Ас-СаадиЙа Син · 36:41–70

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Йа Син 36:41–70

36:41–50Страница 443

وَءَايَةٞ لَّهُمۡ أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ ٤١

Знамением для них является то, что Мы перенесли их потомство в переполненном ковчеге.

وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ ٤٢

Мы создали для них по его подобию то, на что они садятся.

وَإِن نَّشَأۡ نُغۡرِقۡهُمۡ فَلَا صَرِيخَ لَهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنقَذُونَ ٤٣

Если Мы пожелаем, то потопим их, и тогда никто не спасет их, и сами они не спасутся,

إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ ٤٤

если только Мы не окажем им милость и не позволим им пользоваться благами до определенного времени.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّقُواْ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيكُمۡ وَمَا خَلۡفَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ ٤٥

Когда им говорят: «Бойтесь того, что перед вами, и того, что после вас, чтобы вы были помилованы», - они не отвечают.

وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ ٤٦

Какое бы знамение из знамений их Господа не явилось к ним, они непременно отворачиваются от него.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ ٤٧

Когда им говорят: «Расходуйте из того, чем вас наделил Аллах», - неверующие говорят верующим: «Неужели мы будем кормить того, кого накормил бы Аллах, если бы пожелал? Воистину, вы лишь находитесь в очевидном заблуждении».

وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٤٨

Они говорят: «Когда сбудется это обещание, если вы говорите правду?».

مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ تَأۡخُذُهُمۡ وَهُمۡ يَخِصِّمُونَ ٤٩

Им нечего ожидать, кроме одного только гласа, который поразит их тогда, когда они будут препираться.

فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ تَوۡصِيَةٗ وَلَآ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ يَرۡجِعُونَ ٥٠

Они не смогут ни оставить завещание, ни вернуться к своим семьям.

وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ؛ عبرتي ديگر براي آنها آنکه نياکانشان را در آن کشتي انباشته شده سوار، کرديم. وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ؛ برايشان همانند کشتي چيزي آفريديم که بر آن سوار شوند. وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ؛ و اگر مي خواستيم همه را غرقه مي ساختيم و آنها را هيچ فرياد رسي نبود ورهايي نمي يافتند. إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ؛ جز به رحمت ما و برخورداري تا هنگام مرگ. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ و آنگاه که به ايشان گفته شود که از آنچه در پيش روي داريد يا پشت سرمي گذاريد بترسيد ، شايد بر شما رحمت آرند ، روي بگردانند. وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشود جز آنکه از آن ، اعراض کنند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ؛ و چون گفته شود که از آنچه خدا روزيتان کرده است انفاق کنيد ، کافران به مؤمنان گويند : آيا کساني را طعام دهيم که اگر خدا مي خواست خود آنهارا طعام مي داد ? شما در گمراهي آشکار هستيد. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده کي خواهد بود ? مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ؛ اينان انتظار يک بانگ سهمناک را مي برند ، تا بدان هنگام که سرگرم ستيزه هستند فرو گيردشان . فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ؛ آنچنان که ياراي وصيتي نداشته باشند و نتوانند نزد کسان خويش بازگردند.

(41) دلیل و نشانه‌ای دیگر بر اینکه خداوند به تنهایی معبود به حق می‌باشد، این است که نعمت‌ها را بخشیده و بلاها را دور گردانده است. از جمله نعمت‌های او این است که (﴿أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾) بسیاری از مفسران می‌گویند: منظور از (﴿ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾) پدران آنان است.

(42) (﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ﴾) و برای کسانی که بعد از پدرانشان آمده‌اند همسان این کشتی؛ یعنی همسان جنس این کشتی، چیزهایی را آفریده‌ایم که بر آنها سوار می‌شوند. پس خداوند نعمت خویش را بر پدران بیان داشت که آنها را بر کشتی‌ها حمل نمود، چراکه اعطای نعمت به آنها به مثابۀ نعمت دادن به فرزندانشان است. این از مشکل‌ترین موارد تفسیر برای من است؛ زیرا بسیاری از مفسران ـ همان‌طور که ذکر شد ـ بیان کرده‌اند که منظور از ذریه در اینجا پدران هستند، در صورتی که در قرآن جایی وجود ندارد که ذریه به معنی پدران آمده باشد. بلکه این نوعی ایهام است که سخن را از موضوع خارج می‌کند؛ و خارج کردن سخن از موضوع، چیزی است که کلام پروردگار جهانیان آن را نمی‌پذیرد؛ چراکه خداوند می‌خواهد مطالب را برای بندگانش روشن نماید. احتمالی دیگر بهتر از این وجود دارد و آن اینکه منظور از ذریه، جنس است؛ یعنی منظور از ذریه، خود آنان می‌باشد؛ چرا که آنها خود از ذریۀ آدم می‌باشند. اما این معنی را آیۀ بعدی: (﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ﴾) نقض می‌کند درحالی که اگر گفته شود معنی آیه این است که «برای این مخاطبان، همانند این کشتی، انواع کشتی‌ها را آفریده‌ایم که بر آنها سوار می‌شوند»، چون از حیث معنی، تکراری روی می‌دهد که فصاحت و شیواگویی قرآن آن را نمی‌پذیرد. و اگر منظور از (﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ﴾) شتر باشد، که شترها کشتی خشکی هستند، معنی درست و واضح می‌گردد. اما اگر این معنی مراد باشد، مشکل به نوعی باقی می‌ماند که در سخن نوعی تشویش وجود دارد. و اگر چنین معنایی را مد‌ّ نظر داشت می‌فرمود:«وآیة لهم أنا حملناهم فی الفلک المشحون * وخلقنا لهم من مثله ما یرکبون» پس اگر در آیۀ اول بفرماید: (﴿حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾) [و منظور از ذریه، خود آنان باشد؛ یعنی خود آنان را حمل نمودیم] و در آیۀ دوم [که آن هم بر «حمل» دلالت می‌کند] بفرماید: «حملناهم»[یعنی آنان را بر شتر حمل نمودیم] در این حالت معنی روشن و واضح نخواهد بود، تا گفته نشود که ضمیر «هُمْ» در آیۀ دوم به «ذریه» بر می‌گردد. [آنگاه معنی دو آیه چنین خواهد بود: و نشانه‌ای دیگر برای آنان این است که ما آنان را بر کشتی مملو از سرنشین و کالا حمل نمودیم. نیز برای آنان همانند کشتی چیزی ـ یا چیزهایی ـ را درست کرده‌ایم که بر آن سوار می‌شوند. منظور از این چیز، شتر است]. خداوند حقیقت امر را بهتر می‌داند. وقتی که به اینجا رسیدم معنی دیگری به نظرم رسید که از مراد الهی دور نیست، و آن اینکه هر کس عظمت کتاب خداوند و بیانات کامل و شامل آن را در رابطه با امور حاضر و گذشته و آینده درک کند، در می‌یابد که قرآن بالاترین و کامل‌ترین حالات معنی و مفهوم را بیان می‌نماید، و معلوم است که کشتی‌ها از نشانه‌های خدا و نعمت‌هایش بر بندگان می‌باشند، و از زمانی که خداوند صنعت کشتی سازی را به بندگان آموخته تا روز قیامت مردم از این نعمت بهره‌مند می‌شوند. و این هنر قبلاً وجود داشت و تا زمان کسانی که مخاطب قرآن قرار گرفتند ادامه یافت.

(43) پس زمانی که خداوند آنها را با قرآن مورد خطاب قرار داد و حالت کشتی را بیان نمود و خداوند می‌دانست که بزرگ‌ترین نشانه‌های کشتی در زمان‌های بعدی ـ نه زمانی که آنان در آن به‌سر می‌برند ـ خواهد بود؛ آنگاه که خداوند ساختن کشتی‌های بادبانی و بخاری، و هواپیماها به انسان‌ها می‌آموزد که مانند پرندگان در فضا شناورند، و سواری‌هایی که در خشکی از آنها استفاده می‌شود ـ که این نشانه‌های بزرگ جز در زمان ذرّیۀ مخاطبان قرآن پدید نمی‌آیند ـ بالاترین انواع نشانه‌هایش را در این کتاب گوشزد نمود و فرمود: (﴿وَءَايَةٞ لَّهُمۡ أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ﴾) ونشانه‌ای است برای آنان که ما ذریۀ آنان را در کشتی مملو از ایشان و کالاهایشان حمل می‌کنیم. پس خداوند آنها را بر کشتی‌ها سوار نمود؛ و با دانشی که به آنان آموخت، آنها را از غرق شدن نجات داد. بنابراین نعمت خود را بر آنان یادآور شد، و این که آنها را از غرق شدن نجات داد، با اینکه می‌توانست آنان را غرق نماید. پس فرمود: (﴿وَإِن نَّشَأۡ نُغۡرِقۡهُمۡ فَلَا صَرِيخَ لَهُمۡ﴾) و اگر بخواهیم آنان را غرق کنیم، هیچ کسی نیست که به فریادشان برسد، و آنها را بر سختی و مصایبی که دچارش شده‌اند یاری نماید، و مشقت را از آنان دور کند. (﴿وَلَا هُمۡ يُنقَذُونَ﴾) و نه از آنچه که در آن هستند نجات داده می‌شوند.

(44) (﴿إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ﴾) مگر اینکه رحمت ما به دادشان برسد و آنها را غرق نکنیم و مورد لطف قرار دهیم و تا مدتی بهره‌مندشان سازیم، تا شاید برگردند و یا کوتاهی‌هایی را که از آنها صادر شده است جبران سازند.

(45) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّقُواۡ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيكُمۡ وَمَا خَلۡفَكُم﴾) و هنگامی که به آنان گفته شود از احوال برزخ و قیامت و از عقوبت‌های دنیوی بترسید، (﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾) تا به شما رحم شود. از آن روی می‌گردانند و به آن توجّهی نمی‌کنند، گرچه نشانه‌های فراوانی به نزد آنها بیاید.

(46) بنابراین فرمود: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) در نسبت دادن نشانه‌ها به پروردگارشان، دلیلی بر کامل بودن و واضح بودن نشانه‌هاست، چون هیچ چیزی از نشانه‌های خدا بزرگ‌تر و روشن‌تر نیست. و از جمله تربیت الهی برای بندگانش، این است که نشانه‌هایی به آنها داده که آنها را در دین و دنیایشان سودمند خواهد کرد.

(47) (﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ﴾) و هنگامی که به آنان گفته شود از رزقی که خداوند به شما ارزانی نموده است ـ و اگر بخواهد آن را از شما می‌ستاند ـ انفاق کنید، (﴿قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ﴾) کافران در حالی که با حق مخالفت می‌ورزند، با استناد به تقدیر و خواست الهی به مؤمنان می‌گویند: (﴿أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) آیا به کسی خوراک بدهیم که اگر خدا می‌خواست، به او خوراک می‌داد؟! شما مؤمنان جز در گمراهی آشکاری نیستید، چراکه ما را به چنین کاری فرمان می‌دهید. و این از جمله چیزهایی است که نشانۀ جهالت بزرگ آنهاست، یا اینکه آنها خود را به نادانی می‌زدند؛ زیرا هیچ زمان فرد گناهکار نباید مشیّت و خواست خداوند را برای گناهکاری خویش بهانه کند، گرچه هرچه خدا بخواهد همان می‌شود، و هرچه خدا نخواهد نمی‌شود. اما خداوند متعال به بندگان قدرت داده، و به آنها چنان توانایی بخشیده است که فرمان الهی را انجام دهند، و از آنچه نهی کرده است بپرهیزند. پس هرگاه بندگان آنچه را که خداوند به انجام آن دستور داده است ترک کنند، این کارشان از روی اختیار بوده و اجبار و اکراهی در کار نیست.

(48 - 49) (﴿وَيَقُولُونَ﴾) و در حالت تکذیب و شتاب ورزیدن می‌گویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) وعدۀ آمدن قیامت کی خواهد بود، اگر راست می‌گویید؟! خداوند متعال فرمود: این را دور ندانید، چون نزدیک است. (﴿مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) انتظار نمی‌کشند مگر صدایی را؛ و آن صدای دمیدن صور است. (﴿تَأۡخُذُهُمۡ﴾) که آنها را فرا می‌گیرد، (﴿وَهُمۡ يَخِصِّمُونَ﴾) در حالی که آنها از آن غافل‌اند و در حالی که مشغول گفتگو و جرو بحث با یکدیگرند، آمدن چنین چیزی به ذهن آنها خطور نمی‌کند؛ چراکه جروبحث معمولاً در زمان غفلت و بی‌خبری صورت می‌گیرد.

(50) وقتی این صدای مرگبار آنها را فرا بگیرد، به هیچ ملّتی مهلت داده نمی‌شود، (﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ تَوۡصِيَةٗ﴾) پس نمی‌توانند کوچک‌ترین وصیّتی بکنند، (﴿وَلَآ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) و نه به سوی خانواده‌شان باز می‌گردند.

36:51–54Страница 443

وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يَنسِلُونَ ٥١

Протрубят в Рог, и вот они устремляются к своему Господу из могил.

قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرۡقَدِنَاۜۗ هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَصَدَقَ ٱلۡمُرۡسَلُونَ ٥٢

Они скажут: «О горе нам! Кто поднял нас с места, где мы спали?». Это - то, что обещал Милостивый, и посланники говорили правду».

إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ ٥٣

Будет один только глас, и все они будут собраны у Нас.

فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡـٔٗا وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٥٤

Сегодня ни одной душе не будет причинено никакой несправедливости, и вам воздастся только за то, что вы совершали.

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ؛ و در صور دميده شود و آنان از قبرها بيرون آيند و شتابان به سوي ، پروردگارشان روند. قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ؛ مي گويند : واي بر ما ، چه کسي ما را از خوابگاههايمان برانگيخت ? اين همان وعده خداي رحمان است و پيامبران راست گفته بودند. إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ؛ جز يک بانگ سهمناک نخواهد بود ، که همه نزد ما حاضر مي آيند. فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ آن روز به کس ستم نمي شود و جز همانند کاري که کرده ايد پاداش نمي بينيد.

(51) در اوّلین مرحلۀ دمیدن در صور، مردم آشفته می‌شوند و می‌میرند. و این دمیده شدن که در این آیه‌ها بدان اشاره شده است، همان است که برای زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز انجام می‌گیرد. پس وقتی که در صور دمیده می‌شود، آنها از گورها و قبرها بیرون می‌آیند، و شتابان به سوی پروردگارشان برای حضور در پیشگاه او می‌روند، و نمی‌توانند درنگ کنند. و در این حالت تکذیب کنندگان ناراحت می‌شوند و اظهار ندامت و تأسف می‌نمایند.

(52) و می‌گویند: (﴿قَالُواۡ يَٰوَيۡلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرۡقَدِنَاۜ ﴾) چه کسی ما را از خوابمان در قبرها برانگیخته است؟ چون در بعضی از احادیث آمده است که اهل قبرها اندکی پیش از دمیده شدن در صور، به خواب می‌روند. وقتی آنها چنین می‌گویند، به آنان پاسخ داده ‌شده و گفته می‌شود: (﴿هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَصَدَقَ ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾) این همان چیزی است که خداوند و پیامبران، شما را به آن وعده داده بودند؛ پس راستگویی پیامبران آشکار گردیده، و با چشم خود آن را مشاهده می‌کنید. چنین گمان مبر که ذکر «رحمان» در اینجا فقط برای این است که از وعده‌اش خبر دهد، بلکه برای این است که خداوند در این روز بزرگ، مهربان است، و مردمان چیزهایی از رحمت و مهربانی‌اش مشاهده خواهند کرد که کسی گمان آن را نمی‌برد. همچنانکه در جاهای دیگری نیز می‌فرماید:﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾ فرمانروایی حقیقی در این روز از آن خداوند مهربان است، ﴿وَخَشَعَتِ ٱلۡأَصۡوَاتُ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾ و صداها در برابر خداوند مهربان آرام‌اند.

(53) (﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) رستاخیز و برانگیختن از قبرها جز صدایی نمی‌باشد که اسرافیل در صور می‌دمد، و آنگاه جسدهای مرده زنده می‌شوند. (﴿فَإِذَا هُمۡ جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ﴾) آنگاه همۀ پیشینیان و پسینیان و انسان‌ها و جن‌ها همه در نزد ما گرد آورده می‌شوند تا بر کارهایشان محاسبه گردند.

(54) (﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡ‍ٔٗا﴾) پس امروز به هیچ کس کمترین ستمی نمی‌گردد، و از نیکی‌هایش کاسته نمی‌شود، و به بدی‌هایش افزوده نمی‌گردد. (﴿وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) و جز جزای کارهای خوب و بدی که می‌کرده‌اید به شما داده نمی‌شود. پس هر کس در کارنامۀ خویش خیری یافت، باید خدا را ستایش کند؛ و هر کس غیر از خوبی چیزی دیگر یافت، جز خودش کسی را ملامت نکند.

36:55–58Страница 444

إِنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ ٱلۡيَوۡمَ فِي شُغُلٖ فَٰكِهُونَ ٥٥

Воистину, обитатели Рая сегодня будут заняты тем, что будут наслаждаться.

هُمۡ وَأَزۡوَٰجُهُمۡ فِي ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ مُتَّكِـُٔونَ ٥٦

Они и их супруги будут лежать в тенях на ложах, прислонившись.

لَهُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ ٥٧

Там для них есть фрукты и все, что они потребуют.

سَلَٰمٞ قَوۡلٗا مِّن رَّبّٖ رَّحِيمٖ ٥٨

Милосердный Господь приветствует их словом: «Мир!».

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ؛ بهشتيان آن روز به شادماني مشغول باشند. هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ؛ آنها و همسرانشان در سايه ، ها بر تختها تکيه زده اند. لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ؛ در آنجا هر ميوه و هر چيز ديگر که بخواهند فراهم است. سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ؛ و سلامي که سخن پروردگار مهربان است.

(55 - 56) وقتی خداوند بیان کرد که به هیچ کس جزایی جز آنچه کرده است داده نمی‌شود، جزای هر دو گروه را بیان کرد؛ و ابتدا پاداش و جزای اهل بهشت را بیان نمود و خبر داد که آنها در آن روز (﴿فِي شُغُلٖ فَٰكِهُونَ﴾) سرگرم شادمانی هستند و لذّت می‌برند؛ و همۀ آنچه که انسان دوست دارد و چشم‌ها از دیدن آن لذّت می‌برند و آرزو کنندگان آرزویش می‌نمایند، به آنها خواهد رسید. و از جمله چیزهایی که به آنها می‌رسد، دیدار با دوشیزگان زیباست. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید: (﴿هُمۡ وَأَزۡوَٰجُهُمۡ﴾) آنان و همسرانشان از حورهای بهشتی که چهره و بدنی زیبا و اخلاقی خوب دارند، (﴿فِي ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ مُتَّكِ‍ُٔونَ﴾) در سایه‌هایی بر تخت‌ها تکیه زده‌اند؛ یعنی بر تخت‌هایی که با پرده‌ها و پارچه‌هایی آراسته شده‌اند تکیه می‌زنند؛ تکیه‌ای که نشانگر کمال راحتی و آرامش و لذّت است.

(57) (﴿لَهُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ﴾) برای آنان در بهشت میوه‌های لذّت‌بخش و فراوانی است، از قبیل: انگور و انجیر و انار و غیره. (﴿وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ﴾) و آنچه که بخواهند و آرزو کنند به آنها خواهد رسید.

(58) (﴿سَلَٰمٞ قَوۡلٗا مِّن رَّبّٖ رَّحِيمٖ﴾) و بر آنان نیز از جانب پروردگار مهربان سلام گفته می‌شود. در اینجا این مطلب ثابت می‌شود که خداوند متعال با اهل بهشت سخن می‌گوید و بر آنها سلام می‌کند، و آن را با(﴿قَوۡلٗا﴾) تاکید کرده است. پس وقتی خداوند مهربان به آنها سلام می‌کند، سلامتی کامل از هر جهت به آنها می‌رسد، و تهنیت و درودی به آنها می‌رسد که بالاتر از آن نیست، و هیچ نعمتی همانند آن وجود ندارد. چه فکر می‌کنید در مورد سلام و درود پادشاه پادشاهان، پروردگار بزرگ مهربان و بخشنده که اهل بهشت را سلام می‌کند؛ کسانی که خشنودی خود را از آنها اعلام داشته و هرگز از آنها ناخشنود نمی‌گردد. اگر خداوند چنین مقدر و مقرر نمی‌نمود که آنها نمیرند و دل‌هایشان از شادی از جای برکنده نشود، قطعاً به هنگامی که خداوند بر آنها سلام می‌گفت؛ از فرط شادی می‌مردند، یا دل‌هایشان از جای کنده می‌شد. امیدوارم که پروردگارمان ما را از این نعمت محروم نکند، و از نگاه کردن به چهرۀ بزرگوارش بهره‌مندمان سازد.

36:59–67Страница 444

وَٱمۡتَٰزُواْ ٱلۡيَوۡمَ أَيُّهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٥٩

Отделитесь сегодня, грешники!

۞ أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ ٦٠

Разве Я не завещал вам, сыны Адама, не поклоняться дьяволу, который является вашим явным врагом,

وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ ٦١

и поклоняться Мне? Это - прямой путь.

وَلَقَدۡ أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرًاۖ أَفَلَمۡ تَكُونُواْ تَعۡقِلُونَ ٦٢

Он уже ввел в заблуждение многих из вас. Неужели вы не разумеете?

هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ ٦٣

Вот Геенна, которая была вам обещана.

ٱصۡلَوۡهَا ٱلۡيَوۡمَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ ٦٤

Горите в ней сегодня за то, что вы не веровали».

ٱلۡيَوۡمَ نَخۡتِمُ عَلَىٰٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَتُكَلِّمُنَآ أَيۡدِيهِمۡ وَتَشۡهَدُ أَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٦٥

Сегодня Мы запечатаем их уста. Их руки будут говорить с Нами, а их ноги будут свидетельствовать о том, что они приобретали.

وَلَوۡ نَشَآءُ لَطَمَسۡنَا عَلَىٰٓ أَعۡيُنِهِمۡ فَٱسۡتَبَقُواْ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبۡصِرُونَ ٦٦

Если Мы пожелаем, то лишим их зрения, и тогда они бросятся к Пути. Но как они будут видеть?

وَلَوۡ نَشَآءُ لَمَسَخۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمۡ فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مُضِيّٗا وَلَا يَرۡجِعُونَ ٦٧

Если Мы пожелаем, то обезобразим их на их местах, и тогда они не смогут ни двинуться вперед, ни вернуться.

وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ؛ اي گناهکاران ، امروز کناري گيريد. أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ اي فرزندان آدم ، آيا با شما پيمان نبستم که شيطان را نپرستيد زيرا دشمن آشکار شماست ? وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ؛ و مرا بپرستيد ، که راه راست اين است ? وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ؛ بسياري از شما را گمراه کرد، مگر به عقل در نمي يافتيد ? هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ؛ اين است آن جهنمي که به شما وعده داده بودند. اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ؛ به سزاي کفرتان اينک در آن داخل شويد. الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ؛ امروز بر دهانهايشان مهر مي نهيم و دستهايشان با ما سخن خواهند گفت وپاهايشان شهادت خواهند داد که چه مي کرده اند. وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ؛ اگر بخواهيم ، چشمانشان را کور مي کنيم پس شتابان آهنگ صراط کنند اما، کجا را توانند ديد ? وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ؛ و اگر بخواهيم ، آنها را بر جايشان مسخ کنيم ، که نه توان آن داشته باشند که به پيش قدم بردارند و نه باز پس گردند.

(59) وقتی خداوند پاداش پرهیزگاران را بیان کرد، سزای گناهکاران را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿وَٱمۡتَٰزُواۡ ٱلۡيَوۡمَ أَيُّهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) در روز قیامت به گناهکاران گفته می‌شود: از مؤمنان جدا شوید، تا آنها را سرزنش کند، و در حضور همۀ خلائق و قبل از آنکه آنها را وارد جهنّم سازد، توبیخشان نماید

(60) (﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواۡ ٱلشَّيۡطَٰنَ﴾) مگر به شما فرمان ندادم، و بر زبان پیامبران شما را توصیه نکردم که ای فرزندان آدم! از شیطان اطاعت مکنید؟ و در این توبیخ، توبیخ به خاطر انواع کفر و گناهان نهفته است، چون همۀ انواع کفر و گناهان، اطاعت از شیطان و عبادت او محسوب می‌شود. (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) چراکه او دشمن آشکار شماست. پس شما را از پرستش شیطان به شدّت برحذر داشتم، و شما را از اطاعت او ترساندم، و خبر دادم که او شما را به چه چیزی فرا می‌خواند.

(61) (﴿وَأَنِ ٱعۡبُدُونِي﴾) و شما را فرمان دادم که با اطاعت از دستورات من، و ترک آنچه از آن نهی کرده‌ام، مرا بپرستید. (﴿هَٰذَا﴾) عبادت و پرستش و اطاعت از من، و سرپیچی از شیطان (﴿صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾) همان صراط مستقیم است. پس دانش‌های مربوط به راه راست، و اعمال آن در این دو چیز ـ یعنی اطاعت از خدا و پیروی نکردن از شیطان ـ خلاصه می‌گردد. ولی شما به عهد من پایبند نماندید، و به سفارش و توصیۀ من عمل نکردید، بلکه دشمن را -که شیطان است- به دوستی گرفتید.

(62) شیطانی که (﴿أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرًا﴾) گروه‌های زیادی را از شما گمراه ساخت، (﴿أَفَلَمۡ تَكُونُواۡ تَعۡقِلُونَ﴾) آیا عقل نداشتید که شما را فرمان دهد تا پروردگارتان و کارساز حقیقی‌تان را به دوستی بگیرید، و شما را از دوستی کردن با سرسخت‌ترین دشمنانتان باز دارد؟ اگر عقل و خرد درستی ‌داشتید، چنین نمی‌کردید.

(63) پس هرگاه از شیطان پیروی کردید و با خداوند مهربان دشمنی ورزیدید و دیدار الهی را تکذیب کردید و آمدن قیامت که سرای سزا و جزاست را رد نمودید و نپذیرفتید، و سخن عذاب بر شما محقق گشت، (﴿هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ﴾) این همان جهنّمی است که به شما وعده داده می‌شد و آن را تکذیب می‌کردید. پس اینک آن را با چشم خود آشکارا مشاهده کنید؛ جهنّمی که دل‌ها از دیدن آن مضطرب گشته؛ و چشم‌ها از هول و وحشت، از حدقه بیرون می‌آیند.

(64) سپس جریان آنان را این‌گونه به پایان می‌رساند که دستور می‌دهد تا وارد جهنّم شوند و به آنها گفته می‌شود: (﴿ٱصۡلَوۡهَا ٱلۡيَوۡمَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ﴾) وارد جهنّم شوید و در آن بسوزید، به صورتی که گرما و سوزش آن از هر سو شما را احاطه نموده و به همه جایتان سرایت می‌کند. و این بدان سبب است که شما به آیات خدا کفر می‌ورزیدید، و پیامبران خدا را تکذیب می‌کردید.

(65) خداوند در بیان حالت زشت و اسفبار آنها در سرای بدبختی و شقاوت می‌فرماید: (﴿ٱلۡيَوۡمَ نَخۡتِمُ عَلَىٰٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾) امروز بر دهان‌هایشان مهر می‌نهیم؛ یعنی آنها را گنگ و لال می‌کنیم؛ پس آنان سخن نمی‌گویند و نمی‌توانند کارهایی را که کرده‌اند، از قبیل: کفر و تکذیب انکار کنند. (﴿وَتُكَلِّمُنَآ أَيۡدِيهِمۡ وَتَشۡهَدُ أَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و دستانشان با ما سخن می‌گویند، و پاهایشان گواهی می‌دهند؛ یعنی اعضای بدنشان در رابطه با کارهایی که انجام داده‌اند، علیه آنها گواهی می‌دهند. و اعضای آنها را خداوند به سخن می‌آورد؛ خداوندی که هر چیزی را به سخن می‌آورد.

(66) (﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَطَمَسۡنَا عَلَىٰٓ أَعۡيُنِهِمۡ﴾) و اگر بخواهیم، کورشان می‌نمائیم؛ یعنی همان‌طور که قدرت سخن گفتن را از آنها سلب می‌کنیم، بینایی‌شان را هم از آنها می‌گیریم. (﴿فَٱسۡتَبَقُواۡ ٱلصِّرَٰطَ﴾) پس شتابان به سوی راه می‌روند، «صراط» راه رسیدن به بهشت است. (﴿فَأَنَّىٰ يُبۡصِرُونَ﴾) اما چگونه می‌توانند ببینند درحالی که چشم‌هایشان کور گشته است؟!

(67) (﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَمَسَخۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمۡ﴾) و اگر بخواهیم، آنان را بر جایگاهشان مسخ می‌کنیم؛ یعنی حرکتشان را از آنها می‌گیریم. (﴿فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواۡ مُضِيّٗا وَلَا يَرۡجِعُونَ﴾) پس نمی‌توانند به جلو بروند و نمی‌توانند به عقب برگردند تا از عذاب جهنّم دور شوند؛ یعنی عذاب بر کافران قطعی شده و راه گریزی از آن ندارند. و در اینجا آتش جهنّم آشکار گردیده و هیچ کس راه نجاتی ندارد مگر اینکه از روی صراط عبور کند؛ و عبور کردن از روی پل صراط فقط برای مؤمنان ممکن است، و فقط آنها می‌توانند از آن بگذرند، که آنها به وسیلۀ نورشان می‌روند. اما خداوند هیچ تعهدی ندارد که اینها را از جهنّم نجات بدهد. پس اگر بخواهد، چشم‌هایشان را کور می‌گرداند و توان حرکت را از آنها سلب می‌کند. پس آنها اگر به سوی صراط بشتابند، آن را نمی‌یابند؛ و اگر خداوند بخواهد، حرکت را از آنها می‌گیرد. پس نمی‌توانند به عقب و جلو بروند؛ منظور این است که آنها از پل صراط عبور نمی‌کنند، و در نتیجه نجات نمی‌یابند.

36:68Страница 444

وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِۚ أَفَلَا يَعۡقِلُونَ ٦٨

Тому, кому Мы даруем долгую жизнь, Мы придаем противоположный облик. Неужели они не разумеют?

وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ؛ هر که را عمر دراز دهيم ، در آفرينش دگرگونش کنيم چرا تعقل نمي کنيد?

(68) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِ﴾) و هر کس از انسان‌ها را که عمر طولانی بدهیم، خلقت او را دگرگون می‌سازیم؛ یعنی او را به حالت آغاز آفرینشش که دارای ناتوانی جسمی و ضعف عقلی بود برمی‌گردانیم.(﴿أَفَلَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا خرد نمی‌ورزند و نمی‌فهمند که انسان از هر جهت ناقص است، تا به عقل بیایند و عقلشان را در راه اطاعت از پروردگارشان به کار بگیرند؟!

36:69–70Страница 444

وَمَا عَلَّمۡنَٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُۥٓۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ وَقُرۡءَانٞ مُّبِينٞ ٦٩

Мы не учили его (Мухаммада) поэзии, и не подобает ему это. Это - не что иное, как Напоминание и ясный Коран,

لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّٗا وَيَحِقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ ٧٠

чтобы он предостерегал тех, кто жив, и чтобы сбылось Слово относительно неверующих.

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ؛ به او شعر نياموخته ايم و شعر در خور او نيست آنچه به او آموخته ايم جز اندرز و قرآني روشنگر نيست. لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ؛ تا مؤمنان را بيم دهد و سخن حق بر کافران ثابت شود.

(69) . خداوند متعال پیامبرش محمّد صلی الله علیه وسلم را از تهمتی که مشرکان او را بدان متهم می‌کردند -مبنی بر اینکه او شاعر است، و آنچه آورده است شعر می‌باشد- منزّه و پاک داشته و می‌فرماید: (﴿وَمَا عَلَّمۡنَٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُۥٓ﴾) ما به او شعر نیاموخته‌ایم و سزاوار او نیست که شاعر باشد؛ یعنی این محال و غیر ممکن است که او یک شاعر باشد؛ چون وی هدایت یافته و راهیاب است، و شاعران گمراه‌اند و گمراهان و سرگشتگان از آنها پیروی می‌کنند. و خداوند همۀ شبهاتی را که گمراهان دستاویز خود قرار داده بودند، از پیامبرش دور نمود. بنابراین خداوند او را بی‌سواد گذاشت طوری که خواندن و نوشتن بلد نبود؛ و خبر داد که به او شعر نیاموخته، و شعر و شاعری سزاوار او نیست. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ﴾) آنچه که او آورده، پندی است که خردمندان از آن پند می‌پذیرند، و همۀ مطالب دینی را از آن فرا می‌گیرند. و این قرآن همه را به کامل‌ترین صورت در بر دارد؛ و آنچه را که خداوند در سرشتشان به ودیعه نهاده -در خصوص امر به نیکی و نهی از زشتی- به عقل‌ها یادآوری می‌کند (﴿وَقُرۡءَانٞ مُّبِينٞ﴾) و قرآنی است روشنگر؛ یعنی بیان کنندۀ چیزهایی است که نیاز به تبیین دارند. و بدان خاطر معمول را حذف کرد تا بر این دلالت نماید که قرآن همۀ حق و حقایق را با تمام دلایل تفصیلی و اجمالی آن بیان می‌دارد، و باطل و دلایل بطلان آن را روشن می‌کند. و خداوند قرآن را این گونه بر پیامبرش نازل کرده است.

(70) (﴿لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّٗا﴾) تا هرکس را که زنده دل و آگاه باشد، بیم دهد؛ زیرا کسی که زنده دل و بیدار است، به قرآن توجّه می‌نماید و دانش‌های فراوانی از قرآن می‌آموزد و به آن عمل می‌کند. و قرآن برای دل، همانند باران برای زمینی خوب و حاصلخیز است. (﴿وَيَحِقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و تا وعدۀ عذاب بر کافران مسلّم گردد؛ چون به وسیلۀ قرآن، حجّت خدا بر آنها اقامه گردیده، و کوچک‌ترین دلیل و عذر و شبهه‌ای برایشان باقی نمانده است.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English