But Allāh intended to establish the truth by His words and to eliminate the disbelievers

لِيُحِقَّ ٱلۡحَقَّ وَيُبۡطِلَ ٱلۡبَٰطِلَ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٨

That He should establish the truth and abolish falsehood, even if the criminals disliked it.

كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ؛ آنچنان بود که پروردگارت تو را از خانه ات به حق بيرون آورد ، حال آنکه گروهي از مؤمنان ناخشنود بودند. يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ؛ با آنکه حقيقت بر آنها آشکار شده در باره آن با تو مجادله مي کنند ،، چنان قدم بر مي دارند که گويي مي بينند که آنها را به سوي مرگ مي برند. وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ ؛ و به يادآر آنگاه را که خدا به شما وعده داد که يکي از آن دو گروه به دست شما افتد و دوست داشتيد که آن گروه که عاري از قدرت است ، به دست شما افتد ، حال آنکه خدا مي خواست با سخنان خويش حق را بر جاي خود نشاند و ريشه کافران را قطع کند. لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ؛ تا حق را ثابت و باطل را ناچيز گرداند ، هر چند گناهکاران ناخشنود باشند.

(5 - 6) خداوند متعال پیش از بیان این غزوۀ مبارک و بزرگ، صفت‌هایی را بیان کرد که مؤمنان باید از آن برخوردار باشند؛ زیرا هرکس به آن صفات متصف گردد، وضعیت او سامان یافته، و اعمال او اصلاح می‌گردد، که یکی از بزرگ‌ترین آن جهاد در راه خداست. پس همان‌طور که ایمانشان ایمان حقیقی بود پاداششان نیز پاداش حقیقی است که خداوند به آنان وعده داده است. به همان شیوه خداوند پیامبرش صلی الله علیه وسلم را از خانه‌اش بیرون آورد تا با مشرکین در بدر روبه‌رو شود، و اصلاً به ذهن مؤمنان نمی‌رسید که در این بیرون رفتنشان، میان آنان و دشمنشان جنگی رخ دهد. پس وقتی که برای آنان روشن شد که جنگ به وقوع خواهد پیوست، برخی از مؤمنان با پیامبر در این مورد مجادله نمودند، و رویارویی با دشمن را نپسندیدند، گویی به سوی مرگ رانده می‌شوند و ایشان [به آن] نگاه می‌کنند. حال آنکه شایسته نبود این‌گونه موضع‌گیری کنند، به خصوص پس از اینکه برای آنان روشن گردید که بیرون رفتنِ آنان حق بوده، و خداوند به آن فرمان داده، وآن را پسندیده است. پس در چنین موضوعی، مجالی برای جدال وبحث نیست؛ زیرا مجادله زمانی جایز است، که حق مشتبه و مسئله مبهم باشد. اما وقتی که موضوع واضح و روشن گردید، جز تن دادن و تسلیم شدن راهی وجود ندارد. این در حالی است که بسیاری از مؤمنان به مجادله و بحث نپرداختند، و روبه‌رو شدن با دشمن را ناپسند ندانستند. و کسانی که خداوند آنها را سرزنش نمود، به شدت برای جهاد با کفار سر تسلیم فرود آوردند، و خداوند آنان را ثابت قدم و استوار گرداند، و برای آنان اسبابی فراهم نمود که با آن دل‌هایشان اطمینان یافت، که برخی از آن اسباب بیان خواهد شد.

(7) در اصل آنان به این منظور بیرون رفتند تا به کاروان بزرگ قریش که «ابوسفیان بن حرب» آن را به شام برده بود، حمله‌ور شوند. وقتی که شنیدند کاروان از شام برگشته است، پیامبر صلی الله علیه وسلم اعلام حرکت نمود، پس حدود سیصد و ده نفر در رکاب پیامبر حرکت نمودند. هفتاد شتر همراه آنان بود که به نوبت سوار می‌شدند، و کالاهایشان را بر این شترها حمل می‌نمودند. قریش از جریان آگاه شد، و برای دفاع از کاروان خود، سپاهی زیاد همراه با اسلحه وتجهیزات فراوان و اسبان و مردان جنگی که شمارشان نزدیک به هزار نفر بود، فراهم نمود، و به سوی بدر حرکت کردند. پس خداوند به مؤمنان وعدۀ پیروزی بر یکی از دو دسته را داد؛ یا بر کاروان پیروز می‌شوند، یا بر لشکر جنگی. پس مؤمنان دوست داشتند با کاروان روبه‌رو شوند؛ چون فقیر و محتاج بودند، و کاروان نیرو و قدرت چندانی نداشت. اما خداوند برخلاف آنچه آنها دوست داشتند، اراده کرد و چیزی دیگر والاتر و بلندتر از آنچه که دوست داشتند، برای آنان اراده کرد. خداوند خواست تا آنها بر لشکر جنگی پیروز شوند که بزرگان و سران قریش در آن بودند، (﴿وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ﴾) و خداوند می‌خواست تا حق را با سخنانش آشکار و استوار بگرداند، و اهل حق را پیروز نماید. (﴿وَيَقۡطَعَ دَابِرَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و اهل باطل را ریشه‌کن و نابود کند، و در زمینۀ یاری کردن حق و حمایت از آن، چیزی را به بندگانش نشان بدهد که به ذهنشان خطور نکرده بود. (﴿لِيُحِقَّ ٱلۡحَقَّ﴾) تا حق را به وسیلۀ شواهد و دلایلی که بر صحت و راستی آن دلالت می‌نماید، آشکار گرداند، (﴿وَيُبۡطِلَ ٱلۡبَٰطِلَ﴾) و باطل را به وسیلۀ دلایل و شواهدی که بر باطل بودن آن اقامه می‌گردد، باطل و نابود نماید.(﴿وَلَوۡكَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) گرچه مجرمان نپسندند، خداوند به آنان توجهی نمی‌نماید.

(8) (﴿لِيُحِقَّ ٱلۡحَقَّ﴾) تا حق را به وسیلۀ شواهد و دلایلی که بر صحت و راستی آن دلالت می‌نماید، آشکار گرداند، (﴿وَيُبۡطِلَ ٱلۡبَٰطِلَ﴾) و باطل را به وسیلۀ دلایل و شواهدی که بر باطل بودن آن اقامه می‌گردد، باطل و نابود نماید.(﴿وَلَوۡكَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) گرچه مجرمان نپسندند، خداوند به آنان توجهی نمی‌نماید.

8:9–14Page 178

إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ ٩

[Remember] when you were asking help of your Lord, and He answered you, "Indeed, I will reinforce you with a thousand from the angels, following one another."

وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ وَلِتَطۡمَئِنَّ بِهِۦ قُلُوبُكُمۡۚ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ١٠

And Allāh made it not but good tidings and so that your hearts would be assured thereby. And victory is not but from Allāh. Indeed, Allāh is Exalted in Might and Wise.

إِذۡ يُغَشِّيكُمُ ٱلنُّعَاسَ أَمَنَةٗ مِّنۡهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ لِّيُطَهِّرَكُم بِهِۦ وَيُذۡهِبَ عَنكُمۡ رِجۡزَ ٱلشَّيۡطَٰنِ وَلِيَرۡبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمۡ وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلۡأَقۡدَامَ ١١

[Remember] when He overwhelmed you with drowsiness [giving] security from Him and sent down upon you from the sky, rain by which to purify you and remove from you the evil [suggestions] of Satan and to make steadfast your hearts and plant firmly thereby your feet.

إِذۡ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمۡ فَثَبِّتُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ سَأُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ فَٱضۡرِبُواْ فَوۡقَ ٱلۡأَعۡنَاقِ وَٱضۡرِبُواْ مِنۡهُمۡ كُلَّ بَنَانٖ ١٢

[Remember] when your Lord inspired to the angels, "I am with you, so strengthen those who have believed. I will cast terror into the hearts of those who disbelieved, so strike [them] upon the necks and strike from them every fingertip."1

ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ وَمَن يُشَاقِقِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ١٣

That is because they opposed Allāh and His Messenger. And whoever opposes Allāh and His Messenger - indeed, Allāh is severe in penalty.

ذَٰلِكُمۡ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابَ ٱلنَّارِ ١٤

"That [is yours], so taste it." And indeed for the disbelievers is the punishment of the Fire.

إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ؛ و آنگاه که از پروردگارتان ياري خواستيد و خدا بپذيرفت که من با هزار، فرشته که از پي يکديگر مي آيند ياريتان مي کنم. وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و آن کار را خدا جز براي شادماني شما نکرد و تا دلهايتان بدان آرام گيرد و ياري تنها از سوي خداست که او پيروزمند و حکيم است. إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ ؛ و به يادآر آنگاه را که خدا چنان ايمنيتان داده بود که خوابي سبک شما، را فرو گرفت و از آسمان برايتان باراني باريد تا شست و شويتان دهد و وسوسه شيطان را از شما دور کند و دلهاتان را قوي گرداند و قدمهاتان را استوار سازد. إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ ؛ و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحي کرد : من با شمايم شما مؤمنان را به پايداري واداريد من در دلهاي کافران بيم خواهم افکند بر گردنهايشان بزنيد و انگشتانشان را قطع کنيد. ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ زيرا با خدا و پيامبرش به مخالفت برخاستند و هر که با خدا و پيامبرش ، مخالفت ورزد ، بداند که عقوبت خدا سخت است. ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ؛ عقوبت را بچشيد ، و عذاب آتش از آن کافران است.

(9) نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که زمانِ رویارویی شما با دشمنتان نزدیک شد، و از پروردگارتان طلب کردید تا شما را کمک کند، (﴿فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ﴾) پس خواستۀ شما را اجابت کرد، و به چند روش شما را یاری داد: یکی اینکه (﴿بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ﴾) با هزار فرشتۀ پیاپی به شما کمک کرد.

(10) (﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ﴾) و خداوند فرستادن فرشتگان را، (﴿إِلَّا بُشۡرَىٰ﴾) تنها مژده‌ای برای شما گرداند تا بدان خوشحال شوید، (﴿وَلِتَطۡمَئِنَّ بِهِۦ قُلُوبُكُمۡ﴾) و تا دل‌هایتان آرام گیرد. پس پیروزی و کمک در دست خداست و به فراوانیِ لشکر وتجهیزات نیست. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ﴾) همانا خداوند تواناست؛ هیچ کس او را شکست نمی‌دهد، بلکه او قهار است، وکسانی را که در تعداد افراد و تجهیزات بسیار زیاد بودند، خوار و ذلیل گردانید.(﴿حَكِيمٌ﴾) با حکمت است، و امور را به اسباب آن منوط نموده، و هرچیزی را در جای خود قرار داده است.

(11) از جملۀ کمک خدا به شما و اجابت دعایتان این بود که خواب سبکی بر شما افکند، (﴿إِذۡ يُغَشِّيكُمُ﴾) که شما را ‌پوشاند و ترس و هراسی را که در دل‌هایتان بود، از بین برد، و (﴿أَمَنَةٗ﴾) و مایۀ امنیت شما شد، و علامت پیروزی و آسایش خاطر گردید. و از آن جمله اینکه از آسمان بر شما بارانی بباراند تا شما را از ناپاکی و آلودگی پاک بگرداند. و تا شما را از وسوسه‌های شیطان و پلیدی آن پاک نماید. (﴿وَلِيَرۡبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمۡ﴾) یعنی و تا دل‌هایتان را استوار بگرداند؛ چرا که استواری قلب، مبنای استواری بدن است، (﴿وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلۡأَقۡدَامَ﴾) و گام‌هایتان را بدان استوار و محکم بگرداند. به درستی که زمین نرم و تُرد بود، و هنگامی‌که باران بر آن نازل شد، سفت و محکم گردید و موجبات استواری گام‌ها را فراهم کرد.

(12) و از آن جمله این بود که خداوند به فرشتگان وحی کرد (﴿أَنِّي مَعَكُمۡ﴾) که کمک و تأیید و یاری من با شما است، (﴿فَثَبِّتُواۡ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) پس ثبات را در دل‌های مؤمنان بیندازید، وشجاعت، و جرأت بر دشمنان را به آنان القا کنید، وآنان را برجهاد در راه خدا و فضیلتِ آن راهنمایی و تشویق نمایید. (﴿سَأُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ ٱلرُّعۡبَ﴾) به زودی در دل کافران ترس خواهم انداخت، به گونه‌ای که همچون بزرگ‌ترین نیرو و لشکر بر آنان بتازد؛ زیرا خداوند وقتی که مؤمنان را ثابت قدم بگرداند و در دل‌های کافران ترس بیندازد، نمی‌توانند مقاومت کنند، و خداوند مؤمنان را بر آنها غالب و چیره می‌نماید. (﴿فَٱضۡرِبُواۡ فَوۡقَ ٱلۡأَعۡنَاقِ﴾) پس گردن‌هایشان را بزنید. (﴿وَٱضۡرِبُواۡ مِنۡهُمۡ كُلَّ بَنَانٖ﴾) و تمامی مفاصل آنان را بزنید. این یا خطاب به فرشتگان است که خداوند به آنها وحی کرد مؤمنان را تقویت کنند، پس این مبین آن است که فرشتگان خودشان به طور مستقیم در جنگ بدر جنگیده‌اند؛ و یا خطاب به مؤمنان است که خداوند آنها را تحریک می‌نماید و به آنان می‌آموزد که چگونه با مشرکان بجنگند و به آنان رحم نکنند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) این بدان سبب است که آنها با خدا و پیامبرش مخالفت کردند، و دشمنی ورزیدند.

(13) (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) این بدان سبب است که آنها با خدا و پیامبرش مخالفت کردند، و دشمنی ورزیدند. (﴿وَمَن يُشَاقِقِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾) و هرکس با خدا و پیامبرش ستیز کند، پس همانا خداوند سخت کیفر است. و از جمله کیفر و عذاب او این است که دوستانش را بر دشمنانش مسلّط و چیره می‌گرداند، و دشمنانش را به دست دوستانش به کشتن می‌دهد.

(14) (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) این عذاب مذکور را (﴿فَذُوقُوهُ﴾) بچشید، ای‌کسانی که با خدا و پیامبرش مبارزه می‌کنید! و این عذاب شما در دنیاست. (﴿وَأَنَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾) و برای کافران عذاب جهنم نیز خواهد بود. در این داستان، مواردی از نشانه‌های بزرگ خداوند نهفته است که دلالت می‌نماید آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، حق می‌باشد. یکی اینکه خداوند به آنها وعده داد و به وعده‌اش وفا نمود. و یکی اینکه خداوند متعال فرمود:﴿قَدۡ كَانَ لَكُمۡ ءَايَةٞ فِي فِئَتَيۡنِ ٱلۡتَقَتَاۖ فِئَةٞ تُقَٰتِلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَأُخۡرَىٰ كَافِرَةٞ يَرَوۡنَهُم مِّثۡلَيۡهِمۡ رَأۡيَ ٱلۡعَيۡنِ﴾ قطعاً در برخورد میان دو گروه، برای شما نشانه‌ای بود؛ گروهی در راه خدا می‌جنگیدند، و گروهی دیگر کافر بودند که آنان [مؤمنان] را به چشم سر، دو برابر خود می‌دیدند. و دیگر اینکه، زمانی که مؤمنان از خدا کمک خواستند، خداوند دعای آنها را پذیرفت. و این بیانگر اعتنا و توجه خداوند به بندگان مؤمن، و فراهم کردن اسبابی است که به وسیلۀ آن ایمانشان پابرجا و قدم‌هایشان استوار گردید، و بدی و وسوسه‌های شیطانی را از آنان دور کرد. و از جمله الطاف خداوند نسبت به بندگانش این بود که اطاعت خویش را به‌وسیلۀ اسباب داخلی و خارجی برآنان آسان ‌نمود.

8:15–16Page 178

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ زَحۡفٗا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ ١٥

O you who have believed, when you meet those who disbelieve advancing [in battle], do not turn to them your backs [in flight].

وَمَن يُوَلِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفٗا لِّقِتَالٍ أَوۡ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٖ فَقَدۡ بَآءَ بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ١٦

And whoever turns his back to them on such a day, unless swerving [as a strategy] for war or joining [another] company, has certainly returned with anger [upon him] from Allāh, and his refuge is Hell - and wretched is the destination.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، چون کافران را حمله ور ديديد به هزيمت پشت مکنيد . وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ؛ جز آنها که براي ساز و برگ نبرد باز مي گردند يا آنها که به ياري گروهي ديگر مي روند ، هر کس که پشت به دشمن کند مورد خشم خدا قرار مي گيرد وجايگاه او جهنم است ، و جهنم بد جايگاهي است.

(15) خداوند متعال بندگان مؤمنش را به داشتن شجاعت و جسارت ایمانی و قوت در بر پا داشتن فرمان او، و تلاش برای جلب اسباب تقویت دل‌ها و بدن‌ها فرمان داده است، و آنان را از فرارکردن به هنگام رویارویی با دشمن نهی کرده و می‌فرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ زَحۡفٗا﴾) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! زمانی که در جبهۀ جنگ با انبوه مردان جنگی روبه‌رو شدید، (﴿فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ﴾) پس به آنان پشت نکنید، بلکه در پیکار با آنها ثابت قدم باشید، و در برابر سختی‌های این کار شکیبایی ورزید؛ زیرا این امر باعث نصرت و پیروزی دین خدا، و قوت قلب‌های مؤمنان و ترس و وحشت کافران می‌شود.

(16) (﴿وَمَن يُوَلِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفٗا لِّقِتَالٍ أَوۡ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٖ فَقَدۡ بَآءَ﴾) و هرکس در آن روز به آنان پشت نماید ـ ‌مگر به منظور تغییر تاکتیک جنگی یا پیوستن به دسته‌ای دیگر از همرزمانش‌ـ به خشم خدا گرفتار می‌شود، و جایگاه او جهنم است، و چه بد سرنوشتی است جهنم! این دلالت می‌نماید که فرار کردن در مقابل دشمن ـ به هنگام روبه‌رو شدن و یورش بردن ـ بدون عذر، یکی از گناهان کبیره است. احادیث صحیحی نیز در این مورد وارد شده است. در اینجا برای چنین اشخاصی به صراحت تهدید شدیدی بیان شده است. ومفهوم آیه این است، کسی که به قصد جنگ این سو و آن سو برود تا بهتر بتواند بجنگد و بیشتر به دشمن ضربه بزند، اشکالی ندارد؛ چون او به قصد فرار به دشمن پشت نکرده است، بلکه به خاطر این به دشمن پشت نموده تا بر آن پیروز بگردد، و یا از جایی دیگر یورش ببرد و دشمن را غافلگیر کند. و یا اینکه بخواهد او را فریب دهد، و دیگر تاکتیک‌هایی که جنگجویان از آن استفاده می‌کنند. نیز پشت کردن به دشمن به منظور پیوستن به دسته‌ای دیگر از همرزمان و یاری کردن آنان جایز است. اگر آن دسته در لشکر وی بود، پس روشن است؛ و اگر دسته‌ای که او می‌خواهد به آن بپیوندد در غیر از محل معرکه بود، مانند اینکه مسلمین در برابر کافران شکست بخورند، و به شهری از شهرهای مسلمین پناه ببرند، و یا به سپاهی دیگر از سپاه مسلمانان پناه ببرند، روایات و آثاری از صحابه وارد شده است که دلالت می‌نماید این کار جایز است. شاید این موضوع مقید گردد به‌وسیلۀ اینکه مسلمین گمان برند عقب نشینی و شکست برای آنان بهتر است، و باعث می‌شود آنان باقی بمانند و کشته نشوند. اما اگر گمان برند که چنانچه در برابر کافران مقاومت نمایند، پیروز می‌شوند؛ پس در این حالت فرار کردن جایز نیست، چون از چنین فراری نهی شده است. و این آیه، مطلق است و در آخر سوره، مقید بودن آن به‌وسیلۀ عدد بیان خواهد شد.

8:17–19Page 179

فَلَمۡ تَقۡتُلُوهُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمۡۚ وَمَا رَمَيۡتَ إِذۡ رَمَيۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ وَلِيُبۡلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡهُ بَلَآءً حَسَنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ١٧

And you did not kill them, but it was Allāh who killed them.1 And you threw not, [O Muḥammad], when you threw, but it was Allāh who threw2 that He might test the believers with a good test.3 Indeed, Allāh is Hearing and Knowing.

ذَٰلِكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُوهِنُ كَيۡدِ ٱلۡكَٰفِرِينَ ١٨

That [is so], and [also] that Allāh will weaken the plot of the disbelievers.

إِن تَسۡتَفۡتِحُواْ فَقَدۡ جَآءَكُمُ ٱلۡفَتۡحُۖ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدۡ وَلَن تُغۡنِيَ عَنكُمۡ فِئَتُكُمۡ شَيۡـٔٗا وَلَوۡ كَثُرَتۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١٩

If you [disbelievers] seek the decision [i.e., victory] - the decision [i.e., defeat] has come to you. And if you desist [from hostilities], it is best for you; but if you return [to war], We will return, and never will you be availed by your [large] company at all, even if it should increase; and [that is] because Allāh is with the believers.

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ شما آنان را نمي کشتيد ، خدا بود که آنها را مي کشت و آنگاه که تير مي ، انداختي ، تو تير نمي انداختي ، خدا بود که تير مي انداخت ، تا به مؤمنان نعمتي کرامند ارزاني دارد هر آينه خدا شنوا و داناست. ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ؛ اينچنين بود و خدا سست کننده حيله کافران است. إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ؛ اگر پيروزي خواهيد پيروزيتان فراز آمد ، و اگر از کفر باز ايستيد، برايتان بهتر است ، و اگر بازگرديد بازمي گرديم ، و سپاه شما هر چند فراوان باشد برايتان سودي نخواهد داشت که خدا با مؤمنان است.

(17) خداوند متعال می‌فرماید: ـ هنگامی که مشرکین در جنگ بدر شکست خوردند و مسلمین آنها را کشتندـ (﴿فَلَمۡ تَقۡتُلُوهُمۡ﴾) شما با قدرت خود آنها را نکشتید، (﴿وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمۡ﴾) بلکه خدا آنها را کشت و شما را به وسیلۀ آنچه که پیشتر ذکر شد، یاری کرد، و (﴿وَمَا رَمَيۡتَ إِذۡ رَمَيۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ﴾) و نینداختی آنگاه که انداختی، بلکه خدا انداخت. پیامبر صلی الله علیه وسلم در بحبوحۀ جنگ، داخل سایبان رفت، و شروع به دعاکردن نمود، و ازخداوند خواست که او را یاری دهد. سپس از سایبان بیرون رفت، و مشتی خاک برداشت و آن را به طرف مشرکین پرتاب کرد، و خداوند آن را به چهرۀ مشرکین کوبید. پس هیچ کسی از مشرکین باقی نماند، مگر اینکه مقداری از آن خاک به چهره و بینی و دهانش برخورد کرد، و در این هنگام شوکت آنها شکسته شد، و ضعف و سستی در آنان آشکار گردید، پس شکست خوردند. خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: وقتی که خاک‌را پرتاب نمودی، خودت آن را به چشم آنان نرساندی، بلکه ما آن خاک را با قدرت خودمان به آنان رساندیم. (﴿وَلِيُبۡلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡهُ بَلَآءً حَسَنًا﴾) یعنی خداوند می‌تواند مؤمنان را بر کافران پیروز بگرداند بدون اینکه مؤمنان خود دست به پیکار بزنند. ولی خداوند خواست آنان را بیازماید و به وسیلۀ جهاد به بالاترین درجات ومقام‌ها برساند، و به آنان پاداشی نیک و فراوان ببخشد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾) همانا خداوند شنوای دانا است؛ آنچه را که بنده پنهان می‌نماید و آنچه را که آشکار می‌کند، می‌شنود؛ و به نیت خوب و بدی که در قلب دارد، آگاه است. پس اموری را طبق علم و حکمت خویش و بر اساس مصلحت بندگانش برای آنان مقدر می‌نماید، و هر کس‌را طبق نیت و عملش سزا و جزا می‌دهد.

(18) (﴿ذَٰلِكُمۡ﴾) این پیروزی از جانب خدا بود که به شما رسید، (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ مُوهِنُ كَيۡدِ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و خداوند هرمکر و کیدی را که آنان علیه اسلام و مسلمین به کار ببرند، خنثی می‌گرداند و مکرشان را به خودشان برمی‌گرداند.

(19) (﴿إِن تَسۡتَفۡتِحُواۡ﴾) شما ای مشرکین! اگر از خدا می‌طلبید که عذاب خود را بر ستمگران متجاوز فرود بیاورد، (﴿فَقَدۡ جَآءَكُمُ ٱلۡفَتۡحُ﴾) اینک درخواست شما را اجابت نموده است؛ آنگاه که خداوند عذابی از جانب خود بر شما فرود آورد که کیفری برای شما بود، و درس عبرتی برای پرهیزگاران، (﴿وَإِن تَنتَهُواۡ﴾) و اگر از درخواست نزول عذاب بر ستمگران دست بردارید، (﴿فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾) پس آن برایتان بهتر است؛ زیرا چه بسا خداوند به شما مهلت بدهد و شما را زود به عذاب گرفتار نکند (﴿وَإِن تَعُودُواۡ ﴾) و اگر مجدداً طلب کنید که عذاب بر ستمگران نازل شود، و دوباره با حزب مومن خدا به جنگ بپردازید، (﴿نَعُدۡ﴾) ما هم مجدداً آنان را بر شما پیروز می‌گردانیم. (﴿وَلَن تُغۡنِيَ عَنكُمۡ فِئَتُكُمۡ﴾) و گروهتان، و یاران و مددکارانتان؛ کسانی که با تکیه و اعتماد بر آنها می‌جنگید، و مبارزه می‌کنید، هر چند که زیاد باشند، نمی‌توانند چیزی را از شما دور بکنند. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و هرکس که خدا با او باشد، پیروز است؛ گرچه ناتوان باشد، و ساز و کار چندانی هم نداشته باشد. و همراهی خدا ـ که خداوند خبر داده است بدین وسیله مؤمنان را یاری می‌نماید ـ بر حسب کارهایی است که آنان از اعمال ایمانی انجام می‌دهند. پس هرگاه در برهه‌ای از زمان دشمن بر مؤمنان پیروز شود، این فقط بر اثر کوتاهی مؤمنان و انجام ندادن فرایض ومقتضیات ایمان است، وگرنه چنانچه آنان آنچه‌را که خدا دستور داده است انجام دهند، هرگز پرچم آنها بر زمین نخواهد افتاد، و شکست نخواهند خورد، و دشمن بر آنان پیروز نخواهد شد.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском