Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аз-Зухруф 43:26–45
43:26–32Страница 491
وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦٓ إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ ٢٦
Вот Ибрахим (Авраам) сказал своему отцу и народу: «Воистину, я не имею отношения к тому, чему вы поклоняетесь,
إِلَّا ٱلَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُۥ سَيَهۡدِينِ ٢٧
кроме Того, Кто сотворил меня. Воистину, Он поведет меня прямым путем».
وَجَعَلَهَا كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِۦ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ ٢٨
Он сделал это (свидетельство о том, что нет божества, кроме Аллаха) словом, пребывающим в его потомстве, чтобы они могли вернуться на прямой путь.
بَلۡ مَتَّعۡتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٞ مُّبِينٞ ٢٩
Но Я позволил им и их отцам пользоваться благами до тех пор, пока к ним не явились истина и разъясняющий посланник.
وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ ٣٠
Когда же истина явилась к ним, они сказали: «Это - колдовство, и мы не веруем в него».
وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ ٣١
Они также сказали: «Почему этот Коран не был ниспослан великому мужу из двух городов (Мекки и Таифа)?».
أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَۚ نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ ٣٢
Разве это они распределяют милость твоего Господа? Мы распределили между ними их средства к существованию в мирской жизни и возвысили одних из них над другими по степеням, чтобы одни из них брали в услужение себе других. Милость твоего Господа лучше того, что они собирают.
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُونَ؛ و ابراهيم به پدر و قومش گفت : من از آنچه شما مي پرستيد بيزارم ، إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ؛ مگر آن که مرا آفريده ، که او راهنماييم خواهد کرد. وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ و اين سخن را در فرزندان خود سخني پاينده کرد ، باشد که به خدا بازگردند. بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ؛ و من اينان و پدرانشان را از زندگي بهره مند کردم تا آنگاه که حق و پيامبري روشنگر به سويشان آمد. وَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ؛ چون حق بر آنها آشکار شد گفتند : اين جادوست و ما بدان ايمان نمي آوريم. وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ؛ گفتند : چرا اين قرآن بر مردي از بزرگمردان آن دو قريه نازل نشده است ? أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ؛ آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مي کنند ? حال آنکه ما روزي آنها، رادر اين زندگي دنيا ميانشان تقسيم مي کنيم و بعضي را به مرتبت ، بالاتراز بعضي ديگر قرار داده ايم تا بعضي ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد مي آورند بهتر است.
(26) خداوند متعال از آئین ابراهیم ـ علیه السلام ـ که اهل کتاب و مشرکان، خود را به آن نسبت میدهند و هریک ادعا میکند که بر راه و شیوۀ اوست، خبر میدهد؛ پس خداوند از دین ابراهیم که آن را برای فرزندانش باقی گذاشته خبر داده و میفرماید: (﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦٓ﴾) و هنگامی که ابراهیم به پدر خود و قومش که به جای خدا معبودهایی را برگرفته بودند و آنها را پرستش میکردند، گفت: (﴿إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ﴾) بیگمان من از آنچه شما عبادت میکنید متنفّرم؛ و با کسانی که آنها را عبادت میکنند، دشمن میباشم. (﴿إِلَّا ٱلَّذِي فَطَرَنِي﴾) به جز خدایی که مرا آفریده است، که او را دوست میدارم و امیدوارم مرا راهنمایی کند تا حق را بشناسم و بدان عمل کنم. پس همانطور که مرا آفریده، و آن گونه که شایستۀ جسم و دنیای من است سامانم داده است، (﴿فَإِنَّهُۥ سَيَهۡدِينِ﴾) [نیز] مرا به آنچه که شایسته دین و آخرتم میباشد راهنمایی خواهد کرد.
(27) (﴿وَجَعَلَهَا﴾) و این خصلت پسندیده را که اساس خصلتهاست، و آن یکتاپرستی و بیزاری جستن از پرستش غیر خدا میباشد، (﴿كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِۦ﴾) در میان فرزندانش سخنی ماندگار قرار داد، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا شاید به سوی آن باز گردند. چون این سخن از گفتههای معروف و مشهور اوست و او فرزندانش را به این توصیه کرده است و برخی از فرزندانش همانند اسحاق و یعقوب همین توصیه را به یکدیگر کردهاند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَن يَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥ﴾ و چه کسی از آئین ابراهیم رویگردانی میکند مگر آن کس که بیخرد باشد؟! پس همواره این سخن در میان فرزندان ابراهیم علیه السلام موجود بوده است تا اینکه خوشگذرانی و سرکشی در میان آنها پدید آمد.
(28) (﴿وَجَعَلَهَا﴾) و این خصلت پسندیده را که اساس خصلتهاست، و آن یکتاپرستی و بیزاری جستن از پرستش غیر خدا میباشد، (﴿كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِۦ﴾) در میان فرزندانش سخنی ماندگار قرار داد، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا شاید به سوی آن باز گردند. چون این سخن از گفتههای معروف و مشهور اوست و او فرزندانش را به این توصیه کرده است و برخی از فرزندانش همانند اسحاق و یعقوب همین توصیه را به یکدیگر کردهاند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَن يَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥ﴾ و چه کسی از آئین ابراهیم رویگردانی میکند مگر آن کس که بیخرد باشد؟! پس همواره این سخن در میان فرزندان ابراهیم علیه السلام موجود بوده است تا اینکه خوشگذرانی و سرکشی در میان آنها پدید آمد.
(29) پس همواره این سخن در میان فرزندان ابراهیم علیه السلام موجود بوده است تا اینکه خوشگذرانی و سرکشی در میان آنها پدید آمد؛ پس خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ مَتَّعۡتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ﴾) بلکه من اینان و پدرانشان را از انواع شهوات و لذّتها بهرهمند ساختم تا جایی که این شهوتها هدف نهایی آنها گردید، و همواره محبّت آن در دلهایشان پرورش یافت تا اینکه این شهوتها در وجود آنان تبدیل به صفتها و حالاتی همیشگی و عمیق و باورهای ریشهدار گردید. (﴿حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٞ مُّبِينٞ﴾) تا اینکه حق ـ که هیچ شک و تردیدی در آن نیستـ و پیامبری نزدشان آمد که رسالت آن واضح، و دلایل نبوّتش -به سبب اخلاق و معجزاتش، و به سبب آنچه که آورده بود و پیامبران گذشته را تصدیق میکرد- بسیار روشن بود.
(30) (﴿وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ﴾) و هنگامی که حق به نزد آنان آمد؛ حقّی که هر کس کمترین عقل و دینی داشته باشد، باید آن را بپذیرد و از آن پیروی نماید، (﴿قَالُواۡ هَٰذَا سِحۡرٞ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾) گفتند: این جادو است و ما بدان باور نداریم. و این بزرگترین مخالفت است. و آنها فقط به رویگردانی از حق و انکار آن بسنده نکردند، بلکه طعنۀ بسیار زشتی به آن زدند و آن را جادو برشمردند؛ جادویی که جز پلیدترین انسان و دروغگوترین فرد آن را انجام نمیدهد. چیزی که آنها را بر این امر واداشت سرکشی آنها بود؛ زیرا به سبب نعمتهایی که خداوند آنان و پدرانشان را از آن بهرهمند ساخته بود، سرکش و مغرور شده بودند.
(31) (﴿وَقَالُواۡ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾) و آنها با عقلهای فاسد خود به خداوند پیشنهاد کردند که چرا این قرآن بر مردی بزرگ از مردم دو شهر فرو فرستاده نشده است؟ یعنی چرا بر مردی از مردان مکه یا طایف که نزد آنها بزرگوار بودند، همانند ولید بن مغیره و امثال او نازل نشد؟ خداوند با رد پیشنهاد آنان فرمود: (﴿أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَ﴾) آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ یعنی آیا آنها کلیددار و خزانهدار رحمت پروردگارت هستند و تدبیر رحمت الهی به دست آنهاست؟ پس آنگاه نبوّت و رسالت را به هرکس که بخواهند میدهند، و هرکس را که بخواهند از آن محروم میکنند؟ (﴿نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾) ما معیشت آنان را در زندگی دنیا بین آنان تقسیم کردهایم، و برخی را بر برخی دیگر در زندگی دنیا برتری دادهایم تا بعضی از آنان بعضی دیگر را به خدمت گیرند، درحالی که رحمت پروردگارت از ثروت و دنیایی که آنان جمع آوری میکنند بهتر است. پس وقتی معیشت بندگان و روزی دنیوی در دست خداوند است، و اوست که آن را میان بندگانش تقسیم میکند، سپس رزق و روزی را برای هرکس که بخواهد فراوان مینماید و برای هرکس که بخواهد کم و تنگ میدارد و طبق حکمت خویش چنین مینماید؛ پس رحمت دینی خداوند -که بالاترین آن نبوّت و رسالت است- به طریق اولی باید در دست خداوند باشد و او بهتر میداند که رسالت خود را کجا قرار دهد. پس معلوم شد که پیشنهاد آنها بیارزش و پوچ است، و تدبیر همۀ کارهای دینی و دنیوی فقط در دست خداست. با این استدلال، خداوند آنها را قانع مینماید که پیشنهاد نامعقولی ارائه میدهند، و چیزی در دست آنها نیست، و این سخن نشانۀ ستمگری و نپذیرفتن حق است که آنها میگویند: (﴿لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾) چرا این قرآن بر یکی از مردان بزرگ دو شهر نازل نشد؟ اگر آنها حقیقت مردان را شناختند، و صفاتی را که موجب ارتقای مقام آدمی میشود و مقام او را نزد خدا و بندگانش بزرگ مینماید، میدانستند، یقین حاصل میکردند که محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلب صلی الله علیه وسلم برترین و بزرگترین مردان است، و عقل و دانش و رای و همّت و قاطعیّت او و اخلاق و مهربانی و دلسوزیاش از همه بهتر و بیشتر است، و او از همه هدایت یافتهتر و پرهیزگارتر میباشد، و محور و مرکز دایرۀ کمالات است، و او دارای بالاترین صفات مردانگی است، و بهطور مطلق او بالاترین مرد جهان است. این را دشمنان و دوستان محمّد صلی الله علیه وسلم همه میدانند مگر کسی که گمراه گشته و با خود بزرگ بینی روی برتافته است. پس چگونه مشرکان کسی را بر او برتر قرار میدهند که به اندازۀ ذرّهای از کمال محمّد به مشام او نرسیده است؟! اوج حماقت و جنایت مشرکان آن است که معبودی را پرستش میکنند و آن را به فریاد میخوانند و به آن نزدیکی میجویند که بتی از سنگ یا چوب است و سود و زیانی نمیرساند، و نمیبخشد و محروم نمیکند و این خود باری است بر دوش صاحبش، و نیازمند آن است کسی کارهایش را انجام دهد. آیا این کار جز کار دیوانگان و بیخردان چیزی دیگر است؟! پس چگونه چنین کسی بزرگ شمرده میشود؟ و چگونه بر خاتم پیامبران و سیّد و سرور فرزندان آدم محمّد صلی الله علیه وسلم برتری داده میشود؟! ولی کافران عقل ندارند و نمیفهمند. در این آیه خداوند به حکمت خویش در برتری دادن برخی از بندگان بر برخی دیگر در زندگی دنیا اشاره نموده و میفرماید: (﴿لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗا﴾) تا اینکه برخی، برخی دیگر را به خدمت گیرند و در کارها و حرفهها و صنعتها از آنها استفاده کنند. پس اگر همۀ مردم در توانگری و ثروت برابر بودند و نیازی به یکدیگر نداشتند، بسیاری از منافع و مصالح آنها از دست میرفت، و این دلیلی است بر اینکه نعمت دینی خداوند از نعمت دنیوی او بهتر است. همانطور که خداوند در آیهای دیگر فرموده است:﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواۡ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ بگو: به فضل و رحمت خدا باید شادمان باشند، آن از آنچه جمع آوری میکنند بهتر است.
(32) خداوند متعال خبر میدهد که دنیا نزد او ارزشی ندارد؛ و اگر لطف و رحمت او ـ که چیزی را بر آن مقدم نمیدارد ـ نسبت به بندگانش نبود، دنیا و نعمتهای فراوانی برای کافران فراهم میآورد. (﴿لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ﴾) تا جایی که برایشان خانههایی با سقفهایی از نقره فراهم میآورد، و برایشان نردبانهایی سیمین قرار میداد که از آنها به پشت بامهایشان بالا بروند.
43:33–35Страница 491
وَلَوۡلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ لَّجَعَلۡنَا لِمَن يَكۡفُرُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ ٣٣
Если бы люди не могли стать одной общиной неверующих, то Мы сделали бы в домах тех, которые не веруют в Милостивого, серебряные крыши и лестницы, на которые они бы взбирались,
وَلِبُيُوتِهِمۡ أَبۡوَٰبٗا وَسُرُرًا عَلَيۡهَا يَتَّكِـُٔونَ ٣٤
а также серебряные двери и ложа в их домах, на которых они бы лежали, прислонившись,
وَزُخۡرُفٗاۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَٱلۡأٓخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُتَّقِينَ ٣٥
а также украшения. Все это - всего лишь преходящие блага мирской жизни, а Последняя жизнь у твоего Господа уготована для богобоязненных.
وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ؛ و اگر نه آن بود که همه مردم يک امت مي شدند ، سقفهاي خانه هاي کساني را که خداي رحمان را باور ندارند از نقره مي کرديم و بر آنها نردبامهايي مي نهاديم تا بر آن بالا روند. وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ؛ و براي خانه هايشان نيز درهايي از نقره مي کرديم و تختهايي که بر آن ، تکيه زنند. وَزُخْرُفًا وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ؛ و از هر گونه زينت و همه اينها برخورداري ناچيز دنيوي است ، حال آنکه آخرت در نزد پروردگار تو براي پرهيزگاران است.
(33 - 35) (﴿وَلِبُيُوتِهِمۡ أَبۡوَٰبٗا وَسُرُرًا عَلَيۡهَا يَتَّكُِٔونَ﴾) و برای خانههایشان درهایی از نقره، و تختهایی نقرهای قرار میدادیم که بر آنها تکیه زنند. (﴿وَزُخۡرُفٗا﴾) و تجمّل و زینت فراوان برایشان قرار میدادیم؛ یعنی دنیا را با انواع لذتها و زیباییها برایشان میآراست، و آنچه میخواستند به آنها عطا میکرد. امّا آنچه او را از این کار بازداشته است، رحمت و لطف او نسبت به بندگانش است که مبادا شتابان به علّت محبّت دنیا به سوی کفر و کثرت گناهان بروند. پس این دلیلی است بر آنکه خداوند بندگان را به طور کلّی یا به طور ویژه از برخی چیزها محروم میکند، و این به خاطر منافع و مصالح خودشان است. و دنیا نزد خداوند به اندازۀ بال پشّهای ارزش ندارد، و همۀ آنچه بیان شد کالای زندگی دنیاست که ناگوار و فانی است، و آخرت نزد خداوند متعال برای کسانی بهتر است که با اطاعت از دستوراتش و پرهیز از آنچه او نهی کرده است پروا میدارند. چون نعمت آخرت از هر جهت کامل است، و در بهشت همۀ آنچه که دلها میخواهند و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند فراهم است، و آنها در آن جاودانه خواهند بود. پس چقدر این دو جهان با هم فرق میکنند. خداوند متعال از کیفر سخت خود به کسی که از یاد او رویگردانی کرده است خبر داده و میفرماید: (﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾) و هرکس از یاد خداوند -که قرآن عظیم است- رویگردان شود و مردم را از آن باز دارد، ـ در حالی که قرآن بزرگترین رحمتی است که خداوند با آن بر بندگانش رحم نموده است. پس هرکس آن را بپذیرد، بهترین بخشش را دریافته و به بالاترین خواسته دست یازیده است. و هرکس از آن روی بگرداند و آن را رد کند ـ ناکام گردیده و چنان زیانبار شده که بعد از آن هرگز روی سعادت و خوشبختی را نخواهد دید، و خداوند برای او شیطانی سرکش برمیگمارد که همواره همنشین او میشود و او را همراهی میکند و به او وعده میدهد و او را به سوی گناهان میکشاند
43:36–39Страница 492
وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ ٣٦
К тем, кто отвращается от поминания Милостивого (или кто слеп к Нему), Мы приставим дьявола, и он станет его товарищем.
وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ ٣٧
Они не будут пускать их на путь Аллаха, а те будут считать, что они следуют прямым путем.
حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيۡتَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَ بُعۡدَ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرِينُ ٣٨
Когда же неверующий явится к Нам, он скажет дьяволу: «Лучше бы между мной и тобой было расстояние от запада до востока! Какой же ты плохой товарищ!».
وَلَن يَنفَعَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ إِذ ظَّلَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ ٣٩
Им будет сказано: «Вы поступали несправедливо, и сегодня вам не поможет то, что вы разделяете мучения».
وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛ هر کس که از ياد خداي رحمان روي گرداند ، شيطاني بر او مي گماريم که همواره همراهش باشد. وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ؛ و آن شيطانها آنان را از راه خدا باز مي گردانند ، ولي پندارند که هدايت يافتگانند. حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ؛ تا آنگاه که نزد ما آيد ، مي گويد : اي کاش دوري من و تو دوري مشرق و، مغرب بود و تو چه همراه بدي بودي. وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ؛ چون ستم کرديد آن روز پشيماني سود نکند و هر دو در عذاب شريک باشيد.
(36) (﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ﴾) و شیاطین آنها را از راه راست و دین درست باز میدارند، (﴿وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ﴾) و آنان به سبب اینکه شیطان، باطل را برایشان آراسته و زیبا جلوه داده است و به خاطر اینکه از حق روی گرداندهاند، گمان میبرند که راه یافتهاند. اگر گفته شود: آیا چنین کسی که گمان برده او هدایت یافته است حال آنکه در حقیقت هدایت یافته نمیباشد معذور نیست؟ گفته میشود: چنین افرادی و امثال او که منبع جهالت آنان، رویگردانی از قرآن خداوند است، از آنجا که میتوانستهاند در پرتو آن راهیاب گردند، معذور نیستند. آنها به هدایت تمایلی نشان ندادند با اینکه توانایی رسیدن به آن را داشتند؛ و به باطل علاقهمند شدند، پس گناه، گناهِ خودشان است. و این است حالت کسی که از ذکر خدا در دنیا اعراض کرده، و همنشین و همراهش او را گمراه نموده، و حقایق را در نظر وی وارونه کرده است.
(37) و امّا وضعیّت او -به هنگامی که در روز قیامت نزد پروردگارش میآید- بسیار وضعیّت بدی است؛ چراکه پشیمانی و اندوه و حسرت از سیمایش هویدا است، و او از همنشین خود بیزاری میجوید. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيۡتَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَ بُعۡدَ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرِينُ﴾) تا آنگاه که چنین کسی به پیش ما میآید، میگوید: ای کاش بین من و تو به اندازۀ شرق و غرب فاصله بود، چه همنشین بدی بودی! همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِيۗ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا﴾ و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: «ای کاش با پیامبر راهی برمیگرفتم! ای وای بر من کاش فلانی را به دوستی بر نمیگرفتم! همانا مرا از پند گمراه ساخت بعد از آنکه پند به نزد من آمد، و شیطان انسان را [بسیار] خوار میگرداند.
(38) (﴿وَلَن يَنفَعَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ إِذ ظَّلَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ﴾) و شریک بودن شما و همنشینها و دوستانتان در عذاب به شما سودی نمیبخشد، و شما به این خاطر در عذاب شریک هستید چون در ستمگری شریک بودهاید. پس در کیفر و عذاب نیز مشترک هستید. و همچنین روحیۀ دلجویی دادن به یکدیگر به هنگام مصیبت، به شما سودی نمیرساند. چون هنگامی که در دنیا مصیبت و بلایی بیاید و مجازات شدگان در آن مشترک باشند برایشان کمی آسان میگردد و برخی با دیدن برخی دیگر تسلّی مییابند. امّا مصیبت آخرت همۀ کیفرها و عذابها را در بر دارد، و کوچکترین آسایش و تسلّی در آن نیست. بار خدایا! از تو سلامتی را میخواهیم و از تو میطلبیم که ما را در پناه رحمت خویش قرار دهی.
(39) خداوند متعال، پیامبرش را دلجویی میدهد که از عدم اجابت تکذیبکنندگان ناراحت نشود و بداند که خیری در اینها نیست، و از آنچنان شایستگی و لیاقتی برخوردار نیستند که سبب هدایتشان شود، و میفرماید: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ أَوۡ تَهۡدِي ٱلۡعُمۡيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾) آیا میتوانی کسانی را که نمیشنوند بشنوانی؟ و یا اینکه کسانی را که نمیبینند راهنمایی کنی؟ و یا اینکه کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند و خود به گمراهی خویش واقف و به آن راضی هستند رهنمود گردانی؟! پس همانطور که ناشنوا صداها را نمیشنود، و کور نمیبیند، و کسی که در گمراهی آشکاری است هدایت نمیشود، اینها نیز سرشت و عقلهایشان به سبب رویگردانی از قرآن فاسد گشته است، و باورهای فاسد و صفتهای پلیدی در خودشان به وجود آوردهاند که آنها را از هدایت باز میدارد و باعث میشود تا هلاکتشان بیشتر گردد. اینان جز عذاب و کیفر چیزی برایشان باقی نمانده است، پس یا در دنیا عذاب میشوند یا در آخرت. بنابراین خداوند متعال فرمود:
43:40–45Страница 492
أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ أَوۡ تَهۡدِي ٱلۡعُمۡيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ ٤٠
Разве ты можешь заставить слышать глухих или наставить на прямой путь слепых и того, кто находится в очевидном заблуждении?
فَإِمَّا نَذۡهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنۡهُم مُّنتَقِمُونَ ٤١
Мы можем забрать тебя, но Мы все равно непременно отомстим им.
أَوۡ نُرِيَنَّكَ ٱلَّذِي وَعَدۡنَٰهُمۡ فَإِنَّا عَلَيۡهِم مُّقۡتَدِرُونَ ٤٢
Мы также может показать тебе то, что обещали им, ведь Мы властны над ними.
فَٱسۡتَمۡسِكۡ بِٱلَّذِيٓ أُوحِيَ إِلَيۡكَۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ٤٣
Придерживайся того, что внушено тебе в откровении. Воистину, ты - на прямом пути.
وَإِنَّهُۥ لَذِكۡرٞ لَّكَ وَلِقَوۡمِكَۖ وَسَوۡفَ تُسۡـَٔلُونَ ٤٤
Это - Напоминание о тебе и твоем народе (или для тебя и твоего народа), и вы будете спрошены.
وَسۡـَٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَةٗ يُعۡبَدُونَ ٤٥
Спроси тех посланников, которых Мы отправили до тебя, сделали ли Мы помимо Милостивого других богов, которым можно поклоняться?
أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ آيا تو مي خواهي به کران سخن بشنواني ، يا کوران و آنهايي را که در گمراهي آشکار هستند راه بنمايي ? فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ؛ و اگر تو را ببريم ، از آنها انتقام مي گيريم ، أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ؛ يا آن عذابي را که به آنها وعده داده ايم به تو نشان مي دهيم ، که ما برايشان توانا هستيم. فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ پس در آنچه به تو وحي شده است چنگ بزن که تو بر راه راست هستي. وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ؛ و، قرآن سبب بلند آوازه گشتن تو و قوم توست ، و زودا که بازخواست شويد. وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ؛ از پيامبران ما که پيش از تو فرستاده ايم بپرس : آيا جز خداي رحمان ،ديگري را براي پرستش آنها قرار داده بوديم ?
(40) (﴿فَإِمَّا نَذۡهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنۡهُم مُّنتَقِمُونَ﴾) و پس هرگاه تو را از این دنیا ببریم قبل از اینکه عذابِ آنها را به تو نشان دهیم، بدان که از آنان انتقام خواهیم گرفت.
(41) (﴿أَوۡ نُرِيَنَّكَ ٱلَّذِي وَعَدۡنَٰهُمۡ﴾) یا عذابی را که به آنان وعده دادهایم به تو نشان خواهیم داد. (﴿فَإِنَّا عَلَيۡهِم مُّقۡتَدِرُونَ﴾) زیرا ما بر آنان چیره و تواناییم. امّا زود یا دیر فرا رسیدن عذاب، به حکمت خدا بستگی دارد. پس این است حالت تو و حالت تکذیب کنندگان.
(42) (﴿فَٱسۡتَمۡسِكۡ بِٱلَّذِيٓ أُوحِيَ إِلَيۡكَ﴾) پس با انجام آنچه که به تو وحی شده است، و با متصّف کردن خود به آنچه وحی به اتّصافِ به آن دستور میدهد، و با دعوت کردن به سوی آن و تلاش برای عملی کردن آن در خود و دیگران، به وحی چنگ بزن، (﴿إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) بیگمان تو بر راه راست قرار داری؛ راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند، و این چیزی است که بر تو لازم میگرداند بیشتر به وحی چنگ بزنی، و در پرتو آن راهیاب گردی؛ زیرا میدانی که آن حق و عدل و راستی است، و کارهایت را بر پایۀ محکمی بنا نهادهای، در حالی که دیگران امورشان را بر اساس شک و اوهام و ستم و ظلم بنا کردهاند.
(43) (﴿وَإِنَّهُۥ لَذِكۡرٞ لَّكَ وَلِقَوۡمِكَ﴾) و این قرآن کریم افتخار و فضیلت بزرگی است برای شما، و نعمت بسیار گرانقدری میباشد، و شما را به آنچه که خیر دنیا و آخرت در آن نهفته است پند میدهد و شما را بر آن تشویق میکند، و بدی و شر را برایتان یاد آوری میکند و شما را از آن برحذر میدارد. (﴿وَسَوۡفَ تُسَۡٔلُونَ﴾) و از آن پرسیده خواهید شد که آیا آن را برپا داشته و دستورات آن را انجام دادهاید؟ که آنگاه مقامتان بالا میرود و بهرهمند میشوید؛ یا اینکه به آن عمل نکردهاید؟ پس حجّتی علیه شما خواهد بود و نشان ناسپاسیتان در برابر این نعمت خواهد بود.
(44) (﴿وَإِنَّهُۥ لَذِكۡرٞ لَّكَ وَلِقَوۡمِكَ﴾) و این قرآن کریم افتخار و فضیلت بزرگی است برای شما، و نعمت بسیار گرانقدری میباشد، و شما را به آنچه که خیر دنیا و آخرت در آن نهفته است پند میدهد و شما را بر آن تشویق میکند، و بدی و شر را برایتان یاد آوری میکند و شما را از آن برحذر میدارد. (﴿وَسَوۡفَ تُسَۡٔلُونَ﴾) و از آن پرسیده خواهید شد که آیا آن را برپا داشته و دستورات آن را انجام دادهاید؟ که آنگاه مقامتان بالا میرود و بهرهمند میشوید؛ یا اینکه به آن عمل نکردهاید؟ پس حجّتی علیه شما خواهد بود و نشان ناسپاسیتان در برابر این نعمت خواهد بود.
(45) (﴿وَسَۡٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَةٗ يُعۡبَدُونَ﴾) و از پیامبرانی که پیش از تو فرستادهایم بپرس؛ آیا به جز خداوند مهربان معبودهایی قرار دادهایم که پرستش شوند؟ تا برای مشرکان دلیلی باشد که با این کارشان گویا از یکی از پیامبران پیروی میکنند. تو اگر از آنها بپرسی و از اوضاع و احوال آنها خبر بگیری، هیچ کس از آنها را نخواهی یافت که به برگرفتن معبودی دیگر با خدا دعوت داده باشد، و خواهی دید که همۀ پیامبران از اوّل تا آخر به پرستش خداوند یکتا و بیشریک دعوت کردهاند. خداوند متعال میفرماید:﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواۡ ٱلطَّٰغُوتَ﴾ و در میان هر امّتی پیامبری فرستادیم با این پیام که خدا را پرستش کنید و از طاغوت بپرهیزید. و هر پیامبری را که خداوند مبعوث کرده به قوم خود گفته است: خدا را پرستش کنید، شما معبود به حقّی جز او ندارید. پس این بیانگر آن است که مشرکان در شرک خود هیچ دلیل و مدرکی ندارند؛ نه دلیلی که از عقلِ درست سرچشمه گرفته باشد، و نه دلیلی که از پیامبران نقل شده باشد.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии