Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Анкабут 29:16–37
29:16–27Страница 398
وَإِبۡرَٰهِيمَ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُۖ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ١٦
А вот Ибрахим (Авраам) сказал своему народу: «Поклоняйтесь Аллаху и бойтесь Его! Так будет лучше для вас, если бы вы только знали.
إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًاۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ وَٱعۡبُدُوهُ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥٓۖ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ١٧
Вы поклоняетесь вместо Аллаха идолам и измышляете ложь. Воистину, те, кому вы поклоняетесь вместо Аллаха, не способны даровать вам пропитание. Ищите же пропитание у Аллаха, поклоняйтесь Ему и благодарите Его. К Нему вы будете возвращены».
وَإِن تُكَذِّبُواْ فَقَدۡ كَذَّبَ أُمَمٞ مِّن قَبۡلِكُمۡۖ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ ١٨
Если вы сочтете это ложью, то ведь до вас целые народы считали это ложью, но на Посланника возложена только ясная передача откровения.
أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ كَيۡفَ يُبۡدِئُ ٱللَّهُ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥٓۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ ١٩
Неужели они не видят, как Аллах создает творение в первый раз, а затем воссоздает его. Воистину, это для Аллаха легко.
قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ بَدَأَ ٱلۡخَلۡقَۚ ثُمَّ ٱللَّهُ يُنشِئُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأٓخِرَةَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ٢٠
Скажи: «Постранствуйте по земле и посмотрите, как Он создал творение в первый раз. Затем Аллах создаст конечное творение (воскресит мертвых). Воистину, Аллах способен на всякую вещь.
يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَرۡحَمُ مَن يَشَآءُۖ وَإِلَيۡهِ تُقۡلَبُونَ ٢١
Он подвергает мучениям, кого пожелает, и милует, кого пожелает, и к Нему вы будете возвращены.
وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ ٢٢
Вы не сможете сбежать ни на земле, ни на небе, и не будет у вас покровителей и помощников помимо Аллаха».
وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَلِقَآئِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يَئِسُواْ مِن رَّحۡمَتِي وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ ٢٣
Те, которые не веруют в знамения Аллаха и во встречу с Ним, потеряли надежду на Мою милость. Именно им уготованы мучительные страдания.
فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱقۡتُلُوهُ أَوۡ حَرِّقُوهُ فَأَنجَىٰهُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلنَّارِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ٢٤
В ответ его народ лишь сказал: «Убейте его или сожгите!». Но Аллах спас его из огня. Воистину, в этом - знамения для верующих людей.
وَقَالَ إِنَّمَا ٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا مَّوَدَّةَ بَيۡنِكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُ بَعۡضُكُم بِبَعۡضٖ وَيَلۡعَنُ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٢٥
Он сказал: «Вы стали поклоняться идолам вместо Аллаха только из-за любви (или ради любви) друг к другу в мирской жизни. Но потом, в День воскресения, одни из вас станут отвергать и проклинать других. Вашим пристанищем будет Огонь, и не будет у вас защитников».
۞ فَـَٔامَنَ لَهُۥ لُوطٞۘ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٢٦
В него уверовал Лут (Лот), и Ибрахим (Авраам) сказал: «Я собираюсь совершить переселение ради своего Господа. Воистину, Он - Могущественный, Мудрый».
وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ وَءَاتَيۡنَٰهُ أَجۡرَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ٢٧
Мы даровали ему Исхака (Исаака) и Йакуба (Иакова), а его потомству - пророчество и Писание. Мы даровали ему его награду в этом мире, а в Последней жизни он будет в числе праведников.
وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ]و به يادآور[ ابراهيم را آنگاه که به قومش گفت : «خداوند را بپرستيد و از او پروا بداريد اين براي شما بهتر است اگر بدانيد». إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ جز اين نيست که شما غير از خدا بت هايي را مي پرستيد و دروغي را به مي بافيد، بي گمان کساني را که به جاي خداوند مي پرستيد نمي توانند به شما روزي دهند. پس نزد خداوند روزي بجوييد و او را بندگي و سپاسگزاري کنيد که به سوي او برگردانده مي شويد. وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ و اگر ]وحي را[ تکذيب کنيد ملت هاي پيش از شما ]نيز آن را[ دروغ انگاشته اند، و جز پيام رساني آشکار بر عهدۀ پيامبر نيست. أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ آيا نديده اند که خدا چگونه آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند؟! بي گمان اين بر خداوند آسان است. قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بگو : «در زمين بگرديد و بنگريد که چگونه آفرينش را آغاز کرد، سپس پيدايش واپسين را پديدار مي کند، بي گمان خداوند بر هر چيزي تواناست. يُعَذِّبُُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ هر کس را که بخواهد عذاب مي دهد و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرار مي دهد، و به سوي او بازگردانده مي شويد. وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاء وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ و شما نمي توانيد ]خدا را[ درمانده کنيد چه در زمين و چه در آسمان، و به جاي خداوند هيچ دوست و ياوري نداريد.
(16) خداوند متعال بیان میکند که او خلیل خود ابراهیم علیه السلام را به نزد قومش فرستاد تا آنها را به سوی خدا دعوت کند، پس به آنها گفت: (﴿ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ﴾) خدا را بپرستید؛ یعنی او را یگانه بدانید و عبادت را خالصانه و فقط برای او انجام دهید و از آنچه شما را بدان فرمان داده است، اطاعت کنید. (﴿وَٱتَّقُوهُ﴾) و از او پروا دارید؛ و بپرهیزید از اینکه بر شما خشم گیرد که آنگاه شما را عذاب میدهد؛ پس با ترک کردن گناهان که او را به خشم میآورد، از او پروا بدارید. (﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾) عبادت خدا و تقوای او، برایتان از ترک عبادت و نترسیدن از خدا بهتر است. این از باب اطلاق «افعل تفضیل» در چیزی است که در طرف دیگر چیزی از آن نیست. پس ترک عبادت خدا و ترک تقوای او، هیچ حُسن و خوبی ندارد؛ چرا که فقط عبادت و تقوای الهی برای مردمان خوب است، چون برای رسیدن به نعمتهای خدا در دنیا و آخرت، راهی جز این وجود ندارد. و هرخیر و برکتی که در دنیا و آخرت یافت شود، از آثار عبادت خدا و تقوای الهی است. (﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر این مطلب را میدانید. پس در امور بنگرید و آنچه را که برای انتخاب اولیتر و بهتر است، برگزینید.
(17 - 18) خداوند آنها را به عبادت پروردگار و تقوای الهی فرمان داد، سپس از پرستش بتها نیز نهی کرد و برایشان بیان نمود که بتها ناقص بوده و شایستگی آن را ندارند که پرستش شوند. و فرمود: (﴿إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًا﴾) شما غیر از خدا تنها بتهایی را میپرستید و دروغی را به هم میبافید؛ بتهایی که آن را میتراشید و با دستهای خودتان آنها را میسازید و بر آنها اسم خدایان میگذارید؛ و این دروغ را به هم میبافید که به عبادت آنها امر شدهاید و به تمسّک جستن به آنان فرمان یافتهاید. (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا﴾) بیگمان کسانی را که به جای خداوند میپرستید، نمیتوانند به شما روزی دهند. آنان ناقص هستند و دارای چیزی نیستند که سبب شود عبادت گردند؛ یعنی برای ما روشن شده که این بتها مخلوق و ناقص هستند و نمیتوانند سود و زیانی برسانند و مرگ و زندگی و رستاخیز را در اختیار ندارند. و هر کس که چنین باشد، سزاوار ذرهای از عبادت و بندگی نیست. و دلها باید به دنبال معبودی باشند که آن را عبادت کنند و نیازهای خود را از او بخواهند. پس خداوند بندگان را تشویق میکند کسی را بپرستند که سزاوار عبادت باشد. و فرمود: (﴿فَٱبۡتَغُواۡ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ﴾) پس فقط نزد خداوند روزی بجویید؛ زیرا خداوند روزی را فراهم مینماید؛ و هرکس خداوند را برای تأمین منافع دین و دنیایش بخواند، او را جواب میدهد. (﴿وَٱعۡبُدُوهُ﴾) و تنها او را که شریکی ندارد، بپرستید؛ چون او از هر نقصی بهدور است و فایده دهنده و زیان دهنده است و فقط او کارها را تدبیر مینماید. (﴿وَٱشۡكُرُواۡ لَهُۥٓ﴾) و تنها سپاسگزار او باشید؛ چون همۀ نعمتهایی که به بندگان رسیده و میرسد، از جانب اوست. و همۀ رنجها و ناگواریها را از آنان دور مینماید، (﴿إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾) و به سوی او برگردانده میشوید؛ پس شما را بر کارهایی که کردهاید سزا و جزا میدهد؛ و از آنچه پنهان نمودهاید و آشکار کردهاید، آگاه میسازد. پس بپرهیزید از اینکه درحالی نزد او بیایید که بر شرک خود قرار دارید، بلکه به چیزی روی بیاورید که شما را به او نزدیک مینماید و به هنگام حاضر شدن در پیشگاهش، به سبب آن به شما پاداش میدهد.
(19) (﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاۡ كَيۡفَ يُبۡدِئُ ٱللَّهُ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥٓ﴾) آیا ندیده و ندانستهاند که خدا چگونه آفرینش را میآغازد؟! منظور، آفرینش و پیدایش نخستین است. سپس آن را باز میگرداند؛ یعنی در روز قیامت مردگان را دوباره زنده مینماید، (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾) همانا این کار برای خداوند سهل و آسان است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿ وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاۡ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾[الروم: 27]«و او خدایی است که آفرینش را آغاز میکند، سپس آن را باز میگرداند و بازگرداندن آفرینش و ایجاد دوبارۀ هستی برای او آسانتر است».
(20) (﴿قُلۡ سِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) اگر در آفرینش نخستین تردیدی دارند، به آنها بگو با جسم و دل خود در زمین به سیاحت و گردش بپردازند، آنگاه گروههایی از انسانها و حیوانات را خواهند دید که در اکناف و اطراف زمین وجود دارند؛ گیاهان و درختانی خواهند یافت که در فواصل زمانی مختلف پدید میآیند؛ ابرها و بادها و امثال آن را میبینند که همواره در حال تجدید و نوگرایی هستند، بلکه همۀ آفرینش همواره در حال مرگ و رستاخیز است. پس به هنگام مرگ کوچک [=خواب] به آنها بنگرید، درحالی که شب بر آنها سایه گسترانده و آنها بیحرکت مانده و صداهایشان قطع شده است و در رختخوابهای خود چون مردگان افتادهاند. و آنها در طول شب چنین هستند تا اینکه صبح میشود، آنگاه از خواب بیدار میشوند و از مرگ برانگیخته میگردند و میگویند:«سپاس خداوندی را که ما را زنده گرداند پس از آنکه ما را میراند و همه به نزد او گرد میآیند.» بنابراین فرمود: (﴿ثُمَّ ٱللَّهُ يُنشِئُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾) سپس خداوند پیدایش واپسین را ایجاد میکند؛ و آن پیدایشی است که هیچ مرگ و خوابی به آن راه ندارد، بلکه برای همیشه در سرای آخرت میمانند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) همانا خداوند بر هر چیزی تواناست، پس هیچ چیزی خداوند متعال را ناتوان نمیکند و همانطور که توانایی آفرینش و ایجاد نخستین را داشته است، به طریق اولی توانایی آفرینش دیگر را دارد.
(21) (﴿يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَرۡحَمُ مَن يَشَآءُ﴾) او تنها و یگانه حکم جزائی را انجام میدهد؛ و آن پاداش دادن به فرمانبرداران و مورد رحمت قرار دادن آنها و عذاب دادن و شکنجه کردن گناهکاران میباشد. (﴿وَإِلَيۡهِ تُقۡلَبُونَ﴾) و به سرا و جهانی بازگردانده میشوید که در آنجا حکم عذاب یا رحمت خدا بر شما اجرا میشود. پس در این جهان، طاعت و عبادتهایی انجام دهید که موجب رحمت اوست و از اسباب عذاب او که گناهان میباشند، دوری کنید.
(22) (﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾) ای کسانی که وحی و پیامبر را تکذیب میکنید و بر انجام گناهان به خود جرأت میدهید! گمان مکنید که او از شما غافل است، یا میتوانید خدا را در زمین و در آسمان درمانده کنید و از دست او فرار کنید. پس قدرت و تواناییتان، و آنچه هواهای نفسانیتان برایتان زیبا جلوه داده است، شمارا فریب ندهد که از عذاب خدا نجات خواهید یافت؛ چرا که در هر گوشهای از جهان که باشید، نمیتوانید از دست او فرار کنید، و او را درمانده نمایید. (﴿وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ﴾) و به غیر از خدا، هیچ سرپرستی ندارید که منافع دینی و دنیوی شما را فراهم نماید؛ و جز او، یاور و مددکاری ندارید که ناگواریها و سختیها را از شما دور کند.
(23) خداوند خبر میدهد آنهایی که خیر و خوبی از آنان دور شده و شر و بدی آنها را فرا گرفته است؛ کسانی هستند که به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران برای آنها آوردهاند، کفر ورزیده و دیدار خدا را تکذیب نمودهاند و چیزی جز دنیا را قبول ندارند، بنابراین به انجام کارهایی از قبیل: شرک و گناهان اقدام مینمایند. چون در دلهایشان چیزی نیست که آنها را از سرانجام این کار بترساند، به همین جهت فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يَئِسُواۡ مِن رَّحۡمَتِي﴾) اینان از رحمت من مأیوس میباشند، بنابراین حتی یکی از اسباب و عواملی که رحمت خدا را به دنبال دارد، انجام ندادهاند؛ زیرا اگر آنها امیدی به رحمت او داشتند، کارهایی برای جلب رحمت خدا انجام میدادند. و ناامیدی از رحمت خدا، از بزرگترین چیزهایی است که باید از آن پرهیز کرد. و آن دو نوع است: ناامیدی کافران از رحمت خدا و دوری کردن آنها از هر سببی که آنان را به رحمت وی نزدیک نماید. و ناامیدی گناهکاران که گناهانشان آنها را پریشان کرده و بر دلهایشان حاکم گشته است، در نتیجه یأس و ناامیدی را برای آنها ایجاد کرده است. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) و ایشان عذاب دردناکی دارند. و این آیات در لابهلای سخن ابراهیم با قومش و پاسخ آنها به او آمدهاند. والله اعلم.
(24) وقتی ابراهیم قومش را به سوی پروردگارش فرا خواند، دعوتش را نپذیرفتند؛ و با اندرزهای او راهیاب نشدند و [شکر] نعمتِ بعثت ابراهیم را که خدا او را به سوی آنها فرستاده بود، به جای نیاوردند؛ بلکه آنها بدترین پاسخ را به ابراهیم دادند و گفتند: (﴿ٱقۡتُلُوهُ أَوۡ حَرِّقُوهُ﴾) او را بکشید یا بسوزانید که فجیعترین صورت کشتن است. و آنها مردمانی با قدرت و توانا و دارای حکومت و قدرت بودند. پس آنها ابراهیم را در آتش انداختند، (﴿فَأَنۡجَاهُ اللَّهُ﴾) اما سرانجام خداوند او را از آتش نجات داد. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) بیگمان در این ماجرا نشانههایی برای مؤمنان است؛ پس آنگاه صحت و درستی آنچه را که پیامبران آوردهاند؛ و نیکویی و خیرخواهی آنان را میدانند و به باطل بودن گفتار کسانی که با آنها مخالفت مینمایند، پی میبرند؛ و متوجه خواهند شد که مخالفان پیامبران ـ انگار ـ همدیگر را بر تکذیب کردن، تحریک و توصیه نمودند.
(25) از جملۀ اندرزهای ابراهیم به آنان این بود که به آنها گفت: (﴿إِنَّمَا ٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا مَّوَدَّةَ بَيۡنِكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) شما به جای خدا، برای دوستی بین خود در زندگی دنیا، بتهایی را به پرستش گرفتهاید؛ و آن محبت و دوستی در دنیا است، اما در آخرت قطع میشود و از بین خواهد رفت. (﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُ بَعۡضُكُم بِبَعۡضٖ وَيَلۡعَنُ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا﴾) سپس در روز قیامت، عبادت کنندگان و عبادتشدگان از همدیگر بیزاری میجویند؟ ﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامیکه مردم گرد آورده شوند، برایشان دشمن خواهند شد و به عبادتشان کافر خواهند بود و آن را انکار میکنند. پس چگونه شما دست به دامان کسی میشوید که از کسانی که او را عبادت کردهاند، بیزاری خواهد جست و آنان را نفرین خواهد کرد؟ (﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ﴾) و جایگاه همۀ شما عبادتکنندگان و عبادت شدگان، (﴿ٱلنَّارُ﴾) آتش دوزخ است و هیچ کس آنها را در برابر عذاب خدا یاری نمیکند و کیفر خدا را از آنها دور نمینماید.
(26) ابراهیم علیه السلام پیوسته قوم خویش را دعوت میکرد؛ و آنها بر عناد و مخالفت خود ادامه میدادند، به جز لوط که به دعوت ابراهیم ایمان آورد و خداوند او را پیامبر گرداند و بسوی قومش فرستاد، آن گونه که بیان خواهد شد. و (﴿وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓ﴾) ابراهیم زمانی که دید فرا خواندن قومش فایدهای به آنان نمیرساند، گفت: همانا من به جایی هجرت میکنم که در آن به عبادت پروردگارم بپردازم؛ یعنی او سرزمینی را که آکنده از بدی و زشتی بود، ترک نمود؛ و به سوی سرزمین با برکت شام هجرت نمود. (﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) بیگمان، او توانا و دارای قدرت است؛ و بر هدایت نمودن شما توانایی دارد؛ ولی او دارای حکمت است و اگر حکمتش اقتضا نماید، هدایت میکند. وقتی ابراهیم از آنها کنارهگیری کرد و جدا شد؛ و آنان بر همان حال خود باقی ماندند، خداوند در مورد آنها نگفت که آنان را به وسیلۀ عذابی نابود کرده است، بلکه بیان نمود که ابراهیم از آنان کنارهگیری کرد و از میان آنها هجرت نمود. اما آنچه در روایتهای اسرائیلی آمده است مبنی بر اینکه «خداوند پشهها را به سوی قوم ابراهیم گسیل داشت و خون آنها را مکیدند و گوشتهایشان را خوردند و همۀ آنها را نابود کردند.» این گفته را زمانی میتوان به یقین پذیرفت که دلیل شرعی بر صحت آن وجود داشته باشد، در حالی که هیچ دلیل شرعی بر صحت این مطلب وجود ندارد. پس اگر خداوند به وسیلۀ عذابی آنها را ریشهکن کرده بود، این را بیان میکرد، همانگونه که نابود کردن امتهای تکذیب کننده را بیان نموده است. ولی شاید بتوان گفت که یکی از اسرار معذب نشدن آنها این است که ابراهیم خلیل علیه السلام یکی از مهربانترین مردم و برترین و بردبارترین و بزرگوارترین آنهاست؛ بنابراین برای نابودی قومش دعا نکرد، آن گونه که برخی از پیامبران علیه قومهای خود دعا کردند؛ به همین خاطر خداوند نخواست بر آنها عذابی فراگیر فرود بیاورد؛ از جمله چیزهایی که بر این موضوع دلالت مینماید این است که ابراهیم در مورد هلاک کردن قوم لوط با فرشتگان گفتگو کرد و با آنها مجادله نمود و از آن قوم دفاع کرد، درحالی که قوم او نبودند. والله اعلم.
(27) (﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾) و بعد از آنکه او به شام هجرت کرد، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم، (﴿وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾) و در دودمان او پیامبری و کتاب مقرر داشتیم. و بعد از او هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه از دودمان او بوده؛ و هیچ کتابی جز بر فرزندان او نازل نشده است تا اینکه نبوت با فرزندش محمد صلی الله علیه وسلم پایان یافت. و این از بزرگترین فضیلتها و افتخارات است که عناصر هدایت و رحمت و سعادت و رستگاری در میان فرزندان اوست، و هدایت یافتگان به دست آنها هدایت شده، مؤمنان به دست آنها ایمان آوردهاند و صالحان صالح گشتهاند. (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ أَجۡرَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا﴾) و پاداشش را در دنیا به او دادیم که از آن جمله همسر زیبایش بود که در نهایت زیبایی قرار داشت، و روزی و فرزندان فراوان بود که خداوند به عنوان پاداش در این دنیا به او بخشید؛ فرزندانی که مایۀ خشنودی او گردیدند و باعث شدند تا او خداوند را بیش از پیش بشناسد، او را دوست بدارد و به سویش توبه نماید. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و همانا او در آخرت از زمرۀ شایستگان است، بلکه او و محمد ـ علیهما الصلاة والسلام ـ به طور مطلق از برترین صالحان میباشند و جایگاهشان از همه برتر است. پس خداوند او را هم در دنیا و هم در آخرت خوشبخت و سعادتمند کرد.
29:28–35Страница 399
وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢٨
Вот Лут (Лот) сказал своему народу: «Воистину, вы совершаете мерзость, которую не совершал до вас никто из миров.
أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ وَتَقۡطَعُونَ ٱلسَّبِيلَ وَتَأۡتُونَ فِي نَادِيكُمُ ٱلۡمُنكَرَۖ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتِنَا بِعَذَابِ ٱللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ٢٩
Неужели вы вожделеете мужчин, перекрываете дороги и совершаете предосудительное на своих сборищах?». В ответ его народ лишь сказал: «Нашли на нас мучения от Аллаха, если ты - один из тех, кто говорит правду».
قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُفۡسِدِينَ ٣٠
Он сказал: «Господи! Помоги мне одержать верх над людьми, распространяющими нечестие!».
وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُوٓاْ إِنَّا مُهۡلِكُوٓاْ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِۖ إِنَّ أَهۡلَهَا كَانُواْ ظَٰلِمِينَ ٣١
Когда Наши посланцы прибыли к Ибрахиму (Аврааму) с радостной вестью, они сказали: «Мы собираемся погубить жителей этого селения. Воистину, его жители являются беззаконниками».
قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗاۚ قَالُواْ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَن فِيهَاۖ لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٣٢
Он сказал: «Но ведь там Лут (Лот)!». Они сказали: «Нам лучше знать, кто там! Мы непременно спасем его и его семью, кроме его жены, которая будет в числе оставшихся позади».
وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗاۖ وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٣٣
Когда Наши посланцы прибыли к Луту (Лоту), он огорчился и почувствовал свое бессилие. Тогда они сказали: «Не бойся и не печалься! Мы спасем тебя и твою семью, кроме твоей жены, которая будет в числе оставшихся позади.
إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰٓ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ ٣٤
Мы низвергнем на жителей этого селения наказание с небес за то, что они грешили».
وَلَقَد تَّرَكۡنَا مِنۡهَآ ءَايَةَۢ بَيِّنَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ ٣٥
Мы оставили от него (селения народа Лута) ясное знамение для людей разумеющих.
وَلُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إنَّكُمْ لَتَأتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أحَدٍ مِّنَ الْعَلمِينَ و لوط ]را فرستاديم[ آنگاه كه به قومش گفت : «شما كه بسيار زشتي را انجام مي دهيد كه هيچ كس از جهانيان در ]ارتكاب[ آن از شما پيشي نگرفته است. أئِنَّكُمْ لَتَأتُونَ الرّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبيِلَ وَ تَأتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إلَّا أن قَالُوا ائتِنَا بِعَذَابِ الله إن كُنتَ مِنَ الصَّدِقِينَ آيا شما با مردان آميزش مي كنيد و راه ]فطري و شرعي تناسل[ را مي بنديد و در محافل خود كار ناپسند انجام مي دهيد؟!»، و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند :«اگر راست مي گويي عذاب خدا را بر سر ما بياور!». قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ گفت : پروردگارا! مرا بر گروه فسادكاران پيروز گردان». وَ لَمَّا جَآءَتْ رُسُلُنَآ إبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَي قَالُواْ إِنَّا مُهْلِكُواْ أهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَهِ إنَّ أهْلَهَا كَانُواْ ظَلِمِينَ و هنگامي كه فرستادگان ما براي ابراهيم مژده آوردند، گفتند :«ما هلاك كنندة اين شهريم، بي گمان اهل آن ستمكار بودند». قَالَ إنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوْا نَحْنُ أعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّه وَ أهْلَهُ إلَّا امْرَاتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ ابراهيم گفت :«لوط در آن شهر است»، گفتند :«ما به هر كس كه در آنجاست داناتريم، بي گمان او و خانواده اش را رهايي مي بخشيم، مگر همسرش كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود». وَ لَمَّآ أن جَآءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِي ءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قَالُواْ لَا تَخَفْ وَ لَا تَحْزَنْ إنَّا مُنَجُّوكَ وَأهْلَكَ إلَّا امْرَأتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، لوط به خاطر آنان سخت ناراحت و دلتنگ شد، ]فرشتگان[ گفتند :«مترس و غمگين مباش كه ما نجات دهندة تو و خانواده ات هستيم، مگر زنت كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود». إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ همانا ما بر اهل اين شهر به سزاي آن كه نافرماني مي كردند عذابي از آسمان نازل خواهيم كرد. وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و به راستي از آن ]شهر[ براي گروهي كه خرد مي ورزند نشانه اي روشن بر جاي گذاشتيم.
(28 - 29) پیشتر بیان شد که لوط علیه السلام به ابراهیم ایمان آورد و از هدایت یافتگان گردید. و گفتهاند که لوط از فرزندان و دودمان ابراهیم نیست، بلکه برادر زادۀ ابراهیم است. پس این فرمودۀ الهی که ﴿وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾[و در دودمان او، پیامبری و کتاب مقرر داشتیم] گرچه عام است، اما با این تضادی ندارد که «لوط پیامبر باشد، اما نه از دودمان و فرزندان ابراهیم»، چون این آیه برای تمجید و ستایش ابراهیم آمده و خبر داده است که لوط به دست ابراهیم هدایت یافت؛ و کسی که به دست ابراهیم هدایت یافته باشد، با توجه به فضیلت هدایت کننده، از فرزندان او که هدایت شدهاند، برتر میباشد. والله اعلم. پس خداوند لوط را به سوی قومش فرستاد و آنها با وجود شرکورزی، کار زشت و هم جنسبازی و راهزنی انجام میدادند و لواط و منکرات و زشتیها در مجالس آنان شایع شده بود. پس لوط آنان را نصیحت کرد و از این کارها باز داشت و زشتی این کارها و کیفر سخت آن را برایشان بیان کرد. اما آنها نترسیدند و پند نپذیرفتند، (﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواۡ ٱئۡتِنَا بِعَذَابِ ٱللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) «و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست میگویی، عذاب خدا را بر سر ما بیاور».
(30 - 35) پس پیامبرشان از آنها ناامید شد و دانست که سزاوار عذاب میباشند. و از اینکه آنها به شدت او را تکذیب کردند، ناراحت شد؛ پس علیه آنان دعا کرد و (﴿قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾) گفت: پروردگارا! مرا بر گروه فسادکاران پیروز نما. پس خداوند دعایش را پذیرفت و فرشتگان را برای نابود کردنشان فرستاد که قبل از آن، گذرشان بر ابراهیم افتاد و او را به تولد اسحاق و بعد از او یعقوب مژده دادند. سپس ابراهیم از فرشتگان پرسید: میخواهید کجا بروید؟ آنها نیز او را خبر دادند که میخواهند قوم لوط را نابود کنند. پس ابراهیم با آنها گفتگو کرد و گفت: (﴿إِنَّ فِيهَا لُوطٗا﴾) لوط در آن شهر است. فرشتگان به او گفتند: (﴿لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾) بیگمان او و خانوادهاش را رهایی میبخشیم، مگر همسرش که از ماندگاران و نابود شوندگان خواهد بود. سپس فرشتگان به راه افتادند تا اینکه به نزد لوط آمدند. لوط از آمدن آنها ناراحت و دلتنگ شد، چون آنها را نشناخت و گمان برد که مهمان و مسافر هستند، بنابراین ترسید که قومش به آنها تجاوز کنند. پس فرشتگان به او گفتند: (﴿لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ﴾) مترس و غمگین مباش! و به او خبر دادند که آنها فرستادگان خدا هستند، (﴿إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾) «ما نجات دهندگان تو و خانوادهات هستیم، مگر زنت که از ماندگاران و نابود شوندگان خواهد بود». ((إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰٓ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ﴾) ما بر اهل این شهر به کیفر نافرمانیای که میکردند، عذابی از آسمان نازل خواهیم کرد. پس فرشتگان به او فرمان دادند که شبانه به همراه خانوادهاش بیرون برود، پس صبحگاهان خداوند سرزمین آنها را زیرو رو کرد و از آسمان پی در پی بر آنان سنگ باراند تا اینکه آنها را نابود و هلاک ساخت و آنها به افسانهای از افسانهها تبدیل شدند و عبرتی از عبرتها گردیدند. (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَا مِنۡهَآ ءَايَةَۢ بَيِّنَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾) و از خانهها و آبادیهای قوم لوط، آثار روشن و نمایانی برجای گذاشتیم تا عبرتی برای کسانی باشند که با دلهایشان عبرتها را درک مینمایند و از آن بهرهمند میشوند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ وَبِٱلَّيۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾ و شما صبح و شب از کنار آنها عبور میکنید، آیا خرد نمیورزید؟!
29:36–37Страница 400
وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗا فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱرۡجُواْ ٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ ٣٦
Мы отправили к мадьянитам их брата Шуейба, и он сказал: «О мой народ! Поклоняйтесь Аллаху, надейтесь на Последний день и не творите на земле зла, распространяя нечестие».
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ ٣٧
Они сочли его лжецом, и тогда их постигло землетрясение, и они оказались повергнуты ниц в своих домах.
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ و به سوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم و گفت : اي قوم من! خداي را پرستش كنيد و به روز بازپسين اميد داريد، و در زمين اصلاً فساد و تباهي نكنيد». فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ پس او را تكذيب كردند در نتيجه زلزله آنان را فرو گرفت و در خانه و كاشانة خود از پاي در آمدند.
(36 - 37) (﴿وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗا﴾) و به سوی قبیلۀ معروف مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم که آنها را به عبادت خدای یگانه و بی شریک، ایمان آوردن به روز رستاخیز، امید داشتن به آن و عمل کردن برای آن فرمان داد؛ و آنان را از تباهی و فساد ورزیدن در زمین، کاستن از ترازو و پیمانه و راهزنی نهی میکرد. (﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ﴾) پس او را تکذیب کردند، در نتیجه عذاب خدا آنها را فرو گرفت، (﴿فَأَصۡبَحُواۡ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ﴾) و آنها در خانه و کاشانۀ خود به رو درافتادند و مردند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии