Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Ан-Ниса 4:137–149
4:137Страница 100
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ٱزۡدَادُواْ كُفۡرٗا لَّمۡ يَكُنِ ٱللَّهُ لِيَغۡفِرَ لَهُمۡ وَلَا لِيَهۡدِيَهُمۡ سَبِيلَۢا ١٣٧
Воистину, Аллах не простит и не наставит на путь тех, которые уверовали, затем стали неверующими, затем опять уверовали, затем опять стали неверующими, а затем приумножили свое неверие.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلاً ؛ هر آينه خداوند آنان را که ايمان آوردند سپس کافر شدند و باز ايمان آوردند ، سپس کافر شدند و به کفر خويش افزودند نخواهد آمرزيد و به راه راست هدايت نخواهد کرد.
(137) هرکس که پس از ایمان آوردن، مکرراً کافر شود؛ به گونهای که هدایت یابد سپس گمراه گردد، و بنگرد سپس کور شود، وایمان آوَرَد سپس کفر ورزد و کفرش را ادامه داده و برآن بیفزاید، همانا او از توفیق الهی و هدایت شدن به راستترین راه و از مغفرت وی دور است، چون او از بزرگترین مانعی که مغفرت الهی را از آدمی دریغ میدارد، برخوردار میباشد؛ زیرا کفر تبدیل به سرشت و طبیعت او شده و از وی دور نمیشود، و سزای آن را نیز میچشد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿فَلَمَّا زَاغُوٓاۡ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ﴾ وقتی منحرف شدند، خداوند [نیز] دلهایشان را منحرف گردانید. ﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾ و ما دلها و چشمهایشان را دگرگون می کنیم، همانطور که بار اول به آن ایمان نیاوردند. این آیه دلالت می نماید که آنها اگر به کفرشان نیفزایند و به ایمان بازگردند و ناسپاسی و کفری را که بر آن بودهاند، رها کنند، خداوند آنها را میآمرزد، گرچه آنها چندین بار مرتد شده باشند. این حکم در مورد کفر است. پس گناهان دیگری که از کفر پایینترند، اگر بنده آنها را تکرار کند، سپس توبه نماید و به سوی خدا بازگردد، به طریق اولی خداوند او را میآمرزد.
4:138–139Страница 100
بَشِّرِ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ بِأَنَّ لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا ١٣٨
Обрадуй вестью о мучительных страданиях лицемеров,
ٱلَّذِينَ يَتَّخِذُونَ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ أَيَبۡتَغُونَ عِندَهُمُ ٱلۡعِزَّةَ فَإِنَّ ٱلۡعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعٗا ١٣٩
которые берут своими помощниками и друзьями неверующих вместо верующих. Неужели они хотят обрести могущество с ними, если могущество целиком присуще Аллаху?
بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ؛ منافقان را بشارت ده که عذابي دردآور برايشان آماده شده است. الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا ؛ کساني که به جاي مؤمنان کافران را به دوستي بر مي گزينند ، آيا عزت و، توانايي را نزد آنان مي جويند ، در حالي که عزت به تمامي از آن خداست ?
(138) مژده در کار خوب بهکار برده میشود، اما در کارهای بد و در تهدیدات، بهصورت مقیّد به کار میرود، همان طور که در این آیه به صورت مقیّد به کار رفته است. خداوند متعال میفرماید: (﴿بَشِّرِ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) کسانی را که اسلام را اظهار نمودند و کفر را پنهان کردند، به بدترین و زشتترین خبر بشارت ده، و آن عذابِ دردناک است. و این به سبب محبت و دوستیشان با کافران و یاری کردن آنان، و ترک دوستی با مؤمنان است. پس چه چیزی آنها را به این کار وادار کرده است؟ آیا میخواهند عزّت را نزد کافران بجویند؟ حالت منافقان این گونه است که آنها نسبت به خدا گمان بد دارند، و بعید میدانند که خداوند بندگان مؤمنش را یاری کند. آنها اسبابی را که نزد کافران است، ملاحظه نموده و نگاهشان، فراتر از آن را نمیبیند. پس کافران را به دوستی گرفته، و آنها را مایۀ عزّت و قدرت و پیروزی خود می دانند. در حالی که عزّت و قدرت، جملگی از آن خداست؛ زیرا پیشانی بندگان در دست اوست، و خواست الهی در مورد آنان نافذ و جاری است. و خداوند متعال متعهد شده است که دینش را نصرت، و بندگان مؤمنش را یاری دهد، گرچه گاهی به خاطر آزمایشهایی که بندگانش را در بوتۀ آن قرار میدهد، دشمنان را برای مدت زمانی بر آنها چیره میگرداند، اما سرانجامِ نیک، از آنِ مؤمنان است. در این آیه خداوند به شدت مسلمانان را از دوستی با کفار، و دوستی نکردن با مؤمنان، برحذر داشته و آنان را از سرانجامِ وخیم این کار ترسانده و فرموده است؛ دوستی با کفار، ازصفات منافقان است. در این آیه اشاره شده که ایمان مقتضی آن است مؤمن با مؤمنان محبت بورزد، وکینه وعداوت کافران را دردل داشته باشد.
4:140–141Страница 100
وَقَدۡ نَزَّلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أَنۡ إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ يُكۡفَرُ بِهَا وَيُسۡتَهۡزَأُ بِهَا فَلَا تَقۡعُدُواْ مَعَهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦٓ إِنَّكُمۡ إِذٗا مِّثۡلُهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ جَامِعُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡكَٰفِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا ١٤٠
Он уже ниспослал вам в Писании, чтобы вы не садились вместе с ними, если услышите, как они не веруют в знамения Аллаха и насмехаются над ними, пока они не увлекутся другим разговором. В противном случае вы уподобитесь им. Воистину, Аллах соберет вместе всех лицемеров и неверующих в Геенне.
ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمۡ فَإِن كَانَ لَكُمۡ فَتۡحٞ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ وَإِن كَانَ لِلۡكَٰفِرِينَ نَصِيبٞ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ عَلَيۡكُمۡ وَنَمۡنَعۡكُم مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَلَن يَجۡعَلَ ٱللَّهُ لِلۡكَٰفِرِينَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ سَبِيلًا ١٤١
Они ждут, когда вас постигнет беда. Если Аллах одаряет вас победой, они говорят: «Разве мы не были с вами?». Если же доля достается неверующим, они говорят: «Разве мы не покровительствовали вам (или не помогали вам) и не защитили вас от верующих?». Аллах рассудит между вами в День воскресения. Аллах не откроет неверующим пути против верующих.
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا ؛ و از اين پيش ، در اين کتاب بر شما نازل کرده ايم که چون شنيديد کساني آيات خدا را انکار مي کنند و آن را به ريشخند مي گيرند با آنان منشينيد تا آنگاه که به سخني ديگر پردازند و گر نه شما نيز همانند آنها خواهيد بود و خدا همه منافقان و کافران را در جهنم گرد مي آورد. الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ؛ کساني که همواره مواظب شما هستند پس اگر از جانب خدا فتحي نصيبتان ، شود ، مي گويند : مگر ما همراه شما نبوديم ? و اگر پيروزي نصيب کافران شود ، مي گويند : آيا نه چنان بود که بر شما غلبه يافته بوديم و مؤمنان را از آسيب رساندن به شما باز داشتيم ? در روز قيامت خدا ميان شما حکم مي کند و او هرگز براي کافران به زيان مسلمانان راهي نگشوده است.
(140) خداوند در آنچه که بر شما نازل فرموده است، حکم شرعیِ حضور در مجالس کفر و گناه را برایتان بیان کرده است. (﴿أَنۡ إِذَا سَمِعۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ يُكۡفَرُ بِهَا وَيُسۡتَهۡزَأُ بِهَا﴾) که هرگاه شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده، و به آن توهین میشود. زیرا بر هر مکلفی واجب است که به آیات خدا ایمان بیاورید، و آن را تعظیم نموده و مورد تکریم قرار دهد. و هدف نهایی از نازل شدن آیات خدا، همین است، و این چیزی است که خداوند بندگان را به خاطر آن آفریده است. پس ضد ایمان به آیات خدا، کفر ورزیدن به آن است، و ضد تعظیم، مسخره کردن و توهین و تحقیر است، و مجادلۀ کافران و منافقان، برای باطل کردن آیات خدا و یاری کردن کفرشان، از این مقوله است. همچنین همۀ بدعت گذاران در لیست کسانی قرار میگیرند که آیات خدا را به تمسخر گرفته و به آن اهانت میکنند، و استدلال آنها بر عقیدۀ باطلشان، به مثابۀ توهین به آیات خداست؛ زیرا آیات خدا جز بر حق دلالت نمیکند، و سراسر صداقت و راستی است. و حاضر شدن در مجالس گناه و فساد که در آن به اوامر و نواهی خدا توهین میشود، و حدود و مرزهایی که خدا برای بندگانش تعیین کرده است، شکسته میشود، در این باب جای میگیرد. و تا زمانی از نشستنِ با آنها نهی شده است که از توهین و تمسخر به آیات خدا باز آیند، (﴿حَتَّىٰ يَخُوضُواۡ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦٓ﴾) و به سخنی غیر از کفر ورزیدن به آیات خدا و توهین به آن بپردازند. (﴿إِنَّكُمۡ إِذٗا مِّثۡلُهُمۡ﴾) اگر با آنها در چنین مجالسی بنشینید، شما هم مثل آنها هستید؛ زیرا به کفر و توهین آنها راضی شدهاید، و کسی که به انجام گناه راضی باشد، مانند کسی است که گناه را انجام داده است. خلاصۀ مطلب این است که هر کس در مجلسی حاضر شود که در آن معصیت و نافرمانی خدا انجام میگیرد، اگر توانایی داشته باشد باید اعتراض کند، و در صورت عدم توانایی، باید آنجا را ترک نماید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ جَامِعُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡكَٰفِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا﴾) همانا خداوند همگی منافقان و کافران را در جهنم گرد میآورد، همانطور که همه بر کفر گرد آمده بودند و با هم دوستی میکردند. و دوستی منافقان با مؤمنان که یک دوستی ظاهری بود، به آنها سودی نمیدهد، همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿يَوۡمَ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ﴾ روزی که زنان و مردان منافق به مؤمنان میگویند: «به ما بنگرید تا از نورتان اندکی برگیریم.»
(141) سپس دوستی منافقان با کافران، و دشمنی آنان را با مؤمنان، بیان نمود و فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمۡ﴾) همانان که منتظرند تا به شما خیر یا شری نایل آید، و آنها برحسب نفاقشان برای هر حالتی، جوابی آماده کردهاند. (﴿فَإِن كَانَ لَكُمۡ فَتۡحٞ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓاۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾) پس اگر از جانب خدا، پیروزی نصیب شما گردد، میگویند: مگر ما با شما نبودیم؟ پس آنها اظهار میکنند که در ظاهر و باطن با مؤمنان هستند تا از عیبجویی و سرزنش و طعنه در امان بمانند، و در تقسیم غنایم با مؤمنان شریک شوند، و از طریق مؤمنان پیروزی و موفقیت را به دست آورند. (﴿وَإِن كَانَ لِلۡكَٰفِرِينَ نَصِيبٞ﴾) و اگر کافران بهرهای داشته باشند. نفرمود: اگر پیروز شوند؛ زیرا کافران به چنین پیروزیی دست نمییابند که سر آغازی برای پیروزی همیشگی آنان باشد، بلکه تنها چیزی که عاید آنان میشود، بهرهای ناپایدار است، و این بر اساس حکمتی از جانب پروردگار میباشد. پس وقتی که کافران بهرهای ببرند، (﴿قَالُوٓاۡ أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ عَلَيۡكُمۡ﴾) به آنها میگویند: مگر ما نبودیم که میتوانستیم بر شما چیره شویم؟(﴿وَنَمۡنَعۡكُم مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) مگر ما نبودیم که شما را در برابر مؤمنان حمایت میکردیم؟ یعنی آنان نزد کافران چنان وانمود میکردند که: از ضربه زدن به شما امتناع ورزیدیم در حالی که توانایی انجام آن کار را داشتیم. و شما را در مقابل مؤمنان حمایت نمودیم به گونهای که در مسیر نابودی آنان گام برداشتیم، و آنها را نسبت به جنگ با شما بیعلاقه و رغبت گرداندیم، و دشمنان را علیه آنان یاری نمودیم و... (﴿فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾) پس خداوند روز قیامت در میان شما داوری کرده، و به مؤمنانی که در ظاهر و باطن مؤمن بودهاند بهشت عطا میکند، و مردان و زنان منافق و مشرک را عذاب میدهد. (﴿وَلَن يَجۡعَلَ ٱللَّهُ لِلۡكَٰفِرِينَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ سَبِيلًا﴾) و هرگز خداوند کافران را بر مؤمنان مسلط و چیره نمیگرداند، بلکه همواره گروهی از مؤمنان که بر حق میباشند، پیروز هستند. و هر کس با آنها مخالفت ورزد و درصدد خوار کردنشان برآید، زیانی به آنان نمیرساند. و خداوند همواره اسباب پیروزی را برای مؤمنان فراهم میکند، و سلطۀ کافران را بر آنها نمیپذیرد، و این امری عیان و مشهود است. حتی برخی از مسلمین که گروههای کافر بر آنها فرمانروایی میکنند، حقوقشان محترم شمرده شده و به دینشان تعرض نمیکنند، و مسلمین نزد آنها حقیر و خوار نیستند، بلکه از احترام و عزّت کامل برخوردارند. پس خداوند را در ظاهر و باطن و اول و آخر سپاس میگوئیم.
4:142–143Страница 101
إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَٰدِعُهُمۡ وَإِذَا قَامُوٓاْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُواْ كُسَالَىٰ يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلٗا ١٤٢
Воистину, лицемеры пытаются обмануть Аллаха, но это Он обманывает их. Когда они встают на намаз, то встают неохотно, показывая себя перед людьми и поминая Аллаха лишь немного.
مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا ١٤٣
Они колеблются между этим (верой и неверием), но не принадлежат ни к тем, ни к другим. Для того, кого Аллах вводит в заблуждение, ты уже не найдешь дороги.
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛ منافقان خدا را فريب مي دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فريب مي دهد و، چون به نماز برخيزند با اکراه و کاهلي برخيزند و براي خودنمايي نماز کنند و در نماز جز اندکي خداي را ياد نکنند. مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَـؤُلاء وَلاَ إِلَى هَـؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً؛ سرگشتگان ميان کفر و ايمانند : نه با اينان و نه با آنان آن که خدا گمراهش کند هيچ راهي براي او نخواهي يافت.
(142) خداوند از صفات زشت و نشانههای بد منافقان خبر داده و میفرماید: شیوۀ منافقان، فریب دادن خداست. و این بدان سبب است که آنان به ایمان تظاهر کردند و کفر را پنهان داشتند، و چنان پنداشتند که این کار بر خدا مخفی میماند و آن را نمیداند و آن را برای بندگانش آشکار نمیسازد، حال آنکه خداوند فریبدهندۀ آنان است. پس برخورداری از چنین حالتی و ادامه دادن آن، به مثابهی گول زدن خودشان است. وچه فریب خورده است کسی که تلاشیرا انجام دهد، اما سرانجام به خواری و ذلت و محرومیت دچار گردد! و این کار بر بیخردی چنین شخصی دلالت مینماید؛ زیرا او گناه را انجام میدهد، ولی آنرا نیکو میبیند وعین خردمندی و هوشیاری میپندارد. خدایا! جهالت و خواری چه بلای بزرگی است! از جمله مواردی که خداوند میخواهد آنانرا در قیامت فریب دهد این است:﴿يَوۡمَ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُواۡ ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ قِيلَ ٱرۡجِعُواۡ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواۡ نُورٗاۖ فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ﴾١٣﴿يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾روزی که زنان و مردان منافق به مؤمنان میگویند: «به ما بنگرید، تا از روشنایی و نورتان برای خود اندکی برگیریم»، [به آنان] گفته میشود: «به پشت سرتان برگردید، و نوریرا بجوئید»، پس آنگاه میان آنها و مؤمنان دیواری زده میشود که دروازهای دارد؛ داخلش رحمت و ظاهرش عذاب است، منافقان آنانرا صدا میزنند:«آیا ما با شما نبودیم؟» از جمله صفتهای منافقان این است که (﴿وَإِذَا قَامُوٓاۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ﴾) هرگاه به نماز ایستند، که بزرگترین عبادت عملی است،(﴿قَامُواۡ كُسَالَىٰ﴾) با سستی و تنبلی به نماز میایستند، و آنرا بر خود سخت و دشوار میبینند، ودر انجام آن احساس خستگی و رنج میکنند. تنبلی و سستی آنان بدان خاطر است که دلهایشان به نماز علاقه ندارد. و اگر دلهای آنان از علاقه به خدا وآنچه نزد خداست و از ایمان تهی نبود، تنبلی و سستی به آنان روی نمیآورد. (﴿يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ﴾) باطن و اندرون ریاکارانهای دارند، و فقط به خاطر «ریا» کاری را انجام میدهند، وهدفشان از انجام اعمال این است که مردم آنها را ببینند و آنهارا احترام کنند. آنها اعمالرا مخلصانه برای خدا انجام نمیدهند. بنابراین (﴿وَلَا يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾) خدارا جز اندکی یاد نمیکنند؛ زیرا دلهایشان سرشار از ریا است، و جز مؤمنی که قلبش سرشار از محبت خداست، و شکوه و عظمت الهی تمامی دلشرا فرا گرفته است، نمیتواند خدارا یاد کند و برآن پایدار باشد.
(143) (﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾) میان مؤمنان و کافران سرگشته و حیراناند، پس ظاهر و باطنشان ـ همزمان ـ نه با مؤمنان است و نه با مشرکان؛ چرا که در باطن با کافران هستند و در ظاهر با مؤمنان، و این بزرگترین حد گمراهی است. بنابراین فرمود: (﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا﴾) و خدا هرکس را که گمراه کند، راهی برای هدایتش و وسیلهای برای رهاییاش از گمراهی نخواهی یافت؛ زیرا درِ رحمت به روی او بسته شده، و عذاب او را فرا گرفته است. بیان این صفات مذموم و زشت بر این دلالت مینماید که مؤمنان به ضد آن؛ یعنی به راستگویی و اخلاصِ در ظاهر و باطن متصف هستند، و در نماز و عبادات و ذکر خدا با نشاط و سرِحال میباشند و خداوند آنها را هدایت نموده و به در پیش گرفتن راه راست موفق میگرداند. پس فرد خردمند باید این دو مسیررا بر خود عرضه نماید، و هرکدامرا که برایش بهتر است برگزیند.
4:144Страница 101
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ أَتُرِيدُونَ أَن تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينًا ١٤٤
О те, которые уверовали! Не берите неверующих себе в помощники и друзья вместо верующих. Неужели вы хотите предоставить Аллаху очевидный довод против вас самих?
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، به جاي مؤمنان کافران را به دوستي مگيريد آيا کاري مي کنيد که براي خدا به زيان خود حجتي آشکار پديد آريد ?
(144) خداوند متعال بیان داشت که یکی از صفتهای منافقان این است که کافران را به جای مؤمنان به دوستی میگیرند، پس بندگان مؤمنش را برحذر داشت از اینکه در این صفت به منافقان شباهت پیدا کنند؛ زیرا دوستی با کافران سبب میشود، (﴿أَن تَجۡعَلُواۡ لِلَّهِ عَلَيۡكُمۡ سُلۡطَٰنٗا مُّبِينًا﴾) تا دلیل روشنی به دست خدا بدهید که شما را عذاب بدهد. خداوند ما را از دوستی با کافران برحذر داشته و ما را از مفاسدی که دوستی با آنان دربر دارد، آگاه نموده است. پس، دوستی با کافران باعث گرفتار شدن به عذاب الهی است. و این آیه مبین آن است که خداوند هیچ کسی را قبل از اینکه حجت و دلیل بر او اقامه شود، عذاب نمیدهد. نیز در این آیه مسلمانان از ارتکاب گناه بر حذر داشته شدهاند؛ زیرا کسی که گناه انجام میدهد، دلیل آشکاری علیه خود اقامه میکند.
4:145–147Страница 101
إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِي ٱلدَّرۡكِ ٱلۡأَسۡفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمۡ نَصِيرًا ١٤٥
Воистину, лицемеры окажутся на нижайшей ступени Огня, и ты не найдешь для них помощника,
إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَٱعۡتَصَمُواْ بِٱللَّهِ وَأَخۡلَصُواْ دِينَهُمۡ لِلَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا ١٤٦
если только они не раскаются и исправят содеянное, крепко ухватятся за Аллаха и очистят свою веру перед Ним. Такие окажутся вместе с верующими, а ведь Аллах одарит верующих великой наградой.
مَّا يَفۡعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمۡ إِن شَكَرۡتُمۡ وَءَامَنتُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمٗا ١٤٧
Зачем Аллаху подвергать вас мучениям, если вы будете благодарны и уверуете? Аллах - Признательный, Знающий.
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا ؛ هر آينه منافقان در فروترين طبقات آتش هستند و هرگز برايشان ياوري ، نمي يابي. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ مگر آنان که توبه کرده اند و از تباهي باز آمده اند و به خدا توسل جسته اند و براي خدا از روي اخلاص به دين گرويده اند اينان در زمره مؤمنانندو خدا به مؤمنان اجري عظيم خواهد داد. مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا؛ چرا خدا شما را عذاب کند اگر سپاسگزار باشيد و ايمان آوريد ? در حالي که شکر پذير و داناست.
(145) خداوند از سرانجام منافقان خبر داده و بیان میکند که آنها در اعماق جهنم و در پایینترین طبقات عذاب و بدترین حالتهای آن قرار دارند. پس آنها پایینتر از کافران بهسر میبرند؛ زیرا آنان در کفر ورزیدن به خدا و دشمنی کردن با پیامبرانش، با کافران مشارکت داشتند، و اضافه بر این، با مؤمنان از راه مکر و فریب و دشمنی درآمدند و در این کار شگردهای عجیب و غریبی بهکار بردند که کمتر کسی از نیّات پلید آنان اطلاع حاصل میکرد. آنان طوری عمل میکردند که احکام اسلام بر آنها جاری گردد، و خود را مستحق چیزهایی قرار میدادند که مستحق آن نبودند. پس با این کار سزاوار سخت ترین عذاب گردیدند. آنها هیچ نجات دهنده و یاوری نخواهند داشت که بخشی از عذاب را از آنان دور نماید. واین حکم شامل حال هرمنافقی است.
(146) (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواۡ﴾) مگر کسانی که خداوند به آنان توفیق داده که از گناهانشان توبه کنند.(﴿وَأَصۡلَحُواۡ﴾) و ظاهر و باطن خود را اصلاح کردهاند. (﴿وَٱعۡتَصَمُواۡ بِٱللَّهِ﴾) و به دین خدا چنگ زده، و برای جلب منافع و دور کردن زیان از خود به او پناه بردهاند. (﴿وَأَخۡلَصُواۡ دِينَهُمۡ لِلَّهِ﴾) و دینشان را -که اسلام و ایمان و احسان است- برای خدا خالص نمودهاند. پس هدف آنان از اعمال ظاهری و باطنی، جلب رضای خدا بوده و از ریا و نفاق سالم ماندهاند. و هرکس که به این صفات متصف باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) ایشان در دنیا و برزخ و روز قیامت با مؤمنان خواهند بود. (﴿وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و خداوند به آنان پاداشی بزرگ خواهد داد، که ماهیّت و وسعت آن را کسی جز خدا نمیداند. نعمتهایی را به آنان میدهد، که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. بنگر که خداوند چگونه اعتصام و اخلاص را به طور ویژه بیان نمود، با اینکه اعتصام و اخلاص در جملۀ (﴿وَأَصۡلَحُواۡ﴾) داخل است؛ زیرا اعتصام و اخلاص، بخشی از اصلاح و خودسازی است، چون مؤمن شدیداً به توشۀ اعتصام و اخلاص نیاز دارد، به ویژه در این مقام دشوار که نفاق در دلها جای گرفته است و جز با اعتصام و چنگ زدن به خدا و پناه بردن به وی و دراز کردن دست نیاز به سوی او نمیتوان آن را از بین برد. و اخلاص کاملاً با نفاق متضاد است. پس اعتصام و اخلاص را بیان کرد چون دارای فضیلت و برتری هستند، و اعمال ظاهر و باطن به آن دو بستگی دارد، و در این مقام به شدت به این دو امر نیاز است. و بنگر که خداوند ـ وقتی که بیان نمود اینها با مؤمنان هستند ـ نفرمود: خداوند به آنان پاداش بزرگی میدهد، با اینکه سیاق جمله در رابطه با آنان است، بلکه فرمود: (﴿وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) زیرا خداوند در چندین جای دیگر قرآن، این قاعده را به کار برده است، و آن اینکه هرگاه سیاق جمله در رابطه با بیان بعضی از جزئیات باشد، و خداوند بخواهد پاداش یا عذابی بر آن جزئیات مترتب سازد، پاداش یا عذابی که در بین این «جزئیات» و «جنسی که در برگیرندۀ جزئیات میباشد» مشترک است، همواره پاداش یا عقاب را متوجه «جنس» میکند نه «جزئیات»، جنسی که هم این امر جزئی و هم غیر از آن را دربر میگیرد. نیز تا گمان نرود که این حکم به این امر جزئی اختصاص دارد. و این از اسرار شگفت انگیز قرآن است. پس این گروه از منافقان که توبه کرده و به اصلاح خویشتن پرداختهاند، با مؤمنان هستند و پاداش مؤمنان به آنان هم میرسد.
(147) سپس خداوند از کمالِ بینیازی و گستردگی بردباری و رحمت و احسانش خبر داد و فرمود: (﴿مَّا يَفۡعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمۡ إِن شَكَرۡتُمۡ وَءَامَنتُمۡ﴾) خداوند چه نیازی به عذاب شما دارد، اگر شکرگزار وی باشید و ایمان بیاورید؟! و خداوند قدرشناس و داناست و به کسانی که در راه او متحمل دشواریهای زیادی شده، و آنانکه همواره اهل عمل هستند، پاداش بزرگ و احسان گستردهای عطا میکند. و هر کس چیزی را به خاطر خدا رها کند، خداوند بهتر از آن را به او میدهد. خداوند به ظاهر و باطن شما و اعمالتان آگاه است، و اخلاص و صداقت و یا ضد آن را که در اعمالتان وجود دارد، میداند. و از شما میخواهد که توبه کنید و به سویش بازگردید. پس چنانچه به سوی او برگردید، چه نیازی به تعذیب شما دارد؟! زیرا خداوند برای تسکین خود، شما را عذاب نمیدهد، و از عذاب دادن شما سودی به وی نمیرسد. بلکه گناهکار جز به خود زیان نمیرساند. همانطورکه عمل نیک آدمی فقط به نفع اوست. و شکر؛ یعنی فروتنی دل و اعتراف و اقرار به نعمت خدا، و ستایش خدا با زبان، و فرمانبرداری از او با اعضای بدن. شکر؛ یعنی اینکه از نعمتهای خدا، در راه نافرمانی و ارتکاب گناه استفاده نشود.
4:148–149Страница 102
۞ لَّا يُحِبُّ ٱللَّهُ ٱلۡجَهۡرَ بِٱلسُّوٓءِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ إِلَّا مَن ظُلِمَۚ وَكَانَ ٱللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا ١٤٨
Аллах не любит, когда злословят вслух, если только этого не делает тот, с кем поступили несправедливо. Аллах - Слышащий, Знающий.
إِن تُبۡدُواْ خَيۡرًا أَوۡ تُخۡفُوهُ أَوۡ تَعۡفُواْ عَن سُوٓءٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوّٗا قَدِيرًا ١٤٩
Если вы обнаружите добро, скроете его или простите злодеяние, то ведь Аллах - Снисходительный, Всемогущий.
لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا؛ خدا بلند کردن صدا را به بدگويي دوست ندارد ، مگر از آن کس که به او، ستمي شده باشد ، و خدا شنوا و داناست. إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا؛ اگر کار نيکي را به آشکار انجام دهيد يا به پنهان يا کرداري ناپسند را درگذريد ، خدا عفو کننده و تواناست.
(148) خداوند متعال خبر میدهد که دوست ندارد انسانها آشکارا بدگویی کنند؛ یعنی از آن نفرت دارد، و آدمی را بر آن مجازات مینماید. و این تمامی گفتههای بد و ناراحت کننده از قبیل، دشنام، تهمت و ناسزا و امثال آن را در بر میگیرد. و خداوند از آن نهی کرده و آن را نمیپسندد. مفهوم آیه دلالت مینماید که خداوند سخن نیک و خوب، از قبیل: ذکر و سخن متین و ملایم را دوست دارد. (﴿إِلَّا مَن ظُلِمَ﴾) مگر کسی که بر او ستم شده است. پس جایز است کسی را نفرین کند، که ستمی را بر او روا داشته است؛ و از او شکایت نماید، و به کسی که آشکارا سخن بد به او گفته است، آشکارا سخن بد بگوید. اما نباید به دروغ او را به چیزهایی متهم نماید، بلکه فقط باید به اندازۀ ستمی که بر وی رفته است، سخن بد بگوید؛ و فقط به کسی بد و بیراه بگوید، که به او حرف بد گفته است. با این وجود، گذشت و مقابله به مثل نکردن بهتر است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾ پس هر کس گذشت کند و اصلاح نماید، اجر و مزدش بر خداست. (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا﴾) و از آنجا که موضوع آیه، سخن بد وسخن نیک و سخن مباح بود، خداوند خبر داد که او شنواست و سخنانتان را میشنود. پس بپرهیزید از اینکه سخنی بر زبان آورید که پروردگارتان را خشمگین نماید، و در نتیجه شما را مجازات کند. نیز در این آیه به گفتن سخن نیک و خوب تشویق شده است. خداوند داناست؛ و به نیّتی که گفتههایتان از آن سرچشمه میگیرد، آگاه میباشد.
(149) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿إِن تُبۡدُواۡ خَيۡرًا أَوۡ تُخۡفُوهُ﴾) اگر کار نیکی را آشکار کنید یا آن را پنهان نمایید، و این هر کار خوب و سخن نیکو را، ظاهر باشد یا باطن، واجب باشد یا مستحب، در بر میگیرد. (﴿أَوۡ تَعۡفُواۡ عَن سُوٓءٖ﴾) یا از کسی که نسبت به جسم و جان یا اموال و آبرویتان بدی روا داشته است، چشم بپوشید و گذشت کنید. پاداشی که خداوند به شما خواهد داد، از نوع عملتان خواهد بود. پس هر کس که به خاطر خدا عفو کند و ببخشد، خداوند از او گذشت مینماید و او را میبخشد. و هرکس که نیکوکاری کند، خداوند با او نیکی مینماید. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوّٗا قَدِيرًا﴾) همانا خداوند از لغزشهای بندگان و گناهان بزرگشان در میگذرد. پس خداوند عیبهای آنان را میپوشاند، و با بخشش و گذشت بیکرانش که از قدرت او سرچشمه میگیرد، با آنان رفتار مینماید. این آیه ما را راهنمایی میکند تا در معانی اسما و صفات خداوند بیندیشیم، و اینکه آفرینش و تدبیر ازآن او، و«خلق» و «امر» نشأت گرفته از اسما و صفات او هستند، و اسما و صفات خداوند مقتضی «خلق» و «امر» میباشند. بنابراین احکام، معلول اسماء حسنای وی میباشند. همانطور که در این آیه آمده است. پس از آنکه از عمل خیر و گذشت و چشم پوشی سخن به میان آورد، ما را به شناخت نامهای خویش راهنمایی کرد، شناختی که اجر و ثواب بسیار زیادی به همراه دارد.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии