As-Sa'diAn‑Nahl · 16:84–100

As-Sa'di · Tafsir · in Persian

An-Nahl 16:84–100

16:84–87Page 276

وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ ٨٤

And [mention] the Day when We will resurrect from every nation a witness [i.e., their prophet]. Then it will not be permitted to the disbelievers [to apologize or make excuses], nor will they be asked to appease [Allāh].

وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ ٱلۡعَذَابَ فَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ ٨٥

And when those who wronged see the punishment, it will not be lightened for them, nor will they be reprieved.

وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ شُرَكَآءَهُمۡ قَالُواْ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواْ مِن دُونِكَۖ فَأَلۡقَوۡاْ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ ٨٦

And when those who associated others with Allāh see their "partners," they will say, "Our Lord, these are our partners [to You] whom we used to invoke [in worship] besides You." But they will throw at them the statement, "Indeed, you are liars."

وَأَلۡقَوۡاْ إِلَى ٱللَّهِ يَوۡمَئِذٍ ٱلسَّلَمَۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ ٨٧

And they will impart to Allāh that Day [their] submission, and lost from them is what they used to invent.

وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و روزي که از هر امتي گواهي بر مي انگيزيم، آنگاه که به کافران اجازه ي (عذر آوردن) داده نشده و از آنان خواسته نمي شود که با توبه و عمل صالح پروردگارشان را خشنود گردانند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ و هنگامي که ستمگران عذاب را ببينند (عذابشان) از آنان کاسته نمي شود و آنان را مهلت نمي يابند. وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ و هنگامي که مشرکان انبازهايشان را مي بينند، مي گويند:«پروردگارا! اينان انبازهاي ما هستند که آنان را به جاي تو مي خوانديم»(انبازان) به آنان پاسخ د اده و مي گويند: «به راستي شما دروغگوئيد» وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ و آن روز در برابر خداوند تسليم شوند و آنچه را که مي بافتند از آنان گم و ناپيدا مي شود.

(84 - 85) خداوند از حالت کافران در روز قیامت خبر داده و می‌فرماید: عذری از آنها پذیرفته نمی‌شود، و عذاب از آنان رفع نمی‌گردد؛ و همانا کسانی که شریک خدا ساخته بودند، از آنان بیزاری می‌جویند، و ایشان به کفر و دروغ بستن بر خدا اعتراف می‌نمایند. پس خداوند فرمود: (﴿وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا﴾) و روزی که از هر امتی، شاهدی را برمی‌انگیزیم که بر آنها و بر کارهایشان گواهی می‌دهد. این شاهد، گواهی می‌دهد که آنها دعوتگر هدایت را چه پاسخی دادند. و گواهانی را که خداوند برمی‌انگیزد، پاک ترین و عادل ترین گواهان‌اند؛ و آنها پیامبران هستند؛ همان کسانی که چون شهادت دهند، حجت خداوند بر مردم پایان می‌یابد. (﴿ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و به کافران اجازۀ عذرآوردن داده نمی‌شود؛ زیرا عذرآوردن آنها، دروغین است و به آنها فایده‌ای نمی‌رساند؛ و نیز اگر بخواهند به دنیا برگردند تا آنچه را که از دست داده‌اند جبران نمایند، خواستۀ آنان مورد پذیرش خدا واقع نمی‌شود، بلکه بی درنگ به عذاب سختی گرفتار می‌گردند که از آن کاسته نمی‌شود؛ نیز به آنها مهلت داده نمی‌شود که در راستای رهانیدن خود از عذاب الهی، دست به اقدامی بزنند؛ چون اعمال نیک آنها، آنقدر اندک و ناچیز است که می‌توان آن را در چند موردی خلاصه کرد و برشمرد؛ و خود نیز به ناچیز بودن آن، اقرار می‌نمایند و رسوا می‌شوند.

(86) (﴿وَإِذَا رَءَا ٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواۡ شُرَكَآءَهُمۡ﴾) و در روز قیامت هنگامی که مشرکان، شریک‌ها و انبازهایشان را می‌بینند و باطل بودن آنها محرز می‌گردد، به گونه‌ای که نمی‌توانند این حقیقت را انکار کنند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ شُرَكَآؤُنَا ٱلَّذِينَ كُنَّا نَدۡعُواۡ مِن دُونِكَ﴾) می‌گویند: پروردگارا! اینان شریکان ما هستند که آنان را به جای تو می‌پرستیدیم، و به فریاد می‌خواندیم. اینک نمی‌توانند هیچ سودی به ما برسانند، و نمی‌توانند شفاعتی بکنند؛ پس خودشان باطل بودن آنها را خاطرنشان می‌کنند، و به آنها کفر می‌ورزند، و دشمنی و نفرت میان آنها و معبودانشان آشکار می‌گردد. (﴿فَأَلۡقَوۡاۡ إِلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلَ﴾) شریکانشان در پاسخ به آنها می‌گویند: (﴿إِنَّكُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) شما دروغ گفتید که ما را شریک خدا قرار دادید، و ما را همراه خدا پرستش کردید، ما شما را به این کار فرمان ندادیم و چنین نپنداشتیم که شایستۀ عبادت هستیم. پس سرزنش و ملامت برشما باد!

(87) در این هنگام در پیشگاه خدا سرتسلیم فرود می‌آورند و در برابر حکم او سر می‌نهند و می‌دانند که آنها سزاوار عذاب هستند. (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و آنچه به افترا می‌بستند، از آنان گم و ناپیدا می‌شود. پس وارد جهنم می‌شوند، در حالی که از خود بیزارند و دل‌هایشان سرشار از ستایش پروردگار است؛ و می‌دانند که آنها جز به خاطر کارهایی که کرده‌اند، مجازات نشده‌اند.

16:88Page 277

ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ زِدۡنَٰهُمۡ عَذَابٗا فَوۡقَ ٱلۡعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفۡسِدُونَ ٨٨

Those who disbelieved and averted [others] from the way of Allāh - We will increase them in punishment over [their] punishment for what corruption they were causing.

الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُونَ کساني که کفر ورزيدند و مردم را از راه خدا بازداشتند و به سزاي آنکه فساد مي کردند عذابي بر عذابشان مي افزاييم.

(88) خداوند متعال در این آیه، عاقبت و سرانجام مجرمان را بیان می‌دارد، آنها که کفر ورزیدند و آیات خدا را تکذیب کردند و با پیامبران خدا مبارزه نمودند و مردم را از راه خدا بازداشتند و دعوتگرانی به سوی گمراهی گردیدند، پس سزاوار عذابی چند برابر شدند، چراکه جرمشان بسیار زیاد بود، و در زمین خدا فساد کردند.

16:89Page 277

وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدًا عَلَيۡهِم مِّنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَجِئۡنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِۚ وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٗ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ ٨٩

And [mention] the Day when We will resurrect among every nation a witness over them from themselves [i.e., their prophet]. And We will bring you, [O Muḥammad], as a witness over these [i.e., your nation]. And We have sent down to you the Book as clarification for all things and as guidance and mercy and good tidings for the Muslims.1

وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ و روزي که در ميان هر امتي گواهي از خودشان بر آنان بر مي انگيزيم و تو را بر اينان گواه مي گيريم، و کتاب را بر تو نايل کرديم که بيانگر همه چيز و وسيلۀ هدايت و مايۀ رحمت و مژده رسان مسلمانان است.

(89) خداوند متعال در آیات قبل بیان کرد که در میان هرامتی، گواهی را برمی‌انگیزد، اینجا نیز همان مطلب را بیان کرد و از میان گواهان، پیامبر گرامی اسلام را به طور ویژه بیان نمود و فرمود: (﴿وَجِئۡنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾) و تو را بر امتت گواه می‌گیریم تا بر خیر و شر آنها گواهی دهی. و این از کمال عدل الهی است که هر پیامبری بر امتش گواهی ‌دهد؛ چون هر یک، در مورد اعمال امتش، بیشتر از دیگران آگاهی دارد؛ و در مورد امتش، مهربان تر و منصف‌تر از دیگران است؛ و از آنجا که نسبت به آنها مهربان است، به آنچه که نکرده‌اند، گواهی نمی‌دهد. و این مانند فرمودۀ الهی است که می‌فرماید:﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا لِّتَكُونُواۡ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾ و این چنین شما را امتی میانه قرار داده‌ایم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر [نیز] بر شما گواه خواهد بود. و خداوند متعال فرموده است:﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَعَصَوُاۡ ٱلرَّسُولَ لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾ پس چگونه است آنگاه که از هرامتی گواهی آوریم و تو را بر اینها گواه گیریم؟! در آن روز، کسانی که کفر ورزیده و از پیامبر فرمان نبرده‌اند، دوست دارند که با خاک یکسان ‌شوند. (﴿وَنَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾) و کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی در اصول و فروع دین و احکام هر دو جهان است؛ و همۀ آنچه که بندگان بدان نیاز دارند، در آن به طور کامل و با کلماتی واضح و مفاهیمی بزرگ بیان شده است. حتی خداوند در این کتاب، امور بزرگی را ـ‌که قلب به آن نیاز دارد و در هر زمانی باید آن را یاد کند و در هر لحظه‌ای آن را تکرار نماید‌ـ با کلمات مختلف و دلایل متنوعی بازگو می‌نماید تا در دل‌ها جای گیرد، و خیر و نیکی را بر حسب ثبوت آن در دل به بار آورد. و خداوند در کلمات اندکی، مفاهیم زیادی را جمع می‌نماید، به گونه‌ای که کلمه، به مانند قاعده و اساس قرار گرفته، و مفاهیم فراوانی از آن متفرع می‌شود. شما به آیه‌ای که بعد از این آیه می‌آید، دقت کنید که در آن، انواع فرمان‌ها و نواهی جمع شده است. پس چون این قرآن، بیانگر هر چیزی است، حجت خدا بر همۀ بندگان است؛ و بر همین اساس، ستمگران دیگر دلیلی نخواهند داشت، و مسلمین از آن منتفع می‌گردند. پس مایۀ هدایت آنها شده، و به وسیلۀ آن به امور دینی و دنیایی خود راهیاب می‌شوند. و رحمتی است برای آنان؛ و به وسیلۀ آن، تمام خیر و خوبی‌های دنیا و آخرت را به دست می‌آورند. و هدایت، همان علم مفید و عمل صالحی است که مسلمین بدان دست یافته‌اند؛ و رحمت، همان پاداش نیک دنیا و آخرت است که در نتیجۀ علم مفید و عمل صالح به‌دست می‌آورند، مانند صلاح قلب و آرامش آن. و نیز مانند عقل کامل که جز با تربیت و پرورش آن در پرتو مفاهیم قرآن که بزرگ‌ترین و برترین مفاهیم هستند، به کمال نمی‌رسد. و نیز مانند اعمال درست و اخلاق نیکو و روزی زیاد و پیروزی بر دشمنان در سخن و در عمل، و به دست آوردن رضای خدا و بهشت الهی که نعمت‌های جاویدانی در آن وجود دارد؛ نعمت‌هایی که جز پروردگار مهربان، کسی آن را نمی‌داند، و همگی در سایۀ علم مفید و عمل صالح به دست می‌آیند.

16:90Page 277

۞ إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ وَإِيتَآيِٕ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَيَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡبَغۡيِۚ يَعِظُكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ ٩٠

Indeed, Allāh orders justice and good conduct and giving [help] to relatives and forbids immorality and bad conduct and oppression. He admonishes you that perhaps you will be reminded.

إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ به راستي خداوند به دادگري و نيکوکاري و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد و از کار زشت و ناپسند و تجاوز باز مي دارد و شما را اندرز مي دهد تا اينکه پند بگيريد.

(90) عدالت و دادگری که خداوند به آن دستور می‌دهد، شامل دادگری در حق او، و در حق بندگانش می‌باشد. و بنده باید، تمام حقوق مالی و بدنی را که خداوند در حق خود و بندگانش بر او واجب نموده است، ادا کند و با مردم به عدالت کامل رفتار نماید. پس هر حاکم و فرمانروایی باید تمام حقوق ملت و رعیت خود را بپردازد، خواه فرمانروای حکومت باشد، یا ریاست قضاوت را به دست داشته، یا نیابت و نمایندگی حاکم یا قاضی را عهده دار باشد. خداوند عدالت و دادگری را، در کتابش و نیز توسط پیامبرش بر مردم فرض نموده، و به آنان دستور داده تا عدالت را پیشه کنند. و از جملۀ عدالت، این است که در خرید و فروش وسایر دادوستدها، تمام حقی را که برگردن توست، بپردازی. و نباید از حق مردم بکاهی و آنها را فریب بدهی و به آنها ستم کنی. پس رعایت عدالت، در تمامی کارها واجب است. و احسان، فضیلت و ارزشی مستحب می‌باشد، مانند فایده رساندن به مردم با مال و بدن، و بهره‌مند ساختن آنها به وسیلۀ علم و دانش و دیگر انواع خدمات و فایده‌ها، و حتی نیکی با چهارپایانی که گوشتشان خورده می‌شود و دیگر حیوانات، در زمرۀ احسان است. و خداوند، بخشیدن و کمک کردن به خویشاوندان را به طور ویژه بیان کرد، گرچه به صورت کلی، خویشاوندان هم شامل‌اند؛ ولی خداوند خواسته است بر حقوق آنها تأکید کرده، و بیان نماید که باید صلۀ رحم آنها را برقرار داشت، و با آنها به نیکی رفتار نمود، و در این زمینه کوشا بود. و در این امر، همۀ نزدیکان و خویشاوندان داخل‌اند؛ اما هرکس که ‌نزدیک‌تر است، به ‌نیکی ‌کردن سزاوارتر می‌باشد. (﴿وَيَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ﴾) و از زشتی‌ها باز می‌دارد؛ و آن هرگناه بزرگی است که شریعت‌ها و سرشت‌ها آن را زشت قرار داده‌اند؛ مانند شرک ورزیدن به ‌خدا وکشتن مردم به ناحق، و زنا و سرقت و خود بزرگ بینی و تکبر و حقیر دانستن مردم، ودیگر زشتی‌ها. و هرگناه و معصیتی درحق خدا، در این داخل است. و خدا آدمی را از تجاوز باز می‌دارد؛ و تجاوز، هر نوع پایمال کردن حقوق مردم را شامل می‌شود. ریختن خون و آبروی مردم و خوردن مال آنان به ناحق از مصادیق تجاوز می‌باشند. پس این آیه تمامی دستورات و نواهی را دربرگرفته، و هیچ چیزی باقی نمانده مگر در آن داخل است. و این قاعده ایست که سایر جزئیات را در بر می‌گیرد. پس هر مسئله‌ای که مشتمل بر دادگری، احسان، یا بخشش به خویشان باشد، از جمله چیزهایی است که خداوند به آن فرمان داده است؛ و هر مسئله‌ای که مشتمل بر منکر یا تجاوز باشد، خداوند از آن باز می‌دارد. و به‌وسیلۀ این آیه، خوبی آنچه که خداوند به آن دستور داده، و زشتی آنچه که از آن نهی کرده است، معلوم می‌شود. وگفته‌های مردم، در پرتو این قاعده سنجیده می‌شوند؛ و سایر حالات به آن برگردانده می‌شود. پس با برکت است آن ذاتی که سخنش هدایت و شفا و نور و فرقان هر چیزی است. بنابراین فرمود: (﴿يَعِظُكُمۡ﴾) به وسیلۀ آنچه در کتابش برایتان بیان نموده است، شما را اندرز می‌دهد؛ و شما را به آنچه که صلاح و بهبودی‌تان در آن نهفته است، دستور می‌دهد؛ و از آنچه به زیان شماست، باز می‌دارد. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾) تا آنچه را که به شما اندرز می‌دهد، به یاد آورید و بفهمید و در آن بیندیشید. پس هرگاه آن را به یاد آوردید و فهمیدید و به مقتضای آن عمل کردید، به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت دست می‌یابید؛ چنان سعادتی که هیچ شقاوت و بدبختی با آن همراه نیست. پس چون به آنچه که در اصل شرع واجب است، امر نمود؛ دستور داد به آنچه که بنده بر خود واجب گردانده است، وفا شود و فرمود:

16:91–92Page 277

وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ إِذَا عَٰهَدتُّمۡ وَلَا تَنقُضُواْ ٱلۡأَيۡمَٰنَ بَعۡدَ تَوۡكِيدِهَا وَقَدۡ جَعَلۡتُمُ ٱللَّهَ عَلَيۡكُمۡ كَفِيلًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ ٩١

And fulfill the covenant of Allāh when you have taken it, [O believers], and do not break oaths after their confirmation while you have made Allāh, over you, a security [i.e., witness]. Indeed, Allāh knows what you do.

وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّتِي نَقَضَتۡ غَزۡلَهَا مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٍ أَنكَٰثٗا تَتَّخِذُونَ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرۡبَىٰ مِنۡ أُمَّةٍۚ إِنَّمَا يَبۡلُوكُمُ ٱللَّهُ بِهِۦۚ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ ٩٢

And do not be like she who untwisted her spun thread after it was strong [by] taking your oaths as [means of] deceit between you because one community is more plentiful [in number or wealth] than another community.1 Allāh only tries you thereby. And He will surely make clear to you on the Day of Resurrection that over which you used to differ.

وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ و به پيمان خدا چون عهد بستيد وفا کنيد و سوگندها را پس از تاييد آن نشکنيدف در حالي که خدا را بر خود نگهبان ساختيد، خداوند آنچه را که مي کنيد، مي داند. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ و مانند آن (زني) نباشيد که رشتۀ خود را پس از محکم تايبدن از هم وامي کرد، شما نبايد سوگندهايتان را در ميان مايۀ فريب سازيد تا گروهي از گروهي ديگر (از لحاظ داشتن امکانات) فزونتر گردد. جز اين نيست که خداوند شما را به آن مي آزمايد، و به يقين روز قيامت آنچه را که در آن اختلاف مي ورزيديد ، برايتان روشني خواهد ساخت.

(91) این دو آیه همۀ عهدهایی را که بنده با پروردگارش بسته، از قبیل: عبادت‌ها و نذرها و سوگندهایی که مبنی بر انجام دادن کار نیک خورده است، شامل می‌شود. و نیز پیمانی را که بنده با کسی دیگر می‌بندد، مانند پیمان‌هایی که دو طرف با هم می‌بندند، و وعده‌ای که بنده به کسی دیگر می‌دهد و آن را بر خود استوار می‌گرداند، شامل می‌شود. پس بر بنده لازم است که در همۀ این موارد، به عهد و سوگند خود وفا کند، و در صورت توانایی، آن را به طور کامل به اتمام رساند. بنابراین خداوند از شکستن عهد و سوگند نهی کرده و فرموده است: (﴿وَلَا تَنقُضُواۡ ٱلۡأَيۡمَٰنَ بَعۡدَ تَوۡكِيدِهَا﴾) و پس از آنکه به نام خدا سوگند خوردید، آن را نشکنید. (﴿وَقَدۡ جَعَلۡتُمُ ٱللَّهَ عَلَيۡكُمۡ كَفِيلًا﴾) درحالی که [شما ای دو طرفی که پیمان بسته‌اید!] خدا را بر خود نگهبان و مراقب قرار داده‌اید. پس برای شما جایز نیست به آنچه که خداوند را در آن ضامن قرار داده‌اید، عمل نکنید؛ زیرا اگر به آن پایبند نباشید و بدان وفا نکنید، این کار باعث ترک تعظیم خداوند و توهین به وی می‌شود، درحالی که طرف دیگر، به قسم شما و اینکه خداوند را کفیل و نگهبان خویش قرار داده‌ای، رضایت داده و قانع شده است. پس همان‌طور که طرف دیگر شما را امین قرار داده و نسبت به شما حسن ظن دارد، شما نیز باید به آنچه گفته‌ای و بر خود استوار و مؤکّد نموده‌ای، وفا بکنی. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ﴾) بی‌گمان خداوند می‌داند آنچه را که می‌کنید. پس هر عمل‌کننده‌ای را، طبق عملش و بر حسب نیت و هدفش سزا و جزا می‌دهد.

(92) (﴿وَلَا تَكُونُواۡ﴾) و در شکستن پیمان‌هایتان، از زشت ترین الگو پیروی نکنید، الگویی که بر زشتی و نادانی انجام دهندۀ آن دلالت می‌نماید، و آن نمونه (﴿كَٱلَّتِي نَقَضَتۡ غَزۡلَهَا مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٍ﴾) زنی است که رشته‌های خود را محکم می‌تابید، و پس از اینکه کاملاً تابیده شده و محکم می‌گردیدند، رشتۀ خود را از هم وا می‌کرد. پس هم در تابیدن خسته شد، و هم در واکردن رشته‌ها. پس، جز ناکامی و خستگی و بی‌خردی، سودی نبرد. همچنین کسی که پیمان خود را بشکند، ستمگر و جاهل و بی‌خرد است، و در دین و جوانمردی کمبود دارد، و همانند این زن می‌باشد. (﴿تَتَّخِذُونَ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرۡبَىٰ مِنۡ أُمَّةٍ﴾) شما نباید سوگندهایتان را در میان خود، مایۀ فریب سازید تا گروهی از گروهی دیگر فزون‌تر گردد؛ یعنی شایسته نیست که سوگند مؤکّد بخورید و برای شکستن آن، منتظر فرصت باشید؛ به گونه‌ای که کسی که سوگند خورده است، اگر از نظر امکانات مادی ضعیف باشد به سوگند خود وفا کند، اما نه به خاطر تعظیم سوگندی که خورده است، بلکه به خاطر ناتوانی در پرداخت جریمۀ نقض کردن سوگندش، به آن وفا می‌کند اما چنانچه کسی که سوگند خورده است از نظر امکانات مادی قوی باشد، و ببیند که شکستن سوگند به سود اوست بدون توجه به پیمان خدا و سوگند، خود آن را می‌شکند. همۀ این کارها به تبعیت از هواهای نفس، و تقدیم آن بر آنچه خدا از آنان خواسته است، صورت می‌گیرد. نیز این کار بدان جهت صورت می‌گیرد که هواهای نفسانی بر مروّت انسانی و اخلاق پسندیده تقدیم داشته شده است، تا گروهی بر گروهی دیگر در تعداد و نیرو بیشتر گردد. (﴿إِنَّمَا يَبۡلُوكُمُ ٱللَّهُ بِهِۦ﴾) بدون شک خداوند با وفای به عهد، شما را مورد آزمایش قرار می‌دهد؛ زیرا خداوند اسبابی را تدارک دیده است که به وسیلۀ آن، راستگوییِ وفادار را مورد آزمایش قرار می‌دهد، و او را از فاسقِ بدبخت متمایز می‌نماید. (﴿وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) و قطعاً خداوند در روز قیامت آنچه را که در آن اختلاف می‌ورزید، برایتان آشکار می‌سازد. پس هرکس را طبق عملش مجازات می‌نماید، و عهدشکن و فریبکار را خوار می‌گرداند.

16:93Page 277

وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَلَتُسۡـَٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٩٣

And if Allāh had willed, He could have made you [of] one religion, but He sends astray whom He wills and guides whom He wills.1 And you will surely be questioned about what you used to do.

وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر خداوند مي خواست شما را امتي واحد قرار مي داد، ولي هر کس را که بخواهد گمراه مي نمايد و هر کس را که بخواهد هدايت مي کند، و به طور قطع از آنچه مي کرديد پرسيده خواهيد شد.

(93) (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ﴾) واگر خداوند می‌خواست، همۀ مردم را بر هدایت جمع می‌نمود و آنان را (﴿أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) یک امت قرار می‌داد؛ اما تنها خداست که هدایت می‌نماید و گمراه می‌سازد، و هدایت کردن و گمراه نمودن، کار اوست و تابع حکمت و علم او می‌باشد؛ به فضل خویش، هدایت را به کسی می‌بخشد که مستحق آن است؛ و کسی را که سزاوار هدایت نیست، بر اساس عدالت خویش از آن محروم می‌نماید. (﴿وَلَتُسۡ‍َٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و از خیر و شری که می‌کردید، پرسیده خواهید شد؛ و خداوند به طور کامل و به منصفانه ترین وجه، شما را بر آن سزا و جزا می‌دهد.

16:94Page 278

وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ فَتَزِلَّ قَدَمُۢ بَعۡدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ ٩٤

And do not take your oaths as [means of] deceit between you, lest a foot slip after it was [once] firm, and you would taste evil [in this world] for what [people] you diverted from the way of Allāh,1 and you would have [in the Hereafter] a great punishment.

وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ و سوگندهايتان را در ميان خود وسيلۀ فريب قرار ندهيد تا (مبادا) قدمي پس از استواري اش بلغزد، و به سبب جلوگيري از راه خدا عذاب بزرگي را بچشيد و در آخرت عذاب بزرگي داشته باشيد.

(94) (﴿وَلَا تَتَّخِذُوٓاۡ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ﴾) و سوگندها و پیمان‌هایتان را تابع خواست‌های خود مسازید؛ هرگاه خواستید، به آن وفا کنید؛ و هرگاه دلتان خواست، آن را بشکنید؛ زیرا اگر چنین کنید، گام‌هایتان پس از استوار شدن بر راه راست می‌لغزد. (﴿وَتَذُوقُواۡ ٱلسُّوٓءَ﴾) و عذابی را بچشید که شما را ناگوار آید و به غم و اندوه اندازد (﴿بِمَا صَدَدتُّمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّه﴾) به سبب جلوگیری شما از راه خدا، بدانگاه که گمراه شدید و دیگران را گمراه نمودید، (﴿ وَلَكُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و در آخرت، عذابی بزرگ و چند برابر خواهید داشت.

16:95–97Page 278

وَلَا تَشۡتَرُواْ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًاۚ إِنَّمَا عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ٩٥

And do not exchange the covenant of Allāh for a small price. Indeed, what is with Allāh is best for you, if only you could know.

مَا عِندَكُمۡ يَنفَدُ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖۗ وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاْ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٩٦

Whatever you have will end, but what Allāh has is lasting. And We will surely give those who were patient their reward according to the best of what they used to do.

مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٩٧

Whoever does righteousness, whether male or female, while he is a believer - We will surely cause him to live a good life, and We will surely give them their reward [in the Hereafter] according to the best of what they used to do.

وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، بي گمان آنچه نزد خداست همان براي شما بهتر است اگر بدانيد. مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ آنچه نزد شماست از ميان مي رود و آنچه نزد خداست ماندگار و باقي است و به شکيبايان به (حسب) نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم. مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد بدو زندگي پاکيزه و خوشايندي مي بخشيم و پاداششان را طبق بهترين کارهايشان خواهيم داد.

(95) خداوند متعال بندگانش را، از شکستن پیمان‌ها وسوگندهایشان به خاطر برخورداری از منافع دنیا، برحذر داشته و می‌فرماید: (﴿وَلَا تَشۡتَرُواۡ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾) و پیمان خدا را به بهای اندک نفروشید، و به خاطر دنیا آن را نشکنید، بلکه به آن وفادار باشید. (﴿إِنَّمَا عِندَ ٱللَّهِ﴾) همانا پاداشی که در دنیا و آخرت نزد خداست، برای کسی که خشنودی خدا را بر هرچیز ترجیح داده و به پیمان خدا وفا نموده است، (﴿هُوَ خَيۡرٞ﴾) از متاع فانی دنیا، بهتر است. (﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر شما بدانید.

(96) نعمت‌هایی که نزد شماست، فانی و ناپایدار است؛ و آنچه نزد خدا می‌باشد، ماندگار و باقی است. بنابراین آنچه را که ماندگار و باقی است، برآنچه که ازبین می‌رود، ترجیح دهید؛ زیرا آنچه شما دارید، گرچه خیلی زیاد هم باشد، (﴿يَنفَدُ﴾) از میان می‌رود و فنا می‌شود (﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖ﴾) و آنچه نزد خداوند است، باقی می‌ماند و از بین نمی‌رود. پس هرکس چیز فانی و بی‌ارزش را، بر آنچه که ماندگار و باارزش است، ترجیح دهد، عاقل نیست. و این مانند فرمودۀ الهی است که فرموده است:﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ﴾ بلکه زندگی دنیا را ترجیح می‌دهید، حال آنکه آخرت، بهتر وماندگارتر است. ﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ﴾ و آنچه نزد خداوند است، برای نیکوکاران بهتر است. در این آیات، آدمی به زهد و بی‌توجهی به دنیا تشویق شده، به ویژه زهدی که بر بندگان لازم است، و آن زهد در اموری است که به زیان بنده می‌باشد، و باعث می‌شود بنده بدان مشغول شود و خداوند را فراموش کند، و آن را بر حق خدا مقدم دارد. پس چنین زهدی واجب است. و از اسبابِ زهد، یکی این است که بنده لذت‌های دنیا و شهوتهای آن را، با خوبی‌های آخرت مقایسه نماید؛ و چون دنیا و آخرت را با یکدیگر مقایسه نماید، چنان فرق و تفاوتی میان این دو بیند که او را وادار ‌کند تا آنچه را که برتر است، ترجیح دهد. زهدی که مورد پسند خدا و پیامبر است، آن نیست که آدمی تنها به عبادت‌هایی از قبیل: نماز و روزه و ذکر و... روی آوَرَد که نفع و سودشان فقط عاید انجام دهنده می‌گردد، بلکه زاهد واقعی کسی است که به اندازۀ توانایی خود، دستورات ظاهری و باطنی شریعت را انجام دهد، و با گفتار و کردار به سوی خدا و دین خدا دعوت دهد. پس زهد حقیقی؛ به معنی فاصله گرفتن از چیزی است که نه به سود دین است، و نه به سود دنیا؛ و اینکه آدمی به چیزی علاقمند باشد و در مسیرش تلاش کند که برای او مفید است. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و به کسانی که بر طاعت خدا بردباری کردند و خویشتن را از نافرمانی و معصیت او باز داشتند و به شهوات نیالودند، پاداششان را بهتر و زیباتر از آنچه می‌کردند، می‌دهیم؛ یک نیکی، ده برابر می‌شود و تا هفتصد برابر افزایش می‌یابد و بیش از آن نیز افزایش می‌یابد. وخداوند پاداش کسی را که عملی خوب انجام دهد، ضایع نمی‌کند. بنابراین پاداش دنیوی و اخروی کسانی را که عمل نیک انجام می‌دهند، بیان نمود و فرمود:

(97) (﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ کار شایسته انجام دهد و مؤمن باشد [به او زندگی پاک و گوارایی می‌بخشیم]. پس ایمان، برای صحّت و پذیرفته شدن اعمال صالح شرط است؛ بلکه اعمالِ بدون ایمان، صالح و شایسته نامیده نمی‌شود؛ زیرا ایمان، اقتضا می‌نماید تا انسان کار شایسته انجام دهد. ایمان، یعنی تصدیق قطعی و باور راستین، که ثمرۀ آن، اعمال واجب و مستحب جوارح است. پس هرکس ایمان داشته باشد و کارشایسته انجام دهد، (﴿فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ﴾) به او زندگی گوارا و خوشایندی می‌بخشیم، به گونه‌ای که قلب او سرشار از آرامش می‌گردد، و از هر تشویش و پریشانی مصون خواهد بود؛ و خداوند، روزیِ پاکی را از جایی که گمان نمی‌برد، به او می‌دهد. (﴿وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و در روز قیامت، پاداششان را برحسب بهترین عملی که انجام می‌دادند، می‌دهیم؛ و آنها را با انواع لذت‌ها و شادی‌هایی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده و هیچ گوشی اخبار آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است، پاداش می‌دهیم. پس خداوند به چنین کسی، در دنیا و آخرت، خوبی و نیکی می‌کند.

16:98–100Page 278

فَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ ٩٨

So when you recite the Qur’ān, [first] seek refuge in Allāh from Satan, the expelled [from His mercy].

إِنَّهُۥ لَيۡسَ لَهُۥ سُلۡطَٰنٌ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ ٩٩

Indeed, there is for him no authority over those who have believed and rely upon their Lord.

إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ وَٱلَّذِينَ هُم بِهِۦ مُشۡرِكُونَ ١٠٠

His authority is only over those who take him as an ally and those who through him associate others with Allāh.

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ پس هنگامي که خواستي قرآن بخواني از (شر) شيطان رانده شده به خدا پناه ببر. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ بي گمان شيطان بر کساني که ايمان دارند و بر پروردگارشان توکل مي نمايند هيچگونه تسلطي ندارد. إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ يک سلطۀ او فقط بر کساني است که او را به دوستي مي گيرند، و بر کساني است که آنها به او (= خداوند) شرک مي ورزند.

(98 - 100) هرگاه خواستی کتاب خدا را بخوانی -که بهترین و بزرگ‌ترین کتاب‌هاست و صلاح دل‌ها و علوم فراوانی در آن نهفته است- به خدا پناه ببر؛ زیرا هرگاه انسان بخواهد کار خوبی را شروع کند، شیطان برای منصرف کردن وی بسیار تلاش می‌نماید تا او را از فهمیدن و پرداختن به مفاهیم و معانی آن باز دارد. پس راه در امان ماندن از شر شیطان، این است که انسان به خدا پناه ببرد. بنابراین خوانندۀ قرآن باید بگوید:«أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»، و باید به معنی این جمله فکر کند، و در دل به خدا توکل نماید، و کوشش کند تا وسوسه‌ها و افکار بد شیطان را دفع نماید، و سعی کند قوی‌ترین سبب دفع وسوسه را دارا باشد و آن خود آرایی با زینت ایمان و توکل است. شیطان (﴿لَيۡسَ لَهُۥ سُلۡطَٰنٌ﴾) هیچ‌گونه تسلطی ندارد، (﴿عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾) بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگار یگانه توکل می‌نمایند. پس خداوند، شر شیطان را از کسانی که ایمان دارند و بر او توکل می‌کنند، دور می‌نماید، و شیطان راهی برای تسلط بر آنان ندارد. (﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ﴾) بلکه تسلط شیطان، تنها بر کسانی است که او را دوست خود قرار می‌دهند. و دوست قرار دادن شیطان، بدین صورت انجام می‌شود که آدمی خود را از خداوند دور ‌نماید، و از شیطان پیروی کند، و به حزب و گروه او بپیوندد. پس آنها کسانی‌اند که شیطان را یاور و سرپرست خود قرار داده، ودر نتیجه، شیطان آنها را به سوی ارتکاب گناهان کشانده، و به طرف جهنم سوق می‌دهد.

Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences

Contents

Ayat al-Kursi36Al-Kahfpage 42juz 15Bukhari 1Muslim 2999

Style

Theme
Text size
Layout

Читать на русском