Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Бакара 2:158–164
2:158Страница 24
۞ إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِۖ فَمَنۡ حَجَّ ٱلۡبَيۡتَ أَوِ ٱعۡتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَاۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ١٥٨
Воистину, ас-Сафа и аль-Марва - одни из обрядовых знамений Аллаха. Кто совершает хадж к Каабе или малое паломничество, тот не совершит греха, если пройдет между ними. А если кто добровольно совершает доброе дело, то ведь Аллах - Признательный, Знающий.
إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ، بي گمان صفا و مروه از نشانه هاي خدا هستند، پس هرکس که حج يا عمره بگذارد بر او گناهي نخواهد بود که آن دو را طواف کند، و هرکس که طاعتي را به دلخواه و مخلصانه انجام دهد پس همانا خداوند سپاس گذار و آگاه است.
(158) خداوند متعال خبر میدهد صفا و مروه که دو کوه معروف هستند، (﴿مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ﴾) از نشانههای آشکار دین خدا میباشند، که بندگان با حضور در این اماکن، خدا را میپرستند. این دو محل، اماکن پرستش خدا هستند و خدا دستور داده است که شعایر وی گرامی داشته شود:﴿وَمَن يُعَظِّمۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقۡوَى ٱلۡقُلُوبِ﴾ و هر کس نشانههای خدا را تعظیم کند، همانا آن از پرهیزگاری دلهاست. پس مجموع هر دو نص دلالت مینمایند که صفا و مروه از نشانههای خدا هستند و تعظیم و بزرگداشت نشانههای خداوند، از پرهیزگاری دلهاست. و تقوا و پرهیزگاری بر هر مکلفی واجب است. و این دلالت مینماید که سعی بین صفا و مروه در حج و عمره فرض است، همانطور که جمهور بر این باورند و احادیث نبوی و عملکرد پیامبر صلی الله علیه وسلم برآن دلالت مینماید. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(خُذُوا عَنِّي مَنَاسِكَكُم)«مناسک خود را از من فراگیرید». (﴿فَمَنۡ حَجَّ ٱلۡبَيۡتَ أَوِ ٱعۡتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا﴾) این، دفع توهمی است که بعضی از مسلمین دچار آن شدند؛ و از سعی بین صفا و مروه خودداری کردند؛ چون در دوران جاهلیت، در صفا و مروه بتها پرستش میشدند، خداوند به خاطر اینکه این توهم را دفع نماید، فرمود: سعیِ بین صفا و مروه اشکالی ندارد. و مقید کردن «گناه نبودن» برای کسی که به حج و عمره میپردازد، بر این دلالت میکند که تنها «سعی»، عبادت نیست، مگر اینکه با حج یا عمره همراه باشد. به خلاف طواف کردن خانۀ کعبه که با حج و عمره مشروع است، و بدون حج و عمره هم عبادت است. اما «سعی» و «وقوف در عرفه و مزدلفه» و «رمی جمرات» از مناسک حج است. و اگر در انجام این کارها، از ارکان و اعمال حج تبعیت نشود، بدعت محسوب میگردند. چون بدعت در دین، دو نوع است: اول: پرستش پروردگار با عبادتی که هیچ اصل و اساسی نداشته و خداوند آن را مشروع نکرده است؛ دوم: خداوند عبادتی را با صفات و حالات خاصی مشروع نموده، اما بنده با تغییر آن صفت و ویژگی، عبادت مورد نظر را انجام میدهد. وقوف درعرفه و مزدلفه و رمی و… در غیر ایام حج، از نوع دوم است. (﴿وَمَن تَطَوَّعَ﴾) و هرکس عبادتی را مخلصانه برای خدا انجام دهد (﴿خَيۡرٗا﴾) از قبیل: حج و عمره و طواف و نماز و روزه و دیگر عبادات، ﴿فَهُوَ خَيۡرٞ لَّهُۥ﴾ و این دلالت مینماید که هر اندازه بنده طاعت خدا را بیشتر انجام دهد، خیر و کمالش بیشتر خواهد بود و مقامش نزد خداوند به خاطر زیاد شدن ایمانش، بالاتر خواهد رفت. و مقید نمودنِ انجام دادن عبادت به «خیر»، بیانگر آن است که هرکس بدعتهایی را که خدا و پیامبرش مشروع نکرده است، انجام دهد، چیزی جز خستگی به دست نمیآورد و هیچ خیری برای وی در پی نخواهد داشت، بلکه اگر بداند که چنین کاری مشروع نیست، ولی به عمد آن را انجام دهد، برای او شر خواهد بود. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ﴾) همانا خداوند شکرگزار و داناست. «شاکر» و «شکور» از نامهای خداوند متعال هستند، خداوندی که کوچکترین عمل را از بندگانش میپذیرد و در برابر آن، به آنها پاداش بزرگ میدهد. خداوندی که هرگاه بنده، دستورات او را اجرا نماید و از او فرمان برد، او را بر این کار یاری نموده و بر این کار ستایش و تمجید میکند؛ و به پاس آن، نور و ایمان و گشادگی را در قلبش ایجاد میکند و به جسمش نیرو و نشاط میبخشد و در همۀ حالاتش برکت و فزونی عطا میکند؛ و به او در کارهایش بیشتر توفیق میدهد، سپس در آینده، پاداش خود را به طور کامل مییابد و این چیزها از پاداش او نمیکاهند. و از جمله شکر و سپاسگزاری خداوند از بنده، این است که هر کس چیزی را به خاطر خدا ترک کند، خداوند در عوض به او چیز بهتری میدهد و هر کس یک وجب به خدا نزدیک شود، خداوند یک ذراع به او نزدیک میشود. و هر کس به اندازۀ یک ذراع به او نزدیک شود، خداوند به اندازۀ دو ذراع به او نزدیک میشود. و هرکس به سوی خدا با حالت عادی راه برود، او به سویش دوان دوان میآید. و هر کس با او معامله کند، خداوند به او چندین برابر سود میدهد. و با اینکه خداوند شاکر و سپاسگزار است، میداند چه کسی براساس نیت و ایمان و پرهیزگاریاش مستحق پاداش کامل است؛ و او به کارهای بندگان دانا است، پس اعمال آنها را ضایع نمیکند، بلکه اعمالشان را برحسب نیتهایشان و کاملتر از آنچه که انجام دادهاند، پاداش میدهد.
2:159–162Страница 24
إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّٰعِنُونَ ١٥٩
Воистину, тех, которые скрывают ниспосланные Нами ясные знамения и верное руководство после того, как Мы разъяснили это людям в Писании, проклянет Аллах и проклянут проклинающие,
إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَٰٓئِكَ أَتُوبُ عَلَيۡهِمۡ وَأَنَا ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ١٦٠
за исключением тех, которые раскаялись, исправили содеянное и стали разъяснять истину. Я приму их покаяния, ибо Я - Принимающий покаяния, Милосердный.
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٌ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةُ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ ١٦١
Воистину, на тех, которые не уверовали и умерли неверующими, лежит проклятие Аллаха, ангелов и людей - всех.
خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ ١٦٢
Это продлится вечно. Их мучения не будут облегчены, и они не получат отсрочки.
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ، بي گمان کساني که دلايل روشن، و هدايتي را که ما فرو فرستاده ايم پنهان مي کنند، بعد از آن که آن را در کتاب براي مردم بيان نموده ايم ، خداوند و نفرين کنندگان ايشان را نفرين مي کنند. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ،مگر کساني که توبه کنند و به اصلاح (خويشتن) بپردازند و (حقيقت را) بيان کنند، پس توبه ايشان را مي پذيرم و من بسيار توبه پذير و مهربان هستم. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِين ، بي گمان کساني که کفر ورزيدند و در حال کفر مردند، لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم برايشان باد. خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ، در آن نفرين جاودانه باقي مي مانند؛ نه عذابِ آنها سبک مي گردد و نه به آنان مهلتي داده مي شود.
(159) این آیه گرچه در مورد اهل کتاب، و اینکه آنان شأن و منزلت پیامبر صلی الله علیه وسلم و صفات او را که در کتابشان آمده بود، پنهان کردند، نازل شده است، اما حکم آن، شامل هر کسی میشود که آنچه را خداوند نازل نموده است، کتمان نماید؛ [زیرا خداوند آیات را برای مردم بیان میدارد، اما چنین کسی تلاش میکند که آیات او را از بین ببرد، و آن را پنهان کند، پس این وعید و تهدید سختی است برای کسی که چنین کند].(﴿مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) یعنی نشانههای واضح و آشکار خدا را، که بیانگر حق و حقیقتاند، کتمان نماید. (﴿وَٱلۡهُدَىٰ﴾) هدایت؛ یعنی علم و شناختی که به وسیلۀ آن میتوان «صراط مستقیم» را پیدا کرد و در پرتو آن، راه بهشتیان را از راه دوزخیان، تشخیص داد. همانا خداوند از اهل علم پیمان گرفته، که آنچه را به آنان آموخته است، به مردم یاد بدهند و برای آنان تبیین نمایند، کتاب خدا را برای مردم تشریح کرده و آن را کتمان نکنند. پس هرکس این پیمان را نقض کند و به دو آفتِ «کتمان ما انزل الله» و «فریفتن بندگان خدا» مبتلا شود، (﴿يَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ﴾) خداوند آنان را از ساحتِ مقدس خویش طرد نموده و از رحمت خود محروم مینماید. (﴿وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّٰعِنُونَ﴾) و تمام لعنت کنندگان، آنها را نفرین میکنند؛ یعنی تمام خلایق، پس همۀ مخلوقات آنان را لعنت میکنند؛ چرا که آنان مکّار و حیلهگر بودند و دین خدا را به فساد و تباهی کشاندند و در آن تغییر و تبدیل به وجود آوردند. به همین خاطر سزای آنان از جنس کردارشان بود، [و چون آنان مردم را از رحمت خدا دور ساختند، خدا هم آنها را از رحمت خود دور ساخت]. از سوی دیگر، کسی که خیر و نیکی را به مردم یاد بدهد، خداوند و فرشتگان و حتی ماهیهای اقیانوسها و دریاها بر وی درود میفرستند؛ چرا که وی، در مسیر مصلحت و منفعت مردم و اصلاح دین آنان گام برداشته و مردمان را به خدا نزدیک کرده است. بنابراین پاداشی از جنس عملش خواهد یافت. اما کسی که آیات خدا را کتمان کند، در واقع با امر و فرمان خدا عناد و تضاد دارد؛ زیرا خداوند آیات خود را برای مردم بیان میکند، اما او آن را مخفی و مستور میدارد. پس چنین کسی بسیار بجا است که این چنین مورد تهدید قرار گیرد.
(160) (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواۡ﴾) به جز کسانی که از گناهانی که انجام دادهاند، پشیمان شده و از آن دست کشیده و بازگشته و تصمیم گرفتهاند که دوباره آن را تکرار نکنند. (﴿وَأَصۡلَحُواۡ﴾) و اعمال فاسد خود را اصلاح کردهاند. پس تنها ترک کردن کار زشت کافی نیست، مادامی که عمل نیکو انجام نشود. و نیز برای کسی که آیات خدا را پنهان کرده است، تنها دست کشیدن از پنهان کاری کافی نیست، بلکه باید آنچه را که پنهان کرده است، بیان دارد؛ و خداوند توبه چنین فردی را میپذیرد؛ زیرا باب توبه همیشه باز است و هر کس که اسباب توبه را فراهم کند، خداوند توبهاش را میپذیرد؛ زیرا خداوند(﴿ٱلتَّوَّابُ﴾) بسیار توبه پذیر است؛ یعنی: چنانچه بندگانش توبه کنند، گناهان آنان را عفو میکند؛ و چنانچه به او رجوع کنند، با احسان و نعمتهایش بهسوی بنده باز میگردد و دوباره نعمتهایش را به وی ارزانی خواهد داشت. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) یعنی کسی که مهربانی و رحمت فراوان دارد. رحمت خدا، همه چیز را فراگرفته است. از جمله رحمت او این است که، بندگان را به توبه و بازگشتن توفیق داده و آنها توبه کرده و بازمیگردند، سپس بر آنها رحم نموده و با لطف و احسان خویش توبۀ آنها را میپذیرد. این است حکم توبه کننده از گناه.
(161) اما کسی که کفر ورزیده و تا زمان مرگ به کفرش ادامه دهد و به سوی خدایش بازنگشته و توبه نکند، (﴿عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةُ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) لعنت خدا و ملائکه و همۀ مردم بر آنان خواهد بود؛ و از آنجا که کفر تبدیل به صفت و حالت ثابت آنها گشته است، ملعون واقع شدن نیز تبدیل به صفت ثابت آنها میگردد و از آنان دور نمیشود، چون حکم همراه و ملازم علت خویش است؛ و هرگاه علت وجود داشته باشد، حکم نیز خواهد بود؛ و هرگاه علت وجود نداشته باشد، حکم نیز وجود نخواهد داشت. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در لعنت یا عذابی که لازم و ملزوم یکدیگرند، برای همیشه خواهند بود. (﴿لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) بلکه عذاب آنها همیشگی و به صورت شدید ادامه خواهد داشت. (﴿وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) و بدیشان مهلت داده نمیشود، چون وقت مهلت دادن که دنیاست، گذشته است، پس عذری برای آنان باقی نمانده است که به آن اعتذار جویند.
(162) (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در لعنت یا عذابی که لازم و ملزوم یکدیگرند، برای همیشه خواهند بود. (﴿لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) بلکه عذاب آنها همیشگی و به صورت شدید ادامه خواهد داشت. (﴿وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) و بدیشان مهلت داده نمیشود، چون وقت مهلت دادن که دنیاست، گذشته است، پس عذری برای آنان باقی نمانده است که به آن اعتذار جویند.
2:163Страница 24
وَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ ١٦٣
Ваш Бог - Бог Единственный. Нет божества, кроме Него, Милостивого, Милосердного.
وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيم، و معبود شما معبودي يگانه ا ست معبود به حقي جز او وجود ندارد، بخشنده و مهربان است.
(163) خداوند متعال ـ که راستگوترین گویندگان است ـ خبر میدهد که: (﴿إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) در ذات و اسماء و صفات و کارهایش، یکتا و یگانه است، پس او شریک و همتا و مثیل و نظیری نداشته و جز او آفریننده و مدبری وجود ندارد. پس وقتی خداوند چنین است، سزاوار است که معبود قرار داده شده و با انواع عبادتها پرستش شود و هیچ چیزی از آفریدههایش با او شریک گرفته نشود؛ چون او (﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ﴾) دارای آن چنان رحمت فراوانی است که مهربانی هیچ کسی به اندازۀ مهربانی او نیست، و رحمت او همه چیز را فرا گرفته و هر موجود زندهای از آن برخوردار است. پس خداوند با رحمت خویش، همۀ آفریدهها را به وجود آورده است و آنها را از انواع کمالات برخوردار نموده و هر رنج و کاستی را از آنها دور کرده است. و نیز رحمت خداوند باعث شده است که پروردگار، صفات و نعمتهایش را به بندگانش بشناساند، و همۀ منافع دینی و دنیوی آنها را که به آن نیاز دارند، بهوسیلۀ فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب، برای آنها بیان نماید. پس وقتی معلوم شد هر نعمتی که بندگان دارند از جانب خداست و هیچ یک از آفریدهها به دیگری فایدهای نمیرساند، در مییابد که فقط خداوند سزاوار هر نوع عبادت و پرستشی است و تنها او باید مورد محبت قرار گیرد و تنها باید از او ترسید و فقط باید به او امیدوار بود و بر او توکل نمود و دیگر عبادات را فقط برای او انجام داد. و بزرگترین ستم و زشتترین زشتی آن است که بنده از عبادت و پرستش خدا روی گرداند و به پرستش بندگان روی آورد و آفریدههای خاکی را با پروردگار جهانیان شریک قرار دهد و یا مخلوقی را که امورش از سوی خداوند تدبیر میشود و از همۀ جهات ناتوان است، همراه با آفرینندۀ توانا و قوی که بر همه چیز غالب است و هر چیزی در برابر او سر خم کرده است، پرستش کند. پس این آیه، بیانگر یگانگی خداوند متعال و معبود بودن او و تاکید بر یگانگی و الوهیت وی و نفی الوهیت از دیگر مخلوقات است. و اینکه وجود همۀ نعمتها و دور شدن همۀ رنجها و کاستیها، از آثار رحمت او میباشد. پس این آیه، دلیلی اجمالی است بر یگانگی او. سپس دلایل تفصیلی و مشروح را بیان کرده و میفرماید:
2:164Страница 25
إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِي تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِمَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلۡمُسَخَّرِ بَيۡنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ ١٦٤
Воистину, в сотворении небес и земли, в смене ночи и дня, в кораблях, которые плывут по морю с тем, что приносит пользу людям, в воде, которую Аллах ниспослал с неба и посредством которой Он оживил мертвую землю и расселил на ней всевозможных животных, в смене ветров, в облаке, подчиненном между небом и землей, заключены знамения для людей разумеющих.
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ، همانا در آفرينش آسمانها و زمين و در پي يکديگر آمدن شب و روز و کشتيهايي که در دريا براي بهره وري مردم در حرکت اند، و آبي که خداوند از آسمان فرو مي فرستد و با آن زمين را پس از مرگش زند گردانده، و در زمين هر جنبده اي را پخش نموده، و در گردش بادها و ابر مسخّر بين آسمان و زمين نشانه هايي است براي قومي که مي انديشند.
(164) (﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوند متعال خبر میدهد که در این آفریدههای بزرگ، نشانههای فراوانی است؛ یعنی نشانههایی دال بر یگانگی خداوند و الوهیت و فرمانروایی و رحمت و سایر صفاتش. اما این نشانهها (﴿لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) برای کسانی است که عقل دارند و از عقل خود برای تفکر در آفریدهها استفاده مینمایند. پس آدمی بر حسب اندیشه و عقلی که خداوند به او ارزانی داشته است، باید از آیهها و نشانههایش بهرهمند شود و آن را با فکر و عقل و تدبیرش حلّاجی کند. پس (﴿خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾) آفرینش آسمانها و بلندی و گستردگی و محکمی و استواری آنها؛ و آفرینش خورشید و ماه و ستارگانی که خداوند برای منافع بندگان در آسمان قرار داده. و آفرینش (﴿وَٱلۡأَرۡضِ﴾) زمین نیز که آن را برای مردم گهواره قرار داده، تا بر آن بیاسایند و از آنچه که در آن وجود دارد، بهره برند و از آیات و نشانههایش عبرت بگیرند، بیانگر آن است که خداوند در «خلق» و «تدبیر» منفرد بوده و از قدرت و توانایی فراوانی برخوردار است. نیز بیانگر حکمت خداوند است، حکمتی که بر اساس آن، این نشانهها را محکم و زیبا آفریده و آنها را نظم داده است. همچنین بیانگر علم خداوند و رحمت اوست و اینکه با این نشانهها، منافع و نیازهای آفریدهها را بر طرف مینماید. و این آیات، بزرگترین دلیل بر کمال خداوند است و اینکه او سزاوار هر نوع پرستشی میباشد؛ زیرا در آفریدن و تدبیر و انجام امور بندگان، یگانه و تنهاست. (﴿وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) در پی یکدیگر آمدن شب و روز به صورت همیشگی، بهگونهای که هرگاه یکی برود، دیگری جای آن را میگیرد و گرمی و سردی و میانه و کوتاه و طولانی بودن و فصلهایی که پدید میآیند، و منافع انسانها و حیوانات و همۀ آن چه روی زمین قرار دارد، تامین میکنند، همۀ این امور، با نظم و تدبیری انجام میشود که عقلها از آن حیراناند و فرزانگان از درک آن عاجزند. این تغییرات بر قدرت و علم و حکمت و رحمت گسترده و لطف فراگیر گردانندۀ آن و بر کارسازی و تدبیر و عظمت و فرمانروایی او، دلالت میکند. همۀ این موارد ایجاب میکند که تنها او پرستش شود و تنها او مورد محبت و تعظیم قرار گیرد و تنها از او بیم داشت و به او امیدوار بود و در راستای خشنودی او تلاش نمود. (﴿وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِي تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ﴾) و در کشتیهایی که در دریا روان هستند. خداوند ساختن این کشتیها را به بندگانش الهام نموده و ابزار و اسباب لازم جهت ساختن آن را در اختیار آنان قرار داده است. سپس دریای بیکران و بادهایی را برای شما مسخر نموده است که با آن، کشتیهای مملو از مسافر و کالای تجاری که آدمها مصالح و منافع زندگیشان را با آن تامین میکنند، به حرکت در میآورد. پس چه کسی ساختن این کشتی را به آنها الهام نمود؟ و چه کسی به آنها توانایی داد تا آن را بسازند؟ و چه کسی ابزار و اسباب ساختن کشتی را در اختیار آنان قرار داد؟ چه کسی دریا را برای آنها رام گرداند؟ و چه کسی برای ماشینهای آبی و خشکی، سوختی را آفریده است، که بهوسیلۀ آن، انسانها و کالاها را حمل نمایند؟ آیا این چیزها به طور اتفاقی درست شدهاند، یا این مخلوق ضعیف و ناتوان که به هنگام تولد نه دانشی داشت و نه توانایی و قدرتی، به تنهایی آن را ساخته و به راه انداخته است؟! مخلوقی که بدون علم و قدرت به دنیا آمده، سپس خداوند به او توانایی بخشیده و آنچه را که میخواست به او یاد داده است. آیا او رام کنندۀ این چیزهاست، یا پروردگار واحدی که حکیم و داناست و هیچ چیزی وی را ناتوان و ضعیف نمیکند و انجام هیچ کاری برای او غیر ممکن نیست؟ آری! همه چیز در برابر ربوبیت و عظمت او، سر تعظیم فرود میآورد، و بندۀ ضعیف، فقط جزئی از اجزای اسباب و عواملی است که خداوند بهوسیله آن عوامل، این امور را به وجود آورده است. پس این بیانگر رحمت خداوند و عنایت او به آفریدههایش است و ایجاب میکند که محبت و ترس و امید و عبادات و کرنش و تعظیم برای او انجام شود. (﴿وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ﴾) و آن بارانی است که از ابرها فرود میآید. (﴿فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا﴾) و در نتیجه انواع حبوبات و گیاهان را میرویاند که مورد نیاز خلائق است و بدون آن نمیتوانند زندگی کنند. آیا این، بیانگر قدرت و توانایی خدایی نیست که آن را فرو فرستاده و بهوسیلۀ آن چیزهای زیادی را از زمین بیرون آورده است؟! و آیا بیانگر رحمت و لطف او نسبت به بندگان و تهیۀ منافع آنها و شدت نیازمندی بندگان به خدا نیست؟! آری! همین امر ایجاب میکند که خداوند معبود و خدای آنها باشد و مردگان را زنده کند و آنها را بر اعمالشان پاداش یا کیفر دهد. (﴿وَبَثَّ فِيهَا﴾) و در مناطق مختلف زمین گسترانده است (﴿مِن كُلِّ دَآبَّةٖ﴾) جنبندگان گوناگونی را، که بر قدرت و عظمت و یگانگی و فرمانروایی بزرگ او دلیل میباشند. خداوند همۀ این جنبندگانِ روی زمین را، برای انسان مسخّر و رام نموده است، تا از آن استفاده کنند. انسانها از گوشت بعضی از جنبندگان روی زمین استفاده میکنند و از شیر آن مینوشند و بر بعضی از آنها سوار میشوند واز بعضی ازآنها برای تهیۀ منافع و محافظت از خویشتن بهره میبرند. و بعضی هستند که از آن عبرت و پند گرفته میشود. خداوند هرنوع جنبندهای را در زمین پخش نموده و کفیل روزیشان است. پس هیچ جنبندهای در روی زمین نیست مگر اینکه روزی آن بر عهدۀ خداست و او قرارگاه و محل رفت و آمدش را میداند. (﴿وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ﴾) و در گردش بادها و سرد و گرم شدن و وزیدن آن به سوی جنوب و شمال و شرق و دیگر جهات؛ و اینکه خداوند گاهی به وسیلۀ آن، ابرها را به حرکت در میآورد و گاهی بهوسیلۀ آن ابرها را به هم در میآمیزد و گاهی بادها را ابزار تلقیح گیاهان و گاهی آن را سبب بارش باران قرار میدهد و گاهی از شدت و زیان آن میکاهد و گاهی بادها موجب رحمت شده و گاهی بشارت دهندۀ عذاب خواهند بود. پس چه کسی این کارها را میکند و چه کسی در این بادها منافعی برای بندگان به ودیعه نهاده است؟! و چه کسی باد را مسخر نموده تا همۀ حیوانات با آن زنده بمانند و جسمها و درختان و دانهها و گیاهان را رشد دهد؟آری! خداوند عزیز و حکیم و مهربان که نسبت به بندگانش لطف دارد، این بادها را مسخر نموده است. خداوندی که شایسته و سزاوار هر نوع کرنش و فروتنی و محبت و پرستش است و همه به سوی او باز خواهند گشت. خداوند ابرها را که آب زیاد با خود دارند، میان آسمان و زمین مسخّر میسازد و به هرجا که بخواهد، میبرد و بهوسیلۀ آن شهرها و بندگان را زنده میگرداند و تپهها و درهها را سیرآب میکند. و به هنگام نیاز آب، آن را بر بندگان فرو میفرستد و هرگاه آب باران به آنها زیان برساند، خـداونـد آن را نـگاه میدارد، پس آن را از سر رحمت و لطف فرو میفرستد و نیز از سرِ مهربانی و عنایت باز میدارد. پس چقدر بزرگ است فرمانروایی و قدرت او! و چقدر احسان او فراوان و منت او مهربانانه است!و چقدر زشت است که بندگان از روزی وی بهره برند و با احسان او زندگی کنند، سپس این روزی و احسان را در راه عصیان و سرپیچی از اوامر خداوند صرف نمایند؟ آیا این دلیلی بر بردباری و عفو و گذشت و لطف عظیم او نیست؟ پس در همه حال سپاس از آن خداست. خلاصۀ مطلب اینکه، هرگاه انسان عاقل، درجهان هستی و در امور شگفت انگیز آفریدهها بیندیشد و در صنعت و دقت و الطاف و حکمتی که در آن به ودیعه نهاده شده است، فکر نماید، به این نتیجه میرسد که جهان و پدیدههای آن به حق و برای حق آفریده شدهاند و خواهد دانست که این مخلوقات، نشانهها و کتابهای هدایتی هستند که انسان را به سوی حق و یگانگی خدا راهنمایی میکنند. و میداند که این پدیدهها، انسان را به آنچه پیامبران از روز آخرت خبر دادهاند، راهنمایی میکنند. و میداند که این آفریدهها، تسلیم فرمان خدا هستند و از خود تدبیری ندارند و نمیتوانند از مدبر خود سرپیچی کنند. پس معلوم شد که همۀ جهان هستی، نیازمند و محتاج اوست و او از همۀ آفریدهها بینیاز است. پس هیچ معبود و پروردگار بحقّی، جز او نیست.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии