As-Sa'di · Tafsir · in Persian
At-Tawbah 9:113–127
9:113–114Page 205
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن يَسۡتَغۡفِرُواْ لِلۡمُشۡرِكِينَ وَلَوۡ كَانُوٓاْ أُوْلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ ١١٣
It is not for the Prophet and those who have believed to ask forgiveness for the polytheists, even if they were relatives, after it has become clear to them that they are companions of Hellfire.
وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥٓ أَنَّهُۥ عَدُوّٞ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُۚ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ حَلِيمٞ ١١٤
And the request of forgiveness of Abraham for his father was only because of a promise he had made to him. But when it became apparent to him [i.e., Abraham] that he [i.e., the father] was an enemy to Allāh, he disassociated himself from him. Indeed was Abraham compassionate and patient.
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ؛ نبايد پيامبر و کساني که ايمان آورده اند براي مشرکان هر چند از، خويشاوندان باشند پس از آنکه دانستند که به جهنم مي روند طلب آمرزش کنند. وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ؛ آمرزش خواستن ابراهيم براي پدرش ، نبود مگر به خاطر وعده اي که به اوداده بود و چون براي او آشکار شد که پدرش دشمن خداست ، از او بيزاري جست زيرا ابراهيم بسيار خداي ترس و بردبار بود.
(113) برای پیامبر و کسانی که به او ایمان دارند، شایسته نیست که (﴿أَن يَسۡتَغۡفِرُواۡ لِلۡمُشۡرِكِينَ﴾) برای مشرکان، و کسانی که به خدا کفر ورزیده و همراه با خدا کسی دیگر را بندگی کردهاند، آمرزش بخواهند. (﴿وَلَوۡ كَانُوٓاۡ أُوۡلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾) هرچند که خویشاوند باشند، پس از آنکه برایشان روشن شد که آنان اهل دوزخاند. زیرا آمرزش خواستن برای آنها در این حالت اشتباه است، و فایدهای برای آنان ندارد. پس شایسته نیست که پیامبر و مؤمنان برای مشرکان آمرزش بخواهند؛ چون اگر آنها بر شرک بمیرند یا دانسته شود که بر آن میمیرند، عذاب بر آنان واجب میگردد و برای همیشه در جهنم میمانند، وشفاعتِ شفاعتکنندگان برای آنان فایدهای ندارد، و طلبِ آمرزش برای آنها مفید واقع نخواهد شد. نیز پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آوردهاند، باید خود را با خشنودی و خشم خدا همراه گردانند؛ و هرکس را که خدا دوست دارد، دوست بدارند؛ و با هرکس که دشمن خدا است، دشمنی ورزند. و آمرزش خواستن آنها برای کسی که اهل دوزخ است، با این اصل متضاد و مخالف است و آن را نقض مینماید.
(114) و اگر ابراهیم ـ علیه السلام ـ برای پدرش آمرزش خواست، این (﴿عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ﴾) از روی وعدهای بود که به او داده بود: ﴿سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا﴾ برای تو از پروردگارم طلب آمرزش مینمایم، همانا او دعایم را میپذیرد. و این قبل از آن بود که سرانجام پدرش را بداند. و هنگامی که برای ابراهیم روشن شد که پدرش دشمن خداست و بر کفر خواهد مرد و موعظه و اندرز در او تأثیری ندارد، (﴿تَبَرَّأَ مِنۡهُ﴾) به جهت موافقت با پروردگارش و رعایت ادب در پیشگاه خدا، از وی بیزاری جست. (﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ﴾) همانا ابراهیم در همۀ کارهایش بسیار به سوی خدا باز میگشت، و بسیار ذکر و دعا میکرد، و آمرزش میخواست و زیاد توبه مینمود. (﴿حَلِيمٞ﴾) و نسبت به مردم مهربان بود و از اشتباهات و لغزشهایی که نسبت به او داشتند، گذشت میکرد. جهالت و نادانی جاهلان او را بر نمیآشفت، و کسی که بر او جنایتی میکرد با او به مقابله به مثل بر نمیخواست. پدرش به او گفت:﴿لَأَرۡجُمَنَّكَ﴾ تو را سنگسار خواهم کرد. و او به پدرش گفت:﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓ﴾ سلام بر تو، از پروردگارم برایت طلب آمرزش خواهم کرد . پس بر شما لازم است که به او اقتدا کنید و در هر چیزی از آیین ابراهیم پیروی نمایید. ﴿إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ﴾ جز سخن ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو طلب آمرزش خواهم کرد . همانطور که خداوند شما را از آن و از دیگر امور آگاه ساخته است. بنابراین فرمود:
9:115–116Page 205
وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ ١١٥
And Allāh would not let a people stray after He has guided them until He makes clear to them what they should avoid. Indeed, Allāh is Knowing of all things.
إِنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۚ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ ١١٦
Indeed, to Allāh belongs the dominion of the heavens and the earth; He gives life and causes death. And you have not besides Allāh any protector or any helper.
وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ خدا قومي را که هدايت کرده است گمراه نمي خواهد ، تا برايشان روشن کندکه از چه چيز بايد بپرهيزند ، که خدا بر هر چيزي داناست. إِنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ؛ فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خداست زنده مي کند و مي ميراند و، شما را جز خدا دوستدار و ياوري نيست.
(115) وقتیکه خداوند هدایت را به قومی ارزانی نماید و آنها را به در پیش گرفتن راه راست دستور دهد، نعمت و احسان خویش را بر آنان کامل میگرداند؛ و همۀ آنچه را که به آن نیاز دارند، برای آنان بیان میکند؛ پس آنان را گمراه باقی نمیگذارد، به گونهای که امور دینشان را ندانند. و این دلیلی بر کمال رحمت اوست، و اینکه شریعت او همۀ اصول و فروع دین را که بندگان به آن نیاز دارند، به طور کامل در بر دارد. و احتمال دارد که منظور از آیۀ (﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ﴾) این باشد: خداوند هیچ وقت قومی را پس از آنکه هدایتشان کرد، گمراه نمیسازد تا زمانی که آنچه را باید از آن بپرهیزند برایشان روشن نماید. پس هرگاه آنچه را که باید ازآن بپرهیزند، برایشان بیان کرد؛ ولی آنان تسلیم نشوند، به پاداش اینکه حقِ آشکار را رد کردند ، خداوند آنان را گمراه میسازد. و معنی اول بهتر است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾) و بیگمان خداوند به هر چیزی داناست. پس به خاطر کامل و فراگیر بودن آگاهی و داناییاش، چیزهایی را به شما آموخت که نمیدانستید؛ و برای شما چیزهایی را بیان کرد، که از آن بهرهمند میشوید.
(116) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) همانا خداوند مالک آسمانها و زمین است، و با زندهگرداندن و میراندن بندگانش، نیز با دیگر روشهای الهی، [امور] آنان را تدبیر مینماید. پس وقتی که در تدبیر تقدیری او خللی وارد نمیشود، چگونه در تدبیر دینی که متعلق به الوهیت اوست، کاستی و خلل ایجاد میگردد و بندگانش را بیهوده رها میکند؟ یا آنها را گمراه و جاهل رها میسازد، حال آنکه او بزرگترین کارساز بندگان است؟! بنابراین فرمود: (﴿وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ﴾) و جز خدا یاور و کارسازی ندارید که شما را سرپرستی نماید و منافعتان را تأمین کند، (﴿وَلَا نَصِيرٖ﴾) و مددکاری نیست که زیانها را از شما دور کند.
9:117–118Page 205
لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ ١١٧
Allāh has already forgiven the Prophet and the Muhājireen and the Anṣār who followed him in the hour of difficulty after the hearts of a party of them had almost inclined [to doubt], and then He forgave them. Indeed, He was to them Kind and Merciful.
وَعَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّىٰٓ إِذَا ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ وَظَنُّوٓاْ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ لِيَتُوبُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ١١٨
And [He also forgave] the three who were left alone [i.e., boycotted, regretting their error] to the point that the earth closed in on them in spite of its vastness1 and their souls confined [i.e., anguished] them and they were certain that there is no refuge from Allāh except in Him. Then He turned to them so they could repent. Indeed, Allāh is the Accepting of Repentance,2 the Merciful.
لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ؛ خدا ، توبه پيامبر و مهاجرين و انصار را که در آن ساعت عسرت همراه اوبودند ، از آن پس که نزديک بود که گروهي را دل از جنگ بگردد ، پذيرفت توبه شان بپذيرفت ، زيرا به ايشان رئوف و مهربان است. وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ؛ و نيز خدا پذيرفت توبه آن سه تن را که از جنگ تخلف کرده بودند ، تا، آنگاه که زمين با همه گشادگيش بر آنها تنگ شد و جان در تنشان نمي گنجيدو خود دانستند که جز خداوند هيچ پناهگاهي که بدان روي آورند ندارند پس خداوند توبه آنان بپذيرفت تا به او باز آيند ، که توبه پذير و مهربان است.
(117) خداوند متعال خبر میدهد که او از سرِ لطف و احسان خویش (﴿تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ﴾) توبۀ پیامبرصلی الله علیه وسلم و توبۀ مهاجرین و انصار را پذیرفت. پس، لغزشهای آنان را بخشید و نیکیها را برای آنان فراوان نمود و آنان را به بالاترین مقامها رساند، و این به سبب انجام دادن کارهای مشکل و دشوار بود. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ﴾) آنهایی که برای پیکار با دشمنان در جنگ تبوک، همراه با پیامبر حرکت کردند. جنگ تبوک در گرمای شدید و به هنگامی روی داد که مسلمانان از نظر توشه و سواری و کثرت دشمنان و وجودِ عواملی که آنان را از جنگ باز میداشت، در تنگنا قرار داشتند. اما آنان از خداوند کمک گرفتند ، و این کار را انجام دادند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ﴾) بعد از آنکه نزدیک بود دلهایشان دگرگون شود، و به نرفتن و نشستن گرایش یابد . اما خداوند آنان را ثابت قدم نمود، و آنها را کمک کرد، و بدانان نیرو بخشید. «زیغ قلب» یعنی منحرف شدن آن از راه راست. پس اگر انحراف در اصل دین باشد، کفر خواهد بود؛ و اگر انحراف در قوانین و شرائع آن باشد، انحراف به اندازۀ قانونی خواهد بود که از آن منحرف شده یا در انجام آن کوتاهی ورزیده است ، یا آن را به غیر از صورت شرعی انجام داده است. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس توبۀ آنان را پذیرفت. (﴿إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند نسبت به آنان رئوف و مهربان است. و از جمله مهربانی او این است که توبه کردن را به آنان ارزانی نمود، و آن را از آنان پذیرفت، وآنها را بر آن ثابت قدم کرد.
(118) و همچنین خداوند (﴿عَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواۡ﴾) توبۀ آن سه کس را پذیرفت که از بیرون رفتن با مسلمین در آن جنگ، باز ماندند؛ و آن سه نفر کعب بن مالک و دو نفر از دوستانش بودند که داستان آنها در صحاح و سُنن آمده است. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا﴾) تا اینکه بسیار اندوهگین شدند و (﴿ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ﴾) زمین با همۀ فراخیاش بر آنان تنگ آمد، (﴿وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) و جانهایشان بر آنان تنگ شد، جانی که برای آنها از هر چیزی عزیزتر بود. پس فضای گسترده بر آنان تنگ شد؛ و جان محبوبی که هیچ وقت انسان از آن به تنگ نمیآید، بر آنها تنگ شد؛ و این جز به خاطر کاری پریشان کننده نیست که سختی و مشقت آن را نتوان تعبیر کرد، و این بدان خاطر بود که آنها خشنودی خدا و پیامبرش را بر هر چیزی ترجیح دادند. (﴿وَظَنُّوٓاۡ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ﴾) و از وضعیت و حال خود دانستند و یقین حاصل نمودند که جز خدا هیچ کس آنان را از سختیها نجات نمیدهد؛ و نمیتوان به هیچ کسی جز خداوند یکتا که شریکی ندارد، پناه برد. پس رابطه و تعلق آنها با مخلوق قطع شد و خود را به پروردگارشان واگذار کردند، و از خدا به سوی او فرار کردند. آنها حدوداً پنجاه شب را در این سختی سپری کردند. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس به آنان اجازۀ توبه داد، و آنان را به انجام دادنش توفیق عطا کرد. (﴿لِيَتُوبُوٓاۡ﴾) تا توبه کنند، و توبۀ آنان را بپذیرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ﴾) همانا خداوند بسیار توبه را میپذیرد و بخشیدن و آمرزیدن و در گذشتن او از لغزش و کوتاهیها بسیار است. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و مهربان است و رحمت فراوان او همواره ودر هر وقت و زمانی بر بندگان فرود میآید، وامور دینی و دنیویشان بر آن استوار است. از این آیات برمیآید که پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بزرگترین هدف و بالاترین مقصد است؛ چون خداوند آخرین هدف بندگان خاص خویش را این قرار داده که توبهشان پذیرفته شود ، و خداوند با پذیرفتن توبۀ بندگان خاص خود، بر آنان منت مینهد، و این زمانی است که کارهایی را انجام دهند که خداوند آن را دوست دارد و میپسندد. با تأمل در این آیات، نیز درمییابیم که لطف خدا همواره قرین و همراه مؤمنان است؛ و ایمان، آنان را به هنگام سختیها و مصیبتهای پریشان کننده، استوار و پا بر جا میدارد. نیز از این آیات برمیآید، عبادتی که بر نفس دشوار است، فضیلت و ویژگی خاصی را دارد که دیگر عبادتها دارای آن نیستند؛ و هر اندازه مشقت بیشتر باشد، پاداش بزرگتر خواهد بود. همچنین پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بر حسب پشیمانی و تأسف شدید اوست؛ و کسی که بر انجام گناه پروایی نداشته، وهر گناهی را انجام دهد ناراحت نگردد، توبۀ او بدون اراده انجام شده و بی محتواست، گر چه او گمان برد که توبهاش پذیرفته شده است. با اندیشه کردن در این آیات در مییابیم که علامت خیر و دور شدن سختی از بنده، این است که دل به طور کامل به خدا وابسته شود و از مخلوق ببرّد. از جملۀ لطف خداوند نسبت به این سه نفر، این است که صفتی را برای آنان بر شمرد که برای آنها عیب و عار محسوب نمیشود. پس فرمود: (﴿خُلِّفُواۡ﴾) بازداشته شدند. فعل به صورت مجهول آمده و اشاره به این نکته است که مؤمنان آنان را پشت سر گذاشتند. یا به این معنی است که آنان به تاخیر افتاده بودند از کسانی که دربارۀ قبول یا رد کردن عذرشان حکم قطعی صادر شده بود. علت باز ماندن آنان از شرکت در جنگ، این نبود که آنان به خیر علاقهمند نبودند. بنابراین نفرمود:«تَخَلَّفُوا» از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند و بازپس ماندند. نکتهای دیگر که از این آیات مستفاد میگردد، این است که خداوند صداقت را به آنان ارزانی نمود. بنابراین دستور داد از آنان پیروی شود. پس فرمود:
9:119Page 206
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ ١١٩
O you who have believed, fear Allāh and be with those who are true.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد.
(119) (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) ای کسانی که به پروردگار و به آنچه که خدا دستور داده است ایمان آوردهاید! به مقتضای ایمان عمل کنید و آن رعایت تقوای الهی و پرهیز از چیزهایی است که خداوند از آن نهی کرده است. (﴿وَكُونُواۡ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) و با کسانی باشید که در گفتار و کردار و حالاتشان راستگویند. کسانی که سخن و کردارشان راست است، و حالات آنها جز بر راستی نبوده و خالی از تنبلی و سستی است، و اهداف و نیات پلید ندارند. و حالاتشان مشتمل بر اخلاص و نیت شایسته میباشد؛ زیرا راستی و صداقت، انسان را به سوی نیکی هدایت میکند؛ و نیکی، انسان را به بهشت میبرد. خداوند متعال فرموده است:﴿هَٰذَا يَوۡمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدۡقُهُمۡ﴾ این روزی است که راستگوییِ راستگویان به آنان فایده میدهد.
9:120–121Page 206
مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرۡغَبُواْ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَـُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١٢٠
It was not [proper] for the people of Madīnah and those surrounding them of the bedouins that they remain behind after [the departure of] the Messenger of Allāh or that they prefer themselves over his self.1 That is because they are not afflicted by thirst or fatigue or hunger in the cause of Allāh, nor do they tread on any ground that enrages the disbelievers, nor do they inflict upon an enemy any infliction but that it is registered for them as a righteous deed. Indeed, Allāh does not allow to be lost the reward of the doers of good.
وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٢١
Nor do they spend an expenditure, small or large, or cross a valley but that it is registered for them that Allāh may reward them for the best of what they were doing.
مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ؛ اهل مدينه و عربهاي باديه نشين اطراف آن را نرسد که از همراهي با، پيامبر خدا تخلف ورزند و نبايد که از او به خود پردازند زيرا هيچ تشنگي به آنها چيره نشود يا به رنج نيفتند يا به گرسنگي دچار نگردند يا قدمي که کافران را خشمگين سازد بر ندارند يا به دشمن دستبردي نزنند ، مگر آنکه عمل صالحي برايشان نوشته شود ، که خدا پاداش نيکوکاران را تباه نمي سازد. وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ و هيچ مالي چه اندک و چه بسيار خرج نکنند و از هيچ واديي نگذرند ،، مگرآنکه به حسابشان نوشته شود ، تا خدا پاداششان دهد ، چون پاداش نيکوترين کاري که مي کرده اند.
(120) خداوند، مهاجرین و انصار و بادیهنشینانی را که در اطراف مدینه بوده و مسلمان شده، و اسلامشان را نیکو گردانده بودند، تحریک مینماید و میفرماید: (﴿مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواۡ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ﴾) اهلمدینه و بادیهنشینان دور و بر آنان را نسزد که از پیامبر خدا بازبمانند؛ یعنی برای آنان شایسته و سزاوار نیست که اینگونه باشند. (﴿وَلَا يَرۡغَبُواۡ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦ﴾) و برای اینکه باقی بمانند و راحت باشند، جانهایشان را از جان عزیز و پاک پیامبر دوستتر داشته باشند؛ زیرا پیامبر مؤمنان را از خودشان عزیزتر میدارد. پس بر هر مسلمانی واجب است که جانش را فدای پیامبرصلی الله علیه وسلم نماید، و او را بر خویشتن مقدم بدارد. پس علامت بزرگداشت و تعظیم پیامبرصلی الله علیه وسلم و دوست داشتن او و ایمان کامل به وی، این است که از او باز نماند. سپس پاداشی را بیان کرد که انسان را به بیرون رفتن برای جهاد وادار مینماید. پس فرمود: (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ﴾) این بدان جهت است که مجاهدان راه خدا (﴿لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) هیچ تشنگی و رنج و خستگی و مشقت و گرسنگی در راه خدا به آنان نمیرسد، (﴿وَلَا يَطَُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ﴾) و همچنین گامی به جلو برنمیدارند که کافران را به خشم آورد، از قبیل: وارد شدن به شهرهایشان و چیره شدن بر سرزمینشان، (﴿وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا﴾) و به دشمنان دستبردی نمیزنند، از قبیل: پیروز شدن لشکر مسلمین یا به غنیمت گرفتن اموال کفار، (﴿إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌ﴾) مگر آنکه به واسطۀ آن، برایشان کردار شایستهای نوشته میشود، چون اینها آثاری هستند که از اعمالشان پدید میآید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) همانا خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند؛ کسانی که مبادرت به انجام دستورات خدا کردند، و حقوق خداوند و خلق او را که بر آنان بود، به خوبی انجام دادند. پس این کارها آثار اعمالشان است.
(121) سپس فرمود: (﴿وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا﴾) و هیچ خرجی -خواه اندک و خواه زیاد- نمیکنند، و هیچ سرزمینی را در حرکت به سوی دشمن نمیپیمایند، (﴿إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) مگر اینکه خداوند به واسطۀ آن، کار نیکویی برایشان مینویسد. و از جملۀ این اعمال، همین کارها هستند، اما به شرطی که آنها را مخلصانه انجام دهند و در آن خیرخواهی نمایند. در این آیات، به شدت آدمی بر رفتن به جهاد در راه خدا، و اینکه به خاطر برخورداری از اجر الهی باید مشقات و سختیها را در این راستا تحمل کند، تشویق و بیان شده است؛ آثاری که بر عمل و رفتار بنده [ی مؤمن] مترتب میشود، پاداش بزرگی برای و در بر دارد.
9:122Page 206
۞ وَمَا كَانَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةٗۚ فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٖ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَةٞ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي ٱلدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَحۡذَرُونَ ١٢٢
And it is not for the believers to go forth [to battle] all at once. For there should separate from every division of them a group [remaining] to obtain understanding in the religion and warn [i.e., advise] their people when they return to them that they might be cautious.
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ؛ و نتوانند مؤمنان که همگي به سفر روند چرا از هر گروهي دسته اي به سفرنروند تا دانش دين خويش را بياموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشداردهند ، باشد که از زشتکاري حذر کنند ?
(122) خداوند متعال بندگانش را به انجام آنچه که برای آنان شایسته است، آگاه نموده و میفرماید: (﴿وَمَا كَانَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لِيَنفِرُواۡ كَآفَّةٗ﴾) و مؤمنان را نسزد که همگی آنان برای پیکار با دشمنشان بروند؛ چون اگر همۀ آنان بیرون بروند، این کار باعث ایجاد مشقت و سختی برای آنان میشود، و بسیاری از مصالح و منافع را از دست میدهند. (﴿فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٖ مِّنۡهُمۡ﴾) بلکه باید از هر شهر و از هر قوم و قبیلهای از آنان، (﴿طَآئِفَةٞ﴾) گروهی برای جنگ بیرون روند که آن گروه کفایت امر کند، و هدف با آن حاصل شود. سپس تذکر داد که ماندن گروهی از آنان، مصلحتهایی را در بر دارد که اگر خارج میشدند، آن را از دست میدادند. پس فرمود: (﴿لِّيَتَفَقَّهُواۡ فِي ٱلدِّينِ وَلِيُنذِرُواۡ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاۡ إِلَيۡهِمۡ﴾) تا آنان که نشستهاند، علم شرعی را بیاموزند ومفاهیم آن را یاد بگیرند و به اسرار آن آگاهی حاصل کنند و دیگران را بیاموزند و قومشان را وقتی که به سوی آنان بازگردند، بیم دهند. در این آیه، فضیلت علم ثابت میشود، خصوصاً علوم دین، و اینکه آگاهی یافتن از مسایل دین، مهمترین کار است؛ و هرکس علمی آموخت، بر اوست که آن را درمیان بندگان منتشر نماید و آنها را نصیحت کند؛ زیرا انتشار علم از سوی عالم، بخشی از برکت پاداش آن است که همواره رشد میکند. اما اگر عالم فقط به خودش اکتفا نماید، و با حکمت و پند نیکو، مردم را به راه خدا دعوت نکند، و تعلیم جاهلان را ترک نماید، پس او برای مسلمین چه سودی دارد؟ و چه نتیجهای از علمش به دست میآید؟ زیرا سرانجام میمیرد و علم وی و ثمرهاش هم میمیرد، و این نهایت محرومیت است برای کسی که خداوند به او علم داده، و او را فهم و شعور بخشیده است. همچنین در این آیه ارشاد لطیف و اشارۀ مهمی وجود دارد و آن این است که: باید مسلمانان برای هر مصلحتی از مصالح عمومی خودشان، کسانی را آماده سازند تا تمام وقت خویش را به کار گرفته، و با کوشش فراوان به انجام دادن آن مصلحت پرداخته، و به چیزی دیگر نیندیشند. تا منافع آنها تأمین شود. و باید هدف نهایی همۀ آنان، یکی باشد و آن، تأمین مصلحت دین و دنیایشان است، گر چه راهها و شیوهها مختلف و متعدد باشند؛ زیرا معقول است که روش و متدها مختلف باشد، اما هدف همۀ آنان باید یک چیز باشد. و این جزو حکمت نافع و شامل در تمام امور است.
9:123Page 207
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلۡكُفَّارِ وَلۡيَجِدُواْ فِيكُمۡ غِلۡظَةٗۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ ١٢٣
O you who have believed, fight against those adjacent to you of the disbelievers and let them find in you harshness. And know that Allāh is with the righteous.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، با کافراني که نزديک شمايند جنگ کنيد، تا در شما شدت و درشتي يابند ، و بدانيد که خدا با پرهيزگاران است.
(123) بعد از اینکه آنها را راهنمایی کرد که چه کسانی باید برای جنگ بیرون بروند، آنان را راهنمایی نمود که جنگ را با نزدیکترین کافران آغاز کنند، و در مقابل آنان خشونت و شدت و شجاعت و پایداری نشان دهند. (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و بدانید که کمک خدا بر حسب پرهیزگاری شما میآید. پس به تقوای الهی پایبند باشید، آنگاه شما را کمک میکند و درمقابل دشمنانتان شما را یاری مینماید. و فرمودۀ الهی (﴿قَٰتِلُواۡ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلۡكُفَّارِ﴾) یک امر کلی است، و اگر مصلحت در این بود که با کافرانِ دور جنگ شود، این حکم کلی تخصیص داده خواهد شد.
9:124–126Page 207
وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗاۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ ١٢٤
And whenever a sūrah is revealed, there are among them [i.e., the hypocrites] those who say, "Which of you has this increased in faith?" As for those who believed, it has increased them in faith, while they are rejoicing.
وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ ١٢٥
But as for those in whose hearts is disease, it has [only] increased them in evil [in addition] to their evil.1 And they will have died while they are disbelievers.
أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ ١٢٦
Do they not see that they are tried every year once or twice but then they do not repent nor do they remember?
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ و چون سوره اي نازل شود ، بعضي مي پرسند : اين سوره به ايمان کدام يک از شما در افزود ? آنان که ايمان آورده اند به ايمانشان افزوده شود ، و خود شادماني مي کنند. وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ اما آنان که در دلهايشان مرضي است ، جز انکاري بر انکارشان نيفزود و، همچنان کافر بمردند. أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ؛ آيا نمي بينند که در هر سال يک يا دوبار مورد آزمايش واقع مي شوند ? ولي نه توبه مي کنند و نه پند مي گيرند.
(124) خداوند متعال با بیان حالت منافقان و مؤمنان، به هنگام نازل شدن قرآن، و تفاوتی که هر دو گروه با یکدیگر دارند، میفرماید: (﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ﴾) و هنگامی که سورهای نازل شود که در آن امر و نهی باشد، و خداوند در آن، از ذات بزرگوار خود و از امور پنهانی و ناپیدا خبر داده، و به جهاد تحریک نماید، (﴿فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗا﴾) کسانی از آنان میگویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزوده است؟ یعنی برای آنانی که ایمان آوردهاند چنین سؤالی به وجود میآید. خداوند متعال حالت پیش آمده را بیان داشته و میفرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا﴾) اما ایمان مؤمنان را میافزاید؛ آن را یاد میگیرند و میفهمند، و به آن اعتقاد پیدا میکنند و به آن عمل میکنند، و به انجام دادن کار خیر علاقهمند میشوند، و از انجام کار بد، دست برمیدارند. (﴿وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾) و برخی، برخی دیگر را مژده میدهند؛ چرا که خداوند آیاتی را به آنها ارزانی داشته، و به آنان توفیق داده است تا آنرا بفهمند و به آن عمل نمایند. و این بر شرح سینۀ آنها برای پذیرش آیات خدا و آرامش دلهایشان، و سرعت فرمانبرداری آنان دلالت مینماید.
(125) (﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ﴾) و اما کسانی که در دلهایشان شک و نفاق است،(﴿ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ﴾) بر پلیدیشان میافزاید؛ یعنی بیماری و شک و تردیدشان را میافزاید، به خاطر اینکه به آن کفر ورزیدند و با آن مخالفت کردند و از آن روی گرداندند. بنابراین بیماریشان بیشتر شد، و آنان را به هلاکت انداخت، (﴿وَ﴾) بر دلهایشان مهر زده شد تا اینکه (﴿مَاتُواۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) با کافری مردند. و این سزایی است برای آنان، چون به آیات خدا کفر ورزیدند، و از پیامبرش سرپیچی کردند، و به کیفر آن، خداوند تا روز قیامت نفاق را در دلهایشان قرار داد.
(126) خداوند متعال آنان را به خاطر کفر و نفاقی که بر آن هستند، سرزنش نموده و میفرماید: (﴿أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ﴾) آیا نمیبینند که در هر سال یک یا دو بار به وسیلۀ مصیبتها و بیماریهایی که به آنان میرسد، با اوامر مورد آزمایش قرار میگیرند. (﴿ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ﴾) و از شر و فسادی که بر آن هستند، توبه نمیکنند، (﴿وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ﴾) و آنچه را که به سود آنهاست، نمیپذیرند و انجام نمیدهند، و آنچه را که به زیان آنهاست، ترک نمیکنند. پس خداوند متعال طبق سنتی که در مورد سایر امتها و ملتها دارد، آنها را با خوشیها و ناهمواریها و اوامر و نواهی آزمایش مینماید، تا به سوی او باز گردند. اما آنها توبه نمیکنند و پند نمیپذیرند. و این آیات، مبین آن هستند که ایمان کم و زیاد میگردد، و شایسته است که مؤمن، ایمانش را مورد ارزیابی قرار دهد و مواظب آن باشد، و آن را تجدید نماید و رشد بدهد، تا همواره ایمانش راه ترقی و تکامل را بپیماید.
9:127Page 207
وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواْۚ صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ ١٢٧
And whenever a sūrah is revealed, they look at each other, [as if saying], "Does anyone see you?" and then they dismiss themselves. Allāh has dismissed their hearts because they are a people who do not understand.
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَّظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواْ صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون؛ و چون سوره اي نازل شود ، بعضي به بعضي ديگر نگاه مي کنند : آيا کسي ، شمارا مي بيند ? و باز مي گردند خدا دلهايشان را از ايمان منصرف ساخته ،زيرا مردمي نافهمند.
(127) منافقان که میترسیدند سورهای در رابطه با آنها نازل شود، و آنچه را که در دلهایشان است، فاش کند، (﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ﴾) هرگاه سورهای نازل شود، تا به آن ایمان بیاورند، و به مضمون و محتوای آن عمل کنند، (﴿نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ﴾) برخی به برخی دیگر مینگرند، در حالی که تصمیم قطعی دارند که به آن عمل نکنند، و منتظر فرصت هستند تا از نگاه مؤمنان پنهان شوند، و میگویند: (﴿هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواۡ﴾) آیا کسی شما را میبیند؟ آنگاه دزدکی بیرون میروند، و در حالی که رویگردان هستند، به عقب برمیگردند. پس خداوند آنها را با سزایی ازنوع عملشان مجازات نمود، و همانطور که از عمل کردن به آن سوره برگشتند. (﴿صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم﴾) خداوند نیز دلهایشان را برگرداند؛ یعنی آن را از حق باز داشت و خوار نمود. (﴿بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ﴾) چرا که آنان گروهی نادان و نفهم هستند و دانش و علمی نافع به دست نیاوردهاند؛ زیرا اگر آنان فهم و شعوری داشتند، وقتی که سورهای نازل میشد، به آن ایمان میآوردند، و از فرمان آن اطاعت میکردند. منظور بیان شدّتِ نفرت آنها از جهاد و دیگر شرایع و قوانین ایمان است. همانطورکه خداوند در مورد آنها فرموده است:﴿فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ﴾ پس هرگاه سورهای صریح نازل میشد و در آن از جنگ سخن به میان میآمد، میبینی کسانی که در دلهایشان مرضی هست، همچون کسی که به حال بیهوشی مرگ رسیده است، به تو مینگرد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences