As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Ali 'Imran 3:65–92
3:65–68Page 58
يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَمَآ أُنزِلَتِ ٱلتَّوۡرَىٰةُ وَٱلۡإِنجِيلُ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ ٦٥
O People of the Scripture, why do you argue about Abraham while the Torah and the Gospel were not revealed until after him? Then will you not reason?
هَٰٓأَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ حَٰجَجۡتُمۡ فِيمَا لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ ٦٦
Here you are - those who have argued about that of which you have [some] knowledge, but why do you argue about that of which you have no knowledge? And Allāh knows, while you know not.
مَا كَانَ إِبۡرَٰهِيمُ يَهُودِيّٗا وَلَا نَصۡرَانِيّٗا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفٗا مُّسۡلِمٗا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٦٧
Abraham was neither a Jew nor a Christian, but he was one inclining toward truth, a Muslim [submitting to Allāh]. And he was not of the polytheists.1
إِنَّ أَوۡلَى ٱلنَّاسِ بِإِبۡرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا ٱلنَّبِيُّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۗ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٦٨
Indeed, the most worthy of Abraham among the people are those who followed him [in submission to Allāh] and this prophet [i.e., Muḥammad (ﷺ)] and those who believe [in his message]. And Allāh is the Ally1 of the believers.
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّورَاةُ وَالإنجِيلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ، اي اهل کتاب ، چرا در باره ابراهيم مجادله مي کنيد ، در حالي که تورات و انجيل بعد از او نازل شده است مگر نمي انديشيد ? هَاأَنتُمْ هَؤُلاء حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلمٌ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ، هان اي اهل کتاب ، گرفتم که در آنچه بدان علم داريد مجادله تان روا باشد ، چرا در آنچه بدان علم نداريد مجادله مي کنيد ? در حالي که خدا مي داند و شما نمي دانيد. مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ، ابراهيم نه يهودي بود نه نصراني ، بلکه حنيفي مسلمان بود و از، مشرکان نبود. إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَـذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ، نزديک ترين کسان به ابراهيم همانا پيروان او و اين پيامبر و مؤمنان هستند و خدا ياور مؤمنان است.
(65 - 68) همۀ ادیان اعم از یهود و نصارا و مشرکین و همچنین مسلمانها ادعا میکردند که بر آیین ابراهیم هستند. خداوند خبر داد که سزاوارترین و نزدیکترین مردم به ابراهیم، محمد صلی الله علیه وسلم و پیروانش، و پیروان ابراهیم خلیل هستند که پیش از محمد و یارانش زیستهاند. اما ابراهیم از یهود و نصارا و مشرکین و دوستی آنان بیزار ومبرا است، چون دین ابراهیم، دین یکتا پرستی است، و سرشار از عفو و گذشت و سهولت، که بر اساس آن باید به همۀ پیامبران و همۀ کتابها ایمان داشت، و این از ویژگی مسلمین است. یهود و نصارا ادعا میکردند که آنها بر آیین ابراهیم هستند، در حالیکه یهودیت و نصرانیتی که برآن هستند، بعد از ابراهیم خلیل بهوجود آمد، پس چگونه در این مسئله مجادله میکنند، مسئلهای که دروغ و افترای آنها به وضوح در آن مشاهده میشود؟ فرض کن آنها در چیزی که بدان علم داشتند، مجادله کردند، پس چگونه در این حالت مجادله مینمایند؛ زیرا در اینجا قبل از اینکه به باطل بودن و پوچ بودن سخنشان توجه شود، فاسد بودن ادعایشان اثبات میگردد. و این آیه دلیلی است بر اینکه برای انسان جایز نیست دربارۀ چیزی که نمیداند، سخن بگوید یا در مورد آن مجادله کند. (﴿وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس هر اندازه ایمان آدمی قوی باشد، خداوند با لطف خویش او را سرپرستی مینماید، و او را بر انجام کار خوب، توفیق میدهد، و از سختی دور مینماید.
3:69–74Page 58
وَدَّت طَّآئِفَةٞ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَوۡ يُضِلُّونَكُمۡ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ ٦٩
A faction of the People of the Scripture wish they could mislead you. But they do not mislead except themselves, and they perceive [it] not.
يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَكۡفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَأَنتُمۡ تَشۡهَدُونَ ٧٠
O People of the Scripture, why do you disbelieve in the verses of Allāh1 while you witness [to their truth]?
يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَلۡبِسُونَ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَكۡتُمُونَ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ٧١
O People of the Scripture, why do you mix [i.e., confuse] the truth with falsehood and conceal the truth while you know [it]?
وَقَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ ءَامِنُواْ بِٱلَّذِيٓ أُنزِلَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَجۡهَ ٱلنَّهَارِ وَٱكۡفُرُوٓاْ ءَاخِرَهُۥ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ ٧٢
And a faction of the People of the Scripture say [to each other], "Believe in that which was revealed to the believers at the beginning of the day and reject it at its end that perhaps they will return [i.e., abandon their religion],
وَلَا تُؤۡمِنُوٓاْ إِلَّا لِمَن تَبِعَ دِينَكُمۡ قُلۡ إِنَّ ٱلۡهُدَىٰ هُدَى ٱللَّهِ أَن يُؤۡتَىٰٓ أَحَدٞ مِّثۡلَ مَآ أُوتِيتُمۡ أَوۡ يُحَآجُّوكُمۡ عِندَ رَبِّكُمۡۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ ٧٣
And do not trust except those who follow your religion." Say, "Indeed, the [true] guidance is the guidance of Allāh. [Do you fear] lest someone be given [knowledge] like you were given or that they would [thereby] argue with you before your Lord?" Say, "Indeed, [all] bounty is in the hand1 of Allāh - He grants it to whom He wills. And Allāh is all-Encompassing and Wise."
يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ ٧٤
He selects for His mercy whom He wills. And Allāh is the possessor of great bounty.
وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ، طايفه اي از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند و حال آنکه نمي دانند که جز خود را گمراه نمي کنند. يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ، اي اهل کتاب ، با آنکه خود به آيات خدا شهادت مي دهيد ، چرا انکارشان مي کنيد . يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ، اي اهل کتاب ، با آنکه از حقيقت آگاهيد ، چرا حق را به باطل مي آميزيدو، حقيقت را کتمان مي کنيد. وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ، طايفه اي از اهل کتاب گفتند : در اول روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده است ايمان بياوريد و در آخر روز انکارش کنيد ، تا مگر از اعتقاد خويش بازگردند. وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ، و گفتند : جز پيروان دين خود را تصديق مکنيد بگو : هدايت ، هدايت ، خدايي است و اگر گويند که به ديگران همان چيزهايي ارزاني شود که به شماارزاني شده است ، يا اگر گويند که فردا در نزد پروردگارتان با شما به حجت مي ايستند بگو : فضيلت به دست خداست ، به هر که خواهد آن را عطا مي کند ، که او بخشاينده و داناست. يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ، هر که را بخواهد خاص رحمت خود مي کند و خدا صاحب کرمي است بس بزرگ.
(69 - 74) این از جمله احسان و نیکیهای خداوند نسبت به این امت است که آنها را از مکر و توطئه اهل کتاب آگاه نموده، و به آنها خبر داده است که اهل کتاب ـ بنا بر علاقۀ شدید آنها به گمراه کردن مؤمنان ـ کارهای زشتِ گوناگونی انجام میدهند. پس گروهی از اهل کتاب گفتند: (﴿ءَامِنُواۡ بِٱلَّذِيٓ أُنزِلَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ وَجۡهَ ٱلنَّهَارِ﴾) به آنچه بر مومنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز از دینشان برگردید؛ زیرا وقتی آنها ببینند که شما از دینشان برگشتهاید، در حالیکه آنها معتقدند که شما علم و دانش دارید، در دین خود شک میکنند، و با خود میگویند اگر آنها در دین چیزی ناپسند و مخالف با کتابهای گذشته نمیدیدند، از آن برنمیگشتند. این مکر و نقشۀ آنهاست، و خداوند هرکس را که بخواهد هدایت میکند، و بخشش به دست اوست، و آن را به هر کس که بخواهد اختصاص میدهد. پس ای امت اسلام! خداوند چیزهایی را به شما اختصاص داده که به دیگران اختصاص نداده است. و این حیلهگران ندانستند که دین خدا حق است، و هر گاه حقیقت آن در دلها جای بگیرد، جز ایمان و یقین چیزی را نمیافزاید، و شبهه پراکنی و ایجاد تردید، سبب میشود که فرد متدین به دینش بیشترتمسّک جوید و ستایش خدا را به جای آورد. (﴿أَن يُؤۡتَىٰٓ أَحَدٞ مِّثۡلَ مَآ أُوتِيتُمۡ أَوۡ يُحَآجُّوكُمۡ عِندَ رَبِّكُمۡ﴾) چیزی که آنها را به انجام این کارهای زشت وادار کرد، حسد و سرکشی و ترس از محکوم شدن بود، همانطور که خداوند متعال فرموده است: (﴿وَدَّ كَثِيرٞ مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَوۡ يَرُدُّونَكُم مِّنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِكُمۡ كُفَّارًا حَسَدٗا مِّنۡ عِندِ أَنفُسِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡحَقُّ﴾) بسیاری از اهل کتاب ـ پس از آنکه حق برایشان آشکار شد ـ از روی حسدی که در وجودشان بود، آرزو کردند که شما را بعد از ایمانتان، کافر گردانند.
3:75–76Page 59
۞ وَمِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مَنۡ إِن تَأۡمَنۡهُ بِقِنطَارٖ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيۡكَ وَمِنۡهُم مَّنۡ إِن تَأۡمَنۡهُ بِدِينَارٖ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيۡكَ إِلَّا مَا دُمۡتَ عَلَيۡهِ قَآئِمٗاۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لَيۡسَ عَلَيۡنَا فِي ٱلۡأُمِّيِّـۧنَ سَبِيلٞ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ ٧٥
And among the People of the Scripture is he who, if you entrust him with a great amount [of wealth], he will return it to you. And among them is he who, if you entrust him with a [single] coin, he will not return it to you unless you are constantly standing over him [demanding it]. That is because they say, "There is no blame upon us concerning the unlearned."1 And they speak untruth about Allāh while they know [it].
بَلَىٰۚ مَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ ٧٦
But yes, whoever fulfills his commitment and fears Allāh - then indeed, Allāh loves those who fear Him.
وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، از ميان اهل کتاب کسي است که اگر او را امين شمري و قنطاري به او، بسپاري آن را به تو باز مي گرداند ، و از ايشان کسي است که اگر امينش شمري و ديناري به او بسپاري جز به تقاضا و مطالبت آن را باز نگرداند زيرا مي گويد : راه اعتراض مردم مکه بر ما بسته است و کس ما را ملامت نکند اينان خود مي دانند که به خدا دروغ مي بندند. بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ، آري هر کس که به عهد خويش وفا کند و پرهيزگار باشد ، خدا پرهيزگاران را دوست مي دارد.
(75) خداوند از اهل کتاب خبر میدهد که گروهی از آنان امانتدار هستند، و اگر مبلغ هنگفتی را به طور امانت به آنها بسپاری، آن را به تو برمیگردانند، و گروهی از آنها خائن هستند، و در کمترین چیزی که به طور امانت به آنها بدهی، خیانت میکنند، و آنها با وجود این خیانت زشت، عذر و بهانههای پوچ میآورند، و میگویند: (﴿لَيۡسَ عَلَيۡنَا فِي ٱلۡأُمِّيِّۧنَ سَبِيلٞ﴾) اگر به «امیین»[بیسوادان] خیانت کنیم و مالهایشان را مباح بدانیم، بر ما گناهی نیست؛ چون آنها حرمتی ندارند. خداوند متعال میگوید: (﴿وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾) و آنها به شدت گناهکار خواهند بود. پس دو کار زشت را مرتکب شدهاند؛ یکی خیانت و تحقیر اعراب، و دیگری دروغ بستن به خدا، در حالی که آنها [زشتی و قبح کار خود را] میدانند، پس اینان مانند کسانی نیستند که از روی نادانی و گمراهی چنین میکنند.
(76) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿بَلَىٰ﴾) آنطور نیست که آنها میگویند، بلکه (﴿مَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ﴾) هرکس به حقوق الهی و آفریدگانش وفا کند، این فرد پرهیزگار است، و خداوند او را دوست میدارد؛ یعنی هر کس بر خلاف این عمل کند، و به پیمانی که بین او و مردم است، وفا ننماید، و پرهیزگار نباشد، خداوند او را کیفر میدهد، و او را بر این کار به شدت مجازات میکند.
3:77Page 59
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا أُوْلَٰٓئِكَ لَا خَلَٰقَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيۡهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ ٧٧
Indeed, those who exchange the covenant of Allāh and their [own] oaths for a small price will have no share in the Hereafter, and Allāh will not speak to them or look at them on the Day of Resurrection, nor will He purify them; and they will have a painful punishment.
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ، کساني که عهد خدا و سوگندهاي خود را به بهايي اندک مي فروشند در آخرت نصيبي ندارند و خدا در روز قيامت نه با آنان سخن مي گويد و نه به آنان مي نگرد و نه آنان را پاکيزه مي سازد و برايشان عذابي دردآور است.
(77) کسانی که دنیا را به بهای دین میخرند، و کالای اندک دنیا را انتخاب میکنند، و با قسمهای دروغین و عهد شکنی، دنیا را به دست میآورند، (﴿وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيۡهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) خداوند با ایشان سخن نمیگوید، و روز قیامت به آنها نمینگرد، و آنها را پاک نمیسازد، و برای آنان عذابی دردناک است؛ یعنی خشم خدا، و کیفر الهی بر آنان واجب و مقرر گشته، و آنها از پاداش الهی محروم شده، و از تزکیۀ الهی بینصیب میمانند، و در روز قیامت در حالی که مرتکب جنایت و گناهان بزرگ شدهاند، در پیشگاه خدا حاضر میشوند.
3:78Page 60
وَإِنَّ مِنۡهُمۡ لَفَرِيقٗا يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم بِٱلۡكِتَٰبِ لِتَحۡسَبُوهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ ٧٨
And indeed, there is among them a party who alter the Scripture with their tongues so you may think it is from the Scripture, but it is not from the Scripture. And they say, "This is from Allāh," but it is not from Allāh. And they speak untruth about Allāh while they know.
وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و از ميان ايشان گروهي هستند که به شيوه کتاب خدا سخن مي گويند ، تا، پنداريد که آنچه مي گويند از کتاب خداست ، در حالي که از کتاب خدا نيست و مي گويند که از جانب خدا آمده و حال آنکه از جانب خدا نيامده است و خود مي دانند که بر خدا دروغ مي بندند.
(78) گروهی از اهل کتاب، کتاب خدا را تحریف میکنند، (﴿يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم بِٱلۡكِتَٰبِ لِتَحۡسَبُوهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و این، تحریف لفظی و تحریف معنوی را شامل میشود. سپس آنها گمان میبرند که این تحریف زشت، بخشی از کتاب است، و آنها دروغ میگویند، و به صراحت به خدا دروغ نسبت میدهند، و آنها به سرنوشت و به سرانجام بد خود، واقفاند.
3:79–80Page 60
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤۡتِيَهُ ٱللَّهُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادٗا لِّي مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن كُونُواْ رَبَّٰنِيِّـۧنَ بِمَا كُنتُمۡ تُعَلِّمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ وَبِمَا كُنتُمۡ تَدۡرُسُونَ ٧٩
It is not for a human [prophet]1 that Allāh should give him the Scripture2 and authority and prophethood and then he would say to the people, "Be servants to me rather than Allāh," but [instead, he would say], "Be pious scholars of the Lord because of what you have taught of the Scripture and because of what you have studied."
وَلَا يَأۡمُرَكُمۡ أَن تَتَّخِذُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ أَرۡبَابًاۚ أَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡكُفۡرِ بَعۡدَ إِذۡ أَنتُم مُّسۡلِمُونَ ٨٠
Nor could he order you to take the angels and prophets as lords. Would he order you to disbelief after you had been Muslims?
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ، نسزد هيچ بشري را که خدا به او کتاب و حکمت و نبوت داده باشد ، آنگاه به ، مردم بگويد که بندگان من باشيد نه بندگان خدا و حال آنکه پيامبران مي گويند : همچنان که از کتاب خدا مي آموزيد و در آن مي خوانيد ، پرستندگان خدا باشيد. وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ، و نيز به شما نمي فرمايند که فرشتگان و پيامبران را خدايان پنداريد آيا پس از آنکه اسلام آورده ايد شما را به کفر فرمان مي دهند ?
(79 - 80) قطعاً امکان ندارد، و محال است انسانی که خداوند وحی و کتاب و نبوت را به وی داده، و حکم شرعی را به او بخشیده است، مردم را به پرستش خود فراخواند، و به پرستش پیامبران و فرشتگان و قرار دادن آنها به جای خدا، دستور دهد، چون این، کفر است؛ زیرا او با اسلام مبعوث شده است که از هر جهت با کفر منافی است، پس چگونه او به ضد آن دستور میدهد؟ این غیر ممکن است؛ زیرا حالتی که او بر آن قرار دارد، و فضیلتها و ویژگیهایی که خداوند به او ارزانی داشته است، مقتضی عبودیت و بندگی و فروتنی کامل برای خدای یگانه و قهار میباشد. و این پاسخی است به گروه نصرانیهای اعزامی از نجران، چرا که فریب خوردگی و تکبر آنان به جایی رسید که گفتند: ای محمد! آیا ما را دستور میدهی تا تو را عبادت کنیم؟ این در حالی بود که خداوند آنها را دستور داده بود که خدا را بپرستند، و از او پیروی کنند. پس خداوند باری تعالی آنچه را که بر زبان آوردند منتفی کرد و فرمود: پوچ بودن سخن آنها و امثال آنان در این مورد، آشکار است.
3:81–82Page 60
وَإِذۡ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ لَمَآ ءَاتَيۡتُكُم مِّن كِتَٰبٖ وَحِكۡمَةٖ ثُمَّ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مُّصَدِّقٞ لِّمَا مَعَكُمۡ لَتُؤۡمِنُنَّ بِهِۦ وَلَتَنصُرُنَّهُۥۚ قَالَ ءَأَقۡرَرۡتُمۡ وَأَخَذۡتُمۡ عَلَىٰ ذَٰلِكُمۡ إِصۡرِيۖ قَالُوٓاْ أَقۡرَرۡنَاۚ قَالَ فَٱشۡهَدُواْ وَأَنَا۠ مَعَكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ ٨١
And [recall, O People of the Scripture], when Allāh took the covenant of the prophets, [saying], "Whatever I give you of the Scripture and wisdom and then there comes to you a messenger confirming what is with you, you [must] believe in him and support him." [Allāh] said, "Have you acknowledged and taken upon that My commitment?"1 They said, "We have acknowledged it." He said, "Then bear witness, and I am with you among the witnesses."
فَمَن تَوَلَّىٰ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ٨٢
And whoever turned away after that - they were the defiantly disobedient.
وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ، و خدا از پيامبران پيمان گرفت که شما را کتاب و حکمت داده ام ، به ، پيامبري که آيين شما را تصديق مي کند و به رسالت نزد شما مي آيد بگرويد وياري اش کنيد گفت : آيا اقرار کرديد و عهد مرا پذيرفتيد ? گفتند : اقرار کرديم گفت :پس شهادت دهيد و من نيز با شما از شاهدانم. فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ، و هر که از آن پس سرپيچي کند از فاسقان است.
(81 - 82) در اینجا خداوند خبر میدهد که به سبب کتاب و حکمتی که به پیامبران ارزانی نموده است ـ کتاب و حکمتی که مقتضی آن بود که به نحو احسن و بهطور کامل و تمام حق خدا را به جای آورند ـ از آنان پیمان گرفته است اگر پیامبری نزد آنها آمد و تصدیق کنندۀ چیزی بود که آنها با خود دارند، از قبیل: توحید، حق، دادگری، و اصولی که ادیان بر آن اتفاق دارند، باید به او ایمان بیاورند و وی را یاری دهند. پس آنان بر این امر اقرار و اعتراف نمودند، و خداوند آنها را گواه قرار داد، و بر آنها گواه شد. و کسانی را که با این پیمان مخالفت ورزند، شدیداً مورد تهدید قرار داد. و این یک امر فراگیر بین پیامبران است؛ چرا که راه همه یکی است، و همه بر آن اتفاق دارند، و بر آن پیمان بستهاند. و به طور کلی از هر یک از آنان پیمان گرفته شده تا به محمد صلی الله علیه وسلم ایمان بیاورند، و او را یاری کنند. و هرکس ادعا کند که از پیروان آنهاست، بداند که دین محمد صلی الله علیه وسلم دین آنهاست، و خداوند از آنان پیمان گرفته است که به دین وی ایمان بیاورند، و آنان نیز به صحت آن اقرار و اعتراف کردهاند. پس کسیکه گمان برد پیرو یکی از آن پیامبران است، سپس از پیروی کردن از محمد روی برگرداند، او فاسق و از طاعت الهی بیرون رفته است، و پیامبری را که او گمان میبرد پیروش میباشد، تکذیب کرده، و با راه او مخالفت ورزیده است. و این اقامۀ حجت بر آن دسته از اهل کتاب و صاحبان ادیان سماوی است که به محمد صلی الله علیه وسلم ایمان نیاوردهاند؛ زیرا آنها نمیتوانند به پیامبرانی که گمان میبرند پیروشان هستند، ایمان داشته باشند، مگر اینکه به پیشوا و خاتم پیامبران صلی الله علیه وسلم ایمان بیاورند.
3:83–85Page 60
أَفَغَيۡرَ دِينِ ٱللَّهِ يَبۡغُونَ وَلَهُۥٓ أَسۡلَمَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ طَوۡعٗا وَكَرۡهٗا وَإِلَيۡهِ يُرۡجَعُونَ ٨٣
So is it other than the religion of Allāh they desire, while to Him have submitted [all] those within the heavens and earth, willingly or by compulsion, and to Him they will be returned?
قُلۡ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ وَمَآ أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمۡ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّنۡهُمۡ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ ٨٤
Say, "We have believed in Allāh and in what was revealed to us and what was revealed to Abraham, Ishmael, Isaac, Jacob, and the Descendants [al-Asbāṭ], and in what was given to Moses and Jesus and to the prophets from their Lord. We make no distinction between any of them, and we are Muslims [submitting] to Him."
وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٨٥
And whoever desires other than Islām as religion - never will it be accepted from him, and he, in the Hereafter, will be among the losers.
أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ، آيا ديني جز دين خدا مي جويند ، حال آنکه آنچه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه تسليم فرمان او هستند و به نزد او بازشان مي گردانند ? قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ، بگو : به خدا و آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و، فرزندان او و نيز آنچه بر موسي و عيسي و پيامبران ديگر از جانب پروردگارشان نازل شده است ، ايمان آورديم ميان هيچ يک از ايشان فرقي نمي نهيم و همه تسليم اراده او هستيم. وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ، و هر کس که ديني جز اسلام اختيار کند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانديدگان خواهد بود.
(83 - 85) در سورۀ بقره گذشت که این اصول، اصول ایمانی هستند، و خداوند امت اسلام را به رعایت و عمل به آن دستور داده است، و همۀ کتابها و پیامبران بر آن اتفاق نمودهاند، و هدف اساسی بعثت تمام پیامبران بوده است، و اینکه فرایضی بودهاند که به هر احدی روی آورده است. و اسلام حقیقی، همین است، و هرکس غیر از آن را بجوید، عملش مردود است و دینی ندارد که بدان تکیه و اعتماد شود. پس کسی که نسبت به اسلام بی علاقه گردد، کجا میرود؟ به عبادت درختان و سنگها و آتش روی میآورد؟ یا دانشمندان و دیرنشینان و صلیب را میپرستد؟ یا وجود پروردگار جهانیان را انکار میکند؟ یا به ادیان باطلی که ساخته و پرداختۀ شیطان هستند، روی میآورد؟ و همه اینها در آخرت از زیانکاران هستند.
3:86–91Page 61
كَيۡفَ يَهۡدِي ٱللَّهُ قَوۡمٗا كَفَرُواْ بَعۡدَ إِيمَٰنِهِمۡ وَشَهِدُوٓاْ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقّٞ وَجَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ٨٦
How shall Allāh guide a people who disbelieved after their belief and had witnessed that the Messenger is true and clear signs had come to them? And Allāh does not guide the wrongdoing people.
أُوْلَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُمۡ أَنَّ عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ ٨٧
Those - their recompense will be that upon them is the curse of Allāh and the angels and the people, all together,
خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ ٨٨
Abiding eternally therein. The punishment will not be lightened for them, nor will they be reprieved,
إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ وَأَصۡلَحُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ ٨٩
Except for those who repent after that1 and correct themselves. For indeed, Allāh is Forgiving and Merciful.
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَعۡدَ إِيمَٰنِهِمۡ ثُمَّ ٱزۡدَادُواْ كُفۡرٗا لَّن تُقۡبَلَ تَوۡبَتُهُمۡ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلضَّآلُّونَ ٩٠
Indeed, those who disbelieve [i.e., reject the message] after their belief and then increase in disbelief - never will their [claimed] repentance be accepted, and they are the ones astray.
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡ أَحَدِهِم مِّلۡءُ ٱلۡأَرۡضِ ذَهَبٗا وَلَوِ ٱفۡتَدَىٰ بِهِۦٓۗ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٩١
Indeed, those who disbelieve and die while they are disbelievers - never would the [whole] capacity of the earth in gold be accepted from one of them if he would [seek to] ransom himself with it. For those there will be a painful punishment, and they will have no helpers.
كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ، چگونه خدا هدايت کند قومي را که نخست ايمان آوردند و به حقانيت ، رسول شهادت دادند و دلايل و آيات روشن را مشاهده کردند ، سپس کافر شدند ? خدا ستمکاران را هدايت نمي کند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ، جزايشان اين است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است. خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ، جاويد در جهنم بمانند و از عذابشان کاسته نشود و مهلتشان ندهند. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ ، مگر آنان که از آن پس توبه کنند و به صلاح آيند ، زيرا خدا آمرزنده و، مهربان است. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ، توبه کساني که پس از ايمان آوردن کافر شدند و بر کفر خود افزودند ، پذيرفته نخواهد شد اينان گمراهانند. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ، آنان که کافر شدند و کافر مردند ، اگر بخواهند به اندازه همه زمين طلا دهند و خويشتن را از عذاب باز خرند ، از آنها پذيرفته نخواهد شد برايشان عذابي دردناک است و هيچ ياوري ندارند.
(86 - 88) کاملاً بعید است خداوند قومی را هدایت کند که ایمان آوردند و گواهی دادند پیامبر بر حق است، سپس مرتد شده و به عقب بازگشتند و پیمان خود را شکستند، چون آنها حق را شناختند، اما آن را دور انداختند. و هرکس که اینگونه باشد، خداوند به پاس عمل [زشت]ش قلبش را واژگون و دگرگون مینماید؛ زیرا او حق را شناخته و آن را ترک گفته، و باطل را شناخته و آن را انتخاب کرده است. پس خداوند او را رها میکند و خداوند کسی [یا چیزی] را ولیّ و سرپرست او قرار میدهد که او آن را ولیّ و سرپرست خود قرار داده بود. (﴿عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) نفرین خدا و فرشتگان و تمام مردم، بر اینهاست و در نفرین و عذاب جاودانه هستند. (﴿لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) وقتی که فرمان خدا سر رسد، به آنان مهلت داده نمیشود، چون خداوند آنها را به اندازهای عمر داده است که هر کس بخواهد، میتواند از آن پند بگیرد، و بیم دهنده [نیز] پیش آنها آمده است. سپس خداوند متعال کسانی را که از کفر و گناهشان توبه کرده و عیبهای خود را اصلاح نمودهاند، از این وعید و تهدید استثنا کرد. پس خداوند گناهان گذشتۀ آنان را میبخشد و از کردار پیشین آنان، چشم پوشی میکند.
(89 - 91) کاملاً بعید است خداوند قومی را هدایت کند که ایمان آوردند و گواهی دادند پیامبر بر حق است، سپس مرتد شده و به عقب بازگشتند و پیمان خود را شکستند، چون آنها حق را شناختند، اما آن را دور انداختند. و هرکس که اینگونه باشد، خداوند به پاس عمل [زشت]ش قلبش را واژگون و دگرگون مینماید؛ زیرا او حق را شناخته و آن را ترک گفته، و باطل را شناخته و آن را انتخاب کرده است. پس خداوند او را رها میکند و خداوند کسی [یا چیزی] را ولیّ و سرپرست او قرار میدهد که او آن را ولیّ و سرپرست خود قرار داده بود. (﴿عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) نفرین خدا و فرشتگان و تمام مردم، بر اینهاست و در نفرین و عذاب جاودانه هستند. (﴿لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) وقتی که فرمان خدا سر رسد، به آنان مهلت داده نمیشود، چون خداوند آنها را به اندازهای عمر داده است که هر کس بخواهد، میتواند از آن پند بگیرد، و بیم دهنده [نیز] پیش آنها آمده است. سپس خداوند متعال کسانی را که از کفر و گناهشان توبه کرده و عیبهای خود را اصلاح نمودهاند، از این وعید و تهدید استثنا کرد. پس خداوند گناهان گذشتۀ آنان را میبخشد و از کردار پیشین آنان، چشم پوشی میکند. اما کسی که کفر بورزد، و بر کفرش اصرار نماید، و به آن بیفزاید، و بر کفرش بمیرد، از راه هدایت منحرف شده، و راه شقاوت و بدبختی را در پیش گرفته، و به سبب این کار، سزاوار عذاب دردناک است، و کسی نیست که وی را یاری کند، و از عذاب خدا نجات دهد، و اگر زمین را پر از طلا کند و آن را فدیه بدهد، به وی سودی نمیبخشد. پناه میبریم به خدا از کفر و از فروع آن!
3:92Page 62
لَن تَنَالُواْ ٱلۡبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَۚ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيۡءٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٞ ٩٢
Never will you attain the good [reward]1 until you spend [in the way of Allāh] from that which you love. And whatever you spend - indeed, Allāh is Knowing of it.
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ، نيکي را در نخواهيد يافت تا آنگاه که از آنچه دوست مي داريد انفاق کنيد، و هر چه انفاق مي کنيد خدا بدان آگاه است.
(92) هرگز به نیکی نمیرسید، «برّ» یا نیکی، نامی است که هر خیر و عمل خوبی را در بر میگیرد، و آن راهی است که آدمی را به بهشت میرساند. و راه رسیدن به بهشت را در پیش نمیگیرید مگر اینکه از آنچه دوست دارید و از بهترین و پاکیزهترین مالهایتان در راه خدا انفاق کنید؛ زیرا بخشیدن مالی که انسان آن را دوست دارد، یکی از بزرگترین دلایلِ سخاوتمندی و بخشایشگری و داشتن مکارم اخلاق و مهربانی و نرمی طبع است. و یکی از بهترین دلایلِ دوست داشتن خدا و ترجیح دادن دوستی وی بر دوستی مال و ثروت است که سرشت انسان به شدت به آن وابسته است. پس هرکس محبت خدا را ترجیح دهد، به قلۀ کمال رسیده است. و همچنین هرکس از پاکیزهها انفاق کند، و با بندگان خدا نیکوکاری نماید، خداوند با او نیکی مینماید و او را بر انجام دادن کارها و برخورداری از اخلاق و فضایلی موفّق میگرداند که بدون این حالت به دست نمیآید. همچنین کسی که نفقه را اینگونه بدهد، دیگر اعمال صالح و شایسته را به طریق اولی انجام میدهد و به طریق اولی از اخلاق حسنه برخوردار خواهد شد. و بخشیدن از چیزهای خوب، کاملترین حالت انفاق است. پس هر اندازه بنده در راه خدا ببخشد، کم یا زیاد، خوب یا نامرغوب، خداوند آن را میداند، و هر انفاق کنندهای را بر حسب عملش پاداش میدهد، و در دنیا جای آن مال را پر می کند و در آخرت او را در بهشت جای میدهد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences