Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Хиджр 15:26–56
15:26–44Страница 263
وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ ٢٦
Мы сотворили человека из сухой звонкой глины, полученной из видоизмененной грязи.
وَٱلۡجَآنَّ خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ ٢٧
А еще раньше Мы сотворили джиннов из палящего пламени.
وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ ٢٨
Вот твой Господь сказал ангелам: «Воистину, я сотворю человека из сухой звонкой глины, полученной из видоизмененной грязи.
فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ ٢٩
Когда же Я придам ему соразмерный облик и вдохну в него от Моего духа, то падите перед ним ниц».
فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ ٣٠
Все ангелы до единого пали ниц,
إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ ٣١
за исключением Иблиса, который отказался быть в числе павших ниц.
قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ ٣٢
Аллах сказал: «О Иблис! Почему ты не в числе павших ниц?».
قَالَ لَمۡ أَكُن لِّأَسۡجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقۡتَهُۥ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ ٣٣
Иблис сказал: «Не подобает мне падать ниц перед человеком, которого Ты сотворил из сухой звонкой глины, полученной из видоизмененной грязи».
قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ ٣٤
Аллах сказал: «Изыди, и отныне ты будешь изгнан и побит.
وَإِنَّ عَلَيۡكَ ٱللَّعۡنَةَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ ٣٥
И проклятие пребудет над тобой до Дня воздаяния».
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ ٣٦
Иблис сказал: «Господи! Предоставь мне отсрочку до того дня, когда они будут воскрешены».
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ ٣٧
Аллах сказал: «Воистину, ты - один из тех, кому предоставлена отсрочка
إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ ٣٨
до дня, срок которого определен».
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ ٣٩
Иблис сказал: «Господи! За то, что Ты ввел меня в заблуждение, я приукрашу для них земное и непременно совращу их всех,
إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ٤٠
кроме Твоих избранных (или искренних) рабов».
قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَيَّ مُسۡتَقِيمٌ ٤١
Аллах сказал: «Это - путь, ведущий прямо ко Мне.
إِنَّ عِبَادِي لَيۡسَ لَكَ عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ ٤٢
Воистину, ты не властен над Моими рабами, за исключением заблудших, которые последуют за тобой».
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوۡعِدُهُمۡ أَجۡمَعِينَ ٤٣
Воистину, Геенна - это место, обещанное всем им.
لَهَا سَبۡعَةُ أَبۡوَٰبٖ لِّكُلِّ بَابٖ مِّنۡهُمۡ جُزۡءٞ مَّقۡسُومٌ ٤٤
Там - семь врат, и для каждых врат предназначена определенная их часть.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ و به راستي که انسان را از گلي خشک، گلي تيره و گنديده بيافريديم. وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ و جن را پيش از اين از آتش سراپا شعله بيافريديم. وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ و به ياد آور آنگاه که پروردگارت به فرشتگان فرمود:«همانا من از گلي خشکيده، از گل سياه و گنديده اي انساني را مي آفرينم» فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ پس چون به او سامان دادم و از روح خود در آن دميدم در برابرش به سجده افتيد. فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ پس فرشتگان همگي سجده کردند . إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ مگر شيطان که سرباز زد از اينکه از زمرۀ سجده کنندگان باشد. قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ (خداوند) فرمود: «اي ابليس! تو را چه شده است که همراه سجده کنندگان سجده نبردي؟» قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ گفت: «شايسته نيست براي بشري که او را از گلي خشکيده، گلي سياه و گنديده آفريده اي سجده کنم». قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (خداوند) فرمود: «پس از بهشت بيرون شو، بي گمان تو رانده شده اي». وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ و به راستي تا روز قيامت لعنت (خدا) ر توست . قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ گفت: «پروردگارا! تا روزي که (مردمان) برانگيخته مي شوند مرا مهلت بده» قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ گفت: «به يقين تو از مهلت يافتگاني» إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ تا روز (و) وقت معين قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ گفت: «پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختي (گناهان) را در زمين برايشان زيبا جلوه مي دهم و همگي آنان را گمراه مي نمايم. إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ مگر بندگان برگزيده و پاکيزه ات از ميان آنان. قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ گفت:«اين راه درستي است که دقيقاً راه به سوي من دارد». إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ بي گمان تو بر بندگانم سلطه و قدرتي نداري مگر گمراهاني که از تو پيروي مي کنند. وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ و بدون شک جهنم ميعادگاه همگي آنان است. لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ جهنم هفت در دارد و براي هر دري از آنان بهره اي مشخص وجود دارد.
(26) خداوند متعال نعمت و احسان خودش را بر پدرمان آدم ـ علیه السلام ـ بیان میدارد، و آنچه را که از دشمنش ابلیس سر زد، مطرح مینماید، و به صورت ضمنی ما را از شر و فتنۀ شیطان برحذر میدارد. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ﴾) و ما آدم را از گل خشکیده و خمیر گشتهای که صدایی چون صدای سفال داشت، بیافریدیم «حماء مسنون» به گلی گفته میشود که بر اثر ماندگاری زیاد آن، رنگ و بویش تغییر کرده باشد.
(27) (﴿وَٱلۡجَآنَّ﴾) و پدر جنها، ابلیس را پیش از آفریدن آدم (﴿خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ﴾) از آتشی پرحرارت بیافریدیم.
(28 - 29) خداوند هنگامی که خواست آدم را بیافریند، به فرشتگان فرمود: من از گلی سیاه و گندیده، انسانی را میآفرینم. پس چون آن را سامان دادم و او را به صورت جسد کاملی مرتب کردم و از روح خود در او دمیدم، در برابرش به سجده افتید. فرشتگان همه دستور پروردگارشان را اطاعت کردند.
(30 - 31) (﴿فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ﴾) تاکید بعد از تاکید است، تا بر این دلالت نماید که هیچ فرشتهای از سجده کردن تخلف نورزید. و این سجده، به خاطر تعظیم فرمان خدا و اکرام آدم بود؛ زیرا آدم چیزهایی را میدانست که فرشتگان نمیدانستند. (﴿إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ﴾) مگر شیطان که سر باز زد از اینکه از زمرۀ سجدهکنندگان باشد. و این نخستین عداوت و دشمنی او با آدم و فرزندانش بود.
(32 - 33) خداوند به او فرمود: ای ابلیس! تو را چه شده است که با سجدهکنندگان نیستی؟! گفت: شایستۀ مقام من نیست برای بشری که او را از گلی خشکیده، گلی تیره و گندیده، آفریدهای، سجده کنم. پس او تکبر ورزید و از اطاعت و دستور الهی سرباز زد، و با آدم و فرزندانش اظهار دشمنی کرد و به جوهره و عنصر خود بالید، و تکبر ورزید و گفت: من از آدم بهتر هستم.
(34 - 35) خداوند به عنوان مجازاتِ کفر ورزیدن و خود بزرگ بینیاش، بدو فرمود: (﴿فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ﴾) از بهشت بیرون شو، همانا تو رانده شده و مطرود بوده واز هر خوبی به دور هستی. (﴿وَإِنَّ عَلَيۡكَ ٱللَّعۡنَةَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾) و لعنت و نکوهش و دوری از رحمت خدا تا روز قیامت برتوست. این آیه و امثال آن، مبین آن است که شیطان برکفر و دوریاش از خیر ادامه خواهد داد.
(36 - 38) شیطان گفت: پروردگارا! تا روزی که مردمان دوباره زنده میشوند و برانگیخته خواهند شد، مرا مهلت بده. خداوند فرمود: به یقین تو از مهلت یافتگانی، تا آن روز و وقت معین؛ یعنی تا روزی که، زمان فرارسیدن آن پیش خدا معلوم است. خداوند دعا و خواستۀ شیطان را پذیرفت اما نه به خاطر احترام و بزرگیاش، بلکه این آزمایش و امتحانی برای او و بندگان خدا بود تا کسی که ولایت پروردگارش را میپذیرد، از کسیکه چنین نیست، مشخص گردد. بنابراین خداوند به شدت ما را از شیطان بر حذر داشته، و آنچه را که شیطان از ما میخواهد، برایمان توضیح داده است.
(39) شیطان گفت: پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، دنیا را برایشان زیبا و آراسته جلوه میدهم، و آنها را فرا میخوانم تا آن را بر آخرت ترجیح داده، و بر انجام هر گناهی، فرمانبردارم باشند. (﴿وَلَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و همگی آنان را، از راه راست و صراط مستقیم باز میدارم.
(40) (﴿إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾) مگر بندگان برگزیده و پاکیزۀ تو از میان ایشان؛ یعنی کسانی که آنها را، به خاطر ایمان و اخلاص و توکلشان برگزیدهای.
(41) (﴿هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَيَّ مُسۡتَقِيمٌ﴾) این راه درست و راستی است که انسان را به من و بهشت میرساند.
(42) تو بر بندگانم تسلطی نداری تا آنها را به سوی هر نوع گمراهی بکشانی؛ زیرا خداوند آنها را، به سبب بندگی کردن و پرستش پروردگار و اطاعتشان از دستورات او، یاری نموده و از شر شیطان در امان نگاه داشته است. مگر آنکس از گمراهان که به جای اطاعت از خداوند بخشنده، به دوستی تو و اطاعت از تو خشنود شده است. (﴿مِنَ ٱلۡغَاوِينَ﴾) «غوی» ضد «رشد» است؛ و «غاوی» کسی است که حق را بشناسد، اما آن را ترک کند. و «ضال» کسی است که حق را بدون شناخت، ترک نماید.
(43) (﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوۡعِدُهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) و بدون شک، جهنم میعادگاه همگی آنان؛ یعنی شیطان و لشکریانش میباشد.
(44) (﴿لَهَا سَبۡعَةُ أَبۡوَٰبٖ﴾) جهنم هفت در دارد، و هریک از دیگری پایینتر است. (﴿لِّكُلِّ بَابٖ مِّنۡهُمۡ جُزۡءٞ مَّقۡسُومٌ﴾) و هر دری را، از پیروانِ ابلیس، برحسب اعمالشان، بهرهای مشخص است. خداوند متعال فرموده است:﴿فَكُبۡكِبُواۡ فِيهَا هُمۡ وَٱلۡغَاوُۥنَ وَجُنُودُ إِبۡلِيسَ أَجۡمَعُونَ﴾ پس همۀ گمراهان و لشکریانِ شیطان، برروی صورت، به جهنم انداخته میشوند. پس از آنکه خداوند، شکنجه و عذاب سختی را که برای پیروان شیطان آماده کرده است، بیان نمود؛ فضل بزرگ و نعمت پایداری را که برای دوستانش تدارک دیده است، نیز بیان نمود وفرمود:
15:45–50Страница 264
إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ ٤٥
Воистину, богобоязненные пребудут в Райских садах и среди источников.
ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ ٤٦
Входите сюда с миром, будучи в безопасности.
وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ إِخۡوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ ٤٧
Мы исторгнем из их сердец злобу, и они, как братья, будут лежать на ложах, обратившись лицом друг к другу.
لَا يَمَسُّهُمۡ فِيهَا نَصَبٞ وَمَا هُم مِّنۡهَا بِمُخۡرَجِينَ ٤٨
Там их не коснется усталость, и их не изгонят оттуда.
۞ نَبِّئۡ عِبَادِيٓ أَنِّيٓ أَنَا ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ٤٩
Сообщи Моим рабам, что Я - Прощающий, Милосердный,
وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ ٱلۡعَذَابُ ٱلۡأَلِيمُ ٥٠
но наказание Мое - наказание мучительное.
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ بي گمان پرهيزگاران در باغها و چشمه ساران به سر مي برند. ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ به سلامت و اطمينان خاطر به آن جا وارد شويد. وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ و کينه اي را که در سينه هاي آنان است بيرون مي کشيم(و) برادرانه بر تختها روبروي هم مي نشينند. لاَ يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ در آن جا رنجي به آنان نمي رسد، و از آن جا بيرون نمي گردند. نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَاالْغَفُورُ الرَّحِيمُ بندگانم را آگاه کن که من آمرزندۀ مهربانم. وَ أَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ و همانا عذاب من عذابي دردناک است.
(45) خداوند متعال میفرماید: (﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) بیگمان پرهیزگاران، که از اطاعت شیطان و از همۀ گناهانی که شیطان آنها را به سوی آن فرا میخواند، پرهیز مینمایند، (﴿فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ﴾) در باغها و چشمه ساراناند؛ باغهایی که انواع درختان در آن موجود است، و در همۀ اوقات، میوههای لذیذ بهبار میآورند.
(46) و به هنگام وارد شدنشان به باغهای بهشت، به آنان گفته میشود: (﴿ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ﴾) با اطمینان خاطر، و بدون هراس از مرگ و خواب و بیماری و خستگی و از بین رفتن نعمتهایی که از آن بهرهمند هستید و یا کاسته شدن از آن، و بدون هراس از بیماری و اندوه و سایر ناراحتیها، وارد آن شوید.
(47) (﴿وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ﴾) و کینهای را که در سینههای آنان است، بیرون میکشیم. پس دلهایشان صاف شده، و یکدیگر را دوست میدارند. (﴿إِخۡوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ﴾) و برادرانه بر تختهایی روبهروی هم مینشینند. این آیه دلالت مینماید که اهل بهشت به دید و بازدید همدیگر میروند، و گرد هم جمع میشوند، و با یکدیگر رفتار خوبی دارند، و روبهروی هم مینشینند، و بر این تختها که بر لؤلؤ و انواع جواهرات مزیّن گشتهاند، تکیه میدهند.
(48) (﴿لَا يَمَسُّهُمۡ فِيهَا نَصَبٞ﴾) و هیچ رنج ظاهری و باطنی، بهآنان نمیرسد؛ زیرا خداوند به آنها زندگی کاملی میدهد که هیچ آفتی به آن راه ندارد. (﴿وَمَا هُم مِّنۡهَا بِمُخۡرَجِينَ﴾) و از آنجا بیرون نمیگردند، و در همۀ اوقات در آنجا هستند.
(49) پس از آنکه خداوند از میان مخلوقات خویش، به ذکر بهشت و جهنم پرداخت که باعث تشویق و ترس میشود، از میان صفتهای خویش نیز، آنچه را که موجب ترس و تشویق میشود، بیان کرد و فرمود: (﴿نَبِّئۡ عِبَادِيٓ﴾) به بندگانم خبر قطعی بده، خبری که با دلایل روشن مورد تأیید قرار گرفته است، که (﴿أَنِّيٓ أَنَا ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) بیگمان من، آمرزندۀ مهربانم؛ زیرا وقتی آنها از کمال رحمت و آمرزش الهی مطلع گردند، میکوشند تا با اتخاذ اسبابی که انسان را به رحمت وی میرساند، خود را مشمول رحمتش بگردانند، و از گناهان دست بکشند، و توبه نمایند، تا به آمرزش او دست یابند.
(50) با وجود این، نباید امید به توبه و رحمت الهی، آنها را به بیخبری و بیخیالی بکشاند. پس آنان را خبر ده که (﴿وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ ٱلۡعَذَابُ ٱلۡأَلِيمُ﴾) عذابم نیز دردناک است. یعنی در حقیقت، عذابی جز عذابِ خداوند وجود ندارد؛ عذابی که نمیتوان مقدار واندازۀ آن را تعیین کرد، و ماهیت و حقیقت آن را درک نمود. پناه میبریم به خدا از عذابش. و هرگاه بندگان به یقین دانستند که ﴿لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٞ وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ﴾ هیچ کس به مانند عذاب کردن او، عذاب نکند؛ و هیچ کس چون در بند کشیدن او، در بند نکشد. پرهیز خواهند کرد، و از هر سببی که باعث عذاب آنها شود، دوری خواهند جست. پس شایسته است که قلب بنده، همواره در میان بیم و امید باشد. پس چون به رحمت و مغفرت و احسان پروردگارش بنگرد، در او امید به وجود میآید؛ و چون به گناهان و تقصیر و کوتاهی ورزیدنش در حقوق پروردگارش بنگرد، در او ترس به وجود میآید و از گناه دست میکشد.
15:51–56Страница 264
وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٥١
Сообщи им также о гостях Ибрахима (Авраама).
إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗا قَالَ إِنَّا مِنكُمۡ وَجِلُونَ ٥٢
Они вошли к нему и сказали: «Мир!». Он сказал: «Воистину, мы опасаемся вас».
قَالُواْ لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ ٥٣
Они сказали: «Не бойся! Воистину, мы принесли тебе благую весть об умном мальчике».
قَالَ أَبَشَّرۡتُمُونِي عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِيَ ٱلۡكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ٥٤
Он сказал: «Неужели вы сообщаете мне такую благую весть, когда старость уже одолела меня? Чем же вы меня радуете?».
قَالُواْ بَشَّرۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡقَٰنِطِينَ ٥٥
Они сказали: «Мы сообщаем тебе истинную весть, и не будь в числе тех, кто отчаивается».
قَالَ وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ ٥٦
Он сказал: «Кто же отчаивается в милости своего Господа, кроме заблудших?!».
وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِ بْراَهِيمَ و از مهمانان ابراهيم، به آنان خبر ده. إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ زماني که بر او وارد شدند و سلام گفتند، ابراهيم گفت:«ما از شما بيمناکيم» قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ گفتند: «نترس، بدون شک ما تو را به فرزندي دانا مژده مي دهيم». قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ابراهيم گفت:«آيا چنين مژده اي را به من مي دهيد در حالي که پيري به من رسيده است؟ پس به چه مژده مي دهيد؟» قَالُواْ بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ گفتند: «ما تو رابه راستي مژده داده ايم. پس از نااميدان مباش». قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ گفت:«جز گمراهان چه کسي از رحمت پروردگارش نااميد مي شود؟»
(51) خداوند متعال به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ﴾) و آنها را از داستان عجیب مهمانان ابراهیم خبر ده؛ زیرا وقتی داستان پیامبران را برای آنان بیان کنی، عبرت میگیرند و به آنان اقتدا مینمایند، به ویژه ابراهیم خلیل -علیه السلام- که خداوند ما را دستور داده است از آیین او پیروی کنیم. و مهمانانش، فرشتگان بودند که خداوند افتخار میزبانی آنها را به ابراهیم داد.
(52) (﴿إِذۡ دَخَلُواۡ عَلَيۡهِ فَقَالُواۡ سَلَٰمٗا﴾) زمانی که بر او وارد شدند و به ابراهیم سلام کردند، ابراهیم در جواب سلام آنها گفت: (﴿إِنَّا مِنكُمۡ وَجِلُونَ﴾) ما از شما میترسیم؛ چون وقتی پیش ابراهیم آمدند، گمان کرد آنان مهمان هستند، و شتابان به خانه رفت، و برای پذیرایی آنها، گوسالهای بریان شده آورد و پیش آنها گذاشت. وقتی دید که به آن دست نمیزنند، از آنها ترسید که مبادا دزد و یا افرادی از این قبیل باشند.
(53) فرشتگان به ابراهیم گفتند: (﴿لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ﴾) نترس، ما تو را به فرزندی دانا مژده میدهیم. و آن اسحاق -علیه السلام- بود. ازاین مژده برمیآید که فرزند، پسر است نه دختر. و علیم به معنی دارندۀ دانش فراوان است. و در آیهای دیگر آمده است:﴿وَبَشَّرۡنَٰهُ بِإِسۡحَٰقَ نَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾ و او را به اسحاق که پیامبری از صالحین بود، مژده دادیم.
(54) ابراهیم با تعجب از این مژده گفت: (﴿أَبَشَّرۡتُمُونِي﴾) آیا مرا به فرزندی مژده میدهید، (﴿عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِيَ ٱلۡكِبَرُ﴾) درحالی که پیری به من رسیده است؟ و این نوعی ناامیدی بود. (﴿فَبِمَ تُبَشِّرُونَ﴾) پس به چه صورت و بنا بر کدام قاعده، مرا مژده میدهید، در حالی که اسباب بچه دار شدن در ما وجود ندارد؟
(55) (﴿قَالُواۡ بَشَّرۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ﴾) گفتند: ما تو را به چیز راست و درستی که هیچ شکی در آن نیست، مژده دادهایم؛ چون خداوند بر هرچیزی توانا است، و شما ـ به ویژه ـ ای اهل این خانه، رحمت خدا و برکات او بر شماست. پس جای تعجب نیست که فضل خدا و احسان او، شامل حال شما گردد. (﴿فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡقَٰنِطِين﴾) بنابراین از ناامیدانی مباش که خیر را بعید میدانند، بلکه همواره به فضل و احسان خدا امیدوار باش.
(56) ابراهیم در پاسخ به آنان گفت: (﴿وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ﴾) و چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس میشود، مگر گمراهانی که از قدرت و عظمت خدا بیخبرند؟! اما کسی که خداوند هدایت و دانش فراوان به او ارزانی نموده است، ناامیدی به وی راهی ندارد؛ چون میداند که رحمت الهی، از طریق اسباب و وسایل و راههای زیادی به دست میآید. سپس وقتی که فرشتگان این مژده را به او دادند، دانست که آنها، برای امر مهمی فرستاده شدهاند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии