Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Маида 5:48–58
5:48–50Страница 116
وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمُهَيۡمِنًا عَلَيۡهِۖ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُۖ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ عَمَّا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ لِكُلّٖ جَعَلۡنَا مِنكُمۡ شِرۡعَةٗ وَمِنۡهَاجٗاۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ ٤٨
Мы ниспослали тебе Писание с истиной в подтверждение прежних Писаний, и для того, чтобы оно предохраняло их (или свидетельствовало о них; или возвысилось над ними). Суди же их согласно тому, что ниспослал Аллах, и не потакай их желаниям, уклоняясь от явившейся к тебе истины. Каждому из вас Мы установили закон и путь. Если бы Аллах пожелал, то сделал бы вас одной общиной, однако Он разделил вас, чтобы испытать вас тем, что Он даровал вам. Состязайтесь же в добрых делах. Всем вам предстоит вернуться к Аллаху, и Он поведает вам о том, в чем вы расходились во мнениях.
وَأَنِ ٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ وَٱحۡذَرۡهُمۡ أَن يَفۡتِنُوكَ عَنۢ بَعۡضِ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيۡكَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعۡضِ ذُنُوبِهِمۡۗ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ لَفَٰسِقُونَ ٤٩
Суди между ними согласно тому, что ниспослал Аллах, не потакай их желаниям и остерегайся их, дабы они не отвратили тебя от части того, что ниспослал тебе Аллах. Если же они отвернутся, то знай, что Аллах желает покарать их за некоторые из их грехов. Воистину, многие люди являются нечестивцами.
أَفَحُكۡمَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ يَبۡغُونَۚ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ ٥٠
Неужели они ищут суда времен невежества? Чьи решения могут быть лучше решений Аллаха для людей убежденных?
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون ؛ و اين کتاب را به راستي بر تو نازل کرديم ، تصديق کننده و حاکم بر، کتابهايي است که پيش از آن بوده اند پس بر وفق آنچه خدا نازل کرده است در ميانشان حکم کن و از پي خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذاري براي هر گروهي از شما شريعت و روشي نهاديم و اگر خدا مي خواست همه شما را يک امت مي ساخت ولي خواست در آنچه به شما ارزاني داشته است بيازمايدتان پس در خيرات بر يکديگر پيشي گيريد همگي بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مي کرديد آگاهتان سازد. وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ؛ ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل کرده است حکم کن و از خواهشهاشان پيروي مکن و از ايشان بپرهيز که مبادا بفريبندت تا از بعضي از چيزهايي که خدا بر تو نازل کرده است سر باز زني و اگر رويگردان شدند بدان که خدا مي خواهد آنان را به پاداش برخي گناهانشان عقوبت کند ، و هر آينه بسياري ازمردم نافرمانند. أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ؛ آيا حکم جاهليت را مي جويند ? براي آن مردمي که اهل يقين هستند چه حکمي از حکم خدا بهتر است ?
(48) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و ما این کتاب را که قرآن است و برترین و بزرگترین کتابهاست، به سوی تو فرستادیم. (﴿بِٱلۡحَقِّ﴾) آن را به حق نازل کردهایم، و اخبار و دستورات و نواهی آن، مشتمل بر حق است.(﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و کتابهایی را که پیش از آن آمدهاند، تصدیق میکند؛ چون قرآن بر صحت کتابهای پیشین گواهی میدهد و اخبارش با اخبار آنها موافق و برابر، و آیین و قوانین بزرگ آن، با شرایع و قوانین کتابهای گذشته موافق است. پس مصدّق کتابهای پیشین است. (﴿وَمُهَيۡمِنًا عَلَيۡهِ﴾) و مطالبی را دربردارد که کتابهای گذشته دربرداشتند، و حتی مطالب الهی و اخلاقی بیشتری را نیز دربردارد. قرآن کتابی است که از هر حقی که کتابهای گذشته آورده باشند، پیروی مینماید؛ به آن دستور داده و آدمی را بر انجام آن تحریک و تشویق مینماید، و برای رسیدن به آن، راههای زیادی را بیان میکند. قرآن کتابی است که خبر گذشتگان و آیندگان، و حکمت و احکامی که کتابهای پیشین آوردهاند، در آن وجود دارد. پس آنچه که قرآن بر صحت آن گواهی دهد، راست است و پذیرفته میشود. و آنچه را نپذیرد و تصدیق نکند، مردود میباشد؛ زیرا حتماً دستخوش تحریف و تبدیل شده است؛ و اگر از جانب خدا بود، قرآن با آن مخالفت نمیکرد. (﴿فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) پس میان آنها طبق شرعی که خدا بر تو نازل کرده است، داوری کن. (﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ عَمَّا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾) و به جای حقی که پیش خود داری، از خواستها و امیال فاسد آنان که با حق مخالف است، پیروی نکن؛ و چیزی فرومایه و حقیر را، به جای چیزی ارزشمند قرار مده.(﴿لِكُلّٖ جَعَلۡنَا مِنكُمۡ شِرۡعَةٗ وَمِنۡهَاجٗا﴾) برای هریک از شما ـ امتها ـ راه و روشی قرار دادهایم. و این شریعتهای مختلف که برای ملتهای مختلف آمدهاند، شریعتهایی هستند که بر حسب تفاوت حال و زمان، تغییر میکنند؛ و همه در زمانی که آیین زندگی مردم بودهاند، دادگرانه و منصفانه حکم کردهاند. اما اصول کلی تمامی شریعتها، که در هر زمان و مکانی برای مردمان حاوی مصلحت و حکمت بودهاند، فرق نکرده و در همۀ شریعتها وجود داشتهاند. (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ ﴾) و اگر خدا میخواست، همۀ شما را یک ملت، و پیرو یک شریعت قرار میداد، بهگونهای که پیشینیان و پسینیانتان با هم اختلافی نداشته باشند. (﴿وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) ولی خداوند میخواهد شما را، در آنچه که به شما داده است، بیازماید، و معلوم سازد که چگونه عمل میکنید. و هر امتی را، طبق حکمت خویش، مورد آزمایش قرار داده و به هر یک چیزی را میدهد که شایسته اوست، تا ملتها با یکدیگر به رقابت بپردازند، و هر ملتی تلاش کند که از دیگری سبقت بگیرد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱسۡتَبِقُواۡ ٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾) پس به سوی خوبیها و نیکیها بشتابید، و آن را کامل بگردانید. نیکیها هر فرض و مستحبی را، اعم از حقوق خدا و حقوق بندگان در بر میگیرد، و انجام دهندۀ آن جز با دو چیز از دیگران پیشی نمیگیرد: 1ـ شتافتن برای انجام نیکی و غنیمت شمردن زمان مناسب. 2ـ تلاش برای اینکه آن را به صورت کامل و آن گونه که بدان دستور داده شده است، انجام دهد. و از این آیه استنباط میشود که باید سعی نمود نماز و دیگر عبادتها را در اول وقت انجام داد. نیز از این آیه برمیآید که بنده نباید فقط به انجام نماز و دیگر عبادات مفروض اکتفا کند، بلکه شایسته است مستحبات را نیز انجام دهد تا عبادتش تکمیل گردد، و پیشی گرفتن حاصل شود. (﴿إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا﴾) بازگشت همۀ شما ـ امتهای گذشته و آینده ـ به سوی خداست، و شما را در روزی که هیچ شکی در آن نیست، جمع خواهد کرد. (﴿فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ﴾) پس در رابطه با شرایع و اعمالی که در آن اختلاف داشتید، شما را آگاه میسازد؛ و به اهل حق و کارهای شایسته آنان، پاداش میدهد، و اهل باطل و کارهای بد آنان را مجازات مینماید.
(49) (﴿وَأَنِ ٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) و در میان آنها، طبق آنچه خدا نازل نموده است، داوری کن. گفته شده است که این آیه، آیۀ ﴿فَٱحۡكُم بَيۡنَهُمۡ أَوۡ أَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ﴾ را منسوخ کرده است. اما صحیح آن است که این آیه، آیۀ مذکور را منسوخ نمیکند. و این آیه دلالت مینماید که پیامبر صلی الله علیه وسلم اختیار دارد بین آنها داوری کند یا داوری نکند؛ چون منظور آنان از آمدن برای قضاوت به نزد پیامبر، تبعیت از حق نیست. و این دلالت مینماید که هرگاه پیامبر حکمی را صادر نماید، طبق آنچه خدا از کتاب و سنت نازل نموده، حکم کرده، و حکمش دادگرانه و منصفانه است؛ چرا که خداوند قبلاً فرمود:﴿وَإِنۡ حَكَمۡتَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ﴾ و اگر داوری کردی، میان آنان دادگرانه داوری کن. در این آیه بر رعایت عدالت تأکید شده، و اینکه دادگری و عدالت در تمامی احکام خداوند، مشهود است؛ زیرا احکامی که خداوند مشروع نموده است عین عدل و انصاف است؛ و هر آنچه با آن مخالف باشد، ظلم و ستم است.(﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾) و از خواست و آرزوهای آنان پیروی نکن. باز از پیروی از خواستهای آنان نهی کرد، تا به شدت از این کار برحذر دارد. البته نهیِ قبلی در مقام حکم و فتواست، و آن گستردهتر میباشد. اما این، فقط در مورد داوری است، و در هر دو لازم است که از خواستهای آنان که مخالف حق است، پیروی نشود. بنابراین فرمود: (﴿وَٱحۡذَرۡهُمۡ أَن يَفۡتِنُوكَ عَنۢ بَعۡضِ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيۡكَ﴾) و مبادا فریب آنها را بخوری و تو را به فتنه مبتلا کنند، و تو را از برخی از آنچه خدا به سوی تو فرستاده است، باز دارند. پس پیروی از خواستهایشان، به ترک حق که پیروی از آن واجب است، میانجامد. (﴿فَإِن تَوَلَّوۡاۡ﴾) و اگر از پیروی کردن از تو، و از تبعیت از حق رویگرداندند، (﴿فَٱعۡلَمۡ﴾) بدان که این عدم تبعیت، برای آنها سزا و مجازاتی سخت دربردارد، و همانا خداوند میخواهد (﴿أَن يُصِيبَهُم بِبَعۡضِ ذُنُوبِهِمۡ﴾) که آنان را، به سبب پارهای از گناهانشان، دچار مصیبت و عذاب نماید، چون گناه، هم سزای دنیوی دارد و هم سزای اخروی. و از بزرگترین سزاها این است که بنده به فتنه مبتلا گردد، و ترکِ تبعیت از پیامبر برای وی آراسته شود. و این به سبب فسق و تمرد و سرپیچی اوست. (﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ لَفَٰسِقُونَ﴾) و همانا بسیاری از مردم فاسقاند؛ یعنی سرشت آنان چنین است که از اطاعت خدا و پیروی کردن از پیامبرش سرپیچی میکنند.
(50) (﴿أَفَحُكۡمَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ يَبۡغُونَ﴾) آیا با رویگرداندن از تو، جویای حکم جاهلیت هستند؟ و حکم جاهلیت، هر حکمی است که با آنچه خدا بر پیامبرش نازل نموده است، مخالف باشد. پس راه سومی وجود ندارد؛ یا حکم خدا و پیامبر، و یا حکم جاهلیت. پس هرکس از اولی رویبگرداند، به راه دوم که بر اساس جهل و ستم و گمراهی بنا شده است، گرفتار میآید. بنابراین خداوند آن را به جاهلیت نسبت داده است. و اما حکم خدا بر اساس دانش و آگاهی و عدالت و دادگری و نور و هدایت بنا شده است. (﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾) و برای قومی که معتقدند و باور دارند، چه کسی بهتر از خدا حکم مینماید؟ پس اهل یقین، تفاوت هر دو حکم را دانسته و با یقین خود، ارزش حکم خدا را دریافته و از نظر عقلی و شرعی به این نتیجه میرسند که باید از آن پیروی کرد. یقین؛ یعنی آگاهی و شناخت کامل، که آدمی را به عمل و رفتار وا میدارد.
5:51–53Страница 117
۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلنَّصَٰرَىٰٓ أَوۡلِيَآءَۘ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ٥١
О те, которые уверовали! Не считайте иудеев и христиан своими помощниками и друзьями, поскольку они помогают друг другу. Если же кто-либо из вас считает их своими помощниками и друзьями, то он сам является одним из них. Воистину, Аллах не ведет прямым путем несправедливых людей.
فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمۡ يَقُولُونَ نَخۡشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٞۚ فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَ بِٱلۡفَتۡحِ أَوۡ أَمۡرٖ مِّنۡ عِندِهِۦ فَيُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ نَٰدِمِينَ ٥٢
Ты видишь, что те, чьи сердца поражены недугом, поспешают среди них и говорят: «Мы боимся, что нас постигнет беда». Но, может быть, Аллах явится с победой или своим повелением, и тогда они станут сожалеть о том, что утаивали в себе.
وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ إِنَّهُمۡ لَمَعَكُمۡۚ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فَأَصۡبَحُواْ خَٰسِرِينَ ٥٣
Те, которые уверовали, скажут: «Неужели это - те, которые приносили величайшие клятвы именем Аллаха о том, что они были с вами?». Тщетны были их деяния, и они оказались потерпевшими убыток.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، يهود و نصا را به دوستي برمگزينيد، آنان خود دوستان يکديگرند هر کس از شما که ايشان را به دوستي گزيند در زمره آنهاست و خدا ستمکاران را هدايت نمي کند. فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ؛ آنهايي را که در دل مرضي دارند مي بيني که به صحبتشان مي شتابند ، مي گويند : مي ترسيم که به ما آسيبي رسد اما باشد که خدا فتحي پديد آرد يا کاري کند ، آنگاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان شوند. وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ؛ آنها که ايمان آورده اند مي گويند : آيا اينان همان کسانند که به خدا، سوگندهاي سخت مي خوردند که با شما خواهند بود ? اعمالشان باطل گرديد و خود در زمره زيانکاران در آمدند.
(51) خداوند پس از آنکه حالات یهودیان و نصارا و صفات زشت آنان را بیان کرد، بندگان مؤمنش را راهنمایی نمود تا آنها را به دوستی نگیرند؛ زیرا (﴿بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖ﴾) آنان دوستان یکدیگرند و یکدیگر را یاری میکنند و علیه دیگران یکدست و یکپارچه میشوند. پس آنها را به دوستی نگیرید؛ زیرا دشمنان حقیقی شما بوده، و زیان و ضررتان، آنها را خوشحال میکند، و برای گمراه کردن شما، از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند. پس با آنان دوستی نمیکند، مگر کسی که مانند آنهاست. بنابراین فرمود: (﴿وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡ﴾) و هرکس از شما، آنان را به دوستی بگیرد، از آنان است؛ زیرا دوستیِ کامل با آنان، باعث میشود تا فرد به دین آنها منتقل شود، و دوستیِ کم با آنان، به دوستیِ زیاد منجر میشود، تا جایی که کم کم انسان از آنها میگردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) همانا خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند؛ یعنی کسانی که ستم، تبدیل به صفت آنها شده و به آن گراییده و بر آن پا فشاری میکنند، هرنشانه و معجزهای را برای آنها بیاوری، از تو پیروی نمیکنند و تسلیم فرمان تو نمیشوند.
(52) پس از آنکه خداوند از دوستیِ با آنان نهی نمود، خبر داد گروهی از کسانی که ادعای ایمان میکنند، آنانرا به دوستی میگیرند. پس فرمود: (﴿فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ﴾) کسانی که شک و نفاق در دلهایشان بوده و ایمانشان ضعیف است، میگویند: ما بدان خاطر با آنها دوستی میکنیم که مبادا به آنها نیازمند شویم؛ زیرا (﴿نَخۡشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٞ﴾) میترسیم به بلایی گرفتارشویم. یعنی اگر یهود و نصارا پیروز شوند، ما به سبب پیمانی که با آنها بستهایم، از شر آنان در امان خواهیم بود. و این تفکر، از گمان بد آنها نسبت به اسلام نشأت گرفته بود.خداوند متعال بد گمانی آنان را رد نمود و فرمود: (﴿فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَ بِٱلۡفَتۡحِ﴾) نزدیک است خداوند فتحی را بیاورد که به اسلام قدرت دهد و مسلمانان را بر یهود و نصارا چیره بگرداند. (﴿أَوۡ أَمۡرٖ مِّنۡ عِندِهِۦ﴾) یا امر دیگری را از جانب خودش پیش آورد که منافقان از پیروز شدن کفار اعم از یهود و دیگران ناامید شوند. (﴿فَيُصۡبِحُواۡ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّواۡ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ نَٰدِمِينَ﴾) پس به خاطر آنچه در وجود خود پنهان کردهاند، پشیمان میشوند. آنان از آنچه که دامنشان را گرفته است، و از ضرری که به آنان روی آورده است، نادم و پشیمان میشوند. پس فتحی که خداوند به وسیلۀ آن اسلام و مسلمین را یاری نمود، و کفر و کافران را خوار و ذلیل کرد، پیش آمد و منافقان پشیمان شدند، و خدا میداند که چقدر اندوهگین گشتند!
(53) (﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ﴾) و مؤمنان با ابراز تعجب از حال کسانی که در دلهایشان بیماری است، میگویند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ إِنَّهُمۡ لَمَعَكُمۡ﴾) آیا اینها کسانیاند که به خدا سوگند خوردند، و سوگند خود را محکم و مؤکد کردند و گفتند: ما هم مثل شما مؤمن هستیم و با شما میباشیم؛ اهل ایمان را یاری میدهیم و با آنان از درِ دوستی و مودّت وارد میشویم؟! اما آنچه که در دل پنهان کرده بودند، آشکار گردید، و رازهای نهان آنان روشن شد، و مکر و دسیسه و گمان بد آنها به اسلام و مسلمین باطل گردید. پس (﴿حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ﴾) کارها و اعمالشان در دنیا تباه و ضایع گشت، (﴿فَأَصۡبَحُواۡ خَٰسِرِينَ﴾) و از زمرۀ زیانکاران گردیدند و به هدف خود نرسیدند و شقاوت و عذاب، آنها را در برگرفت.
5:54Страница 117
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ يُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ ٥٤
О те, которые уверовали! Если кто-нибудь из вас отступит от своей религии, то Аллах приведет других людей, которых Он будет любить и которые будут любить Его. Они будут смиренны перед верующими и непреклонны перед неверующими, будут сражаться на пути Аллаха и не будут бояться порицания порицающих. Такова милость Аллаха, которую Он дарует, кому пожелает. Аллах - Объемлющий, Знающий.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، هر که از شما از دينش بازگردد چه باک ، ،زودا که خدا مردمي را بياورد که دوستشان بدارد و دوستش بدارند در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر کافران سرکش ، در راه خدا جهاد مي کنند واز ملامت هيچ ملامتگري نمي هراسند اين فضل خداست که به هر کس که خواهدارزاني دارد ، و خداوند بخشاينده و داناست.
(54) خداوند متعال خبر میدهد که از جهانیان بینیاز است، و هرکس از دینش بر گردد و مرتد شود، نمیتواند هیچ ضرری به وی برساند، بلکه به خودش زیان وارد میکند. و خداوند بندگانی مخلص و مردانی صادق و راستین دارد که آنها را هدایت نموده، و وعده داده است که آنان را خواهد آورد. آنها از همۀ مردم کاملتر هستند و از همه قویترند و اخلاقشان از همه نیکوتر است. بزرگترین صفت و ویژگی آنها، این است که (﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ﴾) خداوند آنها را دوست دارد و آنان [نیز] خداوند را دوست دارند، به راستی که دوست داشتن خدا و محبت ورزیدن خداوند نسبت به بنده، بزرگترین نعمت و بزرگترین فضیلتی است که خداوند به او بخشیده است. و هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، اسباب را برای او فراهم کرده و هرکار سختی را برای او آسان میکند و او را بر انجام کارهای خوب و نیکو، و ترکِ کارهای زشت و منکر توفیق میدهد، و دلهای بندگان را شیفتۀ او میگرداند، بهگونهای که همه او را دوست میدارند و با او محبت میورزند. یکی از لوازم محبت بنده نسبت به پروردگارش، این است که در ظاهر و باطن و گفتار و کردار و همۀ حالاتش، از پیامبر صلی الله علیه وسلم پیروی نماید. همان طور که خداوند فرموده است:﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّه﴾ُ بگو: «اگر شما خدا را دوست دارید، پس، از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد.» یکی از لوازم دوست داشتن بنده از سوی خدا، این است که بنده با انجام دادن فرائض و نوافل، خودش را به وی خیلی نزدیک نماید، همان طور که پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث صحیح از قول خدا فرموده است:«بندهام با هیچ چیزی به من نزدیکی نمیجوید که برای من محبوبتر باشد از انجام دادن آنچه بر او فرض کردهام؛ و بندهام همواره با انجام نوافل، به من نزدیک میشود تا اینکه او را دوست میدارم؛ و هرگاه او را دوست بدارم، کمکش میکنم تا گوش و دست و پایش را در مسیر خشنودی من بهکار ببرد و از آنها در مسیر معصیت من بهره نبرد؛ و اگر چیزی از من بخواهد؛ قطعاً به او میدهم؛ و اگر به من پناه بجوید، او را پناه میدهم.» و از لوازم محبت خدا، شناخت وکثرت ذکر و یاد اوست؛ زیرا محبت بدون شناخت خدا، بسیار ناقص است، بلکه اصلاً وجود ندارد، گرچه آدمی ادعای وجود آن را داشته باشد. و هرکس خدا را دوست بدارد، او را یاد میکند؛ و هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، عمل کم او را میپذیرد، و بسیاری از لغزهایش را میآمرزد. و از جمله صفاتِ کسانی که خداوند آنها را دوست دارد، این است که آنها (﴿أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) با مؤمنان فروتن، و در برابر کافران سخت و سرفرازند. پس آنها مؤمنان را دوست دارند و خیرخواهشان هستند، و با آنان نرم و مهربان، و در مورد آنها آسانگیر میباشند، با آنان فروتن هستند. اما در برابر کافران و منکران خدا و کسانی که آیات الهی را به تمسخر میگیرند و پیامبرانش را تکذیب میکنند، سخت و نیرومند هستند. تصمیم و ارادۀ آنان برای دشمنی با آنها، قاطع است و تمام تلاش و توان خود را برای دستیابی به آنچه که سبب پیروز شدن بر کافران میگردد، مبذول میدارند. خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَعِدُّواۡ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَعَدُوَّكُمۡ﴾ و برای جنگ با آنها آمادگی حاصل کنید و نیرو جمع نمایید، و اسبها را پرورش دهید که با آن، دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید. و خداوند متعال فرموده است:﴿أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡ﴾ بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربان هستند. پس درشتخویی و سختگیری با دشمنان خدا، از جمله صفاتی است که بنده را به الله نزدیک میکند و بنده با خداوند، در اینکه وی نیز از آنان ناخشنود است، هماهنگ میشود. و درشتی نمودن با کافران، نباید مانع از دعوت نمودن آنها به دین اسلام گردد. پس هم باید برآنان سخت گرفت، و هم به نرمی دعوتشان کرد، و هر دو کار به مصلحت آنان خواهد بود و فایدهاش به آنها برخواهد گشت. (﴿يُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) با مالها و جانها، و با گفتار و کردارشان در راه خدا جهاد میکنند (﴿وَلَايَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖ﴾) و از ملامت و سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نمیهراسند، بلکه آنها رضایت و خشنودی پروردگار و ترس از سرزنش الهی را بر سرزنش مردم مقدم میدارند. و این بر قوت اراده و عزم آنان دلالت مینماید؛ زیرا کسی که قلبش ضعیف است، همّت و ارادهاش نیز به هنگام سرزنشِ سرزنش کنندگان ضعیف خواهد بود، و عزم او به هنگام سرزنشِ سرزنش کنندگان در هم میشکند، و قوّت و نیرویش سست میگردد. در دلهای چنین کسانی، نوعی بندگی برای غیرخدا وجود دارد، و میزان این عبودیت و بندگی، به میزان رعایت مردم و ترجیح دادن رضایت و خشنودی آنان بر انجام اوامر خدا بستگی دارد. پس هیچگاه قلب از بندگی غیرخدا سالم نمیماند، مگر اینکه در راه وی از ملامتِ هیچ ملامتکنندهای نهراسد. وقتی خداوند صفتهای زیبا و فضیلتهای عالی آنان را ستود؛ صفات و فضایلی که مستلزم کارهای نیک دیگری است که در اینجا بخشی از آن به میان نیامده است، خبر داد که این، ناشی از فضل و احسان خدا بر آنهاست، تا دچار خودپسندی نشوند و شکر پروردگارشان را بهخاطر نعمتی که بدانان ارزانی کرده است، به جای آورند، و از فضل خود بیشتر به آنان ببخشد. و تا دیگران بدانند که فضل خدا پوشش و حجابی ندارد. بنابراین فرمود: (﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ﴾) خداوند دارای فضل و بخشش گسترده و احسان فراوان است، و رحمت او هر چیزی را دربرگرفته، و فضل و بخشش خود را بر دوستانش میگستراند، اما به دیگران آن اندازه را نمیدهد؛ چرا که او میداند چه کسی سزاوار فضل و بخشش است. پس به او میبخشد، و خداوند بهتر میداند که اصل و فرع رسالت خود را کجا قرار بدهد.
5:55–56Страница 117
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمۡ رَٰكِعُونَ ٥٥
Вашим Покровителем является только Аллах, Его Посланник и верующие, которые совершают намаз, выплачивают закят и преклоняются.
وَمَن يَتَوَلَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزۡبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ ٥٦
Если они считают Аллаха, Его Посланника и верующих своими покровителями и помощниками, то ведь поборники Аллаха непременно окажутся победителями.
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ جز اين نيست که دوست شما خداست و رسول او و مؤمناني که نماز مي خوانند و همچنان که در رکوعند انفاق مي کنند. وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ؛ و هر که با خدا و پيامبر او و مؤمنان دوستي کند ، بداند که پيروزمندان گروه خداوندند.
(55) پس از آنکه خداوند متعال از دوستی با کفار؛ یهودیان و نصارا و دیگران نهی نمود و سرانجامِ زیانبار این کار را بیان کرد، خبر داد که باید با چه کسی دوستی کرد. و خداوند فایده و مصلحت آن را بیان داشت و فرمود: (﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ﴾) دوست شما فقط خدا و پیغمبرش هستند، پس دوستی خدا بهوسیلۀ ایمان و پرهیزگاری بهدست میآید. و هرکس که مؤمن و پرهیزگار باشد، دوست خدا خواهد بود؛ و هر کس دوست خدا باشد، دوست پیامبر نیز است؛ و هرکس که خدا و پیامبرش را به دوستی بگیرد، باید کسانی را دوست بدارد که خدا و پیامبر را دوست دارند، و آنها مؤمنانی هستند که در ظاهر و باطن مؤمن بوده و با اقامۀ نماز همراه با شرایط و فرایض و سایر مکملات آن، خالصانه خدا را عبادت کرده، و با مردم نیکی مینمایند، و زکات اموال خود را به مستحقان آن میپردازند. (﴿وَهُمۡ رَٰكِعُونَ﴾) و در برابر خدا فروتن هستند. پس حصر در (﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) دلالت مینماید که دوستی فقط باید با کسانی که ذکر شدهاند، صورت پذیرد، و باید از دوستیِ غیرآنان پرهیز شود.
(56)[سپس فایدۀ این دوستی را بیان نمود و فرمود:] (﴿وَمَن يَتَوَلَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ فَإِنَّ حِزۡبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ﴾) و هرکس خدا و پیامبرش و مؤمنان را به دوستی بگیرد، بی گمان «حزب الله» پیروز است؛ یعنی چنین کسی از گروهی است که به خدا منسوب هستند و خدا را میپرستند و محبت او را در دل دارند، و حزب خدا پیروز است. و آنان کسانی هستند که سر انجام و عاقبتِ نیکِ دنیا و آخرت، از آنِ آنها خواهد بود. همانطور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ﴾ و لشکریان ما پیروزند. و این مژدۀ بزرگی است برای کسی که دستور خدا را انجام دهد، و از حزب و لشکر خدا گردد. او پیروز خواهد شد و پیروزی ازآنِ اوست، گرچه بنا به حکمتی که خدا میداند، دربعضی وقتها شکست میخورد، اما آخر کارش پیروزی است، و چه کسی از خدا راستگوتر است.
5:57–58Страница 117
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَكُمۡ هُزُوٗا وَلَعِبٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكُمۡ وَٱلۡكُفَّارَ أَوۡلِيَآءَۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ ٥٧
О те, которые уверовали! Не считайте тех, которым Писание было даровано до вас и которые глумятся над вашей религией и считают ее развлечением, и неверующих своими помощниками и друзьями. Бойтесь Аллаха, если вы являетесь верующими.
وَإِذَا نَادَيۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ ٱتَّخَذُوهَا هُزُوٗا وَلَعِبٗاۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ ٥٨
Когда вы призываете на намаз, они насмехаются над ним и считают его развлечением. Это потому, что они - люди неразумные.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ اي کساني که ايمان آورده ايد ، اهل کتاب را که دين شما را به مسخره و بازي مي گيرند ، و نيز کافران را به دوستي برمگزينيد و اگر ايمان آورده ايد از خدا بترسيد. وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ؛ و چون بانگ نماز کنيد آن را به مسخره و بازيچه گيرند ، زيرا مردمي ، هستند که نمي انديشند.
(57 - 58) خداوند بندگان مؤمنش را نهی میکند از این -که اهلکتاب [=یهودیان و نصارا] و سایر کفار را به دوستی بگیرند، و با آنها محبت کنند، و آنان را دوست بدارند، و اسرار مؤمنان را برای آنها فاش کنند، و آنان را در برخی از کارهایشان که به زیان اسلام و مسلمین است، یاری دهند؛ زیرا ایمانی که در وجود مؤمنان است، ایجاب میکند تا دوستی ایشان را ترک نمایند و از درِ دشمنی با آنها در آیند. نیز پایبندی مؤمنان به تقوای الهی که عبارت است از اطاعت از دستورهای خدا و پرهیز از نواهیاش، آنان را به دشمنی با کفار فرامیخواند. مشرکان و کفار و مخالفان، از دین مسلمین عیب گرفته و آن را به مسخره و بازی میگیرند و بدان توهین میکنند به ویژه نماز ـکه آشکارترین شعار مسلمین و بزرگترین عبادت آنان استـ که هرگاه مسلمین برای آن ندا دهند، آن را به بازیچه و تمسخر میگیرند، و این به خاطر بیخردی و جهالت فراوان آنهاست. و اگر آنان عقل داشتند، در مقابل این ندا، سر تسلیم فرود آورده و به فضیلتهایی که نماز دارد، پی میبردند. پس شما ای مؤمنان! حالت و شدت دشمنی آنها را با خودتان و دینتان دانستید، بنابراین هرکس با آنها دشمنی نکند، اسلام را کم ارزش و دستِ کم گرفته است و اینکه برایش مهم نیست که آنان اسلام را مورد طعنه و تنقیص قرار داده است؛ همان کسانی که از سوی خدا و پیامبر، به کافر و گمراه از آنان نام برده شده است. و چنین فردی بهرهای از انسانیت و جوانمردی ندارد. پس چگونه ادعای داشتن دینی استوار دارید؛ دینی که حق است و دیگر دینها، باطل هستند، اما به دوستی با کسانی از جاهلان و احمقان که اسلام را به مسخره و بازی گرفته، و دین و اهل دین را با دیدۀ حقارت مینگرند، راضی میشوید؟! در این آیه، انسانِ مسلمان بر دشمنی با کفار تحریک شده است، و این موضوع کاملاً واضح و روشن است.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии