Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Бакара 2:253–258
2:253Страница 42
۞ تِلۡكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۘ مِّنۡهُم مَّن كَلَّمَ ٱللَّهُۖ وَرَفَعَ بَعۡضَهُمۡ دَرَجَٰتٖۚ وَءَاتَيۡنَا عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدۡنَٰهُ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِۗ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا ٱقۡتَتَلَ ٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ وَلَٰكِنِ ٱخۡتَلَفُواْ فَمِنۡهُم مَّنۡ ءَامَنَ وَمِنۡهُم مَّن كَفَرَۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا ٱقۡتَتَلُواْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَفۡعَلُ مَا يُرِيدُ ٢٥٣
Таковы посланники. Одним из них Мы отдали предпочтение перед другими. Среди них были такие, с которыми говорил Аллах, а некоторых из них Аллах возвысил до степеней. Мы даровали Исе (Иисусу), сыну Марьям (Марии), ясные знамения и поддержали его Святым Духом (Джибрилем). Если бы Аллах пожелал, то следующие за ними поколения не сражались бы друг с другом после того, как к ним явились ясные знамения. Однако они разошлись во мнениях, одни из них уверовали, а другие не уверовали. Если бы Аллах пожелал, то они не сражались бы друг с другом, но Аллах вершит то, что пожелает.
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَـكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ اينا پيامبراني هستند که بعضي را بر بعضي ديگر برتري داده ايم، و از آنان کسي هست که خداوند با او سخن گفته و مراتب برخي را بلند کرده است. و به عيسي پسر مريم نشانه هاي روشن داديم، و او را به وسيله روح القدس ياري نموديم، و اگر خداوند مي خواست کساني که پس از آنها بودند بعد از اينکه نشانه هاي روشنگر پيش آنان آمد، با يکديگر جنگ نمي کردند، ولي انان اختلاف ورزيدند پس بعضي ايمان آوردند، و برخي کفر پيشه کردند، و اگر خداوند مي خواست آنها با يکديگر جنگ نمي کردند، اما خداوند آنچه بخواهد انجام مي دهد.
(253) خداوند خبر میدهد که پیامبران را برحسب آنچه پروردگار از ایمان کامل و یقین راسخ، و اخلاق و آداب والا، و دعوت و تعلیم و نفع فراگیر، به آنها ارزانی نموده، در فضیلت و ویژگیهای زیبایی که داشتهاند، متفاوت قرار داده است. خداوند برخی از پیامبران را به عنوان خلیل و دوست خود برگزیده، و با عدهای سخن گفته است، و مقام بعضی را بر دیگر خلایق رفیع گردانده است. و هیچ انسانی نمیتواند به مقام والای آنها دست یابد. و به طور ویژه، عیسی پسر مریم را یاد کرد که به او معجزاتی بخشیده که بیانگر آن است او پیامبر بر حق خدا و بندۀ راستین او بوده، و آنچه که از جانب خدا آورده است، سخن حق است. پس خداوند او را از چنان قدرتی برخوردار ساخت که کور مادرزاد، و فرد مبتلا به بیماری پیسی را، شفا دهد، مردگان را به فرمان خدا زنده نماید، در کودکی و در گهواره با مردم سخن بگوید. و خداوند او را به وسیلۀ روح القدس؛ یعنی روح ایمان، یاری نمود. پس روحانیت او، از روحانیت دیگر پیامبران بالاتر بود و او را بدین وسیله نیرو بخشید و تایید نمود. گرچه مؤمنان عموماً به وسیلۀ این «روح» تأیید میشوند، و هر مؤمنی بر حسب ایمانش از آن برخوردار است. همان طور که خداوند متعال میفرماید:﴿وَأَيَّدَهُم بِرُوحٖ مِّنۡهُ﴾ اما روحانیت عیسی از روحانیت دیگران برتر بود، بنابراین به طور ویژه او را نام برد. و گفته شده است که «روحالقدس» در اینجا به معنی جبرئیل است که خداوند عیسی را با همکاری و یاری جبرئیل کمک نمود، اما معنی درست همان معنای اول است. مطرح کردن کمال شخصیتی پیامبران، و بیان برتری و ویژگیهایی که خداوند به آنان بخشیده، و اینکه دین آنها یکی بوده و همگی مردم را به یک سو فرا خواندهاند، مقتضی آن است که همۀ امتها، آنان را تصدیق نمایند و از آنها فرمان برند، چون خداوند به پیامبران معجزاتی داده است که در پرتو چنین معجزاتی، انسان ایمان میآورد، اما بیشتر مردم از راه راست منحرف شدند. و در میان امتها اختلاف و تفرقه پدید آمد. بعضی ایمان آوردند، و بعضی کفر ورزیدند، به همین سبب جنگ و پیکار پیش آمد که سبب اختلاف و دشمنی گردید، و اگر خداوند میخواست، آنها را بر هدایت جمع مینمود و اختلاف نمیکردند. و نیز اگر خدا میخواست، دچار اختلاف نشده و به جنگ و پیکار با یکدیگر نمیپرداختند. اما حکمت الهی اقتضا مینماید که کارها بر نظام اسباب و مسببات، جریان پیدا کند. پس این آیه بزرگترین دلیل است بر این که خداوند متعال در همۀ اسباب و مسببات تصرف مینماید؛ اگر بخواهد اسباب را باقی میگذارد، و اگر بخواهد از آنها جلوگیری میکند، و این موضوع از حکمت خدای یگانه سرچشمه میگیرد؛ زیرا هرآنچه را بخواهد انجام میدهد، پس هیچ کس نمیتواند مانع خواست و ارادۀ خداوند گردد، و هیچ چیز و هیچ کس را یارای آن نیست که با او مخالفت نماید.
2:254Страница 42
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خُلَّةٞ وَلَا شَفَٰعَةٞۗ وَٱلۡكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٢٥٤
О те, которые уверовали! Делайте пожертвования из того, чем Мы наделили вас, до наступления дня, когда не будет ни торговли, ни дружбы, ни заступничества. А неверующие являются беззаконниками.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، اي کساني که ايمان آورده ايد! از آنچه به شما روزي داده ايم انفاق کنيد قبل از اينکه روزي بيايد که در آن نه خريد و فروشي هست، و نه دوستي و نه سفارشي، کافران ستمکارنند.
(254) خداوند مؤمنین را به انفاق در تمام راههای خیر تشویق مینماید، چون حذف معمول، مفید کلیّت و تعمیم است. و خداوند نعمتهایی را که به آنها ارزانی داشته است، به آنان یادآوری میکند. نیز یادآوری مینماید که اوست آنها را روزی داده، و انواع نعمتها را بخشیده است. و نیز یاد آور میشود که آنها را دستور نداده است تا تمام آنچه را که در دست دارند، انفاق کنند، بلکه خداوند کلمۀ «مِنْ» را به کار گرفته که بیانگر آن است قسمتی از مالهایتان را انفاق کنید. و خداوند در ضمن اینکه آنها را به انفاق فرامیخواند، به آنها خبر میدهد، مالهایی را که در راه خدا خرج میکنند، پیش خداوند مییابند، روزی که مبادلات و خرید و فروش فایدهای ندارد، و هدیه دادن و بخشش و سفارشات پذیرفته نمیشود، بلکه هر کس میگوید: ای کاش که چیزی را پیش میفرستادم! پس در آن روز همۀ اسباب قطع میگردند، مگر طاعت خدا و ایمان به ذات مقدس او که هرگز گسسته نمیشود:﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ﴾ روزی که هیچ مال و فرزند سودی نمیبخشند، مگر کسی که با قلبی سالم نزد خدا آمده باشد. ﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ إِلَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَأُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَزَآءُ ٱلضِّعۡفِ بِمَا عَمِلُواۡ وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾ و اموال و فرزندانتان شما را به ما نزدیک نمیکنند، مگر کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد. پس ایشان پاداش آنچه انجام دادهاند چند برابر خواهند یافت، و آنها در اتاقهای بهشت در امنیت و آسایش بهسر خواهند برد. ﴿وَمَا تُقَدِّمُواۡ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٗا وَأَعۡظَمَ أَجۡرٗا﴾ و آنچه برای خودتان از کار خیر پیش بفرستید نزد خداوند خواهید یافت، و آن بهتر و پاداش آن بزرگتر است. سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَٱلۡكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾) و کافران ستمکاراناند، چون خداوند آنها را برای عبادت خویش آفرید، و به آنها روزی داد، و آنها را تندرست نمود، تا از آن در راستای طاعت الهی یاری جویند. اما از هدفی که خداوند آنان را بدان منظور آفریده بود، منحرف شدند، و چیزهایی را با خدا شریک قرار دادند که خداوند دلیلی بر مقبولیّت آنان نازل نکرده است، و از نعمتهای خداوند در مسیر کفر و فسق و گناه کمک جستند، پس آنها جایی برای عدل و انصاف نگذاشتند، از این روی منحصراً آنان را ستمکار نامید.
2:255Страница 42
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُۚ لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞۚ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيۡءٖ مِّنۡ عِلۡمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَۚ وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۖ وَلَا يَـُٔودُهُۥ حِفۡظُهُمَاۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ ٢٥٥
Аллах - нет божества, кроме Него, Живого, Вседержителя. Им не овладевают ни дремота, ни сон. Ему принадлежит то, что на небесах, и то, что на земле. Кто станет заступаться перед Ним без Его дозволения? Он знает их будущее и прошлое. Они постигают из Его знания только то, что Он пожелает. Его Престол (Подножие Трона) объемлет небеса и землю, и не тяготит Его оберегание их. Он - Возвышенный, Великий.
اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ، معبود به حقي جز«الله» وجود ندارد، زنده و پايدار است، چُرت و خواب او را فرا نمي گيرد، آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست، کيست که نزد او شفاعت کند مگر باذن او؟ گذشته و آينده ايشان را مي داند، و از علم او آگاهي نمي يابند و به دانش او احاطه پيدا نخواهند کرد مگر آن مقدار که او بخواهد، کرسي او آسمانها و زمين را فرا گرفته است. و نگاهداري آنها براي او مشکل نيست، و او والاتر و بزرگتر است.
(255) پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده است که این آیه بزرگترین آیۀ قرآن است، چون مفاهیم توحید و عظمت و گستردگی صفات باری تعالی را در بردارد. و پروردگار خبر داد که او (﴿ٱللَّهُ﴾) خداوندی است که تمام معانی الوهیت را داراست، و کسی جز او سزاوار الوهیت و شایستۀ پرستش نیست؛ پس الوهیت کسی دیگر و پرستش غیر او، باطل است.(﴿ٱلۡحَيُّ﴾) خداوندی که دارای تمام معانی حیات کامل، از قبیل: شنوایی، بینایی، قدرت، اراده و دیگر صفات ذاتی است. همانطور که او (﴿ٱلۡقَيُّومُ﴾) پایدار است. همۀ صفات افعال در این صفت داخلاند؛ چون او پابرجاست و بر قدرت خودش قایم است، و از تمام آفریدههایش بینیاز است و همۀ آفریدهها را به وجود آورده است، پس او همۀ آفریدهها را بهوجود آورده و همه را زنده و باقی گذارده، و همۀ آنچه را که موجودات برای وجود و بقای خود به آن نیاز دارند به آنها ارزانی داشته است. و از کمال حیات و پا برجایی او این است که (﴿لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞ﴾) نه چُرت و نه خواب او را فرا نمیگیرد؛ زیرا چُرت و خواب برای مخلوقی پیش میآید که دچار ضعف و ناتوانی و فروپاشی میشود، و چرت و خواب برای خداوند با عظمت و با شکوه نیست. و خداوند خبر داد که او پادشاه و فرمانروای آسمانها و زمین است. پس همۀ مخلوقات، بندگان و مملوک او هستند و هیچ یک از آنها از این محور بیرون نمیروند. ﴿إِن كُلُّ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّآ ءَاتِي ٱلرَّحۡمَٰنِ عَبۡدٗا﴾ همۀ آنچه در آسمانها و زمین هستند، بندهوار پیش خداوند میآیند. پس او صاحب همۀ ممالک است، و او خداوندی است که دارای صفات فرمانروایی و تصرف و پادشاهی و بزرگی است. و از کمال فرمانروایی او این است که (﴿يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ﴾) کسی نزد او سفارش نمیکند (﴿إِلَّا بِإِذۡنِهِۦ﴾) مگر به اجازه و فرمان او، پس همۀ شفاعتکنندگان و آنهایی که از وجاهت و جایگاهی برخوردارند، بندۀ خداوند هستند، و به سفارشی اقدام نمیکنند مگر اینکه خداوند به آنها اجازه دهد:﴿قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗاۖ لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ بگو: «شفاعت همه از آنِ خداست، برای اوست پادشاهی آسمانها و زمین». و خداوند به هیچ کس اجازه نمیدهد که شفاعت کند مگر برای کسی که از او راضی باشد. و خداوند جز توحید و یگانگی خویش، و پیروی از پیامبرانش را نمیپسندد، پس هر کس اینگونه نباشد بهرهای از شفاعت نخواهد داشت. سپس خداوند از علم فراگیر خویش خبر داد و فرمود: آنچه را که فرا روی آفریدهها قرار دارد، میداند، (﴿وَمَا خَلۡفَهُمۡ﴾) و از گذشتههای بسیار دور و بیابتدا مطلع است و هیچ چیز پنهانی بر او پنهان نمیماند: ﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ﴾ او خیانت چشمها و آنچه را سینهها پنهان میکنند، میداند. و هیچ یک از آفریدههای خداوند به چیزی از علم و معلومات الهی احاطه نمییابد، (﴿إِلَّا بِمَا شَآءَ﴾) مگر آنچه خودش بخواهد، که از آن جمله امور شرعی و قدری است که خداوند آنها را بدان آگاه ساخته است و آن قطرۀ بسیار اندکی است از دریای بیکران معلومات باری تعالی. همانطور که داناترین مخلوقات خداوند که پیامبران و فرشتگان هستند، گفتند:﴿سُبۡحَٰنَكَ لَا عِلۡمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمۡتَنَآ﴾ تو پاک و منزهی، دانشی نداریم جز آنچه به ما آموختهای. سپس خداوند از بزرگی و شکوه خویش سخن به میان آورد و خبر داد که کرسی او آسمانها و زمین را فراگرفته است، و آسمانها و زمین و دنیاهایی که در بین آن دو است، به وسیلۀ اسباب و سیستمی که خداوند در جهان هستی به ودیعه نهاده است، حفظ میکند، با وجود این (﴿وَلَا ئَُودُهُۥ﴾) حفاظت آسمانها و زمین برای او سنگین و دشوار نیست؛ چرا که او از کمال عظمت و اقتدار، و حکمتی گسترده برخوردار است. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾) و ذات خداوند بر تمام مخلوقات والایی دارد، همچنانکه صفاتش نیز بر صفات سایر مخلوقات والا است. او والا است و بر همۀ مخلوقات چیره است، و موجودات در برابر او ذلیل و تسلیم هستند، و مشکلات و سختیها در برابر او فروتناند، و گردنها در برابر او خوار و ذلیل. (﴿ٱلۡعَظِيمُ﴾) سراسر عظمت و بزرگی و مجد و افتخار است، دلها شیفتۀ او هستند و ارواح او را تعظیم مینمایند، و عارفان میدانند که هرموجود با عظمت و بزرگی در مقابل عظمت خداوندِ بزرگ، ناچیز است. پس چون این آیه مفاهیم بسیار والایی را دربر دارد، شایسته است که بزرگترین آیۀ قرآن باشد. و هرکس که آن را میخواند باید در آن تفکر و اندیشه کند تا قلبش از یقین و عرفان و ایمان سرشار گردد، و از شرارت شیطان محفوظ بماند.
2:256Страница 42
لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ فَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَاۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ٢٥٦
Нет принуждения в религии. Прямой путь уже отличился от заблуждения. Кто не верует в тагута, а верует в Аллаха, тот ухватился за самую надежную рукоять, которая никогда не сломается. Аллах - Слышащий, Знающий.
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ، در دين اجباري نيست ، به راستي که هدايت از گمراهي جدا شده است. پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ايمان بياورد، به راستي که به دستاويز محکمي چنگ زده است که گسستني نيست و خداوند شنواي داناست.
(256) این بیانگر آن است که دین اسلام دینی کامل است، چون دلایل آن کامل، و نشانههای آن روشناند. اسلام دین عقل و دانش و فطرت و حکمت، و دین صلاح و اصلاح، و دین حق و هدایت است. پس به خاطر کامل بودن آن و اینکه سرشت و فطرت آن را میپذیرد، نیازی نیست که کسی مجبور گردد تا دین اسلام را بپذیرد؛ زیرا انسان بر انجام چیزی اجبار میشود که از آن متنفر است، و اجبار و اکراه با حقیقت در تضاد است، ضمن اینکه انسان بر پذیرفتن آیینی اجبار میشود که دلایل و نشانههای آن پوشیده باشد، در حالی که هرکس این دین را رد کرده و نپذیرفته باشد به خاطر عناد و کینهورزی بوده است؛ زیرا هدایت از گمراهی مشخص گردیده و برای کسی عذر و دلیلی باقی نمانده است. بین این مطلب و آیات زیادی که جهاد را واجب میگردانند، تضادی نیست؛ زیرا خداوند به پیکار و جنگ دستور داده است تا دین کاملاً از آن او باشد، تا تجاوزِ تجاوزگران دفع گردد. و مسلمین اجماع کردهاند که جهاد در رکاب رهبر نیک و فاسق ادامه دارد، و نیز اجماع نمودهاند که جهادِ تبلیغی و عملی از فرایضی است که تا ابد ادامه دارد. پس هر مفسری که گمان برده باشد این آیه با آیات جهاد تضاد دارد، و بر این باور باشد که این آیه منسوخ است، سخن او سطحی و ضعیف است. و هرکس در این آیۀ شریفه بیندیشید این موضوع را آن گونه که ما یادآور شدیم، به وضوح در مییابد. سپس خداوند بیان کرد که مردم به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی که به خداوند یگانه و بیشریک ایمان آورده، و به طاغوت کفر ورزیدهاند. ـ و طاغوت به هر آن چیزی گفته میشود که با ایمان به خدا متضاد است، از قبیل: شرک و غیره ـ . این گروه بیتردید به دستاویز محکم و ناگسستنی چنگ زدهاند، و بر دین درست قرار دارند، و در نهایت به خدا و سرای بهشت میرسند. و گروه دوم کسانی هستند که به خدا ایمان نیاورده، و به او کفر ورزیده، و به طاغوت ایمان آوردهاند، و برای همیشه هلاک گردیده، و به عذاب جاودانگی مبتلا میشوند. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ﴾) و خداوند همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تفاوت نیازها میشنود، و دعای دعاکنندگان و شیونِ زاریکنندگان را میشنود. (﴿عَلِيمٌ﴾) به آنچه سینهها پنهان داشتهاند، و نیز به دیگر امور پنهان، داناست، پس خداوند هرکس را برحسب کار و نیّتش مجازات مینماید.
2:257Страница 43
ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوۡلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ يُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِۗ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢٥٧
Аллах - Покровитель тех, которые уверовали. Он выводит их из мраков к свету. А покровителями и помощниками неверующих являются тагуты, которые выводят их из света к мракам. Они являются обитателями Огня и пребудут там вечно.
اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ، خداوند سرپرست و کارساز مومنان است آنان را از تاريکي ها به سوي نور بيرون مي برد و کساني که کفر ورزيده اند سرپرستشان طاغوت است که آنان را از روشنايي به سوي تاريکي مي کشانند. ايشان ياران آتش اند و در آن جاودانه خواهند بود.
(257) آبه (﴿ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ...﴾) بر آیه قبلی مترتب میباشد، پس آن، اساس و پایه، و این، نتیجه است. پروردگار خبر داد کسانی که ایمان آوردند و با انجام واجبات و ترک همۀ آنچه با ایمان منافی است صداقت ایمانشان را نشان دادند، خداوند ولیّ و سرپرست آنهاست، و با ولایت ویژۀ خود آنها را سرپرستی مینماید، و تربیت آنها را بر عهده میگیرد، پس آنان را از تاریکیهای جهل و کفر و گناهان و غفلت و رویگردانی به سوی نورِ علم و یقین و ایمان و اطاعت و روی آوردن کامل به پروردگارشان میبرد، و دلهایشان را با نور وحی و ایمان که در قلب آنها میاندازد، روشن مینماید، و آن را برایشان آسان میگرداند، و آنها را از سختی دور میکند. و اما کسانی که کفر ورزیدهاند، پس چون سرپرستی غیر از سرپرست واقعی خود اختیار کردهاند آنها را به خودشان واگذار نموده، و رسوایشان میکند، و آنها را به کسی واگذار مینماید که سرپرستی و ولایت وی را پذیرفته بودند، حال آنکه وی نمیتواند فایدهای به آنها برساند، و زیانی را از آنها دفع کند. پس این سرپرستان آنها را گمراه و بدبخت کرده، و از هدایت و علم مفید و عمل صالح و از سعادت محروم مینماید، و آتش جهنم جایگاه آنان خواهد بود و در آن برای همیشه خواهند ماند. بار خدایا ما را از زمرۀ کسانی قرار ده که ولیّ و سرپرستشان هستی.
2:258Страница 43
أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِي حَآجَّ إِبۡرَٰهِـۧمَ فِي رَبِّهِۦٓ أَنۡ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ إِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِـۧمُ رَبِّيَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡيِۦ وَأُمِيتُۖ قَالَ إِبۡرَٰهِـۧمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأۡتِي بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِي كَفَرَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ٢٥٨
Не знаешь ли ты о том, кто спорил с Ибрахимом (Авраамом) относительно его Господа, поскольку Аллах даровал ему царство? Ибрахим (Авраам) сказал ему: «Мой Господь - Тот, Кто дарует жизнь и умерщвляет». Он сказал: «Я дарую жизнь и умерщвляю». Ибрахим (Авраам) сказал: «Аллах заставляет солнце восходить на востоке. Заставь же его взойти на западе». И тогда тот, кто не уверовал, пришел в замешательство. Аллах не ведет прямым путем несправедливых людей.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِـي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِـي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ، آيا از حال کسي که خداوند به او پادشاهي بخشيده بود و با ابراهيم در مورد پروردگارش مجادله کرد خبرداري؟ آنگاه که ابراهيم گفت:« پروردگار من کسي است که زنده مي کند و مي ميراند». گفت: من نيز زنده مي گردانم و مي ميرانم» ابراهيم گفت: « خداوند خورشيد را از مشرق بر مي آورد، تو آن را از مغرب برآور» ، پس کسي که کفر ورزيده بود حيران شد و خداوند قوم ستمکار را هدايت نمي کند.
(258) خداوند از اخبار پیامبران گذشته چیزهایی برای ما بیان میکند که بهوسیلۀ آن حقایق روشن میشود، و دلیلهای گوناگونی بر یگانگی و توحید خویش اقامه مینماید. پس خداوند از خلیل خود، ابراهیم -علیه السلام- خبر میدهد که با آن پادشاه ستمگر «نمرود بابلی» که منکر پروردگار جهانیان بود، مجادله کرد، و اینکه وی خود را برای مجادله و مقابله با ابراهیم خلیل کاندیدا نمود، امری که هیچ اشکال و تردیدی در آن جای نداشت، و آن توحید خدا و ربوبیت او بود که از آشکارترین و واضحترین امور است. اما این پادشاه مغرور و ستمگر، پادشاهیاش او را مغرور و سرکش کرده و به جایی رسانده بود که وجود خداوند را انکار میکرد، و با ابراهیم به مجادله پرداخت؛ آن پیامبر بزرگی که خداوند علم و یقینی به او داد که به هیچ یک از پیامبران به جز محمد صلی الله علیه وسلم نبخشیده بود. ابراهیم در حالی که با او مناظره میکرد، گفت: (﴿رَبِّيَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) پروردگارم ذاتی است که تنها او میآفریند و تدبیر مینماید، و زنده گرداندن و میراندن تنها از آن اوست، و ابراهیم به آشکارترین مطلب در این زمینه که زنده گرداندن و میراندن است، اشاره کرد. پس آن پادشاه ستمگر با حالتی از تکبر گفت: (﴿أَنَا۠ أُحۡيِۦ وَأُمِيتُ﴾) من هم زنده میگردانم و میمیرانم. و منظورش این بود که من هرکس را بخواهم بکشم، میکشم و هرکس را بخواهم زنده نگاه دارم، زنده نگاه میدارم. و معلوم است که این فریب و تزویر است و فرار از مقصود؛ زیرا منظور ابراهیم این بود خداوند کسی است که حیات را از نیستی به وجود آورده و به چیزهای بیجان زندگی داده است. و اوست که بندگان و حیوانات را در مدت مقرر و هنگام فرا رسیدن اجلشان، با اسبابی که زندگی آنها بدان مرتبط است یا بدون سبب میمیراند. و وقتی خلیل دید که او سفسطه میکند و ممکن است مردمان ساده لوح و کوتاه فکر فریبش را بخورند، گفت: اگر آن گونه است که تو گمان میبری(﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأۡتِي بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِي كَفَرَ﴾) همانا خداوند خورشید را از مشرق برمیآورد، تو آن را از مغرب برآور، پس مرد کافر مبهوت شد؛ یعنی ایستاد ودلیلش تمام شد، و شبهۀ او از بین رفت. و این عمل حضرت خلیل، فرار از دلیلی به دلیلی دیگر نیست، بلکه ایشان میخواستند نمرود را محکوم نمایند، و اساس را بر آن نهاده بودند که ادعای نمرود صحیح باشد؛ درحالیکه ادعاهای او کاملاً باطل بود. پس همۀ دلایل سمعی و عقلی و فطری، به توحید خداوند گواهی میدهند و اینکه خداوند در آفریدن و تدبیر، یگانه است، و کسی که چنین باشد، فقط او سزاوار عبادت است. و تمام پیامبران بر این اصل بزرگ اتفاق نظر دارند، و جز انسان کینهتوز و متکبر و ستمگری که همانند آن پادشاه ستمگر و سرسخت [یعنی نمرود] باشد آن را انکار نکرده است. این دلایل اثبات توحید است.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии