Ас-СаадиАль‑Анам · 6:13–32

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Аль-Анам 6:13–32

6:13–20Страница 129

۞ وَلَهُۥ مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ ١٣

Ему принадлежит все, что покоится днем и ночью, и Он - Слышащий, Знающий.

قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُۗ قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ١٤

Скажи: «Неужели я возьму своим покровителем кого-либо, кроме Аллаха, Творца небес и земли? Он кормит, а Его не кормят». Скажи: «Мне велено быть первым из тех, кто покорился». Не будь же в числе многобожников.

قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ ١٥

Скажи: «Я боюсь, что если я ослушаюсь моего Господа, то меня постигнут мучения в Великий день».

مَّن يُصۡرَفۡ عَنۡهُ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمَهُۥۚ وَذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ ١٦

Тот, кто будет отвращен от них (мучений) в тот день, того Он помиловал. Это будет очевидное преуспеяние.

وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ١٧

Если Аллах коснется тебя бедой, то никто не сможет избавить от нее, кроме Него. Если же Он коснется тебя благом, то ведь Он способен на всякую вещь.

وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ ١٨

Он - Одолевающий и находится над Своими рабами. Он - Мудрый, Ведающий.

قُلۡ أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗۖ قُلِ ٱللَّهُۖ شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَۚ أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُۚ قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ ١٩

Скажи: «Чье свидетельство является самым важным?». Скажи: «Аллах - Свидетель между мною и вами. Этот Коран дан мне в откровение, чтобы я предостерег посредством него вас и тех, до кого он дойдет. Неужели вы действительно свидетельствуете, что наряду с Аллахом существуют другие боги?». Скажи: «Я не свидетельствую об этом». Скажи: «Он является Единственным Богом, и я не причастен к тому, что вы приобщаете в сотоварищи».

ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ ٢٠

Те, кому Мы даровали Писание, знают его, как знают своих сыновей. Те, которые потеряли самих себя, никогда не уверуют.

وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن اوست هر چه در شب و روز جاي دارد و اوست شنوا و دانا. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري جز خدا را به دوستي گيرم که آفريننده آسمانها و زمين ، است و مي خوراند و به طعامش نياز نيست ? بگو : هر آينه من مامور شده ام که نخستين کسي باشم که تسليم امر خدا شده باشد پس ، از مشرکان مباش. قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب آن روز بزرگ مي ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم. مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن روز ، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است ،و اين کاميابي آشکاري است. وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به تو محنتي برساند ، هيچ کس جز او دفعش نتواند کرد ، و اگر به تو خيري برساند بر هر کاري تواناست. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست قاهري بالاتر از همه بندگان خويش و دانا و آگاه است. قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت چه کسي از هر شهادتي بزرگ تر است ? بگو : خدا ميان من وشما، شهادت مي دهد و اين قرآن بر من وحي شده است تا شما را و هر کس راکه به او برسد بيم دهد آيا شهادت مي دهيد که با الله خدايان ديگري هم هستند ? بگو : من شهادت نمي دهم بگو : جز اين نيست که او خدايي است يکتا و از آنچه با او شريک مي سازيد بيزارم. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اهل کتاب او را چنان مي شناسند که فرزندان خود را ، اينان که به خود زيان مي رسانيدند ايمان نمي آورند.

(13) بدان که این سورۀ کریمه، با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات می‌نماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کرده‌اند. پس خداوند در این آیات، آنچه را که به وسیلۀ آن هدایت روشن می‌گردد و شرک از بین می‌رود، بیان کرده است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَهُۥ﴾) از آنِ خداوند متعال است، (﴿مَا سَكَنَ فِي ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ﴾) همۀ مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد؛ از انسان و جن و فرشته گرفته، تا حیوانات و جمادات. پس همۀ اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف می‌کند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگارِ بزرگشان، مسخّر و تسلیم می‌باشند؛ خداوندی که چیره و فرمانرواست. پس آیا از دیدگاه عقل و نقل، درست است که یکی از این مملوک‌ها، که نمی‌تواند سودی ببخشد و زیانی برساند، پرستش شود؟ و بندگی خالصانۀ آفریننده‌ای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است، ترک گردد؟! هرگز؛ چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا می‌خواند.(﴿ٱلسَّمِيعُ﴾) شنواست و همۀ صداها را علی رغم اختلاف زبان‌ها و تنوّع نیازها، می‌شنود. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است، آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.

(14) (﴿قُلۡ﴾) به کسانی که به خدا شرک می‌ورزند، بگو: (﴿أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا﴾) آیا جز خدا، کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمی‌کنم؛ چون او آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین و مدبّر آنهاست.(﴿وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُ﴾) و او روزی دهندۀ همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده و بی نیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟! (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَ﴾) بگو: من فرمان داده شده‌ام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده، و از او فرمان برده است؛ زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم، از دیگران سزاوارترم. (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) و از مشرکین مباش؛ یعنی از اینکه از مشرکان باشم، نهی شده‌ام، و از پذیرش عقیدۀ آنها، و از همنشینی با آنان نیز نهی شده‌ام، پس این واجب‌ترین واجباتِ من است.

(15) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار می‌گردد.

(16) (﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم؛ زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک، باعث همیشه ماندنِ در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار می‌گردد. و آن روز؛ روزی است که عذاب و کیفر آن، سنگین و وحشتناک است؛ و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود، به او رحم شده است؛ و هرکس در آن روز نجات پیدا کند، پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد، بدبخت و زیانمند است.

(17) و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی، این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی، یگانه است. بنابراین فرمود: (﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ﴾) و اگر خداوند زیانی از قبیل: فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را، به تو برساند، (﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾) جز او، هیچ کسی آن را برطرف نمی‌کند، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.

(18) (﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ﴾) و او بر بندگانش چیره است. پس هیچ کس از آنان تصرفی نمی‌کند، و هیچ حرکت‌کننده‌ای حرکتی انجام نمی‌دهد، و هیچ ساکنی آرام نمی‌گیرد، مگر با خواست و ارادۀ او. و پادشاهان و فرمانروایان نمی‌توانند از حیطۀ فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی وسلطۀ او می‌باشند. پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطۀ او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. (﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او در فرمان و نهی، و پاداشی که می‌دهد، و مجازاتی که می‌نماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است، با حکمت است.(﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾) و برآنچه که در دل‌ها است، و بر امور پوشیده، مطلع و آگاه است. و اینها، همه از دلایل توحید و یگانگی او می‌باشند.

(19) (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو ـ آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم، و راه‌ها را برای آنان توضیح دادیم ‌ (﴿أَيُّ شَيۡءٍ أَكۡبَرُ شَهَٰدَةٗ﴾) چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگ‌تر است؟ (﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾) بگو: گواهیِ خدا، بالاتر و بزرگ‌تر است. پس او (﴿شَهِيدُۢ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾) میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی، بزرگ‌تر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود، بر صداقت من گواهی می‌دهد، و بر آنچه که برایتان می‌گویم، اقرار می‌کند. همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾ و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهای غیر واقعی بگوید، با دست راست خود، او را می‌گیریم، سپس شاهرگ گردنش را قطع می‌کنیم. پس خداوند، با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او، بعید است فردی را تایید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا ‌کند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است. و ادعا ‌کند که خداوند او را به فرا خواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت می‌ورزند، برایش جایز قرار داده است، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق می‌نماید؛ پس برای اثبات آنچه که می‌گوید، او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری می‌دهد؛ و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد، خوار می‌گرداند. پس چه گواهی بالاتر ازاین گواهی است؟! (﴿وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ﴾) و این قرآن، به خاطر مصلحت و منفعت شما، به من وحی شده است تا به وسیلۀ «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب می‌شود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما می‌رسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن برحذر داشته می‌شوید؛ زیرا در این قرآن، هر آنچه که مورد نیاز باشد، بیان شده است. پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد، که بزرگ‌ترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَشۡهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخۡرَىٰۚ قُل لَّآ أَشۡهَدُ﴾) آیا شما گواهی می‌دهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمی‌دهم؛ یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راست‌ترین و برترین گواهی را، که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجت‌های روشن تایید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن؛ آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده، و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفته‌اند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفته‌هایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد، متضاد و دارای تناقض است، و کوچک‌ترین دلیلی بر گفتۀ خود ندارند. پس شما ـ اگر خرد می‌ورزیدید ـ یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید. و ما برای خود آن گواهی را انتخاب می‌کنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ﴾) بگو: بدون شک او، معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او، سزاوار بندگی و پرستش نیست، همان‌طور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. (﴿وَإِنَّنِي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ﴾) و من از بت‌ها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرارداده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی، به معنی اثبات الوهیت برای خدا، و نفی آن از غیر او می‌باشد.

(20) پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود وگواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود، و گواهی مشرکان را که ناشی از نا آگاهی و بی‌خردی آنان بود، ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل: یهودیان و نصارا، (﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ﴾) درستی و صحت توحید را می‌شناسد، (﴿كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُۘ﴾) همان طور که فرزندانشان را می‌شناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همان طور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمی‌شوند، به‌ویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند. و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد؛ یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او، دچار اشتباه نمی‌شوند، و شکی در آن ندارند؛ چون در کتاب‌هایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفت‌هایی که نزد آنها است، بر او منطبق بوده، و بر کسی دیگر جز او انطباق پیدا نمی‌کند. و هردو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند. (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند، و آنچه را که برای آنان آفریده شده ‌بودند، از قبیل: ایمان و توحید ضایع کردند، وخود را از فضل پادشاهِ بزرگوار، محروم گرداندند، (﴿ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) آنان ایمان نمی‌آورند. و چون ایمان نمی‌آورند، زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.

6:21Страница 130

وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِـَٔايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٢١

Кто может быть несправедливее того, кто возвел на Аллаха навет или счел ложью Его знамения? Воистину, не преуспеют беззаконники.

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ چه کسي است ستمکارتر از آنکه به خدا دروغ مي بندد يا آيات او را دروغ مي ، انگارد ? هر آينه ستمکاران را رستگاري نيست.

(21) هیچ ستم و عنادی بزرگ‌تر از ستم کسی نیست که یکی از این دو صفت را داشته باشد؛ پس اگر هر دو صفت در فردی موجود باشد، چگونه خواهد شد؟! کسی که هم به خدا دروغ نسبت دهد، و هم آیات و دلایل او را که پیامبران آورده‌اند، تکذیب کند! چنین فردی ستمگرترین مردم است، و ستمگر هرگز رستگار نمی‌شود. این آیه شاملِ حالِ تمام کسانی می‌شود که به خدا دروغ نسبت داده، و ادعا می‌کنند خداوند شریک و یاوری شایستۀ پرستش دارد. یا برای خدا همسر و فرزندی قرار می‌دهند. و هرکس حقی را که پیامبران یا جانشینان آنان آورده‌اند، تکذیب نماید، مشمول حکم این آیه است.

6:22–24Страница 130

وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ أَيۡنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ ٢٢

В тот день Мы соберем их вместе, а затем скажем тем, кто приобщал сотоварищей: «Где сотоварищи, о существовании которых вы предполагали?».

ثُمَّ لَمۡ تَكُن فِتۡنَتُهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ وَٱللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشۡرِكِينَ ٢٣

Тогда у них не будет никакого оправдания, кроме слов: «Клянемся Аллахом, нашим Господом, мы не были многобожниками!».

ٱنظُرۡ كَيۡفَ كَذَبُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡۚ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ ٢٤

Посмотри, как они лгут о самих себе! Но покинет их (или исчезнет) то, что они измышляли.

وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ؛ روزي همه را گرد آوريم ، سپس به آنها که شرک آورده اند بگوييم : آن کسان که مي پنداشتيد که شريکان خدايند اکنون کجايند ? ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ؛ عذري که مي آورند جز اين نيست که مي گويند : به خدا سوگند که پروردگارماست ، ما مشرک نبوده ايم. انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ؛ بنگر که چگونه بر خود دروغ بستند و آن دروغها که ساخته بودند ناچيز گرديد.

(22) خداوند متعال از سرانجام مشرکین در روز قیامت خبر می‌دهد، و اینکه آنها مؤاخذه و محاکمه شده و سرزنش می‌شوند. پس به آنها گفته می‌شود: (﴿أَيۡنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تَزۡعُمُونَ﴾) کجایند انبازهایی که ادعا می‌کردید [شریک خداوند هستند]؟ یعنی خداوند هیچ شریکی نداشته، و آنها فقط ادعا می‌کردند شریکی دارد، و به او دروغ نسبت می‌دادند.

(23) (﴿ثُمَّ لَمۡ تَكُن فِتۡنَتُهُمۡ﴾) وقتی که با این سوال مورد آزمایش و امتحان قرار می‌گیرند، پاسخ آنها جز انکار شرکشان، چیز دیگری نیست، و سوگند می‌خورند که مشرک نبوده‌اند.

(24) (﴿ٱنظُرۡ﴾) با تعجب به آنها و حالتشان بنگر، (﴿كَيۡفَ كَذَبُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) که چگونه با خود دروغ می‌گویند، دروغی که آنان را دچار زیان کرد، و به آنان نهایت ضرر را رسانید، (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و شرکایی که ادعا می‌کردند شریک خدا هستند، از آنان گم شد. و خداوند از این ادعا و یاوه‌گویی‌ها پاک است.

6:25Страница 130

وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَۖ وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۚ وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ ٢٥

Среди них есть такие, которые слушают тебя, но Мы накинули на их сердца покрывала, чтобы они не могли понять его (Коран), и поразили их уши глухотой. Какое бы знамение они ни увидели, они все равно не уверуют в него, и поэтому, когда они приходят к тебе, чтобы препираться с тобой, неверующие говорят: «Это - всего лишь легенды древних народов».

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ؛ بعضي از آنها به سخن تو گوش مي دهند ولي ما بر دلهايشان پرده ها، افکنده ايم تا آن را درنيابند و گوشهايشان را سنگين کرده ايم و هر معجزه اي را که بنگرند بدان ايمان نمي آورند و چون نزد تو آيند ، با تو به مجادله پردازند کافران مي گويند که اينها چيزي جز اساطير پيشينيان نيست.

(25) برخی از این مشرکان، در بعضی اوقات و بنا به دلایلی، به سخنان شما گوش فرا می‌دهند، اما نه بدان جهت که از شما پیروی کنند، بنابراین از این کار بهره‌ای نمی‌برند، چون ارادۀ خیر ندارند. (﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً﴾) و بر دل‌هایشان پوشش و پرده‌هایی قرار داده‌ایم تا سخن خدا را نفهمند، پس کلام خود را از امثال اینان مصون و در امان داشت.(﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوش‌هایشان سنگینی قرار داده‌ایم، پس آنچه را که به آنان فایده برساند، نمی‌شنوند. (﴿وَإِن يَرَوۡاۡ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواۡ بِهَا﴾) و اگر هر آیه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند، و این بیانگر نهایت ستم و کینه‌ورزی آنان است؛ چرا که دلایل روشنی را که بر حق د لالت می‌نماید، نمی‌پذیرند، بلکه در امر باطل مجادله می‌کنند، تا حق را با آن درهم بشکنند. بنابراین فرمود: (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) تا آنجا وقتی که پیش تو می‌آیند، با تو به مجادله می‌پردازند. کسانی که کفر ورزیده‌اند، می‌گویند: این جز افسانه‌های نخستین نیست؛ یعنی کپی کتاب‌های نوشته شدۀ گذشتگان بوده، و از جانب خدا و پیامبرانش نیست. و این ناشی از کفرشان بود، و گرنه چگونه این کتاب که حاوی اخبار گذشتگان و آیندگان و حقایقی است که پیامبران آورده‌اند و شامل حق و عدالت و دادگری کامل است، افسانۀ پیشینیان است؟!

6:26Страница 130

وَهُمۡ يَنۡهَوۡنَ عَنۡهُ وَيَنۡـَٔوۡنَ عَنۡهُۖ وَإِن يُهۡلِكُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ ٢٦

Они удерживают других от него (прямого пути), и сами сторонятся его, однако они губят только самих себя, не ощущая этого.

وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ؛ اينان مردم را از پيامبر باز مي دارند و خود از او کناره مي جويند و حال آنکه نمي دانند که تنها خويشتن را به هلاکت مي رسانند.

(26) مشرکان که برای خدا شریک قرار داده و پیامبرانشان را تکذیب می‌کنند، هم خودشان گمراه‌اند و هم دیگران را گمراه کرده، و از پیروی کردن از حق، باز می‌دارند. مردم را از آن برحذر می‌دارند، و خودشان نیز از آن دوری می‌گزینند. و آنها با این کارشان، نه به خدا زیانی می‌رسانند، و نه به بندگان مؤمن خدا. ((وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ)) «و هلاک نمی‌کنند مگر خودشان را و (لی) نمی‌فهمند»

6:27–29Страница 130

وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَى ٱلنَّارِ فَقَالُواْ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٢٧

Если бы ты только увидел их, когда их остановят перед Огнем. Они скажут: «О, если бы нас вернули обратно! Мы не считали бы ложью знамения нашего Господа и стали бы верующими!».

بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُۖ وَلَوۡ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ ٢٨

О нет! Им открылось то, что они скрывали прежде. Если бы их вернули обратно, то они непременно вернулись бы к тому, что им было запрещено. Воистину, они - лжецы.

وَقَالُوٓاْ إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ ٢٩

Они говорят: «Есть только наша мирская жизнь, и мы не будем воскрешены».

وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ؛ اگر آنها را در آن روز که در آتشند بنگري ، مي گويند : اي کاش ما را بازگردانند تا آيات پروردگارمان را تکذيب نکنيم و از مؤمنان باشيم. بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ نه ، آنچه را که از اين پيش پوشيده مي داشتند اکنون برايشان آشکار شده ،، اگر آنها را به دنيا بازگردانند ، باز هم به همان کارها که منعشان کرده بودند باز مي گردند اينان دروغگويانند. وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ؛ و گفتند : جز اين زندگي دنيوي ما هيچ نيست و ما ديگر بار زنده نخواهيم شد.

(27) خداوند متعال از حالت مشرکین و حاضر کردن آنها در کنار جهنّم خبر داده و می‌فرماید: (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواۡ عَلَى ٱلنَّارِ﴾) و اگر آنها را در کنار جهنم مشاهده کنی، آنگاه که نگه داشته شده‌اند تا توبیخ و سرزنش شوند، مساله‌ای هولناک و حالتی و حشتناک را خواهی دید. و آنها را می‌بینی که به کفر و فسق خود اعتراف کرده، و آرزو می‌کنند که ای کاش به دنیا برگردانده شوند! (﴿فَقَالُواۡ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) پس می‌گویند: کاش به دنیا برگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌شدیم.

(28)((بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُۖ﴾) و هر آنچه آنان از پیش پنهان می‌کردند، برایشان آشکار می‌شود؛ زیرا آنها [در دنیا] می‌دانستند دروغگو هستند، اما این مطلب را در وجود خود پنهان می‌کردند. و در بسیاری اوقات مکنونات دلشان آشکار می‌گردید، اما اهداف فاسدی که داشتند، آنان را بازمی‌داشت و دل‌هایشان را از خیر منصرف می‌کرد. و آنها در آرزویی که می‌کنند، دروغ می‌گویند. و هدف آنان از این خیال‌پردازی و آرزوی پوچ، این است که عذاب را از خویشتن دور نمایند. ((وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)) «و اگر به دنيا برگردانده شوند باز سراغ چيزی می‌روند که از آن نهی شده‌اند، و آنان دروغ گويانند».

(29) (﴿وَقَالُوٓاۡ﴾) و منکرین رستاخیز گفتند: (﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا﴾) زندگی ما، فقط همین زندگی دنیا است؛ یعنی حقیقت و هدف از پدید آمدن ما، جز زندگی دنیا چیزی دیگر نیست. (﴿وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ﴾) و ما بر انگیخته نشده و زنده نمی‌گردیم.

6:30Страница 131

وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡۚ قَالَ أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّۚ قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَاۚ قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ ٣٠

Если бы ты только увидел их, когда их остановят перед их Господом. Он скажет: «Разве это не истина?». Они скажут: «Конечно, клянемся нашим Господом!». Он скажет: «Вкусите же мучения за то, что вы не верили!».

وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ؛ و اگر ببيني آن هنگام را که در برابر پروردگارشان ايستاده اند ، خدا مي گويد : آيا اين به حق نبود ? گويند : آري ، سوگند به پروردگارمان گويد: به کيفر آنکه کافر بوده ايد عذاب خدا را بچشيد.

(30) (﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ﴾) و اگر کافران را ببینی، (﴿إِذۡ وُقِفُواۡ عَلَىٰ رَبِّهِمۡ﴾) آنگاه که در پیشگاه پروردگارشان نگه داشته می شوند، وحشت بزرگی را خواهی دید. (﴿قَالَ﴾) خداوند درحالی که آنان را سرزنش و توبیخ می‌کند، می فرماید: (﴿أَلَيۡسَ هَٰذَا﴾) آیا عذابی که می بینید،(﴿بِٱلۡحَقِّ﴾) حق و حقیقت نیست؟ (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ وَرَبِّنَا﴾) می‌گویند: بله! سوگند به پروردگارمان که حق است. پس آنان در جایی اقرار و اعتراف می‌کنند که به آنان سودی نمی‌بخشد. ((قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ)) «پس می‌فرمايد: بچشيد عذاب را به سبب آنچه کفر می‌ورزيديد»

6:31Страница 131

قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ ٱللَّهِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ قَالُواْ يَٰحَسۡرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطۡنَا فِيهَا وَهُمۡ يَحۡمِلُونَ أَوۡزَارَهُمۡ عَلَىٰ ظُهُورِهِمۡۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ ٣١

Те, которые отрицали встречу с Аллахом, уже оказались в убытке. Когда же внезапно для них настанет Час, они, неся свои ноши на спинах, скажут: «Горе нам за то, что мы упустили там!». Как же скверно то, что они понесут!

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ؛ زيان کردند آنهايي که ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت ، به ناگهان فرا رسد ، گويند : اي حسرتا بر ما به خاطر تقصيري که کرديم اينان بار گناهانشان را بر پشت مي کشند هان ، چه بد باري را بر دوش مي کشند.

(31) کسی که لقای خدا را دروغ انگارد، از تمام خیر و خوبی‌ها محروم می‌گردد. پس این تکذیب، باعث می‌شود تا بر ارتکاب محرّمات، و آنچه که انسان را هلاک می کند، جرات کند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ﴾) تا اینکه قیامت، آنان را فرا می‌گیرد درحالی‌که آنها زشت‌ترین حالت را دارند، پس بی‌نهایت اظهار ندامت و پشیمانی می‌کنند. (﴿قَالُواۡ يَٰحَسۡرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطۡنَا فِيهَا﴾) و می‌گویند: افسوس و دریغا که در دنیا کوتاهی کردیم. اما وقتِ این حسرت و تأسف گذشته است.(﴿وَهُمۡ يَحۡمِلُونَ أَوۡزَارَهُمۡ عَلَىٰ ظُهُورِهِمۡۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ﴾) و آنان گناهانشان را بر دوش خود می کشند. هان چه بد است آنچه بر دوش می‌کشند! زیرا بار گناهانشان بر دوش آنها سنگینی می‌کند، و نمی‌توانند از زیر بار آن، شانه خالی کنند تا نجات یابند. بنابراین برای همیشه در جهنم باقی می مانند، و مستحق آنند که همیشه در خشم پروردگار بسر ببرند.

6:32Страница 131

وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَعِبٞ وَلَهۡوٞۖ وَلَلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ ٣٢

Мирская жизнь - всего лишь игра и потеха, а последняя обитель лучше для тех, кто богобоязнен. Неужели вы не разумеете?

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛ و زندگي دنيا چيزي جز بازيچه و لهو نيست و پرهيزگاران را سراي آخرت بهتر است آيا به عقل نمي يابيد ?

(32) این حقیقتِ دنیا و آخرت است، دنیا عبارت است از سرای لعب و لهوِ جسمی و قلبی؛ قلب‌ها شیفتۀ آن می‌شوند، و نفس آدمی به آن می‌گراید و به آن مشغول می‌شود، و آن چنان که کودک به پستان مادر علاقه‌مند است، انسان نیز به همان اندازه به دنیا و زخارف آن می‌گراید. اما آخرت (﴿خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ﴾) از حیث ذات و صفات و بقا و دوام برای پرهیزگاران بهتر است، و در آنجا هر آنچه که نفس بدان میل کند، و چشم‌ها از آن لذت ببرند ـ اعم از نعمت‌های قلبی و روحی و سرور و شادی فراوان ـ وجود دارد. اما این نعمت‌ها برای هر کسی نیست، بلکه فقط برای پرهیزگاران است؛ کسانی که دستورات خدا را انجام می دهند، و آنچه را از آن نهی کرده است، ترک می‌نمایند. (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا عقل ندارید که با آن درک بکنید که باید کدام دنیا را انتخاب کرد و ترجیح داد؟!

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English