Ас-Саади · Тафсир · на персидском
الصافات
Ас-Саффат
Выстроившиеся в ряды · Мекканская · 182 аята
37:1–11Страница 446
وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا ١
Клянусь выстроившимися в ряды,
فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا ٢
гонящими упорно,
فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا ٣
читающими напоминание!
إِنَّ إِلَٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٞ ٤
Воистину, ваш Бог - Единственный.
رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَٰرِقِ ٥
Он - Господь небес, земли и того, что между ними, Господь восходов.
إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِزِينَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ ٦
Мы украсили ближайшее небо красотой звезд (или звездами)
وَحِفۡظٗا مِّن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ مَّارِدٖ ٧
и оберегаем его от всякого мятежного дьявола.
لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ ٨
Они не могут прислушаться к высшему сонму, и их забрасывают со всех сторон,
دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ ٩
чтобы изгнать оттуда. Им уготованы вечные мучения.
إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ ١٠
Но если кто из дьяволов выхватит слово, то за ним последует яркий пылающий огонь.
فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَهُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَم مَّنۡ خَلَقۡنَآۚ إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّن طِينٖ لَّازِبِۭ ١١
Спроси их (людей), они созданы прочнее или то, что Мы сотворили? Воистину, Мы сотворили их из липкой глины.
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا؛ سوگند به آن فرشتگان که براي نيايش صف ، بسته اند. فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا؛ سوگند به آن فرشتگان که ابرها را مي رانند. فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا؛ سوگند به آن فرشتگان که ذکر خدا را مي خوانند. إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ؛ که خداي شما خدايي يکتاست. رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ؛ پروردگار آسمانها و زمين است و هر چه در ميان آنهاست و پروردگار مشرقهاست. إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ؛ ما آسمان فرودين را به زينت ستارگان بياراستيم. وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ؛ و از هر شيطان نافرمان نگه داشتيم. لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ؛ تا سخن ساکنان عالم بالا را نشنوند و از هر سوي رانده شوند. دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ؛ تا دور، گردند و براي آنهاست عذابي دايم. إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ؛ مگر آن شيطان که ناگهان چيزي بربايد و ناگهان شهابي ثاقب دنبالش کند. فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ؛ پس ، از کافران بپرس که آيا آفرينش آنها دشوارتر است يا آنچه ما آفريده ايم ما آنها را از گلي چسبنده آفريده ايم.
مکي است و 182 آيه مي باشد.
(1 - 4) در اینجا خداوند متعال برای اثبات وحدانیت خویش در صفات الوهیت و ربوبیت، به فرشتگان بزرگواری قسم یاد میکند که در حالت عبادت هستند و کارهایی را به فرمان خدا انجام میدهند که به آنان محول شده است. پس فرمود: (﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا﴾) قسم به فرشتگانی که در خدمت پروردگارشان صف بستهاند. (﴿فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا﴾) و قسم به آن دسته از فرشتگان که ابرها و غیره را به فرمان خدا میرانند. (﴿فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا﴾) و قسم به فرشتگانی که کتاب خدا را تلاوت میکنند. پس، از آنجا که فرشتگان دارای چنین حالتی هستند که خداوند آن را بیان نمود؛ یعنی پروردگارشان را عبادت میکنند و در خدمت او هستند و به اندازۀ یک چشم به هم زدن از فرمان وی سرپیچی نمیکنند، خداوند به آنها قسم خورد که او به تنهایی معبود به حق است: (﴿إِنَّ إِلَٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٞ﴾) بیگمان، معبودتان یکی است که در الوهیّت شریکی ندارد. پس تنها و خالصانه او را دوست بدارید و فقط از او بترسید و فقط به او امیدوار باشید و عبادت را تنها برای او انجام دهید.
(5) (﴿رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَٰرِقِ﴾) او این مخلوقات را آفریده و به آنها روزی میدهد و آنها را رام ساخته است. پس همان طور که در آفرینش اینها شریکی ندارد، در الوهیّت نیز شریکی ندارد. در بسیاری مواقع خداوند توحید الوهیّت را درکنار توحید ربوبیّت ذکر مینماید؛ چون توحید ربوبیّت بر توحید الوهیّت دلالت میکند. و حتی مشرکانی نیز که در عبادت برای خدا شریک قرار داده بودند، به توحید ربوبیت اقرار کرده بودند، به همین جهت خداوند متعال با همان چیزی که بدان اقرار کرده بودند، آنان را به چیزی ملزم نمود که انکارش میکردند.
(6 - 9) خداوند مشرقها را بهطور ویژه بیان کرد، چون بر مغربها دلالت میکند، و یا اینکه محل برآمدن و مشرقِ ستارگانی هستند که به بیان آنها خواهد پرداخت. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِزِينَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ وَحِفۡظٗا مِّن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ مَّارِدٖلَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) خداوند در مورد ستارگان دو فایده بیان کرده است: یکی اینکه ستارگان زینتبخش آسمان هستند؛ چون اگر ستارگان نبودند، آسمان تاریک و بینور میشد. امّا خداوند آسمان را به وسیلۀ ستارگان زینت داده است تا گوشههای آسمان روشن گردد و سیمای آن زیبا شود، و در تاریکیهای دریا و خشکی مردم به وسیلۀ ستارهها راهیاب شوندکه منافعی دیگر از این رو برای مردم به دست میآید. دوم پاسداری آسمان و حفاظت آن از هر شیطان سرکشی است که به سبب سرکشیاش به ملاء اعلی میرود تا به خبرهای آنان گوش دهد. ملاء اعلی، فرشتگان هستند. پس وقتی شیطانها به سخنان آنها گوش بدهند، (﴿وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ﴾) از هر سو به وسیلۀ شهابها سنگباران میشوند. و این کار برای آن است تا آنها طرد گردند، و از گوش دادن به سخنان فرشتگان رانده شوند. (﴿دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ﴾) برای آنان عذاب همیشگی است که برایشان آماده شده است، چون از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردهاند.
(10) اگر خداوند استثنایی قایل نمیشد، این بیانگر آن بود که آنها به هیچ چیزی گوش نمیکنند، امّا فرمود: (﴿إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ﴾) مگر آن دسته از شیاطین سرکش که سخنی را مخفیانه و دزدکی گوش کنند و بربایند، (﴿فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ﴾) پس آنگاه شعلهای سوزاننده به دنبالش میافتد. گاهی قبل از آنکه شیطان سخن را به نزد دوستانش برساند، شعلۀ آتشین او را فرا میگیرد و خبر آسمانی به کسی نمیرسد. و گاهی موفق میشود قبل از آن که شعلۀ آتشین به او برسد خبر را برساند. پس در چنین حالتی صد دروغ را با آن خبر راست درمیآمیزند.
(11) وقتی این مخلوقات بزرگ را بیان کرد فرمود: (﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ﴾) از کسانی که منکر زنده شدن پس از مرگ هستند بپرس، (﴿أَهُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا﴾) آیا به وجود آوردن اینها پس از مرگشان سختتر و دشوارتر است؟ (﴿أَم مَّنۡ خَلَقۡنَآ﴾) یا چیزهایی از این مخلوقات که آفریدهایم؟ پس باید آنها اقرار کنند که آفرینش آسمانها و زمین از آفریدن مردم بزرگتر است. پس در این وقت بر آنها لازم است که به زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز اقرار کنند، بلکه اگر به خودشان بازگردند و در وجود خود فکر کنند، خواهند دانست که آفرینش اولیۀ آنها از گلی چسبنده، بسی سختتر و دشوارتر است از پدید آوردن آنها پس از مرگشان. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّن طِينٖ لَّازِبِۢ﴾) ما آنها را از گل چسبندهای آفریدهایم؛ یعنی گِل قوی و سخت. همچنانکه میفرماید:﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ﴾ و انسان را از گلی خشک مانند گل سفال آفریدهایم.
37:12–21Страница 446
بَلۡ عَجِبۡتَ وَيَسۡخَرُونَ ١٢
Но ты удивлен, а они глумятся.
وَإِذَا ذُكِّرُواْ لَا يَذۡكُرُونَ ١٣
Когда же им напоминают, они отказываются помнить.
وَإِذَا رَأَوۡاْ ءَايَةٗ يَسۡتَسۡخِرُونَ ١٤
Когда же они видят знамение, то высмеивают его.
وَقَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٌ ١٥
Они говорят: «Это - всего лишь очевидное колдовство.
أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ ١٦
Неужели мы будем воскрешены после того, как умрем и станем прахом и костями?
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ ١٧
Или же наши праотцы?».
قُلۡ نَعَمۡ وَأَنتُمۡ دَٰخِرُونَ ١٨
Скажи: «Да, и вы будете унижены!».
فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ فَإِذَا هُمۡ يَنظُرُونَ ١٩
Раздастся один только глас, и все они будут смотреть.
وَقَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا هَٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ ٢٠
Они скажут: «Горе нам! Это - День воздаяния!».
هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ٢١
Это - День различения, который вы считали ложью.
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ؛ تو در شگفت شدي و آنها مسخره مي کنند. وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ؛ و چون پندشان دهي ، پند نمي پذيرند. وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ؛ و چون آيه اي ببينند ، از يکديگر مي خواهند تا به ريشخندش گيرند. وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ و مي گويند : اين چيزي جز جادويي آشکار نيست . أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ؛ آيا وقتي که ما مرديم و خاک و استخوان شديم ما را زنده مي کنند ? أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ؛، يا نياکان مارا ? قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ؛ بگو : بلي ، و شما خوار و بيچاره مي شويد. فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ؛ و آنان خود خواهند ديد که به يک فرمان همه را زنده مي کنند. وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ؛ مي گويند : واي بر ما ، اين همان روز جزاست. هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ؛ اين همان روز داوري است که دروغش مي پنداشتيد.
(12) (﴿بَلۡ عَجِبۡتَ﴾) امّا تو ای پیامبر! یا ای انسان! از تکذیب کسی که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکند ـ بعد از آنکه نشانههای بزرگ و دلایل درست را به آنها نشان دادم ـ تعجب میکنی، و این یک حقیقتاً جای تعجب میباشد. چون زنده شدن پس از مرگ، چیزی نیست که بتوان انکارش کرد. (﴿وَيَسۡخَرُونَ﴾) و عجیبتر از انکارشان این است که آنها کسی را که خبر زنده شدن پس از مرگ را میدهد، مسخره میکنند. آنها فقط به انکار بسنده نکردند، بلکه اضافه بر انکار، سخن حق را به مسخره گرفتند.
(13) (﴿وَإِذَا ذُكِّرُواۡ﴾) و از جمله کارهای عجیب آنان یکی این است که آنها هرگاه پند داده شوند و به چیزی یادآور گردند که آن را در فطرت و عقلهایشان میشناسند، (﴿لَا يَذۡكُرُونَ﴾) آن را به یاد نمیآورند. اگر از روی جهالت و نادانی چنین میکنند، این از روشنترین دلیل بر شدّت کودنی و حماقت آنها است؛ زیرا آنها چیزی را به یاد نمیآورند که در سرشت آنها قرار دارد، و از نظر عقل مشخص و روشن است و اشکالی در آن نیست. و اگر از روی تجاهل چنین میکنند، پس این عجیبتر است.
(14) و نیز این هم عجیب است که هرگاه دلایل بر آنها اقامه شود و به نشانههایی تذکر داده شوند که مردان بزرگ و خردمند آن را میپذیرند، اینها آن چیزها را مورد تمسخر قرار داده و از آن تعجب میکنند.
(15) و این هم عجیب است که وقتی سخن حق نزد آنها آمد، به آن گفتند: (﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾) این جز جادویی آشکار نیست. پس آنها برترین و بزرگترین چیز را که حق است، در مقام و جایگاه حقیرترین و بیارزشترین چیز قرار دادند.
(16 - 17) و از جمله چیزهای عجیب یکی این است که آنها قدرت پروردگار آسمانها و زمین را، با قدرت انسانی که از همه جهات ناقص است، قیاس میکنند. آنها از روی انکار و بعید دانستن گفتند: (﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ﴾) آیا هنگامی که مُردیم و تبدیل به استخوان گشتیم، زنده گردانده میشویم؟ و آیا پدران و نیاکان گذشتۀ ما هم زنده میگردند؟ (﴿أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ﴾) و آیا پدران و نیاکان گذشتۀ ما هم زنده میگردند؟
(18) و از آنجا که این تمام دلیل و فکری بود که آنها داشتند، خداوند به پیامبرش دستور داد تا به آنها پاسخی بدهد که بهطور ضمنی مشتمل بر هشدار آنان نیز باشد. پس فرمود: (﴿قُلۡ نَعَمۡ﴾) بگو: بلی! نه تنها شما پس از مرده شدن زنده خواهید شد، بلکه پدران گذشتهتان هم زنده خواهند شد. (﴿وَأَنتُمۡ دَٰخِرُونَ﴾) و شما خوار و زبون خواهید بود، و نمیتوانید امتناع ورزید و از قدرت الهی سرپیچی کنید.
(19) (﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ﴾) زنده شدن پس از مرگ تنها یک صدا است که اسرافیل در صور میدمد، (﴿فَإِذَا هُمۡ يَنظُرُونَ﴾) که ناگهان آنان از قبرهایشان برمیخیزند و نگاه میکنند، و همانند آفرینش آغازین با همۀ اعضای خود بلند میشوند درحالی که لخت هستند و ختنه نشدهاند. و در این حالت اظهار ندامت و پشیمانی میکنند و احساس خواری و زیانمندی مینمایند و فریاد و واویلا سر میدهند و آرزوی مرگ و نابود شدن را میکنند.
(20) (﴿وَقَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَا هَٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) و میگویند: این روز حساب است؛ روزی که آدمی بر اعمالش جزا داده میشود. پس آنها به آنچه که در دنیا مسخرهاش میکردند اعتراف و اقرار مینمایند.
(21) و به آنها گفته میشود: (﴿هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ﴾) این روز داوری است نسبت به حقوقی که میان بندگان و پروردگارشان وجود دارد و حقوقی که میان خود بندگان و سایر مخلوقات وجود دارد.
37:22–26Страница 446
۞ ٱحۡشُرُواْ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَعۡبُدُونَ ٢٢
Соберите беззаконников и им подобных и тех, кому они поклонялись
مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡجَحِيمِ ٢٣
вместо Аллаха, и укажите им на путь в Ад.
وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡـُٔولُونَ ٢٤
Остановите их, и они будут спрошены:
مَا لَكُمۡ لَا تَنَاصَرُونَ ٢٥
«Что с вами? Почему вы не помогаете друг другу?».
بَلۡ هُمُ ٱلۡيَوۡمَ مُسۡتَسۡلِمُونَ ٢٦
О нет! Сегодня они будут покорны.
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ؛ آنان را که ستم مي کردند و همپايگانشان و آنهايي را که به جاي خداي يکتامي پرستيدند گرد آوريد. مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ؛ همه را به راه جهنم راه بنماييد. وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ؛ و نگه داريدشان ، بايد بازخواست شوند. مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ؛ چرا يکديگر را ياري نمي کنيد ? بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ؛ نه ، امروز همه تسليم شوندگانند.
(22 - 23) وقتی که در روز قیامت حاضر شوند، و آنچه را تکذیب میکنند مشاهده نمایند، و آنچه را که مسخره میکنند ببینند، آنگاه دستور داده میشود تا اینها را به جهنّم ببرند؛ جهنّمی که آن را دروغ میانگاشتند. پس گفته میشود: (﴿ٱحۡشُرُواۡ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) کسانی را که با کفر ورزیدن و ارتکاب شرک و گناهان بر خود ستم کردهاند، (﴿وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾) و همکیشانشان را که اعمالشان از نوع اعمال آنهاست، اهل هر نوع معصیتی با هم جمع میشوند. (﴿وَمَا كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) و بتها و همتایانی را که ستمکاران ادعا میکردند که گویا آنها شریک خدا هستند و به جای خدا پرستش میکردند، همه را جمع آوری کنید، (﴿فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡجَحِيمِ﴾) آنگاه آنان را به راه جهنّم رهنمون شوید؛ یعنی با درشتی و سختی آنها را به سوی جهنّم حرکت دهید.
(24) و بعد از آنکه مقرّر گردید که به جهنّم بروند، و میدانند که آنها اهل سرای هلاکت هستند، گفته میشود: (﴿وَقِفُوهُمۡ﴾) قبل از اینکه آنان را به جهنّم برسانید، آنها را نگاه دارید، (﴿إِنَّهُم مَّسُۡٔولُونَ﴾) زیرا بیگمان آنها از چیزی که در دنیا دروغش میپنداشتند باید مورد پرسش قرار گیرند تا دروغگویی و رسوایی آنها برای همۀ مردم آشکار گردد.
(25) پس به آنها گفته میشود: (﴿مَا لَكُمۡ لَا تَنَاصَرُونَ﴾) امروز چه بر سر شما آمده است که یکدیگر را یاری نمیکنید، بعد از آنکه در دنیا ادعا نمودید معبودهایتان عذاب را از شما دفع خواهند کرد و به فریادتان میرسند و برای شما در نزد خدا شفاعت خواهند کرد؟ آنها به این سؤال پاسخ نمیدهند، چون ذلّت و خواری آنها را فرا گرفته است، و در برابر عذاب جهنّم تسلیم شدهاند، و دچار ترس و سرافکندگی و نا امیدی گشتهاند، پس سخن نمیگویند.
(26) (﴿بَلۡ هُمُ ٱلۡيَوۡمَ مُسۡتَسۡلِمُونَ﴾) بلکه آنها در این روز کاملاً مطیع و خوارند، و هر یک تسلیم است و یاوری ندارد.
37:27–39Страница 447
وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ ٢٧
Они будут обращаться друг к другу с вопросами.
قَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَأۡتُونَنَا عَنِ ٱلۡيَمِينِ ٢٨
Они скажут: «Вы приходили к нам справа».
قَالُواْ بَل لَّمۡ تَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ ٢٩
Они ответят: «О нет! Вы сами не были верующими.
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنِۭۖ بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا طَٰغِينَ ٣٠
Мы не обладали властью над вами. Вы сами были людьми, преступавшими границы дозволенного.
فَحَقَّ عَلَيۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَآۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ ٣١
Относительно нас сбылось Слово нашего Господа. Воистину, мы будем вкушать наказание.
فَأَغۡوَيۡنَٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ ٣٢
Мы ввели вас в заблуждение, и мы сами были заблудшими».
فَإِنَّهُمۡ يَوۡمَئِذٖ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ ٣٣
Воистину, в тот день они разделят наказание.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ ٣٤
Воистину, так Мы поступаем с грешниками.
إِنَّهُمۡ كَانُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسۡتَكۡبِرُونَ ٣٥
Когда им говорили: «Нет божества, кроме Аллаха», - они превозносились
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓاْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٖ مَّجۡنُونِۭ ٣٦
и говорили: «Неужели мы откажемся от наших богов ради одержимого поэта?».
بَلۡ جَآءَ بِٱلۡحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ٣٧
О нет! Он принес истину и подтвердил правдивость посланников.
إِنَّكُمۡ لَذَآئِقُواْ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِيمِ ٣٨
Вы непременно вкусите мучительные страдания,
وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٣٩
и получите воздаяние только за то, что вы совершали.
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ؛ و آنگاه روي به يکديگر کنند و بپرسند. قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ؛ گويند : شما بوديد که از در نيکخواهي بر ما در مي آمديد. قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛ گويند : نه ، شما ايمان نياورده بوديد. وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ؛ ما را بر شما هيچ تسلطي نبود شما خود مردماني نافرمان بوديد. فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ؛ گفته پروردگارمان بر ما ثابت شد اکنون بايد بچشيم. فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ؛ ما شما را گمراه کرديم و خود نيز گمراه بوديم. فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ؛ در آن روز ، همه در عذاب شريکند. إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ؛ ما با مجرمان چنين مي کنيم. إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ؛ چون به آنان گفته مي شد که جز خداي يکتا خدايي نيست تکبر مي کردند . وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ؛ و مي گفتند : آيا به خاطر شاعر ديوانه اي خدايانمان را ترک گوييم ? بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ؛ نه ، آن پيامبر حق را آورد و پيامبران پيشين را تصديق کرد. إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ؛ شما عذاب دردآور را خواهيد چشيد. وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ جز در برابر اعمالتان کيفر نخواهيد ديد.
(27 - 28) وقتی آنها و همراهان و معبودهایشان جمع شده و به سوی جهنّم پیش برده شدند، نگاه داشته میشوند و مورد سؤال واقع میگردند و پاسخ نمیدهند، بلکه رو به همدیگر مینمایند و بخاطر گمراهی و گمراهگری، یکدیگر را سرزنش میکنند. پس پیروان به سران میگویند: (﴿إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَأۡتُونَنَا عَنِ ٱلۡيَمِينِ﴾) شما با قدرت و زور نزد ما آمدید و ما را گمراه کردید؛ اگر شما نبودید، ما ایمان میآوردیم.
(29 - 32) (﴿قَالُواۡ﴾) آنها میگویند: (﴿بَل لَّمۡ تَكُونُواۡ مُؤۡمِنِينَ﴾) بلکه شما همواره مشرک بودید و ایمان نیاوردید، همان طور که ما مشرک بودیم. پس چه چیزی شما را بر ما برتری داد؟ و چه چیزی ایجاب میکند که شما ما را سرزنش کنید؟ (﴿وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ﴾) و ما هیچ قدرت و سلطهای بر شما نداشتیم تا شما را مجبور به کفر ورزیدن کنیم، (﴿بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا طَٰغِينَ﴾) بلکه خودتان گروهی بودید که از حق تجاوز کردید. (﴿فَحَقَّ عَلَيۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَآۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ﴾) پس بر ما و بر شما و بر همه گفتۀ پروردگارمان لازم آمد مبنی بر اینکه باید عذاب را بچشیم؛ یعنی تقدیر الهی بر ما و شما محقّق گشت، و ما و شما عذاب را خواهیم چشید و در کیفر مشترک خواهیم بود. (﴿فَأَغۡوَيۡنَٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ﴾) بنابراین شما را به راهی که خود بر آن بودیم فرا خواندیم، و راه ما گمراهی بود، و شما هم پذیرفتید. پس ما را سرزنش نکنید، بلکه خودتان را ملامت نمایید.
(33 - 34) خداوند متعال میفرماید: (﴿فَإِنَّهُمۡ يَوۡمَئِذٖ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ﴾) به راستی آنها در روز قیامت در عذاب شریک خواهند بود، گرچه عذاب آنها برحسب جرمشان متفاوت است. همانطور که در دنیا در کفرورزیدن اشتراک داشتند، در آخرت و در سزای آن نیز مشترک خواهند بود. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) ما با گناهکاران چنین میکنیم.
(35 - 36) سپس بیان کرد که گناهورزی آنان به اوج رسیده و از حد گذشته است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُمۡ كَانُوٓاۡ إِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ﴾) آنان چنان بودند که وقتی به آنها گفته میشد جز خدا معبود به حقّی نیست، و به یگانهپرستی و معبود قرار ندادن غیر خداوند فرمان داده شدند، (﴿يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾) از روی خود بزرگ بینی از آن سر باز زدند، و از کسانی که پیام توحید را آورده بودند، از روی تکبّر روی برتافتند. و در مخالفت با آن میگفتند: (﴿أَئِنَّا لَتَارِكُوٓاۡ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٖ مَّجۡنُونِۢ﴾) آیا معبودهای خویش را -که همواره ما و پدرانمان آنها را پرستش میکردیم- به خاطر گفتۀ شاعری دیوانه ترک گوییم؟ منظورشان از شاعری دیوانه، محمّد صلی الله علیه وسلم بود. پس آنها به رویگردانی از او و تکذیب کردنش بسنده نکردند، بلکه ظالمانهترین حکم را در حق او نمودند، و او را شاعری دیوانه قرار دادند، در حالی که میدانستند او شعر را نمیداند و حالت شعر و شعرا را نمیشناسد، و او از همۀ خلق خدا عاقلتر است و رای و فکر بزرگتری دارد.
(37) بنابراین خداوند متعال با رد گفتۀ آنها فرمود: (﴿بَلۡ جَآءَ بِٱلۡحَقِّ﴾) بلکه محمّد صلی الله علیه وسلم به حق آمده، و شریعت و کتابی را که آورده است حق میباشد، (﴿وَصَدَّقَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾) و آمدن وی پیامبران را تصدیق نمود. پس اگر او نمیآمد، پیامبران راستگو نبودند. بنابراین او نشانه و معجزهای است برای هر پیامبری که قبل از او بوده است؛ چون پیامبران آمدن او را خبر و مژده دادهاند، و خداوند از آنها عهد و پیمان گرفت که اگر محمّد به میانشان آمد، به او ایمان بیاورند و وی را یاری کنند. و پیامبران این وعده را از امّتهای خود گرفته بودند. پس وقتی که محمّد صلی الله علیه وسلم آمد، پیامبرانِ پیش از خود را تصدیق نمود، و دروغگویی مخالفان پیامبران روشن گردید. بنابراین اگر پیامبر نمیآمد، راستگویی سایر پیامبران زیر سؤال میرفت. و نیز او پیامبران گذشته را تصدیق نمود، زیرا چیزهایی را آورد که پیامبران آورده بودند، و به چیزهایی دعوت داد که آنها به آن دعوت کرده بودند، و به آنها ایمان آورد و صحّت رسالت و پیامبری و شریعت آنها را تایید نمود.
(38 - 39) از آنجا که حرف قبلی آنان که گفتند: «بدون شک ما عذاب را خواهیم چشید» از سوی آنان صادر شده بود، احتمال صدق و خطا را داشت؛ خداوند متعال از جانب خود سخنی را مطرح کرد که جز صدق و یقین هیچ احتمال دیگری از آن نمیرود، به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّكُمۡ لَذَآئِقُواۡ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِيمِ﴾) شما قطعاً عذاب دردناک را خواهید چشید. (﴿وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و چشاندن عذاب دردناک به شما جز در برابر کارهایی که میکردید نیست. پس ما بر شما ستم نکردهایم، بلکه در مورد شما به عدالت رفتار نمودهایم.
و از آنجا که این خطاب عام است و منظور از آن مشرکین است، خداوند مؤمنان را استثنا کرد:
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии