As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Al-Anfal 8:41–58
8:41–42Page 182
۞ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا غَنِمۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا يَوۡمَ ٱلۡفُرۡقَانِ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ ٤١
And know that anything you obtain of war booty - then indeed, for Allāh is one fifth of it and for the Messenger1 and for [his] near relatives2 and the orphans, the needy, and the [stranded] traveler,3 if you have believed in Allāh and in that which We sent down to Our Servant4 on the day of criterion [i.e., decisive encounter] - the day when the two armies met [at Badr]. And Allāh, over all things, is competent.
إِذۡ أَنتُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلۡقُصۡوَىٰ وَٱلرَّكۡبُ أَسۡفَلَ مِنكُمۡۚ وَلَوۡ تَوَاعَدتُّمۡ لَٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡمِيعَٰدِ وَلَٰكِن لِّيَقۡضِيَ ٱللَّهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗا لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ٤٢
[Remember] when you were on the near side of the valley, and they were on the farther side, and the caravan was lower [in position] than you. If you had made an appointment [to meet], you would have missed the appointment. But [it was] so that Allāh might accomplish a matter already destined - that those who perished [through disbelief] would perish upon evidence and those who lived [in faith] would live upon evidence; and indeed, Allāh is Hearing and Knowing.
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ و اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان که دو گروه به هم ، رسيدندنازل کرده ايم ايمان آورده ايد ، بدانيد که هر گاه چيزي به غنيمت گرفتيدخمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسکينان و در راه ماندگان است و خدا به هر چيز تواناست. إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَـكِن لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ شما در کرانه نزديک تر بيابان بوديد و آنها در کرانه دورتر بودند و، آن قافله در مکاني فروتر از شما بود اگر شما با يکديگر زمان جنگ را تعيين مي کرديد باز هم از آن تخلف مي ورزيديد تا کاري که خدا مقرر کرده است واقع شود ، تا هر که هلاک مي شود به دليلي هلاک شود و هر که زنده مي ماندبه دليلي زنده ماند هر آينه خدا شنوا و داناست.
(41) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّمَا غَنِمۡتُم مِّن شَيۡءٖ﴾) و [ای فاتحان!] بدانید! آنچه از اموال کافران که به حق و با زور به غنیمت گرفتید، کم باشد یا زیاد، (﴿فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ﴾) یک پنجم آن، از آن خدا و باقیماندۀ آن؛ از آن شما است. چون خداوند غنیمت را به آنها نسبت داده و یک پنجمش را از آن بیرون نموده است. پس این دلالت مینماید که باقیماندۀ یک پنجم، مال آنهاست، و طبق شیوۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم تقسیم میشود؛ پیاده یک سهم دارد، و سواره دو سهم؛ سهم خودش و سهم اسبش. اما یک پنجم خدا نیز به پنج قسمت تقسیم میگردد؛ یک سهم از آن خدا و پیامبرش است، و در مصالح عمومی مسلمین صرف میگردد، بدون اینکه مصلحتی خاص تعیین شود، چون خداوند آن را برای خود و پیامبرش قرار داده است، و خدا و پیامبرش از آن بینیاز هستند؛ پس دانسته شد که از آنِ بندگان خداست، و خداوند برای مصرف آن جای خاصیرا تعیین نکرده است، بنابراین محل مصرف آن مصالح عمومی است. و سهم دوم از خمس خدا و رسول، برای خویشاوندان است، و آنها خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه وسلم از بنیهاشم و بنیالمطلب هستند. و خداوند آن را به خویشاوندان نسبت داده، و این بیانگر آن است که علت تعلق گرفتن، فقط خویشاوندی است؛ پس خویشاوندِ ثروتمند و فقیر، و مرد و زن در آن برابر هستند، و به همه تعلق میگیرد. و سهم سومِ خمس، مال یتیمان است، و آنها کسانی اند که پدرانشان را از دست دادهاند، در حالی که کوچک هستند. خداوند یک پنجم خمس را برای آنان قرارداده، و این ناشی از مهربانی خدا نسبت به آنها است؛ چون آنان از تهیۀ مصالح و منافع خود ناتواناند، و کسی را که به کارهای آنان و امور زندگیشان بپردازد، از دست دادهاند. و چهارمین سهمِ خمس، از آنِ مستمندان است؛ یعنی نیازمندان و فقیران، چه کوچک باشند و چه بزرگ، مرد باشند یا زن. و پنجمین سهمِ خمس برای مسافر و درماندۀ در راه است؛ آن که مسافر است، و در شهری دیگر مانده است. برخی از مفسرین میگویند: یک پنجم غنیمت که متعلق به خدا و رسولش است، به افرادی خارج از این گروهها داده نمیشود. و لازم نیست که به همه به یک اندازه داده شود، و همه برابر باشند، بلکه طبق مصلحت و صلاحیت به هر یک داده میشود، و این بهترین روش است. خداوند دادن خمس به گونۀ شایسته را شرطِ داشتن ایمان قرار داد، و فرمود: (﴿إِن كُنتُمۡ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا يَوۡمَ ٱلۡفُرۡقَانِ﴾) اگر شما به خدا و آنچه که در روز جدایی بر بندۀ خود نازل کردهایم، ایمان دارید. و منظور از روز جدایی، روز بدر است که خداوند حق را از باطل جدا نمود، و حق را آشکار و پیروز گردانید، و باطل را نابود کرد. (﴿يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِ﴾) آن روز که دو گروه روبهرو شدند؛ گروه مسلمین و گروه کافران؛ یعنی اگر شما به خدا و حقی که پروردگار در روز جدایی بر پیامبرش نازل نمود، ایمان دارید؛ روزی که در آن نشانهها و دلایل زیادی بر حقانیت آنچه که پیامبر آورده است، هویدا گشت، (﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾) و خداوند بر هر چیزی تواناست؛ قادر و شکست ناپذیر است.
(42) (﴿إِذۡ أَنتُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) آنگاه که شما در دامنۀ نزدیک دره به سمت مدینه بودید، (﴿وَهُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلۡقُصۡوَىٰ﴾) و آنها در دامنۀ بالای دره مستقر بودند، وهمگی شما در یک دره جمع شده بودید. (﴿وَٱلرَّكۡبُ﴾) و کاروانی که شما درطلب آن بیرون رفته بودید ـ و خداوند غیر آن را برایتان اراده کرده بود ـ (﴿أَسۡفَلَ مِنكُمۡ﴾) پایینتر از شما و به طرف ساحل دریا بود (﴿وَلَوۡ تَوَاعَدتُّمۡ﴾) و اگر شما و آنان با این ویژگی و با این حال با یکدیگر وعده گذاشته بودید، (﴿لَٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡمِيعَٰدِ﴾) شما خلاف وعده مینمودید؛ یعنی حتماً پس و پیش میکردید، و یا منزلگاه دیگری میگرفتید، و دیگر چیزهایی که برای شما یا برای آنها پیش میآمد که شما یا آنها را از وعدهگاه باز میداشت. (﴿وَلَٰكِن﴾) ولی خداوند شما را بر این صورت و حالت گرد آورد، (﴿لِّيَقۡضِيَ ٱللَّهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗا﴾) تا خداوند کاری را تحقق بخشد که انجامیافتنی بود؛ یعنی در ازل مقدر شده بود، و باید به وقوع میپیوست. (﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾) تا کسی که نابود میشود، از روی دلیل نابود شود؛ یعنی تا دلیل و حجتی بر مخالف باشد، و کفر را با علم و بینش انتخاب نماید، و به بطلان خویش یقین حاصل شود و برای او عذری پیش خدا باقی نماند، (﴿وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾) و کسی که باید زنده بماند، از روی دلیل زنده بماند؛ یعنی بر بینش و یقین مؤمن افزوده شود، چرا که خداوند به هر دو گروه دلایلی نشان داد که مایۀ پند و اندرز خردمندان است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا است و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها وبا توجه به گوناگون بودن نیازها میشنود. (﴿عَلِيمٌ﴾) و آشکار و برونها و ضمیر و رازها و پنهان و آشکار را میداند.
8:43–44Page 182
إِذۡ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلٗاۖ وَلَوۡ أَرَىٰكَهُمۡ كَثِيرٗا لَّفَشِلۡتُمۡ وَلَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٤٣
[Remember, O Muḥammad], when Allāh showed them to you in your dream as few; and if He had shown them to you as many, you [believers] would have lost courage and would have disputed in the matter [of whether to fight], but Allāh saved [you from that]. Indeed, He is Knowing of that within the breasts.
وَإِذۡ يُرِيكُمُوهُمۡ إِذِ ٱلۡتَقَيۡتُمۡ فِيٓ أَعۡيُنِكُمۡ قَلِيلٗا وَيُقَلِّلُكُمۡ فِيٓ أَعۡيُنِهِمۡ لِيَقۡضِيَ ٱللَّهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗاۗ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ ٤٤
And [remember] when He showed them to you, when you met, as few in your eyes, and He made you [appear] as few in their eyes so that Allāh might accomplish a matter already destined. And to Allāh are [all] matters returned.
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَـكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ در خواب ، خدا شمارشان را به تو اندک نشان داد اگر شمار آنها را بسيار، نشان داده بود ، از ترس ناتوان مي شديد و در تصميم به جنگ به مناقشه بر مي خاستيد ، ولي خداوند شما را از دشمنان در امان داشت ، که او به آنچه در دلهاست آگاه است. وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الاُمُورُ ؛ و آنگاه که چون به هم رسيديد آنان را در چشم شما اندک نمود و شما را نيز در چشم آنان اندک تا آن کار که مقرر داشته بود واقع گردد و همه کارها به خدا بر مي گردد.
(43) خداوند مشرکین را در خواب به پیامبرش اندک نشان داد، پیامبر یارانش را مژده داد که تعداد مشرکان کم و ناچیز است، پس دلهایشان آرامش یافت و استوار گردید.(﴿وَلَوۡ أَرَىٰكَهُمۡ كَثِيرٗا﴾) و اگر خداوند آنها را به تو بسیار مینمایاند، و به تو و یارانت خبر میداد که تعدادشان زیاد است، (﴿لَّفَشِلۡتُمۡ وَلَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ﴾) سست میشدید، و دربارۀ اینکار اختلاف مینمودید؛ برخی معتقد میشدید که نباید به جنگ اقدام کرد، و برخی دیگر خلاف این را ابراز میداشتید. و اختلاف و کشمکش، باعث سست شدنِ عزم و اراده میگردد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَ﴾) ولی خداوند نسبت به شما لطف نمود. (﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) بیگمان او به راز دلها داناست. خداوند به ثبات و آشفتگی و راستی و دروغ دلها داناست. و خداوند از دلهایتان چیزی را دریافت و آن سبب شد تا نسبت به شما لطف واحسان بورزد، و خواب پیامبرش را راست و محقق گرداند. پس خداوند دشمن را در چشمان مؤمنان کم نشان داد، و شما مؤمنان را نیز در نظر کافران کم جلوه داد، به گونهای که هریک از دو گروه، گروه دیگر را اندک میپنداشت تا دو گروه بر همدیگر حملهور شوند. (﴿لِيَقۡضِيَ ٱللَّهُ أَمۡرٗا كَانَ مَفۡعُولٗا﴾) تا خداوند کاری را که انجام یافتنی بود، به انجام برساند؛ و آن، پیروزی مسلمین، و شکست و رسوایی کافران، و کشته شدن رهبران آنان، و سران گمراهشان بود، بهگونهای که هیچ یک از افراد نامدار آنها باقی نماند. تا پس از آن، اطاعت کردنشان آسان گردد، هر گاه که به سوی اسلام فرا خوانده شدند. پس این نیز لطفی نسبت به بازماندگان بود؛ کسانی که خداوند با ارزانی کردن اسلام، بر آنها منّت نهاد. (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾) و همۀ امور و خلائق به سوی خدا بر گردانده میشوند. پس خداوند، پاک را از ناپاک جدا مینماید، و در میان مردم با داوری عادلانۀ خویش که هیچ ستم و ظلمی در آن نیست، داوری میکند.
8:45–49Page 182
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا لَقِيتُمۡ فِئَةٗ فَٱثۡبُتُواْ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٤٥
O you who have believed, when you encounter a company [from the enemy forces], stand firm and remember Allāh much that you may be successful.
وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ وَٱصۡبِرُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ٤٦
And obey Allāh and His Messenger, and do not dispute and [thus] lose courage and [then] your strength would depart; and be patient. Indeed, Allāh is with the patient.
وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرٗا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ ٤٧
And do not be like those who came forth from their homes insolently and to be seen by people and avert [them] from the way of Allāh. And Allāh is encompassing1 of what they do.
وَإِذۡ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّي جَارٞ لَّكُمۡۖ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلۡفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكُمۡ إِنِّيٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوۡنَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَۚ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ٤٨
And [remember] when Satan made their deeds pleasing to them and said, "No one can overcome you today from among the people, and indeed, I am your protector." But when the two armies sighted each other, he turned on his heels and said, "Indeed, I am disassociated from you. Indeed, I see what you do not see; indeed, I fear Allāh. And Allāh is severe in penalty."
إِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمۡۗ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ ٤٩
[Remember] when the hypocrites and those in whose hearts was disease [i.e., arrogance and disbelief] said, "Their religion has deluded those [Muslims]." But whoever relies upon Allāh - then indeed, Allāh is Exalted in Might and Wise.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر به فوجي از دشمن برخورديد پايداري کنيد و خدا را فراوان ياد کنيد ، باشد که پيروز شويد. وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ؛ از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد و با يکديگر به نزاع بر مخيزيد که ، ناتوان شويد و مهابت و قوت شما برود صبر پيشه گيريد که خدا همراه صابران است. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ؛ همانند آن کسان مباشيد که سر مست غرور و براي خودنمايي از ديار خويش بيرون آمدند و ديگران را از راه خدا بازداشتند و خدا به هر کاري که مي کنند احاطه دارد. وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ؛ شيطان کردارشان را در نظرشان بياراست و گفت : امروز از مردم کسي بر شما، پيروز نمي شود و من پناه شمايم ولي چون دو فوج رو به رو شدند او بازگشت و گفت : من از شما بيزارم ، که چيزهايي مي بينم که شما نمي بينيد ،من از خدا مي ترسم که او به سختي عقوبت مي کند. إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ منافقان و آن کسان که در دل بيماريي دارند گفتند : اينان را دينشان بفريفته است و هر کس که به خدا توکل کند او را پيروزمند و حکيم خواهد يافت.
(45) خداوند متعال میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِذَا لَقِيتُمۡ فِئَةٗ﴾) ای مؤمنان! هرگاه با گروهی از کفار که با شما میجنگند، روبهرو شدید، (﴿فَٱثۡبُتُواۡ﴾) در جنگِ با آنان پایدار و ثابت قدم باشید، و صبر و شکیبایی پیشه کنید، و بر این طاعت بزرگ که سرانجام آن عزت و پیروزی است، مقاوم باشید، و از ذکر و یاد خدا یاری بجویید. (﴿لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾) تا رستگار شوید؛ یعنی تا پیروزی بر دشمنان را به دست آورید. پس صبر و شکیبایی و پایداری و یاد خدا، از بزرگترین اسباب و عوامل پیروزی است.
(46) (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، و آنچه را که بدان دستور دادهاند، انجام دهید، و در همۀ حالات، به دنبال دستور خدا حرکت نمایید (﴿وَلَا تَنَٰزَعُواۡ﴾) و کشمکش نکنید، کشمکش و اختلافی که باعث پراکنده شدن دلها میگردد، (﴿فَتَفۡشَلُواۡ﴾) پس آنگاه سست و بزدل میشوید. (﴿وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡ﴾) و شکوه و هیبت شما از بین میرود؛ یعنی ارادههایتان سست میشود، و قدرت و نیرویتان تحلیل میرود، و وعدۀ پیروزی که به شما داده شده است ـ مبنی بر اینکه اگر از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، پیروز میشوید ـ از شما دور میگردد. (﴿وَٱصۡبِرُوٓاۡ﴾) و بر اطاعت خدا شکیبا باشید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) همانا یاری و کمک خدا با شکیبایان است. پس، در برابر پروردگارتان فروتن و خاضع باشید.
(47) (﴿وَلَا تَكُونُواۡ كَٱلَّذِينَ خَرَجُواۡ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرٗا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و مانند کسانی نباشید که از روی غرور و سرکشی، و به منظور خودنمایی و تظاهر، از سرزمینشان بیرون آمدند، و مردمان را از راه خدا بازداشتند؛ یعنی هدف و منظوری که برایش بیرون آمده بودند، باز داشتن مردم از راه خدا بود. وآنها با سرمستی و غرور، سرزمینشان را ترک کرده بودند، تا مردم آنها را ببینند، و آنها پیش مردم تکبر ورزند. و هدفشان این بود که هر کس را که راه راست در پیش گیرد، از راه خدا باز دارند. (﴿وَٱللَّهُ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ﴾) و خداوند به آنچه میکنند، آگاه است، و به آن احاطه دارد. بنابراین شما را از اهداف آنان آگاه ساخت، و شما را برحذر داشت که مانند آنها باشید؛ زیرا خداوند آنها را به شدت مجازات خواهد کرد. پس باید هدف شما از بیرون رفتنتان، رضای خداوند متعال و اعتلای دین او، و بازداشتن از راهی باشد که انسان را به ناخشنودی و کیفر خدا میرساند. و باید هدفتان، کشاندن مردم به سوی راه خدا باشد که به باغهای بهشت منتهی میشود.
(48) (﴿وَإِذۡ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و به یاد آورید آنگاه که شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و مزین ساخت، و آن را در دلهایشان زیبا و خوب جلوه داد، و آنان را فریب داد. (﴿وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ مِنَ ٱلنَّاسِ﴾) و گفت: امروز هیچکس نمیتواند بر شما پیروز شود؛ زیرا شما دارای تعداد و شمار فراوانی بوده، و دارای تجهیزاتی هستید که با داشتن چنین تعداد سرباز و ساز وکار جنگی، محمد صلی الله علیه وسلم و یارانش نمیتوانند در برابر شما مقاومت کنند. (﴿وَإِنِّي جَارٞ لَّكُمۡ﴾) و من همپیمان و یاور شما هستم، و شما را از یورش آنان مصون میدارم. ابلیس در شکل «سراقة بن مالک بن جعشم مدلجی» خود را به قریش نشان داد. و قریش از بنیمدلج به خاطر دشمنی و عداوتی که میان آنها بود، میترسیدند. پس شیطان به آنها گفت: من یاور شما هستم. بنابراین قریش اطمینان یافتند و خشمگین و عصبانی به سوی جنگ آمدند. (﴿فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلۡفِئَتَانِ﴾) وقتیکه هر دو گروه؛ مسلمانان و کافران روبهرو شدند، شیطان، جبرئیل را دید که فرشتگان را پخش مینماید. پس به شدت ترسید، (﴿نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ﴾) و به عقب برگشت و فرار کرد، (﴿وَقَالَ﴾) و به کسانی که فریبشان داده بود، گفت: (﴿إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكُمۡ إِنِّيٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوۡنَ﴾) من از شما بیزارم، من فرشتگان را میبینم که هیچکس نمیتواند آنها را بکشد، (﴿إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ﴾) من میترسم که خدا در دنیا مرا سزا دهد، (﴿وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾) و خداوند سخت کیفر است. و احتمال دارد که شیطان در دلهایشان رخنه کرده و به آنان وسوسه کرده باشد که امروز هیچ کس نمیتواند بر آنان پیروز شود، و او یاور آنهاست. و وقتی که آنها را به جایگاهشان وارد کرد، از آنها جدا شد و برگشت و از آنان بیزاری جست. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ فَكَانَ عَٰقِبَتَهُمَآ أَنَّهُمَا فِي ٱلنَّارِ خَٰلِدَيۡنِ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاۡ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ مانند شیطان، آنگاه که به انسان گفت:«کفر بورز.» و هنگامی که انسان کفر ورزید، شیطان گفت:«من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار جهانیان است، میترسم.» پس سرانجام هر دوی آنان این شد که آن دو در آتش جهنم برای همیشه میمانند، و این سزای ستمگران است.
(49) (﴿إِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) وقتی که افراد ضعیف الایمانی که در دلهایشان شک و تردید بود، به مؤمنانی که علی رغم تعداد اندکشان به جهاد با مشرکین اقدام نمودند، میگفتند: (﴿غَرَّ هَٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمۡ﴾) یعنی دینی که آنها بر آن هستند، آنان را به این ورطه کشانده است، که توانایی رهایی از آن را ندارند. آنها با تحقیر و بیعقل شمردن مؤمنان، چنین میگفتند؛ حال آنکه سوگند به خدا، آنان خودشان کم خرد و کم درایت بودند؛ زیرا ایمان باعث میشود که صاحب ایمان، کارهای آن چنان بزرگی را انجام دهد که لشکرهای بزرگ نمیتوانند آن را انجام دهند؛ چون مؤمن بر خدا توکل مینماید، و میداند که هیچ نیرو و توان و استطاعتی برای هیچ احدی نیست جز از ناحیهی خدا. و اگر همۀ مردم جمع شوند تا به اندازۀ ذرهای به او فایده برسانند، به او فایده نخواهند رساند، مگر به مقداری که خداوند برای او نوشته است. و اگر همه جمع شوند تا به وی ضرری برسانند، ضرری به او نمیرسانند، مگر به آن اندازه که خداوند برای او نوشته است. و مؤمن میداند که او برحق است، و خداوند در همۀ آنچه که مقدر نموده است، با حکمت و مهربان میباشد. پس مؤمن در اقدامات خود، به قدرت و تعداد زیاد طرفِ مقابل توجه نمیکند؛ بلکه او به پروردگارش اعتماد دارد، و قلبش به یاد او آرامش یافته است، و آشفته و ترسو نخواهد بود. بنابراین فرمود: (﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ﴾) و هر کس بر خداوند توکل نماید، پس همانا خداوند توانا است، و هیچ نیرویی نمیتواند او را شکست دهد. (﴿حَكِيمٞ﴾) [و] درآنچه مقدر و اجرا نموده است، با حکمت میباشد.
8:50–52Page 183
وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ يَتَوَفَّى ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ ٥٠
And if you could but see when the angels take the souls of those who disbelieved...1 They are striking their faces and their backs and [saying], "Taste the punishment of the Burning Fire.
ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ٥١
That is for what your hands have put forth [of evil] and because Allāh is not ever unjust to [His] servants."
كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَفَرُواْ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيّٞ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ٥٢
[Theirs is] like the custom of the people of Pharaoh and of those before them. They disbelieved in the signs of Allāh, so Allāh seized them for their sins. Indeed, Allāh is Powerful and severe in penalty.
وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ؛ اگر ببيني آن زمان را که فرشتگان جان کافران مي ستانند ، و به صورت و، پشتشان مي زنند و مي گويند : عذاب سوزان را بچشيد . ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ؛ اين به کيفر اعمالي بود که پيش از اين کرده بوديد و خدا به بندگانش ستم روا نمي دارد. كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ و اين به شيوه خاندان فرعون بود و کساني که پيش از آنها بودند آنها به آيات خدا کافر شدند پس خدا آنها را به کيفر گناهانشان مؤاخده کرد ،که خدا نيرومند و سخت عقوبت است.
(50) خداوند متعال میفرماید: اگر کسانی را ببینی که به آیات خدا کفر ورزیده اند، آنگاه که فرشتگانِ مأمورِ قبض ارواحشان، جانشان را میگیرند، درحالی که اضطراب به شدت آنها را فراگرفته و دچار اندوه و پریشانی بزرگی شدهاند، (﴿ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ﴾) و فرشتگان بر سر و صورت و پشتشان میزنند، و به آنها میگویند: روحتان را بیرون آورید، حال آنکه جان و روحشان امتناع میورزد و از خارج شدن ابا میکند؛ چون عذاب دردناکی را پیش رو دارند. بنابراین فرمود: (﴿وَذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ﴾) عذاب سخت و سوزان را بچشید.
(51) و پروردگارتان در اینکه شما را به این عذاب گرفتار نموده، هیچ ظلم وستمی را مرتکب نشده است؛ چرا که این عذاب به خاطر گناهانی است که انجام داده، و از پیش فرستادهاید، و چنین نتیجهای را به دنبال داشته است. و این سنت و قانونخدا در مورد پیشینیان و آیندگان است. شیوه و سنت خدا در مورد تکذیب کنندگان این است که آنان را به سبب گناهانشان هلاک گرداند.
(52) (﴿كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) مانند شیوۀ فرعونیان و دیگر امتهای تکذیب کننده که پیش از آنان بودند، (﴿كَفَرُواۡ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ﴾) به آیات خدا کفر ورزیدند، پس خداوند آنها را کیفر داد، (﴿بِذُنُوبِهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيّٞ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾) به سبب گناهانشان، همانا خداوند قوی و سختکیفر است. و هرکس را که بخواهد بگیرد او نمیتواند خداوند را ناتوان نماید. ﴿مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآ﴾ هیچ جانوری وجود ندارد، مگر اینکه خداوند پیشانیاش را میگیرد.
8:53–54Page 184
ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمۡ يَكُ مُغَيِّرٗا نِّعۡمَةً أَنۡعَمَهَا عَلَىٰ قَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ٥٣
That is because Allāh would not change a favor which He had bestowed upon a people until they change what is within themselves. And indeed, Allāh is Hearing and Knowing.
كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَغۡرَقۡنَآ ءَالَ فِرۡعَوۡنَۚ وَكُلّٞ كَانُواْ ظَٰلِمِينَ ٥٤
[Theirs is] like the custom of the people of Pharaoh and of those before them. They denied the signs of their Lord, so We destroyed them for their sins, and We drowned the people of Pharaoh. And all [of them] were wrongdoers.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ زيرا خدا نعمتي را که به قومي ارزاني داشته است ، دگرگون نسازد ، تا، آن قوم خود دگرگون شوند و خدا شنوا و داناست. كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ؛ و اين به شيوه خاندان فرعون بود و کساني که پيش از آنها بودند آنها آيات پروردگارشان را تکذيب کردند و ما به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم وخاندان فرعون را غرقه ساختيم ، زيرا همه ستمکار بودند.
(53) (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمۡ يَكُ مُغَيِّرٗا نِّعۡمَةً أَنۡعَمَهَا عَلَىٰ قَوۡمٍ﴾) عذابی را که خداوند بر امتهای تکذیب کننده فرود آورد، و نعمتهایی را که از آنان دور نمود، به خاطر گناه و تغییر دادن حالات خودشان بود؛ چرا که خداوند هیچ نعمتی را از نعمتهای دینی و دنیوی که به گروهی داده است، تغییر نمیدهد. بلکه آن نعمتها را باقی میگذارد، و از آن بر آنان میافزاید، اگر بیشتر شکر او را به جای آورند. (﴿حَتَّىٰ يُغَيِّرُواۡ مَا بِأَنفُسِهِمۡ﴾) مگر اینکه آنان حال خود را تغییر دهند؛ یعنی حالت خود را از اطاعت کردن، به انجام دادن گناه مبدل نمایند، و در مقابل نعمت ناسپاسی کنند. پس آنگاه خداوند نعمت را از آنها میگیرد، و آن را به نقمت تبدیل میکند؛ همانطور که آنها حالت خود را تغییر دادند، و در این رابطه حکمت از آن خدا است، و او نسبت به بندگانش عدالت و احسان دارد؛ چرا که آنان را تنها به سبب ستمشان معاقبه کرده است، و اینکه دلهای بندگان مطیعش را به سوی خود جذب نموده است و این به سبب آن است که اگر از فرمان او اطاعت نکنند، آنان را به سزای اعمالشان میرساند. (﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند شنوای دانا است؛ همۀ آنچه را که گویندگان بر زبان میآورند -خواه آهسته بگویند و خواه تند و آشکارا- میشنود. و همۀ آنچه را دلها در خود دارند، میداند. پس به مقتضای علم و مشیّت خدا، افکار و اندیشههایی بر بندگانش جاری میشود.
(54) (﴿كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ﴾) همچون شیوۀ فرعون و قومش، (﴿وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که پیش از آنها بودند، وقتی که آیات پروردگارشان را بدانگاه که به نزدشان آمد، تکذیب کردند، (﴿فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ﴾) پس هریک از آنان را برحسب جنایتشان هلاک کردیم. (﴿وَأَغۡرَقۡنَآ ءَالَ فِرۡعَوۡنَۚ وَكُلّٞ كَانُواۡ ظَٰلِمِينَ﴾) و فرعونیان را غرق نمودیم، و هر یک از هلاک شوندگان و عذاب دادهشدگان بر خود ستم کردند و برای هلاکت خود تلاش نمودند. و خداوند بر آنها ستم نکرد و بدون ارتکاب جرم و جنایت، آنها را مؤاخذه ننمود. پس مخاطبان باید بپرهیزند از اینکه در ستم کردن با آنها مشابهت اختیار کنند، و مانند آنها بر خود ستم نمایند، که آنگاه خداوند عذابی را که بر آن فاسقان فرود آورد، بر آنان هم فرود میآورد.
8:55–57Page 184
إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ ٥٥
Indeed, the worst of living creatures in the sight of Allāh are those who have disbelieved, and they will not [ever] believe-
ٱلَّذِينَ عَٰهَدتَّ مِنۡهُمۡ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهۡدَهُمۡ فِي كُلِّ مَرَّةٖ وَهُمۡ لَا يَتَّقُونَ ٥٦
The ones with whom you made a treaty but then they break their pledge every time, and they do not fear Allāh.
فَإِمَّا تَثۡقَفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡحَرۡبِ فَشَرِّدۡ بِهِم مَّنۡ خَلۡفَهُمۡ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ ٥٧
So if you, [O Muḥammad], gain dominance over them in war, disperse by [means of] them those behind them that perhaps they will be reminded.1
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ هر آينه بدترين جنبندگان در نزد خدا آنهايند که کافر شده اند و ايمان نمي آورند. الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ؛ کساني که تو از آنان پيمان گرفتي ، سپس پياپي پيمان خويش را مي شکنندو، هيچ پروا نمي کنند. فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ؛ پس اگر آنها را در جنگ بيابي پراکنده شان ساز تا پيروانشان نيز پراکنده شوند ، باشد که عبرت گيرند.
(55 - 56) (﴿إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) بیگمان کسانی که سه خصلت کفر ورزیدن، ایمان نیاوردن و خیانت کردن را دارا باشند، به گونهای که به هیچ عهد و پیمانی پایبند نباشند، آنها نزد خدا بدترین جنبندگان هستند، و از الاغ و سگ و دیگر حیوانات بدترند؛ زیرا هیچ خیری در آنها وجود ندارد، و فقط میتوان از آنها انتظار شر و بدی را داشت.
(57) پس اینها باید نابود گردند تا بیماریشان به دیگران سرایت نکند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِمَّا تَثۡقَفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡحَرۡبِ﴾) پس اگر آنها را در حالت جنگ یافتی، و عهد و پیمانی نداشتند، (﴿فَشَرِّدۡ بِهِم مَّنۡ خَلۡفَهُمۡ﴾) آنها را درهم بکوب و عذابی به آنان بچشان، که برای کسانی که پشت سرشان میآیند، (﴿لَعَلَّهُمۡ﴾) تا شاید (﴿يَذَّكَّرُونَ﴾) از آنچه که بر سر آنها آمده است، پند بگیرند، تا آنچه که بر سر آنها آمده است بر سرشان نیاید. و این یکی از فوائد مجازات و حدودی است که در پی گناهان انجام میگیرد؛ چرا که مجازات و حدود، سبب باز آمدن دیگران میشود. همچنانکه سبب میشود کسی که گناه انجام داده است، آن را تکرار نکند، و از آن دوری جوید. و مقید کردن این عقوبت و سزا به زمان جنگ، دلالت مینماید که کافر – گرچه خیانتکار و عهد شکن باشد – اگر عهد و پیمانی بست، جایز نیست به او خیانت کرد و عهدش را شکست.
8:58Page 184
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوۡمٍ خِيَانَةٗ فَٱنۢبِذۡ إِلَيۡهِمۡ عَلَىٰ سَوَآءٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡخَآئِنِينَ ٥٨
If you [have reason to] fear from a people betrayal, throw [their treaty] back to them, [putting you] on equal terms.1 Indeed, Allāh does not like traitors.
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ؛ اگر مي داني که گروهي در پيمان خيانت مي ورزند ، به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهي کرد زيرا خدا خائنان را دوست ندارد.
(58) اگر میان تو و میان قومی بر جنگ نکردن عهد و پیمانی بود، و ترسیدی که خیانت کنند، به این صورت که از قراین و حالات آنها به نظر میرسید که خیانت کنند، بدون اینکه به صراحت خیانتی از آنها سر بزند، (﴿فَٱنۢبِذۡ إِلَيۡهِمۡ﴾) پیمان آنها را به سوی آنان بینداز و لغو کن. و به آنها خبر بده که بین تو و آنها پیمانی نیست. (﴿عَلَىٰ سَوَآءٍ﴾) تا آگاهی تو و آنان به انقضای پیمان برابر شود؛ یعنی تا همگی بدانید که دیگر پیمانی در کار نیست. و برای تو جایز نیست که به آنها خیانت کنی یا کاری را انجام دهی که بر حسب پیمان نباید آن را انجام دهی، تا وقتی که آنها را به ملغی بودن پیمان آگاه کنی. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡخَآئِنِينَ﴾) بیگمان خداوند خیانتکاران را دوست ندارد، و به شدت از آنها متنفر است. پس باید دلایل روشنی باشد که شما را از خیانت کردن تبرئه نماید. این آیه دلالت مینماید که هرگاه خیانت آنان ثابت گردد، نیازی نیست که پیمانشان به آنها برگردانده شود، و مطلع گردند که پیمان لغو شده است؛ چون لغو شدن پیمان بر آنها پوشیده نیست. نیز لغو کردن پیمان در چنین حالتی فایدهای ندارد، و چون فرموده است: (﴿عَلَىٰ سَوَآءٍ﴾) به گونه ای که همه در آگاهی از نقص عهد برابر شوند، و در اینجا خیانت و عهد شکنی آنها برای همه معلوم است. نیز مفهوم آیه دلالت مینماید که اگر بیم خیانت از آنها نباشد، به این صورت که کاری از آنها به چشم نخورد که بر عهدشکنی و خیانت دلالت نماید، در این صورت لغو کردن پیمان جایز نیست، بلکه باید تا مدتی که عهد و پیمان به پایان میرسد، به آن وفا کرد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences