As-Sa'di · Tafsir · in Persian
An-Nur 24:47–59
24:47–50Page 356
وَيَقُولُونَ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلرَّسُولِ وَأَطَعۡنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٞ مِّنۡهُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَۚ وَمَآ أُوْلَٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٤٧
But they [i.e., the hypocrites] say, "We have believed in Allāh and in the Messenger, and we obey"; then a party of them turns away after that. And those are not believers.
وَإِذَا دُعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ ٤٨
And when they are called to [the words of] Allāh and His Messenger to judge between them, at once a party of them turns aside [in refusal].
وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاْ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ ٤٩
But if the right is theirs, they come to him in prompt obedience.
أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ٱرۡتَابُوٓاْ أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥۚ بَلۡ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٥٠
Is there disease in their hearts? Or have they doubted? Or do they fear that Allāh will be unjust to them, or His Messenger? Rather, it is they who are the wrongdoers [i.e., the unjust].
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ و ميگويند:«به خدا و به پيامبر ايمان آورده، و اطاعت كردهايم»، سپس گروهي از ايشان روي ميگردانند و ايشان مؤمن نيستند. وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ و چون به سوي خدا و پيامبرش فراخوانده شوند تا در ميانشان داوري كند، آنگاه گروهي از آنان رويگردانند. وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ و اگر حق با آنان باشد با نهايت تسليم به سوي آن ميآيند. أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ آيا در دلهايشان بيماري است يا به شك افتادهاند؟ يا ميترسند كه خدا و پيامبرش بر آنان ستم كنند؟ [نه] بلكه ايشان ستمگرند.
(47) خداوند متعال از حالت ستمکاران خبر میدهد؛ کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان است، یا در دلهایشان نفاق و شک و ضعف علم و دانایی است. آنها با زبانهایشان میگویند ایمان آوردهایم؛ و طوری وانمود میکنند که گویا به ایمان و اطاعت پایبند هستند؛ سپس به آنچه میگویند، عمل نمیکنند. و گروهی از ایشان به شدت از اطاعت روی میگردانند، همچنانکه خداوند فرموده است: (﴿مُّعۡرِضُونَ﴾) و آنان رویگرداناند. فرد رویگردان، گاهی قصد بازگشتن دارد، و به سوی آنچه که از آن روی برتافته است، برمیگردد. اما این رویگردانانِ سرسخت، پشت نموده و به آنچه که از آن رویگرداندهاند، توجه نمیکنند. و این حالتِ بسیاری از کسانی است که ادعای ایمان و اطاعت از خدا را دارند، در حالی که ایمانشان ضعیف است، و انجام دادنِ بسیاری از عبادتها برای چنین افرادی، بسیار سخت است، مانند زکات و نفقات واجب و مستحب، و جهاد در راه خدا و امثال آن.
(48) (﴿وَإِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) و هرگاه میان آنها و کسی اختلاف و دعوایی باشد، و به سوی خدا و پیامبر فرا خوانده شوند تا در میانشان داوری کند، (﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم مُّعۡرِضُونَ﴾) آنگاه گروهی از آنان رویگردان میشوند، و قضاوت و داوری جاهلیت را میجویند، و دستورات و قوانین غیر شرعی را بر احکام شرع ترجیح میدهند، چون میدانند که حق با آنها نیست، و اگر به شریعت مراجعه نمایند، محکوم خواهند شد، چرا که شریعت طبق واقعیت داوری مینماید.
(49) (﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاۡ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ﴾) ولی اگر حق با آنان باشد، با فروتنی و شتاب به سوی حکم شرع میآیند. آنها به خاطر حکم شرع، بدان روی نمیآورند؛ بلکه چون به نفع آنها و موافق با خواستههایشان است، به آن روی میآورند. پس در این حالت قابل ستایش نیستند، گرچه با نهایت تسلیم به آن روی آورند؛ چون بندۀ حقیقی کسی است که در آنچه میپسندد، و درآنچه که برخلاف میل اوست، و در آنچه که او را شاد مینماید، و در آنچه که او را ناراحت میکند، از حق پیروی نماید. اما کسی که به هنگام مطابق بودن شریعت با خواست و هوای نفسش، از آن پیروی مینماید، و به هنگام مخالفت آن با خواسته و میل او، آن را ترک میکند، و امیال خود را بر شریعت ترجیح میدهد، بندۀ حقیقی خدا نیست.
(50) خداوند متعال بهخاطر اینکه از حکم شرعی رویگردان شدهاند، آنان را نکوهش کرده و میفرماید: (﴿أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾) آیا در دلهایشان بیماری است؟ یعنی آیا در دلهایشان مرضی است که تندرستی و شعور قلب را از آنان گرفته است، در نتیجه به منزلۀ بیمار گشته، و از آنچه که به سود آنان است، روی برمیتابند؛ و به آنچه که آنها را زیان میرساند، روی میآورند؟ (﴿أَمِ ٱرۡتَابُوٓاۡ﴾) یا در شک افتادهاند، و دلهایشان درحکم خدا و پیامبرش تردید دارد، و حکم خدا و پیامبرش را متهم مینمایند که به حق قضاوت و داوری نمیکند؟! (﴿أَمۡ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَرَسُولُهُۥ﴾) یا میترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کنند؟ یعنی حکمی ستمگرانانه علیه آنان صادر نمایند؟ نه، چنین نیست. (﴿بَلۡ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) بلکه ایشان خودشان ستمگرند؛ و حکم خدا و پیامبرش، در نهایت عدل و انصاف قرار دارد و با حکمت موافق است. ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و چه کسی برای قومی که یقین دارد، در داوری از خداوند بهتر است؟!و این آیات، بیانگر آنند که ایمان، تنها گفتن نیست، بلکه باید عمل را به همراه داشته باشد. بنابراین خداوند کسانی را که از اطاعت وی روی گردانده، و تسلیم شدن در برابر حکم الهی و پیامبر را در هرحالی واجب نمیدانند، بیایمان به حساب آورده است. و هرکس تسلیم حکم خدا و پیامبرش نشود، به بیماری قلب مبتلا شده، و در ایمانش دچار شک و تردید گشته است. و بدگمانی نسبت به احکام شریعت، حرام است؛ و نباید کسی گمان ببرد که احکام شریعت، با عدل و حکمت مخالف است.
24:51–52Page 356
إِنَّمَا كَانَ قَوۡلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذَا دُعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ أَن يَقُولُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ٥١
The only statement of the [true] believers when they are called to Allāh and His Messenger to judge between them is that they say, "We hear and we obey." And those are the successful.
وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَخۡشَ ٱللَّهَ وَيَتَّقۡهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ ٥٢
And whoever obeys Allāh and His Messenger and fears Allāh and is conscious of Him - it is those who are the attainers.
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ مؤمنان هنگامي كه به سوي خدا و پيامبرش فرا خوانده شوند. تا ميان آنان داوري كند سخنشان تنها اين است كه ميگويند:«شنيديم و فرمان برديم» و اينانند كه رستگارند. وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ و هر كس از خدا و پيامبرش پيروي كند، و از خدا بترسد و از او پروا بدارد، اينانند كه كاميابند.
(51) وقتی حالت کسانی را بیان کرد که از حکم شرع رویگرداناند، حالت مؤمنان را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿إِنَّمَا كَانَ قَوۡلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مؤمنان راستینی که صدق ایمان خود را با اعمالشان ثابت نمودهاند، (﴿إِذَا دُعُوٓاۡ إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ﴾) هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فرا خوانده شوند تا میان آنان داوری کنند، خواه داوری آنان با خواستههایشان موافق باشد یا مخالف، سخنشان تنها این است، (﴿أَن يَقُولُواۡ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَا﴾) که میگویند: «شنیدیم و فرمان بردیم.» یعنی حکم خدا و پیامبرش را شنیدیم؛ و ندای کسی که ما را به سوی آن فراخواند، اجابت نمودیم؛ و بهطور کامل اطاعت میکنیم؛ و هیچ مشکل و ناراحتی نداریم. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾) و تنها ایشان رستگاراناند. فلاح و رستگاری را در این گروه منحصر نمود، چون رستگاری؛ یعنی دست یافتن به آنچه که مطلوب است، و نجات یافتن از آنچه که ناخوشایند است. و جز کسی که خدا و پیامبرش را داور قرار دهد، و از خدا و پیامبرش اطاعت نماید، هیچ کسی رستگار نخواهد شد.
(52) وقتی که فضیلت اطاعت [از خدا و رسول] بهخصوص در قضیۀ حکمیت و داوری را بیان نمود، فضیلت اطاعت را به طور عموم در همۀ حالتها بیان داشت و فرمود: (﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) و هر کس از خدا و پیامبرش پیروی نماید، و خبر آنها را تصدیق کند، و دستوراتشان را اطاعت نماید، (﴿وَيَخۡشَ ٱللَّهَ﴾) و از خدا بترسد -ترسی که همراه با معرفت و شناخت باشد- و آنچه را که خداوند از آن نهی نموده است، ترک گوید، و نفس خود را از آنچه که آرزویش کرده است، باز دارد. بنابراین فرمود: (﴿وَيَتَّقۡهِ﴾) و آنچه را که ممنوع است، ترک نماید؛ چون تقوا به طور مطلق؛ یعنی انجام دادن چیزی که به انجام دادن آن دستور داده شده، و ترک کردن چیزی که از ارتکابِ آن نهی شده است. و اگر تقوا به همراه نیکی و اطاعت ذکر شود ـ چنانکه در اینجا آمده است ـ در این صورت به معنی پرهیز از عذاب خدا، به وسیلۀ ترک گناهان میباشد. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ﴾) پس اینان کسانی هستند که هم از خداوند و پیامبرش اطاعت کرده، و هم ترس الهی را دارند، بنابراین رسـتگار هستند؛ چرا که با پرهیز از عوامـلی که آدمی را به عذاب الهی دچار میکنند، خود را از آتـش جهنم رهانیده و پاداش اخـروی را به دست آوردهاند. پس رستگاری، منحـصراً مال اینـهاست. و اگر کسی حالت اینان را نداشته باشد، بر حسب کوتاهی او در این صفاتِ پسندیده، رستگاری را ازدست میدهـد. در این آیه، حقی که میان خدا و پیامبرش مشترک است- و آن طاعـت و فرمانبرداری که مستلزم ایمان میباشـد- بیان شده است. نیز حقی که مختص خداوند میباشد، در این ذکر شده است؛ و آن، ترس از خدا و تقوای الهی است. و حق سوم که مختص پیامبر است، باقی میماند؛ و آن احترام گذاشتن و یاری کردن پیامبر است، همانطور که درسورۀ فتح هر سه حق را بیان نموده است:﴿لِّتُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُۚ وَتُسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾ تا به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و پیامبر را یاری کنید، و احترامش بگذارید، و خداوند را صبح و شام به پاکی یاد کنید.
24:53–54Page 356
۞ وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِنۡ أَمَرۡتَهُمۡ لَيَخۡرُجُنَّۖ قُل لَّا تُقۡسِمُواْۖ طَاعَةٞ مَّعۡرُوفَةٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ٥٣
And they swear by Allāh their strongest oaths that if you ordered them, they would go forth [in Allāh's cause]. Say, "Do not swear. [Such] obedience is known.1 Indeed, Allāh is [fully] Aware of that which you do."
قُلۡ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَيۡهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهۡتَدُواْۚ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ ٥٤
Say, "Obey Allāh and obey the Messenger; but if you turn away - then upon him is only that [duty] with which he has been charged, and upon you is that with which you have been charged. And if you obey him, you will be [rightly] guided. And there is not upon the Messenger except the [responsibility for] clear notification."
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ و با سختترين سوگندهايشان به خداوند سوگند ياد كردند كه اگر بديشان دستور دهي [كه براي جهاد بيرون روند] بيرون ميروند. بگو:«سوگند ياد نكنيد، اطاعت شما معروف و شناخته شده است، بيگمان خداوند از آنچه ميكنيد با خبر است». قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ بگو: «از خدا فرمان بريد، و از پيامبر [نيز] فرمان بريد، اگر روي گردانند بر او چيزي واجب است كه بر دوش وي نهاده شده است، و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوشتان نهاده شده است.اما اگر از او فرمان بريد، راه خواهيد يافت. و بر پيامبر جز پيامرساني آشكار نيست.
(53) خداوند متعال از حالت منافقانی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در جهاد شرکت نکرده بودند، و از حالت کسانی که در دلهایشان بیماری و ضعف ایمان بود، خبر میدهد، که آنها به خدا سوگند یاد میکنند: (﴿لَئِنۡ أَمَرۡتَهُمۡ﴾) اگر آنان را در آینده دستور دهی، یا به هنگام حرکت و بیرون رفتن خود فرمانشان بدهی، (﴿لَيَخۡرُجُنَّ﴾) حتماً بیرون میروند. و معنی اول بهتر است. خداوند با رد سخن آنها میفرماید: (﴿قُل لَّا تُقۡسِمُواۡ﴾) بگو: «سوگند یاد نکنید؛ یعنی ما به سوگند خوردن و عذرهایتان نیازی نداریم، چون خداوند ما را از اخبار و حالات شما خبر داده، و اطاعت شما معروف و شناخته شده است، و بر ما پوشیده نمیباشد. ما که میدانیم شما بدون اینکه عذری داشته باشید، تنبلی کردید. پس دلیلی برای عذر آوردن و سوگند خوردنتان وجود ندارد. و کسی به سوگند احتیاج دارد که احتمال داشته باشد اطاعت نماید، اما حالت او مشتبه و نامشخص باشد. پس برای چنین کسی، شاید عذر آوردن و خود را تبرئه نمودن مفید باشد. اما شما هرگز، بلکه بیم آن میرود که به عذاب الهی گرفتار شوید. بنابراین آنها را تهدید نمود و فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) بیگمان، خداوند از آنچه میکنید، با خبر است، و سزای شما را به طور کامل خواهد داد.
(54) در واقع این است حالت و وضعیت آنها. اما وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم این است که شما را امر و نهی کند. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ أَطِيعُواۡ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواۡ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن﴾) بگو: «از خدا و پیامبر فرمان برید»، پس اگر فرمان بردند، کامیاب و خوشبخت شدهاند. و اگر (﴿تَوَلَّوۡاۡ فَإِنَّمَا عَلَيۡهِ مَا حُمِّلَ﴾) روی گرداندند، چیزی بر پیامبر خدا واجب است که بر دوش او نهاده شده است، و آن رساندن پیام خدا است، و ایشان آن را ادا نمودهاند. (﴿وَعَلَيۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡ﴾) و بر شما هم انجام چیزی واجب است که بر دوشتان نهاده شده است، و آن اطاعت و فرمانبرداری است. تکلیف شما روشن و آشکار است، و گمراهی و سزاواری آنان برای گرفتار شدن به عذاب خدا نیز آشکار است. (﴿وَإِن تُطِيعُوهُ تَهۡتَدُواۡ﴾) و اما اگر از او فرمان برید، در گفتار و کردار به راه راست هدایت خواهید شد. پس شما جز اینکه از پیامبر اطاعت کنید، راهی به سوی هدایت ندارید؛ و بدون اطاعت از پیامبر، دسترسی به هدایت نه تنها ممکن نیست، بلکه محال است. (﴿وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) و بر پیامبر خدا، چیزی جز پیام رسانیِ روشن و تبلیغِ آشکار نیست. یعنی وظیفۀ پیامبر، فقط این است که پیام الهی را به صورت روشن و آشکار به شما برساند، طوری که برای هیچ کسی شک و شبههای باقی نگذارد. و پیامبر هم چنین کرد، و به صورت آشکار و روشن پیام الهی را به مردم رساند. و کسی که شما را محاسبه و مجازات مینماید، خداوند متعال است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم اختیاری ندارد، و او به وظیفۀ خود عمل کرده است.
24:55Page 357
وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمۡ دِينَهُمُ ٱلَّذِي ٱرۡتَضَىٰ لَهُمۡ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعۡدِ خَوۡفِهِمۡ أَمۡنٗاۚ يَعۡبُدُونَنِي لَا يُشۡرِكُونَ بِي شَيۡـٔٗاۚ وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ٥٥
Allāh has promised those who have believed among you and done righteous deeds that He will surely grant them succession [to authority] upon the earth just as He granted it to those before them and that He will surely establish for them [therein] their religion which He has preferred for them and that He will surely substitute for them, after their fear, security, [for] they worship Me, not associating anything with Me. But whoever disbelieves1 after that - then those are the defiantly disobedient.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند وعده داده است كه قطعاً آنان را در زمين جانشين خواهد كرد، چنانكه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين ساخت، و دينشان را كه برايشان پسنديده است پابرجا و برقرار خواهد ساخت، وبيمشان را به ايمني تبديل خواهد نمود [به گونهاي كه] مرا بپرستيد و چيزي را با من شريك نسازند، و كساني كه پس از اين كفر ورزند اينانند كه فاسقند.
(55) این یکی از وعدههای راستین است که تاویل و صورت عملی آن مشاهده شده است. خداوند به افراد این امت که ایمان بیاورند و کار شایسته انجام دهند، وعده داده است که آنان را جایگزین پیشینیان، و وارث فرماندهی و حکومت زمین کند، و آنان در زمین جانشین خواهند بود، و به تدبیر امور آن خواهند پرداخت. و به آنان وعده داده است دینی را که برایشان پسندیده است پا برجا و استوار سازد، و آن دین اسلام است که از همۀ ادیان برتر میباشد. و خداوند آن را برای این امت برگزیده است؛ چون این امت، دارای برتری و شرافت، و از نعمت الهی بهرهمند است، تا بتوانند دین را بر پا دارند و قوانین ظاهری و باطنی آن را در میان خود و دیگران پیاده کنند؛ چون پیروان دیگر ادیان و سایر کفار، مغلوب و خوار میباشند. و خداوند وعده داده است که خوف و هراس مؤمنان را، به امنیت و آرامش مبدل سازد، حال آنکه قبلاً فرد مؤمن نمیتوانست دین و عقیدهاش را اظهار دارد مگر اینکه از سوی کافران با اذیت و آزار زیادی مواجه میشد. و مسلمین نسبت به دیگران بسیار اندک بودند، و همۀ اهل زمین به صورت متّحد و یکپارچه به سوی آنان نشانه گرفته بودند، و برآنها یورش میبردند. پس به هنگام نزول این آیه، خداوند این چیزها را به آنان وعده داد، و در آن وقت مسلمین قدرت و حکومتی نداشتند، و نمیتوانستند دین اسلام را برپا دارند. و امنیت کامل نداشتند تا بتوانند خداوند را به یگانگی پرستش نموده، و از کسی به جز خداوند هراس و بیمی نداشته باشند. پس نخستین افراد این امت، ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، و در این زمینه از دیگران پیش قدم بودند، در نتیجه خداوند آنها را بر شهرها و مردم مسلط نمود، به گونهای که شرق و غرب را فتح کردند و به قلمرو خود درآوردند، و امنیت و قدرت کامل به دست آوردند. و این یکی از نشانههای شگفت انگیز و آشکار الهی است، و تا قیامت چنین خواهد بود؛ و به شرطی که مسلمین ایمان داشته باشند و کار شایسته انجام دهند، حتماً آنچه را که خداوند به آنها وعده داده است، خواهند یافت. اما اگر میبینیم که خداوند کفار و منافقین را بر مسلمین مسلط مینماید، و بعضی وقتها مسلمین مغلوب میشوند، بهخاطر کوتاهی آنان در قبال ایمان و عمل صالح است. (﴿وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾) و کسانی که پس از آن قدرت و سلطۀ کامل شما ای مسلمانان! کفر ورزند. (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) اینان هستند که فاسقاند و از طاعت الهی بیرون رفته، و دست به فساد و تباهی زدهاند، و شایستۀ کارهای نیک و پسندیده نیستند، و لیاقت برخورداری از خیر و خوبی را ندارند؛ چون کسی که در حالت قدرت و توانایی و منتفی بودن اسباب بازدارنده، ایمان را ترک گوید، این بیانگر نیت فاسد و سرشت پلید اوست؛ چون جز ترک دین، قصد دیگری ندارد. و این آیه دلالت مینماید که خداوند قبل از ما، کسانی را در زمین جانشین و حاکم قرار داده و به آنها قدرت داده است، همانگونه که موسی به قومش گفت:﴿وَيَسۡتَخۡلِفَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ﴾ خداوند شما را در زمین جانشین میگرداند، آنگاه مینگرد که چگونه عمل میکنید. و خداوند متعال میفرماید:﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾٥﴿وَنُمَكِّنَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ و میخواهیم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شدهاند، منت بگذاریم، و آنان را رهبران و وارثان [زمین] بگردانیم. و آنها را در زمین قدرت بخشیم.
24:56–57Page 357
وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ ٥٦
And establish prayer and give zakāh and obey the Messenger - that you may receive mercy.
لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ٥٧
Never think that the disbelievers are causing failure [to Allāh] upon the earth. Their refuge will be the Fire - and how wretched the destination.
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و از پيامبر اطاعت كنيد تا بر شما رحم شود. لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ گمان مبر كساني كه كافر شدهاند [ما را] درمانده ميكنند، جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامي است.
(56) خداوند به برپا داشتن نماز، و رعایت ارکان و شرایط و آداب ظاهری و باطنی آن فرمان میدهد. نیز آنان را به پرداختن زکات فرمان میدهد که بندگان فقیر را وارث آن قرار داده است، و اینکه زکات را، به فقرا و دیگر کسانی که خداوند آنها را به عنوان اصناف زکات ذکر نموده است، بپردازند؛ زیرا این دو عبادت [=نماز و زکات]، بزرگترین عبادت هستند؛ چراکه هم حق خدا، و هم حق بندگان خدا را در بر دارند؛ و در آن، هم اخلاص برای خدا وجود دارد، و هم نیکی با بندگان خدا. سپس دستور کلی و فراگیر را، در کنار امر به نماز و پرداختن زکات، بیان کرد و فرمود: (﴿وَأَطِيعُواۡ ٱلرَّسُولَ﴾) و از پیامبر اطاعت کنید؛ دستورات او را به جای آورید، و از آنچه نهی نموده است، پرهیز کنید، ﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَ﴾ و هرکس از پیامبر پیروی نماید، بهراستی که از خدا پیروی کرده است.(﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) تا با انجام این کارها، مورد مرحمت قرار گیرید. پس هر کس میخواهد رحمت خدا شامل حال او شود، راهش این است. و هر کس بدون خواندن نماز و پرداختن زکات و اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وسلم به رحمت الهی امیدوار است، آرزوکنندهای دروغگو است، و نفسش آرزوهای دروغین به او القا مینماید.
(57) (﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) گمان مبر که کافران، درماندهکنندگان [خدا] در زمین میباشند. پس آنچه در زندگی دنیا به آنان داده شده، تو را فریب ندهد؛ خداوند گرچه آنها را مهلت میدهد، اما آنان را از یاد نخواهد برد. ﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾ اندک زمانی آنان را بهرهمند میسازیم، سپس به عذاب سختی دچارشان میکنیم. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و جایگاهشان دوزخ است، و بد سرانجامی است؛ زیرا سرانجامِ آنها، شر و حسرت و عذاب همیشگی است.
24:58–59Page 357
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِيَسۡتَـٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواْ ٱلۡحُلُمَ مِنكُمۡ ثَلَٰثَ مَرَّٰتٖۚ مِّن قَبۡلِ صَلَوٰةِ ٱلۡفَجۡرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ وَمِنۢ بَعۡدِ صَلَوٰةِ ٱلۡعِشَآءِۚ ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡۚ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّۚ طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ ٥٨
O you who have believed, let those whom your right hands possess and those who have not [yet] reached puberty among you ask permission of you [before entering] at three times: before the dawn prayer and when you put aside your clothing [for rest] at noon and after the night prayer. [These are] three times of privacy1 for you. There is no blame upon you nor upon them beyond these [periods], for they continually circulate among you - some of you, among others. Thus does Allāh make clear to you the verses [i.e., His ordinances]; and Allāh is Knowing and Wise.
وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ فَلۡيَسۡتَـٔۡذِنُواْ كَمَا ٱسۡتَـٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ ٥٩
And when the children among you reach puberty, let them ask permission [at all times] as those before them have done. Thus does Allāh make clear to you His verses; and Allāh is Knowing and Wise.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ اي كساني كه ايمان آوردهايد! بايد بردگان و كنيزاتان و كساني از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند در سه وقت از شما اجازه بگيرند؛ پيش از نماز صبح، و نيمروز به هنگامي كه لباسهاي خود را در ميآوريد، و بعد از نماز عشاء [اين] سه وقت برايتان [اوقات] خلوت است. بعد از اين سه وقت بر شما و آنان گناهي نيست، چرا كه ايشان در اطراف شما در رفت و آمدند، و شما نيز با ايشان در رفت و آمد هستيد خداوند آيات را بدينسان برايتان روشن ميسازد، و خداوند داناي فرزانه است. وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ و چون كودكان شما به سن [بلوغ] رسيدند بايد مانند كساني كه پيش از آنان اجازه گرفتند، اجازه گيرند، خداوند آياتش را بدينسان برايتان روشن ميسازد، و خداوند بس آگاه و داراي حكمت است.
(58) خداوند مؤمنان را دستور داده که بردگان و کنیزانشان و کودکانی که به حد بلوغ نرسیدهاند، در این سه وقت از آنها اجازه بگیرند، آنگاه وارد شوند. و خداوند حکمت آن را بیان نمود و فرمود: این سه وقت، اوقات خلوت و استراحت شما میباشد: بعد از عشاء، هنگام خوابیدن، و قبل از نماز صبح که وقت بیدار شدن شما میباشد، چون غالباً فردی که در شب میخوابد، لباسهای غیرعادی را میپوشد. اما خوابیدن روز از آنجا که غالباً کم میباشد، گاهی اوقات انسان با لباسهای معمولی میخوابد. پس به همین جهت آن را مقید نمود به: (﴿وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ ٱلظَّهِيرَةِ﴾) و وقتی که برای خوابیدن نیمروز، لباسهایتان را در میآورید. پس در این سه وقت، بردگان و کودکان نیز مانند دیگران نمیتوانند بدون اجازه وارد شوند. اما در رابطه با غیر از این سه وقت، فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بر شما و آنان گناهی نیست که درغیر این سه وقت، بدون اجازه وارد شوند؛ یعنی درغیر این سه وقت، آنها مانند دیگران نیستند که برای وارد شدن اجازه بگیرند؛ زیرا مردم به آنها نیاز دارند، و هر بار اجازه گرفتن مشکل میباشد. (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾) آنها برای انجام کارهایتان در دور و بر شما رفت و آمد مینمایند. (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) بدینسان خداوند آیات را برایتان بیان میدارد، و فلسفۀ آن را نیز بیان میکند تا رحمت و حکمت کسی که این قانون را وضع نموده است، شناخته شود. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند دانایی حکیم است؛ دانش او، واجبات و مستحبات و امور ممکن را احاطه نموده، و دارای حکمت است، و هر چیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس به هر مخلوقی، آفرینش شایستۀ آن را داده است؛ و به هر حُکم شرعی، حکمت شایستۀ آن را بخشیده است، و از آن جمله است این احکام که آن را به طور کامل بیان نمود، و محاسن آن را توضیح داد.
(59) (﴿وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ﴾) و چون کودکان شما به بلوغ رسیدند؛ رسیدن به سن بلوغ، این است که از فرد در حالت بیداری یا خواب، منی بیرون بیاید. (﴿فَلۡيَسۡتَٔۡذِنُواۡ كَمَا ٱسۡتَٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾) پس باید در سایر اوقات، برای وارد شدن اجازه بگیرند، همانگونه اشخاصی که پیش از آنان بودهاند، اجازه گرفتهاند، و آنها همان کسانی هستند که خداوند در رابطه با آنان فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تَدۡخُلُواۡ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواۡ﴾ ای مؤمنان! وارد خانههایی نشوید که متعلق به شما نیست مگر بعد از اجازه گرفتن، (﴿كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ﴾) بدینسان خداوند آیاتش را برایتان روشن میسازد، و احکام آن را به طور مشروح برای شما بیان مینماید. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند بس آگاه و دارای حکمت است. این دو آیه، دارای فواید و آموختنیهای مفید و فراوانی میباشند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1- آقا، ولی و بزرگترها موظف هستند که به بردگان و کوچکترها و کسانی که تحت سرپرستی آنان قرار دارند، علم و آداب شرعی بیاموزند؛ چون خداوند آنها را مخاطب قرار داده و فرموده است: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لِيَسۡتَٔۡذِنكُمُ ٱلَّذِينَ مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ وَٱلَّذِينَ لَمۡ يَبۡلُغُواۡ ٱلۡحُلُمَ﴾) ای کسانی که ایمان آوردهاید! باید بردگان و کنیزان و کسانی از شما که به سن بلوغ نرسیدهاند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند. و این، جز با یاد دادن و ادب کردن، ممکن نیست. و چون فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بعد از این سه وقت، بر شما و آنان گناهی نیست. 2- خداوند به حفظ عورت سفارش کرده، و دستور داده است تا هر چه بیشتر در راستای حفظ عورت بکوشیم؛ و انسان در جاییکه گمان میرود عورت وی را مشاهده خواهند کرد، نباید در آنجا غسل بکند و طهارت بگیرد. 3- جایز است عورت در صورت وجودِ نیاز، ظاهر گردد، مانند آنکه به هنگام خواب و رفتن به دستشویی و توالت و.. کشف عورت صورت گیرد. 4- مسلمین به خوابیدنِ هنگامِ ظهر عادت داشتند، همانطور که به خواب شب عادت داشتند، چون خداوند با بیان حالاتشان، آنها را مورد خطاب قرار داده است. 5- کودکی که به سن بلوغ نرسیده است، نباید اجازه داده شود عورت آدمی را ببیند، و نباید عورت و شرمگاه او را کسی ببیند؛ چون دستور دادنِ الهی به اجازه گرفتن آنان، به معنی این است که این امر [: مشاهدۀ عورت دیگران] جایز نیست. 6- جایز نیست که برده، عورت آقا و مالکش را ببیند؛ همانگونه که برای آقا و اربابش، نیز جایز نیست که عورت او را ببیند؛ همچنانکه درمورد کودک بیان کردیم. 7- برای واعظ و معلم وکسانی که در مورد مسائل شرع سخن میگویند، بهتر است که همراه با بیان حکم، مأخذ و علت آن را نیز بگوید، و بدون بیان دلیل و علت، آن را بیان نکند؛ چون خداوند وقتی این حکم را بیان نمود، علتش را نیز بیان کرد و فرمود: (﴿ثَلَٰثُ عَوۡرَٰتٖ لَّكُمۡ﴾) این سه وقت، برایتان اوقات خلوت است. 8- کودک و برده نیز مورد خطاب خدا هستند، همانطور که ولی آنها مورد خطاب قرار گرفته است، چون خداوند متعال فرموده است: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ وَلَا عَلَيۡهِمۡ جُنَاحُۢ بَعۡدَهُنَّ﴾) بعد از این سه وقت، بر شما و آنان گناهی نیست. 9- آبِ دهانِ کودک پاک است گرچه بعد از آلودگی مانند استفراغ بیاید؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم﴾) [چرا که ایشان] در اطراف شما در رفت و آمدند. پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز هنگامی که در رابطه با پاکی و نجاست گربه از ایشان سؤال شد، فرمود:«گربه نجس نیست، زیرا جزو کسانی است که در اطراف شما در رفت و آمد هستند»[ ظاهراً مؤلف با این حدیث میخواهد بر پاکی آب دهان گربه استدلال نماید. انگار ایشان میگویند: مادامی که آب دهان گربه پاک است ـ و گربه جزو آن دسته از کسانی است که در داخل خانه رفت و آمد میکنند، و کودک نیز جزو همان دسته است ـ پس آب دهان بچه نیز پاک میباشد. «و»]. 10- جایز است انسان زیردستان خود را از قبیل کودکان، طبق عرف و عادت بهکار گیرد، نه آنگونه که بر کودک دشوار آید؛ زیرا خداوند میفرماید: (﴿طَوَّٰفُونَ عَلَيۡكُم﴾). 11- این حکم که به طور مشروح بیان شد، در مورد کسانی است که به سن بلوغ نرسیدهاند؛ و اما بعد از رسیدن به سن بلوغ، باید اجازه بگیرند. 12- زمانی فرد به سن بلوغ میرسد که انزال وی صورت گیرد؛ سپس تمام احکام شرع که مترتب بر بلوغ هستند، با فرا رسیدن زمان انزال، تحقق مییابند؛ و این چیزی است که بر آن اتفاق شده است. و اختلاف در این است که آیا با رسیدن به سن مشخصی، و یا با درآمدن موی زیر ناف، بلوغ محقق میشود یا نه؟!
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences