Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Ас-Саффат 37:123–166
37:123–132Страница 450
وَإِنَّ إِلۡيَاسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٢٣
Ильяс (Илия) также был одним из посланников.
إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ ١٢٤
Он сказал своему народу: «Неужели вы не устрашитесь?
أَتَدۡعُونَ بَعۡلٗا وَتَذَرُونَ أَحۡسَنَ ٱلۡخَٰلِقِينَ ١٢٥
Неужели вы взываете к Балу и оставляете Самого прекрасного из творцов -
ٱللَّهَ رَبَّكُمۡ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ ١٢٦
Аллаха, Господа вашего и Господа ваших праотцев?».
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ ١٢٧
Они сочли его лжецом, и все они непременно будут собраны в Аду,
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ١٢٨
кроме избранных (или искренних) рабов Аллаха.
وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ ١٢٩
Мы оставили о нем в последующих поколениях добрую молву.
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ ١٣٠
Мир Ильясину (Ильясу, или семейству Йасина)!
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١٣١
Воистину, так Мы воздаем творящим добро.
إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ١٣٢
Воистину, он - один из Наших верующих рабов.
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ؛ و الياس از پيامبران بود. إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ؛ به مردم خود گفت : آيا پروا نمي کنيد ? أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ؛ آيا بعل را به خدايي مي خوانيد ، و آن بهترين آفرينندگان را وامي گذاريد? وَاللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ؛ پروردگار شما و پروردگار نياکانتان ، خداي يکتاست. فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛ پس تکذيبش کردند و آنان از احضار شدگانند. إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان مخلص خدا، وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ؛ و نام نيک او را در نسلهاي بعد باقي گذاشتيم. سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ؛ سلام بر خاندان الياس. إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ؛ ما نيکوکاران را اينچنين پاداش مي دهيم. إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ؛ او از بندگان مؤمن ما بود.
(123 - 132) خداوند بنده و پیامبرش الیاس علیه السلام را به خاطر نبوت و رسالت و دعوت کردن به سوی خدا ستایش میکند. و او قومش را به پرهیزگاری و عبادت خدای یگانه فرمان داد، و آنها را از پرستش بتی که داشتند و نامش بعل بود، نهی کرد و از اینکه آنها عبادت خداوند را ترک کرده بودند- خداوندی که مردم را آفریده و به بهترین شیوه آنها را صورتگری کرده است و خوب آنها را پرورش داده و تربیت نموده و نعمتهای ظاهری و باطنی را به آنان ارزانی داشته است- آنان را سرزنش کرده و گفت: چگونه عبادت کسی را ترک کردهاید که اینگونه است، و به پرستش بتی روی آوردهاید که فایده و ضرری نمیدهد و چیزی نمیآفریند و روزی نمیرساند و نمیخورد و سخن نمیگوید؟ و آیا عبادت چنین چیزی جز بزرگترین گمراهی و بی خردی چیزی دیگر میتواند باشد؟! (﴿فَكَذَّبُوهُ﴾) آنان الیاس را در چیزهایی که به سوی آن دعوت میکرد تکذیب کردند، و از او اطاعت ننمودند. خداوند آنها را تهدید کرد و فرمود: (﴿فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ﴾) قطعاً آنان روز قیامت در عذاب گرد آورده خواهند شد. و برایشان کیفری دنیوی که بدان گرفتار شده باشند ذکر نکرده است. (﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾) مگر کسانی که خداوند آنها را برگزیده، و نعمت پیروی کردن از پیامبرشان را به آنها بخشیده است؛ پس این افراد در عذاب گرد آورده نمیشوند، بلکه خداوند به اینها پاداش فراوانی خواهد داد. (﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ﴾) و برای الیاس در میان ملّتهای بعدی نام نیکی باقی گذاردیم. ((سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ﴾) از جانب خدا و بندگانش بر او درود باد. (﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) خداوند الیاس را مورد ستایش قرار داده، همان طور که دیگر برادران پیامبرش را ستوده است. صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین.
37:133–138Страница 451
وَإِنَّ لُوطٗا لَّمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٣٣
Лут (Лот) также был одним из посланников.
إِذۡ نَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ ١٣٤
Мы спасли его и всю его семью,
إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ ١٣٥
кроме старухи, которая была в числе оставшихся позади.
ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ ١٣٦
Затем Мы уничтожили всех остальных.
وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ ١٣٧
Вы проходите мимо них утром
وَبِٱلَّيۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ ١٣٨
и вечером. Неужели вы не разумеете?
وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ؛ و لوط از پپامبران بود. إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ؛و و همه کسانش را نجات داديم. إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ؛ مگر پيرزني که با مردم شهر بماند. ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ؛ سپس ديگران را هلاک کرديم. وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ؛ شما بر آنها مي گذريد ، بامدادان ، وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ و شامگاهان آيا تعقل نمي ، کنيد ?
(133 - 138) در اینجا خداوند بنده و پیامبرش لوط را به خاطر نبوّت و رسالت و دعوت کردن قومش به سوی خدا و نهی کردن آنها از شرک و از کار زشت میستاید. پس وقتی قوم لوط از شرک و کار زشت باز نیامدند، خداوند لوط و خانوادهاش، همگی را نجات داد، و آنها شب هنگام از آنجا حرکت کردند و از عذاب نجات یافتند. (﴿إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾) مگر پیرزنی که در میان عذاب داده شدگان باقی ماند؛ و آن پیرزن همسر لوط بود که به دین لوط نگرویده بود. (﴿ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ﴾) سپس دیگران را با زیر و رو کردن شهرشان نابود کردیم. ﴿جَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهَا حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٖ مَّنضُودٖ﴾ و آن شهر را زیرو رو کردیم، و بر آنها سنگهایی از گل پخته باراندیم تا اینکه از بین رفتند و نابود گشتند. (﴿وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ وَبِٱلَّيۡلِ﴾) و شما به هنگام صبح از سرزمین قوم لوط عبور میکنید و به هنگام شب نیز از آنجا میگذرید؛ یعنی در این وقتها زیاد از آنجا عبور میکنید، پس در هلاک شدن آنها شک و تردیدی نیست. (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا در نشانهها و عبرتها نمیاندیشید، و از آنچه که باعث هلاکت و نابودی میشود باز نمیآیید؟!
37:139–148Страница 451
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٣٩
Йунус (Иона) также был одним из посланников.
إِذۡ أَبَقَ إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ ١٤٠
Он сбежал на переполненный корабль.
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ ١٤١
Он бросил жребий вместе с другими и оказался проигравшим.
فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٞ ١٤٢
Его проглотила рыба, когда он был достоин порицания.
فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ ١٤٣
Если бы он не был одним из прославляющих Аллаха,
لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ ١٤٤
то непременно остался бы в ее чреве до того дня, когда они будут воскрешены.
۞ فَنَبَذۡنَٰهُ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٞ ١٤٥
Мы выбросили его на открытую местность, и он был болен.
وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ ١٤٦
Мы взрастили над ним (или возле него) тыкву.
وَأَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ مِاْئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ يَزِيدُونَ ١٤٧
Мы отправили его к ста тысячам или даже больше того.
فَـَٔامَنُواْ فَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ ١٤٨
Они уверовали, и Мы позволили им пользоваться благами до определенного времени.
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ؛ و يونس از پيامبران بود إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ؛ چون به آن کشتي پر از مردم گريخت ، فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ؛ قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ؛ ماهي ببلعيدش و او در خور سرزنش بود فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ؛ پس اگر نه از تسبيح گويان مي بود ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ تا روز قيامت در شکم ماهي مي ماند فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ؛ پس او را که بيمار بود به خشکي افکنديم ، وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ؛ و بر فراز سرش بوته کدويي رويانيديم وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ؛ و او را به رسالت بر صد هزار، کس و بيشتر فرستاديم فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ؛ آنها ايمان آوردند و تا زنده بودند ، برخورداريشان داديم
(139) خداوند بنده و پیامبرش یونس بن متی را ستایش میکند، همان طور که دیگر پیامبران را به خاطر نبوّت و رسالت و دعوت کردن به سوی خدا ستایش کرد. خداوند متعال بیان میدارد که یونس را در دنیا کیفر داد، و او را به خاطر ایمان و کارهای شایستهاش از کیفر نجات داد.
(140) پس فرمود: (﴿إِذۡ أَبَقَ﴾) آنگاه که از نزد پروردگارش در حالی که خشمگین بود گریخت، به گمان اینکه خداوند او را نمیگیرد و او را در شکم ماهی زندانی نمیکند. خداوند بیان نکرده است که یونس چرا خشمگین شد، و گناهی را که یونس مرتکب شده چه بود، چون دانستن آن برای ما فایدهای ندارد. آنچه برای ما فایده دارد این است که برای ما گفته شده او مرتکب گناه گردید، و خداوند او را با وجود اینکه از پیامبران بزرگوار بود کیفر نمود، سپس او را نجات داد و سرزنش را از او دور کرد، و چیزی را برای او فراهم آورد که سبب صلاح و رستگاریاش بود. (﴿إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ﴾) وقتی یونس به کشتیِ پر از مسافر و کالا پناه برد، سوار کشتی شد درحالی که کشتی پر بود، کشتی سنگین گردید و نیاز شد تا بعضی از مسافران را به دریا بیندازند، و آنها در این کار برای هیچ کس برتری قایل نبودند. بنابراین قرعهکشی کردند و قرعه به نام هر کس میافتاد به دریا انداخته میشد، و این عدالتِ اهل کشتی بود. و خداوند هرگاه کاری را بخواهد بکند، اسبابش را فراهم مینماید.
(141) وقتی اهل کشتی قرعه کشی کردند، قرعه به نام یونس درآمد، (﴿فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ﴾) پس او از بازندگان گردید.
(142) و در دریا انداخته شد. (﴿فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٞ﴾) پس ماهی او را فرو بلعید در حالی که او سزاوار ملامت بود. کاری کرده بود که مستحق نکوهش گردیده بود، و آن اینکه پروردگارش را به خشم آورده بود.
(143 - 144) (﴿فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ﴾) و اگر در گذشته با کثرت عبادت پروردگارش و بیان تسبیح و ستایش او از نیایشگران نبود و در شکم ماهی نیایش نمیکرد، و نمیگفت:«لا إلَهَ إلَّا أنتَ سُبحَانَکَ إنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِین» هیچ معبود به حقی جز تو نیست، پاک و منزّهی، بیگمان من از ستمگران بودهام. (﴿لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ﴾) تا روز قیامت در شکم ماهی باقی میماند؛ یعنی شکم ماهی قبرش میشد، اما به سبب اینکه پروردگارش را ستایش میگفت و پاکیاش را بیان میکرد، و به سبب اینکه خدا را عبادت و پرستش مینمود، خداوند متعال او را نجات داد. و اینگونه خداوند، مؤمنان را به هنگامی که گرفتار سختیها میشوند نجات میدهد.
(145) (﴿فَنَبَذۡنَٰهُ بِٱلۡعَرَآءِ﴾) پس او را در سرزمینی خشک و خالی از درخت و گیاه انداختیم؛ یعنی ماهی او را از شکم خود در سرزمینی خشک و خالی که هیچ کس در آن نبود انداخت، و شاید در آن سرزمین هیچ درخت و سایهای وجود نداشته است، (﴿وَهُوَ سَقِيمٞ﴾) و او به سبب زندانی شدن در شکم ماهی مریض شده بود، و همچون جوجهای شده بود که از تخم مرغ بیرون آورده میشود.
(146) (﴿وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ﴾) و بر بالای او درختی از کدو رویاندیم که با سایۀ خود بر او سایه میانداخت، چون سایۀ درخت کدو سرد است و مگس بر آن نمینشیند، و این از لطف و مهربانی خداوند نسبت به او بود.
(147 - 148) سپس خداوند در حق او لطفی دیگر نمود و منّتی بزرگتر بر او نهاد و آن اینکه او را به سوی (﴿مِاۡئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ يَزِيدُونَ﴾) صد هزار نفر از مردم یا بیشتر فرستاد. یعنی اگر از صد هزار بیشتر نبودند، کمتر هم نبودند. پس یونس آنها را به سوی خداوند دعوت کرد. (﴿فََٔامَنُواۡ﴾) آنان همه ایمان آوردند، و ایمان آوردنشان در ترازوی اعمال یونس ثبت گردید؛ زیرا او آنها را دعوت کرده بود. (﴿فَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ﴾) پس آنها را تا مدّت زمان معیّنی بهرهمند ساختیم، و خداوند عذاب را از آنها دور کرد، این در حالی بود که اسباب آن فراهم شده بود. خداوند متعال میفرماید:﴿فَلَوۡلَا كَانَتۡ قَرۡيَةٌ ءَامَنَتۡ فَنَفَعَهَآ إِيمَٰنُهَآ إِلَّا قَوۡمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُواۡ كَشَفۡنَا عَنۡهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ﴾ ایمان آوردن هیچ گروهی به هنگام فراهم شدن اسباب عذاب به آنها فایده نبخشید، جز قوم یونس که وقتی ایمان آوردند، عذاب خوار کننده را در زندگانی دنیا از آنها دور کردیم، و تا مدت زمان معینی آنان را بهرهمند ساختیم.
37:149–157Страница 451
فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ ١٤٩
Спроси их, почему это у твоего Господа дочери, а у них - сыновья?
أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثٗا وَهُمۡ شَٰهِدُونَ ١٥٠
Или же Мы сотворили ангелов женщинами, и они присутствовали при этом?
أَلَآ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَيَقُولُونَ ١٥١
Воистину, по своей лживости они говорят:
وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ ١٥٢
«Аллах родил». Воистину, они - лжецы.
أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِينَ ١٥٣
Неужели Он избрал дочерей и возвысил их над сыновьями?
مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ ١٥٤
Что с вами? Как вы судите?
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ١٥٥
Не помянуть ли вам назидание?
أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَٰنٞ مُّبِينٞ ١٥٦
Или у вас есть ясное доказательство?
فَأۡتُواْ بِكِتَٰبِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ١٥٧
Принесите же ваше Писание, если вы говорите правду.
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ؛ از ايشان بپرس : آيا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن ايشان ? أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ؛ آيا وقتي که ما ملائکه را زن مي آفريديم آنها مي ديدند ? أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ؛ آگاه باش که از دروغگوييشان است که مي گويند : وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ خدا صاحب فرزند است دروغ مي گويند. أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ؛ آيا خدا دختران را بر پسران برتري داد ? مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ؛ شما را چه مي شود ? چگونه قضاوت مي کنيد ? أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛ آيا نمي انديشيد ?، أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ؛ يا بر ادعاي خود دليل روشني داريد ? فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ اگر راست مي گوييد کتابتان را بياوريد.
(149) خداوند متعال به پیامبرش محمّد علیه السلام میفرماید: (﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ﴾) از کسانی که چیزهایی دیگر را شریک خداوند قرار میدهند بپرس؛ کسانی که فرشتگان را عبادت کرده و گمان بردهاند که آنها دختران خدا هستند، پس آنها هم شرک ورزیده و هم خداوند را به چیزی توصیف کردهاند که شایسته و سزاوار شکوه و بزرگی او نیست. از این مشرکان بپرس: (﴿أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ﴾) آیا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن خودشان؟ یعنی این از چندین جهت تقسیمی نادرست و ستمگرانه است. اول: از آن جهت که آنها برای خدا فرزند قایل شدهاند. دوم: از آن جهت که از میان فرزندان، همان گروه را که ضعیفتر و حقیرتر است به خدا نسبت دادهاند و آن دختران هستند؛ دخترانی که مشرکان آنان را برای خود نمیپسندند. همانطور که خداوند متعال در آیهای دیگر فرموده است:﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾ و آنها برای خداوند دختران مقرّر میدارند، ـ پاک است خداوند ـ و برای خود آنچه را که دوست دارند قرار میدهند. سوم: نیز از آن جهت که فرشتگان را دختران خدا قرار دادهاند.
(150) خداوند متعال در بیان دروغ گفتن آنها میفرماید: (﴿أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثٗا وَهُمۡ شَٰهِدُونَ﴾) آیا ما فرشتگان را ماده آفریدیم و بر آفرینش آنها حاضر بودند؟ یعنی چنین نیست، آنها در هنگام آفرینش فرشتگان حضوری نداشتهاند. بنابراین آنها این سخن را بدون علم و آگاهی میگویند، بلکه این تهمتی است که به خدا میزنند.
(151 - 157) پس خداوند متعال فرمود: (﴿أَلَآ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَيَقُولُونَ وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) بدان که آنها از روی دروغ آشکار خود میگویند خداوند فرزند زاده است؛ و قطعاً ایشان در این سخن خود، دروغ آشکار میگویند، و هیچ شکی در آن نیست. (﴿أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِينَ﴾) آیا [خدا] دختران را بر پسران ترجیح داده است؟ ((مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ﴾) شما را چه شده که این گونه داوریکرده، و به این صورت ستمگرانه حکم میکنید؟ ((أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا اندیشه نمیکنید، و این گفتۀ ستمگرانه را تشخیص نمیدهید؟ زیرا شما اگر بیندیشید، این سخن را نمیگفتید. (﴿أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَٰنٞ مُّبِينٞ﴾) آیا دلیلی آشکار از کتاب یا از پیامبر بر صحّت سخن خود دارید. هیچ یک از اینها وجود ندارد. بنابراین فرمود: (﴿فَأۡتُواۡ بِكِتَٰبِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست میگویید، کتاب خود را بیاورید؛ چون هر کس سخنی بگوید و دلیلی شرعی بر آن اقامه نکند، قطعاً دروغگو است؛ یا قصداً دروغ میگوید، یا بدون علم و آگاهی دربارۀ خداوند سخن میگوید.
37:158–160Страница 452
وَجَعَلُواْ بَيۡنَهُۥ وَبَيۡنَ ٱلۡجِنَّةِ نَسَبٗاۚ وَلَقَدۡ عَلِمَتِ ٱلۡجِنَّةُ إِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ ١٥٨
Они установили родство между Ним и джиннами, но джинны знают, что они будут собраны (неверующие будут собраны в Геенне, или джинны будут собраны для расчета).
سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ١٥٩
Аллах превыше того, что они приписывают Ему.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ ١٦٠
Не делают этого только избранные (или искренние) рабы Аллаха.
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛ ميان خدا و جنيان خويشاوندي قائل شدند و جنيان مي دانند که احضار شدگان به آتشند. سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ؛ از آن وصف که مي آورند خدا منزه است. إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان مخلص خدا.
(158) مشرکان که برای خدا شریک مقرّر میکنند، بین خدا و جنّیها نسبت خویشاوندی مقرّر کردند، و ادعا نمودند که فرشتگان دختران خدا هستند، و مادرانشان سران جنها هستند. در حالی که جنها میدانند آنها به پیشگاه خداوند احضار خواهند شد تا آنها را مجازات کند؛ پس جنها بندگانی خوار هستند؛ و اگر با خداوند نسبت خویشاوندی داشتند، چنین نبودند.
(159 - 160) (﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾) خداوند، فرمانروای بزرگ و کامل و بردبار، پاک است از هر صفتی که کفر و شرک ورزیدن آنان موجب نسبت دادن آن به ذات او میشود. (﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾) زیرا بندگان مخلص، خداوند را جز به چیزهایی که شایستۀ شکوه اوست توصیف نکرده، و با این کار مخلص گردیدهاند.
37:161–163Страница 452
فَإِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ ١٦١
Вы (многобожники) и то, чему вы поклоняетесь,
مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ بِفَٰتِنِينَ ١٦٢
не сможете отвратить от Него никого,
إِلَّا مَنۡ هُوَ صَالِ ٱلۡجَحِيمِ ١٦٣
кроме тех, кому суждено сгореть в Аду.
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ؛ شما و بتاني که مي پرستيد ، مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ؛ نتوانستيد مفتون بتان کنيد ، إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ؛ مگر آن کس را که راهي جهنم باشد.
(161 - 163) شما ای مشرکان! و چیزهایی که شریک خدا کردهاید و به همراه خدا پرستش میکنید! نمیتوانید کسی را دچار فتنه سازید و گمراه کنید، مگر کسی را که خداوند مقدّر نموده که او از اهل جهنّم باشد، و تقدیر و قضای الهی در مورد او نافذ گشته است. منظور از این بیان، ناتوانی آنها و معبودانشان است، و اینکه آنها نمیتوانند کسی را گمراه سازند. نیز منظور بیان قدرت و توانایی خداوند متعال است؛ یعنی به گمراه کردن بندگان مخلص خدا و گروه رستگار الهی چشم طمع ندوزید، و امیدوار نباشید [چراکه این کار از شما بر نمیآید].
37:164–166Страница 452
وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٞ مَّعۡلُومٞ ١٦٤
Ангелы сказали: «У каждого из нас есть известное место.
وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ ١٦٥
Воистину, мы выстраиваемся рядами.
وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ ١٦٦
Воистину, мы прославляем Аллаха».
وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ؛ و هيچ کس از ما نيست مگر آنکه جايي معين دارد. وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ؛ هر آينه ما صف ، زدگانيم. وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ؛ و هر آينه ما تسبيح گويندگانيم.
(164 - 166) در اینجا برائت و پاکی فرشتگان از آنچه مشرکان دربارۀ آنها گفته بودند بیان شده است. و اینکه آنها بندگان خدا هستند، و به اندازۀ یک چشم به هم زدن نافرمانی خدا را نمیکنند، و هر یک از آنها مقام و کار مشخّصی دارد که خداوند او را به آن فرمان داده است، واو از آن فراتر نمیرود، و آنها هیچ اختیاری از خود ندارند. (﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ﴾) و ما در اطاعت خدا و خدمت به او به صف ایستادهایم. (﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ﴾) و ما جملگی به تسبیح و منزّه دانستن خداوند از همۀ آنچه که شایستۀ کبریای او نیست، مشغولیم. پس با این اوصافی که دارند، چگونه شایستهاند که شریکان خدا باشند؟! پاک است خداوند و بسی برتر و منزّه است از آنچه مشرکان میگویند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии