Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Кахф 18:45–59
18:45–46Страница 298
وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَآءٍ أَنزَلۡنَٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخۡتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلۡأَرۡضِ فَأَصۡبَحَ هَشِيمٗا تَذۡرُوهُ ٱلرِّيَٰحُۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ مُّقۡتَدِرًا ٤٥
Приведи им притчу о мирской жизни. Она подобна воде, которую Мы ниспосылаем с неба. Земные растения смешиваются с ней (или благодаря ней), а потом превращаются в сухие былинки, рассеиваемые ветром. Воистину, Аллах способен на всякую вещь.
ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِينَةُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱلۡبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ أَمَلٗا ٤٦
Богатство и сыновья - украшение мирской жизни, однако нетленные благодеяния лучше по вознаграждению перед твоим Господом, и на них лучше возлагать надежды.
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا و براي آنان بيان کن که مثال زندگي دنيا همچون آبي است که آن را از آسمان فرو فرستاديم، سپس گياهان زمين به وسيلۀ آن در مي آميزند، سپس خشک شده و بادها آن را پراکنده مي سازند، و خداوند بر هر چيزي تواناست. الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا مال و فزند زينت زندگي دنيايند. اما اعمال شايسته اي که پاداش و نتيجۀ آنها باقي و ماندگار است بهترين پاداش را در پيشگاه پروردگارت دارد، و بهترين اميد و آرزوهاست.
(45) خداوند متعال، پیامبرش و کسانی را که وارث او قرار میگیرند، مورد خطاب قرار داده ومیفرماید: مثال زندگی دنیا را برای مردم بیان کن تا بهطور شایسته به آن فکر کنند و در آن بیندیشند و ظاهر و باطن آن را بشناسند، و آنگاه دنیا و جهان آخرت را باهم مقایسه کنند، و هرکدام را که شایستهتر میبینند، ترجیح دهند. به آنان بگو که مثال زندگی این دنیا، مانند بارانی است که بر زمینی فرود میآید، و گیاهان به وسیله آن رشد کرده و در میآمیزند، و از هر نوع گیاهی جفتی میروید، ودر این حال که شکوفایی و زیبایی زمین بینندگان را شاد میکند و به سرور آنان میافزاید و چشمهای افراد غافل را خیره مینماید، ناگهان خشک و پرپر شده، و بادها آن را پراکنده میسازد، و تمامی آن گیاهان سرسبز و گلهای شکوفا و منظرۀ زیبا از بین رفته و زمین به خاک خالی تبدیل میشود، بهگونهای که دیگر توجه کسی را جلب نمیکند و کسی به آن نمینگرد. مثال دنیا نیز این چنین است؛ زیرا کسی که به آفت آن گرفتار شود؛ از جوانی خود، دچار خودپسندی شده، و در جمعآوری ثروت و سامان از هم سن و سالهایش پیشی گرفته، و پول فراوانی را به دست آورده، و شادمان و خندان از شهد شیرین دنیا چشیده، و در همۀ اوقات در شهوتها غوطهور شده، و گمان میبرد که همواره در این ناز و نعمت خواهد بود. اما ناگهان مرگ به سراغش میآید، و یا اینکه تمام دارایی و ثروتش تلف شده و از بین میرود. پس شادیاش را از دست میدهد، و لذت و سرورش از بین میرود، و قلبش مالامال از درد و هراس و وحشت میگردد، و از جوانی و نیرومندی و مال و ثروتش جدا میشود، و تک و تنها با اعمال شایسته یا ناشایستهاش باقی میماند. اینجاست که ستمگر، انگشت حسرت به دندان میگیرد. و هنگامی که حقیقت آنچه را که در آن هست، دریافت، آرزو میکند که به دنیا بازگردد، اما نه برای اینکه شهوتها و لذتهایش را تکمیل کند، بلکه تا کاستیهایش را با توبه و اعمال صالح جبران نماید. بنابراین فرد عاقل این حالت را بر خود عرضه کرده و میگوید:«چنان فرض کن که تو مردهای، و حتماً روزی خواهی مرد، پس کدام یک از این دو حالت را برمیگزینی، فریب خوردن به زیباییهای دنیا و همچون حیوانات از آن بهرهمند شدن، یا تلاش کردن برای دنیایی که لذتها و سایهاش دلپذیر و گوارا و دایمی است، و هرآنچه که دل بخواهد و چشم از دیدن آن لذت ببرد، در آن وجود دارد؟» با این محاسبه و مقایسه، میتوان خسران و خذلان، سود و زیان، و میزان موفقیت افراد را تعیین کرد.
(46) بنابراین خداوند متعال خبر داد که دارایی و فرزندان، زینت زندگی دنیا هستند؛ یعنی جز این، چیزی بیش نیستند؛ و آنچه که برای انسان باقی میماند و به او فایده میدهد و وی را شاد مینماید، کارهای شایستهای است که ثمره و ثواب آنها باقی و ماندگار است، و این تمام طاعتهای واجب و مستحب، از قبیل: حقوق خدا و حقوق بندگان خدا را شامل میشود، مانند نماز و زکات، حج، عمره و «سبحان الله»، «الحمد لله»، «لا إله إلا الله»، «الله اکبر» گفتن، قرآن خواندن، طلب علم مفید، امر به معروف و نهی از منکر، صلۀ رحم، نیکی با پدر و مادر، ادای حقوق همسران و بردگان و حیوانات و... همۀ اینها باقیات صالحاتاند. پس اینها در پیشگاه خداوند پاداش بهتری دارند، و میتوان بدان چشم امید و آرزو دوخت؛ و پاداش آن، برای همیشه باقی میماند و چند برابر میشود. پس شایسته است که رقابت کنندگان در این موارد به رقابت بپردازند؛ و در انجام آن، از یکدیگر سبقت بگیرند؛ و در به دست آوردن آن بکوشند. و بنگر که چگونه زمانی که خداوند مثال دنیا و نابودی آن را بیان کرد، فرمود: هرآنچه که در دنیا است، به دو دسته تقسیم میشود: دستهای که مایۀ زینت آن است و اندک زمانی از آن استفاده میشود، سپس بدون اینکه به صاحبش فایدهای برساند بلکه ممکن است به وی ضرر نیز برساند، از بین میرود. واین همان دارایی و فرزندان میباشند. و دستهای دیگر برای صاحبش باقی میماند، و همواره به او سود میرساند، و این همان باقیات صالحات است.
18:47–49Страница 299
وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ بَارِزَةٗ وَحَشَرۡنَٰهُمۡ فَلَمۡ نُغَادِرۡ مِنۡهُمۡ أَحَدٗا ٤٧
В тот день Мы заставим двигаться горы, и ты увидишь, что земля станет плоской. Мы соберем их всех и никого не упустим.
وَعُرِضُواْ عَلَىٰ رَبِّكَ صَفّٗا لَّقَدۡ جِئۡتُمُونَا كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةِۭۚ بَلۡ زَعَمۡتُمۡ أَلَّن نَّجۡعَلَ لَكُم مَّوۡعِدٗا ٤٨
Они предстанут перед твоим Господом рядами: «Вы пришли к Нам такими, какими Мы создали вас в первый раз. Но вы предполагали, что Мы не назначили встречи с вами».
وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ فَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا ٤٩
Будет положена книга, и ты увидишь, как грешники будут трепещать от того, что в ней. Они скажут: «Горе нам! Что это за книга! В ней не упущен ни малый, ни великий грех - все подсчитано». Они обнаружат перед собой все, что совершили, и твой Господь ни с кем не поступит несправедливо.
وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا و به يادآور روزي که کوهها را به حرکت در مي آوريم، و زمين را نمايان مي بيني و همۀ آنان را گرد مي آوريم، و کسي از ايشان را فرو نمي گذاريم. وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا و [مردم] به صف بر پروردگارت عرضه مي شوند، به راستي همانگونه که نخستين عرضه مي شوند، به راستي همانگونه که نخستين بار شما را آفريديم به نزد ما آمديد، بلکه [شما] ادعا مي کرديد که هرگز موعدي براي شما قرار نمي ديهم. وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا و کتاب [= نامۀ اعمال] نهاده مي شود، و مجرمان را مي بيني که از ديدن آنچه در آن است ترسان و لرزان را رها مي شوند، و مي گويند:«اي واي بر ما! اين چه کتابي است که هيچ عمل کوچک و بزرگي را رها نکرده و همه را بر شمرده است؟» . آنچه را که کرده اند حاضر و آماهد مي بينيد و پروردگارت به هيچ کس ستم نمي کند.
(47 - 48) خداوند متعال از حالت روز قیامت، و از وحشت واضطراب و سختیهای پریشان کنندۀ آن خبر داده، و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ﴾) و روزی که کوهها را از جایشان برکنده و به تودههای ریگ تبدیل مینمایم. سپس کوهها را چون پشم حلاجی شده میگردانم. پس کوهها از بین رفته و متلاشی میشوند، و به صورت گرد و غبار پراکنده در میآیند. و زمین نمایان و پیدا میشود، و به میدانی صاف و هموار تبدیل میگردد که هیچ کژی و فراز و نشیبی در آن نیست. و خداوند همۀ خلق را بر آن زمین گرد میآورد و هیچ یک از آنان را فرو نمیگذارد، بلکه پیشینیان و پسینیان را از شکم و لایۀ بیابانها و اعماق دریاها بیرون میآورد، و بعد از اینکه متفرق و پراکنده بودند آنها را جمع میکند؛ و پس از اینکه خشکیده و از هم پاشیده بودند، آنها را از نو میآفریند. پس به صف بر او عرضه میشوند تا به اعمالشان بنگرد؛ و در مورد آنان با حکم عادلانۀ خود که هیچ ظلم و ستمی در آن نیست، قضاوت نماید . و به آنها میگوید: (﴿لَّقَدۡ جِئۡتُمُونَا كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةِۢ﴾) همانگونه که نخستین بار شما را آفریدیم، پیش ما برگشتهاید؛ یعنی بدون مال و بدون خانواده و بدون طایفه و قبیله پیش خداوند حاضر میشوند، و چیزی جز اعمالی که انجام داده و کارهای خوب و بدی که کردهاند، همراه ندارند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡ جِئۡتُمُونَا فُرَٰدَىٰ كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَتَرَكۡتُم مَّا خَوَّلۡنَٰكُمۡ وَرَآءَ ظُهُورِكُمۡۖ وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمۡ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ أَنَّهُمۡ فِيكُمۡ شُرَكَٰٓؤُاۡ﴾ و به راستی که تک و تنها پیش ما آمدهاید، همانگونه که نخستین بار شما را آفریدیم؛ و ناز و نعمتی را که به شما دادیم، پشت سر خود رها کرده؛ و شفاعت کنندگانی که آنها را شریک خدا میانگاشتید، به همراه شما نمیبینیم. در اینجا خداوند خطاب به کسانی که منکر روز قیامت هستند، آنگاه که آن را با چشمان خود مشاهده کردند، میفرماید: (﴿بَلۡ زَعَمۡتُمۡ أَلَّن نَّجۡعَلَ لَكُم مَّوۡعِدٗا﴾) بلکه شما ادعا کردید که هرگز موعدی برای شما قرار نمیدهیم؛ یعنی شما جزای اعمال و وعده و وعید الهی را انکار کردید، و اکنون آن را با چشمان خود دیده، و میچشید.
(49) پس در این هنگام، نامۀ اعمالی که فرشتگان، نیکو آن را نوشتهاند، آماده شده؛ و از وحشت آن، دلها از جای کنده میشود، و بر غمها افزوده میگردد، و نزدیک است که صخرهها، از شدت آن وضعیت، ذوب شوند. و گناهکاران با دیدن نامۀ اعمال، هراسان و لرزان میشوند، و چون میبینند که علیه آنها نوشته شده، و تمام گفتارها و کردارهایشان ثبت است، میگویند: (﴿يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَا﴾) ای وای برما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را رها نکرده، و همه را بر شمرده است؟! هیچ گناه کوچک و بزرگی نیست مگر اینکه در نامۀ اعمال آنان نوشته شده، و در آن محفوظ است. و هیچ عملی که در پنهان و آشکار و یا در شب و روز انجام شده باشد، فراموش نشده است. (﴿ وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا﴾) و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده میبینند، و نمیتوانند آن را انکار نمایند، و پروردگارت بر هیچ کسی ستم نمیکند. پس در این هنگام بر کارهایشان محاکمه میشوند، و به آن اقرار میکنند و خوار گشته، و عذاب بر آنان واقع میگردد.﴿ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيۡسَ بِظَلَّامٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾ این به خاطر چیزهایی است که از پیش فرستادهاید، و خداوند بر بندگان ستم نمیکند، بلکه همواره در دایرۀ عدل و فضل الهی به سر میبرند.
18:50Страница 299
وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِي وَهُمۡ لَكُمۡ عَدُوُّۢۚ بِئۡسَ لِلظَّٰلِمِينَ بَدَلٗا ٥٠
Вот сказали Мы ангелам: «Падите ниц перед Адамом!». Все они поклонились, кроме Иблиса. Он был одним из джиннов и ослушался воли своего Господа. Неужели вы признаете его и его потомков своими покровителями и помощниками вместо Меня, тогда как они являются вашими врагами? Плохая это замена для беззаконников!
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا و به ياد آور آنگاه که ما به فرشتگان گفتيم:«براي آدم سجده کنيد» پس آنان همگي سجده کردند، مگر ابليس که از جن بوده و از فرمان پروردگارش سرپيچي کرد. آيا به غير از من او و فرزندانش را سرپرست و مددکار خو مي گيريد، حال آنکه ايشان دشمنان شما هستند؟ ستمگران چه عوض بدي دارند.
(50) خداوند از دشمنی ابلیس با آدم و فرزندانش خبر داده و میفرماید؛ خداوند فرشتگان را فرمان داد تا برای احترام و بزرگداشت آدم و به منظور امتثال فرمان الهی، برای وی سجده کنند. فرشتگان جملگی دستور خداوند را اطاعت کردند، (﴿ إِلَّآ إِبۡلِيسَ كَانَ مِنَ ٱلۡجِنِّ فَفَسَقَ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِۦٓ﴾) مگر ابلیس که از جنها بود، و از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد و گفت:﴿ءَأَسۡجُدُ لِمَنۡ خَلَقۡتَ طِينٗا﴾ آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریدهای؟! و گفت:﴿أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ﴾ من از آدم بهترم. پس با این کارش، دشمنی او با خدا و با پدرتان -آدم- و با شما مشخص گردید،(﴿أَفَتَتَّخِذُونَهُۥ وَذُرِّيَّتَهُۥٓ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِي وَهُمۡ لَكُمۡ عَدُوُّۢ﴾) پس چگونه شیطان و فرزندانش را به دوستی و مددکاری خود میگیرید، حال آنکه آنان دشمنان شما هستند؟! (﴿بِئۡسَ لِلظَّٰلِمِينَ بَدَلٗا﴾) بد چیزی است آنچه که از ولایت شیطان برای خود برگزیدند، شیطانی که آنان را جز به فساد و فحشا دستور نمیدهد. [آری! بد چیزی است این ولایت که آن را ترجیح دادند] بر ولایتِ خداوندِ مهربان که تمامی سعادت و رستگاری و سرور در ولایت و سرپرستی اوست. این آیه انسان را تشویق مینماید که شیطان را دشمن خود بگیرد، و فریب او را نخورد. نیز سببی را که باعث میشود انسان، شیطان را به دوستی بگیرد، بیان نمود و میفرماید: این کار را جز ستمگر انجام نمیدهد. و چه ظلم و ستمی بالاتر از این است که کسی، دشمن حقیقیاش را به دوستی بگیرد و از دوستیِ خداوندِ یاور و کارساز، چشمپوشی نماید؟! خداوند متعال فرموده است:﴿ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَوۡلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ يُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِۗ أُوۡلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ﴾ خداوند یاور و مددکار مؤمنان است؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد. و دوست و یاور کافران، [انسانهای] طاغوت [صفتاند] که آنها را از روشنایی به سوی تاریکی بیرون میآورند. و خداوند متعال میفرماید:﴿إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُواۡ ٱلشَّيَٰطِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾ آنان شیطانها را بهجای خداوند به دوستی و مددکاری گرفتند.
18:51–52Страница 299
۞ مَّآ أَشۡهَدتُّهُمۡ خَلۡقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَا خَلۡقَ أَنفُسِهِمۡ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلۡمُضِلِّينَ عَضُدٗا ٥١
Я не сделал их свидетелями сотворения небес и земли и сотворения их самих. Я не беру в помощники тех, кто вводит других в заблуждение.
وَيَوۡمَ يَقُولُ نَادُواْ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُم مَّوۡبِقٗا ٥٢
В тот день Он скажет: «Призовите Моих сотоварищей, о существовании которых вы предполагали». Они воззовут к ним, но те не ответят им. Мы воздвигнем между ними губительное место (преграду).
مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا آنان را نه در آفرينش آسمانها وز مين و نه در افرينش خودشان به شاهد نگرفته، و گمراهان را دستيار و مددکار خود نساخته ايم. وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا و [ياد کن] روزي را که خداوند مي فرمايد: «شريک هايي را که براي من گمان مي برديد صدا بزنيد» و آنان شريک ها را صدا مي زنند، و آنها به نداي ايشان پاسخ نمي دهند، و ميانشان مهلکه اي قرار مي دهيم که آنان را از يکديگر جدا مي نمايد.
(51) خداوند متعال میفرماید شیطان وگمراهان را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین و به هنگام آفرینش خودشان حاضر نکردهام؛ یعنی نه آنها را بر آفرینش مخلوقات گواه گرفته، و نه در این خصوص با آنها مشورت کردهام. پس چگونه آنها میتوانند آفرینندۀ چیزی باشند؟! بلکه تنها خداوند است که میآفریند و به تدبیر امور میپردازد. حکمت و تقدیر، تنها از آنِ اوست، و او آفرینندۀ همه چیز است، و طبق حکمتِ خود در آن تصرف مینماید. پس چگونه شیاطین، شریک او قرار داده شده، و همانند خداوند، مورد محبت قرار میگیرند و از آنها اطاعت میشود؟! حال آنکه شیطانها چیزی نیافریده، و شاهدِ هیچ آفرینشی نبوده، و خداوند را کمک نکردهاند؟ بنابراین فرمود: (﴿وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلۡمُضِلِّينَ عَضُدٗا﴾) و گمراهان را، معاون و یاور خود نساختهام که در کاری از کارها با من همکاری داشته باشند؛ یعنی چنین چیزی، شایسته و سزاوار خداوند نمیباشد که به آنها بهرهای از تدبیر امور بدهد؛ چون آنها در گمراه کردن مردم و دشمنی با پروردگارشان تلاش میکنند، پس سزاوار است که آنها را بهکلی طرد نماید.
(52) پس از آنکه خداوند از حالت فردی خبر داد که در دنیا به خدا شرک ورزیده است ـ و این عمل را باطل گرداند ـ و به جهالت و بیخردیِ صاحبِ آن حکم نمود؛ از حالتِ مشرکان در روز قیامت، و آنچه را که شریک خدا نمودهاند، خبر داد؛ آنگاه که خداوند به آنها میفرماید: (﴿نَادُواۡ شُرَكَآءِيَ﴾) آنهایی را که بهگمانِ فاسد خود انباز و شریک من میکردید، صدا بزنید؛ چرا که در حقیقت، خداوند هیچ شریکی در آسمان و زمین ندارد. آنها را صدا بزنید، تا به شما فایدهای برسانند و شما را از سختیها برهانند. (﴿فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواۡ لَهُمۡ﴾) پس آنها را صدا میزنند، اما ندایشان را پاسخ نمیدهند؛ چون فرمانروایی و حکمرانی درآن روز، فقط از آنِ خداوند است، و هیچ کس به اندازۀ ذرهای نمیتواند برای خود و دیگران نفعی بیاورد. (﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُم مَّوۡبِقٗا﴾) و میان مشرکان و آنچه انباز خدا کرده بودند، مهلکهای قرار میدهیم که آنها را از هم جدا نموده، و از یکدیگر دور میکند. و در این هنگام، دشمنیِ شرکا با کسانی که آنها را انباز وهمتای خدا قرار داده و به پروردگارشان کفر ورزیده بودند، مشخص میشود و از یکدیگر بیزاری میجویند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ وهنگامی که مردم حشر شوند، کسانی که شریک خدا قرار داده شده بودند، دشمنان آنها [=مشرکان] خواهند شد، و عبادت آنها را انکار میکنند.
18:53Страница 299
وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا ٥٣
Грешники увидят Огонь, и им станет ясно, что они будут брошены в него. Они не найдут от него спасения!
وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا و گناهکاران آتش دوزخ را مي بينند و مي دانند که ايشان بدان مي افتند اما جايي را نمي يابند که بدان رو کنند.
(53) وقتی که روز قیامت و زمان حساب و کتاب فرا میرسد، و مردم برحسب اعمالی که انجام دادهاند به گروههایی تقسیم میشوند، و گناهکاران به عذاب گرفتار میآیند؛ مجرمان جهنم را میبینند و قبل از اینکه وارد آن بشوند به شدت پریشان و مضطرب میگردند، چون میدانند که به آن در میافتند. و مفسرین گفتهاند:«ظن» در اینجا به معنی یقین است. پس آنها یقین میکنند که به جهنم میروند، (﴿وَلَمۡ يَجِدُواۡ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا﴾) و راه گریز و جایی را نمییابند که بدان روکنند، و هیچ کس جز با اجازۀ خدا نمیتواند برای آنها سفارش و شفاعت نماید. به راستی که دلها از خوف و وحشت چنین جایگاهی به لرزه میافتد.
18:54Страница 300
وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٖۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَكۡثَرَ شَيۡءٖ جَدَلٗا ٥٤
Мы разъяснили людям в этом Коране любые притчи, но человек больше всего склонен препираться.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا و به راستي که در اين قرآن براي مردمان هرگونه مثلي را به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم، وانسان بيش از هر چيز و [هرکس] مجادله گر است.
(54) خداوند متعال از عظمت و شکوه قرآن و فراگیری آن خبر داده، و بیان مینماید که در قرآن، هرگونه مثلی را به شیوههای گوناگون بیان داشته است؛ یعنی هر راهی که انسان را به دانشهای مفید و سعادتِ جاودانگی میرساند، و هر راهی که انسان را از بدی و هلاکت مصون میدارد، در آن بیان کرده است. و در قرآن مثالهای حلال و حرام، و سزای اعمال، و تشویق و بیم دادن، و اخبار راستینی که به دلها باور و آرامش و نور میبخشد، بیان کرده است. و این ایجاب میکند که انسان در برابر قرآن تسلیم شود و از آن اطاعت نماید، و با قرآن در هیچ چیزی به ستیز برنخیزد. با وجود این، بسیاری از مردم، بعداز اینکه حق برایشان روشن شد، دربارۀ آن به مجادله میپردازند و در باطل فرو میروند تا حق را در هم بشکنند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَكۡثَرَ شَيۡءٖ جَدَلٗا﴾) و انسان، بیش از هر چیز، به مجادله و مشاجره میپردازد، با اینکه جر و بحث و مشاجره، شایستۀ آنان نیست و کاری منصفانه و دادگرانه نمیباشد. و آنچه باعث شده تا انسان به مشاجره و مجادله بپردازد و به خداوند ایمان نیاورد، ستم و کینه توزی است؛ نه اینکه بیان و حجت الهی، ناقص باشد. و اگر عذاب به سراغ آنها بیاید و به مصایبی گرفتار شوند که پیشینیانشان به آن گرفتار شدهاند، حالتشان چنین نخواهد بود. بنابراین فرمود:
18:55Страница 300
وَمَا مَنَعَ ٱلنَّاسَ أَن يُؤۡمِنُوٓاْ إِذۡ جَآءَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ وَيَسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّهُمۡ إِلَّآ أَن تَأۡتِيَهُمۡ سُنَّةُ ٱلۡأَوَّلِينَ أَوۡ يَأۡتِيَهُمُ ٱلۡعَذَابُ قُبُلٗا ٥٥
Что же помешало людям уверовать, когда к ним явилось верное руководство, и попросить прощения у своего Господа, если не стремление к участи первых поколений и мучениям, которые предстанут перед ними лицом к лицу?
وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا و [چيزي ] مردم را باز نداشت از اينکه ايمان آورند آنگاه که هدايت به سوي آنان آمد و از پروردگارشان آمرزش بخواهند، مگر اينکه سرنوشت پيشينيان بر سر آنان بيايد. و يا اينکه آشکارا عذاب بدينشان برسد.
(55) چیزی که مانع ایمان آوردن مردم شد ـحال آنکه بر آنان اقامۀ حجت شده بود، و نور و هدایتی که با آن هدایت از گمراهی و حق از باطل تشخیص داده میشود، به آنان رسیده بودـ عدم بیان حقیقت نبود، بلکه ستم و تجاوزگری آنان بود. پس چیزی باقی نماند مگر اینکه سنت و قاعدۀ خداوند ـ که در مورد گذشتگان جاری شد و آن عبارت بود از اینکه هرگاه ایمان نیاوردند، در این دنیا آنان را به عذاب گرفتار نماید ـ ، دامنگیرشان گردد، و یا با دو چشم خود مشاهده کنند که عذاب به استقبالشان میآید. بنابراین مردم باید بترسند از اینکه چنین وضعیتی برایشان پیش آید، و باید دست از کفر و بیایمانی بردارند، قبل از اینکه عذابی به سراغشان بیاید که قابل برگشت نیست.
18:56Страница 300
وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَۚ وَيُجَٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّۖ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَٰتِي وَمَآ أُنذِرُواْ هُزُوٗا ٥٦
Мы отправляем посланников только добрыми вестниками и предостерегающими увещевателями. Однако неверующие препираются посредством лживых доводов, чтобы опровергнуть ими истину, и насмехаются над Моими знамениями и тем, от чего их предостерегают.
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا و ما پيامبران را جز مژده رسان و بيم دهنده نمي فرستيم، و کافران به باطل مجادله مي کنند تا با آن حق را از ميان ببرند، و آيات مرا و چيزي که از آن بيم داده شده اند به استهزا مي گيرند.
(56) ما پیامبران را بیهوده نفرستادهایم؛ و نیز آنها را نفرستادهایم تا مردم آنان را به خدایی بگیرند؛ و آنان را نفرستادهایم که [دیگران را] به سوی خودشان دعوت نمایند، بلکه برای این فرستادهایم، تا مردم را به سوی خوبی فرا خوانند و از بدی باز دارند؛ و آنها را مژده دهند که اگر از امر و نهی آنها فرمان ببرند، در این دنیا و در آن جهان پاداش خواهند داشت؛ و آنها را بیم دهند که اگر سرپیچی کنند، در این دنیا و در آن جهان به عذاب گرفتار خواهند شد. پس به این طریق، حجت خدا بر بندگان اقامه میگردد. با وجود این، ستمگرانِ کافر، بیهوده در باطل مجادله کرده، و میخواهند با این روش حق را از میان ببرند. بنابراین کافران تا جایی که میتوانند، برای کمک کردن باطل و شکست دادن حق میکوشند؛ و آنها پیامبران خدا و آیات الهی را به مسخره گرفته، و به دانش اندکی که دارند، شادمان هستند. اما خداوند نور خویش را کامل مینماید، گر چه کافران نپسندند؛ و خداوند حق را بر باطل چیره میگرداند:﴿بَلۡ نَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَى ٱلۡبَٰطِلِ فَيَدۡمَغُهُۥ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٞ﴾ بلکه به وسیلۀ حق، باطل را درهم میکوبیم؛ و [سرانجام] حق، باطل را درهم میشکند، و باطل از بین میرود. و از جمله حکمت و رحمت الهی، این است که مقدّر نموده باطل گرایان- که به وسیلۀ باطل با حق به ستیز و مجادله میپردازند- یکی از بزرگترین اسباب روشن شدن حق و مشخص شدن شواهد و دلایل آن، و یکی از بزرگترین اسباب برای روشن شدن باطل و فساد آن میباشند؛ زیرا هر چیزی، با ضدش شناخته میشود.
18:57–59Страница 300
وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ فَأَعۡرَضَ عَنۡهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتۡ يَدَاهُۚ إِنَّا جَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۖ وَإِن تَدۡعُهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ فَلَن يَهۡتَدُوٓاْ إِذًا أَبَدٗا ٥٧
Кто может быть несправедливее того, кому напомнили о знамениях его Господа, а он отвернулся от них и забыл то, что совершили его руки? Мы накинули на их сердца покрывала, чтобы они не постигли его (Коран), а их уши поражены глухотой. Если даже ты призовешь их на прямой путь, они никогда не последуют прямым путем.
وَرَبُّكَ ٱلۡغَفُورُ ذُو ٱلرَّحۡمَةِۖ لَوۡ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُواْ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلۡعَذَابَۚ بَل لَّهُم مَّوۡعِدٞ لَّن يَجِدُواْ مِن دُونِهِۦ مَوۡئِلٗا ٥٨
Твой Господь - Прощающий, Обладающий милосердием. Если бы Он стал наказывать их за то, что они приобрели, то ускорил бы их мучения, но для них назначен срок, и они не найдут от него спасения.
وَتِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰٓ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَعَلۡنَا لِمَهۡلِكِهِم مَّوۡعِدٗا ٥٩
Мы погубили эти города, когда они стали поступать несправедливо, и установили для их погибели срок.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا و کيست ستمکارتر از کسي که با آيات پروردگارش پند داده شود، آنگاه از آن روي گرداند، و آنچه را که از پيش فرستاده است فراموش کند؟ ما بر دلهاي آنان پرده ها افکنده ايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني قرار داده ايم، و اگر آنها را به سوي هدايت بخواني هرگز راه نيابند. وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا و پروردگار تو بس آمرزنده و صاحب رحم است ، اگر آنان را در برابر آنچه بدست آورده اند مجازات مي کرد، عذاب را به شتاب برايشان مي فرستاد، ولي موعدي دارند که [با فرا رسيدن] در برابرش پناهي نمي يابند. وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا و [مردمان ] اين شهرها را چون ستم کردند، نابود کرديم، و براي هلاکشان معيادي مقرر نموديم.
(57) خداوند خبر میدهد که هیچ کس ستمگر و مجرم تر از بندهای نیست که به آیات خدا پند داده شود و برای او حق از باطل و هدایت از گمراهی روشن شده، و از عذاب الهی برحذر داشته شده و به پاداش او تشویق شود، اما باز ازآن روی بگرداند، و پند نپذیرد، و از آنچه برآن بوده است، برنگردد، و گناهانی را که مرتکب شده است، فراموش کند، و خداوند دانا به پنهان را مدنظر نداشته باشد. پس چنین کسی، ستمگرتر است از آن کس که آیات الهی به او نرسیده و به آن پند داده نشده و رویگردان شده است. چنین فردی گرچه ستمگر است، اما آن یکی که از روی علم و آگاهی روی گردانده است، ستمگرتر میباشد؛ زیرا کسی که از روی دانش و بینش مرتکب گناه میشود، مجرم تر از کسی است که چنین نیست. خداوند متعال چنین کسی را، به سبب رویگردانیاش از آیات خدا، و به سبب اینکه گناهانش را فراموش کرده، و به سبب اینکه علی رغم اینکه شرّ را میشناسد اما آن را برای خود بر میگزیند و به آن خشنود میگردد، مجازات مینماید؛ و درهای هدایت را به روی او میبندد -به این صورت که بردلش پردههای محکمی میافکند که او را از اینکه آیات الهی را بفهمد، باز میدارد- پس او گرچه آیات را بشنود، نمیتواند آن را بفهمد و بر دلش تأثیر بگذارد. (﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان ناشنوایی وکری قرار دادهایم، بهگونهای که نمیگذارد آیات خدا را طوری بشنوند که از آن بهره مند شوند. پس راهی برای هدایت آنها نیست. (﴿وَإِن تَدۡعُهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ فَلَن يَهۡتَدُوٓاۡ إِذًا أَبَدٗا﴾) و اگر آنان را به سوی هدایت فرا بخوانی، هرگز راهیاب نمیشوند؛ زیرا آن که امید میرود به ندای دعوتگرِ هدایت لبیک بگوید، کسی است که شناختی ندارد؛ اما اینان که حق را دیدهاند، سپس چشم فروبستهاند؛ و راه حق را شناخته، سپس آن را رها کردهاند؛ و راه گمراهی را دانسته، و آن را در پیش گرفتهاند. و خداوند به سزای کارهایشان، بر دلهایشان مهر زده و دلهایشان را بسته است. پس برای هدایت شدن چنین کسانی، راه و چارهای نیست. و این آیه، هشداری است برای کسانی که حق را بعد از شناخت آن، ترک گفتهاند که مبادا میان آنان و حق چیزی حایل گردد که دیگر نتوانند به آن برسند.
(58) سپس خداوند متعال از گستردگی آمرزش و رحمت خویش، و اینکه گناهان را میآمرزد، و توبۀ کسانی را که توبه مینمایند، میپذیرد، و آنان را با رحمت خویش میپوشاند، و احسان خود را شامل حالشان میگرداند، خبر داد و فرمود: اگر بندگان را بهخاطر گناهانی که انجام میدهند، مجازات نماید، هرچه زودتر عذاب را به سراغشان میفرستد؛ اما چنین نمیکند، بلکه آنان را مهلت میدهد، اما فراموششان نمیکند، و پیامدهای گناهان را حتماً باید رخ بنمایاند، هرچند از زمان ارتکاب آن، مدتی گذشته باشد. بنابراین فرمود: (﴿بَل لَّهُم مَّوۡعِدٞ لَّن يَجِدُواۡ مِن دُونِهِۦ مَوۡئِلٗا﴾) و آنها موعد و زمانی دارند که در آن موعد، به سزای اعمالشان میرسند، و حتماً بدان روز گرفتار خواهند شد، و هیچ پناهگاه و گریزی از آن ندارند. و این قانون خداوند در مورد پیشینیان و پسینیان است که آنها را فوراً به عذاب گرفتار نمیکند، بلکه آنها را به توبه نمودن و بازگشت به سوی خود دعوت میکند. پس اگر توبه نمودند و بازگشتند، آنها را میآمرزد و به آنان رحم مینماید و عذاب را از آنها دور میکند. و اگر به ستم و عناد و مخالفت خود ادامه دهند، و زمان موعود فرا برسد، درآن هنگام خدا عذاب خویش را بر آنان فرود میآورد. بنابراین فرمود:
(59) (﴿وَتِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰٓ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ لَمَّا ظَلَمُواۡ﴾) و این شهرها را چون اهالی آن ستم کردند، بهسبب ستمشان نابود کردیم، وما برآنها ستم ننمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَا لِمَهۡلِكِهِم مَّوۡعِدٗا﴾) و برای نابودیشان وقتی را معین نمودیم که از آن وقت پس و پیش نمیشوند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии