Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Анбия 21:78–95
21:78–82Страница 328
وَدَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ إِذۡ يَحۡكُمَانِ فِي ٱلۡحَرۡثِ إِذۡ نَفَشَتۡ فِيهِ غَنَمُ ٱلۡقَوۡمِ وَكُنَّا لِحُكۡمِهِمۡ شَٰهِدِينَ ٧٨
Помяни также Давуда (Давида) и Сулеймана (Соломона), которые судили о ниве, потравленной ночью чужими овцами. Мы были Свидетелями их суда.
فَفَهَّمۡنَٰهَا سُلَيۡمَٰنَۚ وَكُلًّا ءَاتَيۡنَا حُكۡمٗا وَعِلۡمٗاۚ وَسَخَّرۡنَا مَعَ دَاوُۥدَ ٱلۡجِبَالَ يُسَبِّحۡنَ وَٱلطَّيۡرَۚ وَكُنَّا فَٰعِلِينَ ٧٩
Мы помогли Сулейману (Соломону) разобраться в этом и даровали им обоим власть (мудрость или пророчество) и знание. Мы подчинили горы и птиц для того, чтобы они славили Нас вместе с Давудом (Давидом). Мы это сделали.
وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡۖ فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ ٨٠
Мы научили его (Давуда) изготовлять для вас кольчуги, чтобы они предохраняли вас от причиняемого вами вреда. Но разве вы благодарны?
وَلِسُلَيۡمَٰنَ ٱلرِّيحَ عَاصِفَةٗ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦٓ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَاۚ وَكُنَّا بِكُلِّ شَيۡءٍ عَٰلِمِينَ ٨١
Мы подчинили Сулейману (Соломону) сильный ветер, который дул по его повелению на землю, которую Мы благословили. Мы знаем о всякой вещи.
وَمِنَ ٱلشَّيَٰطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُۥ وَيَعۡمَلُونَ عَمَلٗا دُونَ ذَٰلِكَۖ وَكُنَّا لَهُمۡ حَٰفِظِينَ ٨٢
Среди дьяволов были такие, которые ныряли для него и выполняли другие работы. Мы стерегли их.
وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ و [ياد کن] داود و سليمان را هنگامي که دربارۀ کشتزاري که گوسفندان مردم شب هنگام در آن چريده بودند داوري کردند، و ما بر داوري آنان حاضر [و ناظر ] بوديم. فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ پس آن [شيوۀ قضاوت درست را] به سليمان فهمانديم، و هر يک از آن دو را داوري و دانش اموختيم، و کوهها را براي داود رام ساختيم که با او تسبيح مي گفتند و مرغان را [نيز رام کرديم] و بر آن [کار] توانا بوديم. وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ و ساختن زره را به او آموختيم تا شما را از [آسيب] کارزارتان حفظ کند. آيا سپاسگذار هستيد؟ وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ و ما باد تند و سريع را فرمانبردار سليمان نموديم، و به فرمان او به سوي سرزميني روان مي شد که در آن برکت نهاده بوديم، و همه چيز را مي دانستيم. وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ و از شيطان ها کساني را [نيز براي او رام ساختيم] که براي او غواصي مي کردند، و [همچنين] کاري جز اين انجام مي دادند، و ما حافظ آنها بوديم.
(78) سلیمان و داوود -این دو پیامبر بزرگوار- را با ستایش و بزرگداشت یاد کن؛ چرا که خداوند به آنها دانش وسیع، و داوری میان بندگان را عطا کرده بود. به دلیل اینکه فرمود: (﴿إِذۡ يَحۡكُمَانِ فِي ٱلۡحَرۡثِ إِذۡ نَفَشَتۡ فِيهِ غَنَمُ ٱلۡقَوۡمِ وَكُنَّا لِحُكۡمِهِمۡ شَٰهِدِينَ﴾) آنگاه که صاحب کشتزاری -که گوسفندانِ گروهی، شب هنگام، در کشتزارش چریده و آن را تباه کرده بودند و به درختان و کشتزارش آسیب رسانده بودند- برای داوری به نزد وی آمدند. پس داود ـ علیه السلام ـ چنین قضاوت کرد که گوسفندان باید در مقابلِ از بین رفتن درختان و مزرعه، به صاحب کشتزار داده شوند؛ چون صاحب گوسفندان سهل انگاری کرده است و این سزای اوست. و سلیمان در این قضیه داوریِ درستی نمود، به این صورت که صاحبان گوسفندان، گوسفندانشان را به صاحب کشتزار بدهند تا از شیر و پشم آن استفاده نماید؛ و در باغِ صاحب کشتزار مشغول کار شوند تا آن را به حالت اولیه برگردانند؛ و وقتی باغ به حالت اولیهاش برگشت صاحب کشتزار گوسفندان آنها را باز پس دهد؛ و آنها نیز باغ را تحویل داده و هریک مال خودش را ببرد. و این از کمالِ فهم و زیرکی سلیمان ـ علیه السلام ـ بود. بنابراین فرمود:
(79) (﴿فَفَهَّمۡنَٰهَا سُلَيۡمَٰنَ﴾) شیوۀ درست قضاوت را دراین قضیه، به سلیمان فهماندیم. و این بدان معنی نیست که در دیگر موارد به داود فهم و بینش نداده است، بلکه این را به طور ویژه بیان کرد، به دلیل اینکه فرمود: (﴿وَكُلًّا ءَاتَيۡنَا حُكۡمٗا وَعِلۡمٗا﴾) و به هریک از داود و سلیمان، دانش و حکمت آموختیم. این بیانگر آن است که حاکم و قاضی، گاهی درست قضاوت مینماید و به حق میرسد، و گاهی اشتباه میکند؛ واگر اشتباه کند، مورد ملامت و سرزنش نیست، به شرطی که کوشش خود را کرده باشد. سپس آنچه را که به هریک از آنها اختصاص داد، بیان نمود و فرمود: (﴿وَسَخَّرۡنَا مَعَ دَاوُۥدَ ٱلۡجِبَالَ يُسَبِّحۡنَ وَٱلطَّيۡرَ﴾) و کوهها را، در ذکر و تسبیح، با او همراه کردیم. و بیان نمود که داود بیش از همۀ مردم عبادت میکرد و ذکر و تسبیح و تمجید خدا را میگفت؛ و خداوند آنچنان صدای زیبا و دلکشی را به او داده بود که به هیچ یک از مردم نداده بود؛ پس وقتی تسبیح میگفت و ستایش خدا را میکرد، کوههای جامد و پرندگان زبان بسته با او همصدا میشدند، و این فضل و احسان خدا بر او بود. بنابراین فرمود: (﴿وَكُنَّا فَٰعِلِينَ﴾) و ما این کار را میکردیم.
(80) (﴿وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ﴾) و خداوند ساختن زره را به داود آموخت، و او اولین کسی بود که آن را ساخت؛ و دانش و شیوۀ ساخت آن، به کسانی که بعد از او آمدند، رسید. پس خداوند آهن را برای او نرم نمود، و به او آموخت که چگونه آن را درست نماید. و فایدۀ آن فراوان است، (﴿لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡ﴾) تا این لباس جنگی، شما را در جنگها حفظ کند؛ و به هنگام شدت گرفتن کارزار، محافظ شما باشد. (﴿فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ﴾) آیا نعمتهای خداوند را که از طریق داود برایتان فراهم نمود، سپاسگزار هستید، آنگونه که خداوند متعال فرمود:﴿وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ﴾ و برایتان لباسهایی قرار داد که شما را از گرما محافظت مینماید؛ و لباسهایی قرار داد که شما را در جنگ محافظت میکند. بدینسان نعمت خویش را بر شما کامل میگرداند، باشد که بپذیرید. احتمال دارد که نحوۀ ساختن زره و نرم شدن آهن برای داود امری خارق العاده بوده باشد، و آن طور که مفسرین گفتهاند، خداوند آهن را برای او نرم نموده، طوری که مانند خمیر و خاک و بدون اینکه آن را در آتش ذوب نماید، آن را بهبار میآورد. و احتمال دارد که خداوند به صورت مرسوم به او آموخته، و آهن را از طریقی که خداوند به او نشان داده بود، ذوب میکرد. و این چیزی است که از ظاهر آیه بر میآید. چون خداوند بر بندگان منت گذارده، و آنها را به شکرگزاری دستور داده است؛ و اگر ساختن زره در توان بندگان نبود، خداوند بر آنها منت نمیگذاشت. و فایده زره را بیان مینماید؛ چون خداوند به خاطر عین زرههایی که داود ساخته است، بر مردم منت نگذاشته، بلکه به خاطر جنس زره، بر بندگان منت گذارده است. و جز این فرمودۀ خداوند، هیچ توجیهی برای احتمالی که مفسرین بیان کردهاند، وجود ندارد که میفرماید:﴿وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ﴾ و آهن را برای او نرم نمودیم. و در این آیه چیزی نیست که بیانگر آن باشد، او بدون سبب و وسیله، آهن را نرم کرده باشد.
(81) (﴿وَلِسُلَيۡمَٰنَ ٱلرِّيحَ عَاصِفَةٗ﴾) و باد تند و سریع را برای سلیمان رام کردیم، به گونهای که (﴿تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦٓ﴾) به فرمان او روان میشد؛ و به هر سو که برگردانده میشد، از فرمان او اطاعت میکرد؛ و در یک صبحگاه، مسافت یک ماه را طی مینمود؛ و مسافتی که در یک شامگاه طی میکرد، نیز به اندازۀ یک ماه بود. (﴿إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا﴾) [وبه فرمان او] به سوی سرزمینی که در آن برکت نهادهایم؛ یعنی سرزمین شام که مقر سلیمان بود، حرکت میکرد. پس سلیمان، سوار بر تند باد، رو به شرق و غرب میرفت؛ و محل بازگشت او، به سوی سرزمین پرخیر و برکت بود. (﴿وَكُنَّا بِكُلِّ شَيۡءٍ عَٰلِمِينَ﴾) و همه چیز را میدانستیم؛ چرا که علم و آگاهی ما، همه چیز را احاطه کرده است. و به داود و سلیمان چیزهایی آموختیم که آنها را به آنچه گفتیم، رساند.
(82) (﴿وَمِنَ ٱلشَّيَٰطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُۥ وَيَعۡمَلُونَ عَمَلٗا دُونَ ذَٰلِكَ﴾) و از شیطانها، کسانی را فرمانبردار سلیمان کرده بودیم که برایش غواصی میکردند و کارهایی غیر از این نیز انجام میدادند. این هم از خصوصیتهای سلیمان -علیه السلام- بود که خداوند شیطانها و جنهای بزرگ را فرمانبردار او کرده، و به او قدرت داده بود تا از شیطانها، در بسیاری از کارهایی که غیر از آنان کسی نمیتوانست آن را انجام دهد، استفاده نماید. بنابراین برخی از شیاطین، در امر بیرون آوردن مروارید و گوهر و لؤلؤ و غیره از دریا، برای سلیمان غواصی میکردند؛ و کارهایی دیگر نیز انجام میدادند. ﴿يَعۡمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَٰرِيبَ وَتَمَٰثِيلَ وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍ﴾ آنان هرچه سلیمان میخواست، برایش درست میکردند، از قبیل: قلعهها و مجسمهها و کاسههای بزرگی چون حوضها و دیگهای ثابت. و گروهی را برای ساختن بیت المقدس گمارد، و سلیمان فوت کرد در حالیکه آنها کار میکردند، و بعد از مرگ او، تا یک سال کار کردند، تا اینکه دانستند او فوت کرده است. چنانکه خواهد آمد إن شاء الله. (﴿وَكُنَّا لَهُمۡ حَٰفِظِينَ﴾) و ما حافظ آنها بودیم؛ یعنی توانایی نافرمانی و سر باز زدن از دستور او را نداشتند، بلکه خداوند آنها را با قدرت و عزت و فرمانرواییاش برای او نگاه داشته بود.
21:83–84Страница 329
۞ وَأَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ ٨٣
Помяни также Айюба (Иова), который воззвал к своему Господу: «Воистину, меня коснулось зло, а ведь Ты - Милосерднейший из милосердных».
فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ فَكَشَفۡنَا مَا بِهِۦ مِن ضُرّٖۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰبِدِينَ ٨٤
Мы ответили на его мольбу, устранили постигшее его зло и даровали ему его семью и вдобавок еще столько же в качестве милости от Нас и в назидание тем, кто поклоняется.
وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و ايوب را [ياد کن] بدانگاه که پروردگار خود را به فرياد خواند [و گفت]: بي گمان بيماري به من رسيده است و تو مهربانترين مهربانان هستي. فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ پس دعاي او را پذيرفتيم و رنجي را که در خود داشت از او دور ساختيم، و خانواده اش و [نيز] مانند آنان را همراه با آنان به او داديم تا رحمتي از جانب خويش و پندي براي عبادت کنندگان باشد.
(83) بنده و پیامبر ما -ایوب- را با ستایش و بزرگداشت و جایگاهی والا یاد کن، هنگامی که خداوند او را به بلا و بیماری سختی مبتلا نمود، و مورد آزمایش قرار داد. و خداوند او را بردبار و خشنود یافت. شیطان بر جسم او مسلط شده بود، و این آزمایشی از جانب خداوند بود. پس شیطان در جسم او دمید، و بر اثر آن دملهای بزرگی بیرون میآمد، و تا مدتها ماند. بلا و مصیبتِ او شدت گرفت، و خانوادهاش مُردند، و مالش از دست رفت. پس پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: پروردگارا! بیگمان، بیماری به من رسیده است، و تو مهربانترین مهربانان هستی. (﴿أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلضُّرُّ وَأَنتَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ﴾) ایوب به رحمتِ گستردۀ خداوند متوسل شد، و حالت خویش را برای وی بیان کرد، و اینکه بیماری و رنج همۀ وجود او را فرا گرفته است.
(84) و خداوند دعای او را پذیرفت، و فرمود:﴿ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدٞ وَشَرَابٞ﴾ با پایت [بر] زمین بزن، این محلِ شستن و نوشیدنی خنکی است.پس او با پایش زمین را کوبید، و از کوبیدن او چشمهای سرد جوشید، پس او خود را درآن شست و از آن نوشید، درنتیجه خداوند بیماریاش را دور نمود . (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ أَهۡلَهُۥ﴾) و خانواده و مالش را به او بازگردانیدیم، (﴿وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ﴾) و به جای اموال و اولادی که از دست داده بود، دو چندان به او دادیم؛ به این صورت که خداوند سلامتی و تندرستی به او بخشید، و فرزند و مال فراوانی به او داد. (﴿رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا﴾) و این مرحمت و مهربانی محضِ ما در حقِ ایوب بود که صبر کرد و خشنود بود. پس خداوند قبل از پاداش جهان آخرت، در همین دنیا به او پاداش داد. (﴿وَذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰبِدِينَ﴾) و او را مایۀ عبرت و پند عبادتگزاران نمودیم، کسانی که از صبر توشه بر میگیرند. بنابراین وقتی آنها ایوب -علیه السلام- را ببینند که به بلایی عظیم گرفتار آمد، و پس از مدتی، آن بیماری و رنج از وی دور شد، و خداوند به او پاداشی نیک داد؛ وقتی علت را نگاه کنند، میبینند که به وضوح، علتِ آن صبر و بردباری است. بنابراین خداوند، ایوب را به خاطر صبر و بردباریاش، ستایش نمود و فرمود:﴿إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ﴾ بدون شک ما او را بردبار یافتیم؛ بسیار بندۀ خوبی بود، او توبهکننده و رجوعکننده به سوی خدا بود. پس ـعبادتگزارانـ به هنگام دچار شدن به مصایب، او را اسوه و الگوی خود قرار دادند.
21:85–86Страница 329
وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِدۡرِيسَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰبِرِينَ ٨٥
Помяни также Исмаила (Измаила), Идриса, Зулькифла. Все они были из числа терпеливых.
وَأَدۡخَلۡنَٰهُمۡ فِي رَحۡمَتِنَآۖ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ٨٦
Мы ввели их в Нашу милость, поскольку они были одними из праведников.
وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ و [نيز ياد کن] اسماعيل و ادريس و ذالکفل را که هر يک از بردباران بودند. وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ و آنان را در رحمت خويش در آورديم بي گمان آنان از شايستگان بودند.
(85) بندگان برگزیده و پیامبران ما، اسماعیل بن ابراهیم و ادریس و ذوالکفل را، به بهترین صورت یاد کن، و آنها را به کاملترین وجه ستایش کن. ادریس و ذوالکفل از انبیای بنیاسرائیل بودند.(﴿كُلّٞ مِّنَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) هریک از این افراد بردبار بودند. و صبر؛ یعنی کنترلِ نفس، و بازداشتنِ آن از چیزی که به آن گرایش دارد، و این شاملِ انواع سهگانۀ صبر میشود: صبر بر طاعت خداوند، صبر بر بازداشتن نفس از ارتکاب نافرمانی خدا، و صبر در برابر تقدیرات دردناک الهی و مشکلات. پس بنده، تا وقتی که از تمامی انواع صبر و بردباری به طور کامل برخوردار نباشد، صابر به حساب نمیآید. خداوند این پیامبران را به صبر و بردباری توصیف نموده است، و این دلالت مینماید که آنها به گونهای شایسته بردبار بودهاند.
(86) و نیز آنها را به شایسته بودن توصیف نمود که شامل صلاح و شایستگی قلب، زبان و سایر اعضا میشود؛ چرا که قلبی داشتند سرشار از شناختِ خداوند و محبت او و بازگشتن به سوی او؛ و زبانی داشتند که همواره با آن، ذکر و یاد خداوند را انجام میدادند؛ و سایر اعضا و جوارح را به اطاعت الهی، و دوری از گناهان درآورده بودند. پس خداوند آنها را به سبب بردباری و شایستگیشان، به رحمت خویش درآورد؛ و آنها را همراه با دیگر برادران پیامبرشان، در دنیا و آخرت پاداش نیک داد. و اگر خداوند هیچ پاداشی نیز به آنها نمیداد، همین نام نیکی که از آنها بر جای مانده و در میان جهانیان زنده است، برای آنان کافی بود، و این شرافت و افتخاری بس بزرگ است.
21:87–88Страница 329
وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبٗا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ٨٧
Помяни также человека в рыбе (Иунуса), который ушел в гневе и подумал, что Мы не справимся с ним. Он воззвал из мрака: «Нет божества, кроме Тебя! Пречист Ты! Воистину, я был одним из беззаконников!».
فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡغَمِّۚ وَكَذَٰلِكَ نُـۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٨٨
Мы ответили на его мольбу и спасли его от печали. Так Мы спасаем верующих.
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ و [ياد کن] ذالنون را وقتي که خشمگين بيرون رفت و گمان برد که بر او سخت و تنگ نمي گيريم، و در تاريکي ها ندا در داد که معبود [راستيني] جز تو نيست، تو پاک و منزهي، به راستي من از ستمکاران بودم. فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ پس دعايشان را پذيرفتيم و از غم رهايي اش داديم، و ما اين گونه مومنان را نجات مي دهيم.
(87 - 88) و بنده و پیامبرمان ذوالنون را به خوبی یاد کن، و او یونس است. ذوالنون؛ یعنی صاحب ماهی. خداوند او را به سوی قومش فرستاد، اما آنان ایمان نیاوردند.پس آنها را تهدید کرد که در فلان زمان، عذاب به سراغشان خواهد آمد. پس عذاب بر آنان فرود آمد، و با چشمان خود آشکارا آن را مشاهده کردند؛ و با آه و ناله و زاری به سوی خدا برگشتند و توبه کردند؛ و خداوند عذاب را از آنها دور نمود. چنانکه فرموده است:﴿فَلَوۡلَا كَانَتۡ قَرۡيَةٌ ءَامَنَتۡ فَنَفَعَهَآ إِيمَٰنُهَآ إِلَّا قَوۡمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُواۡ كَشَفۡنَا عَنۡهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ﴾ اهل هیچ آبادی نبوده که [مردمش] ایمان بیاورند و ایمانشان برایشان سودمند باشد به جز قوم یونس، که وقتی ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگانی دنیا از آنان دور نمودیم، و تا مدت مقرری بهرهمندشان ساختیم. و فرموده است:﴿وَأَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ مِاۡئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ يَزِيدُونَ فََٔامَنُواۡ فَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ﴾ و او را به سوی صدهزار نفر یا بیشتر فرستادیم، پس ایمان آوردند، و آنان را تا مدت معینی بهره مند ساختیم. ایمان آوردن این ملت بزرگ به یونس، از بزرگترین فضیلتهای اوست؛ اما وی خشمگین بیرون رفت، و به خاطر گناهی که خداوند آن را در کتابش برای ما بیان نکرده است، بدون دستور پروردگارش از آنجا فرار کرد. و نیازی نیست که ما حتماً بدانیم چه گناهی را مرتکب شده بود؛ زیرا خداوند در رابطه با گناه ایشان فقط میفرماید:﴿إِذۡ أَبَقَ إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ... وَهُوَ مُلِيمٞ﴾ آنگاه که به سوی کشتی گریخت ... و او از ملامتشدگان بود؛ یعنی کاری کرده بود که به خاطر آن، مورد سرزنش قرار میگرفت. و از ظاهر امر چنان بر میآید که شتاب ورزیدن وی، و خشم گرفتنش بر قومش، و خارج گشتن وی از میان آنان، قبل از آن صورت گرفته است که خداوند او را بدان امر نماید. (﴿فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ﴾) و گمان برد که خداوند بر او سخت و تنگ نمیگیرد، و او را در شکم ماهی و در جایی تنگ قرار نمیدهد، و یا ـ گمان برد ـ از دست خداوند در میرود. البته چنین گمانی برای بندگان کاملی چون یونس اشکالی ندارد، به شرطی که این گمان به صورت ناپایدار برایشان پیش آید و پایدار نباشد. پس از آنکه یونس خشمگین شد و تصمیم گرفت فرار نماید، با گروهی از مردم سوار کشتی شد، آنها قرعهکشی کردند که چه کسی را در دریا بیندازند؟ چون میترسیدند اگر همه در کشتی باشند، کشتی غرق شود. وقتی قرعهکشی کردند، و قرعه به نام یونس افتاد. او را به دریا انداختند، و ماهی او را فرو بلعید، و وی را به اعماق تاریکیهای دریا برد. و او در تاریکیها ندا داد که (﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) هیچ معبود به حقی جز تو نیست، پاک و منزهی، به راستی من از ستمکاران بودهام. پس او به کمال الوهیتِ خداوند، و پاک بودن او از هر کمبود و عیبی، اقرار نمود؛ و به ستمکاری و گناه خود اعتراف کرد. خداوند متعال میفرماید:﴿فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ﴾ اگر از تسبیحگویان نبود، تا روزی که برانگیخته میشوند [یعنی تا روز قیامت] در شکم ماهی باقی میماند. بنابراین فرمود: (﴿فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَنَجَّيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡغَمِّ﴾) پس دعایش را پذیرفتیم؛ و او را از سختی و رنجی که در آن افتاده بود، نجات دادیم. (﴿وَكَذَٰلِكَ نُۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و اینگونه مؤمنان را نجات میدهیم. و این نوید و مژدهایست برای هرمؤمنی که بهخاطر ایمانش، به سختی و اندوه گرفتار شده باشد، پس خداوند او را ازآن نجات خواهد داد، و بلا را از وی دور مینماید، و یا آن را بر وی سبک میکند، چنانکه با یونس ـ علیه السلام ـ کرد.
21:89–90Страница 329
وَزَكَرِيَّآ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥ رَبِّ لَا تَذَرۡنِي فَرۡدٗا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡوَٰرِثِينَ ٨٩
Помяни также Закарию (Захарию), который воззвал к своему Господу: «Господи! Не оставляй меня одиноким, и Ты - Наилучший из наследников».
فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَوَهَبۡنَا لَهُۥ يَحۡيَىٰ وَأَصۡلَحۡنَا لَهُۥ زَوۡجَهُۥٓۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَيَدۡعُونَنَا رَغَبٗا وَرَهَبٗاۖ وَكَانُواْ لَنَا خَٰشِعِينَ ٩٠
Мы ответили на его мольбу, даровали ему Йахью (Иоанна) и сделали его жену способной на это. Воистину, они спешили творить добро, взывали к Нам с чаянием и страхом и были смиренны перед Нами.
وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ و زکريا را [ياد کن] بدانگاه که پروردگارش را به فرياد خواند: «پروردگارا! مرا تنها مگذار، و تو بهترين وارثاني». فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ پس دعايش را اجابت کرديم و يحيي را به او بخشيديم، و همسرش را براي او شايسته و اصلاح گردانيديم، بي گمان آنان در [انجام] نيکوکاري مي شتافتند و بااميد و بيم ما را به فرياد مي خواندند و براي ما فروتن بودند.
(89) بنده و پیامبر ما، زکریا را یاد کن، و یادش را گرامی بدار، و فضیلتهای او را بیان کن، ازجمله اینکه خیرخواه مردم بود و بدین سبب خداوند او را مورد مرحمت قرار داد. پس او (﴿نَادَىٰ رَبَّهُۥ رَبِّ لَا تَذَرۡنِي﴾) پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا! مرا تنها مگذار.» یعنی گفت: ﴿رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا وَإِنِّي خِفۡتُ ٱلۡمَوَٰلِيَ مِن وَرَآءِي وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا فَهَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنۡ ءَالِ يَعۡقُوبَۖ وَٱجۡعَلۡهُ رَبِّ رَضِيّٗا﴾ «پروردگارا! استخوانهای من سست شده، و شعلههای پیری [تمام موهای] سرم را فراگرفته است. پروردگارا! من هرگز در دعاهایی که کردهام، ناامید و محروم بازنگشتهام. و من از بستگانم بیمناکم، و همسرم نیز از اول نازا بوده است. پس، از فضل خود، جانشینی به من ببخش که از من میراث بَرَد و نیز از آل یعقوب میراث ببرد، و پروردگارا او را پسندیده قرار ده. از این آیهها درمییابیم که گفتۀ او (﴿رَبِّ لَا تَذَرۡنِي فَرۡدٗا﴾) مبیّن آن است که وقتی اجل و زمان مرگش نزدیک شد، ترسید که کسی بعد از او در خیرخواهی و اندرزگویی و فراخوانی بندگان بهسوی خدا جانشین او نباشد؛ و از این بیمناک بود که تنهاست، و کسی را ندارد که او را در آنچه به آن بپا خاسته است، یاری نماید. (﴿وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾) و تو بهترین وارثانی؛ یعنی تو بهترین کسی هستی که بعد از من باقی میمانی، و از من به بندگانت مهربان تر هستی، اما میخواهم که دلم اطمینان یابد و آرام گیرد، و پاداشِ کار جانشین من، در ترازوی اعمالم قرار بگیرد.
(90) (﴿فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَوَهَبۡنَا لَهُۥ يَحۡيَىٰ﴾) پذیرفتیم، و یحیی را -که پیامبری بزرگوار بود و پیشتر نام او را بر کسی ننهاده بودیم- به او بخشیدیم. (﴿وَأَصۡلَحۡنَا لَهُۥ زَوۡجَهُۥٓ﴾) و همسرش را، بعد از آنکه نازا و عقیم بود و بچهدار نمیشد، شایستۀ زاد و ولد گرداندیم. و خداوند به خاطر زکریا، صلاحیت باردارشدن را به همسرش داد. و این از فواید همنشین و همراه صالح است که همنشینی و همراهی او، با برکت است. پس خداوند به زکریا و همسرش، یحیی را بخشید. پس از اینکه همۀ این پیامبران را تک تک یاد کرد، به طور کلی همه را ستایش نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾) آنها به نیکوکاری اقدام نموده، و در انجام دادن کارهای نیک میشتافتند، و آن را در وقتهای با فضیلت انجام میدادند. و به صورت شایسته و مناسب آن را کامل میگرداندند؛ و فضیلتی را که بر آن توانایی داشتند، ترک نمیکردند، بلکه فرصت را غنیمت شمرده، و آن را انجام میدادند. (﴿وَيَدۡعُونَنَا رَغَبٗا وَرَهَبٗا﴾) و چیزهای مورد علاقهشان را از قبیل: منافع دنیوی و اخروی از ما میخواستند و از امور ناگوار و چیزهایی که در هر دو جهان به انسان زیان میرساند، به ما پناه میبردند. و آنها علاقهمند و امیدوار بودند، و خدا را فراموش نمیکردند. (﴿وَكَانُواۡ لَنَا خَٰشِعِينَ﴾) و همواره برای ما فروتن بودند. و این به خاطر کمال شناختشان از پروردگار بود.
21:91–94Страница 330
وَٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلۡنَٰهَا وَٱبۡنَهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ ٩١
Помяни также ту, которая сохранила свое целомудрие (Марьям). Мы вдохнули в нее посредством Нашего духа (Джибрила) и сделали ее и ее сына (Ису) знамением для миров.
إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُونِ ٩٢
Воистину, эта ваша религия - религия единая. Я же - ваш Господь. Поклоняйтесь же Мне!
وَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡۖ كُلٌّ إِلَيۡنَا رَٰجِعُونَ ٩٣
Они впали в противоречия, но все они вернутся к Нам.
فَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَا كُفۡرَانَ لِسَعۡيِهِۦ وَإِنَّا لَهُۥ كَٰتِبُونَ ٩٤
Устремления того, кто совершал праведные деяния, будучи верующим, не будут отвергнуты. Воистину, Мы записываем их для него.
وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ و [ياد کن] زني را که پاکدامني ورزيد، آنگاه از روح خويش در آن دميديم، و او و فرزندش را نشانه اي براي جهانيان قرار داديم. إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ همانا اين است امت شما که امت يگانه اي است، و من پروردگار شما هستم، پس تنها مرا پرستش کنيد. وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ و [آنان] کار خويش را در ميان خود پاره پاره نمودند، و همگي به سوي ما بر مي گردند . فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ پس هر کس از کارهاي شايسته انجام دهد در حالي که ايمان داشته باشد، براي کوشش او ناسپاسي نخواهد بود، و ما [نيکي هايش] را براي او مي نويسيم.
(91) مریم را یاد کن، و پاکی و شرافت او را بیان نما، (﴿وَٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾) زنی که دامان خویش را از آلوده شدن و نزدیک شدن به حرام، بلکه حتی از نزدیک شدن به حلال نیز، پاک نگاه داشت. و به خاطر مشغول شدن به عبادت و خدمت به بندگان خدا، ازدواج نکرد. و هنگامی که جبرئیل در شکل یک انسان کامل و خوش قیافه به نزد وی آمد، گفت:﴿إِنِّيٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّٗا﴾ من از تو به خداوند مهربان پناه میبرم، اگر پرهیزگار هستی. پس خداوند به پاداش پاکی و پاکدامنیاش، فرزندی بدون پدر به او بخشید؛ چراکه جبرئیل -علیه السلام- در او دمید، و به فرمان الهی حامله شد. (﴿وَجَعَلۡنَٰهَا وَٱبۡنَهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) و او و فرزندش را نشانۀ بزرگی برای جهانیان قرار دادیم؛ زیرا بدون اینکه کسی به او دست زده باشد، باردار شد، و بچهاش را به دنیا آورد؛ و در گهواره سخن گفت، و او را از تهمت اتهام زنندگان تبرئه نمود؛ و فرزندش درحالی که در گهواره بود، از خودش خبر داد و مردم را آگاه کرد؛ و خداوند معجزات و امور خارق العادهای را توسط او اجرا نمود. پس مریم و فرزندش، نشانهای برای جهانیان شدند ونسل به نسل از آن سخن میگویند، و عبرت آموزان ازآن عبرت میگیرند.
(92) پس از اینکه از پیامبران سخن به میان آورد، خطاب به مردم فرمود: (﴿إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) پیامبرانی که ذکر شدند، امت و پیشوایان شما هستند، پس به آنها اقتدا کنید، و از رهنمودهای آنان پیروی نمایید؛ زیرا همگی بر یک دین و بر یک راه بودهاند، و نیز پروردگار همۀ آنان یکی است. بنابراین فرمود: (﴿وَأَنَا۠ رَبُّكُمۡ﴾) و من پروردگار شما هستم؛ شما را آفریده، و با نعمتهای دینی و دنیوی خویش پرورش دادهام. پس چون پروردگار یکی است و پیامبر یکی است و دین یکی است، و آن عبارت است از اینکه همۀ عبادتها تنها برای خدایی انجام شود که هیچ شریکی ندارد. بنابراین وظیفۀ شما است که عبادت خدا را انجام دهید، بنابراین فرمود: (﴿فَٱعۡبُدُونِ﴾) پس تنها مرا بپرستید. و به وسیلۀ «فا» عبادت را برآنچه که گذشت، مترتب کرد، همچنانکه مسبّب بر سبب متقدم است.
(93) و شایسته بود که آنها بر این امر [=دین خدا] جمع شوند، و در آن اختلاف نورزند، اما تجاوز و سرکشی، آنها را به از هم گسیختن و جدایی کشاند. بنابراین فرمود: (﴿وَتَقَطَّعُوٓاۡ أَمۡرَهُم﴾) احزاب و گروههایی که ادعای پیروی کردن از پیامبران را داشتند گروه گروه و پراکنده شدند؛ و هر یک ادعا میکرد که حق با اوست، و گروه دیگر باطل است. ﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾ و هر گروه، به آنچه دارند شادمان هستند. و از این گروهها، گروهی بر حق است که دین درست و راه راست را در پیش بگیرد، و از پیامبران تبعیت کند. و این زمانی است که پردهها کنار رود، و پنهانیها آشکار، و مردم برای داوری قاطع الهی در روز قیامت گرد آورده شوند. پس در آن هنگام، راستگو و دروغگو مشخص میشوند. بنابراین فرمود: (﴿كُلٌّ إِلَيۡنَا رَٰجِعُونَ ﴾) گروههای متفرق شده و غیره همگی به سوی ما باز میگردند، و به آنان سزا و جزای کامل میدهیم.
(94) سپس با تصریح به آنچه که به صورت ضمنی فهمیده میشود، رفتار و جزای الهی را درمورد آنان به صورت مفصل بیان کرد و فرمود: (﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و هر کس که از کارهای شایسته انجام دهد؛ یعنی کارهایی را انجام دهد که پیامبران مشروع کرده و کتابهای آسمانی مردم را به انجام آن واداشتهاند، (﴿وَهُوَ مُؤۡمِنٞ﴾) درحالی که او به خدا و پیامبرانش، و آنچه که آنان آوردهاند، ایمان داشته باشد، (﴿فَلَا كُفۡرَانَ لِسَعۡيِهِۦ﴾) کوشش او مورد ناسپاسی واقع نخواهد شد؛ یعنی تلاش او را ضایع نمیکنیم، و آن را نادیده نمیگیریم، بلکه آن را برایش چند برابر مینماییم. (﴿وَإِنَّا لَهُۥ كَٰتِبُونَ﴾) و ما در لوح محفوظ؛ و در نامههایی که فرشتگان اعمال را در آن ثبت و ضبط مینمایند، نیکیهایش را مینویسیم؛ یعنی هرکس کارهای شایسته انجام ندهد، و یا آنها را انجام دهد ولی ایمان نداشته باشد، او محروم است و در دین و دنیایش زیانبار میباشد.
21:95Страница 330
وَحَرَٰمٌ عَلَىٰ قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَآ أَنَّهُمۡ لَا يَرۡجِعُونَ ٩٥
Запрет лежит на селениях, которые Мы погубили, и они не вернутся,
وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ و [مردم] شهري که آن را نابود ساخته ايم محال است [به دنيا] بازگردند.
(95) یعنی غیر ممکن است مردمان آبادیهایی که نابود شده، و به عذاب [الهی] گرفتار شدهاند، به دنیا بازگردند تا تقصیرات خود را جبران نمایند. پس کسی که هلاک گشته و عذاب داده شده است، راهی برای بازگشت به دنیا ندارد. بنابراین مخاطبان باید از چیزی که باعث نابود شدن آنها میگردد، بپرهیزند، تا به عذاب گرفتار نشوند؛ زیرا هرگاه عذاب بر آنها فرود بیاید، دور کردنش از آنان محال است. پس اکنون که میتوان گذشته را جبران کرد، باید از گناهان دست بکشند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии