Ас-СаадиМарьям · 19:27–40

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Марьям 19:27–40

19:27–33Страница 307

فَأَتَتۡ بِهِۦ قَوۡمَهَا تَحۡمِلُهُۥۖ قَالُواْ يَٰمَرۡيَمُ لَقَدۡ جِئۡتِ شَيۡـٔٗا فَرِيّٗا ٢٧

Она пришла к своим родным, неся его. Они сказали: «О Марьям (Мария)! Ты совершила тяжкий (или небывалый, или удивительный) проступок.

يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمۡرَأَ سَوۡءٖ وَمَا كَانَتۡ أُمُّكِ بَغِيّٗا ٢٨

О сестра Харуна (Аарона)! Твой отец не был скверным человеком, и мать твоя не была блудницей».

فَأَشَارَتۡ إِلَيۡهِۖ قَالُواْ كَيۡفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي ٱلۡمَهۡدِ صَبِيّٗا ٢٩

Она показала на него, и они сказали: «Как мы можем говорить с младенцем в колыбели?».

قَالَ إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا ٣٠

Он сказал: «Воистину, я - раб Аллаха. Он даровал мне Писание и сделал меня пророком.

وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيۡنَ مَا كُنتُ وَأَوۡصَٰنِي بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمۡتُ حَيّٗا ٣١

Он сделал меня благословенным, где бы я ни был, и заповедал мне совершать намаз и раздавать закят, пока я буду жив.

وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَتِي وَلَمۡ يَجۡعَلۡنِي جَبَّارٗا شَقِيّٗا ٣٢

Он сделал меня почтительным к моей матери и не сделал меня надменным и несчастным.

وَٱلسَّلَٰمُ عَلَيَّ يَوۡمَ وُلِدتُّ وَيَوۡمَ أَمُوتُ وَيَوۡمَ أُبۡعَثُ حَيّٗا ٣٣

Мир мне в тот день, когда я родился, в тот день, когда я скончаюсь, и в тот день, когда я буду воскрешен к жизни».

فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا آنگاه او را برداشت و پيش اقوام و خويشان خود برد، گفتند:«اي مريم! عجب کار زشتي کرده اي» يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا اي خواهر هارون! نه پدرت مرد بدي بود، و نه مادرت بدکاره بود» فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا [مريم] به آن [کودک] اشاره کرد، و گفتند »ما چگونه با کودکي که در گهواره است سخن بگوييم» قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا [عيسي] گفت: «من بندۀ خدا هستم، و من کتاب داده و مرا پيامبر گردانيده است». وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا و مرا هر جا که باشم خجسته و مبارک داشته، و مرا به خواندن نماز و دادن زکات تا وقتي که زنده باشم سفارش کرده است. وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا و به نيک رفتاري با مادرم [مرا سفارش نموده]. و مرا زورگو و بد رفتار قرار نداده است. وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا و روزي که به دنيا آمدم و روزي که مي ميرم و روزي که زنده برانگيخته مي شوم از هر آفت و کليدي در امانم.

(27) وقتی مریم وضع حمل کرد، همراه با عیسی به نزد قومش آمد، در حالی که عیسی در آغوشش بود. چون او می‌دانست که بی‌گناه و پاک است، پس بدون اینکه به چیزی توجه نماید به نزد آنان آمد. اقوامش گفتند: (﴿لَقَدۡ جِئۡتِ شَيۡ‍ٔٗا فَرِيّٗا﴾) ای مریم! عجب کار زشتی کرده، و کار بسیار بزرگ و ناپسندی انجام داده‌ای! منظورشان زنا بود، که او از آن پاک بود.

(28) (﴿يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ﴾) ای خواهر هارون! ظاهراً برادر حقیقی مریم بوده است، بنابراین او را به هارون نسبت دادند، (﴿مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمۡرَأَ سَوۡءٖ وَمَا كَانَتۡ أُمُّكِ بَغِيّٗا﴾) پدرت مرد بدی نبود، و مادرت نیز نابکار نبود؛ یعنی پدر و مادرت، انسان‌های صالح و از شر سالم بودند. به ویژه از این زشتی ـ که به آن اشاره می‌کردند ـ به دور بودند. منظورشان این بود که تو چگونه مانند پدر و مادرت نیستی، و کاری کرده‌ای که آنها نمی‌کردند ؟زیرا فرزندان، اغلب در خوبی و بدی، مانند پدر و مادرشان می‌باشند، پس برحسب آنچه تصور می‌کردند تعجب نمودند، که چگونه چنین کار زشتی از مریم سرزده است.

(29) مریم به نوزادش عیسی اشاره کرد؛ یعنی اشاره کرد که با او حرف بزنید. و به این خاطر به کودک اشاره کرد، چون به وی دستور داده شده بود که وقتی مردم با او سخن گفتند، بگوید: (﴿إِنِّي نَذَرۡتُ لِلرَّحۡمَٰنِ صَوۡمٗا فَلَنۡ أُكَلِّمَ ٱلۡيَوۡمَ إِنسِيّٗا﴾) من برای خدای مهربان روزۀ سکوت نذر کرده‌ام، بنابراین امروز با هیچ کس سخن نخواهم گفت. وقتی به سوی او اشاره کرد تا با وی سخن بگویند، آنها تعجب کردند و گفتند: (﴿كَيۡفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي ٱلۡمَهۡدِ صَبِيّٗا﴾) ما چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم! چون چنین چیزی، معمولی نبود؛ و هیچ کس در آن سن و سال، سخن نگفته بود.

(30) در این هنگام عیسی -علیه السلام- که کودکی در گهواره بود، گفت: (﴿ إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا﴾) من بندۀ خدایم، برای من کتاب خواهد فرستاد و مرا پیامبر خواهد کرد. پس آنها را چنین خطاب نمود که او بنده است، و دارای چنان اوصاف خدایی نمی‌باشد، و فرزند خدا هم نیست. از این گفتۀ عیسی که فرمود: (﴿إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ﴾) من بندۀ خدایم، ثابت می‌شود که خداوند از گفتۀ نصارا پاک و بری است که بر خلاف عیسی سخن می‌گویند؛ و ادعا می‌کنند با او موافق هستند. (﴿ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) یعنی چنین مقدّر نموده که به من کتاب بدهد. (﴿وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا﴾) و مرا پیامبر گردانیده است. عیسی آنها را خبر داد که او بندۀ خداست، و خداوند کتاب را به او آموخته، و وی را از جملۀ پیامبران گردانیده است. پس این بیانگر کمال اوست. سپس بیان نمود که دیگران را نیز به کمال می‌رساند و گفت:

(31) (﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيۡنَ مَا كُنتُ﴾) و مرا هرجا و در هر زمانی که باشم، با برکت و سودمند نموده است. بنابراین خداوند در وجودم برکت قرار داده، و خیر را تعلیم می‌دهم، و به سوی آن دعوت می‌کنم، و از شرّ باز می‌دارم. پس در گفته‌ها و کارهایش، به سوی خدا دعوت می‌کرد، و هرکس که با او هم نشینی می‌نمود، از برکت وی بهره‌مند می‌شد، و سعادتمند می‌گشت. (﴿وَأَوۡصَٰنِي بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمۡتُ حَيّٗا﴾) و مرا سفارش نموده تا حقوق خدا و حقوق بندگانش را به‌جای آورم که بزرگ‌ترین آن، نماز و زکات است؛ و تا زمانی که زنده باشم، مرا به این دو سفارش کرده است. پس من فرمان و سفارش او را به جای می‌آورم و به آن عمل می‌کنم و آن را اجرا می‌نمایم.

(32) و نیز مرا سفارش نموده که با مادرم به نیکوکاری رفتار کنم؛ و عیسی تا آخرین حدّ، با مادرش به نیکی رفتار نمود؛ و آنچه شایستۀ او بود، برایش انجام داد؛ چون از شرافت و فضیلت برخوردار است، و بر وی حق مادری دارد. (﴿ وَلَمۡ يَجۡعَلۡنِي جَبَّارٗا﴾) و مرا زورگو و بدرفتار قرار نداده است که در مقابل خداوند گردنکشی کنم، وخودم را از بندگانش بالاتر قرار دهم. (﴿شَقِيّٗا﴾) و مرا در دنیا وآخرت نگون بخت نکرده است. پس مرا چنان نموده که در برابر خداوند، فرمانبردار و فروتن و گردن کج و ذلیل ‌باشم. و در برابر بندگان خدا، نیز فروتن هستم و من و پیروانم در دنیا و آخرت خوشبخت می‌باشیم.

(33) و چون کمال و خصلت‌های پسندیده را به طور کامل دارا بود، گفت: (﴿وَٱلسَّلَٰمُ عَلَيَّ يَوۡمَ وُلِدتُّ وَيَوۡمَ أَمُوتُ وَيَوۡمَ أُبۡعَثُ حَيّٗا﴾) به فضل و احسان پروردگارم، از روزی که به دنیا آمده‌ام، و روزی که می‌میرم، و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم، از شر شیطان و عذاب در امان خواهم بود؛ و این اقتضا می‌نماید که او، از وحشت‌های قیامت و سرای فاسقان در امان، و از اهل بهشت باشد. پس این، معجزه ای بزرگ و دلیلی آشکار بر این است که او پیامبر خدا و به حق بندۀ اوست.

19:34–36Страница 307

ذَٰلِكَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَۖ قَوۡلَ ٱلۡحَقِّ ٱلَّذِي فِيهِ يَمۡتَرُونَ ٣٤

Таков Иса (Иисус), сын Марьям (Марьям)! Слово Истины, относительно которого они препираются.

مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٖۖ سُبۡحَٰنَهُۥٓۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ٣٥

Не подобает Аллаху иметь сына. Пречист Он! Когда Он принимает решение, то стоит Ему сказать: «Будь!». - как это сбывается.

وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ ٣٦

Иса (Иисус) сказал: «Воистину, Аллах - мой Господь и ваш Господь. Поклоняйтесь же Ему. Это и есть прямой путь».

ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ اين است عيسي پسر مريم، سخن درستي که در آن ترديد مي کنند. مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ خداوند را نسزد که فرزندي داشته باشد، او پاک است از تهمت هاي ناروا، هرگاه ارادۀ انجام کاري بکند تنها کافي است که به او بگويد: بشو! آن گاه موجود مي شود! وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ و بي گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستيد، اين است راه راست.

(34 - 35) کسی که این صفت‌ها را دارا بود، عیسی پسر مریم است، و هیچ شک و تردیدی درآن نیست؛ بلکه سخنی راستین و کلام خداست که ازآن ‌راست‌تر سخنی وجود ندارد، و گفته‌ای نیکوتر از آن وجود ندارد. پس خبر یقینی و واقعی در مورد عیسی، این است؛ و آنچه در مورد وی گفته شده و با این مخالف است، قطعا باطل و پوچ می‌باشد، و شک و شبهه‌ای است که ناآگاهانه بر زبان رانده می‌شود. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِي فِيهِ يَمۡتَرُونَ﴾) که در آن تردید می‌کنند، و با تخمین و شک خود مجادله می‌نمایند؛ پس برخی می‌گویند: عیسی خداست، یا پسر خداست یا سومینِ سه تاست .پاک است خداوند از دروغ‌پردازی و تهمت آنها. (35) (﴿مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٖ﴾) شایسته و سزاوار خداوند نیست که فرزندی داشته باشد، چون این غیرممکن است؛ زیرا او، بی‌نیاز و ستوده، و مالک همۀ هستی است. پس چگونه کسی از بندگان و مملوک‌های خود را، به فرزندی می‌گیرد؟! (﴿سُبۡحَٰنَهُۥٓ﴾) خداوند پاک و منزّه است از داشتن فرزند و عیب، (﴿إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا﴾) هرگاه ارادۀ پدید آوردن چیزی و انجام کاری را بکند، انجام هیچ کاری برایش ناممکن و دشوار نیست، (﴿ فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾) بلکه به آن می‌گوید: پدید آی، و آن پدید می‌آید. پس وقتی تقدیر و خواست او در عالم بالا و پایین نافذ و جاری است، چگونه فرزندی خواهد داشت؟! پس وقتی او چنین است که هرگاه پدید آوردن چیزی را اراده ‌نماید، به آن بگوید: (﴿كُن فَيَكُونُ﴾) چگونه به‌وجود آوردن عیسی بدون پدر، بعید محسوب می‌شود؟!

(36) پس عیسی خبر داد که او نیز همانند سایر بندگان، تحت پرورش خداوند می‌باشد، و گفت: (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ﴾) خداوندی که ما را آفریده و صورتگری نموده و تدبیر او در ما نافذ است، و تقدیرش ما را می‌چرخاند، پروردگار من و پروردگار شماست. (﴿فَٱعۡبُدُوهُ﴾) پس عبادت را تنها برای او انجام دهید، و در رجوع و انابت به سوی او بکوشید. و این، اقرار به توحید ربوبیت و توحید الوهیت است. و با توحید ربوبیت، بر توحید الوهیت استدلال نمود، بنابراین گفت: (﴿هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾) این است راه راست؛ یعنی راه درست و میانه که انسان را به خدا می‌رساند، چون این راه، راه پیامبران و پیروانش می‌باشد؛ و غیر از این راه، گمراهی است.

19:37–38Страница 307

فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡۖ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن مَّشۡهَدِ يَوۡمٍ عَظِيمٍ ٣٧

Но секты разошлись во мнениях между собой. Горе же неверующим, которые встретят Великий день!

أَسۡمِعۡ بِهِمۡ وَأَبۡصِرۡ يَوۡمَ يَأۡتُونَنَا لَٰكِنِ ٱلظَّٰلِمُونَ ٱلۡيَوۡمَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ ٣٨

Как же ясно они будут слышать и видеть в тот день, когда они явятся к Нам! Но сегодня беззаконники пребывают в очевидном заблуждении.

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ آنگاه گروهها در ميان خود اختلاف ورزيدند، پس واي بر کساني که کافر شدند از مشاهدۀ روز بزرگ. أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ چقدر شنوا و چقدر بينا مي باشند روزي که به پيش ما مي آيند، اما ستمکاران امروز در گمراهي آشکاري به سر مي برند.

(37) وقتی خداوند حالت عیسی را بیان کرد، حالتی که در آن شک و تردیدی نیست، خبر داد که گروه‌ها و دسته‌های گمراهِ یهود و نصاری و دیگران در مورد عیسی ـ علیه السلام ـ در میان خود اختلاف ورزیدند؛ برخی در مورد او افراط نموده، و برخی در حق او تفریط کردند.پس برخی از ایشان ‌گفتند: عیسی خداست؛ و برخی ‌گفتند: عیسی پسر خداست؛ و برخی ‌گفتند: او سومین سه تاست؛ و برخی دیگر مانند یهودیان، او را پیامبر به ‌حساب نیاورده، بلکه او را متهم ‌کردند که حرام زاده است! سخنان همۀ اینها باطل و پوچ است، و نظرشان فاسد؛ و آن را بر اساس شک و عناد و دلائل فاسد و شبهات بی‌ارزش بیان می‌کردند، و همگی سزاوار وعید سخت خدا هستند. بنابراین فرمود: (﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس وای بر کسانی که به خدا و پیامبران و کتاب‌هایش کفر ورزیدند. یهودیان و نصارا که در مورد عیسی سخن کفر می‌گویند، در اینها داخل‌اند. (﴿مِن مَّشۡهَدِ يَوۡمٍ عَظِيمٍ﴾) وای بر آنها به هنگام مشاهدۀ روز بزرگ! یعنی هنگام روز قیامت که پیشینیان و اهل آسمان‌ها و اهل زمین درآن گرد می‌آیند. روزی که آکنده از زلزله‌ها و وحشت‌ها می‌باشد؛ و درآن روز، سزا و جزای اعمال داده می‌شود. پس در این وقت، خداوند آنچه را که پنهان و آشکار می‌کردند، روشن می‌سازد.

(38) (﴿أَسۡمِعۡ بِهِمۡ وَأَبۡصِرۡ يَوۡمَ يَأۡتُونَنَا﴾) چه گوش شنوا و چه چشم بینایی پیدا می‌کنند در آن روز که به نزد ما می‌آیند، پس به کفر خود و شرکشان اقرار می‌نمایند، و به گفته‌هایشان اعتراف می‌کنند، و می‌گویند:﴿رَبَّنَآ أَبۡصَرۡنَا وَسَمِعۡنَا فَٱرۡجِعۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ﴾ پروردگارا! دیدیم و شنیدیم، ما را به عقب باز گردان تا عمل شایسته انجام دهیم، بدون شک ما یقین داریم. پس در قیامت، به حقیقتِ آنچه بر آن هستند، یقین حاصل می‌کنند. (﴿لَٰكِنِ ٱلظَّٰلِمُونَ ٱلۡيَوۡمَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) اما ستمکاران امروزه در گمراهی آشکاری به‌سر می‌برند، و آنها برای این گمراهی‌شان عذری ندارند؛ زیرا برخی از آنان از روی بینش، گمراهی را اختیار نموده‌اند، و حق را می‌شناسند، اما از آن رویگردان شده‌اند. و برخی راه حق را گم کرده و از آن منحرف شده‌اند، و می‌توانند حق و حقیقت را بشناسند، اما به گمراهی خود وکارهای بدی که انجام می‌دهند، راضی هستند. و برای شناخت حق از باطل تلاش نمی‌نمایند. فکر کن چگونه خداوند بعد از (﴿فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡ﴾) فرمود: (﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) و نفرمود: «فَوَیْل لَهُمْ» تا ضمیر به احزاب برگردد؛ زیرا از میان دسته‌هایی که با هم اختلاف دارند، گروهی هستند که به حقیقت رسیده و با حق موافق هستند و درمورد عیسی می‌گویند: او بندۀ خدا و پیامبرش می‌باشد، و به او ایمان آورده و از او پیروی می‌کنند. پس اینها مؤمن هستند و در این وعید و هشدار داخل نمی‌باشند. بنابراین خداوند فقط کافران را مورد تهدید و وعید قرار داد.

19:39–40Страница 308

وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡحَسۡرَةِ إِذۡ قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ وَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ ٣٩

Предупреди их о Дне печали, когда решение уже будет принято. Но они проявляют беспечность и не веруют.

إِنَّا نَحۡنُ نَرِثُ ٱلۡأَرۡضَ وَمَنۡ عَلَيۡهَا وَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ ٤٠

Воистину, Мы унаследуем землю и тех, кто на ней, и они вернутся к Нам!

وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ و آنان را که [اينک] در غفلت به سر مي برند، و ايمان نمي آورند از روز حسرت بترسان، آنگاه که کار از کار مي گذرد. إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ بي گمان ما زمين و همۀ کساني را که بر روي آن هستند به ارث مي بريم و به سوي ما برگردانده مي شوند.

(39 - 40) انذار: یعنی برحذر داشتن از آنچه که ترسناک است، به صورت بیم دادن و خبردادن از صفات آن. و آنچه که باید بندگان ازآن ترسانده شوند، روز قیامت است؛ روزی که کار از کار می‌گذرد، و پیشینیان و پسینیان در یک محل جمع می‌شوند، و از کارهایشان پرسیده می‌شود. پس هرکس به خدا ایمان آورده و از پیامبرانش پیروی کرده باشد، به چنان سعادتی نایل می‌آید که بعد از آن هرگز بدبخت نخواهد شد؛ و هرکس که به خدا ایمان نیاورده و از پیامبرانش پیروی نکرده باشد به چنان شقاوت و بدبختی گرفتار می‌شود که پس از آن سعادتمند نخواهد شد، و خود و خانواده‌اش را از دست می‌دهد. و در آن هنگام حسرت می‌خورد و چنان پشیمان می‌شود که دل او از شدّت حسرت و تأسف از جا کنده می‌شود؛ و چه حسرتی از این بزرگ‌تر است که انسان خشنودی خدا و بهشت او را از دست ‌دهد و سزاوار خشم پروردگار و جهنم گردد، به صورتی که بازگشت به دنیا برایش امکان پذیر نباشد تا از نو عمل کند، وحال خود را عوض نماید! ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ این چیزی است که پیش رو دارند، اما آنها از این امر بزرگ غافل‌اند و به ذهنشان نمی‌آید؛ غفلت، آنها را احاطه نموده و مستی آنها را فرا گرفته است، پس آنان به خدا ایمان نمی‌آورند و از پیامبرانش پیروی نمی‌کنند؛ دنیا، آنها را غافل کرده و میان آنها و ایمان، شهوت‌ها و هوس‌های زودگذر حائل شده است. پس دنیا و همۀ آنچه در آن است -از اول تا آخر- از دستشان خواهد رفت، و آنها نیز از دنیا جدا خواهند شد؛ و خداوند وارث زمین و کسانی که روی آن زندگی می‌کنند، می‌گردد و آنها را به سوی خود برمی‌گرداند، و آنان را به سبب اعمالشان سزا و جزا خواهد داد. پس هرکس عمل خیری انجام داده باشد، خداوند را ستایش می‌گوید؛ و هرکس عمل بدی انجام داده باشد، جز خودش کسی را سرزنش نخواهد کرد.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English