As-Sa'di · Tafsir · in Persian
Az-Zumar 39:27–44
39:27–31Page 461
وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ ٢٧
And We have certainly presented for the people in this Qur’ān from every [kind of] example - that they might remember.
قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ ٢٨
[It is] an Arabic Qur’ān, without any deviance1 that they might become righteous.2
ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلٗا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ وَرَجُلٗا سَلَمٗا لِّرَجُلٍ هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًاۚ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ ٢٩
Allāh presents an example: a man [i.e., slave] owned by quarreling partners and another belonging exclusively to one man - are they equal in comparison? Praise be to Allāh! But most of them do not know.
إِنَّكَ مَيِّتٞ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ ٣٠
Indeed, you are to die, and indeed, they are to die.
ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ ٣١
Then indeed you, on the Day of Resurrection, before your Lord, will dispute.
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ؛ ما در اين قرآن براي مردم هر گونه مثلي آورديم ، شايد پند گيرند. قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ ، قرآني به زبان عربي بي هيچ انحراف و کجي شايد پروا کنند. ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ خدا مثلي مي زند : مردي را که چند تن در او شريکند و بر سراو اختلاف دارند و مردي که تنها از آن يکي باشد آيا اين دو با هم برابرند ? سپاس خدا را نه ، بيشترشان نمي دانند. إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ؛ تو مي ميري و آنها نيز مي ميرند. ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ؛ سپس همه در روز قيامت نزد پروردگارتان با يکديگر به خصومت خواهيد پرداخت.
(27) خداوند متعال خبر میدهد که در این قرآن هر مَثَلی را آورده است؛ مثَل اهل خیر و اهل شر، مثَل توحید و شرک، و مَثَلهایی که حقایق اشیا را به ذهن آدمی نزدیک میسازند، و حکمت این امر آن است که (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾) باشد مخاطبان قرآن پند پذیرند؛ و به هنگامی که حق را برایشان توضیح میدهیم، آن را بشناسند و به آن عمل کنند.
(28) (﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ﴾) این قرآن را به زبان عربی نازل کردهایم که دارای الفاظ و واژههایی واضح و روشن و معانیی سهل و میسور است، به ویژه برای عربها. (﴿غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ﴾) به هیچ وجهی، خلل و کاستی بدان راه ندارد؛ نه در الفاظش و نه در معانیاش. و این مبین آن است که قرآن در اوج اعتدال و توازن قرار دارد. همچنان که خداوند متعال میفرماید:﴿ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ قَيِّمٗا﴾. ستایش خداییرا سزاست که این کتاب را بر بندۀ خویش نازل کرد، و هیچ کژی در آن ننهاد؛ کتابی راست و درست. (﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) باشد که تقوای خدا را پیشه کنند؛ چرا که راه تقوای علمی و عملی را به واسطۀ این قرآن که دارای الفاظ و معانی واضح و آشکاری است و در اوج اعتدال و توازن قرار دارد، برای آنان هموار کردهایم؛ قرآنی که در آن هر نوع مَثَلی آورده شده است.
(29) سپس مثالی را برای شرک و توحید بیان داشت و فرمود: (﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلٗا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ﴾) خداوند مثالی زده است: مردی را که بردۀ شریکانی است. افراد زیادی با هم شریک هستند و با هم در یک امر و در یک حالت اتفاق ندارند تا آن برده راحت باشد، بلکه اربابان او به مشاجره و منازعه دربارۀ او مشغولاند؛ هر یک خواستهای دارد که میخواهد آن را اجرا کند، و دیگران هم خواستههای دیگری دارند. پس در مورد حالت این مرد با این شریکان که با هم اختلاف دارند چه گمان میبری؟ (﴿وَرَجُلٗا سَلَمٗا لِّرَجُلٍ﴾) و مردی که فقط بردۀ یک نفر است و منظور و مراد آقای خود را میداند، و در راحتی کامل به سر میبرد. (﴿هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًا﴾) آیا این دو مرد برابر و یکساناند؟ نه، برابر نیستند. همچنین مشرک، شریکان زیادی دارد که با هم اتفاق ندارند؛ گاهی این را به فریاد میخواند، گاهی آن را. پس او آرامش ندارد و قلبش در هیچ جایی اطمینان پیدا نمیکند. اما موحّد و یکتاپرست که طاعت و عبادت خویش را برای پروردگارش خالص نموده است، خداوند او را از تشویش خاطر رهایی بخشیده است، و در راحتی و آرامش کامل بهسر میبرد. (﴿هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًا ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾) آیا این دو برابر و یکساناند؟ نه. پس ستایش خدا را سزاست که حق را از باطل جدا نموده و جاهلان را راهنمایی کرده است. (﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بلکه بیشتر آنها نمیدانند به سبب شرکورزی خود به چه عذابی گرفتار میشوند.
(30) (﴿إِنَّكَ مَيِّتٞ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ﴾) همۀ شما حتماً میمیرید، ﴿وَمَا جَعَلۡنَا لِبَشَرٖ مِّن قَبۡلِكَ ٱلۡخُلۡدَۖ أَفَإِيۡن مِّتَّ فَهُمُ ٱلۡخَٰلِدُونَ﴾ و پیش از تو برای هیچ انسانی زندگی جاودانگی را مقرّر نکردهایم، آیا اگر تو بمیری، آنها برای همیشه خواهند ماند؟
(31) (﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ﴾) سپس شما روز قیامت در آنچه با هم اختلاف داشتید، نزد پروردگارتان به نزاع و کشمکش خواهید پرداخت، و خداوند با حکم دادگرانۀ خویش میان شما داوری میکند، و به هر یک طبق عملش سزا و جزا میدهد. ﴿أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ وَنَسُوهُ﴾ خداوند کارهایی را که کردهاند برشمرده است و آنها آن را فراموش کردهاند.
39:32–35Page 462
۞ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ وَكَذَّبَ بِٱلصِّدۡقِ إِذۡ جَآءَهُۥٓۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ ٣٢
So who is more unjust than one who lies about Allāh and denies the truth when it has come to him? Is there not in Hell a residence for the disbelievers?
وَٱلَّذِي جَآءَ بِٱلصِّدۡقِ وَصَدَّقَ بِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ ٣٣
And the one who has brought the truth [i.e., the Prophet (ﷺ)] and [they who] believed in it - those are the righteous.
لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡۚ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٣٤
They will have whatever they desire with their Lord. That is the reward of the doers of good -
لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٣٥
That Allāh may remove from them the worst of what they did and reward them their due for the best of what they used to do.
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ؛ پس کيست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ مي بندد و سخن راستي را که براو، آمده است تکذيب مي کند آيا کافران را در جهنم جايگاهي نيست ? وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ و کسي که سخن راست آورد و تصديقش کرد ، آنان پرهيزگارانند. لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ؛ برايشان هر چه بخواهند در نزد پروردگارشان مهياست اين است پاداش نيکوکاران. لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ تا خدا بدترين اعمالي را که مرتکب شده اند از آنان بزدايد ، و به ، بهتراز آنچه مي کرده اند پاداششان دهد.
(32) خداوند متعال در حالی که [تکذیب کنندگان را] برحذر میدارد، خبر میدهد و میفرماید: هیچ کس ستمکارتر از کسی نیست که (﴿كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ﴾) بر خداوند دروغ ببندد و چیزهایی را به او نسبت دهد که شایستۀ شکوه او نیست. یا به دروغ ادّعای پیامبری کند، یا به دروغ خبر دهد که خداوند متعال چنین گفته، یا چنان خبر داده یا به فلان چیز حکم کرده است. پس این در این فرمودۀ الهی داخل است که میفرماید:﴿وَأَن تَقُولُواۡ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾ و اینکه از روی نادانی چیزهایی را به خداوند نسبت دهید که نمیدانید. و اگر از روی نادانی نباشد، پس آن بسیار زشتتر و قبیحتر است. (﴿وَكَذَّبَ بِٱلصِّدۡقِ إِذۡ جَآءَهُۥٓ﴾) و هیچ کس ستمکارتر از کسی نیست که حقی را دروغ انگارد که با نشانههای فراوان نزد او آمده است. پس تکذیب او ستم بزرگی است. چون او با تکذیب خویش، حق را پس از آنکه برای او روشن شده، رد کرده است. پس اگر بر خدا دروغ بندد و حقیقت را هم تکذیب کند، این خود، ظلم مضاعف است.(﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾) آیا در جهنّم جایگاهی برای کافران وجود ندارد که از آنها انتقام گرفته شود، و حق خدا از هر ستمگر و کافری گرفته شود؟! ﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾ بیگمان شرک ستم بزرگی است.
(33) وقتی که به دروغگوی تکذیب کننده، و جنایت و کیفرش پرداخت، از راستگوی تصدیق کننده و پاداشش ذکر به میان آورد و فرمود: (﴿وَٱلَّذِي جَآءَ بِٱلصِّدۡقِ﴾) و کسی که حقیقت و راستی را در سخن و کردارش با خود آورد. پیامبران و جانشینانشان در این داخل هستند؛ کسانی که در سخنشان در رابطه با اخبار و احکام خدا راست گفتهاند، و نیز در خصلتهای صدقی که داشتند [راست گفتهاند]. (﴿وَصَدَّقَ بِهِۦٓ﴾) و حقیقت و راستی را باور داشته و تصدیق کرده است. چون گاهی انسان راستی و حقیقت را با خود میآورد امّا به آن باور ندارد، و به سبب خود بزرگبینیاش، و یا به علّت حقیر شمردن کسی که حقیقت را میگوید و آن را آورده است، آن را تصدیق نمیکند، بنابراین کسی مورد ستایش قرار میگیرد که حتماً دارای صفت «صدق» و «تصدیق» باشد. پس راستگویی آن فرد، نشانگر دانش و عدالت اوست؛ و تصدیقش، نشانۀ فروتنی میباشد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾) کسانی که توفیق یافتهاند تا هر دو چیز را داشته باشند؛ اینان پرهیزگاران واقعیاند، چون همۀ خصلتهای پرهیزگاری، به صداقت و راستی و تصدیق آن بر میگردد.
(34) (﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾) آنان هر آنچه را بخواهند، نزد پروردگارشان دارند؛ پاداشی که هیچ چشمی آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. پس همۀ آنچه که اراده و خواست آنها باشد؛ از انواع لذّتها برایشان فراهم و آماده خواهد بود. (﴿ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) این است پاداش نیکوکاران؛ کسانی که خدا را چنان عبادت میکنند که انگار او را میبینند، و اگر او را نمیبینند او آنها را میبیند؛ و کسانی که با بندگان خدا به نیکویی رفتار مینمایند.
(35) (﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) عمل انسان سه حالت دارد؛ یا بدتر است یا بهتر است و یا نه بدتر و نه بهتر. نوع سوّم نوع مباح است که پاداش و کیفری به آن تعلّق نمیگیرد. و بدتر همۀ گناهان هستند، و بهتر همۀ طاعات و عبادتها میباشند. پس با این توضیح، معنی آیه روشن میشود. و اینکه خداوند میفرماید: (﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ﴾) تا خداوند بدترینِ آنچه را که کردهاند ـیعنی گناهان صغیرۀ آنها را به سبب نیکوکاری و پرهیزگاریشانـ ببخشاید. (﴿وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و پاداششان را به پاس نیکوترینِ آنچه که میکردهاند ـیعنی به پاس همۀ نیکیهایشانـ به آنها بدهد، ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖۖ وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾ بیگمان، خداوند به اندازۀ ذرّهای ستم نمیکند؛ و اگر نیکی باشد، آن را چند برابر مینماید، و از جانب خویش پاداش بزرگی میدهد.
39:36–37Page 462
أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ ٣٦
Is not Allāh sufficient for His Servant [i.e., Prophet Muḥammad (ﷺ)]? And [yet], they threaten you with those [they worship] other than Him. And whoever Allāh leaves astray - for him there is no guide.
وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّۗ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٖ ذِي ٱنتِقَامٖ ٣٧
And whoever Allāh guides - for him there is no misleader. Is not Allāh Exalted in Might and Owner of Retribution?
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ؛ تو را به کساني که سواي خدا هستند ، مي ترسانند آيا خدا براي نگهداري بنده اش کافي نيست ? و هر کس را که خدا گمراه سازد هيچ راهنمايي نخواهد بود. وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ؛ هر کس را که خدا راهنمايي کند ، گمراه کننده اي نيست آيا خدا پيروزمند و انتقام گيرنده نيست ?
(36 - 37) (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥ﴾) آیا یکی از مصادیق کرم و لطف و عنایت خداوند به بندهاش؛ بندهای که او را بندگی نموده و از دستورش اطاعت نموده و از نواهیاش پرهیز کرده است، این نیست که خداوند او را کافی باشد؟! به ویژه کاملترین بندۀ خدا محمّد صلی الله علیه وسلم که خداوند او را در امر دین و دنیا کفایت خواهد کرد؛ و هرکس را که به او سوء قصد نماید، از او دور میسازد. (﴿وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ﴾) آنان تو را از کسانی جز خدا میترسانند. تو را از بتها و انبازان میترسانند که اینها به تو زیانی خواهند رساند، این طرز فکر از گمراهی و سرکشی آنها سرچشمه میگیرد. (﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ﴾) و هر کس را که خدا گمراه سازد، هیچ هدایتگری ندارد. ((وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّ﴾) و هرکس را که خدا هدایت کند هیچ گمراه کنندهای ندارد. چون هدایت و گمراه ساختن به دست خداوند متعال است. و او خدایی است که هرچه بخواهد میشود، و هرآنچه نخواهد نمیشود. (﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٖ﴾) آیا خدا چیره نیست؟! آری! او دارای عزّت و چیرگی کامل است، و بر هرچیزی غالب است، و با قدرت و توانمندیاش بندهاش را کفایت میکند، و مکر و توطئۀ آنها را از او دور مینماید. (﴿ذِي ٱنتِقَامٖ﴾) و از کسی که از فرمان او سرپیچی کند، انتقام میگیرد. پس، از آنچه که باعث کیفر و عذاب خدا میشود، بپرهیزید.
39:38Page 462
وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِيَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوۡ أَرَادَنِي بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦۚ قُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُۖ عَلَيۡهِ يَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ ٣٨
And if you asked them, "Who created the heavens and the earth?" they would surely say, "Allāh." Say, "Then have you considered1 what you invoke besides Allāh? If Allāh intended me harm, are they removers of His harm; or if He intended me mercy, are they withholders of His mercy?" Say, "Sufficient for me is Allāh; upon Him [alone] rely the [wise] reliers."
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ؛ اگر از آنها بپرسي : چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است ? خواهند گفت ، : خداي يکتا بگو : پس اينهايي را که سواي او مي پرستيد چگونه مي بينيد ? اگر خداي يکتا بخواهد به من رنجي برساند آيا اينان مي توانند آن رنج را دفع کنند ? يا اگر بخواهد به من رحمتي ارزاني دارد ، مي توانند آن رحمت را از من باز دارند ? بگو : خدا براي من بس است توکل کنندگان به او توکل مي کنند.
(38) اگر از این گمراهانی که تو را از چیزهای به جز خداوند میترسانند، بپرسی و دلیلی علیه آنان اقامه نمایی و بگویی: (﴿مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ به هیچ شیوهای آفرینش آسمانها و زمین را به معبودهای خود نسبت ندادند. (﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾) خواهند گفت: خداوند به تنهایی آنها را آفریده است. (﴿قُلۡ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِيَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ﴾) پس، بعد از آنکه قدرت خداوند روشن شد، با تاکید بر ناتوانی معبودهایشان به آنها بگو: مرا خبر دهید که اگر خدا بخواهد زیان و گزندی به من برساند ـ هر زیانی که باشد ـ آیا معبودهای شما میتوانند، آن زیان را کاملاً از من دور سازند و یا آن را تقلیل دهند؟ (﴿أَوۡ أَرَادَنِي بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦ﴾) و اگر خدا بخواهد در حق من لطف و مرحمتی را روا بدارد و سودی در دین یا دنیا عاید من شود، آیا آنها میتوانند مانع رحمت خدا شوند و از رسیدن آن به من جلوگیری نمایند؟! خواهند گفت: نه، آنها زیان را دور نخواهند کرد، و نمیتوانند رحمت را باز دارند. و بعد از آنکه دلیل قاطع روشن شد که تنها خداوند معبود است و او مخلوقات را آفریده و تنها او سود و زیان میدهد؛ و غیر او از هر جهت، از آفریدن و زیان رساندن و نفع رساندن عاجز هستند؛ با طلب نمودن یاری و کفایت خدا و طلبِ دفع مکر و توطئههای آنان بگو: (﴿حَسۡبِيَ ٱللَّهُۖ عَلَيۡهِ يَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾) خدا مرا کافی است، و توکّل کنندگان فقط بر او توکّل مینمایند؛ یعنی تکیهکنندگان در به دست آوردن منافع خود، و دور شدن زیانها از خود، بر او تکیه مینمایند. پس کسی که «کافی بودن» برای اوست، او مرا کافی است؛ مرا در برابر همۀ آنچه که برایم مهمّ است، و یا برایم مهم نمیباشد، کافی است.
39:39–40Page 462
قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَٰمِلٞۖ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ ٣٩
Say, "O my people, work according to your position, [for] indeed, I am working; and you are going to know
مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ ٤٠
To whom will come a torment disgracing him and on whom will descend an enduring punishment."
قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ بگو : اي قوم من ، بر وفق امکان خويش عمل کنيد من نيز عمل مي کنم وبه زودي خواهيد دانست که. مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ چه کسي به عذابي که خوارش مي سازد گرفتار مي شود ، يا عذاب جاويد بر سر او فرود مي آيد.
(39 - 40) (﴿قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) ای پیامبر! به آنها بگو: ای قوم من! به همان شیوه و حالتی که برای خود پسندیدهاید و آن عبارت از پرستش کسی است که سزاوار پرستش نیست و اختیاری ندارد، عمل کنید. (﴿إِنِّي عَٰمِلٞ﴾) من هم به چیزی عمل میکنم که شما را به سوی آن دعوت کردهام، و آن عبارت است از اخلاص و اطاعت و عبادت فقط برای خدا. (﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ﴾) پس خواهید دانست که سرانجام و عاقبت به سود چه کسی خواهد بود ((مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ ﴾) و چه کسی عذاب خوار کننده در دنیا به سراغش خواهد آمد. (﴿وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ﴾) و در آخرت عذاب جاویدان و همیشگی که از او برطرف نمیشود، گریبانگیرش میگردد. این تهدید بزرگی است برای آنها، و خود میدانند که مستحق عذاب جاویدان هستند، امّا ظلم و عناد مانع از ایمان آوردنشان شده بود.
39:41Page 463
إِنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّۖ فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَاۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٍ ٤١
Indeed, We sent down to you the Book for the people in truth. So whoever is guided - it is for [the benefit of] his soul; and whoever goes astray only goes astray to its detriment. And you are not a manager [i.e., authority] over them.
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ ما اين کتاب را به حق براي هدايت مردم بر تو نازل کرديم پس هر کس که ، هدايت يافت به سود خود اوست ، و هر که گمراه شد به زيان خود به گمراهي افتاده و تو وکيل آنها نيستي.
(41) خداوند متعال خبر میدهد که او قرآن را که در اخبار و اوامر و نواهیاش، مشتمل بر حق و حقیقت است، و برای کسی که بخواهد به خدا و سرای کرامت برسد، اساس هدایت و وسیلۀ رسیدن [به خدا] میباشد، بر پیامبرش نازل کرده است. نیز خداوند متعال خبر میدهد که به وسیلۀ نزول قرآن، حجّت بر همۀ جهانیان اقامه شده است. (﴿فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَا﴾) و هرکس در پرتو نور قرآن راهیاب شود و از اوامر آن پیروی نماید، فایدۀ هدایت شدن و پیروی نمودن به خود او برمیگردد؛ و هرکس بعد از آنکه راه راست برای او روشن گردید گمراه گردد، زیان گمراهیاش به خودش برمیگردد، و به خدا زیانی نمیرساند. (﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٍ﴾) و تو بر آنان نگهبان نیستی که اعمالشان را ثبت و ضبط نمایی، و آنها را بر آن محاسبه کنی، و بر آنچه میخواهی مجبورشان سازی. بلکه تو فقط رسانندهای هستی که آنچه را به آن فرمان یافتهای به آنان میرسانی، و وظیفهات را انجام میدهی.
39:42Page 463
ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا وَٱلَّتِي لَمۡ تَمُتۡ فِي مَنَامِهَاۖ فَيُمۡسِكُ ٱلَّتِي قَضَىٰ عَلَيۡهَا ٱلۡمَوۡتَ وَيُرۡسِلُ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّىۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ ٤٢
Allāh takes the souls at the time of their death, and those that do not die [He takes] during their sleep. Then He keeps those for which He has decreed death and releases the others for a specified term. Indeed in that are signs for a people who give thought.
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ خدا جانها را به هنگام مردنشان مي گيرد ، و نيز جان کساني را که در، خواب خود نمرده اند جانهايي را که حکم مرگ بر آنها رانده شده نگه مي داردو ديگران را تا زماني که معين است باز مي فرستد در اين عبرتهاست براي آنهايي که مي انديشند.
(42) خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی در حالت بیداری و خواب بندگانش و در حالت مرگ و زنده بودنشان تصرّف مینماید: (﴿ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ﴾) خداوند روحها را قبض مینماید. قبض روح دو نوع است: قبض بزرگ و قبض کوچک. در اینجا منظور قبض بزرگ است، و آن مرگ میباشد. اینکه خداوند خبر داده است که او خودش ارواح را قبض میکند، با این منافاتی ندارد که او فرشتۀ مرگ و همکارانش را گماشته تا ارواح را قبض نمایند، همانطور که فرموده است:﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾ بگو: «آن فرشتۀ مرگ که بر شما گماشته شده، جانهایتان را میستاند.»﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ﴾«تا اینکه مرگ به سراغ یکی از شما بیاید، فرستادگان ما روح او را قبض میکنند، و آنها کاستی نمیورزند.» چون خداوند متعال از این نظر کارها را به خود نسبت میدهد که او آفرینندۀ مدبر است. و از این نظر، امور را به اسباب آن نسبت میدهد که از سنّتهای الهی و حکمت او این است برای هر امری سببی را قرار داده است. و اینکه میفرماید: (﴿وَٱلَّتِي لَمۡ تَمُتۡ فِي مَنَامِهَا﴾) نیز ـ به هنگام خواب ـ آن دسته از ارواح را که نمردهاند، قبض مینماید. این قبض، قبض کوچک است، به عبارتی دیگر مرگ کوچک است. (﴿فَيُمۡسِكُ ٱلَّتِي قَضَىٰ عَلَيۡهَا ٱلۡمَوۡتَ﴾) و آنگاه از میان آن دو دسته از ارواح، دستۀ اول را که فرمان مرگشان را صادر کرده است، نگاه میدارد؛ و این ارواح کسانی است که مردهاند یا خداوند فرمان مرگشان را درحالی که خواب هستند صادر کرده است. (﴿وَيُرۡسِلُ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّى﴾) و گروه دوم ارواح که هنوز فرمان مرگشان صادر نشده است، به تن بازمیگرداند تا زمانی که روزی خود را کامل گردانند و اجلشان فرا برسد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) بیگمان در این امر برای اندیشمندان نشانههای روشنی است که بر کمال توانمندی خداوند و اینکه مردگان را پس از مرگشان زنده خواهد کرد دلالت میکند. این آیه دلیلی است بر اینکه روح و نفس، جسمی است که قائم به ذات خود میباشد، و جوهر آن با جوهر بدن فرق میکند. و دلیلی است بر اینکه روح، آفریده شده و تحت تدبیر پروردگار است و خداوند آن را میستاند ونگاه میدارد، و باز به تن برمیگرداند. و ارواح زندگان در برزخ، همدیگر را ملاقات میکنند و گرد هم آمده و با یکدیگر گفتگو مینمایند. پس آنگاه خداوند ارواح زندگان را برمیگرداند، وارواح مردگان را نگاه میدارد.
39:43–44Page 463
أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَۚ قُلۡ أَوَلَوۡ كَانُواْ لَا يَمۡلِكُونَ شَيۡـٔٗا وَلَا يَعۡقِلُونَ ٤٣
Or have they taken other than Allāh as intercessors? Say, "Even though they do not possess [power over] anything, nor do they reason?"
قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗاۖ لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ٤٤
Say, "To Allāh belongs [the right to allow] intercession entirely. To Him belongs the dominion of the heavens and the earth. Then to Him you will be returned."
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ؛ آيا سواي خدا شفيعاني اختيار کردند ? بگو : حتي اگر آن شفيعان قدرت به کاري نداشته باشند و چيزي را در نيابند ? قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ بگو : شفاعت سراسر از آن خداست متعلق به اوست فرمانروايي آسمانها وزمين سپس همه به نزد او بازگردانده مي شويد.
(43) خداوند متعال کار کسانی را که به جای او میانجیهایی را برگزیدهاند، و دست به دامان آنها میشوند، و از آنها میخواهند، و آنها را پرستش میکنند، تقبیح نموده و میفرماید: (﴿قُل﴾) [ای پیامبر!] با بیان جهالت آنها و اینکه شفیعانی را برگزیدهاند که سزاوار هیچ عبادتی نیستند، به آنان بگو: (﴿أَوَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَمۡلِكُونَ شَيۡٔٗا وَلَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا اگر چیزهایی را که میانجی و متصرف در امور میدانید، به اندازۀ ذرّهای، و نه کمتر از آن، نه در آسمانها و نه در زمین ندارند، بلکه فهم و شعوری ندارند که به سبب آن سزاوار ستایش شوند، چون آنها جماداتی از سنگ و درخت و تمثالها بوده، و مردگانی بیش نیستند. پس آیا کسی که چنین چیزهایی را پرستش کند عقل دارد؟! یا از گمراهترین و نادانترین مردم میباشد، و ستم او از ستم همه بزرگتر است؟
(44) (﴿قُلۡ لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗا﴾) به آنان بگو: شفاعت؛ سراسر از آن خداست، چون اختیار همه در دست اوست. و هر شفاعتکنندهای که باشد از خدا میترسد، و هیچ کس جز با اجازۀ او نمیتواند سفارش و میانجیگری کند. پس هر گاه بخواهد بر بندهاش رحم نماید، به شفاعتکنندۀ بزرگوار اجازه میدهد تا نزد او شفاعت کند؛ و این رحمتی است که خداوند در حق شفاعت کننده و کسی که برای او شفاعت میشود روا میدارد. سپس تاکید کرد که شفاعت؛ همگی برای خداست: (﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) همۀ آنچه از ذات و کار و صفت که در آسمانها و زمین است، از آن او میباشد. پس باید شفاعت را از کسی خواست که اختیار آن را دارد. و عبادت فقط برای او انجام شود. (﴿ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) سپس به سوی او برگردانده میشوید، پس آن کس را که عبادت و طاعت او را خالص کرده باشد، پاداش فراوان میدهد؛ و هرکس را که برای او شریک قرار داده باشد، عذاب هولناک میدهد.
Text: Quranic Universal Library (Tarteel), via spa5k/tafsir_api (MIT), at a fixed version. The ayahs: Quran Foundation. Sources and licences