Ас-СаадиАль‑Кахф · 18:1–18

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

الكهف

Аль-Кахф

Пещера · Мекканская · 110 аятов

18:1–6Страница 293

ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ ١

Хвала Аллаху, Который ниспослал Своему рабу Писание и не допустил в нем неправды,

قَيِّمٗا لِّيُنذِرَ بَأۡسٗا شَدِيدٗا مِّن لَّدُنۡهُ وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا ٢

и сделал его правильным, чтобы предостеречь неверующих от тяжких мучений от Него и сообщить верующим, совершающим праведные деяния, благую весть о том, что им уготована прекрасная награда,

مَّٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدٗا ٣

в которой они пребудут вечно,

وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا ٤

и чтобы предостеречь тех, которые говорят: «Аллах взял Себе сына».

مَّا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٖ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡۚ كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبٗا ٥

Знания об этом нет ни у них, ни у их отцов. Тяжки слова, выходящие из их ртов, и говорят они одну только ложь.

فَلَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ إِن لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَسَفًا ٦

Ты можешь погубить себя от скорби по их следам (скорбя о том, что они отворачиваются от истины), если они не уверуют в это повествование?

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا ستايش خداوندي را سزاست که کتاب را به بنده اش فرو فرستاده و در آن هيچگونه کژي و انحرافي قرار نداده است. قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا [کتابي] که مستقيم و پابرجاست تا [مردمان را] از عذاب سخت خود بترساند، و مومناني را که کارهاي شايسته مي کنند بشارت دهد به اينکه پاداش خوي دارد. مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا جاودانه در آن خواهند ماند. وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا و تبرساند کساني را که گفتند:«خداوند فرزندي برگرفته است». مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا نه ايشان و نه پدرانشنا از آن هيچ گونه آگاهي ندارند، سخني که از زبانشان بر مي ايد بس گران است، آنان جز دروغ نمي گويند. فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا پس چه بسا که جان خويش را در پي ايشان از غم و خشم اينکه آنان به اين کلام ايمان نمي آورند هلاک سازي.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1) حمد؛ یعنی ستایش خداوند بر صفت‌هایش که همه صفت کمال‌اند، و بر نعمت‌های ظاهری و باطنی و دینی و دنیوی او. و به طور مطلق بزرگ‌ترین نعمت او، فرو فرستادن کتاب بزرگ قرآن بر بنده و پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم است. پس خداوند خویشتن را ستوده و در ضمن آن بندگان را راهنمایی می‌کند تا او را به خاطر اینکه پیامبری را به سوی آنها فرستاده وکتاب را بر ایشان نازل نموده است، بستایند. سپس این کتاب را به دو صفت، متصف نمود که مبیّن آنند این کتاب از هر جهتی کامل است: اینکه کژی و انحراف در آن وجود ندارد، و اینکه خداوند ثابت نموده این قرآن راست ودرست است. پس نفی کردن کژی و انحراف از قرآن؛ بدان معنی است که در اخبار آن دروغ وجود ندارد، و اوامر و نواهی‌اش ستمگرانه و دستوراتی بیهوده نیستند. و اثبات راست بودن قرآن، مقتضی آن است که قرآن خبر نمی‌دهد مگر از بزرگ‌ترین خبرها؛ و آن خبرهایی هستند که قلب‌ها را مملو از شناخت و ایمان و عقل می‌نمایند، مانند اینکه خداوند از نام‌ها و صفات و کارهایش خبر داده است. و از جمله اخبار قرآن امور پنهان گذشته و آینده است. و اوامر ونواهی قرآن، نیز نفس‌ها را پاک ‌نموده و رشد داده و به کمال می‌رساند؛ چون اوامر و نواهی قرآن، کمال عدالت و انصاف و اخلاص و بندگی کردن برای پروردگار جهانیان را که شریکی ندارد، در بر دارند. و چون قرآن چنین کتابی است، باید خداوند خویشتن را، به خاطر فرو فرستادن آن، بستاید.

(2) (﴿لِّيُنذِرَ بَأۡسٗا شَدِيدٗا مِّن لَّدُنۡهُ﴾) تا مردم را با این قرآن از عذابش بترساند؛ عذابی که آن را برای کسانی مقدر نموده است که با دستورش مخالفت می‌ورزند؛ و این، عذاب دنیا و عذاب آخرت را شامل می‌شود. واز نعمت‌های الهی این است که بندگانش‌را بیم داده، وازآنچه که به آنها زیان می‌رساند وآنهارا هلاک می‌کند، برحذر داشته است. همچنان‌که خداوند متعال وقتی در قرآن حالت جهنم را بیان می‌نماید، می‌فرماید:﴿ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥۚ يَٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ﴾ این چیزی است که خداوند بندگانش را با آن می‌ترساند، پس ای بندگانم! برحذر باشید. و از مهربانی خداوند نسبت به بندگان، این است که کیفرهای سختی برای کسانی که با دستورات او مخالفت ‌نمایند، مقرر کرده است، و آن را برایشان بیان نموده، و اسبابی که انسان را به آن کیفرهای سخت گرفتار می‌نماید، بیان داشته است. (﴿وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا﴾) و مؤمنانی را که کارهای شایسته می‌کنند، مژده می‌دهد به اینکه پاداش خوبی دارند؛ یعنی خداوند کتاب را بر بنده‌اش نازل نمود تا کسانی را که به او و پیامبران و کتاب‌هایش ایمان دارند؛ آنانی که ایمانشان کامل گشته و کارهای شایسته، از قبیل: امور واجب و مستحب را با اخلاص و از روی پیروی از کتاب و سنت انجام می‌دهند، مژده بدهد، (﴿أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا﴾) که پاداش خوبی دارند، و آن پاداشی است که خداوند برای ایمان و عمل صالح قرار داده است. و بزرگ‌ترین آن، دست یافتن به خشنودی خدا و ورود به بهشت است؛ بهشتی که هیچ چشمی نمونۀ آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. و اینکه خداوند پاداش را به «نیکو» متصف نموده است، بر این دلالت می‌نماید هیچ چیزی که صفای نیکو بودن بهشت را تیره نماید، و ناراحت کننده باشد، وجود ندارد؛ زیرا اگر چنین باشد، آن پاداشِ کاملاً پاداش نیکو نخواهد بود.

(3) (﴿مَّٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدٗا﴾) و آنها همواره در این پاداشِ نیکو به سر می‌برند، و آن را از دست نمی‌دهند، بلکه همیشه بر نعمت‌هایشان افزوده می‌گردد. و بیان مژده، مقتضی بیان اعمالی است که آدمی را به آن مژده می‌رساند. پس این قرآن، هر نوع عمل صالحی را در بر دارد، و انسان را به چیزی می‌رساند که جان‌ها را راحت و روح‌ها را شاد می‌کند.

(4 - 5) (﴿وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُواۡ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗا﴾) و تا یهود و نصارا و مشرکانی را بترساند که گفتند: خداوند فرزندی را برگرفته است. کسانی که این سخن زشت را گفتند، آن را از روی علم و یقین نگفتند، و پدرانشان نیز از آن آگاهی نداشتند. و آنها با تقلید از جهالتِ پدرانشان چنین سخنی را بر زبان آورده و از آنها پیروی نمودند، بلکه آنها فقط از گمان و خواسته‌های خود پیروی می‌کنند. (﴿كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) چه سخن درشت و زشتی از دهان‌هایشان بیرون می‌آید، که عذابی سخت برایشان در بر دارد. و چه زشتی بزرگ‌تر از اینکه خداوند را صاحب فرزند قرار ‌دهند! این توصیف، مقتضیِ آن است که خداوند دارای کمبود می‌باشد؛ و در ربوبیت و الوهیت، دارای شریک است! همچنان‌که این توصیف، مقتضی دروغ بستن بر خداست؟!! (﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا﴾) پس کیست ستمگرتر از کسی که، به دروغ به خداوند افترا ببندد. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبٗا﴾) آنان جز دروغ نمی‌گویند؛ یعنی سخن آنها، دروغ محض است و هیچ راستی در آن نیست. و بنگرید که چگونه خداوند، این سخن را به تدریج باطل نمود؛ پس ابتدا خبر داد که (﴿مَّا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٖ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡ﴾) نه ایشان و نه پدرانشان هیچ آگاهی از آن ندارند، و شکی نیست که سخن گفتن بر خداوند بدون علم، پوچ و باطل است. سپس در مرحلۀ دوم خبر داد که این، سخنی زشت است. پس فرمود: (﴿كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) سخنی که از زبانشان برمی‌آید، بس گران و زشت است. و در مرحلۀ سوم جایگاه آن را در زشتی بیان کرد، و آن دروغ بودنش است که با راستی متضاد است.

(6) از آنجا که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر هدایت شدن مردم بسیار مصرّ بود، و در این زمینه نهایت کوشش را مبذول می‌داشت؛ از هدایت شدن کسانی که هدایت می‌شدند، شاد وخوشحال می‌شد؛ و به حال تکذیب‌کنندگانِ گمراه، تأسف می‌خورد و ناراحت می‌شد؛ چون او صلی الله علیه وسلم دلسوز آنها، و نسبت به آنان مهربان بود. خداوند او را راهنمایی نمود که با تأسف خوردن به حال کسانی که به این قرآن ایمان نمی‌آورند، خودش‌را مشغول نکند. همان‌طور که در آیه‌ای دیگر فرموده است: (﴿لَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ أَلَّا يَكُونُواۡ مُؤۡمِنِينَ﴾) نزدیک است به‌خاطر اینکه ایمان نمی‌آورند، خودت‌را از ناراحتی هلاک سازی. و فرمود:﴿فَلَا تَذۡهَبۡ نَفۡسُكَ عَلَيۡهِمۡ حَسَرَٰتٍ﴾ با تأسف خوردن برای آنها، خودت را تباه نکن. و در اینجا فرمود: (﴿لَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ﴾) نزدیک است که خویشتن را از غم و ناراحتی هلاک سازی. بدان که پاداش تو پیش خداوند ثبت شده است، و اگر خداوند خیری در اینها سراغ می‌داشت، آنها را هدایت می‌کرد. اما خداوند می‌داند که جز آتش جهنم شایستۀ آنان نیست، بنابراین آنها را خوار نموده و هدایت نمی‌کند. پس فایده‌ای ندارد که خودت را به غم و اندوه آنان مشغول نمایی. در این آیه و امثال آن عبرت و درسی است؛ زیرا کسی که به دعوت دادن مردم به سوی خدا مأمور شده است، وظیفه‌اش رساندن پیام الهی با هر وسیلۀ ممکن به گوش مردم، و بستن راه‌های گمراهی است. و باید در این راه نهایت سعی و تلاش خود را بکند، و به خدا توکل نماید. پس اگر مردم هدایت شدند چه بهتر؛ و اگر هدایت نشدند، غم و تأسف نخورد؛ زیرا غم خوردن و متأسف شدن، انسان را ضعیف می‌نماید، و انرژی و توان وی را از بین می‌برد، و برای آدمی فایده‌ای دربر ندارد، بلکه باید به کارش ادامه بدهد، و فراتر از آنکه از توانش بیرون است، بر عهدۀ او نیست. و وقتی خداوند به پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:﴿إِنَّكَ لَا تَهۡدِي مَنۡ أَحۡبَبۡتَ﴾ تو کسی را که دوست داری، نمی‌توانی هدایت کنی. و موسی علیه السلام می‌گوید:﴿رَبِّ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ إِلَّا نَفۡسِي وَأَخِي﴾ پروردگارا! من جز خودم و برادرم اختیار کسی را ندارم. پس دیگران به طریق اولی نمی‌توانند کسی را هدایت نمایند، مگر اینکه خدا بخواهد. و خداوند متعال فرموده است:﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ﴾﴿لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ﴾ پند بده، همانا تو پند دهنده هستی. و بر آنان مسلّط و گمارده شده نیستی.

18:7–8Страница 294

إِنَّا جَعَلۡنَا مَا عَلَى ٱلۡأَرۡضِ زِينَةٗ لَّهَا لِنَبۡلُوَهُمۡ أَيُّهُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا ٧

Воистину, все, что есть на земле, Мы сделали украшением для нее, чтобы испытать людей ивыявить, чьи деяния окажутся лучше.

وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيۡهَا صَعِيدٗا جُرُزًا ٨

Воистину, все, что есть на земле, Мы превратим в безжизненный песок.

إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا بدون شک ما همۀ چيزهاي روي زمين را زينت آن کرده ايم تا آنان را بيازماييم که کدام يک از آنها کار نيکوتر مي کند. وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا و به راستي ما هر آنچه را که روي زمين است قطعاً به ميداني مسلطح [و] بي علف تبديل خواهيم نمود

(7) خداوند خبر می‌دهد که همۀ آنچه روی زمین است از قبیل: خوردنی‌های لذیذ و نوشیدنی‌های گوارا و پوشاک‌های خوب و درختان و جویبارها و کشتزارها، میوه‌ها، منظره‌های زیبا و باغ‌های قشنگ و صداهای هیجان‌برانگیز و چهره‌ها و نمادهای زیبا و طلا و نقره و اسب و شتر و امثال آن را خداوند مایۀ زینت و آرایش این جهان قرار داده است، تا به‌وسیلۀ این چیزها مردم را بیازماید. (﴿لِنَبۡلُوَهُمۡ أَيُّهُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾) تا آنان را بیازماییم که کدام یک کارِ مخلصانه‌تر و درست‌تر انجام می‌دهد.

(8) با وجود این، خداوند همۀ چیزهایی را که ذکر شد، نابود می‌کند و از بین می‌برد، و زمین به میدانی مسطح و بی‌گیاه تبدیل می‌شود؛ همۀ لذت‌های آن از بین رفته، و جویبارهای آن خشکیده، و نشانه‌های آن محو شده، و نعمت‌هایش از بین می‌رود. و این حقیقت دنیاست که خداوند آن را برای ما روشن نموده است؛ انگار که با چشم‌های خویش آن را مشاهده می‌کنیم. و ما را از فریب خوردن بدان برحذر داشته، و به روی آوردن به جهانی تشویق نموده که نعمت‌هایش همیشگی است؛ و کسی که در آن قرار می‌گیرد، خوشبخت می‌شود. همۀ این چیزها را خداوند برای ما بیان نموده، چون نسبت به ما مهربان است. پس هرکس که به ظاهر دنیا و زینت آن نگاه کند و به باطن آن نظری نیفکند، فریب آن را می‌خورد، و چنین فردی چون چهارپایان و حیوانات از آن بهره‌مند می‌شود، و به حقِ پروردگارش که بر وی است، توجهی نمی‌کند، و برای شناخت آن اهتمام نمی‌ورزد، بلکه تمام همّ و غم وی این است که از لذت‌ها بهره‌مند شود و آن را به هر صورتی که به دست می‌آید به دست بیاورد. پس هرگاه مرگِ چنین کسی فرا برسد، از اینکه می‌میرد و لذت و شادی‌هایش را ازدست می‌دهد، آشفته و مضطرب می‌گردد؛ اما اضطراب او به خاطر گناهان و زیاده‌روی‌هایی نیست که کرده است، بلکه به‌خاطر پایان زندگی و لذت‌هاست. ولی هرکس که به درون و باطن دنیا بنگرد، و هدف از خلقت آن و آفرینش خود را درک کند، چنین کسی به اندازه‌ای از دنیا استفاده می‌کند که او را برانجام وظیفه‌ای که برای آن آفریده شده است، کمک ‌نماید، و عمر و زندگی خود را غنیمت می‌شمارد، و دنیا را گذرگاهی می‌بیند، نه تفریحگاهی. و دنیا را سفری آکنده از سختی و رنج می‌داند، نه منزلی که اقامتگاه دایمی او باشد. بنابراین تمام تلاش خود را برای شناخت پروردگار و اجرای دستوراتش، و انجام کار نیک مبذول می‌دارد. و چنین کسی بهترین جایگاه را پیش خداوند خواهد داشت، و سزاوار هرگونه پاداش و بزرگداشت و شادی از جانب خداست. پس او به باطن دنیا نگاه می‌کند؛ درحالی که فرد فریب خورده، به ظاهر دنیا می‌نگرد؛ و این فرد برای آخرت خود کار می‌کند، اما فرد باطل‌گرا برای دنیای خود می‌کوشد. پس، این دو گروه تفاوت بزرگی با هم دارند، و با هم فرق می‌کنند!!

18:9–12Страница 294

أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا ٩

Или же ты решил, что люди пещеры и Ракима (название селения, из которого вышли юноши, или плита, на которой были начертаны их имена) были самым удивительным среди Наших знамений?

إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡيَةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا ١٠

Вот юноши укрылись в пещере и сказали: «Господь наш! Даруй нам от Себя милость и устрой наше дело наилучшим образом».

فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِي ٱلۡكَهۡفِ سِنِينَ عَدَدٗا ١١

Мы запечатали их уши (погрузили их в глубокий сон) в пещере на много лет.

ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِنَعۡلَمَ أَيُّ ٱلۡحِزۡبَيۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاْ أَمَدٗا ١٢

Потом Мы разбудили их, чтобы узнать, какая из двух партий точнее подсчитает, какой срок они пробыли там.

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا آيا پنداشته اي که اصحاب کهف و رقيم در ميان عجايب و قرايب ما [که در اين گيتي پراکنده اند] چيز شگفتي است؟ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا آنگاه که آن جوانان به غار پناه برده و گفتند :«پرودگارا! از جانب خود رحمتي به ما ببخش و در کارمان راه نجاتي برايمان فراهم فرما» فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا پس، چندين سال در آن غار بر گوشهايشان پرده افکنديم. ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا سپس ايشان را برانگيختيم تا بدانيم کدام يک از دو گروه مدت زماني را که درنگ کرده اند بهتر به خاطر دارد.

(9) این استفهام به معنی نفی و نهی است؛ یعنی گمان مبر که داستان اصحاب کهف و آنچه برایشان اتفاق افتاد، در میان نشانه‌های قدرت خدا، چیزی عجیب وغریب است، و در گسترۀ حکمت الهی همانند و مشابهی ندارد، بلکه خداوند دارای عجایب و غرایبی زیاد از نوع اصحاب کهف است، و حتی از آن نیز بزرگترند. وخداوند همواره نشانه‌هایی در آفاق و انفس به بندگان نشان می‌دهد تا به‌وسیلۀ آن، حق را از باطل و هدایت را از گمراهی باز شناسند. البته منظور این نیست که داستان اصحاب کهف عجیب نیست، بلکه داستان اصحاب کهف از نشانه‌های عجیب الهی به شمار می‌آید. ولی منظور این است که چنین چیزهایی بسیار زیاد است، و تنها از یک مورد آن شگفت زده شدن و تعجب کردن، نوعی کمبود در علم و عقل است. وظیفه مؤمن، این است که به همۀ نشانه‌های الهی که خداوند از بندگان خواسته تا در آن فکر کنند، بیاندیشد، زیرا اندیشیدن در نشانه‌های قدرت الهی کلید و راهگشای ایمان و علم ویقین است. و نسبت دادن این دسته از مسلمانان به کهف «اصحاب کهف»، به خاطر غاری است که در آن بودند. و «رقیم» یعنی لوحه‌ای که نام و داستانشان در آن نوشته شده، و سال‌ها این لوحه ملازمِ آنان بود.

(10) سپس داستان آنها را به طور خلاصه بیان نمود و بعد از آن، داستانشان را به طور مفصل ذکر کرد، و فرمود: (﴿إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡيَةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ﴾) آنگاه که جوانان به قصد مصون ماندن از فتنه‌ای که قومشان برایشان تدارک دیده بودند، به غار پناه بردند، (﴿فَقَالُواۡ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ﴾) و گفتند: پروردگارا ! ما را از رحمت خویش بهره‌مند کن؛ یعنی ما را با رحمت خویش پا برجا بنما، و از شرشان محافظت کن. و با رحمت خویش ما را بر انجام خیر و خوبی توفیق بده. (﴿وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا﴾) و در کارمان راه نجاتی را برایمان فراهم فرما. یعنی هر سببی که انسان را به هدایت می‌رساند، برای ما فراهم و میسر ساز، و کار دین و دنیای ما را درست کن. پس آنها کوشش نموده، و به جایی که می‌توان در آن از فتنه پنهان شد، گریختند، و به درگاه خداوند زاری و فروتنی نموده، و از او خواستند تا کارهایشان را برای آنان آسان نماید. پس بر خویشتن و بر مردم تکیه نکردند. بنابراین خداوند دعایشان را پذیرفت، و برایشان کاری کرد که گمانش را نمی‌بردند، پس فرمود:

(11) (﴿ فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِي ٱلۡكَهۡفِ سِنِينَ عَدَدٗا﴾) و دعایشان را برآوردیم، و پرده‌های خواب را چندین سال بر گوش‌هایشان فرو افکندیم؛ یعنی آنها را به خواب فرو بردیم، و (309) سال در خواب به‌سر بردند، و این خواب، موجب حفظ شدن دل‌هایشان از ترس و اضطراب و محفوظ ماندنِ آنان از قومشان شد، و تا نشانه‌ای روشن [از قدرت و توانایی خداوند] باشد.

(12) (﴿ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ﴾) پس از آن سال‌ها که در خواب بودند، ایشان را از خوابشان برانگیختیم و بیدارشان کردیم. (﴿لِنَعۡلَمَ أَيُّ ٱلۡحِزۡبَيۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاۡ أَمَدٗا﴾) تا بدانیم کدام یک از دو گروه، مدت زمانی را که درنگ کرده‌اند، بهتر به خاطر می‌آورد. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَكَذَٰلِكَ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِيَتَسَآءَلُواۡ بَيۡنَهُمۡ﴾ واین‌گونه آنان را برانگیختیم تا از یکدیگر بپرسند. و دانستنِ مدتِ ماندن آنها در غار، آدمی را بر محاسبه و اندازه‌گیری دقیق زمان، و شناخت کمال قدرت الهی و حکمت و رحمت او وامی‌دارد.پس اگر آنها همچنان به خوابشان ادامه می‌دادند و در آن می‌ماندند، چیزی از این معلومات از داستان آنها به دست نمی‌آمد.

18:13–14Страница 294

نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى ١٣

Мы расскажем тебе их историю правдиво. Это были юноши, которые уверовали в своего Господа, и Мы увеличили их приверженность прямому пути.

وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ إِذۡ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا ١٤

Мы укрепили их сердца (укрепили их веру и решимость), когда они встали и сказали: «Господь наш - Господь небес и земли! Мы не станем взывать к другим божествам помимо Него. В таком случае мы произнесли бы чрезмерное.

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ما داستان آنان را بگونه اي راستين براي تو بازگو مي کنيم، آنان جواناني بودند که به پروردگارشان ايمان آوردند و بر هدايت آنان افزوديم. وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا و به دلهايشان قدرت داديم، آنگاه که بپا خواستند و گفتند: «پروردگارمان، پروردگار آسمانها و زمين است، هرگز جز او معبودي را نخواهيم پرستيد، در اين صورت سخني دور از حق گفته ايم.

(13) از اینجا داستان آنها به طور مشروح آغاز می‌شود و خداوند داستان آنها را به حق و به گونه‌ای راستین و بدون کم و کاست و بدون هیچ تردید وشبهه‌ای برای پیامبرش بازگو می‌کند. (﴿إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواۡ بِرَبِّهِمۡ﴾) کلمۀ (﴿فِتۡيَةٌ﴾) جمع قِلّه است و بر این دلالت می‌نماید که آنها کمتر از ده نفر بوده‌اند. آنان جوانانی بودند که به پروردگار یگانه و بی‌شریک خود ایمان آوردند، اما قومشان به خدای یکتا ایمان نداشتند. پس خداوند به سپاس ایمانشان، بر هدایت آنان افزود؛ یعنی به سبب اینکه به ایمان رهنمود شده بودند، خداوند بر هدایت آنها که همان علم مفید و عمل شایسته است، افزود. همان‌طور که خداوند می‌فرماید:﴿وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهۡتَدَوۡاۡ هُدٗى﴾ و خداوند همواره بر هدایت کسانی که هدایت شده‌اند، می‌افزاید.

(14) (﴿وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾) و بدیشان دل و جرأت دادیم، و آنها را شکیبا و پا برجا نمودیم؛ و درآن حالت پریشان کننده، دل‌هایشان را استوار و مطمئن ساختیم. و این لطف و احسان خداوند در حق آنان بود، که به آنها توفیق ایمان و هدایت و شکیبایی و ثابت قدمی و آرامش را ارزانی نمود. (﴿إِذۡ قَامُواۡ فَقَالُواۡ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آنگاه که بپاخاستند و گفتند: پروردگارمان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است؛ یعنی کسی که ما را آفریده و روزی داده و به تدبیر امور ما پرداخته و ما را پرورش داده است؛ آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین است، و همۀ این پدیده‌های بزرگ را به تنهایی آفریده است. اما بت‌ها که شما آنها را می‌پرستید، هیچ چیزی نمی‌آفرینند، و روزی نمی‌دهند، و مالک هیچ سود و زیانی نیستند، و هیچ مرگ و زندگی و رستاخیزی در دست آنها نیست. پس آنها از توحید ربوبیت بر توحید الوهیت استدلال کردند، و گفتند: (﴿لَن نَّدۡعُوَاۡ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗا﴾) هرگز جز او معبودی را نخواهیم پرستید، (﴿لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا﴾) و چنانچه بعد ‌از اینکه دانسته‌ایم جز پروردگار، کسی شایستۀ عبادت نیست، چنین چیزی بگوییم و کسی را جز او معبود بدانیم، در این صورت سخنی گزاف و باطل و بسیار به‌دور از حق گفته، و راهی که خیلی از واقعیت دور است، در پیش گرفته‌ایم. پس آنها هم به توحید ربوبیت و هم به توحید الوهیت اقرار، و خود را بدان پایبند نمودند؛ و نیز بیان کردند که آنچه به آن معتقدند، حق؛ و غیر از آن، باطل است. و این دلیلی است بر اینکه آنها کاملاً پروردگار خود را شناخته بودند، و خداوند نیز بر هدایتشان می‌افزود.

18:15Страница 294

هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمُنَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗۖ لَّوۡلَا يَأۡتُونَ عَلَيۡهِم بِسُلۡطَٰنِۭ بَيِّنٖۖ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا ١٥

Этот наш народ стал поклоняться вместо Него другим божествам. Почему же они не приводят в пользу этого ясного довода? Кто может быть несправедливее того, кто возводит навет на Аллаха?

هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا اين قوم ما، جز خدا معبودهايي را به خدايي گرفته اند. چرا دليل روشني بر [خدايي] آنها نمي آورند؟ پس کيست ستمکارتر از کسي که به خدا دروغ بندد؟

(15) پس از آنکه اصحاب کهف ایمان و هدایت و پرهیزگاری‌ای را که بر آن بودند، بیان کردند؛ به آنچه که قومشان بر آن بودند نیز اشاره نمودند، و اینکه معبودانی را جز خدا پرستش می‌کردند. پس آنها را نکوهش کرده، و بیان نمودند کارشان از روی یقین و دانش نیست، بلکه آنها در نهایت نادانی و گمراهی به سر می‌برند. پس گفتند: (﴿لَّوۡلَا يَأۡتُونَ عَلَيۡهِم بِسُلۡطَٰنِۢ بَيِّنٖ﴾) چرا دلیل و حجتی، بر حقانیت باوری که بر آن هستند، ارائه نمی‌دهند. البته که آنها نمی‌توانند دلیلی بیاورند؛ زیرا کارشان، دروغی است که بر خدا می‌بندند؟! و این بزرگ‌ترین ستم است، بنابراین فرمود: (﴿ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا﴾) پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد.

18:16Страница 295

وَإِذِ ٱعۡتَزَلۡتُمُوهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأۡوُۥٓاْ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ يَنشُرۡ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَيُهَيِّئۡ لَكُم مِّنۡ أَمۡرِكُم مِّرۡفَقٗا ١٦

Если вы удалились от них и от того, чему они поклоняются помимо Аллаха, то укройтесь в пещере, и ваш Господь распространит на вас Свою милость и сделает ваше дело легким».

وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا و چون از آنان و از چيزهايي که به جز خدا مي پرستند کناره گرفتيد، به آن غار پناه ببريد تا پروردگارتان رحمتش را بر شما بگسترداند و در کارتان براي شما گشايشي فراهم آورد.

(16) یعنی برخی از ایشان به برخی دیگر گفتند: قومتان از شما بریده‌اند و دین دیگری دارند، پس راهی جز نجات و فرار از شر آنها ندارید، و باید از اسباب و راه‌هایی که به نجات از آنها منتهی می‌شود، استفاده کنید؛ چون راهی برای جنگیدن با آنها نیست، و نیز نمی‌توانید در میان آنها باقی بمانید، در حالی که دین دیگری دارند. (﴿فَأۡوُۥٓاۡ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ يَنشُرۡ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَيُهَيِّئۡ لَكُم مِّنۡ أَمۡرِكُم مِّرۡفَقٗا﴾) پس به غار پناهنده شوید و در آن پنهان گردید، تا پروردگارتان رحتمش را بر شما بگستراند و وسایل رفاه و رهایی شما را از این کار مشکلی که در پیش رو دارید، مهیا و آسان سازد. و پیش‌تر گذشت که آنها چنین، پیش خداوند دعا کردند:﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا﴾ پروردگارا! از جانب خود رحمتی به ما ببخش، و در کارمان راهیابی را برایمان فراهم فرما. پس آنان اظهار داشتند که قدرت و توانایی ندارند، و برای سامان یافتن کارشان، به خدا پناه بردند، و نیز به خدا اعتماد داشتند که چنین می‌کند. پس خداوند رحمت خویش را برآنها گستراند، و وسایل رفاه و رهایی آنان را مهیا و آسان نمود، و آنان و دینشان را محفوظ کرد و آنها را نشانه‌هایی برای آفریدگانش قرار داد. و نام نیکی از آنها برجای گذاشت تا مورد ستایش قرار ‌گیرند. و این رحمت الهی نسبت به آنهاست. و هر وسیله‌ای را برایشان میسر نمود؛ و جایی که در آن خوابیدند، بی‌نهایت مکانی امن و محفوظ بود. بنابراین فرمود:

18:17–18Страница 295

۞ وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِۗ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا ١٧

Ты увидел бы, что солнце на восходе уклонялось от их пещеры вправо, а на закате отворачивалось от них влево. Они же находились в середине пещеры. Это были некоторые из знамений Аллаха. Тот, кого Аллах ведет прямым путем, следует прямым путем. Тому же, кого Он вводит в заблуждение, ты не найдешь ни покровителя, ни наставника.

وَتَحۡسَبُهُمۡ أَيۡقَاظٗا وَهُمۡ رُقُودٞۚ وَنُقَلِّبُهُمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِۖ وَكَلۡبُهُم بَٰسِطٞ ذِرَاعَيۡهِ بِٱلۡوَصِيدِۚ لَوِ ٱطَّلَعۡتَ عَلَيۡهِمۡ لَوَلَّيۡتَ مِنۡهُمۡ فِرَارٗا وَلَمُلِئۡتَ مِنۡهُمۡ رُعۡبٗا ١٨

Ты решил бы, что они бодрствуют, хотя они спали. Мы переворачивали их то на правый бок, то на левый. Их собака лежала перед входом, вытянув лапы. Взглянув на них, ты бросился бы бежать прочь и пришел бы в ужас.

وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا و خورشيد را مي بيني که چون بر مي آيد به طرف راست غارشان مي گراييد، و چون غروب مي کند به طرف چپشان مي گراييد، در حالي که آنان در محل وسيع غار قرار داشتند، اين از نشانه هاي خداست، هر کس که خداوند او را هدايت کند راه يافته است، و هر که را گمراه نمايد براي او دوست و راهنمايي نمي يابد. وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا و آنان را بيدار مي پنداري، حال آنکه آنان خفته اند. و ما آنان را به راست و چپ مي گردانديم، و سگشان دو دستش را به آستانۀ در گشاده بود، اگر بديشان مي نگريستي از آنان مي گريختي و به راستي سرتا پاي از ترس و وحشت آکنده مي شدي

(17) یعنی خداوند آنها را از تابش نور خورشید محافظت نمود؛ زیرا غار این‌گونه بود که خورشید به هنگام طلوع به طرف راست می‌گرایید. و به هنگام غروب، به طرف چپشان می‌گرایید. پس گرمای خورشید به آنها برخورد نمی‌کرد که بدن‌هایشان را خراب کند. (﴿وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُ﴾) و خودشان در محل وسیع غار قرار داشتند؛ یعنی درجایی گشاده و وسیع. و این به خاطر آن بود تا هوا و نسیم باد بر آنها بوزد، و هوای آلوده را از آنها دور نماید، و تا از تنگ بودن جا رنج نبرند، و اذیت نشوند، به خصوص که آنها مدت طولانی در آن غار ماندند. و این، از نشانه‌های الهی است که بر قدرت و رحمت او دلالت می‌نماید که خداوند دعایشان را پذیرفت، و حتی در این چیزها آنها را هدایت و راهنمایی کرد. بنابراین فرمود: (﴿مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِ﴾) هرکس که خداوند او را هدایت کند، راه یافته است؛ یعنی برای به‌دست آوردن هدایت، راهی جز از سوی خداوند نیست؛ و اوست که انسان را، به منفعت هر دو جهان هدایت می‌نماید. (﴿وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا﴾) و هرکه را گمراه نماید، برای او دوست راهنمایی نمی‌یابی؛ یعنی کسی را نمی‌یابی که او را سرپرستی کند، و کارهایش را به گونه‌ای سامان دهد که به صلاح اوست، و وی را به خیر و رستگاری راهنمایی کند؛ چون خداوند بر گمراه شدن او حکم نموده است، و حکم او را هیچ کسی نمی‌تواند رد نماید.

(18) (﴿وَتَحۡسَبُهُمۡ أَيۡقَاظٗا وَهُمۡ رُقُودٞ﴾) و اگر بدیشان می‌نگریستی، آنان را بیدار می‌انگاشتی، حال آنکه آنان خفته بودند. مفسرین گفته‌اند این بدان خاطر بود که چشم‌هایشان باز بود تا تباه و ضایع نشود. بنابراین کسی که به آنها نگاه می‌کرد، آنان را بیدار می‌پنداشت، حال آنکه خواب بودند. (﴿وَنُقَلِّبُهُمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِ﴾) و ما آنان را به راست و چپ می‌گرداندیم؛ و این نیز به خاطر آن بود تا بدن‌هایشان محافظت شود؛ زیرا طبیعت زمین این‌گونه است که بدن‌هایی را که با آن چسبیده باشد، از بین می‌برد. بنابراین خداوند چنین مقدر نموده بود که آنها را به راست و چپ و بر پهلوهایشان به اندازه‌ای که بدنشان را زمین خراب نکند، بگرداند. و خداوند می‌توانست بدون اینکه آنها را به چپ و راست بگرداند، بدن‌هایشان را محافظت نماید، اما او حکیم است و خواست که سنت او در جهان هستی اجرا شود، و خداوند اسباب را به مسبّباتشان ربط می‌دهد. (﴿وَكَلۡبُهُم بَٰسِطٞ ذِرَاعَيۡهِ بِٱلۡوَصِيدِ﴾) و سگشان دو دستش را بر آستانۀ درِ غار گشوده بود. سگِ اصحاب کهف، که از آنها نگهبانی می‌کرد، مانند آنها به خواب فرو رفت، بنابراین هر دو دستش بر آستانۀ در دراز کشیده بود، خداوند این‌گونه آنها را از آفت زمین حفاظت کرد. اما چگونه آنها را از گزند انسان‌ها محافظت نمود؟ در این زمینه فرموده است: آنها را به‌وسیلۀ رعب و ترسی که از دیدنشان انسان را فرامی‌گرفت، محافظت نمود. پس اگر کسی آنها را می‌دید، ترس سراپای او را فرا می‌گرفت و از آنها روی می‌گرداند و پا به فرار می‌گذاشت، و این چیزی بود که باعث شد تا آنها مدت مدیدی در غار بمانند. و هیچ کس آنها را ندید، با اینکه خیلی با شهر فاصلۀ نزدیکی داشتند. و چیزی که مبین آن است آنان به شهر نزدیک بودند این است، وقتی آنها بیدار شدند یکی از خودشان را فرستادند تا از شهر غذایی خریداری کند و بقیه منتظرش ماندند. پس این دلالت می‌نماید که آنها به شهر خیلی نزدیک بوده‌اند.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English