Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Хаджж 22:36–48
22:36–37Страница 336
وَٱلۡبُدۡنَ جَعَلۡنَٰهَا لَكُم مِّن شَعَٰٓئِرِ ٱللَّهِ لَكُمۡ فِيهَا خَيۡرٞۖ فَٱذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا صَوَآفَّۖ فَإِذَا وَجَبَتۡ جُنُوبُهَا فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡقَانِعَ وَٱلۡمُعۡتَرَّۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرۡنَٰهَا لَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ ٣٦
Жертвенных верблюдов Мы сделали для вас обрядовыми знамениями Аллаха. Они приносят вам пользу. Произносите же над ними имя Аллаха, когда они стоят рядами. Когда же они падут на свои бока, то ешьте от них и кормите тех, кто довольствуется малым, и тех, кто просит от нищеты. Так Мы подчинили их (верблюдов) вам, - быть может, вы будете благодарны.
لَن يَنَالَ ٱللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَآؤُهَا وَلَٰكِن يَنَالُهُ ٱلتَّقۡوَىٰ مِنكُمۡۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمۡ لِتُكَبِّرُواْ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٣٧
Ни мясо, ни кровь их не доходят до Аллаха. До Него доходит лишь ваша богобоязненность. Так Он подчинил их вам, чтобы вы возвеличивали Аллаха за то, что Он наставил вас на прямой путь. Обрадуй же благой вестью творящих добро.
وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و [قرباني كردن] شتران [چاق و فربه] را برايتان از شعاير خدا قرار داديم، در آنها برايتان خير [فراواني] است، پس در حالي كه برپاي ايستادهاند نام خدا را بر آنها ببريد، و هنگامي كه بر پهلويشان افتادند از گوشت آنها بخوريد، و به بينوايان سائل و غير سائل بخورانيد، اينگونه آنها را برايتان رام و مطيع كردهايم تا سپاسگزاري كنيد. لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ هرگز گوشتهاي و خونهاي قربانيان به خداوند نميرسد، بلكه پرهيزگاريتان به او ميرسد، اينگونه آنها را برايتان مسخر نمود تا خداوند را به خاطر آنكه شما را هدايت كرده است به بزرگي ياد كنيد، و نيكوكاران را مژده بده.
(36) این بیانگر آن است که شعایر، شامل عبادات آشکار دین میشود. و پیشتر گذشت که خداوند خبر داده است، هرکس شعایر او را محترم بدارد، از پرهیزگاری دلهاست. و در اینجا خبر داد که از جملۀ شعایر او، شترانِ درشت اندام و فربه است که قربانی میشوند. و طبق یکی از دو قول، منظور از آن گاو است. پس اینها باید محترم و بزرگ شمرده شده، و باید چاق گردانده شوند و به خوبی با آنها رفتار شود. (﴿لَكُمۡ فِيهَا خَيۡرٞ﴾) برای قربانیکننده و دیگران، در آن خیر و خوبی است؛ چرا که از آن میخورند، و آن را صدقه میدهند، و از آن استفاده میبرند، و پاداش و مزد [خدا] به آنان میرسد. (﴿فَٱذۡكُرُواۡ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا﴾) پس به هنگام سر بریدن و ذبح، نام خدا را برآنها ببرید؛ یعنی «بسم الله» بگویید، و آنها را ذبح کنید. (﴿صَوَآفَّ﴾) یعنی درحالی که بر پا ایستادهاند، به این صورت که بر هر چهار دست و پا ایستاده باشند، سپس پای چپ آن بسته شده، و گردنش بریده میشود. (﴿فَإِذَا وَجَبَتۡ جُنُوبُهَا﴾) و هنگامی که آن را بر زمین و به پهلو میاندازید، در این وقت برای خوردن آماده شده است. (﴿فَكُلُواۡ﴾) و این خطاب به قربانی کننده است. پس برای او جایز است که از آن بخورد. (﴿وَأَطۡعِمُواۡ ٱلۡقَانِعَ وَٱلۡمُعۡتَرَّ﴾) و از گوشت آن، به فقیری که گدایی نمیکند و از روی قناعت و استغنا چیزی را طلب نمینماید، بدهید، و او را بخورانید؛ و به فقیرِ گدا پیشه که سؤال میکند نیز بخورانید. پس هر یک از اینها در آن حق دارند. (﴿كَذَٰلِكَ سَخَّرۡنَٰهَا لَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) اینگونه شتران را رام و مطیع شما کردهایم تا پروردگارتان را سپاسگزار باشید که آنها را برایتان رام و فرمانبردار کرده است. و اگر خداوند شتران را مطیع شما نمیکرد، دست شما به آنها نمیرسید؛ اما خداوند آنها را برایتان رام کرده است، چون نسبت به شما مهربان است، و تا به شما احسان نماید. پس او را ستایش کنید.
(37) (﴿لَن يَنَالَ ٱللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَآؤُهَا﴾) هرگز گوشتها و خونهای قربانیان، به خداوند نمیرسد؛ یعنی منظور از قربانی، فقط ذبح کردن آن نیست. و از خونها و گوشتهایشان چیزی به خداوند نمیرسد؛ چون خداوند بینیاز و ستوده است. تنها چیزی که به او میرسد، اخلاصِ شما و چشمِ امید داشتن به پاداش و نیتِ درست شماست. بنابراین فرمود: (﴿وَلَٰكِن يَنَالُهُ ٱلتَّقۡوَىٰ مِنكُمۡۚ ﴾) بلکه پرهیزگاریتان به او میرسد. در اینجا به اخلاص در قربانی کردن؛ و اینکه هدف ازآن، باید فقط جلب رضای خداوند باشد؛ و نباید به خاطر ریا و شهرت یا به عنوان یک عادت ذبح شود، فرمان داده شده است؛ و سایر عبادتها اگر خالصانه و بر مبنای پرهیزگاری صورت نگیرند، پوچ و بیمغز خواهند بود، و تبدیل به جسمی میشوند که روحی در آن نیست. (﴿كَذَٰلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمۡ لِتُكَبِّرُواۡ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡ﴾) اینگونه خداوند آنها را برایتان رام و مطیع نموده تا خداوند را به خاطر اینکه شما را هدایت کرده است، بزرگ دارید؛ چون سزاوارِ کاملترین و بزرگترین ستایش و بالاترین بزرگداشت است. (﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) و نیکوکاران را مژده بده؛ آنهایی که عبادتِ خداوند را به نیکویی انجام میدهند؛ به این صورت که او را طوری میپرستند، انگار که او را میبینند؛ و اگر نماز و سایر عبادتهایشان در این سطح نباشد، باید او را طوری عبادت نمایند که به وقت عبادتِ خود، چنین باور داشته باشند که خداوند از حال آنها آگاه است و آنان را میبیند. و آنهایی که با تمام وجود، با بندگان خداوند نیکوکاری میکنند، و با مال و دانش و مقام و خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منکر و سخن خوب و... نیکی میکنند، نیکوکاران را از جانب خداوند به سعادت دنیا و آخرت مژده باد، و خداوند با آنها نیکی خواهد کرد. همانگونه که آنها به نیکویی او را عبادت نمودند، و با بندگان نیکی کردند. ﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ﴾ آیا پاداشِ نیکی، جز نیکی است؟! ﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواۡ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞ﴾ برای کسانی که نیکویی نمودند، پاداش نیک، و افزون بر آن است.
22:38Страница 336
۞ إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٖ كَفُورٍ ٣٨
Воистину, Аллах оберегает тех, кто уверовал. Воистину, Аллах не любит всяких неблагодарных изменников.
إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ به راستي خداوند از مؤمنان دفاع ميكند، چرا كه خداوند هيچ خيانت پيشة كافري را دوست نميدارد.
(38) در اینجا پروردگار به مؤمنان خبر داده، و به آنان نوید میدهد که هرچیز ناپسندی را از آنها دور میکند؛ و شرِّ کافران و وسوسۀ شیطان و شرِّ نفس خودشان و بدیهای اعمالشان را -به سبب ایمانشان- از آنها دور مینماید؛ و به هنگام فرود آمدن مشکلاتی که توان تحملش را ندارند، بارشان را سبک میکند. هر مومنی به اندازۀ ایمانش، از این دفاع و فضیلت برخوردار است. پس بهرۀ برخی زیاد است، و بهرۀ برخی اندک میباشد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٖ كَفُورٍ﴾) بدون شک خداوند هیچ خیانتپیشهای را دوست ندارد؛ آن کس که در امانتی که خداوند بر دوش او گذاشته است، خیانت مینماید؛ یعنی حقوق خداوند را که بر اوست، انجام نمیدهد و به آن خیانت نموده؛ و به مردم نیز خیانت میکند، و خداوند چنین کسی را دوست نمیدارد. (﴿كَفُورٍ﴾) خیانت پیشۀ ناسپاس که سپاس نعمتهای خداوند را به جای نمیآورد. خداوند بر او احسان و نعمت پی در پی فرو میریزد، اما او همواره ناسپاسی میکند و گناه انجام میدهد. خداوند چنین کسی را دوست نمیدارد، بلکه بر او خشمگین و از او ناخشنود است، و به زودی او را به خاطر ناسپاسی و خیانتش مجازات خواهد کرد. مفهوم آیه این است که خداوند هر امانتداری که امانتش را حفظ نماید؛ و سپاسِ پروردگارش را به جای آورد، دوست میدارد.
22:39–41Страница 337
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُمۡ ظُلِمُواْۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصۡرِهِمۡ لَقَدِيرٌ ٣٩
Дозволено тем, против кого сражаются, сражаться, потому что с ними поступили несправедливо. Воистину, Аллах способен помочь им.
ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بِغَيۡرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُۗ وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّهُدِّمَتۡ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٞ وَصَلَوَٰتٞ وَمَسَٰجِدُ يُذۡكَرُ فِيهَا ٱسۡمُ ٱللَّهِ كَثِيرٗاۗ وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ٤٠
Они были несправедливо изгнаны из своих жилищ только за то, что говорили: «Наш Господь - Аллах». Если бы Аллах не позволил одним людям защищаться от других, то были бы разрушены кельи, церкви, синагоги и мечети, в которых премного поминают имя Аллаха. Аллах непременно помогает тому, кто помогает Ему. Воистину, Аллах - Всесильный, Могущественный.
ٱلَّذِينَ إِن مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَمَرُواْ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَنَهَوۡاْ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۗ وَلِلَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ ٤١
Если Мы одарим их властью на земле, они будут совершать намаз, выплачивать закят, велеть совершать одобряемое и запрещать предосудительное. А исход всех дел - у Аллаха.
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ به كساني كه از روي ستم [با آنان جنگ ميشود اجازة [جهاد] داده شده و خداوند تواناست بر اينكه ايشان را پيروز گرداند. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ همان كساني كه از سرزمينشان به ناحق، بلكه از آن روي كه ميگفتند:«خداوند پروردگار ماست» بيرون رانده شدند، اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيله بعضي [ديگر] دفع نميكرد صومعهها و كليساها و كنيسهها ومسجدهايي كه در آنها خدا بسيار ياد ميشود، ويران ميشدند، .و به راستي خداوند كسي كه او را ياري دهد ياري ميكند، همانا خداوند نيرومند و چيره است. الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ كساني كه اگر در زمين آنها را قدرت ببخشيم نماز را برپاي ميدارند و زكات [اموال] را ميپردازند و به كار خوب فرمان ميدهند و از كار زشت باز ميدارند، و سرانجام كارها به خدا باز ميگردد.
(39) بر اساس حکمت الهی، جنگیدن با کافران در آغاز اسلام برای مسلمانها ممنوع بود، و آنها دستور داده شده بودند تا شکیبایی ورزند. وقتی که به مدینه هجرت کردند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، و دارای قدرت و توان گشتند، به آنها اجازه داده شد تا جنگ کنند، چنانکه خداوند متعال فرموده است: (﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ﴾) به کسانی که با آنان جنگ میشود، اجازۀ جهاد داده شده است. از این فهمیده میشود که پیشتر جنگیدن برایشان ممنوع بود. پس خداوند به آنها اجازه داد تا با کسانی بجنگند که با آنها میجنگند. و بدان خاطر به آنها اجازۀ جهاد داده شد که مورد ستم قرار گرفته و از عمل کردن به دینشان بازداشته میشدند؛ و در راه دین مورد اذیت و آزار قرار میگرفتند؛ و از سرزمین خودشان بیرون رانده میشدند. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصۡرِهِمۡ لَقَدِيرٌ﴾) و بدون شک، خداوند بر یاری کردن و پیروز گرداندن آنها تواناست. پس باید از او یاری و کمک بجویند. سپس بیان کرد که چگونه آنها موردستم قرار گرفتهاند. پس فرمود:
(40) (﴿ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواۡ مِن دِيَٰرِهِم﴾) کسانی که از سرزمینشان بیرون رانده شدهاند؛ یعنی براثر اذیت و فتنۀ کافران، مجبور شدهاند از سرزمین خود بیرون روند. (﴿بِغَيۡرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُواۡ رَبُّنَا ٱللَّه﴾) به ناحق بیرون شدهاند، بلکه از آن روی آواره گشتند که میگفتند: خداوند پروردگار ماست؛ یعنی آنها گناهی نداشتند مگر اینکه خداوند را یگانه دانسته و فقط او را میپرستیدند. و به همین دلیل، کافران آنان را مورد آزار و اذیت قرار دادند. پس اگر این، گناه و جرم است، آنها این گناه را داشتند. مانند اینکه خداوند متعال فرموده:﴿وَمَا نَقَمُواۡ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواۡ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾ شکنجهگران هیچ عیب و ایرادی بر مؤمنان نمیدیدند جز اینکه ایشان به خداوند توانا و ستوده ایمان آورده بودند. و این فلسفه و حکمت جهاد را بیان میکند؛ و هدف از جهاد، اقامۀ دین خدا، و دور کردن آزار کافرانی است که مؤمنان را آزار میدهند، و به آنان تجاوز میکنند. که جهاد برای دفع ستم و تجاوز آنها، و انجام عبادت خدا و اقامۀ شرایع دین به طور آشکار است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ﴾) و اگر خداوند بعضی از مردم را بهوسیلۀ بعضی دیگر دفع نمیکرد، (﴿لَّهُدِّمَتۡ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٞ وَصَلَوَٰتٞ وَمَسَٰجِدُ﴾) صومعهها و کلیساها و مسجدها ویران میشد. پس خداوند به وسیلۀ کسانی که در راه او جهاد میکنند، زیان کافران را دفع مینماید؛ و اگر کافران را به وسیلۀ مؤمنان دفع نمیکرد، عبادتگاههای بزرگ یهودیان و نصارا و مساجد مسلمین ویران میگشت. (﴿يُذۡكَرُ فِيهَا ٱسۡمُ ٱللَّهِ كَثِيرٗا﴾) عبادتگاههایی که در آن، نام خداوند بسیار زیاد برده میشود، و در آن نماز خوانده میشود؛ و کتاب خدا در آن تلاوت میگردد؛ و با انواع ذکر، خداوند یاد میشود. پس اگر خداوند برخی از مردم را به وسیلۀ برخی دیگر دفع نمیکرد، کافران بر مسلمانان غالب و چیره میشدند، و عبادتگاههایشان را ویران میکردند، و آنها را در دینشان دچار فتنه مینمودند. پس این دلالت مینماید که هدف از مشروعیت جهاد، ذات جهاد نیست؛ یعنی هدف، ذات کشتن و اذیت و آزار رساندن نیست؛ بلکه هدف از جهاد، مقاصدی است که به وسیلۀ آن تحقق مییابد، مانند: دفع تهاجم دشمن تجاوزگر، و دفع آزار و اذیت از مسلمانان، و پیروز گرداندن دین خدا، و از بین بردن کفر و شرک و معاصی. و این دلالت مینماید شهرهایی که مردم در آن با آرامش میتوانند خدا را پرستش نمایند، و مساجد آن شهرها آباد است، و همۀ شعایر خدا در آن برپا است، به برکت و فضیلت مجاهدین است؛ و خداوند به وسیلۀ جهاد، کافران را از آن شهرها دفع نموده است. خداوند متعال میفرماید:﴿وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّفَسَدَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیلۀ برخی [دیگر] دفع نمیکرد، زمین تباه میشد، اما خداوند برجهانیان فضل و احسان دارد. اگر کسی سؤال کند و بگوید: امروزه مساجد مسلمانان در دیارشان آبادند، و تخریب نشدهاند، درحالیکه در بسیاری از سرزمینهای مسلمین، کشورهای کوچک و حکومتهای نامنظمی شکل گرفته است که توانایی جنگیدن با کشورهای کافر ندارند. حتی در کشورهای تحت سلطۀ کفار نیز مساجد آباد میباشند و تخریب نشدهاند، و مردم آن دیار نیز با آرامش زندگی میکنند، با اینکه فرمانروایان کافر آن ممالک میتوانند آن مساجد را منهدم و تخریب نمایند، در حالی که خداوند خبر داده است که اگر بعضی از مردم را به وسیلۀ بعضی دیگر دفع نمیکرد، این عبادتگاهها ویران میشدند. و اگر نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که در آن دیار، آن دفع وجود ندارد و مساجدشان نیز تخریب نشدهاند. در پاسخ چنین سؤالی میگوییم که جواب این سؤال، در بطن عموم آیه است، و جزئی از معنای آن میباشد؛ زیرا هر کس حالات و نظام حکومتهای فعلی را بشناسد، پی خواهد برد که هر ملت و طایفهای، در داخل قلمرو آن حکومتها، بخشی از آن کشور و حکومت شمرده میشود که تحت فرمانروایی آن قرار دارد، و عضوی از اعضای آن مملکت، و بخشی از اجزای آن حکومت به حساب میآید؛ و توانایی آن ملت، چه از نظر تعداد، یا لشکر و سازو برگ نظامی، یا ثروت یا علم، یا خدمات رسانی فرقی نمیکند. حکومتها، منافع مادی و مذهبی و طوایف و ملل تحت سلطۀ خود را مورد توجه قرار میدهند؛ چراکه اگر چنین نکنند، در نظام و حکومت آنان اختلال به وجود میآید، و پایههای آن متزلزل میشود. بنابراین حکومتها به امور دینی میپردازند، و به ویژه مساجد را آباد میکنند. و مساجد، به لطف خداوند، در نهایت نظم و سامان قرار دارند؛ حتی در پایتخت کشورهای بزرگ غیر مسلمان، بهترین مسجدها ساخته شده است. و این دولتها، رعایتِ حالِ حکومتهای مستقل را میکنند تا رعایتِ حالِ مردمِ مسلمانِ تحت سلطۀ آن حکومتها را کرده باشند. دولتهای نصرانی با یکدیگر در حسد ورزی و کینه توزی بهسر میبرند، همچنانکه خداوند متعال خبر داده است که آنها تا روز قیامت با یکدیگر به کینه توزی میپردازند، در نتیجه حکومت مسلمانی که نمیتواند شر آنها را ازخود دفع نماید، از بسیاری زیانها و آسیبهایشان سالم میماند، چون آنها با یکدیگر کشمکش دارند. بنابراین هیچ کس از آنها نمیتواند به سوی آن حکومتهای اسلامی دست تعدی دراز نماید، چون میترسد که مبادا این کشور مسلمان با کشور دیگری پیمان ببندد و مورد حمایت قرار بگیرد، خداوند نیز حتماً اسلام و مسلمین را پیروز مینماید و در کتابش به این امر وعده داده است. و «الحمد لله» اسباب پیروزی مهیا شده است؛ چون مسلمین احساس مینمایند که باید به دین خود بازگردند، و احساس، آغاز کار و فعالیت است. و از خداوند میخواهیم که نعمت خویش را بر ما کامل بگرداند. بنابراین خداوند در وعدۀ راستین خود که مطابق با واقعیت است فرمود: (﴿وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓ﴾) و هر کس دین خدا را یاری کند و این کار را خالصانه برای خدا انجام دهد و در راه خدا جهاد کند تا پیام خدا بالاتر باشد، قطعاً خداوند او را یاری خواهد کرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾) بدون شک، خداوند توانا و پیروزمنداست؛ بر همۀ خلایق چیره و غالب است و همه در اختیار اویند. پس ای مسلمانان! مژده باد شما را؛ زیرا اگر چه لشکر و ساز و برگ دشمن زیاد و قوی است، اما پشتیبان شما، خداوند توانای نیرومند است؛ و بر کسی تکیه کردهاید که شما و کارهایتان را آفریده است. پس، از اسباب و وسیلههایی که به آن امر شده است، استفاده کنید، سپس ازاو یاری بخواهید که حتماً شما را یاری خواهد کرد:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِن تَنصُرُواۡ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ وَيُثَبِّتۡ أَقۡدَامَكُمۡ﴾ ای مؤمنان! اگر خداوند را یاری کنید، [او نیز] شما را یاری خواهد کرد، و قدمهایتان را استوار خواهد گرداند. پس ای مسلمانان! به گونهای شایسته ایمان بیاورید و عمل صالح انجام دهید. ﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمۡ دِينَهُمُ ٱلَّذِي ٱرۡتَضَىٰ لَهُمۡ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعۡدِ خَوۡفِهِمۡ أَمۡنٗاۚ يَعۡبُدُونَنِي لَا يُشۡرِكُونَ بِي شَيۡٔٗا﴾ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که آنها را در زمین جانشین [و خلیفه و حاکم] گرداند؛ و دینشان را -که برای آنها پسندیده است- حاکم نماید؛ و بعد از ترس، به آنها امنیت خواهد داد؛ مرا میپرستند، و چیزی را شریک من نمیسازند.
(41) سپس علامت و نشانههای کسانی را که او را یاری میدهند، بیان کرد؛ و هر کس ادعا کند دین خدا را یاری مینماید و این صفتها را نداشته باشد، دروغ میگوید. پس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ إِن مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) کسانی که اگر در زمین ایشان را قدرت بخشیم؛ یعنی آنها را حاکم و مالک زمین بگردانیم، و آنان را در آن مسلط کنیم بدون اینکه مخالفی داشته باشند که با آنها به کشمکش و ستیز بپردازد، (﴿أَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) نماز را در اوقات مشخص شده، و با رعایت حدود و ارکان و شرایط آن، و در قالب جمعه و جماعت برپا میدارند.(﴿وَءَاتَوُاۡ ٱلزَّكَوٰةَ﴾) و زکات اموال خود را -که بر آنها و بر مردمان تحت سلطهشان واجب است- به مستحقین آن میپردازند. (﴿وَأَمَرُواۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ ﴾) و امر به معروف میکنند. و این، هر معروف و امر خوبی که از دیدگاه شرع و عقل خوب به حساب آید، از قبیل: حقوق خدا و حقوق انسانها را شامل میشود. (﴿وَنَهَوۡاۡ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و از هر منکری که شرعاً و عقلاً زشت است، و زشتیِ آن آشکار است، باز میدارند. و آنچه امر به معروف و نهی از منکر جز با آن کامل نمیگردد، در این حکم داخل است. پس اگر شناختِ معروف و منکر جز با تعلیم و تعلم محقق نشود، باید مردم را به یاد گرفتن و یاد دادن واداشت. و اگر امر به معروف و نهی از منکر جز با تنبیه و ادب کردن کامل نگردد که در شریعت اندازۀ آن مقرر شده است، یا کم و کیف آن به انسانهای متخصص واگذار شده است، مانند انواع تعزیرها، باید این کار را بکنند. و اگر نیاز باشد که برای امر به معروف و نهی از منکر، تعدادی از مردم را بگمارند، این کار لازم است و باید انجام شود، و دیگر اموری که امر به معروف و نهی از منکر جز با آن به مرحلۀ اجرا نمیرسد. (﴿وَلِلَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ﴾) و سرانجامِ همۀ کارها به خدا باز میگردد، و خداوند خبر داده است که عاقبت و سرانجامِ نیک، از آنِ پرهیزگاری است. پس هر فرمانروا و پادشاهی که خداوند او را بر مردم حاکم و مسلط نموده است، چنانچه دستور خداوند را اجرا نماید، سرانجامِ نیک و شایسته، از آنِ او خواهد بود. و هرکس با ظلم و ستم بر مردم حکمرانی نماید و هر چه دلش بخواهد انجام دهد -گر چه برای مدت کمی فرمانروایی و پادشاهی کند- اما سرانجامِ او نیک و پسندیده نخواهد بود، و مردم از حکومتِ او بیزار و متنفر شده، و سرانجامِ بد و ناپسندی در انتظار او خواهد بود.
22:42–46Страница 337
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَثَمُودُ ٤٢
Если они сочтут тебя лжецом, то ведь еще раньше пророков считали лжецами народ Нуха (Ноя), адиты, самудяне,
وَقَوۡمُ إِبۡرَٰهِيمَ وَقَوۡمُ لُوطٖ ٤٣
народ Ибрахима (Авраама), народ Лута (Лота)
وَأَصۡحَٰبُ مَدۡيَنَۖ وَكُذِّبَ مُوسَىٰۖ فَأَمۡلَيۡتُ لِلۡكَٰفِرِينَ ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ ٤٤
и жители Мадьяна. Мусу (Моисея) тоже сочли лжецом. Я предоставил отсрочку неверующим, а затем схватил их. Каким же было Мое обличение!
فَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئۡرٖ مُّعَطَّلَةٖ وَقَصۡرٖ مَّشِيدٍ ٤٥
Сколько селений, которые были несправедливы, Мы погубили, и теперь они разрушены до основания. Сколько заброшенных колодцев и воздвигнутых дворцов!
أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَتَكُونَ لَهُمۡ قُلُوبٞ يَعۡقِلُونَ بِهَآ أَوۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَاۖ فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ ٤٦
Разве они не странствовали по земле, имея сердца, посредством которых они могли разуметь, и уши, посредством которых они могли слушать? Воистину, слепнут не глаза, а слепнут сердца, находящиеся в груди.
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ و اگر تو را تكذيب كنند، به راستي كه پيش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [پيامبرانشان] را دروغگو انگاشتند. وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ و [همچنين] قوم ابراهيم و قوم لوط. وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ و اهل دين [نيز پيامبر خود را تكذيب نمودند] و موسي [نيز] دروغگو انگاشته شد، پس به كافران مهلت دادم، آنگاه ايشان را گرفتار نموديم. پس [بنگر] عقوبت من چگونه است! فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ و چه بسيار شهرهايي را در حالي كه [اهلش] ستمگر بودند نابود كردهايم، و [اينك] سقفهايشان بر ديوارهايشان فرو ريخته است، و چه بسيار چاههايي كه بياستفاده رها گشته است و كاخهاي برافراشته و استواري كه بيصاحب و متروك مانده است. أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ آيا در زمين به سير و سفر نپرداختهاند تا دلهايي داشته باشند كه با آن دريابند و گوشهايي داشته باشند كه با آن بشنوند، بيگمان چشمها نابينا نميگردند، بلكه دلهاي درون سينهها نابينا ميشوند.
(42 - 44) خداوند به پیامبرش میفرماید اگر این مشرکان تو را تکذیب میکنند، کار تازهای نیست، و تو اولین پیامبری نیستی که تکذیب شدهای، و آنها نیز اولین امت نیستند که پیامبرشان را تکذیب کرده و دروغگو انگاشتهاند، بلکه (﴿فَقَدۡ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَثَمُودُ وَقَوۡمُ إِبۡرَٰهِيمَ وَقَوۡمُ لُوطٖ وَأَصۡحَٰبُ مَدۡيَنَ﴾) پیش از اینان، قوم نوح و قوم عاد و قوم ثمود، و همچنین قوم ابراهیم و قوم لوط و اهل مدین [=قوم شعیب نیز] پیامبرانشان را تکذیب کردهاند. (﴿وَكُذِّبَ مُوسَىٰۖ فَأَمۡلَيۡتُ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و موسی نیز تکذیب شد، پس به کافران تکذیب کننده مهلت دادم، و فوراً آنان را به جرم گناهانشان مجازات نکردم تا اینکه سرگشته و حیران به سرکشی خود ادامه دادند، و بر کفر و بدی خود افزودند. (﴿ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡ﴾) سپس ایشان را به عذاب گرفتار نمودم، (﴿فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ﴾) پس بنگر که چگونه کفرشان را ناپسند شمردم، و بنگر که سرانجامِ تکذیب آنها چی شد! آنها به سختترین و زشتترین عذابها گرفتار شدند؛ پس خداوند برخی از آنها را غرق نمود، و برخی با صدای تند و وحشتناک از بین رفتند، و برخی با تندباد و طوفان هلاک شدند، و برخی در زمین فرو رفتند، و برخی از آنها در روز ابر «یوم الظلۀ» با عذاب از پای درآمدند. پس این تکذیب کنندگان باید از آنها درس عبرت بیاموزند، و بترسند که مبادا به آنچه آنها بدان گرفتار شدند، گرفتار آیند؛ زیرا اینها از آنان بهتر نیستند، و در کتابهایی که از سوی خداوند نازل شده است، نیز مصونیت و نجاتشان ثبت نشده است. و افراد هلاک شدهای که مانند اینها بودهاند، زیادند. بنابراین فرمود:
(45) (﴿فَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ﴾) و چه بسیار شهرها و آبادیهایی، که ساکنان آن به سبب کفر ورزیدن به خدا و دروغ انگاشتن پیامبرانشان، ستمگر گشته، و ما آن را باعذاب سخت و خوارکنندهای ویران و نابوده کردهایم. و عقوبت و عذابی که ما بر آنها نهادهایم، ستمی از جانب ما نبوده است، بلکه آنها خودشان ستمگر بودهاند. (﴿فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا﴾) و شهرها و قصر و دیوارهای آن فرو تپیده و برهم ریخته و ویران شده است، درحالیکه پیش از آن، آباد بود و مردمان زیادی با آرامش درآن زندگی میکردند. (﴿وَبِئۡرٖ مُّعَطَّلَةٖ وَقَصۡرٖ مَّشِيدٍ﴾) وچه چاههایی که مردم برای نوشیدن آب و سیراب کردن حیوانات خود بر آن جمع میشدند، اما اکنون بیاستفاده مانده، و اهالی خود را از دست داده، و کسی بر سر آن نمیآید. و چه بسیار کاخهایی که صاحبان آن با رنج و زحمت آنها را بر افراشته، و آنها را آراسته و محکم کردهاند، پس آنگاه که فرمان خدا سر رسید، اموال و کاخهایشان نتوانست آنها را نجات دهد؛ و سرزمین و کاخهایشان از ساکنان خالی مانده، و عبرتی شدهاند برای کسی که عبرت میگیرد، و مثال و نمونهای گشتهاند برای کسی که فکر میکند و میاندیشد.
(46) بنابراین خداوند بندگانش را به گشت و گذار در زمین فرا میخواند تا بنگرند و عبرت بگیرند. پس فرمود: (﴿أَفَلَمۡ يَسِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا با جسم و دلهایشان در زمین به سیر و سفر نپرداختهاند، (﴿فَتَكُونَ لَهُمۡ قُلُوبٞ يَعۡقِلُونَ بِهَآ﴾) تا با دیدن آثار گذشتگان، و مشاهدۀ کاخهای ویران شدۀ ستمگران، دلهایی داشته باشند، و با آن آیات خدا را بفهمند، و در عبرتهای آن بیندیشند؟! (﴿أَوۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَا﴾) یا گوشهایی داشته باشند، که با آن، اخبار امتهای گذشته و اخبار ملتهایی که عذاب داده شدهاند را بشنوند؟! و اگر نگاه کردن و شنیدن صِرف، و سیر و سفر -بدون تفکر و عبرت آموختن باشد- فایدهای ندارد و آدمی را به هدف نمیرساند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾) بیگمان چشمها نابینا نمیگردند، بلکه این دلهای درون سینهها هستند که نابینا میشوند؛ یعنی کوری که در دین مضر به حساب آمده، عبارت است از کوری قلب در برابر دیدن حق، و همانطور که فرد نابینا چیزهایی را نمیبیند که مردم میبینند، کسی که قلبش کور است نیز حق را نمیبیند. اما کوری چشم، تنها آدمی را از منافع دنیوی محروم میکند.
22:47–48Страница 338
وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَلَن يُخۡلِفَ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥۚ وَإِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ ٤٧
Они торопят тебя с наказанием, но Аллах не нарушает Своего обещания, и день у твоего Господа равен тысяче лет по тому, как вы считаете.
وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَمۡلَيۡتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ ثُمَّ أَخَذۡتُهَا وَإِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ ٤٨
Скольким селениям, которые были несправедливы, Я предоставил отсрочку! Впоследствии Я схватил их, и ко Мне предстоит прибытие.
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ و با شتاب عذاب را از تو ميطلبند، و خداوند هرگز خلاف وعده نميكند، و نزد پروردگارت يك روز مانند هزار سالي است كه [شما ميشماريد و] به حساب ميآريد. وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ و آباديها و شهرهاي بسياري بودهاند كه عليرغم اينكه [مردمانشان] ستمگر بودهاند [ولي] ما بديشان مهلت داديم، سپس [به موقع] ايشان را به عذاب گرفتار نموديم، و بازگشت [همگي] به سوي من است.
(47) تکذیبکنندگان به علت جهالت و ستمگری خود، از تو میخواهند که هرچه زودتر عذاب را برسر ایشان فرود آوری تا بهگمان خود ثابت کنند که خداوند توانایی چنین کاری را ندارد، سپس پیامبرش را تکذیب نمایند. و خداوند هرگز وعدهاش را خلاف نخواهد کرد. پس عذابی را که به ایشان وعده داده است، حتماً آنها را فراخواهد گرفت، و هیچ مانعی نمیتواند عذاب را از آنها باز دارد. اما اینکه هرچه زودتر بیاید، این در اختیار تو نیست. ای محمد! شتاب ورزیدن آنها، و ناتوان انگاشتن ما از سوی آنها، تو را پریشان نکند؛ زیرا آنها روز قیامت را در پیش دارند که در آن روز، اولین و آخرینشان گرد هم میآیند و طبق اعمالشان سزا و جزا داده میشوند، و به عذاب دردناک و همیشگی گرفتار میگردند. بنابراین فرمود: (﴿وَإِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴾) و یک روزِ خدا، از بس که طولانی و سخت و وحشتناک است، بسان هزار سالی است که شما میشمارید و به حساب میآورید. پس خواه عذابی در دنیا به آنها برسد یا اینکه در دنیا گرفتار عذاب نشوند، این روز حتماً آنها را فراخواهد گرفت. و احتمال دارد که منظور این باشد که خداوند بردبار است، و اگر آنها در آمدنِ عذاب شتاب ورزند، یک روز نزد خداوند بسان هزار سالی است که شما میشمارید. پس گرچه احساس میکنید که مدتی طولانی است و احساس میکنید که عذاب دیر میآید، اما خداوند مدتهای زیادی به انسان مهلت میدهد، اما فراموششان نمیکند، تا اینکه ناگهان ستمگران را به عذابش گرفتار مینماید و آنها را رها نمیکند.
(48) (﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَمۡلَيۡتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ﴾) و چه آبادیها و شهرهای زیادی وجود داشتهاند که با وجود اینکه ساکنان آن ستمکار بودهاند، خداوند مدتی طولانی به آنان مهلت داده است؛ پس ارتکابِ ستم از سوی آنان، باعث نشد تا ما فوراً آنها را به عذاب گرفتار کنیم، (﴿ثُمَّ أَخَذۡتُهَا﴾) سپس ایشان را به عذاب گرفتار نمودم، (﴿وَإِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و ساکنان این آبادیها که مردمانشان ستمگر بودند، در دنیا گرفتار عذاب میشوند، سپس به سوی خدا باز خواهند گشت و خداوند آنها را به خاطر گناهانی که مرتکب شدند، عذاب میدهد. پس این ستمگران باید از آمدن عذاب الهی بترسند؛ و نباید از اینکه خداوند به آنها مهلت میدهد، مغرور شوند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии