Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Бакара 2:230–239
2:230–231Страница 36
فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوۡجًا غَيۡرَهُۥۗ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِۗ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ ٢٣٠
Если он развелся с ней в третий раз, то ему не дозволено жениться на ней, пока она не выйдет замуж за другого. И если тот разведется с ней, то они не совершат греха, если воссоединятся, полагая, что они смогут соблюсти ограничения Аллаха. Таковы ограничения Аллаха. Он разъясняет их для людей знающих.
وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖۚ وَلَا تُمۡسِكُوهُنَّ ضِرَارٗا لِّتَعۡتَدُواْۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗاۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡحِكۡمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ٢٣١
Если вы развелись с вашими женами, и они выждали положенный им срок, то либо удержите их на разумных условиях, либо отпустите их на разумных условиях. Но не удерживайте их, чтобы навредить им и преступить границы дозволенного. А кто поступит так, тот поступит несправедливо по отношению к самому себе. Не считайте знамения Аллаха шуткой. Помните милость, которую Аллах оказал вам, а также то, что Он ниспослал вам из Писания и мудрости, чтобы увещевать вас. Бойтесь Аллаха и знайте, что Аллах ведает о всякой вещи.
فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ، و اگر آن از طلاق داد، پس براي او حلال نيست مگر اينکه با شوهري ديگر ازدواج کند، پس اگر شوهر دوم او را طلاق داد، گناهي بر آنها نيست که دوباره به يکديگر باز گرداند، اگر بدانند به احکام الهي را بر پا مي دارند، اين حدود خداوند است ، آنرا براي قومي که مي دانند بيان مي کند. وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ، و چون زنان را طلاق داديد و به پايان عده خود نزديک شدند، پس يا آنها را به خوبي نگاه داريد، و يا به خوبي رها کنيد، و هرگز آنان را براي زيان رساندن به آنها نگاه نداريد تا از حد تجاوز کنيد، و هرکسي چنين کند بر خود ستم کرده است. و آيات خداوندي را به تمسخر نگيريد، و نعمت هاي خدا را و آنچه از کتاب و سنت بر شما نازل کرده است و شما را به آن پند مي دهد، به ياد آوريد، و از خدا بترسيد، و بدانيد که خداوند به هر چيزي داناست.
(230) خداوند متعال میفرماید: (﴿فَإِن طَلَّقَهَا﴾) یعنی اگر طلاق سوم را داد، (﴿فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوۡجًا غَيۡرَهُۥ﴾) آن زن برای او حلال نیست، مگر اینکه با مردی دیگر به صورت صحیح ازدواج کند، و باید آن مرد با او آمیزش نماید. و نکاح شرعی بهطور قطع یک نکاح صحیح است، و عقد و آمیزش هر دو در آن داخلاند. و باید ازدواج دوم از روی علاقه باشد، و اگر هدف از ازدواج دوم این باشد که زن برای شوهر اول حلال گردد، چنین نکاحی صحیح نیست، و زن برای شوهر اول حلال نمیگردد. و اگر زن کنیز بود و پس از طلاق، صاحبش با او آمیزش کرد برای شوهر اول حلال نمیگردد، چون مولا و صاحب کنیز، شوهر نیست. پس اگر شوهر دوم از روی علاقه با زن ازدواج نمود و با او آمیزش کرد، سپس از او جدا شد و عدۀ زن تمام گردید، (﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ﴾) برای شوهر اول و زن گناهی نیست، (﴿أَن يَتَرَاجَعَآ﴾) که باز به زندگی زناشویی برگردند، و عقد جدید را میان خود ببندند، و چون بازگشتن را به هر دو نسبت داده است، باید هر دو خشنود شوند. اما در بازگشتن، شرط این است که هر دو تصور کنند که (﴿أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ﴾) میتوانند حق یکدیگر را به جا آورند، و این وقتی است که زن و شوهر از رفتارهای گذشتۀ خود که باعث جدایی آنها گردیده است، پشیمان شوند، و تصمیم بگیرند زندگی گذشته را به زندگی خوبی تبدیل کنند، پس در اینجا بر آنان گناهی نیست که به سوی یکدیگر بر گردند. و مفهوم آیۀ شریفه این است که اگر آنها دانستند که نمیتوانند حدود الهی را پابرجا دارند، به این صورت که گمان غالب آنها این بود که همان حالت گذشته باقی است، و نمیتوانند زندگی درستی را پایه ریزی کنند، در این صورت اگر آنها باز به زندگی گذشته برگردند و با هم ازدواج کنند، گناهکار میشوند، چون هیچ کاری که در آن دستور خدا اجرا نشود و از او فرمان برده نشود، جایز نیست. و این دلالت مینماید که شایسته است انسان هرگاه خواست در کاری وارد شود بهویژه در ریاستها و سرپرستیهای کوچک و بزرگ، باید به خودش بنگرد، اگر دید که او توانایی چنین کاری را دارد، و اطمینان داشت که از عهدۀ آن بر میآید، اقدام کند، و گرنه باید دست نگه دارد. وقتی که خداوند متعال این احکام بزرگ را بیان کرد، فرمود: (﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾) و اینها حدود آیینهای خداوند است، که آن را مشخص نموده، و توضیح داده است، (﴿يُبَيِّنُهَا لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾) و آن را برای کسانی بیان مینماید که میدانند، چون آنهایی که میدانند، از قوانین الهی بهرهمند میشوند، و دیگران را نیز بهرهمند میسازند. و این بیانگر فضیلت اهل علم است، که بر کسی پوشیده نیست، چون خداوند فرموده است: آیین و قوانین خود را مخصوصاً برای اهل علم بیان میدارد، و اساساً این آیینها برای اهل علم است. و نیز این آیه بیانگر آن است که خداوند متعال دوست دارد بندگانش قوانین و پیامهایی را که بر پیامبرش نازل کرده است، بدانند و در آن آگاهی حاصل کنند.
(231) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ﴾) و هرگاه زنان را یک یا دو طلاق رجعی دادید، (﴿فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ﴾) و آنها به پایان دوران عدّۀ خود نزدیک شدند، (﴿فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖ﴾) پس یا آنها را بازگردانید در حالی که نیت شما تامین حقوق آنان باشد، و یا اینکه آنها را بدون رجوع و زیان رساندن به آنها، رها کنید. بنابراین فرمود: (﴿وَلَا تُمۡسِكُوهُنَّ ضِرَارٗا﴾) و آنها را به قصد زیان رساندن به ایشان، نگاه ندارید، (﴿لِّتَعۡتَدُواۡ﴾) زیرا در این کارتان از حلال تجاوز کرده و وارد حرام میشوید. پس نگاه داشتن زن به گونۀ شایسته حلال است، و زیان رساندن به وی حرام میباشد. (﴿وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥ﴾) و هرکس چنین کند، به خویشتن ستم کرده است، و ضرر به کسی بر میگردد که قصد ضرر رساندن را داشته است. (﴿وَلَا تَتَّخِذُوٓاۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) خداوند آیت خود را بیان نمود، و هدف از آن این بود که مردم آن را بدانند، و بدان عمل نمایند، و مرزها و حدود الهی را زیر پا ننهاده، و از آن تجاوز نکنند، چون خداوند این قوانین و حدود را بیهوده وضع نکرده است، بلکه آن را به حق نازل کرده، و از تمسخر به آن نهی نموده است؛ یعنی پروردگار از بازیچه قرار دادن آن، و فرمان نبردن از دستورات واجب، نهی کرده است؛ مانند زیان رساندن در نگاهداری زن، جدایی، کثرت طلاق دادن، یا هر سه طلاق را یکجا دادن، که همه تجاوز از حدود الهی است. و خداوند از سرِ مهربانی و رحمت خویش، طلاق را یکی پس از دیگری قرار داده است. و خداوند از آنجا که نسبت به بنده مهربان است و مصلحت او را میخواهد، چنین حکم نموده است. (﴿وَٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) و به طور عموم نعمتهای خداوند را با ستایش و تمجید به زبان، و با اعتراف و اقرار قلبی، و با به کار گرفتن اعضا در طاعت خداوند، به خاطر آورید. (﴿وَمَآ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾) و آنچه خداوند از کتاب و سنت بر شما نازل کرده است، به یاد آورید، که کتاب و سنت برای شما راههای خیر را بیان مینمایند، و شما را به آن تشویق میکنند، و بیراههها را برایتان بیان نموده، و شما را از آن برحذر میدارند، و خداوند خودش را به شما معرفی میکند، و آنچه او برای دوستان و دشمنانش پیش آورده است، به شما میشناساند، و خداوند به شما چیزهایی آموخت که نمیدانستید. و گفته شده که منظور از حکمت، اسرار شریعت است، پس در کتاب خدا رازها و حکمتهایی وجود دارد، و آن بیان حکمت الهی در رابطه با اوامر و نواهی خدا میباشد، و هر دو مفهوم درست است، بنابراین فرمود: (﴿يَعِظُكُم بِهِۦ﴾) شما را به وسیلۀ آنچه فرو فرستاده است، پند میدهد. این مؤید این نظریه است که منظور از حکمت، اسرار شریعت است، چون پند دادن، با بیان حُکم و حکمت و تشویق یا ترساندن حاصل میشود. پس با حکم، جهل از بین میرود، و حکمت و تشویق، سبب علاقهمندی میگردد، و حکمت و ترهیب، باعث بازآمدن و ترسیدن میشود. (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ﴾) و در همۀ کارهایتان از خدا بترسید، (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) به همین خاطر این احکام را بهطور کامل برای شما بیان کرد، که این احکام در هر زمان و مکانی به نفع مردم است. پس در هر وقت و هر حال او را سپاس میگوییم.
2:232Страница 37
وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحۡنَ أَزۡوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوۡاْ بَيۡنَهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۗ ذَٰلِكُمۡ أَزۡكَىٰ لَكُمۡ وَأَطۡهَرُۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ ٢٣٢
Если вы развелись с вашими женами, и они выждали положенный им срок, то не мешайте им выходить замуж за своих прежних мужей, если они договорились друг с другом на разумных условиях. Таково назидание тому из вас, кто верует в Аллаха и в Последний день. Так будет лучше и чище для вас. Аллах знает, а вы не знаете.
وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ، و چون زنان را طلاق داديد و به پايان عدّه خود رسيدند، آنها را از اينکه با شوهران (قبلي) خود ازدواج کنند، چنانچه در ميانشان به طرز پسنديده اي توافق برقرار گرديد، منع نکنيد، اين همان چيزي است که هرکس از شما که به خدا و روز آخرت ايمان داشته باشد، به آن پند داده مي شود. آن برايتان پاکتر و بهتر است، و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.
(232) این، خطاب به اولیای زنی است که کمتر از سه طلاق داده شده است، که وقتی از عده بیرون شد و شوهرش خواست با او ازدواج کند و زن هم با این کار موافق بود، برای سرپرست زن از قبیل پدر و غیره جایز نیست که به سبب خشمگین بودن بر شوهر و ناراحتی از او به خاطر طلاقی که داده است، زن را از ازدواج با او منع کنند. به همین خاطر فرمود: (﴿ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾) یعنی هرکس که به خدا و روز آخرت ایمان دارد، ایمانش باید او را از منع کردن باز دارد. (﴿ذَٰلِكُمۡ أَزۡكَىٰ لَكُمۡ وَأَطۡهَرُ﴾) این برایتان بهتر و پاکتر است از آنچه که گمان میبرید جلوگیری از ازدواج بهتر و شایستهتر میباشد، و اینکه با ازدواج مجدد آن دو مخالفت کرد. همان طور که عادت افراد متکبر و خود بزرگ بین چنین است.(﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾) پس، از دستور کسی فرمان برید که او منافع شما را میداند، و مصلحت شما را میخواهد و به روشهای گوناگون آنرا برایتان سهل و میسور میگرداند. و این آیه دلیلی است براینکه وجود «ولیّ» در نکاح شرط است، چون خداوند اولیا را نهی کرده است از اینکه مانع ازدواج شوند، واین بیانگر آن است که وجود «ولیّ» در نکاح مؤثر است. و خداوند آنها را باز نمیدارد، مگر از کاری که در اختیارشان است و در آن حقی دارند.
2:233Страница 37
۞ وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَۚ وَعَلَى ٱلۡمَوۡلُودِ لَهُۥ رِزۡقُهُنَّ وَكِسۡوَتُهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ لَا تُكَلَّفُ نَفۡسٌ إِلَّا وُسۡعَهَاۚ لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةُۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوۡلُودٞ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦۚ وَعَلَى ٱلۡوَارِثِ مِثۡلُ ذَٰلِكَۗ فَإِنۡ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٖ مِّنۡهُمَا وَتَشَاوُرٖ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَاۗ وَإِنۡ أَرَدتُّمۡ أَن تَسۡتَرۡضِعُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُمۡ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا سَلَّمۡتُم مَّآ ءَاتَيۡتُم بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ ٢٣٣
Матери должны кормить своих детей грудью два полных года, если они хотят довести кормление грудью до конца. А тот, у кого родился ребенок, должен обеспечивать питание и одежду матери на разумных условиях. Ни на одного человека не возлагается сверх его возможностей. Нельзя причинять вред матери за ее ребенка, а также отцу за его ребенка. Такие же обязанности возлагаются на наследника отца. Если они пожелают отнять ребенка от груди по взаимному согласию и совету, то не совершат греха. И если вы пожелаете нанять кормилицу для ваших детей, то не совершите греха, если вы заплатите ей на разумных условиях. Бойтесь Аллаха и знайте, что Аллах видит то, что вы совершаете.
وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، و مادران ، فرزندان خود را دو سال کامل شير دهند، اين براي کسي است که بخواهد مدت شيرخوارگي را کامل نمايد. و بر کسي که فرزند براي او متولد شده (پدر) لازم است خوراک و پوشاک مادران را به گونه اي شايسته فراهم کند، هيچ کس جز به اندازه توانش مکلف نمي شود. هيچ مادري نبايد به خاطر فرزندش زيان ببيند، و هيچ پدري نيز نبايد به خاطر فرزندش زيان ببيند، و بر وارث فرزند چنين چيزي (نفقه) لازم است، و اگر پدر و مادر با رضايت و مشورت همديگر خواستند فرزند را از شير بگيرند، گناهي بر آنها نيست، و اگر خواستيد دايه شيردهي براي فرزندان خود بگيريد گناهي بر شما نيست به شرط اينکه آنچه را که متعهد شده ايد پرداخت کنيد به خوبي بپردازيد، از خداوند بترسيد و بدانيد که خداوند به آنچه مي کنيد بيناست.
(233) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ﴾) این خبر به معنی امر و دستور است، چون به جای چیزی قرار داده شده که ثابت و مقرر است و احتیاجی به دستور دادن ندارد. خدا فرمان میهد که (﴿ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ﴾) مادران دو سال به فرزندان خود شیر دهند، و از آنجا که منظور از سال، سال کامل است، و نیز به بخش اعظم سال هم، سال گفته میشود، بنابراین فرمود: (﴿كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ﴾) یعنی دو سال کامل برای کسی که میخواهد دوران شیرخوراگی را کامل کند، و چون شیرخوار دو سالش تمام شد، دوران شیرخوارگی او به پایان رسیده است، و شیر پس از این مدت مانند سایر غذاهاست، بنابراین شیر دادن بعد از دو سال اعتباری ندارد، و سبب حرمت نمیشود. و از این نص، و از فرمودۀ خداوند که میفرماید ﴿وَحَمۡلُهُۥوَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًا﴾ استنباط میشود که کمترین مدت بارداری شش ماه است و ممکن است بچه، شش ماهه نیز به دنیا بیاید. (﴿وَعَلَى ٱلۡمَوۡلُودِ لَهُۥ﴾) و بر پدر است،(﴿رِزۡقُهُنَّ وَكِسۡوَتُهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) و این شامل زنی است که تحت نکاح مرد میباشد، کما اینکه زنی را که طلاق داده شده است نیز شامل میشود. پس خوراک و پوشاک آن زن بر پدر لازم است، و این مزد شیردهی است. و این دلالت مینماید که اگر زن در قید نکاح او باشد، غیر از نفقه و پوشاک، بر او واجب نیست، و هرشوهری به اندازۀ توانی که دارد، خوراک و پوشاک زن را تهیه نماید. بنابراین فرمود: (﴿لَا تُكَلَّفُ نَفۡسٌ إِلَّا وُسۡعَهَا﴾) پس فقیر موظف نیست که به اندازۀ توانگر انفاق کند، و نیز کسی که چیزی ندارد، مکلف نمیشود که نفقه بپردازد تا زمانی که دارا گردد. (﴿لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةُۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوۡلُودٞ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ﴾) یعنی حلال نیست که مادر به خاطر فرزندش زیان ببیند، به این صورت که از شیر دادن به فرزندش جلوگیری شود، و یا نفقه و پوشاک و مزد او داده نشود. (﴿وَلَا مَوۡلُودٞ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ﴾) و پدر نیز نباید به خاطر فرزندش ضرر ببیند. به این صورت که مادر به خاطر زیان رساندن به پدر از شیر دادن امتناع ورزد و یا شیر دهنده بیش از مقدار واجب، نفقه و خوراک از او طلب کند، و امثال این. و (﴿مَوۡلُودٞ لَّهُۥ﴾) دلالت مینماید که فرزند از آن پدر است و به او داده میشود؛ زیرا حاصل تلاش اوست، بنابراین پدر میتواند از مال فرزند برای خود بردارد، خواه فرزند راضی باشد یا ناراضی، به خلاف مادر. (﴿وَعَلَى ٱلۡوَارِثِ مِثۡلُ ذَٰلِكَ﴾) و اگر کودک پدر نداشته باشد، و مال نداشته باشد همان خوراک و پوشاکی که بر پدر لازم است، بر وارث کودک لازم است تا به شیر دهنده بپردازد. پس این بخش از آیه دلالت مینماید که نفقۀ خویشاوندانِ مستمند بر عهدۀ خویشاوند وارث و توانگر است. (﴿فَإِنۡ أَرَادَا﴾) و اگر پدر و مادر خواستند، (﴿فِصَالًا﴾) فرزند را قبل از کامل شدنِ دو سال، از شیر بگیرند، (﴿عَن تَرَاضٖ مِّنۡهُمَا﴾) و هر دو راضی باشند، (﴿وَتَشَاوُرٖ﴾) و با یکدیگر مشورت کنند که آیا گرفتن وی از شیر به مصلحت بچه است یا نه؟ پس اگر مصلحت بود، و هر دو راضی شدند، (﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَا﴾) به خاطر از شیر گرفتن بچه، قبل از کامل شدنِ دو سال، بر آنان گناهی نیست. پس مفهوم آیه دلالت مینماید که اگر یکی از پدر و مادر راضی بود ودیگری راضی نبود، و یا مصلحت بچه در آن نبود، گرفتن وی از شیر جایز نیست. (﴿وَإِنۡ أَرَدتُّمۡ أَن تَسۡتَرۡضِعُوٓاۡ أَوۡلَٰدَكُمۡ﴾) و اگر خواستید برای فرزندان خود شیردهندگانی غیر از مادرانشان بگیرید، و قصد زیان رساندن به دیگران را نداشتید، (﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا سَلَّمۡتُم مَّآ ءَاتَيۡتُم بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) گناهی بر شما نیست، به شرطی که حقوق شیردهندگان را به خوبی بپردازید. (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) و بدانید که خداوند به آنچه میکنید، بیناست و شما را بر آن مجازات خواهد کرد، و پاداش خیر یا شر به شما خواهد داد.
2:234Страница 38
وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَعَشۡرٗاۖ فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ ٢٣٤
Если кто-либо из вас скончается и оставит после себя жен, то они должны выжидать четыре месяца и десять дней. Когда же они дождутся истечения положенного им срока, то на вас не будет греха, если они распорядятся собой разумным образом. Аллах ведает о том, что вы совершаете.
وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ، و کساني از شما که مي ميرند و زناني را بر جاي مي گذارند، (همسران) چهارده ماه و ده روز انتظار بکشند، و چون عدّه خود را به پايان رساندند بر شما گناهي نيست در آنچه که آنان به طور شايسته درباره خود انجام دهند، و خداوند به آنچه مي کنيد اگاه است.
(234) هرگاه شوهر درگذشت واجب است که زنش چهار ماه و ده روز انتظار بکشد، و حکمت آن این است که بارداری در مدت چهار ماه مشخص میشود، و بچه در آغاز ماه پنجم در شکم حرکت میکند، و زنان حامله و باردار از این قاعدۀ کلی استثنا هستند؛ زیرا عدۀ آنها وضع حمل آنان است، و همچین عدۀ کنیز نصف عدۀ زن آزاد است؛ یعنی دو ماه و پنج روز. (﴿فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ﴾) و هنگامی که عدۀ آنها به پایان رسید، (﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ﴾) پس بعد از عده اگر آنان به آرایش خود بپردازند، بر شما گناهی نیست، (﴿بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) یعنی به صورتی که حرام و مکروه نباشد. و از این ثابت میشود که سوگواری در مدت عده برای زنی که شوهرش مرده است، واجب میباشد، و برای زنانی که طلاق داده شده و از همدیگر جدا شدهاند، جایز نیست که در سوگ بنشینند، و علما بر این موضوع اجماع کردهاند.(﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و خداوند ظاهر و باطن کارهایتان، و کارهای آشکار و پوشیدۀ شما را میداند، و شما را بر آن مجازات خواهد کرد. و خداوند که خطاب به اولیاء زن میفرماید: (﴿لَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ﴾) بیانگر آن است که «ولیّ» باید بر زن نظارت نماید، و زن را از آنچه که انجام دادنش جایز نیست منع کند، و او را بر انجام آنچه واجب است وادار نماید؛ چرا که وی در اینجا مورد خطاب قرار گرفته است، و این امر بر او واجب است.
2:235Страница 38
وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا عَرَّضۡتُم بِهِۦ مِنۡ خِطۡبَةِ ٱلنِّسَآءِ أَوۡ أَكۡنَنتُمۡ فِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ سَتَذۡكُرُونَهُنَّ وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّآ أَن تَقُولُواْ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗاۚ وَلَا تَعۡزِمُواْ عُقۡدَةَ ٱلنِّكَاحِ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡكِتَٰبُ أَجَلَهُۥۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ فَٱحۡذَرُوهُۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ ٢٣٥
На вас не будет греха, если вы намекнете о сватовстве к женщинам или утаите это в душе. Аллах знает, что вы будете вспоминать о них. Не давайте им тайных обещаний и говорите только достойные слова. Не принимайте решение вступить в брак, пока не истечет предписанный срок. Знайте, что Аллаху известно о том, что в ваших душах. Остерегайтесь Его и знайте, что Аллах - Прощающий, Выдержанный.
وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاء أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَـكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ، و بر شما گناهي نيست که به طور کنايه از زنان خواستگاري کنيد، و يا در دلهايتان پنهان نماييد، خداوند مي داند که شما آنها را ياد مي کنيد، ولي به آنها وعده پنهاني ندهيد مگر اينکه سخن نيکويي بگوييد، و تصيم به عقد نکاح نگيريد تا وقتي که عده به پايان برسد، و بدانيد که خداوند مي داند آنچه را که در دلتان است، پس از او بترسيد و بدانيد که خداوند آمرزگار و مهربان است.
(235) این حکم زنی است که پس از وفات شوهرش در حال گذراندن عده است، یا اینکه شوهرش زنده است، و از او جدا شده است. پس حرام است که در دوران عده به صراحت از او خواستگاری شود، مگر اینکه خواستگار همان مردی باشد که او را طلاق داده است. و منظور از (﴿وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا﴾) همین است، اما خواستگاری با اشاره و به صورت کنایه، گناه نیست. و فرق این دو مسأله در این است که خواستگاری صریح، جز قصد نکاح و ازدواج احتمال دیگری ندارد، بنابراین حرام است؛ زیرا بیم آن میرود زن عجله کند، و چون علاقمند به ازدواج است احتمال دارد در سپری شدن عده، دروغ بگوید. این بیانگر آن است که مقدمات کارِ حرام، نیز حرام میباشد. در ضمن، این عمل، ستمی است در حق شوهر اول؛ چرا که در مدت عده، زن نباید به کسی دیگر وعدۀ ازدواج بدهد. اما اشاره کردن، و به صورت کنایه خواستگاری نمودن، هم احتمال ازدواج را دارد و هم احتمال چیزی دیگر، پس در رابطه با خواستگاری از زنی که طلاقش، طلاق بائن است،1 جایز است گفته شود: من میخواهم ازدواج کنم، و دوست دارم بعد از پایان عدهات با من مشورت کنی و امثال آن. این عمل جایز است، چون به منزلۀ خواستگاری صریح نیست. و همچنین گناه نیست که انسان در دل خود پنهان کند با زنی که در حال گذراندن عده است ـ پس از تمام شدن عدهاش ـ ازدواج کند. بنابراین فرمود: (﴿أَوۡ أَكۡنَنتُمۡ فِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ سَتَذۡكُرُونَهُنّ﴾) تمام این تفاصیل، در مورد مقدمات عقد است. اما نکاح حلال نیست (﴿حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡكِتَٰبُ أَجَلَهُۥ﴾) تا اینکه عده تمام شود. (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ﴾) و بدانید که خداوند آنچه را که در دل دارید میداند، پس نیت خیر داشته باشید و قصد بد مکنید و از عذاب او بترسید، و به پاداش او امید داشته باشید. (﴿وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ﴾) و بدانید که خداوند آمرزنده است، برای کسی که گناهی از او سر میزند اما توبه میکند و به سوی پروردگارش باز میگردد (﴿حَلِيمٞ﴾) بردبار است و گناهکاران را به سبب گناهانشان زود مؤاخذه نمیکند، با اینکه بر آنها قدرت دارد.
2:236Страница 38
لَّا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمۡ تَمَسُّوهُنَّ أَوۡ تَفۡرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةٗۚ وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى ٱلۡمُوسِعِ قَدَرُهُۥ وَعَلَى ٱلۡمُقۡتِرِ قَدَرُهُۥ مَتَٰعَۢا بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٢٣٦
На вас не будет греха, если вы разведетесь с женами, не коснувшись их и не установив для них обязательное вознаграждение (брачный дар). Одарите их разумным образом, и пусть богатый поступит по мере своих возможностей, а бедный - по мере своих. Такова обязанность творящих добро.
لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ، اگر زنان را قبل از اينکه با آنان آميزش جنسي کنيد و قبل از اينکه براي آنان مهريه اي تعيي نماييد، طلاق دهيد، بر شما گناهي نيست. آنان را به طور پسنديده، به نوعي بهره مند سازيد، توانگر به اندازه خودش و تنگدست به اندازه خودش، اين کاري است شايسته نيکوکاران.
(236) بر شما ـ ای گروه شوهران ـ گناهی نیست که زنان را قبل از آمیزش و قبل از تعیین مهریه، طلاق دهید، گرچه این کار باعث سرشکستگی و خرد شدن شخصیت زن میگردد، اما با دادن متعه، جبران میشود. پس بر شما لازم است که چیزی بدهید تا رنجش خاطرشان جبران شود. (﴿عَلَى ٱلۡمُوسِعِ قَدَرُهُۥ وَعَلَى ٱلۡمُقۡتِرِ قَدَرُهُۥ﴾) بر توانگر به اندازۀ توانش، و بر فقیر به اندازۀ وسعش. و این به عرف برمیگردد، و با اختلاف حالات فرق میکند. بنابراین فرمود: (﴿مَتَٰعَۢا بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) پس این حق الزامی است،(﴿حَقًّا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) بر نیکوکاران، و آنها نباید زنان را تحقیر کنند. و چون آنان باعث شدند تا زنان چشم بدوزند، و علاقه پیدا کنند، و دلهایشان به آنان وابسته شود، سپس چیزی را که به آن علاقه پیدا کردند، به آنان ندادند. بر مردان لازم است در مقابل این کار به آنان متعه بدهند. چقدر زیباست این حکم خداوند! و چقدر حکمت و رحمت پروردگار را در بر دارد! و چه کسی زیباتر از خدا برای قومی که یقین دارند، حکم صادر مینماید؟! پس این حکم زنانی است که قبل از آمیزش، و قبل از تعیین مهریه، طلاق داده میشوند.
2:237Страница 38
وَإِن طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدۡ فَرَضۡتُمۡ لَهُنَّ فَرِيضَةٗ فَنِصۡفُ مَا فَرَضۡتُمۡ إِلَّآ أَن يَعۡفُونَ أَوۡ يَعۡفُوَاْ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ عُقۡدَةُ ٱلنِّكَاحِۚ وَأَن تَعۡفُوٓاْ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۚ وَلَا تَنسَوُاْ ٱلۡفَضۡلَ بَيۡنَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ ٢٣٧
Если же вы разведетесь с ними до того, как коснулись их, но после того, как установили обязательное вознаграждение (брачный дар), то отдайте им половину его, если только они не простят или не простит тот, в чьих руках брачное соглашение. Если вы простите, то это будет ближе к богобоязненности. Не забывайте оказывать милость друг к другу. Воистину, Аллах видит то, что вы совершаете.
وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ، و اگر زنان را قبل از ايکه با آنان آميزش جنسي کنيد، طلاق داديد، در حالي که براي آنها مهريه تعيين کرده ايد، پس نصف آنچه تعيي کرده ايد را بپردازيد. مگر اينکه آن را به شما ببخشند يا کسي که عقد ازدواج در دست اوست آن را ببخشد، و اگر ببخشد، به پرهيزگاري نزديک تر است ، و نيکوکاري را در ميان خود فراموش نکنيد همانا خداوند به آنچه مي کنيد بيناست.
(237)[سپس حکم زنانی را بیان کرد که مهریۀ آنها تعیین گردیده است]، پس فرمود: (﴿وَإِن طَلَّقۡتُمُوهُنَّ﴾) و اگر زنان را قبل از آمیزش و بعد از اینکه مهریه تعیین گردید، طلاق دادید، پس نصف مهریۀ تعیین شده را به آنان بدهید، و نصف آن مال شماست، و این واجب است، به شرطی که گذشت و بخششی در میان نباشد و زن نصف مهریه را به شوهر نبخشد، البته به شرطی که بخشیدن زن درست باشد. (﴿ أَوۡ يَعۡفُوَاۡ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ عُقۡدَةُ ٱلنِّكَاحِ﴾) طبق قول صحیح، منظور شوهر است؛ یعنی یا کسی که پیوند نکاح در دست اوست، ببخشد؛ چون باز کردن گرۀ ازدواج در دست شوهر است، و نیز برای ولی درست نیست که حق زن را ببخشد، چون او نه مالک است و نه وکیل. سپس خداوند متعال به گذشت تشویق نمود و بیان کرد که گذشت کردن، به پرهیزگاری نزدیکتر است، چون گذشت احسان است و موجب شرح صدر میگردد، و انسان نباید از نیکوکاری دوری نماید و آن را فراموش کند، که بالاترین رتبه در معاملات نیکوکاری است؛ زیرا تعامل و رفتار مردم در میان خودشان دو گونه است: یا عدل و انصاف است که واجب میباشد، و آن گرفتن واجب و دادن واجب است، و یا فضل و احسان است، که به معنی تسامح و چشمپوشی از حقوق، و دادن چیزی است که بر آدمی لازم نیست. پس انسان نباید هیچگاه این مقام را فراموش کند، به خصوص در مورد کسی که بین تو و او معامله و همزیستی است. همانا خداوند نیکوکاران را در عوض این عمل نیک از فضل و کرم خویش بهرهمند میسازد. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ﴾) همانا خداوند به آنچه میکنید، آگاه است.
2:238–239Страница 39
حَٰفِظُواْ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلۡوُسۡطَىٰ وَقُومُواْ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ ٢٣٨
Оберегайте намазы, и особенно, средний (послеполуденный) намаз. И стойте перед Аллахом смиренно.
فَإِنۡ خِفۡتُمۡ فَرِجَالًا أَوۡ رُكۡبَانٗاۖ فَإِذَآ أَمِنتُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواْ تَعۡلَمُونَ ٢٣٩
Если вы испытываете страх, то молитесь на ходу или верхом. Когда же вы окажетесь в безопасности, то поминайте Аллаха так, как Он научил вас тому, чего вы не знали.
حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ، بر اداي نمازها و نماز ميانه محافظت کنيد، و فروتنانه براي خدا بايستيد. فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ، پس اگر ترسيديد، پياده يا سواره نماز را ادا کنيد، و چون ايمن شديد پس خدا را ياد کنيد، که به شما چيزهايي آموخت که نمي دانستيد.
(238) (﴿حَٰفِظُواۡ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ﴾) خداوند فرمان میدهد تا بر ادای نمازها، به طور عموم مواظبت شود و بر ادای نماز وسطی، (﴿وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلۡوُسۡطَىٰ﴾)که نماز عصر است، محافظت شود. محافظت بر نماز؛ یعنی ادا کردن آن در وقتش، و با شرایط و ارکانش، و با فروتنی، و ادا کردن تمام واجبات و مستحبات آن. و با محافظت کردن بر نمازها، بر سایر عبادات نیز محافظت میشود. و نماز، انسان را از کارهای زشت و منکر باز میدارد، به خصوص زمانی که نماز بهطور کامل ادا شود. همانطور که خداوند دستور داده است: (﴿وَقُومُواۡ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ﴾) و فروتنانه برای خدا بایستید. در این آیه، به ایستادن و فروتنی و آرامش در نماز و پرهیز از صحبت کردن، امر شده است؛ این مربوط به حالتی است که امنیت و آرامش برقرار است.
(239) (﴿فَإِنۡ خِفۡتُمۡ﴾) و اگر ترسیدید. منابع ترس را ذکر نکرد، تا شامل ترس از کافر، ستمگر، درنده و دیگر موارد ترسناک گردد، پس در این صورت، (﴿فَرِجَالًا﴾) پیاده نماز بخوانید، (﴿أَوۡ رُكۡبَانٗا﴾) یا در حالی که بر اسب و شتر و سایر سواریها، سوار هستید. و در این حالت بر نمازگزار لازم نیست که رویش حتماً به سوی قبله باشد، چون در حالت سواری گاهی اوقات اسب یا شتر رو به سوی قبله حرکت میکند و گاهی نیز به آن پشت مینماید. آنچه که از این آیه استنباط میشود، تأکید بر محافظت از نماز است؛ چرا که خداوند به خواندن نماز دستور داده است، هرچند که به بسیاری از ارکان و شروط آن خلل وارد شود. نیز از این آیه استنباط میشود که به تأخیر انداختن نماز در سختترین حالت، جایز نیست. بنابراین خواندن نماز با این وضعیت، بهتر و برتر از نمازی است که با اطمینان و آرامش اما خارج از وقتش خوانده شود. (﴿فَإِذَآ أَمِنتُمۡ﴾) و هرگاه ترس شما بر طرف شد، (﴿فَٱذۡكُرُواۡ ٱللَّهَ﴾) خدارا یاد کنید. این شامل انواع ذکر میشود که نماز کامل و بدون عیب و نقص، یکی از مصادیق آن است. (﴿كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواۡ تَعۡلَمُونَ﴾) امنیت و آسایش، نعمت بسیار بزرگ و مهمی است که در مقابل آن باید خدا را یاد کرد، و شکر او را به جای آورد؛ چرا که شکر نعمت، نعمت را افزون کند و آن را ماندگارخواهد کرد.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии