Ас-СаадиАз‑Зарият · 51:1–37

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

الذاريات

Аз-Зарият

Рассеивающие прах · Мекканская · 60 аятов

51:1–6Страница 520

وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرۡوٗا ١

Клянусь рассеивающими прах!

فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا ٢

Клянусь несущими бремя!

فَٱلۡجَٰرِيَٰتِ يُسۡرٗا ٣

Клянусь плывущими легко!

فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا ٤

Клянусь распределяющими дела!

إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٞ ٥

Обещанное вам есть истина,

وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٞ ٦

и суд непременно наступит.

وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا سوگند به بادهايي که خاک مي پراکنند ،، فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا سوگند به ابرهاي گرانبار ، فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا سوگند به کشتيهايي که به آساني روانند ، فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا و سوگند به فرشتگاني که تقسيم کننده کارهايند ، إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ که آنچه شما را وعده مي دهند راست است ، وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ و روز جزا آمدني است.

مکي و 60 آيه است.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1 - 6) دراینجا خداوندِ راستگو به این آفریده‌های بزرگ که منافع و مصالح زیادی در آنها قرار داده شده است سوگند می‌خورد که وعده‌اش راست است، و روز جزا و محاسبه قطعاً خواهد آمد، و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را دفع کند. خداوند صادق عظیم از آمدن روز جزا و محاسبه خبر داد، روزی که بسیار عظیم است، و بر حتمیّت آن قسم یاد کرد، و برای اثبات آن برهان‌ها و دلایل زیادی را اقامه نمود. پس چرا تکذیب کنندگان آن را تکذیب می‌کنند، و عمل کنندگان از عمل برای آن روی می‌گردانند؟! (﴿وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرۡوٗا﴾) سوگند به بادهایی که به سختی و نرمی پراکنده می‌دارند. (﴿فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا﴾) و سوگند به ابرهایی که آب فراوان را با خود برمی‌دارند که خداوند با آن به بندگان و شهرها فایده می‌رساند. (﴿فَٱلۡجَٰرِيَٰتِ يُسۡرٗا﴾) و سوگند به ستارگانی که به آسانی در حرکت هستند. و آسمان با آنها آراسته می‌شود و در تاریکی‌های دریا و خشکی، مردم با آن راه خود را می‌یابند و با عبرت گرفتن از آن فایده می‌برند. (﴿فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا﴾) و سوگند به فرشتگانی که به اذن خدا کارها را تقسیم و تدبیر می‌کنند. پس هر یک از آنها را خداوند به تدبیر کاری از کارهای دنیا و آخرت برگماشته، و از آنچه برای او مقدّر شده تجاوز نمی‌کند، و نیز در آن کوتاهی نمی‌ورزد. دراینجا خداوندِ راستگو به این آفریده‌های بزرگ که منافع و مصالح زیادی در آنها قرار داده شده است سوگند می‌خورد که وعده‌اش راست است، و روز جزا و محاسبه قطعاً خواهد آمد، و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را دفع کند. خداوند صادق عظیم از آمدن روز جزا و محاسبه خبر داد، روزی که بسیار عظیم است، و بر حتمیّت آن قسم یاد کرد، و برای اثبات آن برهان‌ها و دلایل زیادی را اقامه نمود. پس چرا تکذیب کنندگان آن را تکذیب می‌کنند، و عمل کنندگان از عمل برای آن روی می‌گردانند؟!

51:7–9Страница 521

وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُكِ ٧

Клянусь небом, обладающим прекрасным обликом (или небом, обладающим мощью; или небом со звездами)!

إِنَّكُمۡ لَفِي قَوۡلٖ مُّخۡتَلِفٖ ٨

Ваши (неверующих) слова противоречивы.

يُؤۡفَكُ عَنۡهُ مَنۡ أُفِكَ ٩

Отвращен от него (Мухаммада или Корана) тот, кто был отвращен.

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ و سوگند به آسمان که آراسته به ستارگان است ، إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ که شما سخن گونه گون مي ، گوييد يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ از حق منصرف گردد آن که منصرفش خواسته اند

(7) (﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُكِ﴾) و سوگند به آسمان که دارای راه‌های نیکو است که به چین و بافت ریگ‌ها و آب‌های حوض‌ها می‌مانند آنگاه که باد آن را به حرکت در می‌آورد.

(8) (﴿إِنَّكُمۡ﴾) شما ای کسانی که محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کنید! دربارۀ او (﴿لَفِي قَوۡلٖ مُّخۡتَلِفٖ﴾) سخن گوناگونی دارید؛ برخی می‌گویید: جادوگر است، و برخی می‌گویید: کاهن است، و بعضی می‌گویید: دیوانه است، و دیگر سخن‌ها که نشانگر حیرت و تردید آنهاست. و دال بر این است که آنچه آنها بر آن هستند، باطل و پوچ است.

(9) (﴿يُؤۡفَكُ عَنۡهُ مَنۡ أُفِكَ﴾) از آن بازگردانده می‌شود هرکس که از ایمان بازگردانده شده باشد، و از دلایل یقینی خداوند منصرف و رویگردان شده باشد. اختلاف گفته‌هایشان دلیلی است بر باطل بودن سخنانشان، امّا سخن راستی که محمّد صلی الله علیه وسلم آورده است هماهنگ و همگون است و برخی از آن برخی دیگر را تصدیق می‌کند و تناقض و تضادّی در آن وجود ندارد و اختلافی در آن نیست، و این دلیلی است بر صحّت و درستی آن، و دلیلی است بر اینکه از سوی خداوند است. ﴿وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواۡ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفٗا كَثِيرٗا﴾ و اگر از جانب غیر خداوند ‌بود، در آن اختلاف زیادی می‌یافتند.

51:10–14Страница 521

قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ ١٠

Да будут убиты лжецы,

ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي غَمۡرَةٖ سَاهُونَ ١١

которые окутаны невежеством и беспечны!

يَسۡـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلدِّينِ ١٢

Они спрашивают, когда же настанет День воздаяния?

يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ ١٣

В тот день они будут гореть в Огне.

ذُوقُواْ فِتۡنَتَكُمۡ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ ١٤

Вкусите ваше наказание, которое вы торопили.

قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ مرگ باد بر آن دروغگويان : الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ آنان که به غفلت در جهل فرو مانده اند. يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ مي پرسند روز جزا کي خواهد بود ? يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ روزي است که بر آتش ، عذابشان مي کنند ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ عذاب خود را بچشيد : اين است آن چيزي که به شتاب مي طلبيديد.

(10) (﴿قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ﴾) خداوند کسانی را نابود کند که بر وی دروغ بستند و آیات او را انکار کردند، و در صدد آن برآمدند تا به وسیلۀ باطل، حق را ازبین ببرند، همان کسانی که چیزهایی به خداوند نسبت می‌دهند که نمی‌دانند.

(11) (﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي غَمۡرَةٖ سَاهُونَ﴾) کسانی که در ورطۀ کفر و جهالت و گمراهی سرگشته‌اند.

(12) (﴿يَسۡ‍َٔلُونَ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلدِّينِ﴾) از روی شک و تکذیبِ روز قیامت می‌پرسند چه وقت مبعوث خواهند شد؟ یعنی آن را بعید می‌پندارند. بنابراین از حالت و سرانجامشان مپرس.

(13 - 14) (﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ﴾) روزی که به سبب پلیدیِ ظاهری و باطنی که با خود دارند در آتش، عذاب می‌بینند. به آنها گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ فِتۡنَتَكُمۡ﴾) عذاب آتش را بچشید؛ زیرا اثر و پیامد چیزی است که به سبب آن دچار فتنه شده بودید، از قبیل آزمایشی که آنها را به کفر و گمراهی برگرداند. (﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) عذابی که شما به آن گرفتار شده‌اید، چیزی است که در فرا رسیدن آن شتاب می‌ورزیدید. پس اکنون از انواع کیفرها و شکنجه‌ها و زنجیرها و خشم و عذاب بهره ببرید.

51:15–19Страница 521

إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ ١٥

Воистину, богобоязненные пребудут в Райских садах и среди источников,

ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُحۡسِنِينَ ١٦

получая то, что даровал им их Господь. До этого они были творящими добро.

كَانُواْ قَلِيلٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مَا يَهۡجَعُونَ ١٧

Они спали лишь малую часть ночи,

وَبِٱلۡأَسۡحَارِ هُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ ١٨

а перед рассветом они молили о прощении.

وَفِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ ١٩

Они выделяли известную долю своего имущества для просящих и обездоленных.

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ پرهيزگاران در باغها و کنار چشمه ساران باشند. آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ آنچه را خدا ارزانيشان داشته است گرفته اند زيرا پيش از آن ، نيکوکاربودند ، كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ اندکي از شب را مي خوابيدند ، وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ و به هنگام سحر استغفار مي کردند ، وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ و در اموالشان براي سائل و محروم حقي بود.

(15) خداوند در بیان پاداش پرهیزگاران و اعمالشان که به سبب آن به این پاداش رسیده‌اند می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) بی‌گمان پرهیزگاران که تقوا و اطاعت از خدا را شعار خود ساخته بودند، (﴿فِي جَنَّٰتٖ﴾) در میان باغ‌های بهشت خواهند بود، باغ‌هایی که انواع درختان و میوه‌ها را در بر دارند که برخی از آنها همانندی در دنیا دارند و برخی در دنیا نظیری ندارند. میوه‌ها و درختانی که چشم‌ها مانند آن را ندیده‌اند، و گوش‌ها [اخبار] آن را نشنیده‌اند، و تصوّر آن به دل هیچ کسی خطور نکرده است. (﴿وَعُيُونٍ﴾) و در میان چشمه‌های روان هستند، و این باغ‌ها با این چشمه‌ها آبیاری می‌شوند، و بندگان از آن می‌نوشند و آن را می‌جوشانند.

(16) (﴿ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ﴾) احتمال دارد که معنی آیه این باشد که خداوند همۀ آرزوهای اهل بهشت را برآورده می‌سازد، و همۀ انواع نعمت‌ها را به آنان می‌دهد، و آنان این نعمت‌ها را دریافت می‌دارند درحالی که خشنود و شادمان هستند و جایگزینی برای آن را نمی‌جویند و نمی‌خواهند از آن بیرون آورده شوند و به هریک اندازه‌ای از نعمت داده می‌شود که بیشتر از آن نمی‌خواهند. و احتمال دارد که این، صفت و حالت پرهیزگاران در دنیا باشد، و آنها اوامر و نواهی خداوند را فرا می‌گیرند؛ یعنی با شرح صدر و دلی شاد آن را فرا گرفته، و از فرمان خدا پیروی می‌کنند، و به خاطر خدا از آنچه نهی شده‌اند به کامل‌ترین صورت دوری می‌گزینند. پس کسانی که خداوند به آنها اوامر و نواهی داده، اینها از بهترین بخشش‌های الهی هستند که باید آن را فرا بگیرند و شکر آن را به جای آورند و منقاد شوند. امّا معنی اوّل به سیاق عبارت نزدیک‌تر است؛ چون خداوند وصف آن‌ها و اعمالشان را در دنیا بیان داشته است که (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُحۡسِنِينَ﴾) اینان پیش از اینکه به این نعمت دست یابند نیکوکار بوده‌اند. و نیکوکاری آنها عبادت پروردگارشان را شامل می‌شود که او را چنان بپرستند که انگار او را می‌بینند، و اگر او را نمی‌بینند او آنها را می‌بیند. همچنین نیکی کردن با بندگان خدا با رساندن فایده به آنها، و احسان با آنها با دادن مال یا علم، یا خیر خواهی برایشان و استفاده از مقام و موقعیت خود در راه رساندنِ خیر به آنان و امر به معروف و نهی از منکر و دیگر راه‌های نیک را شامل می‌شود. حتّی نیکی کردن با سخن نرم، و نیکویی کردن با زیر دستان و حیواناتی که در ملکیّت آدمی هستند و یا مربوط به دیگران می‌باشند، در این داخل است. و از بهترین انواع احسان و نیکی کردن در عبادت خالق، نماز شب است که دالّ بر اخلاص و هماهنگ بودن زبان و قلب است.

(17) بنابراین فرمود: (﴿كَانُواۡ قَلِيلٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مَا يَهۡجَعُونَ﴾) نیکوکاران خوابشان در شب اندک است. و امّا بیشتر شب را با عبادت پروردگارشان سپری می‌نمایند؛ نماز می‌خوانند و تلاوت می‌کنند و خدا را یاد می‌نمایند و دعا و زاری می‌کنند.

(18) (﴿وَبِٱلۡأَسۡحَارِ﴾) و به هنگام سحر؛ یعنی اندکی پیش از بامداد، (﴿هُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ﴾) آنان از خداوند طلب آمرزش می‌کنند. پس نمازشان تا سحر ادامه دارد، سپس در پایان نماز شب می‌نشینند و از خداوند متعال طلب آمرزش می‌کنند، همانند آمرزش خواستن گناهکاری که برای بخشوده شدن گناهش آمرزش می‌طلبد. و آمرزش خواستن به هنگام سحر، فضیلت و ویژگی خاص خود را دارد که در دیگر اوقات این برتری و ویژگی را ندارد. همان‌طور که خداوند در توصیف اهل ایمان و طاعت فرموده است:﴿وَٱلۡمُسۡتَغۡفِرِينَ بِٱلۡأَسۡحَارِ﴾ و آنان که سحرگاهان طلب آمرزش می‌نمایند.

(19) (﴿وَفِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ﴾) و در مال‌هایشان حق واجب و مستحبّی برای نیازمندان است، برای آنهایی که از مردم طلب و سؤال می‌کنند، و برای آن بینوایانی که از مردم چیزی نمی‌خواهند.

51:20–23Страница 521

وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ ٢٠

На земле есть знамения для людей убежденных,

وَفِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ ٢١

а также в вас самих. Неужели вы не видите?

وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ ٢٢

На небе находится ваш удел и то, что вам обещано.

فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ مِّثۡلَ مَآ أَنَّكُمۡ تَنطِقُونَ ٢٣

Клянусь Господом неба и земли, что это является истиной, подобно тому, что вы обладаете даром речи.

وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ و در زمين براي اهل يقين عبرتهايي است ، وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ و نيز در وجود خودتان آيا نمي بينيد ? وَفِي السَّمَاء رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ و رزق شما و هر چه به شما وعده شده در آسمان است. فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ پس سوگند به پروردگار آسمانها و زمين که اين سخن ، آنچنان که سخن مي گوييد ، حتمي است.

(20) خداوند در حالی که بندگانش را به تفکّر و عبرت گرفتن فرا می‌خواند می‌فرماید: (﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ﴾) و در زمین برای یقین کنندگان نشانه‌هایی است و این شامل خود زمین و کوه‌ها و دریاها و نهرها و درختان و گیاهانی است که در زمین قرار دارند، که هر کس در این چیزها بیندیشد و به فلسفۀ آن فکر کند، او را به عظمت آفرینندۀ این مخلوقات و گستردگی فرمانروایی‌اش و فراگیر بودن احسانش و به اینکه دانش او امور پیدا و پنهان را در بر گرفته است راهنمایی می‌کند.

(21) و همچنین در وجود آدمی عبرت‌ها و حکمت‌ها و رحمت‌هایی است که نشانگر آن است خداوند یکتاست، و او والامقام است و همه برای رفع نیازهایشان به او روی می‌آورند، و براین دلالت می‌نماید که خلق را بیهوده نیافریده است.

(22) (﴿وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ﴾) و مادۀ روزیِ شما که عبارت است از باران و انواع روزی دینی و دنیوی که خداوند برایتان مقرّر نموده، و نیز جزایی که در دنیا و آخرت از جانب خدا به شما وعده داده می‌شود، همه ـ همانند سایر چیزهایی که مقدر شده است ـ از سوی خدا نازل می‌شوند.

(23) وقتی نشانه‌ها را بیان کرد و آنها را یادآوری نمود طوری که هر فردی هوشیار آگاه می‌شود، خداوند متعال سوگند یاد کرد که وعده و جزای او حق و درست است. و آن را به بدیهی‌ترین و آشکارترین چیز که سخن گفتن است تشبیه نمود. پس فرمود: (﴿فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ مِّثۡلَ مَآ أَنَّكُمۡ تَنطِقُونَ﴾) سوگند به پروردگار آسمان‌ها و زمین که وعدۀ خدا و جزای او حق است، همان گونه که شما سخن می‌گویید. پس همان طور که در سخن گفتن خود شک و تردیدی ندارید، همچنین نباید دربارۀ رستاخیز و جزا شک و تردیدی داشته باشید.

51:24–37Страница 521

هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ ٢٤

Дошел ли до тебя рассказ о почтенных гостях Ибрахима (Авраама)?

إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ ٢٥

Вот они вошли к нему и сказали: «Мир тебе!». Он сказал: «И вам мир, люди незнакомые!».

فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ ٢٦

Он направился к своей семье с опаской и принес жирного теленка.

فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ ٢٧

Он придвинул его к ним и сказал: «Не отведаете ли?».

فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ ٢٨

Он испугался их в душе, и тогда они сказали: «Не бойся». Они обрадовали его вестью о знающем мальчике.

فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ ٢٩

Его жена стала кричать и бить себя по лицу. Она сказала: «Старая бесплодная женщина!».

قَالُواْ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ ٣٠

Они сказали: «Так сказал твой Господь. Он - Мудрый, Знающий».

۞ قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ ٣١

Он сказал: «Какова же ваша миссия, о посланцы?».

قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ ٣٢

Они сказали: «Мы посланы к грешным людям,

لِنُرۡسِلَ عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِينٖ ٣٣

чтобы наслать на них каменья из глины,

مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُسۡرِفِينَ ٣٤

помеченные у твоего Господа для тех, кто излишествовал».

فَأَخۡرَجۡنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٣٥

Мы вывели оттуда всех уверовавших,

فَمَا وَجَدۡنَا فِيهَا غَيۡرَ بَيۡتٖ مِّنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ ٣٦

но нашли там только один дом с мусульманами.

وَتَرَكۡنَا فِيهَآ ءَايَةٗ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ ٣٧

Мы оставили там знамение для тех, которые боятся мучительных страданий.

هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ آيا داستان مهمانان گرامي ابراهيم به تو رسيده است ? إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ آنگاه که نزد او آمدند و گفتند : سلام گفت : سلام ، شما مردمي ، ناشناخته ايد. فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاء بِعِجْلٍ سَمِينٍ در نهان و شتابان نزد کسان خود رفت و گوساله فربهي آورد. فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ طعام را به نزدشان گذاشت و گفت : چرا نمي خوريد ? فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ و از آنها بيمناک شد گفتند : مترس و او را به فرزندي دانا مژده دادند. فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ و زنش فريادزنان آمد و بر روي زد و گفت : من پيزالي نازايم. قَالُوا كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ گفتند : پروردگار تو اينچنين گفته است و او حکيم و داناست. قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَگفت : اي رسولان ، به چه کار آمده ايد ? قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ گفتند : ما را بر مردمي ، تبهکار فرستاده اند ، لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن طِينٍ تا تکه هاي کلوخ بر سرشان بباريم . مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ که بر آنها از جانب پروردگارت براي متجاوزان نشان گذاشته اند. فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ پس همه کساني را که ايمان آورده بودند بيرون برديم. فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ و در آن شهر جز يک خانه از فرمانبرداران نيافتيم. وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ و در آن سرزمين براي کساني که از عذاب دردآور مي ترسند نشاني باقي گذاشتيم.

(24) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ﴾) آیا خبر شگفت انگیز مهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است؟ آن مهمانان فرشتگانی بودند که خداوند آنها را برای هلاک کردن قوم لوط فرستاده بود، و به آنها فرمان داد تا بر ابراهیم نیز گذر کنند. پس آنها به صورت مهمان نزد ابراهیم آمدند.

(25) (﴿إِذۡ دَخَلُواۡ عَلَيۡهِ فَقَالُواۡ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ﴾) آنگاه که بر ابراهیم وارد شدند و گفتند: سلام بر تو، ابراهیم در پاسخ گفت: سلام بر شما. شما گروهی ناشناس هستید، پس دوست دارم که خودتان را معرفی کنید. و تا آنها خود را معرفی نکردند آنان را نشناخت.

(26) (﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ﴾) پس آهسته به سوی خانواده‌اش رفت تا از مهمانان پذیرایی کند. (﴿فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ﴾) سپس گوسالۀ فربه‌ای را آورد

(27)((فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ﴾) و نزد آنان گذاشت تا از آن بخورند. گفت: (﴿أَلَا تَأۡكُلُونَ﴾) آیا نمی‌خورید؟!

(28) (﴿فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗ﴾) پس وقتی دید که به سوی آن دست دراز نمی‌کنند در دل خود از آنها احساس ترس و وحشت نمود. (﴿قَالُواۡ لَا تَخَفۡ﴾) آنها گفتند: مترس، و او را به آنچه که برای انجام دادنش آمده بودند خبر دادند. (﴿وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ﴾) او را به فرزندی دانا که اسحاق علیه السلام بود مژده دادند.

(29) (﴿فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا﴾) وقتی زن ابراهیم مژده را شنید، با خوشحالی و فریاد جلو آمد و سیلی‌ای بر چهرۀ خود زد. این از جنس آن حالتی است که در حالت شنیدن سخن شادی آور و دیدن حالتی که معمول و متداول نباشد به زنان دست می‌دهد. (﴿وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ﴾) و گفت: از کجا من فرزندی به دنیا می‌آورم درحالی که پیر شده و به سنّی رسیده‌ام که زنان در این سن دیگر فرزند به دنیا نمی‌آورند؟! در ضمن من نازا و عقیم هستم و اصلاً صلاحیّت باردار شدن را ندارم. پس دو مانع وجود دارد که هر یک از آنها مانع به دنیا آمدن فرزند می‌شوند. و مانع سوّم را در سورۀ هود بیان کرده است:﴿وَهَٰذَا بَعۡلِي شَيۡخًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عَجِيبٞ﴾ و این شوهرم پیرمردی است. بی‌گمان این چیز عجیبی است.

(30) (﴿قَالُواۡ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ﴾) گفتند: خداوند این امر را مقدّر و واجب نموده است پس نباید در قدرت الهی تعجّب کرد. (﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ﴾) بی‌گمان، خداوند فرزانۀ داناست؛ یعنی او خدایی است که هر چیزی را در جای مناسبش قرار می‌دهد و دانایی و آگاهی‌اش هر چیزی را فرا گرفته است. پس تسلیم فرمان او باشید و سپاس او را در برابر نعمت‌هایش به‌جای آورید.

(31) (﴿قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾) ابراهیم علیه السلام به فرشتگان گفت: کارتان چیست و چه می‌خواهید؟ چون ابراهیم فهمید که خداوند آنها را برای کار مهمّی فرستاده است.

(32) (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ﴾) گفتند: همانا ما به سوی قومی گناهکار فرستاده شده‌ایم. و آنها قوم لوط بودند که با شرک ورزیدن به خدا و تکذیب پیغمبرشان و انجام دادن کار زشتِ همجنس بازی که پیش از آنها هیچ یک از جهانیان مرتکب این جنایت نشده بود، جرم و گناه کرده بودند.

(33 - 34) (﴿لِنُرۡسِلَ عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِينٖ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُسۡرِفِينَ﴾) تا بر آنان سنگ‌هایی از گل فرو ریزیم، و این سنگ‌ها نزد پروردگارت نشاندار شده و بر هر سنگی اسم صاحب آن نوشته شده است؛ چون آنها اسراف کرده و از حد تجاوز کرده‌اند. ابراهیم با آنها دربارۀ قوم لوط مجادله کرد تا شاید خداوند عذاب را از آنها دور نماید. پس به ابراهیم گفته شد:﴿يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ أَعۡرِضۡ عَنۡ هَٰذَآۖ إِنَّهُۥ قَدۡ جَآءَ أَمۡرُ رَبِّكَۖ وَإِنَّهُمۡ ءَاتِيهِمۡ عَذَابٌ غَيۡرُ مَرۡدُودٖ﴾ ای ابراهیم!‌از این روی بگردان، بی‌گمان فرمان پروردگارت آمده است و بر آنها عذابی خواهد آمد که بر نخواهد گشت.

(35 - 36) (﴿فَأَخۡرَجۡنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فَمَا وَجَدۡنَا فِيهَا غَيۡرَ بَيۡتٖ مِّنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾) آنگاه کسانی از مؤمنان را که در آنجا بودند بیرون آوردیم. آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم. و آن خانۀ لوط علیه السلام بود، به جز همسرش که او از هلاک شدگان بود.

(37) (﴿وَتَرَكۡنَا فِيهَآ ءَايَةٗ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾) و در آن برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند نشانه‌ای برجای گذاشتیم که از آن عبرت می‌گیرند، و می‌دانند که خداوند سخت‌کیفر است و پیامبرانش راستگویند.

حکمت‌ها و احکامی که در این داستان وجود دارد: 1- خداوند متعال بر اساس حکمت خود داستان خوبان و بدان را برای بندگانش نقل کرده تا از آنها عبرت بگیرند، و بدانند که سرانجام آنها چه بوده است. 2- خداوند در آغاز داستان، فضیلت ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ را بازگو کرده است که بر مهم بودن ماجرای او دلالت می‌نماید. 3- مهمان داری و مهمان نوازی از سنّت‌های ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ است که خداوند به محمّد صلی الله علیه وسلم و امّتش دستور داده از آئین او پیروی کنند. و خداوند در اینجا ابراهیم را به خاطر مهمان نوازی‌اش ستوده است. 4- مهمان باید با عمل و سخن گرامی داشته شود؛ چون خداوند بیان کرد که مهمانان ابراهیم ـ‌علیه السلام‌ـ گرامی بودند؛ یعنی ابراهیم آنها را گرامی داشت، و خداوند بیان کرد که ابراهیم با عمل و سخن از آنها پذیرایی به عمل آورد، همچنین بیان کرد که آنها نزد ما هم گرامی هستند. 5- خانه ابراهیم ـ علیه السلام ـ پناهگاهی برای مهمانان و مسافران بود؛ چون آنها بدون اجازه وارد خانۀ او شدند امّا ادب را رعایت کرده و ابتدا سلام کردند. ابراهیم نیز سلام آنها را کامل‌تر از سلامشان جواب داد، چون او جملۀ اسمیه‌ای را ذکر کرد که دالّ بر ثبوت و استمرار است. 6- کسی که نزد انسان می‌آید یا نوعی ارتباط با او دارد باید خود را معرفی کند؛ چون این کار فواید زیادی دارد. 7- ادب ابراهیم و نرمی‌اش در حرف زدن که فرمود: (﴿قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ﴾) قومی نا آشنا هستید و نگفت: «أنْکَرْتُکُم» شما را نشناختم. و این دو کلمه با هم فرق دارند که تفاوت آن مشخّص است. 8- شتاب در پذیرایی از مهمان؛ چون بهترین نیکویی، همان است که هرچه زودتر انجام شود. بنابراین ابراهیم خیلی زود و شتابان رفت و خوراک مهمان‌هایش را آورد. 9- حیوانی که قبل از آمدن مهمان ذبح شده و برای کس دیگری آماده شده است اگر به مهمان داده شود توهینی به او نیست، بلکه این بزرگداشت مهمان است. همان‌طور که ابراهیم -علیه السلام- چنین کرد و خداوند خبر داد که مهمانانش گرامی بودند. 10- خداوند کرم و سخاوتمندی فراوانی را به ابراهیم ارزانی داشته بود؛ زیرا همواره خوراک در خانه‌اش آماده و حاضر بود و نیازی نبود که از بازار یا از پیش همسایه‌ها بیاورد. 11- ابراهیم خودش از مهمانانش پذیرایی کرد درحالی که او خلیل خداوند و سردار مهمان نوازان بود. 12- ابراهیم خوراکشان را به آنها نزدیک کرد و پیش آنها گذاشت، و خوراک را در جایی دیگر نگذاشت که به آنها بگوید: بفرمائید، یا بروید غذا بخورید. چون این کار آسان‌تر و راحت‌تر بود. 13- ابراهیم با مهربانی با آنها سخن گفت به‌خصوص وقتی که غذا را به آنها داد. ابراهیم با مهربانی به آنها گفت: (﴿أَلَا تَأۡكُلُونَ﴾) آیا نمی‌خورید. و نگفت: بخورید، و یا کلمه‌ای دیگر نگفت. پس کسی که از او پیروی می‌نماید، باید چنین کلمات خوب و شایسته‌ای را بگوید. مثلاً بگوید: به ما افتخار بدهید، و امثال آن. 14- اگر کسی از کسی ترسید باید ترس را از او دور کند و هراس او را به آرامش تبدیل ‌کند. همان طور که زمانی ابراهیم از فرشتگان ترسید به وی گفتند: (﴿لَا تَخَفۡ﴾) مترس. و او را به آن مژدۀ شادی آفرین خبر دادند بعد از آنکه از آنها احساس ترس نموده بود. 15- شدّت شادی همسر ابراهیم «ساره» به جایی رسید که سیلی بر چهره‌اش زد و فریاد برآورد؛ کاری که قبلاً از وی مشاهده نشده بود. 16- خداوند ابراهیم و همسرش ساره را با مژده دادنشان به فرزندی دانا گرامی داشت.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English