Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Ан-Ниса 4:64–76
4:64–65Страница 88
وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ إِذ ظَّلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ جَآءُوكَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ ٱللَّهَ وَٱسۡتَغۡفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواْ ٱللَّهَ تَوَّابٗا رَّحِيمٗا ٦٤
Мы отправили посланников только для того, чтобы им повиновались с дозволения Аллаха. Если бы они, поступив несправедливо по отношению к себе, пришли к тебе и попросили прощения у Аллаха, если бы Посланник попросил прощения за них, то они нашли бы Аллаха Принимающим покаяния и Милосердным.
فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا ٦٥
Но нет - клянусь твоим Господом! - они не уверуют, пока они не изберут тебя судьей во всем том, что запутано между ними, не перестанут испытывать в душе стеснение от твоего решения и не подчинятся полностью.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ؛ هيچ پيامبري را نفرستاديم جز آنکه ديگران به امر خدا بايد مطيع فرمان ، اوشوند و اگر به هنگامي که مرتکب گناهي شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر برايشان آمرزش خواسته بود ، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند. فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا ؛ نه ، سوگند به پروردگارت که ايمان نياورند ، مگر آنکه در نزاعي که ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حکمي که تو مي دهي هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند.
(64) خداوند به صورت ضمنی از فرمان بردن از پیامبر و تسلیم شدن در برابر اوامر او دستور میدهد و بر این امر تشویق مینماید، و خبر میدهد که هدف از فرستادن پیامبران، این است که از آنـها اطاعت شود، و باید در همۀ آنچه که پیامبران به آن فرمان میدهد و یا از آن نهی میکند، مطیع و تسلیم وی شد، و پیامبران را تعظیم و احترام کنند، همان طور که فرمانبردار، فرمانده را تعظیم مینماید. و در اینجا معصوم بودن پیامبران در تبلیغ چیزهایی که از طرف خدا دریافت میدارند، و معصوم بودن آنها در آنچه که بدان دستور میدهند، و یا از آن نهی میکنند، ثابت میگردد؛ زیرا خداوند دستور داده که به طور مطلق از آنها اطاعت شود، و اگر آنها معصوم نبودند، به طور مطلق دستور داده نمیشد که از آنها اطاعت شود، و چون آنها معصوماند، آنچه را که اشتباه و خطا است به عنوان قانون الهی برای مردم مشروع نمیکنند. (﴿بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) یعنی اطاعتِ اطاعتکننده، به فرمان و تقدیر و قضای الهی است. این بیانگر اثبات قضا و قدر الهی است. در این بخش از آیه، مردمان تشویق شدهاند تا از خداوند یاری و کمک بطلبند. و به این مطلب اشاره شده است که اگر خداوند انسان را یاری نکند، نمیتوان از پیامبر اطاعت نمود. سپس خداوند از بخشش بزرگ خویش خبر میدهد، و کسانی را که مرتکب گناه و زشتیها شدهاند فرا میخواند، تا به گناهانشان اعتراف کرده و توبه نمایند، و از خداوند آمرزش بجویند. پس فرمود: (﴿ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ إِذ ظَّلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ جَآءُوكَ﴾) و اگر آنها هنگامی که به خود ستم میکردند، پیش تو میآمدند، و به گناهانشان اعتراف میکردند و پشیمان و ناراحت میشدند، (﴿فَٱسۡتَغۡفَرُواۡ ٱللَّهَ وَٱسۡتَغۡفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواۡ ٱللَّهَ تَوَّابٗا رَّحِيمٗا﴾) و برای گناهان خود طلب آمرزش میکردند، و پیامبر برای آنها آمرزش میخواست، خداوند با بخشیدن گناهانشان، توبۀ آنها را میپذیرفت، و با پذیرفتن توبه، و توفیق دادن آنان به روی آوردن به توبه، و پاداش دادنشان بر آن، به آنان رحم مینمود. البته شرفیاب شدن به حضور حضرت رسول صلی الله علیه وسلم، منحصر به زمان حیات آن بزرگوار بوده است، چراکه سیاق [آیه] بر این مطلب دلالت میکند؛ زیرا طلب مغفرت از پیامبر، جز در دوران حیات ایشان جایز نیست. اما پس از فوت ایشان نه تنها جایز نیست چیزی از وی درخواست شود، بلکه این امر شرک به حساب میآید.
(65) سپس خداوند به ذات بزرگوارش سوگند یاد نمود که آنها مؤمن به حساب نمیآیند تا پیامبر خدا را در همۀ اختلافات خود داور و حاکم قرار ندهند. به خلاف مسائلی که در آنها اجماع شده است، زیرا اجماع مبتنی بر کتاب و سنت است. اما فقط داور قرار دادن کافی نیست، تا وقتی که ملالت و دلتنگی از قضاوت پیامبر از دلهایشان دور نشود. ونباید فقط به ظاهر و از روی چشمپوشی به داوری پیامبر راضی باشند، بلکه باید قلباً از آن راضی باشند، و با اطمینان خاطر و در ظاهر و باطن تسلیم داوری پیامبر گردند. پس داور قرار دادن در مقام اسلام، و منتفی بودن رنج و کدورت قلبی در مقام ایمان، و تسلیم شدن در مقام احسان قرار دارد. پس هرکس این مراحل را تکمیل نماید، همۀ مراحل دین را تکمیل کرده است. و هرکس پیامبر را داور قرار ندهد و به حکم وی پایبند نباشد، کافر است. و هرکس پیامبر را داور قرار ندهد اما به داوری او پایبند و معتقد باشد، حکم او چون دیگر گناهکاران است.
4:66–68Страница 89
وَلَوۡ أَنَّا كَتَبۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَنِ ٱقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ أَوِ ٱخۡرُجُواْ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٞ مِّنۡهُمۡۖ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ وَأَشَدَّ تَثۡبِيتٗا ٦٦
Если бы Мы предписали им: «Убейте самих себя (пусть невинные убьют беззаконников) или покиньте свои дома», - то лишь немногие из них совершили бы это. А если бы они совершили то, чем их увещевают, то так было бы лучше для них и сильнее укрепило бы их.
وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٦٧
Вот тогда Мы даровали бы им от Нас великую награду
وَلَهَدَيۡنَٰهُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا ٦٨
и повели бы их прямым путем.
وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ؛ و اگر به آنان فرمان داده بوديم که خود را بکشيد يا از خانه هايتان ، بيرون رويد ، جز اندکي از آنان فرمان نمي بردند و حال آنکه اگر اندرزي را که به آنان داده شده است کار مي بستند برايشان بهتر و بر اساسي استوارتربود. وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا ؛ آنگاه از جانب خود به آنان مزدي بزرگ مي داديم. وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا؛ و آنان را به راه راست هدايت مي کرديم.
(66) خداوند متعال خبر میدهد اگر کارهایی که برای انسان دشوار است، از قبیل: خود کشی، و بیرون رفتن از خانه و کاشانه را بر بندگانش واجب میگردانید، جز تعداد کمی از آنها این کارها را نمیکردند. پس آنها باید خدا را به خاطر دستورهای آسانش که انجام آن برای هر کسی ساده و آسان است، سپاس بگویند و شکر او را به جای آورند. و این بیانگر آن است که بنده باید سختیها را به یاد آورد تا انجام عبادات برایش آسان شود، و بیشتر پروردگارش را ستایش کند و سپاس او را به جا آورد. سپس خداوند متعال خبر داد که اگر آنها به انجام کارهایی که به آن موظف شده بودند، مبادرت ورزیده، و تلاش را در راستای انجام و تکمیل کارهایی که بدان موظف شده بودند، مصروف میداشتند، و آرزو و خیالات پوچ در دل نمیپروراندند، و در صدد یافتن آن نبودند، برایشان بهتر بود و آنان را پا برجاتر میکرد. و شایسته است که بنده چنین باشد، و به مسئولیت و وظیفۀ خود عمل کند و آن را به پایان برساند، و به تدریج پیش برود تا به علم و عملی که در امر دین و دنیای وی مقدر شده است، دست یابد. برخلاف کسی که آرزوی چیزی را میکند که به انجام آن کار مأمور نشده است، و او به سبب تنبلی و سستی عزم و اراده، به ندرت به آن میرسد. سپس خداوند متعال ثمرات عمل کردن به پندها را که چهار چیز است بیان داشت: 1- برخورداری از خیر و نیکی: (﴿لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾) اگر آنچه را که به آن اندرز داده شدند انجام میدادند، از برگزیدگان و نیکان میشدند؛ کسانی که همواره کارهای خوب را انجام میدهند. و صفت آدمهای پست از آنان دور میشد، چون اثبات چیزی، مستلزم نفی ضد آن است. پس وقتی خوب بودن آنها ثابت شد، بد بودنشان منتفی میگردد. 2- حاصل شدن ثبات و پایداری و افزوده شدن آن؛ زیرا خداوند مؤمنان را به سبب ایمانشان که همان عمل کردن به چیزی است که بدان پند داده شدهاند، پا برجا میدارد. پس خداوند مؤمنان را در زندگی دنیا به هنگام پیش آمدن فتنهها -که آدمی در رابطه با انجام دستورات و پرهیز از منهیات متزلزل میشود- و در هنگام بروز مشکلات پا برجا و استوار میدارد، و آنان به ثباتی دست مییابند که به وسیلۀ آن به انجام دستورات و ترک منهیاتی که نفس مقتضی انجام آن است، توفیق مییابند. و به هنگام پیش آمدن مشکلاتی که آدمی آن را نمیپسندد، ثابت قدم و پابرجا میمانند. پس بنده چنانچه توفیق حاصل کند که صبر و بردباری پیشه نماید، یا از تقدیرات خدا خشنود گردد و یا شکر پروردگار را به جای آورد، به ثبات و آرامش میرسد. در نتیجه خداوند او را بر این کار یاری میکند، و در هنگام مرگ و در قبر، بر دین خدا پا برجا خواهد بود. و بندهای که همواره دستورات شرع را انجام میدهد، به آن انس میگیرد و به آن علاقهمند میشود، و این یاری خداوند است که وی را بر انجام عبادات ثابت و استوار میدارد.
(67) 3- (﴿وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و در دنیا و آخرت به آنان پاداشی بزرگ میدهیم، و این پاداش، روح و قلب و بدن را شامل خواهد شد و این پاداش، نعمت پایدار بهشت است که هیچ چشمی آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است.
(68) r 4- هدایت به راه راست، و این ذکر عام بعد از خاص است، به خاطر شرافتی که هدایت از آن برخوردار است؛ یعنی خداوند او را به راه راست هدایت میکند، چون هدایت به معنی شناخت حق و دوست داشتن آن، و ترجیح دادن آن و عمل کردن به آن است، و سعادت و رستگاری نیز در گروِ آن میباشد. پس هرکس که به راه راست هدایت شود به راستی که به همۀ خوبیها دست یافته و هرنوع بدی و زیان از او دور شده است.
4:69–70Страница 89
وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا ٦٩
Те, которые повинуются Аллаху и Посланнику, окажутся вместе с пророками, правдивыми мужами, павшими мучениками и праведниками, которых облагодетельствовал Аллах. Как же прекрасны эти спутники!
ذَٰلِكَ ٱلۡفَضۡلُ مِنَ ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمٗا ٧٠
Такова милость от Аллаха, и довольно того, что Аллах ведает о всякой вещи.
وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا ؛ و هر که از خدا و پيامبرش اطاعت کند ، همراه با کساني خواهد بود که خدا، انعامشان داده است ، چون انبيا و صديقان و شهيدان و صالحان اينان چه نيکو رفيقانند. ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا ؛ اين فضيلتي است از جانب خدا و خدا به کفايت داناست.
(69) یعنی هر زن و مرد -کوچک و بزرگ که بر حسب حالت خود و به اندازۀ آنچه که بر او واجب شده است- از خدا و پیامبرش اطاعت کند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم﴾) پس ایشان همراه کسانی خواهند بود که خداوند نعمت بزرگی که مقتضی کمال و رستگاری و سعادت هردو سرا میباشد به آنها داده است. (﴿مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ﴾) از پیامبران، که خداوند آنها را به سبب وحی خویش، برتری داده و با فرستادن آنان به سوی مردم، و فرا خواندن آنان به سوی خداوند، فضل خویش را به آنها اختصاص داد. (﴿وَٱلصِّدِّيقِينَ﴾) و آنها کسانیاند که آنچه را پیامبران آوردهاند، به طور کامل تصدیق نمودهاند. پس آنها حق را شناخته و با شناخت آن و انجام دادن آن در گفتار و کردار، و دعوت به سوی خدا، آن را تصدیق کردهاند. (﴿وَٱلشُّهَدَآءِ﴾) و شهیدان کسانی هستند که در راه خدا و برای اعلای کلمۀ «الله» جنگیده و کشته شدهاند.(﴿وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾) کسانی که خداوند ظاهر و باطنشان را اصلاح نموده، و اعمالشان نیز صالح گردیده است.پس هرکس از خداوند اطاعت کند، با اینها همراه خواهد بود. (﴿وَحَسُنَ أُوۡلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا﴾) واینها چه خوب دوستانی هستند که با آنها در باغهای بهشت جمع شده، و در جوار پروردگار جهانیان بهسر میبرند.
(70) (﴿ذَٰلِكَ ٱلۡفَضۡلُ﴾) فضیلتی که بدان دست یافتهاند، (﴿مِنَ ٱللَّهِ﴾) از سوی خداست؛ زیرا اوست که آنان را به کسب آن موفق گردانده، و آنان را بر آن یاری نموده، و پاداش و ثوابی را به آنها داده که اعمالشان به آن نمیرسد، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمٗا﴾) و بس است که خداوند عالم و دانا باشد. او به احوال بندگانش داناست، و میداند کدامیک از آنان، به سبب انجام دادن اعمال شایسته، مستحق پاداش و اجر فراوان میباشد.
4:71–74Страница 89
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ خُذُواْ حِذۡرَكُمۡ فَٱنفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ ٱنفِرُواْ جَمِيعٗا ٧١
О те, которые уверовали! Соблюдайте осторожность и выступайте отрядами или же выступайте все вместе.
وَإِنَّ مِنكُمۡ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنۡ أَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٞ قَالَ قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِيدٗا ٧٢
Воистину, среди вас есть такой, который задержится, и если вас постигнет несчастье, то он скажет: «Аллах оказал мне милость тем, что я не присутствовал рядом с ними».
وَلَئِنۡ أَصَٰبَكُمۡ فَضۡلٞ مِّنَ ٱللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمۡ تَكُنۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُۥ مَوَدَّةٞ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ مَعَهُمۡ فَأَفُوزَ فَوۡزًا عَظِيمٗا ٧٣
Если же вас постигнет милость от Аллаха, то он непременно скажет, словно между ним и вами никогда не было никакой дружбы: «Вот если бы я был вместе с ними и добился великого успеха!».
۞ فَلۡيُقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يَشۡرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا بِٱلۡأٓخِرَةِۚ وَمَن يُقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيُقۡتَلۡ أَوۡ يَغۡلِبۡ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٧٤
Пусть сражаются на пути Аллаха те, которые покупают (или продают) мирскую жизнь за Последнюю жизнь. Того, кто будет сражаться на пути Аллаха и будет убит или одержит победу, Мы одарим великой наградой.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، سلاح بگيريد و آنگاه هوشيارانه ، فوج فوج يا يکباره ، به جنگ رويد. وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدًا؛ و از ميان شما کساني اند که در کارزار درنگ مي کنند و چون به شما بلايي ، رسد ، مي گويند : خدا در حق ما چه انعامي کرد که در آن روز همراهشان نبوديم. وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا؛ و چون مالي از جانب خدا نصيبشان شود چنان که گويي ميانتان هيچ گونه مودتي نبوده است گويند : اي کاش ما نيز با آنها مي بوديم و به کاميابي بزرگ دست مي يافتيم فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ پس آنان که زندگي دنيا را داده اند و آخرت را خريده اند بايد که در راه خدا بجنگند و هر که در راه خدا بجنگد ، چه کشته شود چه پيروز گردد ،مزدي بزرگ به او خواهيم داد.
(71) خداوند متعال بندگان مؤمنش را دستور میدهد تا در برابر دشمنان کافرشان، آمادگی خود را حفظ کنند، و این آمادگی همۀ جوانبی را در برمیگیرد که در جنگ با کفار از آن کمک گرفته میشود، و حیله و توطئه کفار با آن دفع میگردد، از قبیل: استفاده از دژ و قلعههای مستحکم، و خندق و کانالهایی که مانع عبور کافران میگردد، و آموختن تیراندازی، سوارکاری، و آموختن صنعتهایی که در جنگ با کافران به کمک میآید، و چیزهایی که نقل و انتقال و ورود و خروج و حیلۀ کافران به وسیلۀ آن دفع میشود.بنابراین فرمود: (﴿فَٱنفِرُواۡ ثُبَاتٍ﴾) دستهدسته [به جهاد] بروید؛ یعنی یک لشکر برای جنگ برود و دیگران باقی بمانند.(﴿أَوِ ٱنفِرُواۡ جَمِيعٗا﴾) یا اینکه همگی برای جنگ بیرون روید، و همۀ این امور، در راستای جلب مصلحت جامعۀ اسلامی، و دفع آسیب از مسلمین، و فراهم کردن اسباب آرامش آنان است. و این آیه مانند دیگر سخن خداوند است که فرموده است:﴿وَأَعِدُّواۡ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ﴾ و برای جنگ با کفار، هر اندازه که میتوانید آمادگی کسب کنید.
(72) سپس خداوند از کسانی خبر میدهد که ایمانشان ضعیف است و از شرکت در جهاد تنبلی وسستی میورزند، پس فرمود: (﴿وَإِنَّ مِنكُمۡ﴾) و ای مؤمنان! گروهی از شما هستند، (﴿لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ﴾) که از جهاد در راه خدا سستی میکنند، و به علت ضعف و سستی و بزدلی، در جهاد شرکت نمیکنند. و گفته شده است که معنی آن چنین است: دیگران را از جنگ باز داشته، و آنها را نسبت به جهاد بیعلاقه میکنند، و کسانی که این گونه رفتار نمایند، منافقان هستند. اما معنی اول از دو جهت بهتر است: یکی اینکه خداوند فرمود: (﴿مِنكُمۡ﴾) یعنی از شما، و مؤمنان مورد خطاب قرار گرفتهاند. دوم اینکه در آخر آیه فرمود: (﴿كَأَن لَّمۡ تَكُنۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُۥ مَوَدَّةٞ﴾) انگار میان شما و ایشان دوستی و مودّتی نبوده است؛ زیرا کفار اعم از مشرکین و منافقین، با مؤمنین دوستی ندارند و خداوند دوستی میان آنها و مؤمنان را قطع نموده است. واقعیت نیز همین است؛ زیرا مؤمنان بر دو قسماند: گروهی که در ایمانشان صادق و راستگو بوده، و صداقتشان سبب شده، تا کمال تصدیق را داشته باشند و جهاد کنند. و گروهی از مؤمنان، ضعیفان هستند که داخل اسلام شده و ایمان ضعیفی دارند، و از چنان قوت معنوی و ایمانی برخوردار نیستند که به جهاد بروند. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿قَالَتِ ٱلۡأَعۡرَابُ ءَامَنَّاۖ قُل لَّمۡ تُؤۡمِنُواۡ وَلَٰكِن قُولُوٓاۡ أَسۡلَمۡنَا﴾ اعراب بادیهنشین گفتند: «ما ایمان آوردهایم.»، بگو:«شما ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید: ما تسلیم شدهایم.» سپس خداوند هدف کسانی را که از شرکت در جهاد سستی میورزند، بیان نمود و فرمود: بزرگترین هدفشان، زندگی دنیا و برخورداری از کالای آن است. پس فرمود: (﴿فَإِنۡ أَصَٰبَتۡكُم مُّصِيبَةٞ﴾) اگر مصیبتی به شما برسد، از قبیل: شکست خوردن و کشته شدن و پیروز شدن دشمنان بر شما در بعضی حالتها که خداوند در این کارها حکمتهایی دارد، (﴿قَالَ﴾) فردی که در جهاد شرکت نکرده است، میگوید: (﴿قَدۡ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيَّ إِذۡ لَمۡ أَكُن مَّعَهُمۡ شَهِيدٗا﴾) نعمت خداوند شامل حالم شده است، چراکه با آنها نبودم. او به سبب ضعف عقل و ایمانش، شرکت نکردن در جهاد - این مصیبت عظیم- را نعمت تلقی کرده، و نمیداند نعمت حقیقی، انجام این عبادت بزرگ است، عبادتی که به سبب آن، ایمان قوی میگردد و بنده از سزا و عقوبت و زیان در امان میماند، و پاداش بزرگ و رضایت خداوند بزرگوار و بخشنده را به دست میآورد. اما با نرفتن به جهاد و نشستن، گرچه کمی استراحت میکند، ولی به دنبال آن، خستگی طولانی و دردهای شدیدی را فرا میگیرد، و پاداش بزرگی را که مجاهدین به دست میآورند، از دست میدهد.
(73) سپس فرمود: (﴿وَلَئِنۡ أَصَٰبَكُمۡ فَضۡلٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) و اگر بخششی از سوی خدا به شما برسد؛ یعنی پیروزی و غنیمت بهدست آورید. (﴿لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمۡ تَكُنۢ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُۥ مَوَدَّةٞ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ مَعَهُمۡ فَأَفُوزَ فَوۡزًا عَظِيمٗا﴾) انگار میان شما و او، دوستی و مودّتی نبوده است، و میگوید:«کاش آنجا بودم و به موفقیت بزرگی دست مییافتم.» یعنی آرزو میکند که ای کاش در جنگ شرکت میکرد، و از غنیمتهای بدست آمده بهرهای به او میرسید؛ زیرا هدفی جز به دست آوردن غنیمت، ندارد. انگار میان شما و او، دوستیِ ایمانی نبوده است، چرا که یکی از ویژگیهای اخوت ایمانی، این است که مؤمنان در جلب منافع و دفع مضار، خود را شریک یکدیگر بدانند و چنانچه برادران مؤمنشان به خیر و منفعتی دست یابند، خوشحال گردند، و به سبب از دست رفتن منافع برادرانشان، ناراحت شوند. و همه در راستای سامان دادن به دین و دنیای خود تلاش کنند. اما کسی که فقط دنیا را آرزو میکند، از چنین روحیۀ ایمانی برخوردار نیست.
(74) یکی از مصادیق لطف و مهربانی خدا نسبت به بندگان، این است که رحمت خویش را از آنها دریغ نمیدارد، و درهای رحمت خویش را به روی آنان نمیبندد، بلکه هرکس به کاری دست یازد که شایستۀ او نیست، خداوند او را فرا میخواند تا کمبودش را جبران کند، و خویشتن را اصلاح بگرداند. پس خداوند آنان را به اخلاص و بیرون رفتن برای جهاد، دستور داد و فرمود: (﴿فَلۡيُقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) یک قول در مورد این آیه همین است که بیان شد، و این صحیحترین اقوال است. و گفته شده که معنی آن چنین است: مؤمنانی که ایمانشان کامل است و در ایمانشان صادق هستند، باید در راه خدا بجنگند، (﴿ٱلَّذِينَ يَشۡرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾) آنهایی که دنیا را به آخرت میفروشند، چون به دنیا علاقهای ندارند، و مشتاق آخرت میباشند. پس اینها مورد خطاب خدا قرار میگیرند؛ زیرا آنان به سبب ایمان کاملشان، خود را برای جهاد با دشمنان آماده نمودهاند، و ایمان کامل همین را اقتضا مینماید. و اما آنهایی که در جهاد سستی میکنند، خداوند به آنها توجه و اعتنایی نمیکند -خواه برای جهاد بیرون روند یا در خانههایشان بنشینند- این مشابه آن فرمودۀ خداوند متعال است که میفرماید:﴿قُلۡ ءَامِنُواۡ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ﴾ بگو: «به آن ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید، همانا کسانی که قبل از آن علم را داده شدهاند، هرگاه بر آنان تلاوت شود، به سجده میافتند.» و در جایی دیگر میفرماید: ﴿فَإِن يَكۡفُرۡ بِهَا هَٰٓؤُلَآءِ فَقَدۡ وَكَّلۡنَا بِهَا قَوۡمٗا لَّيۡسُواۡ بِهَا بِكَٰفِرِينَ﴾ اگر ایشان به آن کفر بورزند، ما قومی را به آن گماردهایم که به آن کافر نیستند. و گفته شده است که معنی آیه چنین است: جهادگران باید با کفار و کسانی بجنگند، که زندگی دنیا را به بهای آخرت میخرند. پس در این صورت کلمۀ (﴿ٱلَّذِينَ﴾) در محل نصب مفعول است. (﴿وَمَن يُقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و هرکس در راه خدا بجنگد و جهاد کند، جهادی که خدا و پیامبرش به آن دستور دادهاند، و در آن اخلاص داشته و هدفش رضای خدا باشد، (﴿فَيُقۡتَلۡ أَوۡ يَغۡلِبۡ فَسَوۡفَ نُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) پس اگر کشته شود یا پیروز گردد به او پاداش بزرگی خواهیم داد، و بر ایمان و دینش میافزاییم، و غنیمت زیادی نصیب او میگردد، و ستایش و نام نیک از او برجای میماند. پاداش مجاهدین در راه خدا، چیزهایی است که خداوند در بهشت برای آنها آماده نموده است، که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است.
4:75Страница 90
وَمَا لَكُمۡ لَا تُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلۡوِلۡدَٰنِ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلظَّالِمِ أَهۡلُهَا وَٱجۡعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا وَٱجۡعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ٧٥
Отчего вам не сражаться на пути Аллаха и ради слабых мужчин, женщин и детей, которые говорят: «Господь наш! Выведи нас из этого города, жители которого являются беззаконниками. Назначь нам от Себя покровителя и назначь нам от Себя помощника»?
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ؛چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتواني که مي گويند :، اي پروردگار ما ، ما را از اين قريه ستمکاران بيرون آر و از جانب خود يار و مددکاري قرار ده ، نمي جنگيد ?
(75) خداوند بندگان مؤمنش را، به جنگیدن در راه خود تشویق نموده، و بیان میدارد که جنگ در راه خدا بر آنان مقرر است، و به سبب ترک آن، شدیداً مورد سرزنش قرار میگیرند. پس فرمود: (﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و چرا در راه خدا نمیجنگید در حالی که مردان و زنان و کودکان بیچاره و درماندهای که راه و چارهای ندارند، ستم بزرگی از جانب دشمنان بر آنها رفته است، و دعا میکنند که خداوند آنها را از این سرزمین نجات دهد که ساکنانش به سبب کفر و شرک و اذیت و آزار مؤمنین و باز داشتن از راه خدا و باز داشتن از دعوت به سوی دینشان و هجرت کردن در راه خدا بر مؤمنان ستم میکنند. و از خداوند میخواهند که برای آنها سرپرست و یاوری قرار دهد، تا آنان را از این سرزمین که ساکنانش ستمگرند، نجات بدهد. پس جهاد شما به این مفهوم، از باب جنگیدن و دفاع از خانواده و فرزندان و زیر دستانتان است، این از باب جهادی نیست که هدف از آن، نابود کردن کافران و به غنیمت بردن اموال و تصرف نمودن سرزمین و دیارشان است، هرچند که این نوع از جهاد نیز فضیلت بزرگی دارد و هرکس آن را ترک نماید، به شدت مورد سرزنش قرار میگیرد. اما پاداش و فایدۀ جهادی که برای نجات دادن درماندگان و مظلومان صورت میگیرد، بیشتر و بزرگتر است. چون این جهاد از باب دفع دشمنان است.
4:76Страница 90
ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱلطَّٰغُوتِ فَقَٰتِلُوٓاْ أَوۡلِيَآءَ ٱلشَّيۡطَٰنِۖ إِنَّ كَيۡدَ ٱلشَّيۡطَٰنِ كَانَ ضَعِيفًا ٧٦
Те, которые уверовали, сражаются на пути Аллаха, а те, которые не уверовали, сражаются на пути тагута. Посему сражайтесь с помощниками дьявола. Воистину, козни дьявола слабы.
الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا ؛آنان که ايمان آورده اند ، در راه خدا مي جنگند ، و آنان که کافر شده ، اند در راه شيطان پس با هواداران شيطان قتال کنيد که مکر شيطان ناچيز است.
(76) سپس فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) در اینجا خداوند خبر میدهد که مؤمنان در راه خدا میجنگند.(﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱلطَّٰغُوتِ﴾) و کسانی که کفر ورزیدهاند، در راه طاغوت که همان شیطان است، میجنگند. در لابلای این بخش از آیه، چندین فایده وجود دارد: 1- هر اندازه که عبد مؤمن، ایمان داشته باشد، به همان اندازه نیز به قضیۀ جهاد اهتمام داده، و در آن اخلاص میورزد. پس جهاد در راه خدا، از نشانهها و مقتضیات ایمان است. همانطور که جنگیدن در راه طاغوت، از شعبههای کفر و مقتضیات آن میباشد. 2- کسی که در راه خدا میجنگد، شایسته است بیش از دیگران شکیبا و قوی باشد؛ زیرا دوستان شیطان، صبر میکنند و میجنگند در حالی که بر باطل هستند، پس اهل حق، به صبر و شکیبایی سزاوارترند. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿إِن تَكُونُواۡ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ يَأۡلَمُونَ كَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا يَرۡجُونَ﴾ اگر شما دردمند و زخمی میشوید، پس آنها نیز مانند شما زخمی و دردمند میشوند، و شما امیدی به خدا دارید که آنها ندارند. 3- کسی که با تکیه و اعتماد بر پشتوانۀ محکم حق، و توکل به خدا میجنگد، از تکیهگاه مستحکمی برخوردار است. پس صاحب نیرو و پشتوانه باید بیش از کسی که در راه باطل میجنگد و حقیقت و سرانجام خوبی ندارد، دارای صبر و پایداری باشد. به همین جهت خداوند متعال فرمود: (﴿فَقَٰتِلُوٓاۡ أَوۡلِيَآءَ ٱلشَّيۡطَٰنِۖ إِنَّ كَيۡدَ ٱلشَّيۡطَٰنِ كَانَ ضَعِيفًا﴾) با یاران شیطان بجنگید، همانا کید شیطان ضعیف است. «کید» یعنی در پیش گرفتن راههای پنهانی برای زیان رساندن به دشمن. مکر و دسیسۀ شیطان هر اندازه که قوی باشد، ضعیف است؛ چرا که در مقابل کوچکترین مصداق حق، نمیتواند بایستد، و مکر شیطانی، در مقابل چارهاندیشی خداوند برای بندگان مؤمنش، یارای مقاومت ندارد.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии