Ас-СаадиАль‑Фуркан · 25:1–16

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

الفرقان

Аль-Фуркан

аль-Фуркан · Мекканская · 77 аятов

25:1–2Страница 359

تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا ١

Благословен Тот, Кто ниспослал Своему рабу Различение (Коран), чтобы он предостерег миры.

ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖ فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرٗا ٢

Ему принадлежит власть над небесами и землей. Он не взял Себе сына и ни с кем не делил власть. Он сотворил всякую вещь и придал ей соразмерную меру (или предопределил ее).

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا خجسته است خداوندي كه فرقان [=جدا سازندة حق از باطل] را بر بنده خود [محمد (ع)] نازل كرد تا براي جهانيان هشدار دهنده باشد. الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا ذاتي كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست، و هيچ فرزندي بر نگرفته، و در فرمانروايي شريكي ندارد، و همه چيز را آفريده و آنها را به اندازه مقرر كرده است.

جمهور مفسرين بر اين باورند كه مكي است. و 77 آيه مي‌باشد.

(1) در این آیه عظمت خدا، و اینکه او یگانۀ یکتا بوده، و کلیۀ خوبی‌ها و نیکی‌ها در او منحصر است، بیان شده است. پس فرمود: (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡفُرۡقَانَ﴾) با شکوه و والامقام است خدایی که «فرقان» را نازل کرده است. و صفات او کامل‌اند، و خوبی‌هایش فراوان است. از بزرگ‌ترین خیرات و نعمت‌هایش این است که قرآن را نازل فرموده است که حلال و حرام را از هم جدا می‌نماید، و هدایت را از گمراهی، و سعادتمندان را از اهل شقاوت جدا می‌کند. (﴿عَلَىٰ عَبۡدِهِۦ﴾) [این قرآن ‌را] بر بنده‌اش محمد صلی الله علیه وسلم نازل فرموده است که مراتبِ عبودیت و بندگی را به حد کمال رسانده، و از همۀ پیامبران پیشی گرفته است. (﴿لِيَكُونَ لِلۡعَٰلَمِينَ نَذِيرًا﴾) تا این نازل کردن فرقان بر بنده‌اش، هشداری برای جهانیان باشد، و آنها را از عذاب خداوند بیم دهد، و موارد خشنودی الهی را از موارد خشم وی مشخص کند. و هرکس این هشدار را بپذیرد و به آن عمل نماید، از زمرۀ نجات یافتگان در دنیا و آخرت خواهد بود؛ کسانی که به سعادت جاودانی دست یازیده، و مالکیت ابدی را دریافته‌اند. آیا بالاتر از این نعمت و فضل و احسان، چیزی وجود دارد؟ پس خجسته و والامقام است ذاتی که آنچه ذکر شد، گوشه‌ای از احسان و برکات اوست.

(2) (﴿ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) ذاتی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ یعنی تنها او در آسمان‌ها و زمین تصرف می‌نماید، و همۀ آنچه که در آسمان‌ها و زمین هستند، در مالکیت او قرار دارند، و بندۀ او هستند، و در برابر عظمت او سر تسلیم فرود آورده، و در برابر ربوبیتش، فروتن بوده، و به رحمت او نیازمندند. (﴿وَلَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ﴾) و هیچ فرزندی برنگرفته، و در فرمانروایی شریکی ندارد. چگونه ممکن است فرزند یا شریکی داشته باشد، درحالی که او مالک است و غیر او همه مملوک، و در اختیار اویند. و او چیره و غالب، و دیگران همه مغلوب هستند، و ذات او از همه جهت بی‌نیاز است، و آفریده‌ها از همه جهت به او نیازمندند؟! و چگونه ممکن است در فرمانروایی و مالکیت شریکی داشته باشد، حال آنکه بندگان همه در اختیار او هستند؟! پس جز با اجازۀ، او حرکت و سکونی از آنها سر نمی‌زند؛ و جز با اجازۀ او، کاری انجام نمی‌دهند.پس بسی پاک است خداوند از اینکه شریک یا فرزندی داشته باشد؛ و هر کس دربارۀ او چنین چیزی بگوید، قدر و منزلت الهی را درک نکرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖ﴾) همه چیز را آفریده است. این شامل جهان بالا و پایین، اعم از حیوانات و نباتات و جمادات آن است. (﴿فَقَدَّرَهُۥ تَقۡدِيرٗا﴾) به هر مخلوقی، آفرینش شایسته و مناسبش را بخشیده است. و آن‌گونه آن را آفریده است که حکمتش آن را اقتضا نموده است؛ به نحوی که هر مخلوقی طوری آفریده شده است که عقلِ صحیح، خلافِ شکلِ و صورتی که به آن داده شده است، تصور نمی‌کند؛ بلکه عقلِ سالم، حتی خلاف شکلی که به یکی از اعضای مخلوقی بخشیده شده است، تصور نمی‌کند؛ زیرا خداوند هر عضوی را در جایی قرار داده است که چنانچه در جایی دیگر گذاشته شود، با آن تناسب نخواهد داشت. خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ﴾ و پس از آنکه کمال و عظمت و فراوانیِ احسان و نیکی‌های خود را بیان کرد ـ و این امر مقتضی آن است که او به تنهایی محبوب، فریادرس، تعظیم شده باشد؛ و همۀ کارها و عبادات، خالصانه برای وی انجام گیرد، و کسی را شریک وی نسازند ـ مناسبت پیدا کرد که تصریح نماید که عبادتِ غیر او باطل است. پس فرمود:

25:3Страница 360

وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗ لَّا يَخۡلُقُونَ شَيۡـٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتٗا وَلَا حَيَوٰةٗ وَلَا نُشُورٗا ٣

Они стали поклоняться вместо Него другим божествам, которые ничего не создают, хотя сами были сотворены. Они не властны принести вред или пользу даже самим себе и не распоряжаются ни смертью, ни жизнью, ни воскрешением.

وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا و آنان غير از خداوند معبوداني را براي خود برگزيده؛ [معبوداني] كه چيزي را نمي‌آفرينند، بلكه خودشان مخلوقند، و نه مالك زيان و سود خويش هستند، و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيز [خويش]‌اند.

(3) شگفت‌انگیزترین چیز، و اولین دلیل بر نادانی و بی‌خردی و ستم ورزی و جسارت آنها نسبت به پروردگار، این است که معبودانی چنین ناتوان را، به خدایی برگرفته‌اند؛ معبودانِ ناتوانی که توانایی آفریدن چیزی را ندارند، بلکه خودشان آفریده شده‌اند، و برخی از معبودانشان را، با دست‌های خود درست کرده‌اند. (﴿وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا﴾) و مالک کوچک‌ترین سود و زیانی برای خود نبوده، (﴿وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتٗا وَلَا حَيَوٰةٗ وَلَا نُشُورٗا﴾) و اختیارِ مرگ و زندگی و برانگیختن را ندارند؛ یعنی آنها تواناییِ زنده کردن پس از مرگ را ندارند. پس مهم‌ترین داوری عقل در مورد این معبودان، عبارت از بطلان خدایی آنان است؛ چرا که عقل، به فاسد بودن آن [بت‌ها]، و فاسد بودنِ عقلِ کسی که آنها را به خدایی گرفته، و در آفرینشِ مخلوقات، شریکِ آفریننده قرار داده است، قضاوت می‌نماید؛ زیرا خداوند آنها را، در آفرینش مخلوقات، شریک خود قرار نداده است، خداوندی که سود و زیان، و منع و عطا در دست اوست. و اوست که زنده می‌کند، و می‌میراند، و مردگان را برمی‌انگیزد، و در روز رستاخیز آنان را گرد می‌آورد. و خداوند برایشان دو سرا قرار داده است: سرای شقاوت وخواری، و سرای موفقیت و سعادت. و نعمت پایدار و همیشگی را، برای کسی در نظر گرفته است که معبود را تنها خدا بداند.

25:4–6Страница 360

وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٌ ٱفۡتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيۡهِ قَوۡمٌ ءَاخَرُونَۖ فَقَدۡ جَآءُو ظُلۡمٗا وَزُورٗا ٤

Неверующие говорят: «Это - всего лишь ложь, которую он выдумал с помощью других людей». Воистину, они поступают несправедливо и лгут.

وَقَالُوٓاْ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ ٱكۡتَتَبَهَا فَهِيَ تُمۡلَىٰ عَلَيۡهِ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا ٥

Они говорят: «Это - легенды древних народов. Он попросил записать их, и их читают ему утром и после полудня».

قُلۡ أَنزَلَهُ ٱلَّذِي يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا ٦

Скажи: «Ниспослал его Тот, Кому известны тайны на небесах и на земле. Он - Прощающий, Милосердный».

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا و كافران گفتند: «اين [قرآن] دروغي بيش نيست كه [محمد] خود آن را به هم بافته است، و گروهي ديگر او را بر آن ياري داده‌اند». به درستي كه ستم و دروغ به ميان آورده‌اند. وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا و گفتند:«افسانه‌هاي پيشينيان است كه آن را باز نوشته است، و چنين افسانه‌هايي سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده مي‌شود». قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا بگو:«آن را ذاتي فرو فرستاده است كه هر رازنهاني را كه در آسمانها و زمين است مي‌داند. بي‌گمان او آمرزگار و مهربان است».

(4) وقتی صحتِ توحید، و بطلانِ شرک را، با دلیل قاطع و روشن ثابت نمود؛ درستی و صحتِ رسالت، و باطل بودنِ گفتۀ کسی که با آن مخالفت ورزیده و بر آن اعتراض کرده است را، نیز اثبات نمود و فرمود: (﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٌ ٱفۡتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيۡهِ قَوۡمٌ ءَاخَرُونَۖ فَقَدۡ جَآءُو ظُلۡمٗا وَزُورٗا﴾)کفرِ کافران باعث شد تا در مورد قرآن و پیامبر بگویند: این قرآن، دروغی است که محمد آن را ساخته و پرداخته کرده است، و به خدا نسبت داده، و گروهی دیگر او را بر این کار یاری کرده‌اند. خداوند سخن آنها را رد نمود، و بیان کرد که این، تکبر و لجاجت و عینِ ستمگری و دروغگویی آنان است، و چنین چیزی در عقل کسی نمی‌گنجد؛ چرا که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیشتر از همۀ مردم می‌شناسند، و کمالِ صداقت و امانتداری و نیکوکاری او را می‌دانند. و امکان ندارد که پیامبر و هیچ مخلوق دیگری از طرف خود، چیزی مانند این قرآن را -که بزرگ‌ترین و بالاترین سخن است- بیاورد؛ و پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد هیچ کسی نرفته است تا او را در ساختن قرآن یاری نماید؛ بلکه کافران این سخن را، از روی ستمگری و دروغگویی می‌گویند.

(5) و ازجمله گفته‌های کافران در مورد قرآن، این است که گفتند: آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، (﴿أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) افسانه‌های پیشینیان است که مردم از دهان یکدیگر فرا می‌گیرند، و هر یک آن را نقل می‌نماید، و محمد از کسی خواسته است تا این افسانه‌ها را برایش بنویسد، (﴿فَهِيَ تُمۡلَىٰ عَلَيۡهِ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا﴾) و چنین افسانه‌هایی سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده می‌شود. کافران در این سخنِ خود، مرتکب چند گناه بزرگ شدند که عبارتند از: 1- آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را -که نیکوترین و راستگوترین مردم بود- به دروغگویی و جسارت متهم کردند. 2- در مورد قرآن -که راست‌ترین و بزرگ‌ترین سخن است-گفتند: دروغ و افترا است. 3- نیز گفتند آنها می‌توانند همانند این قرآن را بیاورند، و مخلوقِ ناقص می‌تواند با خالقی که از هر جهت کامل است، در یکی از صفاتش که کلام است، برابری کند و مانند آن را بیاورد. 4- درحالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را می‌شناختند، و بیشتر و بهتر از همۀ مردم می‌دانستند که او نوشتن بلد نیست، و به نزد کسی که نوشتن بلد است، نمی‌رود، اما باز هم چنین خیالی را در سر می‌پروراندند.

(6) بنابراین خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود: (﴿قُلۡ أَنزَلَهُ ٱلَّذِي يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) بگو: ذاتی این قرآن را نازل کرده است که علم و آگاهی او، همۀ چیزهای پنهان و پیدایی را که در آسمان‌ها و زمین است، فرا گرفته است. همان‌گونه که فرموده است:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بی‌گمان آن را پروردگار جهانیان نازل کرده، و روح الأمین [=جبریل] آن را بر قلب تو نازل نموده است تا از بیم‌دهندگان باشی. خداوند حجت را بر مشرکین اقامه نموده است؛ زیرا ذاتی که قرآن را نازل نموده، علم و آگاهی‌اش همه چیز را احاطه کرده است. پس محال است مخلوقی به دروغ این قرآن را ساخته باشد، و به خدا نسبت داده، و بگوید: این از جانب خدا است! در حالی که از طرف خدا نیست، و ریختنِ خونِ مخالفان خود، و گرفتنِ اموالشان را حلال بداند، و ادعا نماید که خداوند این را به او گفته است، درحالی که خداوند همه چیز را می‌داند، با وجود این او را یاری و کمک ‌نماید، و بر دشمنانش پیروز ‌گرداند، و بر جان و سرزمین آنها مسلط گرداند. پس هیچ کس نمی‌تواند این قرآن را انکار کند، مگر اینکه نخست علم الهی را انکار کند، سپس قرآن را انکار نماید. و هیچ گروهی از انسان‌ها بر این باور نیستند، جز فلاسفۀ دهری که خدا را قبول ندارند. و ذکر علمِ همه جانبه و فراگیر الهی، آنها را بر اندیشیدن در قرآن تحریک می‌نماید؛ و اگر آنها در قرآن بیندیشند، از علم و احکام الهی چیزهایی را می‌بینند که قاطعانه دلالت می‌نماید قرآن از سوی دانای پنهان و پیدا نازل شده است. و با اینکه کافران توحید و رسالت را انکار کردند، اما لطف خداوندی آنها را رها نکرد، و بر آنان ستم ننمود؛ بلکه آنان را به توبه و بازگشت به سوی خود فرا خواند، و به آنان نوید داد که اگر توبه کنند و به سوی خدا بازگردند، آمرزش و رحمت الهی آنها را در بر خواهد گرفت. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورٗا﴾) بی‌گمان، خداوند آمرزنده است؛ یعنی مرتکبانِ جنایت و گناهان را می‌آمرزد، به شرطی که اسبابِ آمرزش را فراهم آورند. و اسباب آمرزش، دست کشیدن و بازآمدن از گناهان و توبه کردن است.(﴿رَّحِيمٗا﴾) و با آنان مهربان است؛ چراکه فوراً آنان را عذاب نمی‌دهد، درحالی‌که آنها موجبات عذاب را فراهم آورده‌اند. و با آنها مهربان است؛ چون توبۀ آنان را، پس از آنکه مرتکب گناه شدند، می‌پذیرد؛ و گناهان گذشتۀ آنان را از بین برده، و نیکی‌هایشان را می‌پذیرد. و کسی را که از نزد او گریخته، چون باز آید، او را در نزد خود می‌پذیرد، و حسناتش را قبول می‌کند، و به وی روی می‌آورد، و به جایگاه مطیعان و منیبان می‌رساند.

25:7–14Страница 360

وَقَالُواْ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا ٧

Они сказали: «Что это за посланник? Он ест пищу и ходит по рынкам. Почему к нему не был ниспослан ангел, который предостерегал бы вместе с ним?

أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَاۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا ٨

Почему ему не даровано сокровище? Почему у него нет сада, из которого он бы вкушал?». Беззаконники сказали: «Воистину, вы следуете лишь за околдованным мужем».

ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواْ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ فَضَلُّواْ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا ٩

Посмотри, как они приводят тебе притчи! Они впали в заблуждение и не могут найти дороги.

تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا ١٠

Благословен Тот, Кто дарует тебе, если пожелает, нечто лучшее - Райские сады, в которых текут реки, а также дворцы.

بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلسَّاعَةِۖ وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا ١١

Но они считают ложью Час, а для тех, кто считает ложью Час, Мы приготовили Пламя.

إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۭ بَعِيدٖ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا ١٢

Когда оно завидит их издалека, они услышат его яростное шипение и тяжелое дыхание.

وَإِذَآ أُلۡقُواْ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ دَعَوۡاْ هُنَالِكَ ثُبُورٗا ١٣

Когда их скованными бросят в тесное место, там они будут призывать погибель.

لَّا تَدۡعُواْ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواْ ثُبُورٗا كَثِيرٗا ١٤

Не призывайте сегодня одну погибели, а призывайте много погибелей!

وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و گفتند: «اين پيامبر را چه شده است كه غذا مي‌خورد و در بازارها راه مي‌رود؟! چرا فرشته‌اي به سوي او فرستاده نشده است تا به او هشدار دهنده باشد؟! أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا يا چرا گنجي [از آسمان] به سوي او انداخته نشده است، يا چرا باغي ندارد كه از [ميوه‌هاي] آن بخورند؟! و ستمگران گفتند" «شما جز از يك انسان جادو زده پيروي نمي‌كنيد؟! انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا بنگر چگونه براي تو مثلها زدند، و گمراه شدند، و هيچ راهي نمي‌يابند. تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا بزرگوار است خداوندي كه اگر بخواهد برايت بهتر از اين مي‌سازد؛ باغهايي كه در آنها جويبارها و رودها روان است، و براي تو كاخها قرار دهد. بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا بلكه قيامت را دروغ انگاشتند، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديده‌ايم. إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا هنگامي كه [جهنم] آنان را از دور مي‌بيند خشم و خروشي از آن مي‌شنوند. وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا و چون در آنجا دست و پا بسته به جاي تنگي از آتش دوزخ افكنده شوند در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد مي‌خوانند. لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نابودي مخواهيد [بلكه براي خود]‌بارها نابودي بطلبيد.

(7) این از گفته‌های کسانی است که پیامبر را تکذیب کرده، و رسالت او را مورد طعن قرار داده، و معترضانه می‌گفتند: چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده، و چرا پادشاه نیست، و چرا فرشته‌ای او را در امر رسالت یاری نمی‌کند؟! پس گفتند: (﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ﴾) این پیامبر را چه شده است؟! یعنی از روی تمسخر می‌گفتند: این شخص که ادعای رسالت می‌کند، چرا (﴿يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ﴾) غذا می‌خورد، غذا خوردن که از ویژگی‌های انسان است، چرا فرشته‌ای به عنوان پیامبر فرستاده نشده است که غذا نخورد، و به آنچه انسان‌ها نیاز دارند، نیاز نداشته باشد؟! (﴿وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) و چرا در بازارها برای خرید و فروش راه می‌رود؟ زیرا این چیزها ـ ‌به گمان آنان ـ شایستۀ کسی نیست که پیامبر باشد. با اینکه خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ و ما پیش از تو پیامبرانی را نفرستاده‌ایم مگر اینکه آنها غذا ‌خورده، و در بازارها راه می‌رفتند. (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه او فرشته‌ای نازل نشده که وی را معاونت و یاری نماید؟! (﴿فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا﴾) و همراه او مردم را بیم دهد؟ آنها گمان می‌بردند که او برای انجام رسالت کافی نیست، و توانایی انجام دادن آن را ندارد.

(8) (﴿أَوۡ يُلۡقَىٰٓ إِلَيۡهِ كَنزٌ﴾) یا اینکه گنجی از آسمان به سوی او انداخته شود، گنجی بی‌رنج. (﴿أَوۡ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٞ يَأۡكُلُ مِنۡهَا﴾) یا اینکه باغی داشته باشد که از میوه‌های آن بخورد تا به وسیلۀ آن باغ، برای طلب روزی، از رفتن به بازارها بی‌نیاز گردد. (﴿وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلٗا مَّسۡحُورًا﴾) و ستمگران گفتند: ـ و ستمشان آنها را به گفتن چنین سخنی واداشت، نه از روی اشتباه‌ـ شما جز از مرد جادو زده‌ای پیروی نمی‌کنید. این را گفتند، درحالی که کمالِ عقل و گفتارِ نیک و سالمِ بودن پیامبر را از همۀ عیب‌ها می‌دانستند. و از آنجا که سخنان کافران بسیار عجیب بود، خداوند متعال فرمود:

(9) (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ ضَرَبُواۡ لَكَ ٱلۡأَمۡثَٰلَ﴾) بنگر چگونه برای تو مَثَل‌ها زدند. و آن مثل‌ها این بود که می‌گفتند: چرا پیامبر فرشته نیست، و ویژگی‌های انسانی دارد؟ و چرا فرشته‌ای همراه او فرستاده نشده است؟! زیرا بر انجامِ آنچه می‌گوید، توانایی ندارد. و چرا گنجی از آسمان به سوی او فرود نمی‌آید؟ و یا باغی ندارد، که او را از رفتن به بازارها بی‌نیاز ‌کند؟ و یا اینکه می‌گفتند: او دیوانه و جادو زده است. (﴿فَضَلُّواۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ سَبِيلٗا﴾) آنها گفته‌های متضادی بر زبان آوردند که سراسر جهالت و گمراهی و بی‌خردی بود، و هیچ هدایتی در آن وجود نداشت. و هیچ یک از این گفته‌ها، نمی‌تواند کوچک‌ترین شبهه‌ای در رسالت او ایجاد کند، و انسانِ عاقل با کمترین تأملی در گفته‌های آنان، به پوچ و باطل بودن آن یقین حاصل کرده، و دیگر نیازی به رد آن ندارد. بنابراین خداوند آدمی را به اندیشیدن فرمان داده است، تا در گفته‌های آنها بیندیشد و بنگرد که آیا سخنانِ آنان، می‌تواند انسان را از یقین کردن به رسالت و صداقت پیامبر باز دارد؟ بنابراین خداوند خبر داد که او می‌تواند خیر فراوانی در دنیا به پیامبر بدهد، پس فرمود:

(10) (﴿تَبَارَكَ ٱلَّذِيٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيۡرٗا مِّن ذَٰلِكَ﴾) بزرگوار و خجسته است ذاتی که اگر بخواهد، بهتر از آنچه که آنها می‌گفتند، برایت مهیا سازد. سپس آن را توضیح داد و فرمود: (﴿جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَيَجۡعَل لَّكَ قُصُورَۢا﴾) باغ‌هایی که رودها در زیر آن روان است، و برای تو کاخ‌های مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنین کاری ناتوان نیست، اما چون دنیا نزد خداوند در نهایت پستی و حقارت قرار دارد، به دوستان و پیامبرانش اندازه‌ای را داده که حکمت او اقتضا نموده است، و این پیشنهاد دشمنان -که می‌گویند چرا رزقِ بسیار فراوان به آنان داده نشده است- ستم و جسارت است.

(11) و از آنجا که این گفته‌ها بی‌محتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد که سخنان آنها، در راستای طلب حق، و پیروی از دلیل نیست، بلکه این حرف‌ها را از، روی لجاجت و ستمگری و دروغ انگاشتنِ حق بر زبان جاری می‌کنند، و چون دل‌هایشان سرشار از مخالفت و ستمگری و نپذیرفتن حق است، چنین کلماتی از زبانشان بیرون می‌آید. (﴿بَلۡ كَذَّبُواۡ بِٱلسَّاعَةِ﴾) بلکه همۀ اینها بهانه بوده و حقیقت قضیه این است که آنها قیامت را دروغ انگاشتند. و راهی برای هدایتِ تکذیب‌کنندۀ لجوج که از حق پیروی نمی‌کند، نیست، و مجادله کردن با او مفید واقع نخواهد شد. بلکه باید عذاب بر او نازل شود. بنابراین فرمود: (﴿وَأَعۡتَدۡنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا﴾) و برای کسی که قیامت را دروغ انگارد، دوزخ را فراهم دیده‌ایم؛ یعنی آتشی بزرگ که به شدت سوزان است، و بر اهل آن، خشمگین، و صدای شعله‌های آن، شدید است.

(12) (﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾) هرگاه جهنم از راه دور آنان را نظاره کند، و قبل از رسیدنِ آنها به آتش جهنم، و قبل از اینکه آتش به آنها برسد، (﴿سَمِعُواۡ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا﴾) صدای خشم‌آلودِ آتش را می‌شنوند. که دل‌ها را تکان می‌دهد، و از جای برمی‌کند، و نزدیک است از ترسِ آن بمیرند. آتشِ جهنم بر آنها خشمگین می‌شود، چون پروردگارش بر آنها خشم گرفته است، و به خاطر فزونی کفر و بدی آنها، شعله‌هایش هر دم بیشتر می‌شود.

(13) (﴿وَإِذَآ أُلۡقُواۡ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ﴾) وچون به هنگام عذابشان که در وسط آتش جهنم هستند، به جای تنگی از آن افکنده شوند که افراد روی هم انباشته شده، و با زنجیر دست‌ها و پاهایشان بسته شده است، و در بدترین مکان زندانی شوند، (﴿دَعَوۡاۡ هُنَالِكَ ثُبُورٗا﴾) در آنجا مرگ و نابودی را به فریاد می‌خوانند، و برای نابودی و خواری و رسواییِ خود دعا می‌کنند، چرا که می‌دانند ستمگر و متجاوزند، و خداوندِ آفریننده در مورد آنها به عدالت و دادگری رفتار کرده، و آنها را به سبب اعمالشان در این جایگاه قرار داده است. و این دعا و کمک خواستن، برایشان سودی ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نمی‌دهد؛ یعنی به آنها گفته می‌شود که

(14) (﴿لَّا تَدۡعُواۡ ٱلۡيَوۡمَ ثُبُورٗا وَٰحِدٗا وَٱدۡعُواۡ ثُبُورٗا كَثِيرٗا﴾) امروز یک بار نه، بلکه بارها و بارها برای خود نابودی بخواهید؛ یعنی اگر گفته و طلبتان چندین برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتی به شما نمی‌افزاید.

25:15–16Страница 361

قُلۡ أَذَٰلِكَ خَيۡرٌ أَمۡ جَنَّةُ ٱلۡخُلۡدِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَۚ كَانَتۡ لَهُمۡ جَزَآءٗ وَمَصِيرٗا ١٥

Скажи: «Это лучше или же Сад вечности, который обещан богобоязненным и будет им воздаянием и местом прибытия?».

لَّهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ خَٰلِدِينَۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ وَعۡدٗا مَّسۡـُٔولٗا ١٦

Там они получат все, что пожелают, и останутся навечно. Твой Господь взял на себя это испрошенное обещание.

قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا بگو: «آيا اين بهتر است يا بهشت جاويداني كه به پرهيزگاران وعده داده شده است كه پاداش وقرارگاه ايشان است؟! لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولًا هر چه بخواهند در آنجا دارند، و براي هميشه در آنجا خواهند ماند، [اين] وعده‌ايست كه تحقق آن بر عهدة خداوند است.

(15) وقتی سزای ستمگران را بیان کرد، پاداش پرهیزگاران را نیز بیان نمود و فرمود: (﴿قُلۡ﴾) بی‌خردی آنها را بیان کن، و اینکه مضر را بر مفید برگزیده‌اند، و به آنها بگو: (﴿أَذَٰلِكَ﴾) آیا آن عذابی که بر شما مقرر شده است، (﴿خَيۡرٌ أَمۡ جَنَّةُ ٱلۡخُلۡدِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾) بهتر می‌باشد، یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده است؟ بهشتی که توشۀ آن تقوا است؟ پس هرکس تقوا داشته باشد خداوند این بهشت را به او وعده داده است، (﴿كَانَتۡ لَهُمۡ جَزَآءٗ﴾)که پاداش پرهیزگاری و تقوای آنها است، (﴿وَمَصِيرٗا﴾) و بازگشتگاه آنها است، و به سوی آن باز می‌گردند، و در آن مستقر می‌شوند، و برای همیشه در آن می‌مانند.

(16) (﴿لَّهُمۡ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ﴾) هر چه که بخواهند و میل و آرزویشان باشد، برایشان فراهم شده است؛ از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های لذیذ و لباس‌های با ارزش و زن‌های زیبا و کاخ‌های بلند و باغ‌های دلکش و میوه‌هایی که به خاطر زیبایی و تنوع آن هر کس آنها را ببیند یا بخورد شادمان می‌شود، و رودهایی که در پایین دست باغ‌های بهشت روان‌اند، هر کجا که بخواهند آن را می‌برند، و چشمه‌هایی از آب زلال می‌جوشانند، و جویبارهای شیری که طعم آن تغییر نکرده، و جویبارهای شراب که برای نوشندگان لذت بخش است، و جویبارهای عسلِ پاک و صاف، و بوهای خوش، و مسکن‌های مجلل، و صداها و ترنم‌های دل انگیز و دل ربا، و دیدار با برادران، و بهره‌مند شدن از دیدار دوستان برایشان فراهم است، و هرچه بخواهند به آنان می‌رسد. و بالاتر از همۀ اینها، نگاه کردن به چهرۀ پروردگار مهربان، و شنیدن سخن او، و بهره‌مند شدن از قرب او، و به دست آوردن رضای او، و ایمن شدن از خشم و ناخشنودی اوست. و این نعمت همواره و همیشه خواهد بود، و درگذر زمان بر آن افزوده می‌شود. (﴿كَانَ﴾) وارد شدن و رسیدن به این بهشت، (﴿عَلَىٰ رَبِّكَ وَعۡدٗا مَّسۡ‍ُٔولٗا﴾) وعدۀ خدا است که بندگانِ پرهیزگارش با زبانِ قال و با زبانِ حال تحقّقش را از او خواسته‌اند. پس کدام‌یک از این دو سرا بهتر است و باید ترجیح داده شود؟ و کدام دسته از افراد، بهتر و عاقل‌ترند؛ آنهایی که برای سرای شقاوت و بدبختی کار می‌کنند، یا آنهایی که برای سرای سعادت عمل می‌نمایند؟ شما بگویید ای خردمندان؟! حق و راه روشن شده است؛ و کسی که کوتاهی ‌ورزد عذری ندارد. ای خداوند بزرگوار که برای گروهی شقاوت و برای گروهی سعادت را مقدر نموده‌ای! امیدواریم که ما را از زمرۀ کسانی بگردانی که برایشان خوبی، و افزون بر آن نوشته‌ای. بار خدایا! از سرنوشتِ اهل شقاوت به تو پناه ‌برده، و از تو می‌خواهیم که ما را به این سرنوشت دچار نگردانی.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English