Ас-Саади · Тафсир · на персидском
المائدة
Аль-Маида
Трапеза · Мединская · 120 аятов
5:1Страница 106
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَوۡفُواْ بِٱلۡعُقُودِۚ أُحِلَّتۡ لَكُم بَهِيمَةُ ٱلۡأَنۡعَٰمِ إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ غَيۡرَ مُحِلِّي ٱلصَّيۡدِ وَأَنتُمۡ حُرُمٌۗ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ مَا يُرِيدُ ١
О те, которые уверовали! Будьте верны обязательствам. Вам дозволена скотина, кроме той, о которой вам будет возвещено, и кроме добычи, на которую вы осмелились охотиться в ихраме. Воистину, Аллах повелевает все, что пожелает.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، به ، پيمانها وفا کنيد حيوانات چهارپا مگر آنهايي که از اين پس برايتان گفته مي شود ، بر شما حلال شده اند و آنچه را که در حال احرام صيد مي کنيد حلال مشماريد خدا به هر چه مي خواهد حکم مي کند.
مدني و 120 آيه است.
(1) این دستوری است از جانب خدا به بندگان مؤمنش که به پیمانها وفا کنند؛ دستوری که ایمان، آن را اقتضا میکند؛ یعنی پیمانها و قراردادها را کامل بگردانید و آنها را نشکنید. و نقض نگردانید. و این، شامل پیمانهایی است که میان بنده و خدا است، از قبیل: پایبندی به بندگی پروردگار، و انجام دادن عبادت وی به کاملترین صورت، و نکاستن از حقوق بندگی. همچنانکه شامل پیمان هایی است که میان بنده و پیامبر میباشد، که باید از او اطاعت و پیروی کند. و شامل پیمانهایی است که بین او و پدر و مادر و خویشاوندانش است، که باید به آنها نیکی کند و پیوند خویشاوندی را برقرار دارد و با آنها قطع رابطه نکند. نیز پیمانهایی را در بر میگیرد که میان بنده و دوستان و همراهانش است، که باید حقوق همراهی را، در نیازمندی و توانگری، و آسانی و سختی انجام دهد. نیز پیمانهایی را شامل میشود که میان او و مردم وجود دارد، مانند قراردادهای معاملاتی از قبیل: خرید و فروش و اجاره و امثال آن، و قراردادهای تبرّع و بخشش مانند هبه و غیره، و ادای حقوق مسلمین که خداوند بر عهدۀ آنها قرار داده و فرموده است:﴿ إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ﴾ همانا مؤمنان، برادر [ان یکدیگر] هستند [و باید در مسیر حق یکدیگر را یاری کنند و میان مسلمین دوستی بیاورند و از همدیگر قطع رابطه نکنند.] پس این دستور، اصول و فروع دین را در بر میگیرد، و تمامی این اصول و فروع، جزو پیمانهایی هستند که خداوند دستور داده است به آنها وفا شود. سپس خداوند با منت نهادن بر بندگانش میفرماید: (﴿أُحِلَّتۡ لَكُم﴾) به خاطر مهر و محبتی که خداوند نسبت به شما دارد، چهارپایان را برایتان حلال گردانیده است؛ (﴿بَهِيمَةُ ٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾) از قبیل: شتر و گاو و گوسفند. بلکه نوعِ وحشیِ این حیوانات نیز در این داخل هستند، مانند آهو و گورخر و امثال آن. و برخی از اصحاب با استناد به این آیه، بر حلال بودن جنینی که در شکم مادرش میمیرد و مادرش ذبح میشود، استدلال کردهاند. (﴿إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) جز آنچه که حرام بودن آن بر شما خوانده میشود، که در این آیه بیان شدهاند ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواۡ بِٱلۡأَزۡلَٰمِۚ ذَٰلِكُمۡ فِسۡقٌ﴾ بر شما حرام شده است: [خوردن حیوان] مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیوانی که به نام غیر خدا سربریده شده باشد، و [حیوانی که] خفه شده باشد، و [حیوانی که] بر اثر وارد شدن ضربه مرده باشد، و حیوانی که از بالا پرت شده باشد، و [حیوانی که] بر اثر شاخ زدن حیوانات دیگر مرده شده باشد، و آنچه که درنده از آن خورده باشد، -مگر اینکه آنها را [زنده یافته و] سر بریده باشید- و [همچنین بر شما حرام است خوردن گوشت حیواناتی که] ذبح آنها برای غیر خدا بوده و روی صخرههایی ـ یا چیزهایی دیگر ـ صورت گرفته که به عبادت غیر خدا نصب گشتهاند. و [حرام است] به وسیلۀ تیرهای قرعه به پیشگویی بپردازید؛ این امر موجب فسق و بیرون رفتن از دایرۀ اطاعت خداست. موارد مذکور هر چند اگر از چهارپایان هم باشد، حرام است. و از آنجا که خوردنِ گوشت چهارپایان در همۀ حالات و اوقات مباح است، شکار کردن در حالت احرام را استثنا نمود و فرمود: (﴿غَيۡرَ مُحِلِّي ٱلصَّيۡدِ وَأَنتُمۡ حُرُمٌۗ ﴾) چهارپایان در هر حالی برایتان حلال هستند، مگر در حالتی که صفت و ویژگی شما چنان است که حلالکنندۀ صید نیستید، و آن زمانی است که در حال احرام هستید؛ یعنی زمانی که در حال احرام هستید یا در سرزمین حرم به سر میبرید، حیواناتی را از قبیل آهو و غیره شکار نکنید؛ زیرا برایتان حلال نیست، و «صید» به معنی حیوان وحشی است که گوشتش خورده میشود. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ مَا يُرِيدُ﴾) بدون شک خدا هرچه را بخواهد مطابق با حکمت خویش به آن حکم مینماید، همان طور که شما را به وفاکردن به پیمانها دستور داد؛ زیرا «وفای به پیمان» منافع شما را تامین میکند و زیانها را از شما دور مینماید. و از آنجا که خدا نسبت به شما بسیار مهربان است، چهارپایان را برایتان حلال کرد؛ و از میان چهارپایان حلال گوشت، آن دسته را استثنا نمود که بنا به دلایل عارضی از قبیل: مردار شدن، نام غیر خدا بر آن بردن به هنگام ذبح، و خفه شدن، و یا مضروب شدن مرده باشند، تا شما را محفوظ نگاه دارد؛ و شما را از صید در حالت احرام نهی نمود، واین به خاطر بزرگداشت و تکریم احرام است.
5:2Страница 106
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحِلُّواْ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ وَلَا ٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ وَلَا ٱلۡهَدۡيَ وَلَا ٱلۡقَلَٰٓئِدَ وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّهِمۡ وَرِضۡوَٰنٗاۚ وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواْۚ وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَـَٔانُ قَوۡمٍ أَن صَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ أَن تَعۡتَدُواْۘ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ ٢
О те, которые уверовали! Не нарушайте святость обрядовых знамений Аллаха и запретного месяца. Не считайте дозволенным покушаться на жертвенных животных, или животных (или людей) с ожерельями, или людей, которые приходят к Заповедному дому, стремясь к милости и довольству своего Господа. Когда же вы освободитесь от ихрама, то можете охотиться. И пусть ненависть людей, которые помешали вам пройти к Заповедной мечети, не подтолкнет вас на преступление. Помогайте друг другу в благочестии и богобоязненности, но не помогайте друг другу в грехе и посягательстве. Бойтесь Аллаха, ведь Аллах суров в наказании.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، شعاير خدا و ماه حرام و قرباني را چه ، بدون قلاده و چه با قلاده حرمت مشکنيد و آزار آنان را که به طلب روزي و خشنودي پروردگارشان آهنگ بيت الحرام کرده اند ، روا مداريد و چون از احرام به در آمديد صيد کنيد و دشمني با قومي که مي خواهند شما را از مسجدالحرام باز دارند وادارتان نسازد که از حد خويش تجاوز کنيد ، و در نيکوکاري و پرهيز همکاري کنيد نه در گناه و تجاوز و از خداي بترسيد که او به سختي عقوبت مي کند.
(2) خداوند متعال میفرماید: (﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَا تُحِلُّواۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ﴾) ای کسانی که ایمان آوردهاید! آنچه را که خدا حرام نموده و به تعظیم آن دستور داده و شما را از ارتکاب آن برحذر داشته است، حلال ندانید. پس این نهی، شامل نهی از انجام دادن آن، و نهی از اعتقاد به حلال بودن آن نیز میگردد. همچنانکه این نهی، شامل انجام ندادن کار زشت و عقیده نداشتن به آن میباشد. و این نهی، شامل «محرّماتِ احرام» و «محرّمات حرم» میشود. نیز آنچه خداوند بدان تصریح نموده، در این نهی داخل است، آنجا که میفرماید: (﴿وَلَا ٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ﴾) حرمت ماه حرام را، با جنگ و ستم و انجام دادن دیگر منهیّات نشکنید. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ يَوۡمَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُۚ فَلَا تَظۡلِمُواۡ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمۡ﴾ بیگمان تعداد ماهها نزد خدا، در کتاب تقدیر الهی [لوح المحفوظ]، از روزی که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است؛ چهار تا از آن ماه حراماند، این است آئین استوار و محکم، پس در آن برخود ستم نکنید. جمهور علما بر این باور هستند که حرمت جنگ در ماههای حرام با این فرمودۀ الهی منسوخ است که میفرماید:﴿فَإِذَا ٱنسَلَخَ ٱلۡأَشۡهُرُ ٱلۡحُرُمُ فَٱقۡتُلُواۡ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَيۡثُ وَجَدتُّمُوهُمۡ﴾ پس هرگاه ماههای حرام به پایان رسیدند، مشرکان را هر کجا یافتید، بکشید. همچنین به دلیل نصوص کلی و عامِ دیگری که در آن به طور مطلق به پیکار با کافران دستور داده شده، و برای نجگیدن با آنها، تهدیداتی صورت گرفته است. و همچنین به دلیل اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم با اهل طائف در ماه ذی القعده که یکی از ماههای حرام است، جنگید. گروهی دیگر میگویند: نهی از پیکار در ماههای حرام با این آیه و دیگر آیاتی که به طور ویژه از جنگ در ماههای حرام نهی میکنند، منسوخ نگردیده است. آنان نصوص مطلقی را که در این رابطه وارد شدهاند، بر این آیه و امثال آن حمل کرده و گفتهاند:«مطلق بر مقید حمل میشود». و برخی در این مورد به تفکیک قضیه پرداخته و گفتهاند: آغاز کردن جنگ در ماههای حرام جایز نیست، اما ادامۀ جنگی که از قبل آغاز شده، و تکمیل کردن آن جایز است. و پیکار پیامبر صلی الله علیه وسلم را با اهل طائف بر این صورت حمل نمودهاند؛ زیرا جنگ با اهل طائف، در «حنین» و در ماه شوال آغاز شد. همۀ اینها در مورد جنگی است که تدافعی نباشد، بلکه مسلمانان جنبۀ تهاجمی داشته باشند. اما در جنگ تدافعی ـ که کفار آن را آغاز میکنند ـ به اجماع همۀ علما برای مسلمین جایز است به منظور دفاع، در ماههای حرام و دیگر ماهها به جنگ با کفار بپردازند. (﴿وَلَا ٱلۡهَدۡيَ وَلَا ٱلۡقَلَٰٓئِدَ﴾)و قربانیی را که در حج، عمره و دیگر موارد به سوی بیتالله برده میشود، حلال ندانید و از رسیدن آن به محل مورد نظر جلوگیری نکنید، و قربانی را از طریق دزدیدن و غیره نگیرید و در مورد آن کوتاهی نورزید، و باری را که توان حملِ آن را ندارد بر دوش آن نگذارید، مبادا قبل از رسیدن به جایگاهش تلف شود ، بلکه هم قربانی را، و هم کسی که آن را میآورد، احترام کنید. (﴿وَلَا ٱلۡقَلَٰٓئِدَ﴾) این نوعی خاص از قربانی است که زنجیر یا گردنبندی برای آن بافته شده و در گردنش آویخته میشود تا معلوم گردد این حیوان مخصوص قربانی است؛ از این طریق مردم برای انجام چنین کاری تشویق شوند و سنت و روش رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به آنها آموخته شود و معلوم گردد این حیوان مخصوص قربانی است و مورد احترام قرار گیرد. بنابراین آویختن گردنبند به گردن قربانی، سنّت، و از شعائر مسنونه است. (﴿وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ﴾) و کسانی را که آهنگ خانۀ خدا را دارند [مورد تعرّض قرار ندهید] (﴿يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّهِمۡ وَرِضۡوَٰنٗا﴾) یعنی هرکس که قصد زیارت بیتالحرام را نمود و از طریق تجارت و معاملاتِ جایز در صدد بهدست آوردن سود و منفعت مادی بود، و با انجام حج، عمره، و طواف خانۀ خدا، و نماز گزاردن درآن، و دیگر انواع عبادت در پی جلب خشنودی خدا بود، به او تعرض و توهین نکنید، بلکه او را احترام کنید، و همۀ زائران خانۀ خدا را مورد تکریم قرار دهید. تامین امنیت راههایی که انسان را به خانه خدا میرساند نیز در این مقوله داخل است؛ زیرا کسانی که آهنگ خانۀ خدا را دارند، باید با اطمینان و آرامش به سوی کعبه بیایند، بدون اینکه ترسی ازکشته شدن یا آسیب رسیدن به جان واموالشان ازطریق دزدی و چپاول و غیره داشته باشند. و این آیۀ شریفه با فرمودۀ الهی تخصیص مییابد که می فرماید:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِكُونَ نَجَسٞ فَلَا يَقۡرَبُواۡ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ بَعۡدَ عَامِهِمۡ هَٰذَا﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! همانا مشرکان پلیدند، پس، بعد از این سال نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند. بنابراین به مشرک اجازه داده نمیشود که به «حرم» وارد گردد. ما گفتیم این آیه با نهی از تعرض به کسی که قصد خانۀ خدا را نموده و به دنبال فضل و خشنودی خداست، تخصیص یافته است، و این بیانگر آن است که هرکس به قصد انجام گناه به کعبه برود، باید از ورود به خانۀ خدا و فساد انگیزی در آن بازداشته شود. چون یکی از روشهایی که با آن، احترام و اکرام بیتالله کامل میگردد آن، است که کسانی را که دارای چنین حال و وضعی هستند، از فسادکاری در آن بازداشته شوند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَن يُرِدۡ فِيهِ بِإِلۡحَادِۢ بِظُلۡمٖ نُّذِقۡهُ مِنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ﴾ و هرکس بخواهد در کعبه به الحاد و ستم بپردازد، به او عذابی دردناک میچشانیم. پس از آنکه خداوند متعال آنها را از شکار کردن در حالت احرام نهی نمود، فرمود: (﴿وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواۡ﴾) و هرگاه از احرامِ حج یا عمره بیرون آمدید و از سرزمین حرم بیرون شدید، شکار کردن برایتان حلال است، و این تحریم از بین میرود. و دستوری که پس از تحریم صادر میشود، حکم مسأله را، به حالتی که قبل از تحریم داشته است، باز میگرداند. (﴿وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ أَن صَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ أَن تَعۡتَدُواۡۘ﴾) و نفرت و دشمنی قومی، و تجاوز آنها بر شما که شما را از مسجدالحرام بازداشتهاند، وادارتان نکند که بر آنها تجاوز کنید، و از آنها انتقام بگیرید، و دلتان را خنک کنید؛ زیرا بنده باید به دستور خدا پایبند باشد و راه عدالت را در پیش بگیرد، گرچه بر او جنایت و ستم و تجاوز شده باشد. پس برای او جایز نیست که بر کسی دروغ ببندد که بر وی دروغ بسته است، و یا به کسی خیانت کند که با او خیانت کرده است. (﴿وَتَعَاوَنُواۡ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰ﴾) و باید برخی از شما برخی دیگر را بر کارهای نیک یاری کنند. و «بِرّ» اسمی است جامع که دربرگیرندۀ تمامی اعمال ظاهری و باطنی است اعم از حقوق خدا و حقوق انسانهاست که خداوند آنها را دوست دارد و میپسندد. و «تقوی» در اینجا اسمی است جامع و دربرگیرندۀ ترک تمام اعمال ظاهری و باطنی است که خدا و رسولش آن را دوست نمیدارند. همچنانکه در برگیرندۀ آراسته شدن به تمام خصایل و ویژگیهای خیری است که به انجام دادن آن امر شده است، و نیز پرهیز از هر ویژگی از ویژگیهای شر را در بر میگیرد که به ترک آن امر شده است. پس بنده مأمور است خود این کارها را انجام دهد، و دیگر برادران مؤمنش را بر انجام آن یاری نماید با هر قول و گفتاری که آنان را بر آن تشویق و تحریک کند. (﴿وَلَا تَعَاوَنُواۡ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ ﴾) و همدیگر را بر گناه یاری ندهید. و «اثم» به معنی جرأت پیدا کردن بر انجام گناهان است؛ امری که صاحبش را گناهکار میکند و او را در موقعیت حرج قرار میدهد. (﴿وَٱلۡعُدۡوَٰنِ﴾) یعنی تجاوز به جان و مال و آبروی مردم. پس واجب است که آدمی از هر گناه و ستمی دوری بجوید، سپس دیگران را بر ترک آن کمک نماید. (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾) و از خداوند بترسید، همانا خداوند کسی را که برانجام گناه و هتک حرمت محارم خدا جسارت نماید به شدت عذاب میدهد. پس، از محارم بپرهیزید تا عذاب دنیوی و اخروی خدا برشما نازل نشود.
5:3Страница 107
حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواْ بِٱلۡأَزۡلَٰمِۚ ذَٰلِكُمۡ فِسۡقٌۗ ٱلۡيَوۡمَ يَئِسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمۡ فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِۚ ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗاۚ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣
Вам запрещены мертвечина, кровь, мясо свиньи и то, над чем не было произнесено имя Аллаха (или что было зарезано не ради Аллаха), или было задушено, или забито до смерти, или подохло при падении, или заколото рогами или задрано хищником, если только вы не успеете зарезать его, и то, что зарезано на каменных жертвенниках (или для идолов), а также гадание по стрелам. Все это есть нечестие. Сегодня неверующие отчаялись в вашей религии. Не бойтесь же их, а бойтесь Меня. Сегодня Я ради вас усовершенствовал вашу религию, довел до конца Мою милость к вам и одобрил для вас в качестве религии ислам. Если же кто-либо будет вынужден пойти на это (на употребление запрещенных продуктов) от голода, а не из склонности к греху, то ведь Аллах - Прощающий, Милосердный.
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و هر حيواني که به هنگام کشتنش ، نام ديگري جز الله را بر او بگويند ، و آنچه خفه شده باشد يا به سنگ زده باشند يا از بالا در افتاده باشد يا به شاخ حيواني ديگر بميرد يا درندگان از آن خورده باشند ، مگر آنکه ذبحش کنيد و نيز هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسيله تيرهاي قمار قسمت کنيد که اين کار خود نافرماني است امروز کافران از بازگشت شما از دين خويش نوميد شده اند از آنان مترسيد از من بترسيد امروز دين شما را به کمال رسانيدم و نعمت خودبر شما تمام کردم و اسلام را دين شما برگزيدم پس هر که در گرسنگي بي چاره ماند بي آنکه قصد گناه داشته باشد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است.
(3) این همان محرماتی است که خداوند در فرمودۀ: ﴿إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾[جز آنچه که بر شما خوانده میشود] به ما وعده داد آنها را بر ما تلاوت کند. و بدان که خداوند تبارک و تعالی چیزهایی را که حرام میکند، بدان خاطر است تا بندگانش را از زیانی که در آنها نهفته است، حفاظت نماید، و خداوند این زیانها را گاهی برای بندگان بیان نموده و گاهی بیان نمیکند. پس خداوند خبر داد که مردار را بر شما حرام کرده است: (﴿ٱلۡمَيۡتَةُ﴾) و منظور از حیوان مردار، حیوانی است که بدون ذبح شرعی حیات خود را از دست داده باشد. چنین حیوانی به خاطر ضرری که دارد، حرام است؛ و زیان آن، به سبب ماندن خون در شکم وگوشت آن است و خوردنش مضر میباشد. شایان ذکر است که حیوانات مردار بیشتر به خاطر بیماری میمیرند، پس خوردن آن زیان دارد. وملخ و ماهی از این قضیه مستثنی هستند و حلالاند. (﴿وَٱلدَّمُ﴾) و خون جاری. همانطور که در آیهای دیگر به صورت مقیّد بیان شده است. (﴿وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ﴾) و گوشت خوک، و این، همۀ اجزای آن را شامل میشود. از بین سایر درندگانِ پلید فقط خوک را بیان نمود؛ زیرا گروهی از اهل کتاب از قبیل نصاری، ادعا میکنند که خداوند خوک را برایشان حلال نموده است؛ یعنی شما فریب آنها را نخورید، چرا که خوک حرام است و از جمله پلیدیها است. (﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ﴾) و حیوانی که به هنگام سر بریدن، نام غیر خدا، از قبیل بتها و اولیاء و ستارگان و دیگر مخلوقات بر آن برده شده است. پس همان طور که بردن نام خدا، ذبیحه را پاک میگرداند، بردن نام غیر خدا آن را از نظر معنوی آلوده میکند، چون ذکر نام غیر خدا بر آن شرک است. (﴿وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ﴾) و حیوانی که به سبب خفگی مرده، و با دست یا ریسمانی خفه شده باشد، یا اینکه سرش را به جای تنگ و باریکی فرو برده باشد که نتوان آن را بیرون آورد، در نتیجه حیوان بمیرد. (﴿وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ﴾) و حیوانی که به سبب کتک زدن با چوب یا سنگ، یا فرو ریختن چیزی بر آن ـ عمداً یا بدون عمد ـ مرده باشد. (﴿وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ﴾) و حیوانی که از بالا پرت شده باشد، مانند اینکه از بالای کوه یا دیوار، یا از سقفی افتاده باشد و بمیرد. (﴿وَٱلنَّطِيحَةُ﴾) و آن حیوانی است که به سبب شاخ زدنِ حیوانِ دیگری بمیرد. (﴿وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ﴾) و آنچه حیوانات درّنده [از قبیل: گرگ، شیر یا پلنگ] از بدن آنها بخورند، یا پرندگان درّندهای که شکار را میخورند، از آن بخورند. پس چنین حیوانی که به سبب خوردن درندگان مرده باشد، حلال نیست. (﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾) این استثنا راجع به این موارد است؛ یعنی حیوان خفه شده، حیوانی که بر اثر کتک مرده است، حیوانی که از بالا افتاده و مرده است، حیوانی که به سبب شاخ زدن حیوانی دیگر مرده است و آنچه که درندگان از آن خوردهاند، در همۀ این موارد اگر حیوان به صورت حتم و مسلّم زنده باشد و سربریده شود، حلال است. بنابراین فقها گفتهاند:«اگر حیوان درنده یا غیر آن روده و شکم حیوانی را پاره کند، یا حلقومش را قطع نماید، زنده بودن آن مانند مرده بودنش است؛ زیرا سر بریدنش فایدهای ندارد». و برخی جز وجود حیات، چیز دیگری را در آن معتبر ندانستهاند. پس هرگاه آن را سر ببرید و حیوان زنده بود، حلال است گر چه رودهها و شکمش از آن جدا شده باشد. و از ظاهر آیۀ شریفه چنین استنباط میشود. (﴿وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواۡ بِٱلۡأَزۡلَٰمِ﴾) و تقسیم کردن و پیشگویی نمودن با چوبههای تیر بر شما حرام است. «استقسام» شیوهای برای تقسیم کردن و اندازهگیری، و معیاری برای اقدام به کاری یا ترک آن بود. «ازلام» سه چوب تیرمانندی بودند که عربها در جاهلیت برای این منظور از آنها استفاده میکردند که بر یکی نوشته شده بود «بکن»، و بر دومی نوشته شده بود « نکن»، و بر سومی چیزی نوشته نشده بود. پس هرگاه کسی از آنان آهنگ سفر یا عروسی یا امثال آن را میکرد، این سه تیر را در کیسهای میانداخت، سپس یکی از آن را بیرون میآورد، پس اگر تیری بیرون میآمد که روی آن نوشته بود «بکن»، او کارش را میکرد؛ و اگر تیری بیرون میآمد که روی آن نوشته بود «نکن»، کارش را انجام نمیداد؛ و اگر تیری بیرون میآمد که چیزی بر آن نوشته نشده بود، باز کارش را تکرار میکرد تا یکی از دو چوبهای بیرون میآمد که روی آن چیزی نوشته شده بود، و طبق آن عمل میکرد. پس خداوند این کار و امثال آن را بر آنها حرام نمود و به جای آن، آنها را به نماز استخاره در همۀ کارها راهنمایی کرد. (﴿ذَٰلِكُمۡ فِسۡقٌ﴾) اشاره به همۀ امور حرامی است که از آن سخن رفت، و خداوند به منظور حفاظت بندگانش، آنها را حرام نمود. این امور، موجب فسق و بیرون رفتن از دایرۀ اطاعت خدا و وارد شدن به اطاعت شیطاناند. سپس خداوند بر بندگانش منت نهاد و فرمود: (﴿ٱلۡيَوۡمَ يَئِسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِن دِينِكُمۡ﴾) امروز کافران از دینتان مأیوس شدهاند. روزی که به آن اشاره شده است، روز عرفه است؛ روزی که خداوند دینش را تکمیل کرد و بنده و پیامبرش را نصرت نمود و مشرکین را بینهایت خوار گردانید، در حالیکه آنها به پشیمان کردن مؤمنان از دینشان بسیار رغبت داشتند. اما وقتی که عزت و قدرت اسلام و پیروزی آن را مشاهده کردند، کاملاً ناامید شدند که مؤمنان به دین آنها باز گردند. بنابراین در این سال؛ یعنی سال دهم که پیامبر حج وداع نمودند، و آخرین حج پیامبر بود، هیچ مشرکی حج نکرد و هیچ آدم لخت و عریانی چون گذشته، اطراف کعبه طواف ننمود. بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِ﴾) و از مشرکان نترسید، بلکه از خداوندی بترسید که شما را بر آنها پیروز گردانید و آنان را خوار کرد و توطئههایشان را به خودشان برگرداند. (﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ﴾) امروز با کامل کردن پیروزی و تکمیل شرائع ظاهری و باطنی، اصول و فروع دینتان را کامل نمودم. بنابراین کتاب و سنت در حوزۀ احکام دینی، و اصول و فروع آن کاملاً شما را کفایت میکنند. پس هرکس ادعا کند که مردم در شناختن عقاید و احکامشان به علومی غیر از کتاب وسنت از قبیل: علم کلام و غیره نیاز دارد، جاهل است و ادعای باطلی در سرمیپروراند؛ زیرا گمان میبرد که دین کامل نمیشود، مگر به وسیلۀ آنچه که او میگوید و به سوی آن دعوت میکند. و این از بزرگترین ستم در حق خدا و رسولش به حساب میآید و نسبت دادن جهل است به خدا و رسولش. (﴿وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي﴾) و نعمت ظاهری و باطنی را برای شما تکمیل کردم.(﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا﴾) و اسلام را به عنوان دین برای شما انتخاب نمودم، همانطور که شما را برای اسلام پسندیدم. پس با به جا آوردن دستورات اسلام، شکر پروردگارتان را به جای آورید و کسی را که برترین و شریفترین و کاملترین دین را به شما ارزانی داشته است، ستایش کنید. (﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ﴾) بنابراین کسی که ضرورت و نیاز، او را به خوردن چیزهای حرام که در (﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ﴾) بیان شد، مجبور کرد، (﴿فِي مَخۡمَصَةٍ﴾) در حالت گرسنگی، (﴿غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ﴾) به شرطی که متمایل به گناه نباشد، و تا زمانی که مجبور نشده است، از آن نخورد و بیش از اندازهای که او را کفایت میکند، نخورد، (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند بخشنده و مهربان است، و خوردن [گوشت، خون و...] حرام را در این حال برای او مباح کرده، و بر او رحم نموده که از حرام به اندازهای که ویرا نگاه دارد، بخورد بدون اینکه کمبود و نقصی در دینش حاصل آید.
5:4Страница 107
يَسۡـَٔلُونَكَ مَاذَآ أُحِلَّ لَهُمۡۖ قُلۡ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ وَمَا عَلَّمۡتُم مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ ٱللَّهُۖ فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ عَلَيۡكُمۡ وَٱذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٤
Они спрашивают тебя о том, что им дозволено. Скажи: «Вам дозволены блага. А то, что поймали для вас обученные хищники, которых вы обучаете, как собак, части того, чему обучил вас Аллах, ешьте и поминайте над этим имя Аллаха. Бойтесь Аллаха, ведь Аллах скор в расчете.
يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ از تو مي پرسند که چه چيزهايي بر آنها حلال شده است بگو : چيزهاي پاکيزه ، بر شما حلال شده و نيز خوردن صيد آن حيوان که به آن صيد کردن آموخته ايد ، چون پرندگان شکاري و سگان شکاري ، هر گاه آنها را بدان سان که خدايتان آموخته است تعليم داده باشيد از آن صيد که برايتان مي گيرند و نگه مي دارند بخوريد و نام خدا را بر آن بخوانيد و از خدا بترسيد که او سريع الحساب است.
(4) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿يَسَۡٔلُونَكَ مَاذَآ أُحِلَّ لَهُمۡۖ ﴾) از تو می پرسند: چه خوراکهایی برای آنان حلال شده است؟ (﴿قُلۡ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ﴾) بگو: چیزهای پاکیزه برایتان حلال شده است. و چیزهای پاکیزه هر آن چیزی است که در آن فایده یا لذتی باشد، بدون اینکه زیانی برای بدن و عقل در بر داشته باشد. پس همۀ دانهها و میوهها که در روستاها و صحراها یافت میشوند، و نیز همۀ حیوانات دریایی و خشکی در این داخل است، جز آنچه که شارع استثنا نموده است مانند حیوانات درّنده و پلید. بنابراین، مفهوم آیه بر حرام بودن پلیدیها دلالت مینماید، همانطور که خداوند به حرمت پلیدیها تصریح کرده و میفرماید:﴿وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَ﴾ و پاکیزهها را برای آنان حلال مینماید و پلیدیها را برایشان حرام میگرداند. (﴿وَمَا عَلَّمۡتُم مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ﴾) و شکاری که پرندگان و حیوانات شکارگر صید میکنند، برایتان حلال است. این آیه بر چند چیز دلالت مینماید: اول: لطف و مهربانی خدا نسبت به بندگانش که راههای حلال را برای آنان گسترده است و حیواناتی را که سر نبریدهاند بلکه پرندگان و حیوانات شکاری آن را شکار کردهاند، برای آنان حلال نموده است. منظور از «جوارح» سگهای شکاری و یوزپلنگ و شاهین و دیگر حیواناتی است که با چنگال و دندان شکار میکنند. دوم: شرط است که حیوان شکاری تعلیم یافته باشد، به طوریکه در عرف تعلیم شمرده شود، به این صورت که هرگاه بخواهد حیوان را به حرکت درآورد و رها کند، حرکت نماید، و هرگاه بخواهد آن را از شکار باز دارد، با صدای او باز گردد. و هرگاه حیوانی را گرفت، آن را نخورد. بنابراین فرمود: (﴿تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ ٱللَّهُۖ فَكُلُواۡ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ عَلَيۡكُمۡ﴾) از آنچه خداوند به شما آموخته، به آنها تعلیم میدهید. پس، از صیدی که به خاطر شما گرفته و نگاه داشتهاند، بخورید. و چنانچه حیوان شکاری بخشی ازآن صید را بخورد، معلوم نیست که بقیۀ آخر را برای صاحبش نگاه بدارد؛ زیرا احتمال دارد که در صدد خوردن نصف باقیمانده هم باشد. سوم: شرط است که سگ یا پرندۀ شکاری و امثال آن، شکار را زخمی کرده باشد. به دلیل اینکه فرموده است: (﴿مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ﴾) و قبلاً گفتیم که حیوان خفه شده حرام است . پس اگر سگ یا دیگر حیوان شکاری، صید را خفه کرد یا بر اثر سنگینی و زنش آن را کشت، حیوان شکار شده حلال نیست. این نظر مبنی بر آن است که پرندگان و حیوانات شکاری، شکار را با چنگال یا دندان خود زخمی کنند. و بنا به قول مشهور که میگوید: جوارح به معنی «کواسب» میباشد، منظور حیوانات شکارگری است که خود شکار را به دست میآورند و آن را در مییابند. پس اگر به این معنی باشد، در آن دلالتی بر مطلب گذشته نیست. و الله اعلم. چهارم: جایز بودن پرورش و نگهداری سگ شکاری است، همان طور که در حدیث صحیح آمده که نگهداری و پرورش سگ شکاری جایز است. با اینکه در اصل، نگهداری سگ و پرورش آن حرام است، اما نگهداری سگ شکاری جایز است؛ زیرا اگر شکار و تعلیم دادن سگ جایز باشد به طور قطع نگهداری آن نیز جایز است. پنجم: پاک بودن قسمتی از شکار که سگ با دهان گرفته است، چون خداوند آن را جایز قرار داده و نگفته است آن را بشوئید. پس این بر پاکی محلی که دهان سگ شکاری به آن خورده است دلالت مینماید. ششم: در این آیه به فضیلت علم اشاره شده است ، و اینکه سگ و حیوان تعلیم یافته به خاطر تعلیمی که دیده است، شکارش حلال است، و حیوان شکارگری که تعلیم نیافته، شکارش حلال نیست. هفتم: مشغول شدن به تعلیم دادن سگ یا پرنده یا امثال آن مذموم و ناپسند نبوده و کار بیهوده و باطلی نیست، بلکه امری است مطلوب، چون تعلیم، وسیله ای برای حلال شدن شکارِ حیوان شکارگر و استفاده از آن است. هشتم: این آیه دلیل است برای کسی که فروختن سگ شکارگر را جایز میداند؛ زیرا جز از طریق خرید و فروش، نمیتوان به سگ شکاری دست یافت. نهم: در این آیه «بسم الله» گفتن به هنگام رهاکردن حیوان شکاری شرط قرار داده شده است، و اگر به طور عمد و قصد «بسم الله» نگوید، شکاری را که حیوان شکاری کشته است، حلال نمیباشد. دهم: خوردن آنچه حیوان شکارگر صید کرده، حلال است، خواه حیوان شکارگر صید را کشته باشد یا نه. و اگر صاحبش آن را دریافت و شکار به طور حتم و مسلّم زنده بود، حلال نیست، مگر اینکه آن را ذبح کند. سپس خداوند متعال مردم را به تقوا و پرهیزگاری تشویق نمود و آنان را از آمدن روز قیامت و محاسبۀ آن روز، برحذر داشت و به آنان گوشزد کرد که حسابرسی روز قیامت، نزدیک است: (﴿ وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾)
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии