As-Sa'di · Tafsir · in Persian
الفجر
Al-Fajr
The Dawn · Meccan · 30 ayahs
89:1–5Page 593
وَٱلۡفَجۡرِ ١
By the dawn
وَلَيَالٍ عَشۡرٖ ٢
And [by] ten nights1
وَٱلشَّفۡعِ وَٱلۡوَتۡرِ ٣
And [by] the even [number] and the odd
وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ ٤
And [by] the night when it passes,
هَلۡ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٞ لِّذِي حِجۡرٍ ٥
Is there [not] in [all] that an oath [sufficient] for one of perception?1
وَالْفَجْرِ سوگند به سپيده صبح ، وَلَيَالٍ عَشْرٍ سوگند به ، شبهاي دهگانه ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ سوگند به جفت و طاق ، وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ و سوگند به شب چون روي به رفتن نهد هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ آيا خردمند را اين سوگندها کافي است ?
مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1 - 5) ظاهراً آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده، همان چیزی است که به وسیلۀ آن سوگند یاد کرده است، و این جایز است؛ و اگر امرِ ظاهر و مهمی باشد، استعمال میشود و در اینجا چنین است. سپس خداوند متعال به صبح که آخر شب و آغاز روز است سوگند یاد کرد؛ چون در رفتن شب و آمدن روز نشانههایی است که بر کمال قدرت خداوند متعال دلالت مینماید، و دال بر این است که خداوند همۀ کارها را تدبیر مینماید؛ خداوندی که عبادت جز برای او شایستۀ کسی نیست. و در صبح نمازی بزرگ و نیک انجام میشود که شایسته است خداوند به آن سوگند بخورد. بنابراین بعد از صبح به شبهای دهگانه سوگند یاد کرد. و این شبها بنا به گفتۀ صحیح عبارت از شبهای دهگانۀ [آخر] رمضان یا شبهای دهگانۀ «ذیالحجه» است؛ چون اینها شبهایی هستند که روزهای با فضیلتی دارند، و در آن عبادتهایی انجام میشود که در دیگر روزها انجام نمیگیرد. و در شبهای دهگانه، شب قدر قرار دارد که بهتر از هزار ماه است، و ده روز آن روزۀ آخر ماه رمضان است که یکی از بزرگترین ارکان اسلام میباشد. و در ایام دهۀ ذیالحجه وقوف در عرفه انجام میشود که در آن روز، خداوند چنان بندگانش را میآمرزد که شیطان ناراحت میشود؛ زیرا شیطان هیچگاه حقیرتر و بدبختتر از روز عرفات دیده نشده است. شیطان وقتی پائین آمدن فرشتگان و رحمت از جانب خدا را مشاهده میکند ناراحت و حقیر میگردد. و در این روزها بسیاری از اعمال حج و عمره انجام داده میشود، و اینها چیزهای بزرگی است که سزاوار است خداوند به آنها سوگند بخورد. (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ﴾) سوگند به شب، هنگامی که لحظات خود را سپری میکند، و تاریکی را بر مردم میگستراند، و مردم استراحت میکنند، و این رحمت و لطفی است از جانب خداوند. (﴿هَلۡ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٞ لِّذِي حِجۡرٍ﴾) آیا در آنچه ذکر شد برای خردمندان سوگندی وجود دارد؟ آری، بخشی از آنچه ذکر شد، برای کسی که با گوش دل بشنود کافی است.
89:6–14Page 593
أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ٦
Have you not considered how your Lord dealt with ʿAad -
إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ ٧
[With] Iram1 - who had lofty pillars,2
ٱلَّتِي لَمۡ يُخۡلَقۡ مِثۡلُهَا فِي ٱلۡبِلَٰدِ ٨
The likes of whom had never been created in the land?
وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواْ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ ٩
And [with] Thamūd, who carved out the rocks in the valley?
وَفِرۡعَوۡنَ ذِي ٱلۡأَوۡتَادِ ١٠
And [with] Pharaoh, owner of the stakes?1
ٱلَّذِينَ طَغَوۡاْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ ١١
[All of] whom oppressed within the lands
فَأَكۡثَرُواْ فِيهَا ٱلۡفَسَادَ ١٢
And increased therein the corruption.
فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ ١٣
So your Lord poured upon them a scourge of punishment.
إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ ١٤
Indeed, your Lord is in observation.
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ آيا نديده اي که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد ? إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ با ارم که ستونها داشت ? الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ و همانند آن در هيچ شهري آفريده نشده بود وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ و قوم ثمود که در آن وادي سنگ را مي بريدند ، وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ و قوم فرعون آن دارنده ، ميخها ، الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ آنها در بلاد طغيان کردند ، فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ و در آنها به فساد در افزودند فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ و پروردگار تو تازيانه عذاب را بر سرشان فرود آورد إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ زيرا پروردگارت به کمينگاه است.
(6 - 14) (﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ﴾) آیا با دل و چشم نیندیشیدهای که پروردگارت با قبیلۀ سرکش ارم -قبیلۀ معروفی که در یمن میزیستند- چه کرد؟ آنهایی که دارای قدرت و توانمندی و سرکشی بودند؟! (﴿ٱلَّتِي لَمۡ يُخۡلَقۡ مِثۡلُهَا فِي ٱلۡبِلَٰدِ﴾) در قدرت و توانمندی همانند آنها در هیچ یک از شهرها آفریده نشده است. همانطور که پیامبرشان هود -علیه السلام- فرمود:﴿وَٱذۡكُرُوٓاۡ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ قَوۡمِ نُوحٖ وَزَادَكُمۡ فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗۖ فَٱذۡكُرُوٓاۡ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ و به یاد آورید هنگامی که [خداوند] شما را بعد از قوم نوح جایگزین کرد، و به شما در آفرینش قدرت بیشتری داد، پس نعمتهای خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید. (﴿وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواۡ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ﴾) آیا ندانستهای که با قوم ثمود چه کرده است؟ همان قومی که با قدرت خود صخرههای بزرگی را در وادیالقری تراشیده، و برای خود خانه ساخته بودند. (﴿وَفِرۡعَوۡنَ ذِي ٱلۡأَوۡتَادِ﴾) آیا ندانستهای که با فرعون چه کرده است؟ همان فرعونی که دارای لشکریانی بود که پادشاهیِ او را پا برجا و استوار کرده بودند، همانطور که اشیا با میخها محکم و استوار میشوند. (﴿ٱلَّذِينَ طَغَوۡاۡ فِي ٱلۡبِلَٰدِ﴾) این صفت قوم عاد و ثمود و فرعون و پیروانشان است. آنها در شهرها و آبادیها سرکشی کردند، و بندگان خدا را در دین و دنیا اذیت و آزار رساندند. بنابراین فرمود: (﴿فَأَكۡثَرُواۡ فِيهَا ٱلۡفَسَادَ﴾) و در آنجا خیلی فساد و تباهی به راه انداختند. فساد و تباهی کردن؛ یعنی انجام کفر و شعبههای آن از انواع گناهان. و آنها در مبارزه با پیامبران و بازداشتن مردم از راه خدا کوشیدند. (﴿فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ﴾) وقتی آنان در وادی سرکشی که سبب هلاکتشان بود پا نهادند، خداوند از عذاب خود بر آنان فرود آورد. (﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ﴾) همانا پروردگارت در کمین کسی است که از فرمان او سرپیچی میکند. پس خداوند او را اندک زمانی مهلت میدهد، سپس او را به شدت گرفتار میکند.
89:15–20Page 593
فَأَمَّا ٱلۡإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكۡرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَكۡرَمَنِ ١٥
And as for man, when his Lord tries him and [thus] is generous to him and favors him, he says, "My Lord has honored me."1
وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيۡهِ رِزۡقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَهَٰنَنِ ١٦
But when He tries him and restricts his provision, he says, "My Lord has humiliated me."
كـَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ ١٧
No!1 But you do not honor the orphan
وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ ١٨
And you do not encourage one another to feed the poor.
وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا ١٩
And you consume inheritance, devouring [it] altogether,1
وَتُحِبُّونَ ٱلۡمَالَ حُبّٗا جَمّٗا ٢٠
And you love wealth with immense love.
فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ اما آدمي ، چون پروردگارش بيازمايد و گرامي اش دارد و نعمتش دهد ، مي گويد : پروردگار من مرا گرامي داشت وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد ، مي گويد : پروردگار من مرا خوار ساخت كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ نه چنان است شما يتيم را گرامي نمي داريد ، وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و يکديگر را به اطعام ، مسکين ترغيب نمي کنيد ، وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا و ميراث را حريصانه مي خوريد ، وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا و مال را فراوان دوست داريد.
(15 - 20) خداوند از طبیعت انسان خبر میدهد که نادان و ستمگر است و سرانجام کارها را نمیداند، و گمان میبرد حالتی که در آن قرار دارد ادامه مییابد و از بین نمیرود. نیز میپندارد که تکریم او از جانب خداوند در دنیا، و نعمت دادن خداوند به او، بر این دلالت میکند که او نزد خداوند گرامی است! و هرگاه خداوند روزی انسان را تنگ و کم نماید طوری که از خوراک روزانهاش بیشتر نباشد، گمان میبرد که خداوند او را خوار و زبون کرده است. خداوند این پندار انسان را نادرست قرار داد، و فرمود: (﴿كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین نیست که هرکس را در دنیا نعمت دادم نزد من گرامی و باارزش است، و هرکس که روزی او را تنگ و کم نمودم نزد من خوار و بیارزش است، بلکه توانگری و فقر و روزی فراوان و روزی کم آزمایشی است از جانب خداوند، که با آن بندگان خود را میآزماید تا ببیند که چه کسی شکر میگزارد و صبر پیشه میکند تا او را پاداش فراوان دهد، و هرکس را که چنین نیست، به عذاب هلاککننده گرفتار سازد. همچنین اگر بنده فقط به فکر خودش باشد، این دلیل ضعف همت اوست. بنابراین خداوند آنها را به خاطر بیتوجهی به حالات مردم نیازمند سرزنش کرد و فرمود: (﴿كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ﴾) چنین نیست، بلکه شما کودکی که پدرش را از دست داده و نیاز به دلداری و نیکی دارد گرامی نمیدارید، بلکه او را مورد اهانت قرار میدهید، و این نشانگر عدم وجود رحمت و مهربانی میباشد، و دال بر این است که شما به کار خوب علاقه ندارید. (﴿وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ﴾) و شما همدیگر را به خوراک دادن به نیازمندان و بینوایان تشویق و ترغیب نمیکنید، و این به خاطر آن است که دنیا را به شدت و از ته دل دوست میدارید و بر آن بخل میورزید. بنابراین فرمود: (﴿وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا﴾) مال و دارایی بر جای مانده از رفتگان را با آزمندی شدید میخورید، و هیچ چیزی را از آن بر جای نمیگذارید. (﴿وَتُحِبُّونَ ٱلۡمَالَ حُبّٗا جَمّٗا﴾) و مال و دارایی را به شدت دوست میدارید، و این مانند فرمودۀ الهی است که میفرماید:﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾ بلکه زندگانی دنیا را ترجیح میدهید، حال آنکه آخرت بهتر و ماندگارتر است. ﴿كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ وَتَذَرُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾ چنین نیست. بلکه دنیا را دوست میدارید و آخرت را رها میکنید.
89:21–30Page 593
كـَلَّآۖ إِذَا دُكَّتِ ٱلۡأَرۡضُ دَكّٗا دَكّٗا ٢١
No! When the earth has been leveled - pounded and crushed
وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا ٢٢
And your Lord has come1 and the angels, rank upon rank,
وَجِاْيٓءَ يَوۡمَئِذِۭ بِجَهَنَّمَۚ يَوۡمَئِذٖ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكۡرَىٰ ٢٣
And brought [within view], that Day, is Hell - that Day, man will remember, but how [i.e., what good] to him will be the remembrance?
يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي قَدَّمۡتُ لِحَيَاتِي ٢٤
He will say, "Oh, I wish I had sent ahead [some good] for my life."1
فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٞ ٢٥
So on that Day, none will punish [as severely] as His punishment,
وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ ٢٦
And none will bind [as severely] as His binding [of the evildoers].
يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ ٢٧
[To the righteous it will be said], "O reassured soul,
ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ ٢٨
Return to your Lord, well-pleased and pleasing [to Him],
فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي ٢٩
And enter among My [righteous] servants
وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي ٣٠
And enter My Paradise."
كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا آري ، چون زمين شکسته شود و شکسته شود ، وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف ، وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى و در آن روز جهنم را حاضر آرند ، آدمي پند گيرد و چه جاي پند گرفتن باشد ? يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي مي گويد : اي کاش زنده گشتن خويش را پيشاپيش چيزي مي فرستادم فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ در آن ، روز چون عذاب او کس را عذاب نکنند ، وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ و همانند او کس را به زنجير نکشند يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اي روح آرامش يافته ، ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت بازگرد ، فَادْخُلِي فِي عِبَادِي و در زمره بندگان من داخل شو ، وَادْخُلِي جَنَّتِي و به بهشت من در آي
(21 - 24) چنین نیست، اموالی را که دوست میدارید و لذتهایی که برای به دست آوردن آن از همدیگر پیشی میگیرید، برای همیشه باقی نمیماند، بلکه روز بزرگ و وحشتناکی در پیش دارید که در آن (﴿دُكَّتِ ٱلۡأَرۡضُ دَكّٗا دَكّٗا﴾) کوهها و زمین، سخت درهم کوبیده میشوند تا اینکه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست تبدیل میگردد. (﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا﴾) خداوند برای داوری کردن میان بندگانش در سایههایی از ابر میآید، و فرشتگانِ آسمانها صف در صف میآیند. فرشتگان هر آسمانی در یک صف قرار میگیرند و مردم را احاطه مینمایند، و اینها صفهای فروتنی و کرنش در برابر خداوند جبار است. (﴿وَجِاۡيٓءَ يَوۡمَئِذِۢ بِجَهَنَّمَ﴾) در آن روز فرشتگان، دوزخ را با زنجیر میکشند و میآورند، پس وقتی این امور رخ دهند، (﴿يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ﴾) انسان کار خوب و بدی را که کرده است به یاد میآورد. (﴿وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾) اما چنین یاد کردنی چه سودی برای انسان دارد؟! چون زمان آن گذشته است. انسان به خاطر کوتاهیهایی که کرده است، حسرت میخورد و میگوید: (﴿يَٰلَيۡتَنِي قَدَّمۡتُ لِحَيَاتِي﴾) ای کاش! برای زندگی جاودانی و همیشگیام کار شایستهای پیشاپیش میفرستادم. همانطور که خداوند متعال میفرماید:﴿يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾ میگوید: «ای کاش! راهی همراه پیامبر برمیگزیدم. وای بر من! ای کاش فلانی را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم.» و این دلیلی است بر اینکه زندگی حقیقی که آدمی باید برای به دست آوردن آن کوشش کند، زندگی جهان آخرت است؛ چون سرای ماندگاری و جاودانگی میباشد.
(25 - 26) (﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٞ﴾) در روز قیامت خداوند کافران را چنان عذابی میدهد که هیچ کس عذابی همسان عذاب خداوند به آنها نمیرساند. و این به خاطر آن است که قیامت و عمل کردن برای آن را فراموش کردهاند. (﴿وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ﴾) دوزخیان با زنجیرهایی جهنمی بسته شده، و بر چهرههایشان کشانده میشوند، و آنگاه در دوزخ میسوزند؛ این است سزای مجرمان.
(27 - 30) و اما کسی که به خداوند ایمان آورد و به او دل ببندد و پیامبرانش را تصدیق کند، به او گفته میشود: (﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ﴾) ای روحی که با یاد و محبت خدا آرام گرفته و شاد شدهای!. (﴿ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ﴾) بسوی پروردگارت بازگرد، پروردگاری که با نعمت خویش تو را پروراند [و به تو احسان و نیکی نمود تا اینکه محبوب و ولی او گشتی] در حالی که از پروردگار و پاداشش خشنود هستی و او از تو خشنود است (﴿فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي﴾) و در میان بندگانم درآی، (﴿وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي﴾) و به بهشت من داخل شو. اینها کلماتی است که روح در روز قیامت و به هنگام مرگ با آن مورد خطاب قرار میگیرد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences