As-Sa'diAt‑Tawbah · 9:88–101

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

At-Tawbah 9:88–101

9:88–89Page 201

لَٰكِنِ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ جَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡخَيۡرَٰتُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٨٨

But the Messenger and those who believed with him fought with their wealth and their lives. Those will have [all that is] good and it is those who are the successful.

أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ٨٩

Allāh has prepared for them gardens beneath which rivers flow, wherein they will abide eternally. That is the great attainment.

لَـكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ ولي پيامبر و کساني که با او ايمان آورده اند با مال و جان خود در راه خدا جهاد کردند نيکيها از آن آنهاست و آنهايند که رستگارانند. أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ خدا برايشان بهشتهايي که جويها در آن روان است و در آنجا جاويدانند ، آماده کرده است اين است رستگاري بزرگ.

(88) خداوند متعال می‌فرماید: هرگاه منافقان از رفتن به جهاد تخلف ورزند، خداوند مومنان را از آنان بی نیاز می‌نماید، و خداوند بندگان و خواصی دارد که فضل خویش را به آنان اختصاص داده است، و آنان این کار را انجام می‌دهند. و آنان (﴿ٱلرَّسُولُ﴾) محمد، پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم ، (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مَعَهُۥجَٰهَدُواۡ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ﴾) و کسانی که با او ایمان آوردند، با مال وجانشان بدون اینکه تنبلی و سستی نشان دهند، بلکه شادمان و سرحال جهاد کردند. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡخَيۡرَٰتُ﴾) و آنان کسانی هستند که خوبی‌های فراوانی در دنیا و آخرت برای ایشان است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و آنان کسانی اند که به بالاترین خواسته‌ها و کامل‌ترین آمال خویش دست می‌یابند. و اینان رستگاران‌اند.

(89) (﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) خداوند برای آنان باغ‌هایی آماده نموده است که جویبارها از زیر کاخ‌ها و درختان آن روان است، و در آن جاودانه می‌مانند. این است کامیابی بزرگ. پس هلاک باد کسی که به آنچه ایشان بدان مشتاق‌اند، مشتاق نیست و دین و دنیا و آخرتش را به تباهی کشانده است. و این مانند فرمودۀ الهی است که می‌فرماید:﴿قُلۡ ءَامِنُواۡ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ﴾ بگو: «به آن [قرآن] ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید [فرق نمی‌کند]، بی‌گمان کسانی که پیش از آن بدیشان علم داده شده است، هنگامی که [قرآن] بر آنها خوانده ‌شود، به سجده می‌افتند.» و نیز فرمودۀ الهی: ﴿فَإِن يَكۡفُرۡ بِهَا هَٰٓؤُلَآءِ فَقَدۡ وَكَّلۡنَا بِهَا قَوۡمٗا لَّيۡسُواۡ بِهَا بِكَٰفِرِينَ﴾ پس اگر ایشان به آن کفر ورزند، ما گروهی را بر آن گماشته‌ایم که به آن کافر نیستند.

9:90–93Page 201

وَجَآءَ ٱلۡمُعَذِّرُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ لِيُؤۡذَنَ لَهُمۡ وَقَعَدَ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ ٩٠

And those with excuses among the bedouins came to be permitted [to remain], and they who had lied1 to Allāh and His Messenger sat [at home]. There will strike those who disbelieved among them a painful punishment.

لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٩١

There is not upon the weak or upon the ill or upon those who do not find anything to spend any discomfort [i.e., guilt] when they are sincere to Allāh and His Messenger. There is not upon the doers of good any cause [for blame]. And Allāh is Forgiving and Merciful.

وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ إِذَا مَآ أَتَوۡكَ لِتَحۡمِلَهُمۡ قُلۡتَ لَآ أَجِدُ مَآ أَحۡمِلُكُمۡ عَلَيۡهِ تَوَلَّواْ وَّأَعۡيُنُهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ ٩٢

Nor [is there blame] upon those who, when they came to you for you to take them along, you said, "I can find nothing upon which to carry you."1 They turned back while their eyes overflowed with tears out of grief that they could not find something to spend [for the cause of Allāh].

۞ إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَسۡتَـٔۡذِنُونَكَ وَهُمۡ أَغۡنِيَآءُۚ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ٩٣

The cause [for blame] is only upon those who ask permission of you while they are rich. They are satisfied to be with those who stay behind, and Allāh has sealed over their hearts, so they do not know.

وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ گروهي از عربهاي باديه نشين آمدند و عذر آوردند تا آنها را رخصت دهند، که به جنگ نروند و آنهايي که به خدا و پيامبرش دروغ گفته بودند ، در خانه نشستند زودا که به کافرانشان عذابي دردآور خواهد رسيد. لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ بر ناتوانان و بيماران و آنان که هزينه خويش نمي يابند ، هر گاه در عمل براي خدا و پيامبرش اخلاص ورزند گناهي نيست اگر به جنگ نيايند ، که بر نيکوکاران هيچ گونه عتابي نيست و خدا آمرزنده و مهربان است. وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ ؛ و نيز بر آنان که نزد تو آمدند تا ساز و برگ نبردشان دهي و تو گفتي ، که ساز و برگي ندارم و آنها براي خرج کردن هيچ نيافتند و اشک ريزان و محزون بازگشتند ، گناهي نيست. إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاء رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ؛ خشم و عذاب خدا بر کساني است که در عين توانگري از تو رخصت مي خواهندو بدان خشنودند که با خانه نشينان در خانه بمانند خدا دلهايشان را مهربر نهاده است که نمي دانند.

(90) خد‌اوند متعال می‌فرماید: (﴿وَجَآءَ ٱلۡمُعَذِّرُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ لِيُؤۡذَنَ لَهُمۡ﴾) برخی از باد‌یه‌نشینان که سستی کرد‌ند و از رفتن به جهاد کوتاهی ورزید‌ند، آمد‌ند تا به آنها اجازه د‌اد‌ه شود که به جهاد نروند، وبه خاطر پُررویی و بی‌حیایی‌شان از عذر خواستن خود باکی ند‌اشتند، و به سبب ضعیف بود‌ن ایمانشان، این کار را انجام دادند. اما کسانی از آنان که با خدا و پیامبرش دروغ گفتند، در خانه‌هایشان نشستند و حتی معذرت خواهی هم نکردند. و احتمال دارد که (﴿ٱلۡمُعَذِّرُونَ﴾) به معنی کسانی باشد که ـ در حقیقت ـ عذر داشتند و پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند تا آنها را معذور بدارد، و عادت پیامبر چنین بود هر کس را که عذری داشت، معذور می‌شمرد. (﴿وَقَعَدَ ٱلَّذِينَ كَذَبُواۡ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و کسانی را ‌مورد تهدید قرار داد که در ادعای داشتن ایمان ـ‌که مقتضی بیرون رفتن برای جهاد است‌ـ به خدا و پیامبرش دروغ گفتند، در خانه نشستند. [و نه برای عذرخواهی و نه برای جهاد بیرون نرفتند]. سپس آنان را تهدید کرد و فرمود:(﴿سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) به کافرانشان در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد رسید.

(91) پس از آنکه از عذرآورندگان سخن به میان آورد، و آنها را به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی که در شریعت معذور شمرده می‌شوند، و گروهی که معذور قرار نمی‌گیرند، فرمود: (﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ﴾) بر ناتوانان که ناتوانی جسمی و بینایی و قدرت بیرون رفتن برای پیکار را ندارند، گناهی نیست. (﴿وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ﴾) و بر بیماران [نیز] گناهی نیست. و این تمام انواع بیماری‌ها را شامل می‌شود، بیماریی که فرد مبتلا به آن، توانایی حرکت و جهاد را ندارد، از قبیل: لنگی و کوری و بیماری سینه پهلو و فلج و غیره. (﴿وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ﴾) [نیز] بر کسانی که چیزی ندارند که آن را صرف جهاد کنند، گناهی نیست؛ یعنی توشه و وسیلۀ سواری ندارند که در سفر آنها را به جایی برساند . پس بر آنان گناهی نیست به شرطی که برای خدا و پیامبرش اخلاص داشته باشند، به این صورت که دارای ایمانی راستین باشند، و نیت و ارادۀ آنان چنین باشد که اگر توانستند، به جهاد بروند. و آنچه را که در توانایی دارند، از قبیل: تشویق و تحریک دیگران برای جهاد انجام دهند. (﴿مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ﴾) و بر مؤمنان نیکوکار ایرادی نیست؛ زیرا آنان – با نیکوکاری و ادای حقوق خدا و حقوق بندگان خدا– سرزنش را از خود دور کرده‌اند، و وقتی بنده آنچه را که در توان دارد به خوبی انجام دهد، مسئولیت از گردنش ساقط می‌شود. و از این آیه، یک قاعده به دست می‌آید، و آن این است که هرکس به شخص دیگری کمک جسمی یا مالی کرد، سپس این عمل نیک او سبب نقصان یا ضایع شدن چیزی شد، او ضامن آن نیست، چون او نیکوکار است و بر نیکوکارانی که به هنگام نیکوکاری خود، موجب نقصان یا تباهی چیزی می‌شوند، مسئولیت و سرزنشی نمی‌باشد. همان‌طور که دلالت می‌نماید بر غیر از نیکوکار ـ و آن بدکار و متجاوز می‌باشد ـ غرامت واجب است. (﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و خداوند آمرزنده و مهربان است، و از روی آمرزش و رحمت و مهربانی‌اش، از ناتوانان در می‌گذرد، وآنان‌را به خاطر تصمیم قطعی‌شان، پاداش کسانی عطا می‌کند که توانایی انجام کار را دارند.

(92) (﴿وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ إِذَا مَآ أَتَوۡكَ لِتَحۡمِلَهُمۡ﴾) و همچنین ایراد و گناهی نیست بر کسانی که پیش تو آمدند تا آنان را بر مرکبی سوار کنی تا به سوی جهاد حرکت کنند، اما از قضا چیزی نزد تو نیافتند، (﴿قُلۡتَ﴾) و تو با عرض معذرت به آنان گفتی: (﴿لَآ أَجِدُ مَآ أَحۡمِلُكُمۡ عَلَيۡهِ تَوَلَّواۡ وَّأَعۡيُنُهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُواۡ مَا يُنفِقُونَ﴾) چیزی نمی‌یابم که شما را بر آن سوار کنم، و ایشان برگشتند، درحالی که به خاطر آنکه چیزی را نمی‌یافتند صرف جهاد کنند، از چشمانشان اشک سرازیر بود. آنها ناتوان‌اند و حاضرند خویشتن را فدا کنند، و به خاطر اینکه نتوانستند در جهاد شرکت نمایند، چنان اندوهگین و آشفته شدند که خداوند حالت آنها را بیان کرد. پس برایشان گناهی نیست. و هنگامی که گناه از گردن آنان ساقط شد، مسئله به اصلش برمی‌گردد، و آن این است که هرکس نیت انجام خیر را کرد، و همراه با نیت قطعی خود، به اندازۀ توانش تلاش نمود، سپس نتوانست کار خیر را انجام دهد، او به منزلۀ کسی است که کار خیر را به‌طور کامل انجام داده است.

(93) (﴿إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ﴾) سرزنش تنها متوجه کسانی است که (﴿يَسۡتَ‍ٔۡذِنُونَكَ وَهُمۡ أَغۡنِيَآءُ﴾) از تو اجازه می‌خواهند درحالی که ثروتمندند و توانایی رفتن به جهاد را داشته و عذری ندارند، پس ایشان (﴿رَضُواۡ﴾) برای خود و دینشان پسندیدند که (﴿بِأَن يَكُونُواۡ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ﴾) با خانه‌نشینان مانند زنان و کودکان و امثال آنها باقی بمانند. (﴿وَ﴾) و آنان به این حالت خشنود شدند چون، (﴿وَطَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾) خداوند بر دل‌هایشان مهر زد، و هیچ خیری وارد دل‌هایشان نشد، و مصالح دینی و دنیویِ خود را تشخیص ندادند. (﴿فَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و این عقوبتی است برای آنچه که مرتکب شدند.

9:94–96Page 202

يَعۡتَذِرُونَ إِلَيۡكُمۡ إِذَا رَجَعۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡۚ قُل لَّا تَعۡتَذِرُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكُمۡ قَدۡ نَبَّأَنَا ٱللَّهُ مِنۡ أَخۡبَارِكُمۡۚ وَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٩٤

They will make excuses to you when you have returned to them. Say, "Make no excuse - never will we believe you. Allāh has already informed us of your news [i.e., affair]. And Allāh will observe your deeds, and [so will] His Messenger; then you will be taken back to the Knower of the unseen and the witnessed,1 and He will inform you of what you used to do."

سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواْ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواْ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞۖ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٩٥

They will swear by Allāh to you when you return to them that you would leave them alone. So leave them alone; indeed they are evil; and their refuge is Hell as recompense for what they had been earning.

يَحۡلِفُونَ لَكُمۡ لِتَرۡضَوۡاْ عَنۡهُمۡۖ فَإِن تَرۡضَوۡاْ عَنۡهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَرۡضَىٰ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ ٩٦

They swear to you so that you might be satisfied with them. But if you should be satisfied with them - indeed, Allāh is not satisfied with a defiantly disobedient people.

يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ چون شما بازگرديد ، مي آيند و عذر مي آورند بگو : عذر مياوريد ،، گفتارتان را باور نداريم که خدا ما را از اخبار شما آگاه کرده است زودا که خدا و پيامبرش به اعمال شما خواهند رسيد آنگاه شما را نزد آن خداوندي که داناي نهان و آشکار است مي برند تا از نتيجه اعمالتان آگاهتان سازد. سَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ؛ چون به نزدشان بازگرديد ، برايتان سوگند مي خورند تا از خطايشان ، درگذريد از ايشان اعراض کنيد که مردمي پليدند و به خاطر اعمالشان جاي در جهنم دارند. يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ برايتان سوگند مي خورند تا از آنان خشنود شويد اگر شما هم خشنود شويد، خدا از اين مردم نافرمان خشنود نخواهد شد.

(94) وقتی‌که از بازماندن و نرفتن منافقانِ ثروتمند به جهاد سخن به ‌میان آورد، و فرمود آنها هیچ عذری ندارند، خبر داد که آنان (﴿يَعۡتَذِرُونَ إِلَيۡكُمۡ إِذَا رَجَعۡتُمۡ﴾) وقتی که پس از پایان جنگ پیش آنها برگردید، نزدتان آمده و عذرخواهی خواهند کرد. (﴿قُل لَّا تَعۡتَذِرُواۡ لَن نُّؤۡمِنَ لَكُمۡ﴾) به آنان بگو: عذرخواهی نکنید، ما شما را در عذرتراشیِ دروغین‌تان تصدیق نمی‌کنیم. (﴿قَدۡ نَبَّأَنَا ٱللَّهُ مِنۡ أَخۡبَارِكُمۡ﴾) خداوند ما را از خبرهایتان آگاه ساخته، و او در سخنش راستگوست. پس عذرخواهی فایده‌ای ندارد، چون آنها به خلاف آنچه خداوند از آنان خبر داده است، عذر می‌آورند، و محال است که آنها در آنچه که با سخن خدا مخالف باشد، راستگو باشند؛ خبری که در بالاترین مراتب راستی قرار دارد. (﴿وَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) و خداوند و پیامبرش عملتان را در دنیا خواهند دید، چون عمل، میزان و سنجش راستی و دروغ است، و سخن صرف بر راستی و صداقت آدمی دلالت نمی‌کند. (﴿ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾) سپس به سوی دانای پنهان و پیدا برگردانده می‌شوید؛ آن ذاتی که هیچ چیز پوشیده بر او پنهان نمی‌ماند، (﴿فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و شما را به آنچه از خوبی و بدی که انجام ‌داده‌اید، آگاه می‌سازد، و طبق عدالت خویش یا بر اساس فضل خود، سزا و جزایتان می‌دهد، بدون اینکه به اندازه ذره‌ای بر شما ستم بکند.

(95) و بدان که بدکارِ گناهکار سه حالت دارد: یا اینکه سخن و عذرش در ظاهر و باطن پذیرفته شده و مورد عفو قرار می‌گیرد، به‌گونه‌ای که انگار گناهی نکرده است. یا اینکه به‌خاطر گناهش مورد عقوبت و تعزیر عملی قرار می‌گیرد. و یا اینکه از وی صرف نظر شده، و در مقابل کاری که کرده است، مجازات عملی نمی‌شود. و در مورد منافقان خداوند به حالت سوم دستور داده است. بنابراین فرمود: (﴿سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡ﴾) چون به سوی آنان بازگردید، برای شما سوگند می‌خورند تا از آنها صرف نظر کنید. پس، از آنان روی بگردانید؛ یعنی آنها را سرزنش نکرده و شلاق نزنید و آنها را نکشید. (﴿إِنَّهُمۡ رِجۡسٞ﴾) همانا آنان پلید و ناپاک‌اند، و ارزش آن را ندارند که مورد توجه قرار گیرند. و سرزنش و مجازات در مورد آنها مفید نیست. (﴿وَ﴾) برایشان کافی است که (﴿وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) به کیفر کارهایی که کرده‌اند، جایگاهشان جهنم باشد.

(96) (﴿يَحۡلِفُونَ لَكُمۡ لِتَرۡضَوۡاۡ عَنۡهُمۡ﴾) علاوه بر صرف نظر کردن، انتظار دارند که از آنها خشنود شوید. انگار آنها هیچ کار [بدی] نکرده‌اند. (﴿فَإِن تَرۡضَوۡاۡ عَنۡهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَرۡضَىٰ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾) پس اگر شما از آنان خشنود شوید، قطعاً خداوند از گروه فاسقان خشنود نمی‌شود؛ یعنی برای شما مؤمنان شایسته نیست از کسی خشنود شوید که خداوند از او راضی نیست، بلکه بر شماست که با پروردگارتان در خشنودی و ناخشنودی‌اش همسو باشید. و بیندیش که چگونه فرمود: (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَرۡضَىٰ عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾) همانا خداوند از گروه فاسقان خشنود نمی‌شود، و نفرمود:(خداوند از آنها خشنود نمی‌شود) تا بر این دلالت نماید که دروازۀ توبه باز است، و فاسقین و غیر آنان هر زمان توبه کنند، خداوند توبه‌شان را می‌پذیرد و از آنها راضی می‌گردد. اما تا وقتی که فاسق و نافرمان باشند، خداوند از آنها راضی نخواهد شد؛ چون مانعِ خشنودی او وجود دارد، و آن بیرون رفتن آنها از چیزی است که خدا برایشان پسندیده است، از قبیل: ایمان و اطاعت. و به سوی چیزی بیرون رفتند که خداوند آن را نمی‌پسندد، از قبیل: شرک و نفاق و گناه. خلاصۀ آنچه که خداوند ذکر کرده چنین است: منافقانی که بدون عذر از شرکت در جهاد، تخلف ورزیده و به جهاد نرفتند، اگر برای مؤمنان عذر آوردند و اد‌ّعا کردند که برای شرکت نکردنشان در جهاد عذرهایی داشته‌اند ـ به درستی که منافقان می‌خواهند شما از آنان صرف نظر کنید و از آنها راضی شوید و عذر آنها را بپذیرید ـ اما شما هرگز نباید عذرشان را بپذیرید و از آنان خشنود شوید. اما آیا از آنان اعراض شود یا نه؟ آری! مؤمنان باید از آنان اعراض نمایند، همچنان‌که از اعمال پست و نجس روی می‌گردانند. در این آیات سخن گفتن برای خداوند متعال ثابت شده است. آنجا که می‌فرماید: (﴿قَدۡ نَبَّأَنَا ٱللَّهُ مِنۡ أَخۡبَارِكُمۡ﴾) خداوند ما را از خبرهایتان آگاه ساخته است. و کارهای اختیاری که با مشیت و قدرت خدا به وقوع می‌پیوندد، در این فرموده برای خداوند ثابت شده است، و همچنین در فرمودۀ: (﴿وَسَيَرَى ٱللَّهُ عَمَلَكُمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) خداوند خبر داده است که او عمل شما را بعد از واقع شدن آن خواهد دید، و در این آیات نیز خشنودی خداوند از نیکوکاران، و خشمگین بودن او از فاسقان، ثابت شده است.

9:97–99Page 202

ٱلۡأَعۡرَابُ أَشَدُّ كُفۡرٗا وَنِفَاقٗا وَأَجۡدَرُ أَلَّا يَعۡلَمُواْ حُدُودَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ ٩٧

The bedouins are stronger in disbelief and hypocrisy and more likely not to know the limits of what [laws] Allāh has revealed to His Messenger. And Allāh is Knowing and Wise.

وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغۡرَمٗا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَۚ عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ ٩٨

And among the bedouins are some who consider what they spend as a loss1 and await for you turns of misfortune. Upon them will be a misfortune of evil. And Allāh is Hearing and Knowing.

وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِۚ أَلَآ إِنَّهَا قُرۡبَةٞ لَّهُمۡۚ سَيُدۡخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٩٩

But among the bedouins are some who believe in Allāh and the Last Day and consider what they spend as means of nearness to Allāh and of [obtaining] invocations of the Messenger. Unquestionably, it is a means of nearness for them. Allāh will admit them to His mercy. Indeed, Allāh is Forgiving and Merciful.

الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛ عربهاي باديه نشين کافرتر و منافق تر از ديگرانند و به بي خبري از احکامي که خدا بر پيامبرش نازل کرده است سزاوارترند و خدا دانا و حکيم است. وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ؛ پاره اي از عربهاي باديه نشين آنچه را که خرج مي کنند چون غرامتي مي ، پندارند و منتظرند تا به شما حوادثي برسد حوادث بد بر خودشان باد و خدا شنوا و داناست. وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ و پاره اي از عربهاي باديه نشين به خدا و روز قيامت ايمان دارند و آنچه را که خرج مي کنند براي نزديک شدن به خدا و به خاطر دعاي پيامبر خرج مي کنند بدانيد که همين سبب نزديکيشان به خدا خواهد شد و خدا به رحمت خويش داخلشان خواهد کرد ، زيرا آمرزنده و مهربان است.

(97) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿ٱلۡأَعۡرَابُ﴾) بادیه‌نشینان، (﴿أَشَدُّ كُفۡرٗا وَنِفَاقٗا﴾) کفر و نفاقشان از کفر و نفاق شهرنشینانی که کفر و نفاق در آنهاست، بیشتر است؛ و این علل زیادی دارد، از آن جمله این است که بادیه‌نشینان از شناخت مقررات دینی و اعمال و احکام دورند. پس آنان سزاوارتر و شایسته‌ترند که (﴿أَلَّا يَعۡلَمُواۡ حُدُودَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ﴾) حدود و قوانین ایمان و احکام و نواهی و اوامری را که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، ندانند. به خلاف شهرنشینان؛ زیرا آنها نزدیک‌ترند به اینکه حدود آنچه را بدانند که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است. پس به سبب این آگاهی، برای آنان افکاری خوب و اراده‌هایی برای انجام کار خیری که آن را می‌شناسند، پدید می‌آید که در میان بادیه‌نشینان وجود ندارد. و در آنان نرم‌خویی و فرمان بردن از دعوتگر، به اندازه‌ای هست که در بادیه نشینان وجود ندارد، و آنها با مؤمنان همنشینی می‌نمایند، و بیشتر از بادیه‌نشینان با آنها در می‌آمیزند. پس شهرنشینان، از اهل بادیه برای انجام خیر سزاوارترند. اما هم در شهر کافر و منافق وجود دارد و هم در بادیه و بیابان، ولی منافقان و کافران بادیه‌نشین، کفر و نفاقشان از کفر و نفاق شهرنشینان بیشتر و سخت‌تر است.

(98) به همین سبب بادیه‌نشینان بر اموال خود حریص‌تر و بخیل‌ترند. از میان این بادیه‌نشینان کسانی هستند که (﴿مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ﴾) آنچه را از قبیل: زکات و نفقه در راه خدا انفاق می‌کنند (﴿مَغۡرَمٗا﴾) زیان و تاوان شمرده، و از آن چشم داشت پاداش ندارند، و آن را برای رضای خدا نمی‌دهند، و جز با ناخوشی و ناچاری نمی‌پردازند. (﴿وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَ﴾) و از آنجا که با مؤمنان دشمنی می‌ورزند و از آنها متنفرند، چشم انتظار آنند که پیشامدهای ناگوار روزگار و مصیبت‌های زمانه برآنان وارد شود، اما برعکس بر آنان خواهد آمد، (﴿عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِ﴾) پیشامد ناگوار و مصیبت بر آنان باد، و روزگار خوب و سرانجام نیکو و پیروزی بر دشمنان، از آن مؤمنان خواهد بود. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند دانا و حکیم است؛ نیت بندگان و اخلاص و ریای آنان را می‌داند.

(99) و همۀ بادیه نشینان، مذموم و نکوهش شده نیستند بلکه از میان آنها کسانی هستند که (﴿يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾) به خدا و روز قیامت ایمان دارند، واز کفر و نفاق در امان و سالم ‌مانده، و به مقتضای ایمان عمل می‌کنند. (﴿وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَٰتٍ عِندَ ٱللَّهِ﴾) و از بخشش و انفاق خود، چشم‌داشت پاداش الهی را دارند؛ و هدفشان از آن، رضای خدا و نزدیک شدن به اوست. (﴿وَ﴾) و بخشش خود را وسیله‌ای قرار می‌دهد برای (﴿صَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِ﴾) دعای پیامبر و برکت خواستن او برای آنها. خداوند متعال با بیان مفید بودن دعای پیامبر می‌فرماید: (﴿أَلَآ إِنَّهَا قُرۡبَةٞ لَّهُمۡ﴾) هان! بی گمان آن، مایۀ نزدیکی‌شان به خداست، و مال‌هایشان رشد می‌کند، و با برکت می‌شود. (﴿سَيُدۡخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦٓ﴾) خداوند آنان را در زمرۀ بندگان شایسته‌اش به رحمت خود در خواهد آورد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند آمرزنده و مهربان است. پس گناهان بزرگِ کسی را که به سوی او بازگردد و توبه نماید، می‌آمرزد، و بندگانش را مشمول رحمت گسترده‌اش می‌گرداند که همه چیز را فرا گرفته است. و بندگان مؤمنش را از رحمتی ویژه برخوردار می‌کند، و آنها را به انجام خوبی‌ها توفیق می‌دهد، و از بزهکاری‌ها مصون می‌دارد، و انواع پاداش‌ها را به صورت فراوان به آنان می‌دهد. این آیه بیانگر آن است که برخی از بادیه‌نشینان مانند شهرنشینان خوب هستند، و برخی بد و قابل مذمت می‌باشند. پس خداوند آنها را فقط به خاطر بادیه نشینی مذمت و نکوهش نکرده است، بلکه به خاطر ترک دستوراتش مذمت نموده است.هرچند که بادیه‌نشین در مظان بد بودن می‌باشد. این آیه همچنین بیانگر آن است که کفر و نفاق کم و زیاد می‌شود، و بر حسب شرایط حال و مقام، غلظت و رقّت پیدا می‌کند. در این آیه همچنین به فضیلت علم اشاره شده، و اینکه کسی که دانش ندارد، از کسی که اهل دانش است، به شر نزدیک تر است، چون خداوند بادیه نشینان را مذمت نموده و خبر داده که کفر و نفاقشان بیشتر و سخت‌تر است، و علت این امر را نیز بیان داشته است. و اینکه بادیه‌نشینان سزاوارترند که حدود آنچه را که خدا بر پیامبرش نازل کرده است، ندانند. نیز از این آیه بر می‌آید که مفیدترین علم، شناخت حدود و مقررات آیینی است که خدا بر پیامبرش نازل کرده است؛ از قبیل: اصول و فروع دین، و شناخت حدود ایمان و اسلام و احسان، و پرهیزگاری و رستگاری و طاعت و نیکی و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و احسان، و شناخت حدود کفر و نفاق و فسق و گناه و زنا و شراب و ربا و امثال آن؛ زیرا اگر انسان نسبت به این چیزها علم و آگاهی داشته باشد، می‌تواند به شیوه‌ای نیکو آنهارا انجام دهد ـ چنانچه به او فرمان داده شده بود که آنها را انجام دهد ـ و یا آنها را ترک نماید چنانچه جزو امور ممنوعه بودند. همچنین می‌تواند به شیوه‌ای نیکو مردم را فرا بخواند تا آنها را انجام دهند و یا ترک نمایند. از این آیه همچنین بر می‌آید که مؤمن شایسته است حقوقی را که بر اوست، با شرح صدر و آرامش خاطر بپردازد، وآن را توفیق و غنیمت بشمارد نه باج و خراج.

9:100Page 203

وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ١٠٠

And the first forerunners [in the faith] among the Muhājireen1 and the Anṣār2 and those who followed them with good conduct - Allāh is pleased with them and they are pleased with Him, and He has prepared for them gardens beneath which rivers flow, wherein they will abide forever. That is the great attainment.

وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ از آن گروه نخستين از مهاجرين و انصار که پيشقدم شدند و آنان که به ، نيکي از پي شان رفتند ، خدا خشنود است و ايشان نيز از خدا خشنودند برايشان بهشتهايي که در آنها نهرها جاري است و هميشه در آنجا خواهند بود ، آماده کرده است اين است کاميابي بزرگ.

(100) (﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ﴾) و پیشگامان نخستین؛ آنها کسانی هستند که از میان این امت، در ایمان و هجرت و جهاد و اقامۀ دین خدا از دیگران پیشی گرفته‌اند. (﴿مِنَ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ﴾) از میان مهاجران، و آنها کسانی هستند که ﴿ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواۡ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ ﴾ از سرزمینشان اخراج شدند و مال‌هایشان از آنان گرفته‌شد، اما با این وجود، فضل و خشنودی خدا را ‌جستند، و خدا و پیامبرش را یاری ‌کردند. ایشان راستگویان‌اند. (﴿وَٱلۡأَنصَارِ﴾) و از انصار ﴿وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواۡ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞ﴾ کسانی که ساکن مدینه بودند و قبل از هجرت مهاجرین ایمان آوردند؛ آنان مهاجران را دوست دارند، و با اموال خود از آنان دلجویی به عمل می‌آورند، و در دل خود نسبت به اموال غنیمت و غیره‌ای که به آنان داده می‌شود، حسادتی نمی‌یابند، و مهاجران و نیازمندان را بر خود مقدم می‌دارند، هر چند که فقیری و نیازمندی دامان آنان را گرفته باشد. (﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم بِإِحۡسَٰنٖ﴾) و کسانی که با نیکوکاری، راه ایشان را همراه با داشتن اعتقادات پاک و گفتار و اعمال نیکو پیمودند. پس ایشان کسانی هستند که از مذمت و نکوهش به دورند، و به ستایش فراوان و برترین بخشش‌ها از جانب خدا دست یافته‌اند. (﴿رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ﴾) خداوند از ایشان خشنود است، و خشنودی خدا، بزرگ‌ترین نعمت‌های بهشت است. (﴿وَرَضُواۡ عَنۡهُ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي تَحۡتَهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) و آنان از او خشنودند و خداوند برای ایشان باغ‌هایی آماده کرده‌است که از زیر درختان آن، رودها روان است، رودهای روانی که به ‌سوی باغ‌های بهشت و باغچه‌های شکوفا و پر گل و زیبا جاری هستند. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗا﴾) در آنجا همیشه جاودان‌اند و نمی‌خواهند از آنجا به جایی دیگر برده شوند، و چیزی دیگر را به جای آن نمی‌جویند؛ چون آنها هر آنچه را که آرزو کرده‌اند، به دست آورده اند و هر آنچه را که خواسته‌اند، یافته‌اند. (﴿ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) این است کامیابی بزرگ، در آنجا هر آنچه که برای انسان دوست داشتنی و برای ارواح لذت بخش است و مایۀ شادی دل‌ها و جسم‌هاست، برایش فراهم کرده‌اند. و هر امر محذوری از او دور شده است.

9:101Page 203

وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى ٱلنِّفَاقِ لَا تَعۡلَمُهُمۡۖ نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَىٰ عَذَابٍ عَظِيمٖ ١٠١

And among those around you of the bedouins are hypocrites, and [also] from the people of Madīnah. They have persisted in hypocrisy. You, [O Muḥammad], do not know them, [but] We know them. We will punish them twice [in this world]; then they will be returned to a great punishment.

وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ؛ گروهي از عربهاي باديه نشين که گرد شما را گرفته اند منافقند و گروهي ، ازشهر نشينان نيز در نفاق اصرار مي ورزند تو آنها را نمي شناسي ، ما مي شناسيمشان و دوبار عذابشان خواهيم کرد و به عذاب بزرگ گرفتار مي شوند.

(101) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمِمَّنۡ حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مُنَٰفِقُونَۖ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ﴾) از بادیه نشینانی که اطراف شما هستند، افرادی منافق‌اند و برخی از اهل مدینه نیز منافق هستند، (﴿مَرَدُواۡ عَلَى ٱلنِّفَاقِ﴾) که تمرین نفاق کرده و در آن مهارت پیدا نموده و سرکشی‌شان بیشتر شده است. (﴿لَا تَعۡلَمُهُمۡ﴾) تو هر یک از آنان را به طور مشخص نمی‌شناسی تا مجازاتشان کنی، و یا به مقتضای نفاقشان با آنان رفتار نمایی؛ چون خداوند در این مورد حکمت آشکاری دارد.(﴿نَحۡنُ نَعۡلَمُهُمۡۚ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيۡنِ﴾) بلکه ما آنان را می‌شناسیم، دو بار آنان را عذاب خواهیم داد. احتمال دارد که منظور از (﴿مَّرَّتَيۡنِ﴾) این باشد که یک عذاب را در دنیا می‌بینند و یک عذاب را در آخرت. عذاب آنها در دنیا، غم و اندوه و ناخوشی است که به سبب پیروزی و فتحی که نصیب مسلمین می‌شود به آنان دست می‌دهد؛ و عذابشان در آخرت، آتش جهنم است که بد جایگاهی است. و احتمال دارد منظور از دو بار عذاب دادن این باشد که عذاب آنان را سخت می‌نماییم و آن را چندین برابر می‌کنیم، و برایشان تکرار می‌نماییم.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском