Ас-СаадиАль Имран · 3:33–64

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Аль Имран 3:33–64, продолжение

(33 - 55) خداوند بندگان برگزیده‌ای دارد که آنها را انتخاب نموده، و فضیلت‌های فراوان و ویژگی‌های والا و علوم مفید و اعمال شایسته و خصوصیات گوناگونی را به آنان ارزانی داشته است. به همین جهت خداوند از این خاندان‌ها و مردان بزرگواری که صفات کمال را به دست آورده‌اند، نام برد و بیان کرد که فضیلت و خوبی در فرزندان آنها نیز جریان داشته، و مردان و زنانِ آنها را نیز شامل می‌شود، و این بزرگ‌ترین احسان و برترین سخاوت و بخشش اوست. (﴿وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾) و خداوند شنوا و داناست؛ می‌داند چه کسی سزاوار برتری است، پس هرجا که حکمت خداوند اقتضا کند، بخشش و فضل خویش را می‌گذارد. پس از آنکه از بزرگی و عظمت این خاندان‌ها سخن به میان آمد، خداوند داستان مریم و پسرش عیسی را بیان کرد و اینکه آنها حلقه‌ای از این زنجیره هستند، و اوضاع و احوال آنها را از ابتدا تا آخر تشریح نمود و بیان کرد که همسر عمران در حالی‌که می‌خواست با تضرع و زاری و با انجام دادن عباداتی که آن را دوست داشت، و باعث بزرگداشت خانۀ خدا می‌شد، به بارگاه پروردگارش تقرب جوید، گفت: (﴿إِنِّي نَذَرۡتُ لَكَ مَا فِي بَطۡنِي مُحَرَّرٗا﴾) همانا نذر کرده‌ام تا آنچه را که در شکم دارم، خادم عبادتگاه [تو] که مالامال از عبادت‌کنندگان است قرار دهم. (﴿فَتَقَبَّلۡ مِنِّيٓ﴾) پس این عمل را از من بپذیر؛ یعنی این عمل را بر اساس ایمان و اخلاص قرار بده، تا از آن خیر و پاداش به‌بار آید. (﴿إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾) همانا تو شنوندۀ دانایی. (﴿فَلَمَّا وَضَعَتۡهَا قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي وَضَعۡتُهَآ أُنثَىٰ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا وَضَعَتۡ وَلَيۡسَ ٱلذَّكَرُ كَٱلۡأُنثَىٰ﴾) در این سخن، نوعی زاری و فروتنی و شکستگی به چشم می‌خورد، چون نذر او بر این اساس بود که فرزندش پسر باشد؛ فرزندی که قدرت دارد و می‌تواند به خانۀ خدا خدمت نماید، اما دختر نمی‌تواند این اعمال را انجام دهد، لکن خداوند قلب او را تسکین داد، و نذر‌ش را پذیرفت، و این دختر، از بسیاری از پسران کامل‌تر شد، بلکه او از بیشتر مردان کامل‌تر گردید، و اهداف و مقاصدی از او به‌دست آمد که از بسیاری از مردها بر نمی‌آید. (﴿فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٖ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنٗا﴾) و او بر تربیت دینی و اخلاق والایی، پرورش یافت و حالات او کامل گردید، و گفتار و کردارش درست شد، و به اوج رشد و ترقی رسید. و خداوند زکریا را سرپرست وی قرار داد، و این از احسان خدا بر بندۀ اوست که فردی از انسان‌های کامل و شایسته را، برای تربیت وی بگمارد. سپس خداوند متعال مریم و زکریا را اکرام نمود، چرا که برای مریم غذایی بدون رنج و خستگی فراهم کرد، و این کرامتی بود که خداوند به‌وسیلۀ آن او را اکرام نمود. (﴿كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيۡهَا زَكَرِيَّا ٱلۡمِحۡرَابَ﴾) هر گاه زکریا در عبادتگاه، پیش او می‌آمد. این اشاره به نماز خواندن زیاد و همیشگی مریم در عبادتگاه است.(﴿وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗا﴾) نزد او غذایی گوارا و آماده می‌یافت، (﴿قَالَ يَٰمَرۡيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَاۖ قَالَتۡ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٍ﴾) گفت: ای مریم! این غذا از کجا برایت می‌آید؟ گفت: آن از جانب خدا می‌آید، همانا خداوند هر کس را که بخواهد، بدون حساب روزی می‌دهد. وقتی زکریا این حالت را دید، و مهربانی و لطف خدا را نسبت به مریم مشاهده کرد، از خداوند خواست تا او را فرزندی بدهد. این در حالی بود که او از داشتن فرزند ناامید شده بود. پس گفت:«پروردگارا! از جانب خود، فرزندی نیکو به من ببخش، همانا تو شنوندۀ دانایی». و در حالی که او در عبادتگاه به نماز ایستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند که خداوند تو را به یحیی مژده می‌دهد، که تصدیق کنندۀ کلمۀ خدا [عیسی] است.پس بشارت به آمدنِ این پیامبر بزرگوار [یحیی]، متضمن بشارت به آمدن عیسی پسر مریم است؛ وی را تصدیق می‌کند، و بر پیامبری او گواهی می‌دهد. پس این کلمۀ مبارک، از جانب خدا است، و خداوند آن را به عیسی اختصاص داده است، چرا که این کلمه، از جمله کلماتی است که خداوند به‌وسیلۀ آن، مخلوقات را پدید آورده است. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٖ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾ همانا مثال عیسی نزد خدا مانند آدم است، که او را از خاک آفرید، سپس به وی گفت: به وجود بیا، و او به وجود آمد. (﴿وَسَيِّدٗا وَحَصُورٗا﴾) پیامبری که مژدۀ آمدنش داده شده، (﴿يَحۡيَىٰ﴾) است که پیشوا، و از پیامبران بزرگوار است. «حَصُور» یعنی کسی که فرزندی به دنیا نمی‌آورد و میل جنسی ندارد. وگفته شده است که حصور به معنی کسی است که از گناهان و شهوت‌های زیان آور، محفوظ است، و این معنی شایسته‌تر است.(﴿وَنَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و پیامبری از تبار صالحان است؛ کسانی که در صلاح و درستکاری، به آخرین مقام رسیده‌اند. ((قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَقَدۡ بَلَغَنِيَ ٱلۡكِبَرُ وَٱمۡرَأَتِي عَاقِرٞ﴾) گفت: پروردگارا! با وجود این دو مانع؛ یعنی پیری ونازایی همسرم، ازچه راهی من صاحب بچه می‌شوم؟! (﴿قَالَ كَذَٰلِكَ ٱللَّهُ يَفۡعَلُ مَا يَشَآءُ﴾) فرمود: این چنین خداوند هر چه بخواهد، انجام می‌دهد. پس هرچند که حکمت الهی اقتضا نموده است که کارها با فراهم شدن اسبابشان انجام شوند، اما گاهی این قانون را می‌شکند؛ زیرا او آنچه می‌خواهد، انجام می‌دهد، و اسباب در برابر قدرت او تسلیم هستند، و خواست و ارادۀ او، اسباب را خُنثَی می‌گرداند. پس هیچ سببی، از قدرت او نافرمانی نمی‌کند، هر چند آن سبب، بسیار هم مؤثر باشد. (﴿قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل لِّيٓ ءَايَةٗ﴾) گفت: «پروردگارا! مرا نشانه‌ای بده»، تا باعث شادی و خوشحالی من گردد، هرچند که به آنچه مرا از آن خبر داده‌ای، یقین دارم، اما این امر، باعث می‌شود که روح و روان شادمان گردد، و قلب به مقدمات رحمت و لطف خدا اطمینان حاصل گرداند. (﴿قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗا﴾) و در این مدت (﴿وَٱذۡكُر رَّبَّكَ كَثِيرٗا وَسَبِّحۡ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ﴾) در اول روز و آخر آن، پروردگارت را به پاکی یاد کن. او از سخن گفتن در این مدت، منع شد، و این با متولد شدن فرزند از پیرمردی سالخورده و زنی عقیم، مناسبت داشت. و اینکه او نمی‌توانست با انسان‌ها سخن بگوید، و زبانش همواره با ذکر خدا و تسبیح او مشغول بود، نیز دلیلی دیگر است بر قدرت و حکمت لایتناهیِ خداوند. پس شاد و خوشحال گشت و شکر خدا را به جای آورد و صبحگاهان و شامگاهان، فراوان خداوند را یاد می‌کرد. این فرزند، به برکت مریم دختر عمران به دنیا آمد؛ زیرا رزق و غذای گوارایی که خداوند بدون حساب، به مریم ارزانی داشته بود، زکریا را به یاد فرزند انداخت و او‌را به تضرع و در خواست از خدا، واداشت. خداوند بخشندۀ سبب ومسبب است، اما چیزهای پسندیده و دوست‌داشتنی را، توسط دوستان خود، به مرحلۀ اجرا در می‌آورد تا مقام آنهارا بالا ببرد و پاداش فراوانی‌را به آنها عطا نماید. سپس خداوند مجدداً از مریم سخن به ‌میان آورد، و بیان نمود که او در عبادت و کمال، به مقام رفیعی رسیده بود. پس خداوند فرمود: (﴿وَإِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰكِ﴾) و آنگاه که فرشتگان به مریم گفتند: همانا خداوند تو را برگزیده، و اوصاف شایسته و اخلاق زیبایی به تو بخشیده است. (﴿وَطَهَّرَكِ﴾) و تو را از اخلاق فرومایه و زشت، پاک گردانیده است، (﴿وَٱصۡطَفَىٰكِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و تو را بر زنان جهان، برتری داده است. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:(كَمُلَ مِنَ الرِّجالِ كَثيرٌ وَ لَمْ يَكْمُلْ مِنَ النِّساءِ إِلّا مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرانَ وَ آسِيَةُ بِنْتِ مُزاحِمٍ وَ خَديجَةُ بِنْتِ خُوَيْلِد، وَ فَضْلُ عائِشَهَ عَلي النِّساءِكَفَضْلِ الثَّريد عَلي سائِرِ الطَّعامِ) از میان مردان، افراد زیادی به حد کمال رسیدند، و از میان زنان جز مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم، و خدیجه دختر خویلد کسی به کمال نرسید. و فضیلت و برتری عایشه بر زنان، مانند برتری آبگوشت بر سایر غذاهاست. پس فرشتگان او را صدا زدند و گفتند:«خداوند چنین فرمان داده است»، تا به نعمت‌های الهی شاد شود، و شکر خدا را به جا آوَرَد، و تکالیف الهی را انجام دهد، و به خدمت او مشغول شود. بنابراین گفتند: (﴿يَٰمَرۡيَمُ ٱقۡنُتِي لِرَبِّكِ﴾) ای مریم! عبادت فراوان انجام بده، و در برابر او فروتن و متواضع باش، و بر این کار، همواره پا برجا باش. (﴿وَٱسۡجُدِي وَٱرۡكَعِي مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ﴾) و با نماز گزاران، نماز بخوان. پس همۀ آنچه را به آن دستور داده شده بود، انجام داد، و در این زمینه، فردی برجسته گردید، و به اوج کمال و رشد رسید. و این داستان و دیگر داستان‌هایی که در قرآن ذکر شده‌اند، بزرگ‌ترین دلیل بر صحّت رسالت محمد صلی الله علیه وسلم هستند، چرا که آنها را به طور مفصل و واقعی و بدون هیچ کم و کاستی بیان کرده است و این بیانگر آن است که این قرآن، از جانب خداوند عزیز و حکیم است، و محمد این داستان‌ها را از مردم نیاموخته است. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَيۡبِ نُوحِيهِ إِلَيۡكَۚ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يُلۡقُونَ أَقۡلَٰمَهُمۡ أَيُّهُمۡ يَكۡفُلُ مَرۡيَمَ﴾) پس آنها، آنگاه که مادرش او را به دنیا آورد، با همدیگر اختلاف کردند که کدام یک از آنها سرپرستی مریم را به عهده بگیرد، چون مریم، دختر پیشوا و سرور آنها بود، و همه نسبت به وی، نیت خیر داشتند، و در پی آن بودند که با ارائه خدماتی برای وی، پاداش الهی را کسب کنند. تا سرانجام اختلاف و کشمکش آنها به جایی رسید که برای سرپرستی مریم، قرعه‌کشی کردند، و بدین منظور قلم‌هایشان را انداختند، و از آنجا که رحمت الهی شامل حال زکریا و مریم گشت، قرعه به‌نام زکریا افتاد. پس تو ای پیامبر! در آن حالت، حضور نداشتی تا آن حالت را بدانی، و برای مردم تعریف کنی، بلکه خداوند تو را به آن آگاه ساخته است، و این بزرگ‌ترین هدف از آوردن داستان‌هاست که از آن درس و عبرت آموخته ‌شود، و دلیلی بر توحید خدا، و صحّت رسالت، و زنده شدنِ پس از مرگ، و دیگر اصول ایمان و اعتقاد می‌باشند. عیسی در دنیا و آخرت، دارای مقام و مرتبه‌ای بلند است، ونزد خدا نیز از مقربان است؛ کسانی که از همۀ خلایق به خدا نزدیک‌ترند و مقامشان بالاتر است، و این مژده‌ای است که مانند آن وجود ندارد. مکمّل این مژده، این است که عیسی -علیه السلام- (﴿وَيُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِي ٱلۡمَهۡدِ﴾) در گهواره با مردم، سخن می‌گوید، پس سخن گفتن او، نشانه‌ای از نشانه‌های خدا، و رحمتی است از جانب او بر مادرش و بر عموم مردم. و همچنین در سن کهولت با آنها سخن می‌گوید: (﴿وَكَهۡلٗا﴾) و «کهل» یعنی مردی که عمرش در بین(30) و(50) سالگی قرار دارد. و این سخن گفتن، سخن دعوت و ارشاد، و مبیّن نبوت وی است. پس سخن گفتن در گهواره، نشانه و برهانی است بر راستگویی و نبوت او، و برائتی است برای مادرش از گمان‌هایی که به ذهن مردم خطور می‌کرد. سخن گفتنش در کهولت، نفع و استفادۀ بزرگی را برای مردم در بر داشت، و اینکه او، واسطه است بین آنها و پروردگارشان در ابلاغ وحی پروردگار، و تبلیغ شریعت ودین خدا. و او (﴿وَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) از صالحان است، کسانی که خداوند دل‌هایشان را بامعرفت و محبت خویش، و زبان‌هایشان را با ستایش و ذکر خود، و اعضایشان را با طاعت و خدمت، اصلاح نموده است. (﴿قَالَتۡ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞ﴾) گفت: پروردگارا؛ چگونه فرزندی خواهم داشت درحالی‌که هیچ بشری مرا لمس نکرده است؟! این بسیار بعید به‌نظر می‌آید. (﴿قَالَ كَذَٰلِكِ ٱللَّهُ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ﴾) گفت: این‌گونه خداوند هرچه بخواهد، می‌آفریند تا بندگانش بدانند که او بر هرکاری تواناست، و بدانند که چیزی نمی‌تواند مانع خواست و ارادۀ او گردد، (﴿إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾) هرگاه چیزی را اراده بکند، به آن می‌گوید: به وجود بیا، پس به وجود می‌آید. (﴿وَيُعَلِّمُهُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و کتاب‌های گذشته و داوریِ بین مردم را، به او می‌آموزد، و پیامبری را به او می‌بخشد. (﴿وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) و [او را به عنوان] پیامبر به سوی بنی‌اسرائیل [روانه] می‌گرداند، و او را با نشانه‌های روشن و دلایل قطعی تایید می‌نماید و گفت: (﴿أَنِّي قَدۡ جِئۡتُكُم بِ‍َٔايَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ﴾) همانا نشانه‌هایی آورده‌ام که دلالت می‌نمایند من پیامبر بر حق خدا هستم. (﴿أَنِّيٓ أَخۡلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيۡ‍َٔةِ ٱلطَّيۡرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ﴾) و من از گل برایتان پرنده‌ای می‌سازم، سپس در آن می‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌ای می‌شود، و کور مادر زاد را که بینایی ندارد شفا می‌دهم (﴿وَٱلۡأَبۡرَصَ وَأُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأۡكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) و بیماری پیسی را شفا می‌دهم و مردگان را به اذن خدا، زنده می‌گردانم، و شما را از آنچه که می‌خورید و از آنچه که ذخیره می‌کنید، خبر می‌دهم. همانا در این [معجزات] نشانه ایست برای شما، اگر مؤمن هستید. (﴿وَمُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ﴾) پس خداوند او را به وسیلۀ دلایل و نشانه‌های غیر معمول که آوردن آن جز برای پیامبران ممکن نیست، و نیز با رسالت و دعوتی که آورد، تورات و پیامبران گذشته را تأیید نمود، و این بزرگ‌ترین دلیل بر صداقت وی می‌باشد. زیرا اگر او از دروغگویان ‌بود، با آنچه پیامبران آورده بودند، مخالفت می‌کرد، و در اصول و فروع با آنها مخالفت می‌ورزید. پس معلوم شد که او پیامبر خداست، و آنچه آورده است، حق است و شکی در آن نیست. (﴿وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي حُرِّمَ عَلَيۡكُم﴾) و آمده‌ام تا دشواری‌ها و رنج‌هایی را که بر شماست، از شما برگیرم.(﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ)) ((إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُ﴾) این چیزی است که همۀ پیامبران، مردم را به سوی آن فرا می‌خوانند، و آن، پرستش خدای یگانه و اطاعت از پیامبران است. این است راه راست، راهی که هرکس آن را در پیش بگیرد، به بهشت نایل می‌شود. پس در این هنگام گروه‌های بنی‌اسرائیل در مورد عیسی اختلاف کردند؛ بعضی به او ایمان آورده و از او پیروی کردند، و بعضی به او کفر ورزیده و او را تکذیب کردند، و مادرش را مانند یهودیان به روسپیگری و عمل منافی عفت متهم نمودند. (﴿فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنۡهُمُ ٱلۡكُفۡرَ﴾) پس وقتی که عیسی از آنها احساس کفر کرد، و دید که همه بر رد کردن دعوتش اتفاق کرده‌اند، بنی‌اسرائیل را به همکاری خویش فرا خواند و گفت: (﴿مَنۡ أَنصَارِيٓ إِلَى ٱللَّهِۖ قَالَ ٱلۡحَوَارِيُّونَ﴾) کیست که یاور من به سوی خدا گردد؟ یاران گفتند: (﴿نَحۡنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشۡهَدۡ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ﴾) ما یاوران خدا هستیم، به او ایمان آورده‌ایم، و گواه باش که ما تسلیم [او] می‌باشیم. این، احسان خدا بر آنها، و بر عیسی بود که به حواریون الهام کرد تا به وی ایمان آورند، و تسلیم فرمانش شوند، و پیامبرش را یاری کنند. (﴿رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلۡتَ وَٱتَّبَعۡنَا ٱلرَّسُولَ﴾) و این به معنی پایبندی کامل به ایمان و به همۀ آنچه خدا نازل کرده است، و به اطاعت از پیامبرش می‌باشد.(﴿فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ﴾) پس ما را با کسانی قرار بده که به یگانگی و رسالت پیامبر، وحقّانیت و راستی دینت، گواهی می‌دهند. اما عیسی از آنها احساس کفر نمود، و آنان اکثریت بنی اسرائیل بودند، پس آنها (﴿وَمَكَرُواۡ﴾) برای عیسی مکر و چاره کردند، (﴿وَمَكَرَ ٱللَّهُ﴾) و خداوند [هم] در برابر مکر و توطئه‌هایشان برای آنها مکر و چاره کرد،(﴿وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ﴾) و خداوند بهترین مکرکنندگان است؛ زیرا بنی‌اسرائیل بر کشتن و به دار آویختن عیسی، اتفاق کردند، اما عیسی برآنان مشتبه گردید. و آنها کسی را که با عیسی مشتبه یافته بودند، دستگیر کردند. و خداوند به عیسی گفت: (﴿إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ﴾) پس خداوند او را به سوی خود بالا برد، و [او را] از [شرّ] کسانی که کفر ورزیده بودند، نجات داد، و آنها کسی را کشتند و به دار آویختند که گمان می‌کردند عیسی است، و مرتکب گناه بزرگی شدند. و عیسی پسر مریم در آخر زمان، به زمین فرود خواهد آمد و حکم و دادگری را با خود خواهد آورد، خوک را می‌کشد، و صلیب را می‌شکند، و از آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، پیروی می‌نماید، آنگاه دروغگویان می‌دانند که آنها فریب خورده‌اند. (﴿وَجَاعِلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوكَ فَوۡقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) منظور از کسانی که از او پیروی کرده‌اند، گروهی است که به وی ایمان آوردند، و خداوند آنها را بر کسانی که از دینش منحرف شده بودند، پیروز گرداند. و امت محمد صلی الله علیه وسلم ، پیروان حقیقی عیسی خواهند بود و خداوند آنها را یاری خواهد کرد، و بر همۀ کافران پیروز خواهد گردانید، و آنها را با دینی که محمد صلی الله علیه وسلم آورده است، چیره و پیروز می‌گرداند:﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾ خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داده است که آنها را در زمین جانشین قرار خواهد داد. اما خداوند دادگر است، و حکمت او چنین اقتضا می‌نماید که هر کس به دین وی چنگ زند، و آن را یاری کند، به او پیروزی آشکاری می‌بخشد، و هر کس که امر و نهی خدا را ترک کند، و شریعت او را کنار نهد، و بر ارتکاب گناه و سرپیچی از اوامر جرات پیدا کند، او را مجازات نموده و دشمنان را بر او مسلط می‌گرداند. ﴿وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ و خداوند چیره و با حکمت است. (﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ فِيمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) سپس بازگشت شما، به سوی من است، پس در میان شما، در آنچه اختلاف می‌کردید، داوری می‌کنم. سپس خداوند کاری را که در رابطه با آنها انجام می‌دهد، بیان کرده و می‌فرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ ...﴾) و این سزای کلی برای تمام پیروان ادیان گذشته است که دارای این صفات باشند. و خداوند، سرور و خاتم پیامبران را مبعوث نمود و رسالت او همۀ رسالت‌ها را منسوخ کرد، و دین او، تمامی ادیان را باطل نمود. پس هرکس به غیر از این دین، چنگ زند از هلاک شوندگان خواهد بود. (﴿ذَٰلِكَ نَتۡلُوهُ عَلَيۡكَ مِنَ ٱلۡأٓيَٰتِ وَٱلذِّكۡرِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) این قرآن بزرگ که اخبار مردمان نخستین وآخرین، و پیامبران و انبیا در آن است، یکی از نشانه‌های روشن خداست، و هر آنچه را بندگان به آن نیاز دارند، بیان می‌کند، و حکیم و محکم است، و اخبارش صادق و راست است و بهترین احکام را در بردارد.

3:56–57Страница 57

فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٥٦

Тех, которые не уверовали, Я подвергну тяжким мучениям в этом мире и в Последней жизни, и не будет у них помощников».

وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُوَفِّيهِمۡ أُجُورَهُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ ٥٧

Тех же, которые уверовали и совершали праведные деяния, Он одарит вознаграждением сполна. Воистину, Аллах не любит беззаконников.

فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ «اما كساني كه كفر ورزيدند، آنان را در دنيا و آخرت كيفر سختي مي‌دهم، و ياوراني نداند.» وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُوَفِّيهِمۡ أُجُورَهُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ «و اما كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، پاداششان را به طور كامل به آنان مي‌دهد و خداوند ستمكاران را دوست ندارد.»

(56 - 57) سپس خداوند کاری را که در رابطه با آنها انجام می‌دهد، بیان کرده و می‌فرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ ...﴾) و این سزای کلی برای تمام پیروان ادیان گذشته است که دارای این صفات باشند. و خداوند، سرور و خاتم پیامبران را مبعوث نمود و رسالت او همۀ رسالت‌ها را منسوخ کرد، و دین او، تمامی ادیان را باطل نمود. پس هرکس به غیر از این دین، چنگ زند از هلاک شوندگان خواهد بود. (﴿ذَٰلِكَ نَتۡلُوهُ عَلَيۡكَ مِنَ ٱلۡأٓيَٰتِ وَٱلذِّكۡرِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) این قرآن بزرگ که اخبار مردمان نخستین وآخرین، و پیامبران و انبیا در آن است، یکی از نشانه‌های روشن خداست، و هر آنچه را بندگان به آن نیاز دارند، بیان می‌کند، و حکیم و محکم است، و اخبارش صادق و راست است و بهترین احکام را در بردارد. (سپس خداوند کاری را که در رابطه با آنها انجام می‌دهد، بیان کرده و می‌فرماید: (﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ ...﴾) و این سزای کلی برای تمام پیروان ادیان گذشته است که دارای این صفات باشند. و خداوند، سرور و خاتم پیامبران را مبعوث نمود و رسالت او همۀ رسالت‌ها را منسوخ کرد، و دین او، تمامی ادیان را باطل نمود. پس هرکس به غیر از این دین، چنگ زند از هلاک شوندگان خواهد بود.

3:58Страница 57

ذَٰلِكَ نَتۡلُوهُ عَلَيۡكَ مِنَ ٱلۡأٓيَٰتِ وَٱلذِّكۡرِ ٱلۡحَكِيمِ ٥٨

Это и есть то, что Мы читаем тебе из аятов и мудрого Напоминания.

ذَٰلِكَ نَتۡلُوهُ عَلَيۡكَ مِنَ ٱلۡأٓيَٰتِ وَٱلذِّكۡرِ ٱلۡحَكِيمِ «اين [قرآن را كه] از نشانه‌ها [ي خدا و سرشار از] پند و حكمت است، بر تو مي‌خوانيم.»

(58) (﴿ذَٰلِكَ نَتۡلُوهُ عَلَيۡكَ مِنَ ٱلۡأٓيَٰتِ وَٱلذِّكۡرِ ٱلۡحَكِيمِ﴾) این قرآن بزرگ که اخبار مردمان نخستین وآخرین، و پیامبران و انبیا در آن است، یکی از نشانه‌های روشن خداست، و هر آنچه را بندگان به آن نیاز دارند، بیان می‌کند، و حکیم و محکم است، و اخبارش صادق و راست است و بهترین احکام را در بردارد.

3:59–63Страница 57

إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٖ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ٥٩

Воистину, Иса (Иисус) перед Аллахом подобен Адаму. Он сотворил его из праха, а затем сказал ему: «Будь!». - и тот возник.

ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ ٦٠

Истина - от твоего Господа. Посему не будь в числе тех, кто сомневается.

فَمَنۡ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ فَقُلۡ تَعَالَوۡاْ نَدۡعُ أَبۡنَآءَنَا وَأَبۡنَآءَكُمۡ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمۡ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمۡ ثُمَّ نَبۡتَهِلۡ فَنَجۡعَل لَّعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰذِبِينَ ٦١

Тому, кто станет препираться с тобой относительно него после того, что к тебе явилось из знания, скажи: «Давайте призовем наших сыновей и ваших, наших женщин и ваших, нас самих и вас самих, а затем помолимся и призовем проклятие Аллаха на лжецов!».

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡقَصَصُ ٱلۡحَقُّۚ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٦٢

Воистину, это - правдивый рассказ. Нет иного божества, кроме Аллаха, и, воистину, Аллах - Могущественный, Мудрый.

فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُفۡسِدِينَ ٦٣

Если же они отвернутся, то ведь Аллаху известно о тех, кто распространяет нечестие.

إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ، مثل عيسي در نزد خدا ، چون مثل آدم است که او را از خاک بيافريد و به او، گفت : موجود شو پس موجود شد. الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِينَ ، اين سخن حق از جانب پروردگار تو است از ترديد کنندگان مباش. فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ ، از آن پس که به آگاهي رسيده اي ، هر کس که در باره او با تو مجادله کند ، بگو : بياييد تا حاضر آوريم ، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را ، ما زنان خود را و شما زنان خود را ، ما خود و شما خود آنگاه دعا وتضرع کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بفرستيم. إِنَّ هَـذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ اللّهُ وَإِنَّ اللّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ، مانا اين داستاني است راست و درست جز الله هيچ خدايي نيست او خدايي ، پيروزمند و حکيم است. فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ ، اگر رويگردان شوند ، خداوند مفسدان را مي شناسد.

(59 - 62) سپس داستان و خبر راستین عیسی و مریم را بیان کرد، و تصریح نمود، او بنده‌ایست که خدا بر وی تفضل نموده، و هرکس گمان برد چیزی از خدایی در او وجود دارد، به راستی که بر خدا دروغ بسته، و همۀ پیامبران و عیسی را تکذیب کرده است. پس کسانی که عیسی را معبود قرار داده‌اند، دچار شبهۀ باطلی شده‌اند، و اگر این شبهه، صحیح بود، آدم از عیسی سزاوارتر بود؛ زیرا آدم بدون پدر و مادر آفریده شد، و با این وجود، همۀ انسان‌ها اتفاق دارند که او بنده‌ای از بندگان خدا است. پس ادعای خدا بودن عیسی- چون که بدون پدر آفریده شده است- باطل‌ترین و پوچ‌ترین ادعاست. و این حق است و شکی در آن نیست؛ زیرا عیسی در مورد خودش گفته است: (﴿مَا قُلۡتُ لَهُمۡ إِلَّا مَآ أَمَرۡتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡ﴾) جز آنچه مرا به آن فرمان داده بودی، چیزی به آنها نگفتم؛ خدا را بپرستید که پروردگار من و شماست.گروهی از نصارای نجران، نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند و پس از آنکه پیامبر صلی الله علیه وسلم دلایل قاطعی مبنی بر اینکه عیسی بندۀ خدا و پیامبرش است، ارائه کرد آنها همچنان بر گمان و عقیدۀ باطل خود، سرسختانه پافشاری می‌کردند؛ چرا که گمان می‌بردند او معبود است. کار آنها و پیامبر، به جایی کشید که خداوند پیامبر را دستور داد تا با آنان مباهله کند؛ زیرا حق برای آنان روشن گردید، اما عناد و تعصب، آنها را از پذیرفتن حق بازداشت. پس پیامبر آنان را به مباهله دعوت کرد وگفت: من و خانواده و فرزندانم حاضر می‌شویم، و شما هم همراه با خانواده و فرزندانتان حاضر شوید، سپس دعا می‌کنیم که خداوند نفرین و لعنت وعذابش را بر دروغگویان فرو فرستد. نصارا با یکدیگر مشورت کردند که آیا دعوت او را بپذیریم یا نه، بالاخره اتفاق کردند که خواستۀ او را اجابت نکنند، چون آنها می‌دانستند که او پیامبر بر حق خداست، و اگر با وی مباهله کنند خودشان و فرزندان و خانواده‌هایشان هلاک می‌شوند، بنابراین با پیامبر صلح کردند و به او جزیه پرداختند، و از او خواستند تا آنها را به حالت خودشان رها کند، و کاری با آنها نداشته باشد. پیامبر خواستۀ آنها را پذیرفت و آنان را در تنگنا قرار نداد؛ زیرا هدف که روشن شدن حق بود، حاصل شد و عناد و مخالفت آنها روشن گردید؛ چرا که از مباهله امتناع کردند. و این دلیلی است بر اینکه آنها ستمکار بودند. بنابراین چنانچه حق برایشان روشن گردید اما از آن رویگردانی نمودند، و از گمراهی‌شان برنگشتند، [بدان که] آنان فساد کار هستند، و خداوند از حالشان باخبر است. به‌همین جهت خداوند فرمود: (﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡقَصَصُ ٱلۡحَقُّ﴾) به راستی که این داستان، واقعی است و هیچ شکی در آن نیست، (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و همانا خداوند تواناست، و بر هر چیزی غالب است، و تمام هستی در برابر قدرت و عظمت وی سر تسلیم فرود آورده است، و با حکمت است و هر چیزی را در جای خودش قرار می‌دهد.

3:64Страница 58

قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ كَلِمَةٖ سَوَآءِۭ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ أَلَّا نَعۡبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشۡرِكَ بِهِۦ شَيۡـٔٗا وَلَا يَتَّخِذَ بَعۡضُنَا بَعۡضًا أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِۚ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُولُواْ ٱشۡهَدُواْ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ ٦٤

Скажи: «О люди Писания! Давайте придем к единому слову для нас и для вас, о том, что мы не будем поклоняться никому, кроме Аллаха, не будем приобщать к Нему никаких сотоварищей и не будем считать друг друга господами наряду с Аллахом». Если же они отвернутся, то скажите: «Свидетельствуйте, что мы - мусульмане».

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ، بگو : اي اهل کتاب ، بياييد از آن کلمه اي که پذيرفته ما و شماست پيروي ، کنيم : آنکه جز خداي را نپرستيم و هيچ چيز را شريک او نسازيم و بعضي از ما بعضي ديگر را سواي خدا به پرستش نگيرد اگر آنان رويگردان شدند بگو : شاهد باشيد که ما مسلمان هستيم.

(64) پیامبر صلی الله علیه وسلم در نامه‌هایش به پادشاهانِ اهل کتاب این آیه را می‌نوشت، و گاهی آن را در رکعت اول نماز سنت صبح می‌خواند:﴿قُولُوٓاۡ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ﴾ و در رکعت دوم سنت نماز صبح نیز آن را می‌خواند، چون این آیه، مشتمل بر دعوت به سوی دینی است که پیامبران بر آن اتفاق دارند، و توحید الوهیت و پرستش خدای یگانه را دربر دارد، خدایی که شریکی ندارد، و انسان‌ها و دیگر آفریدگان از ویژگی‌های ربوبیت و صفات الوهیت برخوردار نمی‌باشند. پس اگر اهل کتاب و دیگران این را پذیرفتند، به راستی که هدایت یافته‌اند. (﴿ فَإِن تَوَلَّوۡاۡ فَقُولُواۡ ٱشۡهَدُواۡ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ﴾) و اگر روی برتابند، بگو:«گواه باشید که ما منقاد [خدا] هستیم.» مانند ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ...﴾

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English