Ас-СаадиАль‑Анбия · 21:36–50

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Аль-Анбия 21:36–50

21:36–41Страница 325

وَإِذَا رَءَاكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِي يَذۡكُرُ ءَالِهَتَكُمۡ وَهُم بِذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ هُمۡ كَٰفِرُونَ ٣٦

Когда неверующие видят тебя, они лишь насмехаются над тобой и говорят: «Не тот ли это, кто плохо отзывается о ваших богах?». Но сами они не веруют в поминание Милостивого.

خُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ مِنۡ عَجَلٖۚ سَأُوْرِيكُمۡ ءَايَٰتِي فَلَا تَسۡتَعۡجِلُونِ ٣٧

Человек сотворен нетерпеливым. Я покажу вам Свои знамения, и посему не торопите Меня.

وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٣٨

Они говорят: «Когда же исполнится это обещание, если вы говорите правду?».

لَوۡ يَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ ٱلنَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمۡ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ ٣٩

Если бы только неверующие знали о том времени, когда они не смогут отвратить Огонь от своих лиц и своих спин, когда им никто не поможет!

بَلۡ تَأۡتِيهِم بَغۡتَةٗ فَتَبۡهَتُهُمۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ ٤٠

Он (Ад или День воскресения) настигнет их внезапно и ошеломит их. Они не смогут избавиться от него, и им не будет предоставлена отсрочка.

وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواْ مِنۡهُم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ ٤١

До тебя посланники тоже подвергались осмеянию, но тех, которые смеялись над ними, окружило (или поразило) то, над чем они насмехались.

وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ و هرگاه کافران تو را ببيند حتماً شما را مسخره و ريشخند مي گيرند [و مي گويند]: آيا اين همان کسي است که معبودانتان را [به بدي] ياد مي کند؟ و آنان ياد [خداوند] رحمان را انکار مي کنند و به آن ايمان ندارند. خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ انسان از شتاب آفريده شده است. نشانه هاي خود را به شما خواهيم نمود، پس به شتابم نيازنداريد و عجله نکنيد. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«فرا رسيدن اين وعده کي خواهد بود اگر راست مي گوييد». لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ اگر کافران مي دانستند هنگامي که نمي توانند آتش را از پس و پيش خود باز دارند و آنان ياري نمي گردند، [در رابطه با آمدن عذاب شتاب نمي ورزيدند]. بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ بلکه [آتش] ناگهان به سراغ ايشان مي آيد، و آنگاه حيرانشان مي سازد، و نمي توانند آن را دفع کنند، و بديشان مهلت داده نمي شود. وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون و به راستي پيامبراني پيش از تو مورد تمسخر قرار گرفته اند، پس عذابي که مسخره کنندگان آن را به شوخي گرفته بودند ايشان را فرا گرفت.

(36) و این ناشی از شدت کفرشان است؛ زیرا مشرکان وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم را می‌دیدند، او را به استهزا و تمسخر گرفته و می‌گفتند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي يَذۡكُرُ ءَالِهَتَكُمۡ﴾) آیا این همان کسی است که از خدایان شما عیب جویی و بدگویی می‌کند؟ به گمان خود، وی را ناچیز و حقیر می‌انگاشتند که خدایان آنان را مذمت می‌کند. پس توصیه می‌کردند که به او توجه نکنند. این گونه پیامبر را مسخره کرده و او را تحقیر می‌کردند، با اینکه پیامبر در اوج کمال و انسانیت قرار داشت، و او کامل‌ترین و برترین انسان بود. یکی از خوبی‌ها و فضیلت‌هایش این بود که یکتاپرست بود، و عبادت را فقط برای خداوند انجام می‌داد، و هر آنچه را که با خدا پرستش می‌شد، مذمت و نکوهش کرده و جایگاه و مقام پست آن را بیان نموده است. در حقیقت این کافران باید مورد تمسخر قرار بگیرند و تحقیر شوند که تمام رفتارها و عادت‌های زشت و ناپسند را دارا هستند؛ و برای زشتی و فسادکاری آنان، همین بس که به پروردگار جهانیان کفر ورزیدند و رسالت پیامبران را نپذیرفتند. آنان در بهترین حالتشان که عبارت از ذکر و یاد خداوند مهربان است، کفر می‌ورزند؛ زیرا خداوند را یاد نمی‌کنند و به او ایمان نمی‌آورند مگر اینکه چیزهایی را انباز و شریک او ‌سازند. پس اگر ذکر و یادشان کفر و شرک باشد، دیگر احوالشان چگونه خواهد بود؟! بنابراین فرمود: (﴿وَهُم بِذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ هُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) آنان از پیامبر صلی الله علیه وسلم ایراد می‌گیرند و او را مورد استهزا قرار می‌دهند، در حالی که آنان خداوند رحمان را یاد نمی‌کنند، و به او و وحدانیتش کفر می‌ورزند، و اصلاً وی را باور ندارند. و بیان اسم (﴿ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾) در اینجا، مبین زشتی حالت کافران است؛ زیرا به خداوند مهربان ـ که همۀ نعمت‌ها را سرازیر نموده، و بلاها را دور کرده است، و تمامی نعمات بندگان از جانب اوست، و بدی را جز او کسی دور نمی‌نماید ـ کفر و شرک می‌ورزند.

(37) (﴿خُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ مِنۡ عَجَلٖ﴾) انسان آن چنان شتابگر است که انگار از شتاب آفریده شده است. آدمی موجودی عجول است، و با شتاب به سوی هر کاری می‌رود، و در انجام آن شتاب می‌ورزد؛ پس مؤمنان در رسیدنِ عذاب خداوند به کافران عجله دارند، و احساس می‌کنند که خیلی دیر کافران گرفتار عذاب می‌شوند، و کافران نیز از روی عناد و تکذیب، عذاب را به ‌شتاب می‌طلبند و می‌گویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید، فرا رسیدن این وعده کی خواهد بود؟ اما خداوند مهلت می‌دهد و بردباری می‌نماید، ولی فراموش نمی‌کند و برای آنها وقت مقرری تعیین کرده است. ﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ﴾ و هرگاه مدت معین آنها فرا برسد، یک لحظه پس و پیش نمی‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿سَأُوۡرِيكُمۡ ءَايَٰتِي﴾) نشانه‌های خود را، در انتقام گرفتن از کسانی که به من کفر ورزیده و نافرمانی‌ام را روا داشته‌اند، به شما نشان خواهم داد، (﴿فَلَا تَسۡتَعۡجِلُونِ﴾) پس در آمدنِ این کار شتاب نکنید.

(38) همچنین کافران می‌گویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) این وعده کی خواهد بود، اگر راست می‌گویید؟ آنها از روی غرور و از آنجا که فریب خورده بودند، این سخن را گفتند،

(39) اما (﴿لَوۡ يَعۡلَمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) اگر کافران حالت وحشتناک و ناگوار خود را می‌دانستند، (﴿حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ ٱلنَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمۡ﴾) هنگامی که آنان نمی‌توانند آتش را از چهره‌هایشان و از پشت‌هایشان بازدارند، و آتش از هرسو آنان را احاطه نموده و از هر جهت فرا گرفته است، (﴿وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ﴾) و نه کسی آنها را یاری می‌کند، پس نه یاری می‌کنند و نه یاری می‌شوند.

(40) (﴿بَلۡ تَأۡتِيهِم بَغۡتَةٗ فَتَبۡهَتُهُمۡ﴾) بلکه آتش جهنم، آنها را ناگهان فرامی‌گیرد و از شدت ترس و وحشت مات و مبهوت می‌شوند، (﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ رَدَّهَا﴾) و نمی‌توانند آن را دفع کنند و برگردانند؛ چون آنها کوچک‌تر و ناتوان‌تر از آن هستند که بتوانند آن را از خود دور کنند. (﴿وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) و مهلت داده نمی‌شوند. وعذاب از آنها دور نخواهد شد. پس اگر کافران از این حالت واقعاً آگاهی داشتند، در رابطه با آمدنِ عذاب شتاب نمی‌ورزیدند، و به شدت از عذاب می‌ترسیدند. اما چون این شناخت را ندارند، چنان سخن‌های یاوه‌ای می‌گویند.

(41) و وقتی بیان نمود که آنها پیامبر را به تمسخر می‌گیرند و می‌گویند: (﴿أَهَٰذَا ٱلَّذِي يَذۡكُرُ ءَالِهَتَكُمۡ﴾) آیا همین شخص است که از خدایان شما بدگویی می‌کند؟ پیامبر را دلجویی داد و فرمود: شیوۀ رفتار امت‌های گذشته با پیامبرانشان همین گونه بوده است. پس فرمود: (﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواۡ مِنۡهُم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و همانا پیامبرانی پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند و سرانجام، عذابی که مسخره‌کنندگان آن را بازیچه و شوخی می‌دانستند، ایشان را فراگرفت؛ یعنی عذاب بر آنها فرود آمد، و راه گریزی از آن نداشتند، پس اینها نیز باید از عذابی که به تکذیب کنندگان رسید، برحذر باشند.

21:42–44Страница 325

قُلۡ مَن يَكۡلَؤُكُم بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ مِنَ ٱلرَّحۡمَٰنِۚ بَلۡ هُمۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِم مُّعۡرِضُونَ ٤٢

Скажи: «Кто способен защитить вас от Милостивого днем или ночью?». Но они отворачиваются от поминания своего Господа.

أَمۡ لَهُمۡ ءَالِهَةٞ تَمۡنَعُهُم مِّن دُونِنَاۚ لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَ أَنفُسِهِمۡ وَلَا هُم مِّنَّا يُصۡحَبُونَ ٤٣

Или же у них есть боги, которые могут защитить их от Нас? Они не способны помочь самим себе, и никто не защитит их от Нас.

بَلۡ مَتَّعۡنَا هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُۗ أَفَلَا يَرَوۡنَ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَآۚ أَفَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ ٤٤

Мы позволили им и их отцам пользоваться благами, так что их жизнь затянулась. Неужели они не видят, что Мы уменьшаем землю по краям (отдаем ее во владение верующим)? Неужели это они одержат верх?

قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَ بگو: «چه کسي شما را درشب و بوز [از عذاب خداوند رحمان] نگاه مي دارد؟» بلکه آنان از ياد پروردگارشان رويگردانند. أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ يا اينکه آنان معبوداني دارند که آنها را در برابر [عذاب] ما حفظ مي کنند؟ [اين معبودان ساختگي] نه مي توانند خود را ياري کنند، و نه آنان ياري داده مي شوند. بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ بلکه ما ايشان و پدرانشان را از انواع نعمت ها بهره مند ساختيم تا عمر بر آنان طولاني شد. آيا نمي بينيد که ما آهنگ زمين مي کنيم و از دامنه هايش مي کاهيم، آيا اينان پيروز خواهند شد

(42) خداوند با بیان ناتوانی کسانی که به جای او معبودانی را به خدایی گرفته‌اند، و اینکه آنان به پروردگار مهربانشان نیازمندند، خداوندی که رحمت او هر فاسق و مؤمنی را در شب و روز فرا گرفته است، می‌فرماید: (﴿قُلۡ مَن يَكۡلَؤُكُم بِٱلَّيۡلِ﴾) بگو: چه کسی در شب، آنگاه که بر رختخواب‌هایتان خوابیده و حواس و فکرتان در عالم رؤیا است، (﴿وَٱلنَّهَار﴾) و در روز، آنگاه که بیرون می‌روید و غافل هستید، شما را (﴿مِنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾) از [عذاب] خداوند مهربان محفوظ و مصون می‌دارد؟ آیا کسی دیگر غیر از او، شما را محافظت می‌نماید؟ هرگز؛ زیرا هیچ محافظ و نگهبانی جز او نیست. (﴿بَلۡ هُمۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِم مُّعۡرِضُونَ﴾) بلکه آنها از یاد پروردگارشان رویگردان‌اند، بنابراین به او شرک ورزیده‌اند؛ وگرنه آنها به پروردگارشان روی می‌آوردند و اندرزهای او را می‌پذیرفتند و به راه راست هدایت می‌شدند و سرعقل می‌آمدند، و کارشان سامان می‌یافت.

(43) (﴿أَمۡ لَهُمۡ ءَالِهَةٞ تَمۡنَعُهُم مِّن دُونِنَا﴾) اگر ما بخواهیم آنان را به عذابی گرفتار سازیم، آیا از معبودانشان کسی هست که آنها را ازآن عذاب نجات بدهد. (﴿لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَ أَنفُسِهِمۡ وَلَا هُم مِّنَّا يُصۡحَبُونَ﴾) این خدایان ساختگی نه می‌توانند خود را یاری کنند، و نه بر کارهایشان ازسوی ما کمک کرده می‌شوند. و وقتی از جانب خدا کمک کرده نشوند، پس آنها در کارهایشان خوار و شکست خورده خواهند شد و نمی‌توانند سودی را جلب کنند یا زیانی را دور نمایند.

(44) و خداوند سببی را که موجب استمرار آنها بر کفر و شرکشان شد، ذکر می‌کند و می‌فرماید: (﴿بَلۡ مَتَّعۡنَا هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُ﴾) بلکه ما ایشان و پدرانشان را از انواع نعمت‌ها بهره‌مند ساختیم، و عمر طولانی به آنان ارزانی دادیم، و با اموال و فرزندان آنها را یاری نمودیم؛ یعنی عمرشان را طولانی کردیم، و آنها از اموال دنیا بهره‌مند شدند، و بدان مشغول و سرگرم گشته، و به ‌سبب آن، از غایتِ خلقت خویش غافل گردیدند. روزگار زیادی زیستند، پس سنگدل شده، و سرکشی آنها فزونی گرفت، و کفران و ناسپاسی آنان فراوان‌تر گردید. پس اگر آنها، به آنان که در چپ و راستشان در روی زمین قرار دارند، بنگرند، جز نابود شدگان را نمی‌یابند، و جز صدای ناله و درد چیزی را نمی‌شنوند، و جز نسل‌هایی که پی درپی هلاک شدند، نمی‌یابند، و خواهند دید که مرگ در هر راهی دام‌هایش را برای شکار جانداران و اشخاص پهن کرده است. بنابراین فرمود: (﴿أَفَلَا يَرَوۡنَ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَآ﴾) آیا نمی‌بینند که ما با نابود کردن اهالی زمین، کم کم ازآن می‌کاهیم تا آنکه خداوند وارث زمین و ساکنان آن ‌شود، و او بهترین وارثان است؟! پس اگر این حالت را ببینند، فریب نمی‌خورند و به کفر خود ادامه نمی‌دهند. (﴿أَفَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ﴾) آیا ایشان غالب و پیروزند؟ و می‌توانند از دایرۀ تقدیر الهی بیرون روند؟ و توانایی امتناع ورزیدن و نپذیرفتن مرگ را دارند؟ آیا چنین توانایی را دارند که فریب ماندگار‌ی را بخورند؟ یا اینکه وقتی فرستادۀ پروردگارشان برای گرفتن جانشان به نزد آنها بیاید، به یقین رسیده و خوار می‌شوند، و نمی‌توانند کوچک‌ترین مخالفتی اظهار نمایند؟

21:45–46Страница 326

قُلۡ إِنَّمَآ أُنذِرُكُم بِٱلۡوَحۡيِۚ وَلَا يَسۡمَعُ ٱلصُّمُّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا مَا يُنذَرُونَ ٤٥

Скажи: «Я предостерегаю вас посредством откровения». Но глухие не слышат зова, даже когда их предостерегают.

وَلَئِن مَّسَّتۡهُمۡ نَفۡحَةٞ مِّنۡ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ٤٦

А если их коснется дуновение кары твоего Господа, то они непременно скажут: «О горе нам! Воистину, мы были несправедливы!».

قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُونَ بگو: «شما را با وحي بيم مي دهم، و اشخاص کر هنگامي که بيم د اده شوند ندا را نمي شنوند» وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ و اگر شمه اي از عذاب پروردگارت بديشان برسد خواهند گفت: «واي بر ما! به راستي که ما ستمگر بوده ايم».

(45) (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر صلی الله علیه وسلم ! به همۀ مردم بگو: (﴿إِنَّمَآ أُنذِرُكُم بِٱلۡوَحۡيِ﴾) تنها شما را با وحی بیم می‌دهم؛ یعنی من فرستاده هستم و از طرفِ خود چیزی را برای شما نمی‌آورم، و نمی‌گویم که من فرشته هستم، و نمی‌گویم که گنجینه‌ها و خزانه‌های زمین نزد من است، و غیب نمی‌دانم، بلکه فقط شما را با چیزی بیم می‌دهم که خداوند بر من وحی کرده است. پس اگر بپذیرید، به‌راستی فرمان الهی را پذیرفته‌اید، و خداوند به شما پاداش خواهد داد. و اگر روی بگردانید و مخالفت کنید، من اختیاری ندارم و فرمان و اختیار و تقدیر همه از آن خداست. (﴿وَلَا يَسۡمَعُ ٱلصُّمُّ ٱلدُّعَآءَ﴾) و شخصی که کر و ناشنوا است، صدایی را نمی‌شنود؛ چون حسّ شنوایی او مختل شده و از کار افتاده است؛ و گوشی می‌شنود که قابلیت شنیدن را داشته باشد. همچنین وحی سبب زندگی دل‌ها و ارواح و بیدار شدن است، اما اگر دل قابلیت پذیرش هدایت را نداشته باشد، نسبت به هدایت و ایمان، مانند شخص کری است که صداها را نمی‌شنود. پس این مشرکان از شنیدنِ هدایت کر هستند، به همین جهت هدایت نشدنِ اینها جای تعجب نیست، به‌خصوص در این حالت که عذاب به سراغشان نیامده و درد عذاب آنها را فرا نگرفته است.

(46) (﴿وَلَئِن مَّسَّتۡهُمۡ نَفۡحَةٞ مِّنۡ عَذَابِ رَبِّكَ﴾) و اگر اندکی از عذاب پروردگارت بدیشان برسد، (﴿لَيَقُولُنَّ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ﴾) می‌گویند: وای بر ما! به راستی که ستمگر بودیم؛ یعنی آنها جز اعتراف به ندامت و ستمکاری و کفر و سزاوار بودنشان به عذاب و دعا کردن برای هلاک شدن و نابود گشتن، چیزی دیگر نخواهند گفت.

21:47Страница 326

وَنَضَعُ ٱلۡمَوَٰزِينَ ٱلۡقِسۡطَ لِيَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَلَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡـٔٗاۖ وَإِن كَانَ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٍ أَتَيۡنَا بِهَاۗ وَكَفَىٰ بِنَا حَٰسِبِينَ ٤٧

В День воскресения Мы установим справедливые Весы, и ни с кем не поступят несправедливо. Если найдется нечто весом с горчичное зернышко, Мы принесем его. Довольно того, что Мы ведем счет!

وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ و ما ترازوي عدل و داد را در روز قيامت خواهيم نهاد و کسي هيچ ستمي نمي بيند و اگر به اندازۀ دانۀ خردلي [عمل نيک يا بد انجام گرفته] باشد آن را [به ميان] مي آوريم، و بس است که ما حسابرس و حسابگر باشيم.

(47) خداوند متعال از داوری عادلانه و قضاوت منصفانه‌اش در میان بندگان، وقتی که آنها را در روز قیامت گرد می‌آورد، خبر داده و می‌فرماید: ترازوهای عادلانه می‌نهد که با آن هر ذرّه‌ای از عمل نیک و بد مشخص می‌شود، و با آن نیکی‌ها و بدی‌ها وزن می‌گردد. (﴿فَلَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡ‍ٔٗا﴾) و بر هیچ کسی -خواه مسلمان باشد یا کافر- کوچک‌ترین ستمی نمی‌شود؛ به این صورت که از نیکی‌هایش کاسته، یا به بدی‌هایش اضافه شود. (﴿وَإِن كَانَ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٍ﴾) و اگر به اندازۀ دانۀ خردل که کوچک‌ترین چیز است، نیکی یا بدی انجام شده باشد، (﴿أَتَيۡنَا بِهَا﴾) آن را در میان می‌آوریم، و حاضر و آماده می‌سازیم تا انجام دهنده‌اش را بر آن اساس سزا و جزا دهیم. همچنان‌که می‌فرماید:﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾ پس هر کس به اندازۀ ذره‌ای نیکی کرده باشد، آن را خواهد دید؛ و هر کس به اندازۀ ذره‌ای بدی کرده باشد، آن را خواهد دید. ﴿وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواۡ مَا عَمِلُواۡ حَاضِرٗا﴾ و می‌گویند: «ای وای بر ما! چه شده این کتاب را، که نه گناه کوچکی را گذاشته و نه گناه بزرگی را، مگر اینکه آن را برشمرده است. و آنچه را کرده‌اند، حاضر و آماده می‌بینند. (﴿وَكَفَىٰ بِنَا حَٰسِبِينَ﴾) خداوند می‌فرماید: ما حسابرسی را کفایت می‌کنیم، و بسنده خواهد بود که ما حسابگر و حسابرس باشیم؛ یعنی او تمامی اعمال بندگان را می‌داند، و آنها را در کتابی ثبت و ضبط نموده است، و اندازۀ آن و مقدار پاداش و سزای آن را می‌داند، و جزای آن را به انجام دهندگان می‌دهد.

21:48–50Страница 326

وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلۡفُرۡقَانَ وَضِيَآءٗ وَذِكۡرٗا لِّلۡمُتَّقِينَ ٤٨

Мы даровали Мусе (Моисею) и Харуну (Аарону) различение (способность различать истину ото лжи), сияние (Таурат) и напоминание для богобоязненных,

ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَهُم مِّنَ ٱلسَّاعَةِ مُشۡفِقُونَ ٤٩

которые боятся своего Господа, не видя Его воочию, и трепещут перед Часом.

وَهَٰذَا ذِكۡرٞ مُّبَارَكٌ أَنزَلۡنَٰهُۚ أَفَأَنتُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ ٥٠

Это - благословенное Напоминание, которое Мы ниспослали. Неужели вы станете отрицать его?

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاء وَذِكْرًا لِّلْمُتَّقِينَ و همانا به موسي و هارون فرقان و روشنايي و پندي براي پرهيزگاران داديم. الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ کساني که در نهان از خداوند مي ترسند و آنان از قيامت هراس کنند. وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكرُونَ و اين [قرآن] پند با برکتي است که آن را نازل کرده ايم، آيا شما منکر آن هستيد؟

(48) در بسیاری جاها، خداوند این دو کتاب بزرگ «تورات و قرآن» را در کنار هم ذکر می‌کند که در دنیا کتابی بهتر و با برکت‌تر و هدایت کننده‌تر از آنها وجود ندارد. پس خداوند خبر داد که او فرقان را در اصل به موسی و به تبع وی به هارون داده است. و فرقان، تورات بود که حق را از باطل و هدایت را از گمراهی جدا می‌نمود. و تورات (﴿وَضِيَآءٗ﴾) روشنایی و نوری بود که راه‌یافتگان با آن ‌راهیاب می‌شدند، و سالکان راه به آن اقتدا می‌نمودند. و به وسیلۀ آن احکام شناخته می‌شد، و حلال و حرام از یکدیگر مشخص می‌گشت. و (﴿وَذِكۡرٗا لِّلۡمُتَّقِينَ﴾) و پندی برای پرهیزگاران بود که آنچه را به سود و زیانشان بود، ازآن فرا می‌گرفتند؛ و در پرتو آن، خیر و شر را از هم تشخیص می‌دادند. (﴿لِّلۡمُتَّقِينَ﴾) پرهیزگاران را به طور ویژه بیان کرد، چون فقط آنها از این کتاب بهره‌مند می‌شوند، و آن را می‌آموزند، و به آن عمل می‌نمایند.

(49) سپس متقین را چنین تفسیر نمود: «کسانی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند»، پس در صورت مشاهدۀ مردم، به طریق اولی از وی می‌ترسند؛ و از آنچه حرام نموده است، پرهیز می‌نمایند؛ و آنچه را که واجب و لازم قرار داده است، انجام می‌دهند. (﴿وَهُم مِّنَ ٱلسَّاعَةِ مُشۡفِقُونَ﴾) و آنها از قیامت در ترس و هراس به سر می‌برند، چون کاملاً پروردگارشان‌را می‌شناسند. پس هم نیکوکاری می‌کنند، و هم از خداوند می‌ترسند. عطف دراینجا از باب عطف صفت‌های گوناگون می‌باشد که بر یک چیز و بر یک موصوف وارد می‌شوند.

(50) (﴿وَهَٰذَا﴾) و این قرآن، (﴿ذِكۡرٞ مُّبَارَكٌ أَنزَلۡنَٰهُ﴾) قرآن را به دو صفت بزرگ متصف نمود؛ یکی اینکه پندی است که یادآور همۀ خوبی‌ها و چیزهایی است که برایتان مفید است، از قبیل: شناخت خداوند از طریق نام‌ها و صفات و کارهایش، و شناخت پیامبران و اولیا و حالاتشان، همچنان‌که احکام شرع از قبیل: عبادات و معاملات و غیره، و احکام پاداش و بهشت و جهنم به وسیلۀ این قرآن یاد آور می‌شود. پس به وسیلۀ این قرآن، مسایل و دلایل عقلی و نقلی یاد آوری می‌شود. و پروردگار، قرآن را ذکر نامید چون یادآور چیزهایی است که خداوند در عقل‌ها و سرشت‌ها به ودیعه نهاده است، از قبیل: تصدیق اخبار راست و امر به آنچه که از نظر عقل خوب و نیکوست، و نهی از آنچه که از نظر عقل زشت و ناپسند است. و با برکت بودن قرآن، مقتضی افزون شدن خیر، و رشد یافتن آن می‌باشد، و هیچ چیزی با برکت‌تر از این قرآن نیست؛ زیرا هر خیر و نعمت دینی و دنیوی و اخروی در سایۀ تمسک به آن به دست می‌آید. پس وقتی قرآن پندی با برکت است باید آن را پذیرفت و تسلیم آن شد؛ وخداوند را به خاطر این بخشش بزرگ، ستایش نمود، و دستورات آن را انجام داد؛ و با آموختن کلمات و معانی‌اش، از برکت آن استفاده کرد. و رویگردانی از قرآن و انکارِ آن و ایمان نیاوردن به آن، بزرگ‌ترین کفر و شدیدترین جهالت و ستم است. بنابراین خداوند بر کسانی که آن را انکار کرده‌اند، اعتراض نموده و می‌فرماید: (﴿أَفَأَنتُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ﴾) آیا شما منکرِ آن هستید؟!

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English