Ас-СаадиАн‑Ниса · 4:101–104

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Ан-Ниса 4:101–104

4:101–102Страница 94

وَإِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَقۡصُرُواْ مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ إِنۡ خِفۡتُمۡ أَن يَفۡتِنَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْۚ إِنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ كَانُواْ لَكُمۡ عَدُوّٗا مُّبِينٗا ١٠١

Когда вы странствуете по земле, то на вас не будет греха, если вы укоротите некоторые из намазов, если вы опасаетесь искушения со стороны неверующих. Воистину, неверующие являются вашими явными врагами.

وَإِذَا كُنتَ فِيهِمۡ فَأَقَمۡتَ لَهُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَلۡتَقُمۡ طَآئِفَةٞ مِّنۡهُم مَّعَكَ وَلۡيَأۡخُذُوٓاْ أَسۡلِحَتَهُمۡۖ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلۡيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمۡ وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواْ فَلۡيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلۡيَأۡخُذُواْ حِذۡرَهُمۡ وَأَسۡلِحَتَهُمۡۗ وَدَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡ تَغۡفُلُونَ عَنۡ أَسۡلِحَتِكُمۡ وَأَمۡتِعَتِكُمۡ فَيَمِيلُونَ عَلَيۡكُم مَّيۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن كَانَ بِكُمۡ أَذٗى مِّن مَّطَرٍ أَوۡ كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَن تَضَعُوٓاْ أَسۡلِحَتَكُمۡۖ وَخُذُواْ حِذۡرَكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا ١٠٢

Когда ты находишься среди них и руководишь их намазом, то пусть одна группа из них встанет вместе с тобой, и пусть они возьмут свое оружие. Когда же они совершат земной поклон, пусть они находятся позади вас. Пусть затем придет другая группа, которая еще не молилась, пусть они помолятся вместе с тобой, будут осторожны и возьмут свое оружие. Неверующим хотелось бы, чтобы вы беспечно отнеслись к своему оружию и своим вещам, дабы они могли напасть на вас всего один раз (покончить с вами одним разом). На вас не будет греха, если вы отложите свое оружие, когда испытываете неудобство от дождя или больны, но будьте осторожны. Воистину, Аллах приготовил неверующим унизительные мучения.

وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا ؛ و چون در زمين سفر کنيد ، گناهي نيست که اگر بيم آن داشتيد که کافران به شما زيان رسانند ، نماز خويش کوتاه کنيد زيرا کافران دشمن آشکار شما هستند. وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ؛ و چون تو در ميانشان باشي و برايشان اقامه نماز کني ، بايد که گروهي ، ازآنها با تو به نماز بايستند و سلاحهاي خويش بردارند و چون سجده به پايان بردند برابر دشمن شوند تا گروه ديگر که نماز نخوانده اند بيايند و با تو نماز بخوانند آنان نيز هوشيار باشند و سلاحهاي خويش بگيرند زيرا کافران دوست دارند که شما از سلاحها و متاع خود غافل شويد تا يکباره بر شمابتازند و گناهي مرتکب نشده ايد هر گاه از باران در رنج بوديد يا بيمار بوديد سلاحهاي خويش بگذاريد ، ولي هوشيارانه مواظب دشمن باشيد هر آينه خدا براي کافران عذابي خوارکننده آماده ساخته است.

(101) این دو آیه مبنای نماز قصر و نماز خوف هستند. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَإِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) یعنی هرگاه در زمین به سفر رفتید. و ظاهر آیه اقتضا می‌کند که در هر سفری حتی اگر سفر برای گناه نیز باشد نماز را باید شکسته خواند، همان‌طور که مذهب امام ابوحنیفه ـ‌رحمة الله‌ـ چنین است. او در این مسئله با جمهور که عبارت از پیشوایان مذاهب سه‌گانه و دیگران هستند، مخالفت نموده است؛ زیرا جمهور قصر نماز را در سفر گناه، جایز نمی‌دانند، چون از مفهوم آیه چنین بر می‌آید که قصر نماز، مخصوص سفرهایی است که گناه نیستند؛ زیرا قصر سهولتی است از جانب خدا برای بندگانش؛ هرگاه به سفر رفتند اجازه دارند که نماز را شکسته بخوانند و روزه نگیرند، و کسی که برای انجام گناه به سفر رفته است، تخفیف با حالت او مناسبت ندارد. (﴿فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَقۡصُرُواۡ مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ﴾) پس بر شما گناهی نیست که نماز را قصر کنید؛ و این جمله با این مطلب که قصر کردن نماز بهتر است، منافاتی ندارد؛ زیرا نفی کردن گناه، به خاطر دور کردن توهمی است که در دل بسیاری از مردم در این مورد پدید می‌آید. حتی می‌توان گفت که این جمله با واجب بودن قصر نماز در سفر منافاتی ندارد، همان‌طور که این مسئله در سورۀ بقره و در آیۀ ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ﴾، گذشت. و دور کردن توهم در اینجا روشن است؛ زیرا واجب بودن نماز به صورت کامل برای مسلمین ثابت و در دلشان جای گرفته بود، و این از دلشان بیرون نمی‌رفت، مگر با بیان آنچه که منافی با تمام خواندن نماز است. و دو مسئله بر بهتر بودن و افضلیت قصر دلالت می‌نماید: یکی اینکه پیامبر همواره در تمام سفرهایش نمازها را قصر می‌نمود، و دوم اینکه قصر از باب گشایش و اجازه و رحمت خدا نسبت به بندگان است، و خداوند دوست دارد که به رخصت‌های او عمل شود، همان‌طور که انجام گناه را نمی‌پسندد. (﴿أَن تَقۡصُرُواۡ مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ﴾) که از نماز بکاهید، و نفرمود: نماز را بکاهید و قصر کنید، و این طرز بیان دو فایده دارد: یکی اینکه اگر می‌فرمود: «أَنْ تَقْصُرُوا الصَّلاَۀِ» نماز را بکاهید وکم کنید، قصر حد و اندازه‌ای نمی‌داشت، و چه بسا گمان برده می‌شد که اگر کسی نماز را قصر کند و فقط یک رکعت بخواند، برایش جایز است. پس بیان آن به صورت (﴿مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ﴾) از نماز کم کنید، بیانگر آن است که کم کردن اندازه و حدی دارد، و اندازۀ آن با عمل پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحابش مشخص می‌شود. دوم: اینکه (﴿مِنَ﴾) مفید تبعیض است، تا دانسته شود که فقط بعضی از نمازهای فرض، قصر می‌شوند، نه همۀ نمازها؛ زیرا نماز صبح و مغرب قصر نمی‌شوند، و نمازهایی که قصر می‌شود، نمازهای چهار رکعتی هستند که به صورت دو رکعت خوانده می‌شوند. پس وقتی ثابت شد که قصر نماز در سفر رخصت است، بدان که مفسرین در قید (﴿إِنۡ خِفۡتُمۡ أَن يَفۡتِنَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) اختلاف کرده‌اند؛ زیرا ظاهر این جمله دلالت می‌نماید که قصر نماز جایز نیست مگر اینکه دو چیز وجود داشته باشد: سفر و ترس، و مبنای اختلافشان به این برمی‌گردد که آیا منظور از (﴿أَن تَقۡصُرُواۡ﴾) تنها کم کردن عدد است یا کم کردن عدد و صفت؟ که در صورت اول اشکال وارد می‌شود، و در این مطلب برای امیر المؤمنین عمر بن خطاب جل جلاله اشکال پیش آمد تا اینکه از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید و گفت: ای پیامبر خدا! چرا نماز را شکسته می‌خوانیم در حالی که ما در امنیت قرار داریم؟ یعنی خداوند می‌فرماید: (﴿إِنۡ خِفۡتُمۡ أَن يَفۡتِنَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾). پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«صَد‌َقۀٌ تَصَد‌َّقَ اللهُ بِهَا عَلَیکُم فَاقبَلُوا صَد‌َقَتَهُ»: «قصر نماز صدقه‌ای است که خداوند به شما بخشیده است، پس صدقۀ الهی‌را بپذیرید.» بنابراین قید «ترسیدن از دشمن» با توجه به اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش غالباً در آن قرار داشتند، آمده است؛ زیرا غالباً سفرهای او برای جهاد بود. ودر این فایده‌ای دیگر نیز هست و آن بیان حکمت و مصلحت مشروعیت رخصت قصر نماز است. پس خداوند در این آیه، آخرین حد مشقت و سختی را که با رخصت مناسبت دارد، بیان نمود، و آن تلاقی سفر وترس است. و این مستلزم آن نیست در سفری که درآن ترسی نباشد نماز قصر نمی‌شود؛ زیرا سفر، مظنۀ مشقت است. اما بنا بر صورت دوم که منظور از قصر، قصر عدد و صفت است، قید در اینجا مؤثر است [و معنای خاصی را القا می‌کند]، پس هرگاه سفر و ترس یافت شوند، قصر کردن عدد رکعات نماز و قصر کردن صفت و حالت آن جایز است. و اگر تنها سفر باشد و ترسی وجود نداشته باشد، فقط کم کردن از تعداد رکعات نماز جایز است. و یا اگر سفری وجود نداشت و تنها ترس وجود داشته باشد، فقط قصر صفت نماز جایز است.

(102) بنابراین صفت نماز خوف را بیان فرمود و گفت: (﴿وَإِذَا كُنتَ فِيهِمۡ فَأَقَمۡتَ لَهُمُ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و هرگاه میان آنها بودی و نماز را اقامه کردی، و آنچه را در نماز واجب است کامل نمودی، به آنها یاد بده آنچه را که شایسته است تو و آنها آن را انجام دهید. سپس آن را تفسیر نمود و فرمود: (﴿فَلۡتَقُمۡ طَآئِفَةٞ مِّنۡهُم مَّعَكَ﴾) باید گروهی با تو بایستند و گروهی در مقابل دشمن بایستند، همان‌طور که آنچه به دنبال می‌آید، بر این مطلب دلالت می‌نماید. (﴿فَإِذَا سَجَدُواۡ﴾) یعنی هرگاه کسانی که با تو بودند، نمازشان را تکمیل کردند. و خداوند از نماز به سجده تعبیر نمود تا بر فضیلت سجده، و اینکه سجده رکنی از رکن‌های نماز و بلکه بزرگ‌ترین رکن نماز است، دلالت نماید. (﴿فَلۡيَكُونُواۡ مِن وَرَآئِكُمۡ وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواۡ﴾) و آنهایی که نماز خوانده‌اند باید پشت سرتان از شما مواظبت نمایند و گروهی دیگر که در برابر دشمنان ایستاده و نماز نخوانده‌اند، بیایند، (﴿فَلۡيُصَلُّواۡ مَعَكَ﴾) و با تو نماز بخوانند. و این دلالت می‌نماید که امام در نماز خوف بعد از رفتن گروه اول، برای گروه دوم منتظر می‌ماند، و وقتی که آنها رسیدند آنچه را از نمازش که باقی مانده است با آنها می‌خواند، سپس می‌نشیند و منتظر می‌ماند تا نماز خود را کامل کنند، سپس با آنها سلام می‌گوید و نماز را به پایان می‌رساند. این یکی از صورت‌های نماز خوف است. نماز خوف به صورت‌های مختلفی از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده و همۀ صورت‌های آن جایز است. و این آیه دلالت می‌نماید که نماز جماعت از دو جهت فرض است: یکی اینکه خداوند در چنین حالت سختی که به شدت ترس از دشمن و خطر هجوم آنها وجود دارد، دستور داده است تا نماز به جماعت خوانده شود. پس وقتی خداوند خواندن نماز را با جماعت در چنین حالت سختی واجب گردانیده است، در حالت اطمینان و امنیت به طریق اولی واجب است. دوم اینکه نمازگزارانی که نماز خوف می‌خوانند بسیاری از شرایط و لوازم آن را ترک می‌کنند، و در نماز خوف از چیزهای بسیاری که نماز را باطل می‌کند گذشت شده است، و این جز تأکیدی بر واجب بودن نماز جماعت نیست، چون بین واجب و مستحب تعارضی نیست؛ زیرا اگر جماعت واجب نمی‌بود، این امورِ لازم به خاطر جماعت ترک نمی‌شد و آیۀ شریفه دلالت می‌نماید که بهتر آن است نماز را پشت سر یک امام بخوانند. گرچه این امر موجب خلل و اشکالی گردد که اگر نماز را پشت سر چند امام بخوانند آن خلل ایجاد نمی‌شد. و این امر به خاطر وحدت کلمۀ مسلمین و اتفاق وعدم تفرقۀ آنان است. و تا بیشتر در دل دشمنانشان هراس و ترس بیفتد. و خداوند متعال دستور داده است که اسلحۀ خود را بردارند و در نماز خوف آماده باشند. هرچند که این امر به حرکت‌ها و کارهایی می‌انجامد که احیاناً انسان را از برخی از احوال نماز مشغول می‌دارد، اما مصلحتی که وجود دارد مهمتر از این چیزها است، و آن جمع کردن بین نماز و جهاد و آمادگی و احتیاط در مقابل دشمنانی است که بی‌نهایت به حمله بردن و تاختن بر مسلمین و کالاهایشان حریص و علاقه‌مند هستند. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَدَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ لَوۡ تَغۡفُلُونَ عَنۡ أَسۡلِحَتِكُمۡ وَأَمۡتِعَتِكُمۡ فَيَمِيلُونَ عَلَيۡكُم مَّيۡلَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾) کافران دوست دارند تا شما از اسلحه و کالاهایتان غافل شوید و آنگاه یکباره بر شما بتازند. سپس خداوند کسانی را که عذری دارند، از قبیل: بیماری یا بارش باران، معذور قرار داده و به آنها اجازه داده است تا اسلحۀ خود را بر زمین بگذارند، اما باید احتیاط و آمادگی داشته باشند. پس فرمود: (﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن كَانَ بِكُمۡ أَذٗى مِّن مَّطَرٍ أَوۡ كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَن تَضَعُوٓاۡ أَسۡلِحَتَكُمۡۖ وَخُذُواۡ حِذۡرَكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا﴾) و اگر از باران در اذیت بودید، یا بیمار بودید، گناهی بر شما نیست که اسلحه‌هایتان را بر زمین بگذارید، و آمادگی خود را داشته باشید. همانا خداوند برای کافران عذاب خوارکننده‌ای آماده نموده است. یکی از مصادیق عذاب خوارکننده این است که خداوند بندۀ خوب و مؤمن خویش و یاوران موحّد دینش را دستور داده تا کافران را هر کجا که یافتند بکشند، و با آنها بجنگند و آنها را بگیرند، و محاصره کنند، و همه جا در کمین آنها بنشینند، و در همۀ حالت‌ها مواظب خود باشند، و از آنها غافل نشوند، تا مبادا کافران از غفلت آنها استفاده کرده و با ضربه زدن به آنها به برخی از اهداف خود برسند. پس خداوند را، به خاطر منّتی که بر مؤمنان نهاده و آنها را با یاری خویش و آموزه‌هایش کمک نموده است، سپاس و ستایش می‌گوییم. راهنمایی‌هایی که اگر مسلمین به طور کامل آن را در پیش بگیرند، شکست نمی‌خورند و هیچ وقت دشمن بر آنها چیره نمی‌گردد. (﴿فَإِذَا سَجَدُواۡ فَلۡيَكُونُواۡ مِن وَرَآئِكُمۡ﴾) پس وقتی که نماز خواندند، باید پشت سرتان از شما مراقبت کنند. این دلالت می‌نماید که این گروه نمازشان را قبل از رفتن به جای نگاهبانان تکمیل می‌کنند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم قبل از اینکه سلام بدهد منتظر گروه دیگر می‌ماند؛ زیرا ابتدا بیان کرد که گروه اول با او به نماز می‌ایستد، پس خبر داد که آنها با پیامبر همراه هستند. سپس کار رفتن به جای نگاهبانان را تنها به آنها نسبت داد، و به پیامبر نسبت نداد پس این همان مطلبی است که ما بیان کردیم. (﴿وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواۡ فَلۡيُصَلُّواۡ مَعَكَ﴾) سپس گروهی بیاید که نماز نخوانده‌اند و با تو نماز بخوانند. این آیه بیانگر آن است که گروه اول نماز خوانده‌اند. و بیانگر آن است که نمازِ گروه دوم در حقیقت در رکعت اول با امام خوانده می‌شود، ودر رکعت دوم حکماً آنها نمازشان را با امام خوانده‌اند. پس این مستلزم آن است که امام باید منتظر آنها باشد تا آنان نمازشان را تکمیل کنند سپس با آنها سلام بگوید و نماز را به پایان برساند. و اگر کسی تأمل ورزد این مطلب روشن است.

4:103Страница 95

فَإِذَا قَضَيۡتُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمۡۚ فَإِذَا ٱطۡمَأۡنَنتُمۡ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَۚ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا ١٠٣

Когда вы завершите намаз, то поминайте Аллаха стоя, сидя или лежа на боках. Когда же вы окажетесь в безопасности, то совершайте намаз. Воистину, намаз предписан верующим в определенное время.

فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا ؛ و چون نماز را به پايان برديد خدا را ايستاده يا نشسته و يا به پهلو، خوابيده ياد کنيد چون از دشمن ايمن گشتيد نماز را تمام ادا کنيد که نماز بر مؤمنان در وقتهاي معين واجب گشته است.

(103) وقتی که از نمازتان فارغ شدید -خواه نماز خوف باشد یا نمازی دیگر- در همۀ حالت و هیئت‌هایتان خدا را یاد کنید. اما به خاطر چند فایده نماز خوف را به طور ویژه در این مورد بیان کرد، از جملۀ آن فواید، یکی این است که صلاح و سعادت و رستگاری قلب در گرو رجوع به خدا و محبت ورزیدن به وی و مملو کردن قلب از یاد خدا وستایش او است. و بزرگ‌ترین چیزی که این مهم به وسیلۀ آن تحقق می‌یابد، نماز است، که پلی است برای برقراری ارتباط میان بنده و پروردگارش. و از آن جمله این است که نماز، سرشار از حقایق ایمانی و معارف یقینی است، که خداوند آن را در هر شب و روز بر بندگانش فرض گردانیده است، و مشخص است که در نماز خوف این اهداف پسندیده، به علت مشغول بودن قلب و جسم و به سبب ترس، حاصل نمی‌شوند، بنابراین دستور داد تا به وسیلۀ ذکر و یاد خدا پس از نمازِ خوف، این چیزها جبران شوند. و از آن جمله اینکه ترس، باعث اضطراب و هراس قلب می‌گردد، و این به مثابۀ ضعف و ناتوانیِ آدمی است. و هرگاه قلب ضعیف گردد، بدن از مقاومت در برابر دشمن ضعیف می‌گردد. اما ذکر خدا یکی از بزرگ‌ترین عواملی است که قلب را تقویت ‌نموده و نیرو می‌بخشد؛ و از آن جمله این است که ذکر و یاد خدا همراه با شکیبایی و پابرجایی، سبب رستگاری و پیروزی بر دشمنان است. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِذَا لَقِيتُمۡ فِئَةٗ فَٱثۡبُتُواۡ وَٱذۡكُرُواۡ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرگاه با گروهی روبرو شدید، پابرجا باشید.وخدا را بسیار یاد کنید تا موفق و رستگار شوید. پس دستور داد که در این حالت او بسیار یاد شود. این آیه، فواید دیگری را نیز در بر دارد (﴿فَإِذَا ٱطۡمَأۡنَنتُمۡ فَأَقِيمُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و چون آرامش یافتید پس نماز را بر پا دارید؛ یعنی وقتی که ترس برطرف شد و دل و جسمتان آرامش یافت، نماز را به کامل‌ترین صورتِ ظاهری و باطنی و با ارکان و شرایط آن، و با فروتنی و سایر اموری که نماز را تکمیل می‌نماید، برپا دارید. (﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾) همانا نماز بر مؤمنان فرضی است که باید در اوقاتی معین خوانده شود، پس این مبین فرضیت نماز است و اینکه نماز دارای وقتی است که به جز در آن وقت، صحیح نیست خوانده شود، و وقت نماز اوقاتی است که نزد مسلمین ثابت و مقرر است، و کوچک و بزرگ، و عالم و جاهل آن را می‌دانند، و آنها این اوقات را از پیامبرشان صلی الله علیه وسلم فرا گرفته‌اند که فرمود:«صَلُّوا کَمَا رَأیتُمُونِی أُصَلِّی»«همان‌گونه نماز بخوانید که مرا دیده‌اید نماز می‌خوانم.» و(﴿عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) بر این دلالت می‌نماید که نماز، معیار و میزان ایمان است و بر حسب ایمان بنده، نماز وی کامل انجام می‌شود، و این دلالت می‌نماید که کافران گرچه به مانند اهل ذمه باید به احکام مسلمین ملتزم باشند، اما آنها به انجام فروع دین مانند نماز امر نمی‌شوند، و چنانچه آن را انجام دهند ـ مادامی که کافر هستند ـ نمازشان صحیح نیست. هرچند که در آخرت به خاطر برپا نداشتن نماز و سایر احکام، مجازات شده و سزا می‌بینند.

4:104Страница 95

وَلَا تَهِنُواْ فِي ٱبۡتِغَآءِ ٱلۡقَوۡمِۖ إِن تَكُونُواْ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ١٠٤

Не проявляйте слабости при преследовании врага. Если вы страдаете, то они тоже страдают так, как страдаете вы. Но вы надеетесь получить от Аллаха то, на что они не надеются. Аллах - Знающий, Мудрый.

وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ؛ و در دست يافتن به آن قوم سستي مکنيد اگر شما آزار مي بينيد ، آنان نيز چون شما آزار مي بينند ، ولي شما از خدا چيزي را اميد داريد که آنان اميد ندارند و خدا دانا و حکيم است.

(104) یعنی در طلب و دنبال کردن دشمنانِ کافرتان سست و ضعیف نشوید، و در جهاد کردن و اهتمام دادن به آن سستی نورزید؛ زیرا سست شدنِ دل، باعث سست شدن بدن می‌گردد، و سستی بدن، باعث ناتوانی در برابر دشمنان می‌شود. بلکه قوی باشید، و در جنگیدن با آنها با نشاط و چابک باشید. سپس دو چیز را بیان نمود که قلب مؤمنان را تقویت می‌نماید: اول: آنچه از درد و زخم و خستگی و امثال آنکه به شما می‌رسد، به دشمنانتان هم می‌رسد، پس، از جوانمردی و مروّت و انسانیت و شهامت اسلامی دور است که شما از آنها ضعیف‌تر باشید، در حالی که شما و آنها در آنچه که باعث ضعف و سستی می‌گردد، برابر هستید. زیرا عادت بر این است که سست و ضعیف نمی‌شود، مگر کسی که درد و مصیبتِ پی‌درپی بر او وارد شود، و همواره دشمنان بر او پیروز گردند. اما کسی که گاهی جنگ به نفع او تمام می‌شود و گاهی به زیان او، نباید ضعیف گردد. دوم: شما به خدا امید دارید و آنها به خدا امید ندارند، پس شما امید دارید که با دست یافتن به پاداش خدا موفقیت را به دست آورید، و از عذاب او نجات یابید. بلکه مؤمنان واقعی اهدافی عالی و آرزوهای بلندی در سر می‌پرورانند، از قبیل: یاری کردن دین خدا و برپا داشتن شریعت الهی و توسعه دادن دایرۀ اسلام و هدایت نمودن گمراهان و ریشه‌کن کردن دشمنان. پس این چیزها برای مؤمنی که دارای یقین است، افزایش توانایی و چند برابر شدن چابکی و شجاعت را دربر دارد؛ زیرا کسی که می‌جنگد و سختی‌ها را به خاطر دست یافتن به افتخار دنیوی‌اش تحمل می‌کند، مانند کسی نیست که برای به دست آوردن سعادت دنیا و آخرت و دست یافتن به خشنودی خدا و بهشت او می‌جنگد. پس پاک است خدایی که با علم و حکمت خویش، بندگان را متفاوت قرار داده و میان آنها فرق گذاشته است. بنابراین فرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾) و خداوند دانا و حکیم است؛ یعنی دارای علم و حکمت کامل است.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English