Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Фуркан 25:17–33
25:17–20Страница 361
وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواْ ٱلسَّبِيلَ ١٧
В тот день Он соберет их и тех, кому они поклонялись вместо Аллаха, и скажет: «Это вы ввели в заблуждение этих Моих рабов, или же они сами сбились с пути?».
قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ نَسُواْ ٱلذِّكۡرَ وَكَانُواْ قَوۡمَۢا بُورٗا ١٨
Они скажут: «Пречист Ты! Не подобало нам брать покровителей и помощников вместо Тебя. Однако Ты позволил им и их отцам пользоваться благами, так что они забыли Напоминание. Они были пропащим народом».
فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا وَلَا نَصۡرٗاۚ وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا ١٩
Они опровергли то, что вы говорите, и вы не можете ни отвратить наказание, ни помочь себе. Тем из вас, кто поступал несправедливо, Мы дадим вкусить великие мучения.
وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِۗ وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً أَتَصۡبِرُونَۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا ٢٠
Мы не ниспосылали до тебя посланников, которые не принимали бы пищи и не ходили бы по рынкам. Мы сделали одних из вас искушением для других: проявите ли вы терпение? Твой Господь - Видящий.
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ روزي كه خداوند آنان را و آنچه بجز خدا ميپرستيدند گرد ميآورد، و [به معبودان] ميگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كردهايد، يا اينكه خود راه را گم كردهاند؟» قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا آنان [در پاسخ] ميگويند: «تو منزه و پاكي، ما را نسزد كه به غير از تو دوستاني برگيريم، بلكه آنان و پدرانشان را بهرهمند ساختي تا آنجا كه ياد تو را فراموش كردند، ومردماني هلاك شده بودند». فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ايشان سخنان شما را تكذيب كردند، پس بازگرداند [عذاب الهي] و ياري دادن [خود] توان نداريد، و هر كس از شما ستم كند عذاب بزرگي را بدو ميچشانيم. وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا و ما پيش از تو پيامبراني را نفرستادهايم مگر اينكه غذا ميخوردند و در بازارها راه ميرفتند و ما برخي از شما را وسيلة امتحان برخي ديگر قرار دادهايم. آيا شكيبايي ميورزيد ؟ پروردگارت همواره بيناست.
(17) خداوند متعال از حالتِ مشرکان و معبودانی که انباز خدا میکردند در روز قیامت خبر میدهد؛ و از بیزاری جستنِ آنها از کسانی که آنها را پرستش میکردند، و باطل بودن تلاش پرستش کنندگان سخن میگوید. پس میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ﴾) و روزی که خداوند تکذیبکنندگان مشرک را حشر میکند، (﴿وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ﴾) و آنچه را که به جای خدا میپرستیدند، گرد میآورد؛ و کسانی را که معبودان باطل را پرستش میکردند، سرزنش کرده و میگوید: (﴿ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) آیا شما این بندگانم را فرمان دادید تا شما را عبادت کنند، و این کار را برایشان آراستید، یا آنها خودشان به پرستش و عبادت شما پرداختند؟!
(18) (﴿قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ﴾) پس خداوند را، از چیزهائی که مشرکین شریک او ساخته بودند، منزّه و بهدور دانسته، و گفتند ما از این کار بیزاریم. (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ﴾) شایستۀ ما نیست، و برای ما زیبنده نیست که دوستان و سرپرستانی جز تو برای خود برگزینیم، و آنها را پرستش کنیم و به فریاد بخوانیم. چرا که به عبادت تو نیازمندیم، و از عبادت غیر تو بیزاریم. پس چگونه کسی را فرمان میدهیم که ما را عبادت کند؟ چنین چیزی امکان ندارد. یا میتوان گفت معنی چنین است: (﴿سُبۡحَٰنَكَ﴾) تو پاک و منزه هستی (﴿مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ﴾) برای هیچ کسی شایسته نیست که ما را ولی و سرپرست خود و شریک تو بگرداند، و به جز تو ما را پرستش نماید. و این مانند گفتۀ عیسی بن مریم علیه السلام است:﴿وَإِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ءَأَنتَ قُلۡتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيۡنِ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِيٓ أَنۡ أَقُولَ مَا لَيۡسَ لِي بِحَقٍّۚ إِن كُنتُ قُلۡتُهُۥ فَقَدۡ عَلِمۡتَهُۥۚ تَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِي وَلَآ أَعۡلَمُ مَا فِي نَفۡسِكَۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾ۚ و آنگاه که خداوند میفرماید: «ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به جای الله به عنوان دو معبود برگیرید؟» عیسی گوید: «پاک و منزّه هستی! مرا نسزد که چیزی بگویم که حق من نیست. اگر من آن را گفتهام، تو آن را میدانی؛ تو میدانی آنچه در نفس من است، و من آنچه را در نفس تو است نمیدانم. بیگمان تو دانای پنهانیها هستی. من به آنان، جز آنچه مرا به آن فرمان دادهای، نگفتهام؛ و آن اینکه خدا را پرستش کنید که پروردگار من و شماست.» و خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ قَالُواۡ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواۡ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾ و روزی که همۀ آنان را گرد میآورد، سپس به ملائکه میگوید:«آیا اینها شما را پرستش کردهاند؟» گویند: «پاک هستی! تو به جای آنها یاور ما هستی، بلکه جنها را پرستش میکردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.»﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم گرد آورده شوند، آنان دشمن ایشان خواهند شد، و به عبادت آنها کفر میورزند. پس وقتی خودشان را تبرئه کردند، و اعلام نمودند که مردم را برای پرستش غیر خداوند فرا نخوانده، و آنها را گمراه نکر دهاند؛ عامل گمراهی مشرکین را بیان مینمایند، پس گویند: (﴿وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ﴾) بلکه آنان و پدرانشان را از لذتها و شهوات دنیا و خواستههای نفسانی بهرهمند ساختی، (﴿حَتَّىٰ نَسُواۡ ٱلذِّكۡرَ﴾) تا اینکه به لذتهای دنیا مشغول شدند، و به شهوتها روی آوردند، و به دنیا چسبیدند، و دینشان را ازدست دادند، و یاد خدا را فراموش کردند. (﴿وَكَانُواۡ قَوۡمَۢا بُورٗا﴾) و آنها گروهی بودند که خیری در آنها نبود، و شایستۀ کار درستی نبودند. پس مانعی را که آنان را از پیروی نمودن از هدایت بازداشت، بیان کردند؛ و آن، برخورداری از دنیا ـ دنیایی که آنان را از هدایت باز داشت ـ و نبودن مقتضی هدایت بود، و نبودن مقتضی هدایت؛ یعنی آنان سزاوار هدایت نیستند، و وقتی که مقتضی هدایت در کار نباشد، و مانع آن وجود داشته باشد، هر شرّ و هلاکتی در آنان یافت میشود.
(19) وقتی معبودانشان از آنها بیزاری جستند، خداوند با نکوهش و سرزنش به پرستش کنندگانِ مشرک فرمود: (﴿فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ﴾) شما که میگفتید اینان ما را منحرف کرده، و به عبادت خود فرا خواندند، و به ما قول دادند که در نزد خدا برایمان شفاعت کنند؛ اینک شما را تکذیب کرده، و به بزرگترین دشمنان شما تبدیل شدهاند! پس عذاب بر شما ثابت و محقق است. (﴿فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا﴾) پس شما نمیتوانید عذاب را از خود بازگردانید؛ و نمیتوانید کاری را انجام دهید، و نمیتوانید فدیه و بلاگردانی بپردازید. (﴿وَلَا نَصۡرٗا﴾) و نمیتوانید خود را یاری کنید؛ چون ناتوان هستید، و یاری کنندهای ندارید. این حکمِ گمراهانِ جاهلی است که تقلید میکنند، که حکم بسیار بدی است، و سرنوشت زشتی نیز در انتظار آنان است. ولی کسی از آنها که حق را دانسته، اما از آن روی برتافته است، خداوند در حق او میفرماید: (﴿وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ﴾) و هر کس از شما، از روی ستم و عناد حق را ترک گفته، و ستمگری نماید، (﴿نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا﴾) عذاب بزرگی بدو میچشانیم که اندازۀ آن را نمیتوان دریافت.
(20) سپس خداوند متعال در پاسخ تکذیبکنندگان که میگفتند: ﴿مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأۡكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشِي فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾ این پیامبر چرا غذا میخورد، و در بازارها راه میرود؟ فرمود: (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا قَبۡلَكَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمۡ لَيَأۡكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمۡشُونَ فِي ٱلۡأَسۡوَاقِ﴾) ما پیامبران را جسمهایی نیافریدهایم که غذا نخورند، و نیز آنان را فرشته نگرداندهایم. پس آنان الگوی تو هستند. و اما فقر و توانگری، آزمایش و حکمتی است از جانب خدا. همانطور که فرموده است: (﴿وَجَعَلۡنَا بَعۡضَكُمۡ لِبَعۡضٖ فِتۡنَةً﴾) و برخی از شما را، وسیلۀ امتحان و آزمایش برخی دیگر قرار دادهایم. پس پیامبر آزمایشی است برای کسانی که به سوی آنها فرستاده شده تا فرمانبرداران از نافرمانان جدا شوند. و پیامبران را، با فراخواندنِ مردم، مورد آزمایش قرار دادیم. و توانگری، آزمایشی است برای فقیر؛ و فقر، آزمایشی است برای ثروتمند. و اینگونه تمام آفریدهها در این جهان آزموده میشوند؛ و این دنیا، سرای آزمایش و امتحان و گرفتار شدن به مصیبت است، و هدف از این آزمایشها، این است (﴿أَتَصۡبِرُونَ﴾) [تا معلوم شود] که آیا شکیبایی میورزید؟ و وظیفۀ خود را انجام میدهید؟ پس خداوند شما را پاداش میدهد. یا اینکه شکیبایی نمیکنید، و سزاوار مجازات میشوید. (﴿وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرٗا﴾) و پروردگارت بیناست، و به احوال شما آگاه میباشد. و هر کس را که شایستۀ رسالت خود بداند، برمیگزیند، و فضایل خود را به او اختصاص میدهد. و کارهایتان را میداند، و شما را بر آن سزا و جزا میدهد؛ اگر کارهایتان خوب باشد، به شما پاداش نیک، و اگر بد باشد به شما سزای بد میدهد.
25:21–23Страница 362
۞ وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَاۗ لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا ٢١
Те, которые не надеются на встречу с Нами, говорят: «Почему к нам не ниспосланы ангелы? И почему мы не видим нашего Господа?». Они надменно возгордились в душе собой и проявили великое неповиновение.
يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا ٢٢
В тот день, когда они увидят ангелов, для грешников не будет никакой благой вести, и они (ангелы) скажут: «Вот преграда непреодолимая!».
وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا ٢٣
Мы займемся деяниями, которые они совершили, и обратим их в развеянный прах.
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًاو كساني كه به لقاي ما اميد ندارند، ميگويند:«چرا فرشتگان پيش ما نميآيند؟ يا چرا پروردگار خود را نميبينيم؟». به راستي آنان خويشتن را بزرگ پنداشتند و سخت سركشي كردند. يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا روزي كه فرشتگان را ميبينند، آن روز گناهكاران هيچ مژدهاي ندارند و ميگويند:«نصيبي جز حرمان نداريد». وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا و ما به سراغ تمام اعمالي كه آنان انجام دادهاند، ميرويم سپس آن را چون غبار بر باد رفته ميگردانيم.
(21) کسانی که پیامبر و وعده و وعید خدا را تکذیب کردند، و آنها که در دلشان هراسی از هشدار خدا و تهدید او، و امیدی به ملاقات پروردگار نداشتند، گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَا﴾) چرا فرشتگان بر ما فرود نمیآیند که بر صحت رسالت تو گواهی دهند، و تو را تایید نمایند؟ و یا به صورت پیامبر فرستاده نشدهاند؟ و چرا ما پروردگار خود را نمیبینیم که با ما گفتگو کند، و به ما بگوید: این پیامبرِ من است، و از او پیروی کنید؟ این مخالفت با پیامبر، به وسیلۀ چیزی است که نمیتواند ابزاری برای مخالفت باشد؛ زیرا آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی چنین میگفتند. (﴿لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواۡ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) همانا آنها خود را بزرگ پنداشتند که چنین پیشنهاد نمودند، و چنین جرأتی به خود دادند. مگر شما ای نیازمندان بیچاره! کی هستید که میخواهید خداوند را ببینید، و گمان میبرید اثبات رسالت و نبوت، منوط به آن است؟! و چه تکبری بزرگتر از این است؟! (﴿وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا﴾) و سخت سرکشی کردند. و در برابر حق، به شدت مقاومت و سنگدلی نمودند؛ پس دلهای آنان، از سنگ سختتر، و از آهن سفتتر شد، و در برابر پذیرشِ حق نرم نگردید، و به سخن اندرزگویان و خیرخواهان گوش ندادند. بنابراین آنگاه که بیم دهنده به نزد آنها آمد، موعظه و پند دادن در آنها کارساز نگردید، و آنان از حق پیروی نکردند؛ بلکه در مقابل راستگوترین مردمان و خیرخواهترین آنها، و در برابر آیات روشن الهی، به رویگردانی و تکذیب روی آوردند. پس فراتر از این تکبر و گردنکشی چیست؟! بنابراین اعمال آنها باطل شد و ازبین رفت، و به شدت زیانمند شدند.
(22) (﴿يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ﴾) روزی که فرشتگان را میبینند، و آن روز گناهکاران هیچ مژدهای ندارند؛ زیرا آنان زمانی فرشتگان را میبینند که عذاب را بر آنها فرود آورند. پس اولین مرحلۀ دیدن فرشتگان، به هنگام مرگ است، وقتی که فرشتگان پیش آنها میآیند:﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاۡ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاۡ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ﴾ ای کاش ستمگران را در گردابهای مرگ میدیدی که فرشتگان دستهایشان را [به سوی آنان] گشوده، و [فریاد برمیآورند: ]«جانهایتان را بیرون آورید؛ امروز به [سزای] آنچه به ناحق بر خدا دروغ میبستیدید و در برابر آیات او تکبر میکردید، به عذابِ خوار کننده کیفر مییابید.» سپس در قبر فرشتگان را میبینند، وقتی که نکیر و منکر به سراغ آنها میآیند، و از آنان دربارۀ پروردگار و پیامبر و دینشان میپرسند، و پاسخی ندارند که بتواند آنان را نجات بدهد. و فرشتگان آنان را عذاب میدهند، و نسبت به آنها هیچ مهربانی نشان نمیدهند. سپس روز قیامت فرشتگان را میبینند، وقتی که آنها را به سوی جهنم میبرند، سپس آنان را به نگهبانان جهنم تحویل میدهند، نگهبانانی که مسئول عذاب دادنشان هستند، و به شکنجه و عذابشان میپردازند. پس این چیزی است که آنها پیشنهاد کرده و خواستهاند. و اگر به گناه و جنایت خود ادامه دهند، حتماً آن را خواهند دید، و آن وقت از فرشتگان میگریزند، اما راه گریزی ندارند. (﴿وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا﴾) و فرشتگان به آنها میگویند: «شما بهره و نصیبی جز محرومیت [از رحمت خدا] ندارید.»﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواۡ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواۡۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ﴾ ای گروه جن و انس! اگر میتوانید، از کنارههای آسمانها و زمین بگذرید! [اما بدانید که] جز با نیرویی [شگرف]، نمیتوانید [از آنها] بگذرید.
(23) (﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواۡ مِنۡ عَمَلٖ﴾) و ما به سراغ تمام کارهایی میرویم که آنها انجام داده، و امیدوار بودند باعث خیر و خوشی آنها میشود، و با انجام آن خسته شدند، (﴿فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾) سپس آن را چون غبار بر باد رفته میگردانیم؛ یعنی آن را باطل میکنیم، و آن را از دست میدهند، و از پاداش آن محروم میشوند، و بر آن مجازات میگردند؛ چون آنها این اعمال را انجام میدادند، بدون اینکه ایمان داشته باشند. و این کارها به وسیلۀ افرادی انجام یافت که خدا و پیامبرش را تکذیب میکردند. بنابراین خداوند عملی را میپذیرد که مؤمن آن را انجام داده باشد؛ مؤمن مخلصی که پیامبران را تصدیق مینماید، و در انجام آن از آنها پیروی میکند.
25:24Страница 362
أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ يَوۡمَئِذٍ خَيۡرٞ مُّسۡتَقَرّٗا وَأَحۡسَنُ مَقِيلٗا ٢٤
У обитателей Рая в тот день будет более хорошая обитель и более прекрасное место отдыха.
أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِيلًا بهشتيان در آن روز جايگاه و استراحتگاهشان بهتر و نيكوتر است.
(24) در آن روز هولناک و فاجعهبار، (﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ﴾) بهشتیان که به خدا ایمان آورده، و کار شایسته انجام داده، و از پروردگار خود ترسیدهاند، (﴿خَيۡرٞ مُّسۡتَقَرّٗا وَأَحۡسَنُ مَقِيلٗا﴾) جایگاه و استراحتگاه بهتری از جایگاه اهل جهنم دارند. یعنی جایگاهشان در بهشت است که جایگاهی دلکش است؛ و استراحت آنها که خواب نیمروز است، استراحتی کامل میباشد؛ چون در بهشت، هر نعمتی وجود دارد و هیچ چیزی، صفای آن را مکدّر نمینماید. به خلاف اهل جهنم که جایگاهشان جهنم است، و آن بد جایگاه و استراحتگاهی است. و در اینجا صیغۀ تفضیل در جایی بهکار گرفته شده که یک طرف به کلّی فاقد آن چیز است، چون هیچ نیکی و خیری در جایگاه و استراحتگاه اهل جهنم وجود ندارد. مانند اینکه خداوند فرموده است:﴿ءَآللَّهُ خَيۡرٌ أَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾ آیا خدا بهتر است، یا آنچه آنها انباز میکنند؟!
25:25–29Страница 362
وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ وَنُزِّلَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ تَنزِيلًا ٢٥
В тот день небо разверзнется и покроется облаками, и будут низведены ангелы.
ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِۚ وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا ٢٦
В тот день власть будет истинной и будет принадлежать Милостивому, и день тот будет тяжким для неверующих.
وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا ٢٧
В тот день беззаконник станет кусать свои руки и скажет: «Лучше бы я последовал путем Посланника!
يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا ٢٨
О горе мне! Лучше бы я не брал такого-то себе в друзья!
لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِيۗ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا ٢٩
Это он отвратил меня от Напоминания (Корана) после того, как оно дошло до меня». Воистину, дьявол оставляет человека без поддержки.
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا و [به ياد آور] روزي كه آسمان به وسيلة ابر پاره پاره گردد و فرشتگان به وفور فرو فرستاده شوند. الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا آن روز فرمانروايي راستين از آن خداوند مهربان است و آن روز براي كافران روز دشواري خواهد بود. وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا و روزي كه ستمكار هر دو دست خويش را به دندان ميگزد و ميگويد:«اي كاش با رسول خدا راهي [راست در پيش] ميگرفتم!». يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا واي بر من! اي كاش فلاني را به دوستي نميگرفتم! لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا به راستي مرا از قرآن پس از آنكه [قرآن] به سوي من آمد گمراه ساخت و شيطان انسان را خوار ميدارد.
(25 - 26) خداوند متعال از عظمتِ روز قیامت، و شداید و گرفتاریها و محنتهایی که در آن روز دامنگیر آدمی میشود، سخن به میان آورده و میفرماید: (﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾) و به یاد آور روزی که آسمان، به وسیلۀ ابر پاره پاره گردد؛ و آن ابری است که خداوند ازطریق آن، و از بالای آسمانها فرود میآید، و آسمانها شکافته میشوند، و فرشتگانِ هر آسمانی فرود میآیند، و به صف میایستند؛ یا همه در یک صف، در پیرامون مردم قرار میگیرند؛ و یا ابتدا فرشتگانِ یک آسمان صف میبندند، سپس فرشتگان دیگر آسمانها به صف میایستند. منظور این است که فرشتگان به وفور و با قدرت پایین میآیند، و مردم را احاطه میکنند، و در برابرِ دستورِ پروردگارشان سخن نمیگویند. پس در موردِ انسانِ ضعیف و ناتوان چه گمان میکنی؟! به خصوص انسانی که با گناهان بزرگ به مبارزۀ خداوند برخاسته، و اقدام به ناخشنود کردن او نموده، و با گناهانی که از آن توبه نکرده، به نزد او آمده است؟! پس پادشاهِ آفریننده در مورد آنها حکم مینماید، حکمی که در آن هیچ ستمی نیست، و به اندازۀ ذرهای بر کسی ستم نمیکند. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ يَوۡمًا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ عَسِيرٗا﴾) و آن روز، برای کافران بسیار سخت خواهد بود؛ به خلافِ مؤمن که آن روز برای او آسان میگذرد. ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا﴾ در آن روز پرهیزگاران را به صورت گروهی در نزد خداوند گرد میآوریم، و گناهکاران را با زبانی تشنه به جهنم میبریم. (﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾) فرمانروایی و حکومت حقیقی در روز قیامت، از آنِ خداوند مهربان است؛ و برای هیچ انسانی، حکومت و نمادی از پادشاهی باقی نمیماند؛ و آنگونه که در دنیا بودهاند، نخواهند بود؛ بلکه پادشاهان و رعیتها و آزادگان و بردگان و اشراف و غیره همگی برابرند. و آنچه باعث آرامش و اطمینان خاطر میشود، این است که او پادشاهی و فرمانروایی روز قیامت را، به اسم [رحمان] خود نسبت داده است؛ چرا که رحمت او همه چیز را فراگرفته، و هر موجود زندهای را تحت پوشش قرار داده، و جهان هستی را پر کرده، و دنیا و آخرت از رحمت و مهربانی او آباد گشته است. و هر کم و کاستی، به وسیلۀ رحمت او ازبین میرود. و آن دسته از نامهای الهی که بر رحمت و مهربانی او دلالت مینمایند، بر نامهایی که بر خشم و غضبش دلالت میکنند، غلبه کردند. و رحمت او بر خشمش پیشی گرفته، و بر آن غالب است. و انسانِ ضعیف را آفریده، و به آن شرافت داده تا نعمتش را بر او کامل گرداند، و او را با رحمت خویش بپوشاند. و در روز قیامت انسانها خوار و فروتن نزد او حاضر میگردند، و منتظر حکم و قضاوت او هستند. و منتظرند تا ببینند که با آنها چه میکند، در حالیکه خداوند از خود آنان، و پدر و مادرشان نسبت به آنان، مهربانتر است. پس به گمان تو چه معاملهای با آنان خواهد کرد؟! بنابراین جز کسی که خود را هلاک کرده است، کسی به نزد او هلاک نمیشود، و از رحمت و مهربانی او کسی بیرون نمیرود مگر آن که شقاوت و بدبختی بر وی چیره شده، و عذاب بر او محقق گشته است.
(27) (﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ﴾) و در آن روز، کسی که با شرک و کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران بر خود ستم کرده است، از شدت تأسف و حسرت و اندوه هردو دستش را به دندان میگزد، (﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا﴾) و میگوید: «ای کاش به همراه پیامبر، راهی برای ایمان آوردن به او، و تصدیق و پیروی کردنش برمیگرفتم!»
(28) (﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا﴾) ای کاش فلان دوست -که عبارت از شیطان انسی یا جنی است- را به عنوان دوست خود برنمیگزیدم! و با خیرخواهترین مردم و نیکوترین و مهربانترینشان دشمنی نمیکردم، و با سرسختترین دشمن خود دوستی نمیکردم، چرا که دوستی من با او، چیزی جز بدبختی و زیان و رسوایی و هلاکت برای من به بار نیاورد.
(29) (﴿لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِي﴾) به درستی بعد از آنکه قرآن به دستم رسید، [آن شیطان] مرا گمراه نمود، و گمراهیام را برایم آراسته کرد، و مرا فریب داد. (﴿وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾) و شیطان، انسان را خوار میکند؛ باطل را برای او میآراید، و حق را در نظر او زشت جلوه میدهد، و وعدههایی به او میدهد، سپس او را تنها میگذارد، و از وی بیزاری میجوید. همانطور که شیطان به همۀ پیروانش در روز قیامت -آنگاه که کار تمام میشود، و خداوند حساب خلایق را تمام میکند- میگوید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡۖ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّآ أَن دَعَوۡتُكُمۡ فَٱسۡتَجَبۡتُمۡ لِيۖ فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوٓاۡ أَنفُسَكُمۖ مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ﴾«خداوند به شما وعدۀ راستین داد، و من [نیز] به شما وعده دادم، و خلاف آن را کردم. و من بر شما سلطهای نداشتم مگر اینکه شما را فرا خواندم، و شما [هم] اجابت کردید. پس مرا ملامت نکنید، و خودتان را ملامت نمایید. من امروز نمیتوانم به فریاد شما برسم، و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه شما قبلاً شرک میورزیدید، کفر میورزم [و آن را قبول ندارم].» پس بنده باید فرصت را غنیمت بداند، و آنچه را که برایش ممکن است، دریابد، قبل از آنکه ناممکن شود؛ و با کسی دوستی نماید که دوستی او مایۀ خوشبختیاش میشود؛ و با کسی دشمنی ورزد که دشمنی کردن با وی به نفعش میباشد، و دوستی کردن با او، برایش زیان آور است.
25:30–31Страница 362
وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواْ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا ٣٠
Посланник сказал: «Господи! Мой народ забросил этот Коран».
وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيٗا وَنَصِيرٗا ٣١
Так для каждого пророка Мы создали врагов из числа грешников, но довольно того, что твой Господь наставляет на прямой путь и помогает.
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا و پيامبر ميگويد: «پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها نموده و از آن دوري كردهاند». وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا و اينگونه براي هر پيامبري دشمناني از گناهكاران قرار داديم، و همين بس كه خداي تو راهنما و ياور باشد.
(30) (﴿وَقَالَ ٱلرَّسُولُ﴾) و پیامبر پروردگارش را صدا میزند، و از رویگردانی قومش از آنچه که به نزد آنها آورده است، شکایت نموده، و تأسف میخورد و میگوید: (﴿يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواۡ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا﴾) پروردگارا! قومی که مرا به سوی آنها فرستادهای تا هدایتشان کنم و پیام شما را به گوش آنان برسانم، این قرآن را رها کردهاند؛ یعنی از آن، روی برتافته و دوری کرده و آن را ترک نمودهاند، با اینکه بر آنها لازم بود که فرمان قرآن را اطاعت نمایند، و به احکام آن روی آورند، و به دنبال آن حرکت کنند.
(31) خداوند پیامبر را دلجویی داده، و او را خبر میدهد که این مردم، پیشینیانی داشتند که کارهای اینها را میکردند، و فرمود: (﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) و اینگونه برای هر پیامبری، گروهی از گناهکاران را -که صلاحیت برخورداری از هیچ خیری را نداشتند، و پاکیزه و پاکدل نبودند- دشمن ساختهایم که با آنها مخالفت میورزند، و سخن آنها را رد میکنند، و به وسیلۀ باطل با آنان مجادله مینمایند؛ اما سرانجام، حق بر باطل فایق میآید، و حق روشن میگردد، و مخالفتِ باطل با حق، باعث میشود تا حق بیشتر واضح و روشن شود، و بیشتر راهنما گردد. و پاداشی که خداوند به اهل حق عطا میکند، و سزایی که به اهل باطل میدهد، روشن میشود. پس بر آنها غم مخور، و خود را در حسرت آنان از بین نبر. (﴿وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيٗا وَنَصِيرٗا﴾) و همین بس که خدای تو یاور و راهنما باشد؛ تو را راهنمایی کند، و منافع دین و دنیای خود را به دست آوری، و تو را بر دشمنانت یاری دهد، و هر امر ناپسند و ناگواری را، در امر دین و دنیا، از تو دور نماید. پس به این بسنده کن، و بر خدا توکل نما.
25:32–33Страница 362
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَۖ وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِيلٗا ٣٢
Неверующие сказали: «Почему Коран не ниспослан ему целиком за один раз?». Мы поступили так, чтобы укрепить им твое сердце, и разъяснили его самым прекрасным образом.
وَلَا يَأۡتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِيرًا ٣٣
Какую бы притчу они ни приводили тебе, Мы открывали тебе истину и наилучшее толкование.
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا و كافران گفتند: «چرا قرآن يكباره بر او فرستاده نشد؟» اينگونه [آن را قسمت قسمت نازل كرديم] تا دل تو را پابرجا و استوار داريم، و آن را آرام آرام فرو ميخوانيم. وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا و [اين كافران] در حق تو مثلي نميآورند مگر اينكه ما برايت [پاسخي] راستين و نيكتر ميآوريم.
(32) این، از جمله پیشنهادات کفار است که نفس شومشان به آنان القا میکرد. بنابراین گفتند: (﴿لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَيۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) چرا قرآن یکجا بر او فرو فرستاده نشد؟ چه مانعی وجود دارد که قرآن اینگونه نازل شود؟ بلکه نازل شدن آن به این صورت بهتر و کاملتر است! بنابراین خداوند فرمود: (﴿كَذَٰلِكَ﴾) اینگونه ما قرآن را، به صورت متفرق و جدا جدا نازل کردیم، (﴿لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَ﴾) تا دل تو را با آن استوار بداریم؛ چون هرگاه قسمتی از قرآن بر او نازل میشد، بر اطمینان و آرامش او میافزود، به خصوص هنگامی که دچار پریشانی میشد؛ زیرا نزول قرآن به هنگامِ روی آوردن غم و اندوهها، تاثیر بزرگی دارد، و تثبیت و پا برجایی زیادی را به بار میآورد. و بسیار بهتر و رساتر است از اینکه قبل از وقوعِ اتفاقی نازل شود، سپس به هنگام رخ دادن اتفاق، آن را به یاد آوری و بخوانی. (﴿وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِيلٗا﴾)و آن را به تدریج و قسمت قسمت بر تو فرو میخوانیم. اینها بیانگر توجه خداوند به قرآن، و اهتمام او به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم میباشد؛ چرا که فرو فرستادن کتابش را، طبق احوالِ پیامبر، و مصالح دینی او قرار داده است.
(33) بنابراین فرمود: (﴿وَلَا يَأۡتُونَكَ بِمَثَلٍ﴾) و این کافران هیچ مثالی نمیآورند که به وسیلۀ آن، با حق مخالفت نمایند، و رسالتِ تو را با آن مورد اعتراض قرار دهند، (﴿إِلَّا جِئۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِيرًا﴾) مگر اینکه ما پاسخِ راست و درست را، به بهترین وجه و زیباترین تفسیر به تو مینمایانیم؛ یعنی قرآن را بر تو نازل میکنیم که مفاهیم آن، در بر گیرندۀ حق است؛ و کلمات آن، واضح و روشن است. پس همۀ معانی آن، حق و راست است؛ و هیچ باطل و شبههای در آن نیست. و کلمات و تعاریف آن، روشنترین کلمات و بهترین تفسیر میباشد، به گونهای که معانی را کاملاً بیان میدارد. و این آیه دلیلی است بر اینکه کسی که از علم سخن میگوید -خواه سخنگو باشد یا معلّم یا واعظ- باید به پروردگارش اقتدا نماید، و همانگونه که خداوند متعال حالت پیامبرش را تحت نظر و بررسی قرار داد، عالم نیز باید در امور و حالت مردم بیندیشد، و هرگاه اتفاقی پیش آمد، از آیات قرآنی و احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم همان را بگوید که با زمان و موقعیت مناسب است؛ و موعظههایی ایراد نماید که موافق با آن باشد. و این ردّی است بر سختگیران و تکلّف کنندگان از قبیل:«جهمیّه» و امثال آنان که بر این باورند بسیاری از نصوص قرآن، بر معنی ظاهری آن حمل نمیشوند، و غیر از این معانی، معانی دیگری دارند. پس طبق گفتۀ آنها، قرآن نمیتواند بهترین تفسیر باشد، بلکه بهترین تفسیر ـ به گمان باطلشان ـ تفسیر آنهاست؛ تفسیری که طی آن، معانی قرآن را تحریف میکنند!
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии