Ас-СаадиАн‑Нур · 24:35–46

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Ан-Нур 24:35–46

24:35Страница 354

۞ ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌۖ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖۚ يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ٣٥

Аллах - Свет небес и земли. Его свет в душе верующего подобен нише, в которой находится светильник. Светильник заключен в стекло, а стекло подобно жемчужной звезде. Он возжигается от благословенного оливкового дерева, которое не освещается солнцем только с востока или только с запада. Его масло готово светиться даже без соприкосновения с огнем. Один свет поверх другого! Аллах направляет к Своему свету, кого пожелает. Аллах приводит людям притчи, и Аллах знает о всякой вещи.

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ خداوند نور آسمانها و زمين است. نور او مانند چراغداني است كه در آت چراغي باشد و آن چراغ نيز در حبابي قرار گيرد. حباب درخشاني كه انگار ستاره‌اي فروزان است و اين چراغ [با روغني] افروخته شود [كه] از درخت پر بركت زيتوني [بدست آيد] كه نه شرقي و نه غربي مي‌باشد، نزديك است كه روغنش‌گر چه آتشي به آن نرسيده باشد- روشني بخشد. نوري است بر فراض نور. خداوند هر كه را بخواهد به نور خود رهنمود مي‌كند. و خداوند براي مردم مثلها مي‌زند، و خداوند به همه چيز داناست.

(35) (﴿ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) خداوند نور آسمان‌ها و زمین است. نورِ حسی و معنوی آسمان‌ها و زمین است، چون ذات خداوند نور است و حجابش نور می‌باشد. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: چیزی که مانع آن است خداوند از سوی بندگان دیده شود، نور است. و اگر این مانع را بردارد، و خود را به مخلوقاتش بنمایاند، شکوه و عظمت ذاتش، همۀ آفریدگانش را می‌سوزاند. با نورِ خدا، عرش و کرسی و خورشید و ماه و روشنایی، نورانی شده‌اند؛ و با نورِ او، بهشت منوّر گشته است. و همچنین نور معنوی به خدا برمی‌گردد. پس کتاب خدا نور است، و شریعت او نور می‌باشد، و ایمان و معرفت در قلب‌های پیامبران و بندگان مؤمنش نور است. پس اگر نور الهی نبود، تاریکی و ظلمت‌ها روی هم انباشته می‌شد؛ و هر جا نور نباشد، در آن تاریکی و تنگی خواهد بود. (﴿مَثَلُ نُورِهِۦ﴾) نور خدا که مردم را به سوی آن راهنمایی می‌نماید؛ و آن، همان نور ایمان و قرآن می‌باشد که در دل‌های مؤمنان است، (﴿كَمِشۡكَوٰةٖ﴾) مانند چراغدانی است، (﴿فِيهَا مِصۡبَاحٌ﴾)که در آن چراغی است، چون چراغدان نور چراغ را جمع می‌نماید تا پراکنده نشود. (﴿ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ﴾) و آن چراغ، در حباب و آبگینه‌ای قرار دارد که از بس صاف و درخشان است، گویا ستاره‌ای فروزان می‌باشد، (﴿يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ﴾) و این چراغ، با روغنی افروخته ‌شود که از درخت پربرکت زیتون به دست آید. آتشِ روغنِ درختِ زیتون، روشن ترین و نورانی ترین روشنایی می‌باشد. (﴿لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ﴾) نه شرقی است و نه غربی. پس شرقی نیست که در آخرِ روز خورشید به آن بتابد؛ و غربی هم نیست که در اول روز خورشید بر آن بتابد. نه غربی است و نه شرقی، بلکه در وسط زمین قرار دارد. مانند زیتون شام که در اول و آخر روز، آفتاب بر آن می‌تابد. بنابراین روغن چنین درختی، بهتر و صاف‌تر است. پس فرمود: (﴿يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞ﴾) نزدیک است که روغنِ آن از بس که صاف است ـ‌گرچه آتشی به آن نرسیده است‌ـ روشنی بخشد. پس وقتی آتش بدان برسد، روشنایی کامل‌تری می‌بخشد. (﴿نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖ﴾) نوری است بر فرازِ نور؛ یعنی نور آتش و نور روغن. و تطبیق مثالی که خداوند زده است، با حالتِ مؤمن در حالی که نور خدا در قلبش باشد، این‌گونه است: فطرت و سرشتی که مؤمن بر آن سرشته شده است، به منزلۀ این روغنِ صاف می‌باشد، پس فطرت و سرشت وی صاف می‌باشد، و آمادۀ فراگیری تعالیم الهی و کار نیک و مشروع است. بنابراین وقتی علم و ایمان به فطرتش برسد، نور قلبش مانند چراغ، روشن و مشتعل می‌گردد؛ و قلب، از هر نوع بدی و فهمِ بد در مورد خدا پاک می‌شود. هرگاه ایمان به قلبش برسد، روشنایی فراوان می‌بخشد؛ چون از آلودگی‌ها پاک شده است، مانند صفای حباب و آبگینۀ درخشان. پس نور فطرت و نور ایمان و نور علم و صفای معرفت همه در او جمع ‌شده، و این نورها بر یکدیگر انباشته می‌شود. و از آنجا که این نورها، بخشی از نور خداوند متعال بوده، و هرکس شایستگی برخورداری از چنین نوری را ندارد، فرمود: (﴿يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُ﴾) خداوند هرکس را که بخواهد، به ‌سوی نور خود رهنمود می‌کند؛ کسانی که خداوند پاکی و پاکیزگی آنان را می‌داند، و خویشتن را با این نور، پاکیزه می‌دارند و خود را با آن رشد می‌دهند. (﴿وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِ﴾) و خداوند برای مردم مثل‌ها می‌زند، تا درک نمایند و بفهمند. و این لطف خداوند نسبت به بندگان است، و احسانی از جانب او بر آنان می‌باشد تا حق از باطل مشخص و روشن بگردد؛ زیرا مثال، مفاهیم معقول را به محسوس نزدیک می‌نماید، در نتیجه بندگان آن را به طور واضح و روشن می‌فهمند. (﴿وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾) و خداوند به هر چیزی داناست، و علم وآگاهی‌اش همه چیز را احاطه کرده است. پس باید بدانید که مثال زدنِ خداوند، مثال زدنِ کسی است که حقیقت چیزها و تفاصیل آن را می‌داند. و مثال زدن الهی، به نفع و مصلحت بندگان است. پس باید در این مثال‌ها اندیشید، و با آنها مخالفت نکرد؛ چرا که خداوند می‌داند، و شما نمی‌دانید. و از آنجا که اسبابِ نور ایمان و قرآن بیشتر در مساجد وجود دارد، با اشاره به بزرگداشت مساجد فرمود:

24:36–38Страница 354

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ ٣٦

В домах, которые Аллах дозволил воздвигнуть, поминается Его имя. Его славят в них по утрам и перед закатом

رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ ٣٧

мужи, которых ни торговля, ни купля-продажа не отвлекают от поминания Аллаха, совершения намаза и выплаты закята. Они боятся дня, когда перевернутся сердца и взоры,

لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ ٣٨

чтобы Аллах воздал им за наилучшее из того, что они совершили (или лучшим, чем то, что они совершили; или наилучшим образом за то, что они совершили), и приумножил это по Своей милости. Аллах наделяет, кого пожелает, без счета.

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ خانه‌هايي كه خداوند اجازه داده است برافراشته شوند، و نام او در آنجا ياد شود، و او را صبح و شام در آنجا تسبيح مي‌گويند. رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ مرداني كه هيچ تجارت و خريد و فروشي آنان را از ياد خدا، و خواندن نماز، و دادن زكات غافل نمي‌سازد، از روزي مي‌ترسند كه دلها و ديدگان در آن دگرگون و پريشان مي‌گردد. لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ تا خداوند بر [مبناي] بهترين كارهايشان آنان را پاداش بدهد، و از فضل خويش افزون به آنان ببخشد، و خداوند هر كه را بخواهد بي‌حساب روزي مي‌دهد.

(36) (﴿فِي بُيُوتٍ﴾) در مساجدی که خانه‌های بزرگ و باارزش و بهترین جا در نزد خداوند هستند، خداوند عبادت می‌شود. (﴿أَذِنَ ٱللَّهُ﴾) خداوند فرمان داده و توصیه نموده که، (﴿أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ﴾) برافراشته شوند، و نام او در آنجا یاد شود. در این دو جمله، تمامِ احکام متعلق به مساجد وجود دارد؛ زیرا برافراشته شدن مساجد، در بر گیرندۀ ساختن و تعمیر کردن و تمیز نمودن آن از آلودگی‌ها و حفاظت آن از دیوانه‌ها و کودکانی است که از پلیدی‌ها و آلودگی‌ها پرهیز نمی‌کنند. نیز شامل آن است که آن را از ورود کافر و اینکه در آن یاوه‌گویی و بلند صحبت نکرد، و جز ذکر خدا چیزی در آن گفته نشود. و یاد کردنِ نام خداوند در آنجا، دربرگیرندۀ نماز فرض و نفل و خواندن قرآن و تسبیح و تهلیل و دیگر انواع ذکر، و آموختن علم و آموزش آن به دیگران، و مذاکرۀ علم، و اعتکاف و دیگر عبادت‌هایی است که در مساجد انجام می‌شوند. بنابراین آبادانی مسجد به دو صورت انجام می‌گیرد: آباد کردن ساختمان و ساختن و محکم کردن آن، و آباد کردن مسجد با ذکر خدا از قبیل: نماز و غیره، که این شریف‌ترینِ دو قِسم است. و نزد اکثر علما واجب است که نمازهای پنچ‌گانه و جمعه در مسجد انجام شوند. و گروهی دیگر گفته‌اند که خواندن نمازها در مسجد مستحب است. سپس خداوند کسانی را که مساجد را با عبادت آباد می‌نمایند، ستایش کرد و فرمود: (﴿يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ رِجَالٞ﴾) مردانی که خدا را صبح و شام در آنجا مخلصانه تسبیح می‌گویند. خداوند این دو وقت ـ ‌صبح و شام ـ را به طور ویژه بیان کرد، چون دارای شرافت و عظمت می‌باشند، و حرکت کردن و رفتن به سوی خدا در این دو وقت آسان است. و تسبیح گفتن در نماز و خارج از آن در این آیه داخل است. بنابراین ذکرهای صبحگاهان و شامگاهان مشروع قرار داده شده است؛

(37) یعنی در این مساجد، مردانی صبح و شام مخلصانه خدا را تسبیح می‌گویند، آن هم چه مردانی! مردانی که دنیا را بر پروردگارشان ترجیح نمی‌دهند؛ و تجارت و کسب و کار، آنها را از خداوند غافل نکرده و به خود مشغول نمی‌سازد. (﴿لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ﴾) مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از یاد خدا غافل نمی‌کند. تجارت، شامل هر معامله‌ای می‌باشد. پس فرمودۀ خداوند (﴿وَلَا بَيۡعٌ﴾) از باب عطفِ خاص بر عام خواهد بود، و این به خاطر کثرت اشتغال به بیع، و غافل ماندن از غیر آن است. پس این مردان، چنانچه به تجارت و خرید و فروش بپردازند، اشکالی ندارد؛ چون تجارت و خرید و فروش، آنها را غافل نمی‌سازد. به این صورت که آن را (﴿عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ﴾) بر ذکر خدا و خواندن نماز و دادن زکات مقدم نمی‌دارند، و آن را بر این چیزها ترجیح نمی‌دهند؛ بلکه آنها، طاعت خداوند و عبادت و پرستش او را، آخرین هدف و مقصد نهایی خود قرار داده‌اند. پس هرچیزی که میان آنها و عبادت حایل و مانع قرار بگیرد، آن را ترک می‌نمایند. و از آنجا که ترک گفتن دنیا برای بسیاری انسان‌ها سخت است، و کسب و تجارت برایشان دوست داشتنی است، و غالباً ترک گفتنِ آن بر نفس دشوار است، و از مقدم نمودنِ حقِ خداوند بر آن احساس سختی و دشواری می‌کنند، به ذکر موضوعی پرداخت که نفس انسان را به مقدم داشتن ذکر الهی فرا می‌خواند. پس در قالبِ تشویق و ترهیب فرمود: (﴿يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ﴾) از روزی می‌ترسند که دل‌ها و دیدگان در آن روز، از شدت وحشت و اضطراب دگرگون شده، و دل‌ها و جسم‌ها پریشان می‌گردد. بنابراین از آن روز می‌ترسند، درنتیجه ترک گفتنِ آنچه انسان را از عمل صالح باز می‌دارد، برایشان آسان می‌شود.

(38) (﴿لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواۡ﴾) تا خداوند بر مبنای بهترینِ کارهایشان، آنان را پاداش دهد. منظور از بهترین کارهایشان، اعمال و کارهای نیک و شایسته‌شان است؛ چون کارهای نیکِ آنان، بهترین کاری است که کرده‌اند؛ زیرا آنها امور جایز و غیره را انجام می‌دهند، اما پاداش فقط در برابر عمل نیک داده می‌شود. همچنان‌که فرموده است:﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواۡ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾ تا بدترین کارهایی را که کرده‌اند، از آنها بزداید و دور نماید؛ و پاداش بهترین کارهایی را که می‌کردند به آنان بدهد. (﴿وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦ﴾) و از فضلِ خود بر پاداششان بیفزاید؛ و پاداشی بیشتر از آنچه که در برابر اعمال خود سزاوارش هستند، به آنان بدهد. (﴿وَٱللَّهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾) و خداوند هر که را بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد؛ و چنان پاداشی به او می‌دهد که عملش سزاوار آن پاداش نمی‌باشد، و در خیال و آرزوی او نمی‌گنجد. و بی‌حساب و بی‌شمار به او مزد می‌دهد، و این کنایه از آن است که خداوند پاداش بسیار زیاد و فراوانی به بندگانش می‌دهد.

24:39–40Страница 355

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۭ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡـَٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡـٔٗا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥۗ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٣٩

А деяния неверующих подобны мареву в пустыне, которое жаждущий принимает за воду. Когда он подходит к нему, то ничего не находит. Он находит вблизи себя Аллаха, который воздает ему сполна по его счету. Аллах скор в расчете.

أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَاۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ ٤٠

Или же они подобны мраку в глубине морской пучины. Его покрывает волна, над которой находится другая волна, над которой находится облако. Один мрак поверх другого! Если он вытянет свою руку, то не увидит ее. Кому Аллах не даровал света, тому не будет света.

وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ و كافران اعمالشان به سرابي مي‌ماند كه [فرد] تشنه در بيابان بي‌آب و علفي آن را آبي مي‌پندارد، تا چون به آن نزديك شود آن را چيزي نيابد، و خداوند را نزد خود بيابد و حسابش را تمام و كمال به او بدهد، و خداوند در حسابرسي سريع است. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ يا مانند تاريكي‌هايي در دريايي ژرف است كه آن را موجي فروپوشانده كه بر فرازش موجي است و بر فراز آن نيز ابري است، تاريكي‌هايي است كه بر هم انباشته است، هر گاه دستش را بيرون آورد نزديك است آن را نبيند و كسي كه خدا نوري بهره‌او نكرده باشد او را نوري نيست.

(39) خداوند این دو مثال را برای اعمال کافران زده است، مبنی بر اینکه این‌گونه اعمالشان بیهوده و باطل از بین خواهد رفت؛ و انجام دهندگان، از آن حسرت می‌برند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و پیامبرانشان را تکذیب کردند، (﴿أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾) اعمالشان به سرابی می‌ماند که در بیابانی بی‌آب و علف، شخص تشنه آن را آب می‌پندارد. (﴿يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً﴾) فرد تشنه‌ای که از شدت تشنگی گمان می‌برد آن سراب، آب است. و این پنداری باطل است که فرد تشنه به سوی سراب می‌رود تا به وسیلۀ آن، تشنگی خود را برطرف نماید. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡ‍ٔٗا﴾) تا چون به آن رسد، اصلاً چیزی نیابد، در نتیجه به شدت پشیمان می‌شود، و چون امید دست یافتن به آب را ازدست می‌دهد، تشنگی‌اش بیشتر می‌شود. اعمال کافران نیز مانند سراب است؛ و فرد نادانی که چیزی نمی‌داند، اعمال کافران را مفید می‌پندارد، و اعمالشان وی را می‌فریبد، و او نیز همانند کافران گمان می‌برد که این اعمال، آرزوهایش را محقق خواهد ساخت، و او نیز مانند آنان، بدان نیاز دارد، آن‌گونه که انسان تشنه به آب نیازمند است. تا آنگاه که کافر در روز قیامت به نزد اعمال خود می‌آید، می‌بیند که همۀ آنها باطل‌اند و هیچ سودی به او نمی‌رسانند، بلکه (﴿وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ﴾) خداوند را نزد اعمالش می‌یابد، و حسابش را تمام و کمال به او می‌دهد، و هیچ چیزی از عملش بر خداوند پوشیده و پنهان نمانده، و هیچ چیزی از اعمالش از نگاه الهی به دور نمی‌ماند. (﴿وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و خداوند در حسابرسی، سریع است. پس نباید جاهلان، میعاد قیامت را دور بپندارند، بلکه قطعاً قیامت فرا خواهد رسید.خداوند اعمال کافران را به سرابی تشبیه نموده که در بیابان بی‌آب و علفی، شخص تشنه آن را آب می‌پندارد، و این مثال دل‌های کافران است که در آن هیچ خیر و نیکی وجود ندارد که به ‌سبب آن اعمالشان پاکیزه گردد؛ چون کفر ورزیدن، مانع نیکوکاری آنها می‌شود.

(40) و مثال دوم برای بطلان اعمال کافران (﴿كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ﴾) بسان تاریکی‌هایی در دریای ژرف و مواج است، (﴿يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ﴾) که آن را موجی فرو پوشانده، و بر فرازش موجی [دیگر] است، و بر فراز آن نیز ابری است. تاریکی‌هایی است که بر هم انباشته شده است؛ تاریکی دریای ژرف و عمیق؛ سپس برفراز آن، تاریکی امواج انباشته؛ و بالای آن [نیز] ابرهای تیره و تار خیمه زده؛ و برفراز آن [هم] تاریکی شب سیاه و ظلمانی است. بنابراین تاریکی بسیار شدیدی است، و فردی که در این تاریکی قرار دارد، (﴿إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا﴾) ، هرگاه دست خود را بیرون بیاورد، با اینکه به آن نزدیک است، اما ممکن نیست دست خود را ببیند، پس چگونه می‌تواند چیز دیگری را مشاهده نماید؟! کافران نیز تاریکی‌ها بر دل‌هایشان انباشته شده و روی هم قرار گرفته است؛ تاریکی طبیعت و سرشت که خیری در آن نیست؛ و برفراز آن، تاریکی کفر؛ و بر بالای آن، تاریکی جهل و نادانی؛ و برفراز آن ظلمت و تاریکی، اعمال و کارهایی است که برآمده از ظلمت‌های مذکور می‌باشد. درنتیجه آنها در تاریکی مطلق حیران مانده، و در سرکشی و طغیان خود سرگردان‌اند. و به راه راست و صراط مستقیم پشت کرده‌اند و سرگشته در راه‌های گمراهی رفت و آمد می‌کنند. و این به خاطر آن است که خداوند آنان را خوار نموده، و از نور خویش بی‌بهره‌شان کرده است. (﴿وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ﴾) و کسی که خدا نوری بهرۀ او نکرده باشد، او را نوری نیست. چون نفسش ستمگر و نادان است، و در آن خیر و نوری وجود ندارد، مگر نوری که خداوند بهرۀ او کرده و به او بخشیده باشد. احتمال دارد که این دو مثال، برای تبیین اعمال کافران ذکر شده باشند؛ و هر یک از این دو مثال، با اعمال کافران منطبق است، و چون اوصاف و حالات فرق می‌کند، چند مثال را بیان نمود. پس مثال اول بیان حالت سران کفار است که دیگر کافران از آنها پیروی می‌کنند، و مثال دوم بیان حالت پیروان آنان است. والله أعلم.

24:41–42Страница 355

أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖۖ كُلّٞ قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ ٤١

Разве ты не видел, что Аллаха славят те, кто на небесах и на земле, а также птицы с распростертыми крыльями? Каждый знает свою молитву и свое славословие. Аллах знает о том, что они совершают.

وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ ٤٢

Аллаху принадлежит власть над небесами и землей, и к Аллаху предстоит прибытие.

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ آيا ندانسته‌اي تمام موجوداتي كه در آسمانها و زمين هستند خداوند را به پاكي ياد مي‌كنند؟! و پرندگان نيز كه [در حال پرواز] بال مي‌گشايند [او را تسبيح مي‌گويند؟!] همگي به نماز و تسبيح خود آشنايند و خداوند به آنچه مي‌كنند آگاه است. وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ و فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خدا است و بازگشت [همة شما] به سوي او است.

(41) خداوند بندگانش را از عظمت خویش، و کمال قدرت و فرمانروایی‌اش، و نیازمندی همۀ آفریده‌ها به او، و بندگی کردن همۀ مخلوقات برای وی آگاه می‌نماید. پس می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا نمی‌دانی که همۀ انسان‌ها و همۀ موجوداتی که در آسمان‌ها و زمین به‌سر می‌برند، از قبیل: جاندار و بی‌جان، خداوند را به پاکی یاد می‌کنند و او را تسبیح می‌گویند؟! (﴿وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖ﴾) و همۀ پرندگانی که درحال پرواز در آسمان بال گسترده‌اند، سرگرم تسبیح او هستند؟! (﴿كُلّٞ﴾) هریک از این مخلوقات و آفریده‌های الهی (﴿قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥ﴾) نیایش و تسبیح خود را می‌داند؛ یعنی هر یک، برحسب حالتی که مناسب او است، نیایش و عبادتی دارد؛ و این نیایش و عبادت را خداوند به وی الهام کرده، یا به وسیلۀ پیامبران به آنها آموخته شده است، مانند انسان‌ها و جن‌ها و ملائکه که روش عبادت را، به وسیلۀ پیام‌آوران خویش آموخته‌اند. و یا روش عبادت به آنها الهام شده است، مانند سایر مخلوقات الهی که خداوند به آنها الهام نموده چگونه به نیایش و پرستش او بپردازند. و این احتمال قوی‌تر و راجح‌تر است، به دلیل اینکه فرموده است: (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه می‌کنند، دانا است؛ یعنی همۀ کارهایشان را می‌داند، و هیچ چیزی از کارهایشان بر او پوشیده نیست؛ و آنها را طبق کارهایی که انجام می‌دهند، سزا و جزا خواهد داد. بنابراین خداوند اعمالشان را می‌داند، چون آن اعمال را او به آنها آموخته است. و نیز به اهداف و مقاصدشان -که پاداش و سزا را در بر دارد- آگاه است. و احتمال دارد که ضمیر در (﴿قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥ﴾) به خداوند برگردد، و معنی این‌طور ‌شود: خداوند نیایش و تسبیح هر یک از آنان را می‌داند، گرچه شما بندگان از آن چیزی نمی‌دانید، مگر آنچه که خداوند شما را به آن آگاه نموده است. و این آیه مانند فرمودۀ الهی است که می‌فرماید:﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِهِۦ وَلَٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا﴾ آسمان‌های هفت‌گانه و زمین و کسانی که در آن هستند، او را تسبیح می‌گویند، و هیچ چیزی نیست مگر اینکه او را ستایش می‌گوید، اما شما ستایش آنها را نمی‌دانید. بی‌گمان او بردبارِ آمرزنده است.

(42) وقتی بندگی و نیازمند بودنِ مخلوقات را برای خداوند بیان کرد، و اینکه آنها در پرستشِ خداوند و یگانه دانستنِ وی محتاج پروردگار هستند، نیز بیان نمود که آفریده‌ها، در راستای پرورش یافتن و سامان گرفتن اموراتشان، نیازمند خداوند می‌باشند، فرمود: (﴿وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ خدا است؛ خداوند آفریننده و روزی دهندۀ آنها است، و با فرمان شرعی و تقدیریِ خویش، در آسمان و زمین تصرف می‌نماید. و در جهان آخرت، نیز با فرمانِ جزایی خویش، در آسمان‌ها و زمین تصرف می‌نماید. چون می‌فرماید: (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بازگشت به سوی خدا است؛ یعنی بازگشت همۀ مخلوقات و سرانجام آنها به سوی خداوند است، و آنان را بر حسب کارهایشان مجازات می‌نماید.

24:43–44Страница 355

أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزۡجِي سَحَابٗا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ رُكَامٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن جِبَالٖ فِيهَا مِنۢ بَرَدٖ فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُۖ يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰرِ ٤٣

Разве ты не видишь, что Аллах гонит облака, потом соединяет их, потом превращает их в кучу облаков, и ты видишь, как из расщелин ее изливается ливень. Он низвергает град с гор, которые на небе. Он поражает им, кого пожелает, и отвращает его, от кого пожелает. Блеск их молний готов унести зрение.

يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ ٤٤

Аллах чередует день и ночь. Воистину, в этом - назидание для обладающих зрением.

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ آيا نديده‌اي كه خداوند ابري را روان مي‌سازد، آنگاه اجزاي آن را به هم مي‌آورد، سپس آنرا در هم مي‌فشرد، آگاه مي‌بيني كه باران از لابلاي آن بيرون مي‌ريزد و از [ابرهاي مانند] كوه تگرگ فرود مي‌آورد، آنگاه آن را به هر كس بخواهد مي‌رساند و آن را از هر كس كه بخواهد باز مي‌دارد. نزديك است درخشش برقش ديدگان را از بين ببرد. يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ خداوند شب و روز را مي‌گرداند، بي‌گمان در اين [كار] عبرت بزرگي است براي كساني كه چشم داشته باشند.

(43) آیا با چشمانِ خود، عظمت و قدرت الهی را مشاهده نکرده‌ای که چگونه (﴿يُزۡجِي سَحَابٗا﴾) قطعه‌های پراکندۀ ابرها را به سوی هم روان می‌سازد؟ (﴿ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ﴾) سپس این قطعه‌ها را گرد می‌آورد، و آن را همچون کوه تبدیل به ابرهایی متراکم می‌سازد، (﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ﴾) آنگاه می‌بینی که از لابلای آن، رگبار تند و باران آرام فرود می‌ریزد تا به سبب آن، نفع و فایده حاصل شود، بدون اینکه زیانی به ‌بار آورد. و آبراه‌ها و گودال‌ها پر می‌شوند، و رودها جاری می‌گردند، و از زمین هر نوع گیاهی می‌روید. و گاهی خداوند از آن ابر، تگرکی فرود می‌آورد که به هر چیزی برخورد نماید، آن را تلف می‌کند و از بین می‌برد، (﴿فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُ﴾) و هر کس را بخواهد، با آن زیان می‌رساند؛ و هر کس را که بخواهد، از زیان آن به‌دور می‌دارد؛ یعنی بر حسب حکم و تقدیر الهی و حکمت قابل ستایش او، چنین می‌شود. (﴿يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰر﴾) نزدیک است درخشش این ابر، چشم‌ها را از بین ببرد. آیا کسی که این ابر را پدید آورده و به سوی بندگان نیازمندش فرستاده، و آن را به صورتی بر زمین فرو می‌فرستد که فایده و سود [فراوانی] عایدشان شود، و به وسیلۀ آن زیان زیادی از آنان دور ‌گردد، دارای قدرت کامل نیست؟! و آیا خواستِ او، نافذ نمی‌باشد؟! و آیا او دارای حجتی گسترده نمی‌باشد.

(44) (﴿يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ﴾) خداوند شب و روز را دگرگون می‌نماید؛ آن را از گرما به سرما، و از سرما به گرما، و از شب به روز، و از روز به شب تغییر می‌دهد، و روزگار را در بین مردم دست به دست می‌گرداند. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوۡلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ﴾) واقعاً در این کار و تغییر احوال، عبرت بزرگی است برای کسانی که چشم داشته باشند و بنگرند و بیندیشند، و برای کسانی که عقل‌های تیزبین داشته باشند. همان‌طور که چشم‌ها، امور محسوس را مشاهده می‌نمایند؛ پس فردی که دارای بصیرت باشد، با نگاهی عبرت آموز، و با تفکر به این مخلوقات می‌نگرد، و در آن تدبر می‌نماید که برای چه منظوری آفریده شده‌اند؟ و فردی که رویگردان و جاهل است، همچون حیوان، از روی غفلت و بی‌خبری به مخلوقات می‌نگرد.

24:45Страница 356

وَٱللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٖ مِّن مَّآءٖۖ فَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ بَطۡنِهِۦ وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ رِجۡلَيۡنِ وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰٓ أَرۡبَعٖۚ يَخۡلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ٤٥

Аллах сотворил все живые существа из воды. Среди них есть такие, которые ползают на брюхе, такие, которые ходят на двух ногах, и такие, которые ходят на четырех. Аллах творит то, что пожелает. Воистину, Аллах способен на всякую вещь.

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و خداوند هر جنبده‌اي را از آب آفريده است؛ برخي از آنها بر شكم خود راه مي‌روند، برخي از آنها بر روي دو پا راه مي‌روند، و برخي از آنها بر روي چهار پا راه مي‌روند. خداوند هر چه را بخواهد مي‌آفريند. بي‌گمان خداوند بر هر كاري توانا است.

(45) خداوند بندگانش را آگاه می‌نماید، و توجه‌شان را به تأمل در آنچه مشاهده می‌نمایند، معطوف می‌دارد، و اینکه او همۀ جنبندگان روی زمین را (﴿مِّن مَّآءٖ﴾) از آب آفریده است؛ یعنی عنصر اصلی همه، آب است. همان‌گونه که خداوند فرموده است:﴿وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّ﴾ و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریده‌ایم. پس حیواناتی که تولید مثل می‌نمایند، مادۀ آنها نطفه‌ای است که به هنگام جفت‌گیری نر و ماده حاصل می‌آید. و حیواناتی که از زمین به وجود می‌آیند، با استفاده از شرایط حاصل از نمناکی و مرطوبی زمین تکثیر می‌یابند، مانند حشراتی که بدون آب هرگز چیزی از آنها به وجود نمی‌آید. پس عنصر اولیه همۀ موجودات، یکی است، اما خلقت و آفرینش آنها، از جهات زیادی فرق می‌نماید. (﴿فَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ بَطۡنِهِۦ﴾) گروهی از آنها بر شکم خود راه می‌روند، مانند مار و غیره، (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰ رِجۡلَيۡنِ﴾) و برخی از آنها بر روی دو پا راه می‌روند، مانند انسان‌ها و بسیاری از پرندگان. (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَمۡشِي عَلَىٰٓ أَرۡبَعٖ﴾) و برخی بر روی چهار پا راه می‌روند، مانند حیوانات چهارپا و غیره. پس تفاوت حیوانات ـ ‌با آنکه اصل و مادۀ آنها یکی است ‌ـ بر مشیت الهی و فراگیر بودن قدرت او دلالت می‌نماید، بنابراین فرمود: (﴿يَخۡلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ﴾) خداوند هر مخلوقی را، با هر صورت و حالتی که بخواهد، می‌آفریند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هرکاری توانا است، چنانکه باران را بر زمین فرو می‌ریزد و یک نوع باروری صورت می‌گیرد، و مادر یکی است و آن زمین می‌باشد، و فرزندان نیز دارای گونه‌ها و ویژگی‌های مختلف می‌باشند [که عبارتند از درختان و گیاهان گوناگون]. ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ وَنُفَضِّلُ بَعۡضَهَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلۡأُكُلِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾ و در زمین قطعاتی است کنار هم، و باغاتی از انگور و کشتزارها و درختان خرما، چه از یک ریشه و چه از غیر یک ریشه، که با یک آب سیراب می‌گردند، و برخی از آنها را در میوه بر برخی دیگر برتری می‌دهیم. بدون شک در این، برای مردمی که تعقل می‌کنند، دلایلی [واضح و روشن] وجود دارد.

24:46Страница 356

لَّقَدۡ أَنزَلۡنَآ ءَايَٰتٖ مُّبَيِّنَٰتٖۚ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ٤٦

Мы уже ниспослали ясные знамения, и Аллах наставляет на прямой путь, кого пожелает.

لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ به راستي كه آيات روشني را نازل كرده‌ايم، و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست رهنمود مي‌كند.

(46) ما به بندگان خود رحم نموده، و به سوی آنان آیه‌های روشن و روشنگری را فرو فرستاده‌ایم؛ آیاتی که به وضوح و روشنی، انسان را به همۀ اهداف شرعی و آداب پسندیده و معارف و دانستنی‌های درست و مفید رهنمایی می‌کنند، و به وسیلۀ آن راه روشن گشته، و هدایت از گمراهی روشن می‌گردد، و کوچک‌ترین شبهه‌ای برای باطل‌گرایان باقی نخواهد گذاشت که آن را دستاویز خویش قرار دهند. نیز کمترین اشکالی برای انسان حق‌طلب باقی نمی‌ماند؛ چون این آیات را کسی فرو فرستاده است که دانش و علم و رحمت و بیان او کامل است. و بعد از بیان روشنگر او، بیانی نیست.﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾ تا پس از این تبیینات خدا، هرکس که هلاک می‌شود، از روی دلیل و حجت هلاک شود؛ و هرکس که زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند. (﴿وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ﴾) و خداوند کسانی را که در تقدیرش، سعادت بهرۀ آنها شده است، به راه راست هدایت می‌نماید؛ یعنی آنان را به راه روشن و کوتاه که انسان را به خدا و بهشت می‌رساند، هدایت می‌نماید؛ راهی که شناخت حق، و ترجیح دادن و عمل کردن به آن را، در بر دارد. خداوند متعال به‌طور عموم برای همۀ خلق روشنگری نموده است؛ اما هر که را بخواهد، هدایت می‌نماید. پس، این فضل و بخششِ خداوندِ بزرگوار است که قطع ناشدنی است، و ناشی از عدل اوست. نیز دلایل کسانی را ابطال می‌کند که برای توجیه اعمال خود، همواره دلایلی را ارائه می‌دهند. و خداوند بهتر می‌داند احسان خویش را در چه جایی قرار دهد.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English