Ас-СаадиАль‑Араф · 7:182–199

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Аль-Араф 7:182–199

7:182–186Страница 174

وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ ١٨٢

А тех, которые считают ложью Наши знамения, Мы завлечем так, что они даже не узнают этого.

وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ ١٨٣

Я дам им отсрочку, ведь хитрость Моя несокрушима.

أَوَلَمۡ يَتَفَكَّرُواْۗ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٌ ١٨٤

Неужели они не размышляют? Их товарищ не является бесноватым. Он не кто иной, как разъясняющий и предостерегающий увещеватель.

أَوَلَمۡ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ وَأَنۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقۡتَرَبَ أَجَلُهُمۡۖ فَبِأَيِّ حَدِيثِۭ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ ١٨٥

Неужели они не вглядываются в царствие небес и земли, а также всего, что сотворил Аллах? Быть может, их срок уже близок. В какой же рассказ после этого они уверуют?

مَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُۥۚ وَيَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ ١٨٦

Кого Аллах ввел в заблуждение, того никто не наставит на прямой путь. Он бросает их скитаться вслепую в их собственном беззаконии.

وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ؛ و آنان را که آيات ما را دروغ انگاشتند ، از راهي که خود نمي دانند به تدريج خوارشان مي سازيم. وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ؛ و به آنها مهلت دهم ، که تدبير من استوار است. أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ؛ آيا فکر نکرده اند که در يارشان نشاني از ديوانگي نيست و او به آشکارابيم دهنده آنهاست ? أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ؛ آيا در ملکوت آسمانها و زمين و چيزهايي که خدا آفريده است نمي ، انديشند? و شايد که مرگشان نزديک باشد و بعد از قرآن کدام سخن را باور دارند. مَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ؛ هر کس را که خدا گمراه کند هيچ راهنمايي برايش نيست و آنان را وامي گذارد تا همچنان در سرکشي خويش سرگردان بمانند.

(182) کسانی که آیات خدا را که بر صحت آنچه محمد صلی الله علیه وسلم از هدایت آورده است د‌لالت می‌نماید، تکذیب می‌کنند؛ به گونه‌ای که آن را رد نموده و قبول نمی‌نمایند، (﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ ﴾) آنان را کم کم و از جایی که نمی‌دانند، به سوی عذاب می‌کشانیم، به این صورت که خداوند روزی‌های فراوان به سوی آنان سرازیر می‌کند

(183) (﴿وَأُمۡلِي لَهُمۡ﴾) و به آنان مهلت می‌دهیم تا جایی که گمان می‌برند آنها دچار عذاب و سزا نخواهند شد؛ پس بر کفر و سرکشی و شر و بدی خود می‌افزایند. و به همین سبب عقوبت آنان فزونی می‌گیرد، و عذابشان چند برابر می‌شود. پس آنان از راهی که نمی‌دانند، به خود زیان می‌رسانند. بنابراین فرمود: (﴿إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ﴾) همانا حیلۀ من قوی و مستحکم است.

(184) (﴿أَوَلَمۡ يَتَفَكَّرُواۡۗ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ﴾) یعنی چرا فکرشان را به کار نمی‌برند و نمی‌نگرند که همنشین آنان صلی الله علیه وسلم که او را می‌شناسند، و هیچ چیزی از حالت وی بر آنان پوشیده نیست، دیوانه نمی‌باشد؟ پس باید به اخلاق و رهنمود و علایم و صفات او بنگرند، و به آنچه که مردم را به سوی آن دعوت می‌کند، بنگرند، و اینکه از کامل‌ترین صفات برخوردار است، و جز کامل‌ترین اخلاق در او نیست، و عقل و نظرش از عقل ورأی همۀ جهانیان بالاتر است، و او جز به خوبی فرا نمی‌خواند، و جز از بدی باز نمی‌دارد. پس ای خردمندان! آیا چنین فردی دیوانه است؟! یا اینکه او پیشوای بزرگ، و نصیحت کنندۀ آشکار، و بخشندۀ بزرگوار و دلسوز و مهربان است؟! بنابراین، (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٌ﴾) او تنها بیم دهنده ای آشکار است؛ مردم را به سوی آنچه که آنان را از عذاب نجات می‌دهد، و پاداش را برای آنان محقق می‌دارد، دعوت می‌کند.

(185) (﴿أَوَلَمۡ يَنظُرُواۡ فِي مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا در ملکوت آسمان‌ها و زمین نمی‌نگرند؟ پس آنان وقتی که به آن بنگرند، دلایلی بر یگانگی پروردگارشان خواهند یافت که بر صفات کمال او دلالت می‌نمایند. (﴿وَ﴾) نیز باید به همۀ، (﴿مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ﴾) آنچه خدا آفریده است، بنگرند؛ زیرا تمامی اجزای جهان، بزرگ‌ترین دلیل بر علم خدا و قدرت و حکمت و گستردگی رحمت و احسان و نفوذِ مشیت و خواست او و دیگر صفات عظیمی که بیانگر آن است. خداوند در «خلق» و «تدبیر» منفرد است، و این ایجاب می‌نماید که تنها او معبود شایسته و پسندیده باشد، و پاک و منزه و یگانه دانسته شود، و تنها دوستی و محبت او در دل‌ها جای گیرد. (﴿وَأَنۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقۡتَرَبَ أَجَلُهُمۡ﴾) و باید به حال خود بنگرند و قبل از اینکه اجلشان نزدیک شود و مرگِ ناگهانی در حالی که آنها در غفلت به سر می‌برند و رویگردان هستند -آنها را فرا بگیرد، به خویشتن نظری بیفکنند. پس اگر مرگ فرا رسد، نمی‌توانند آنچه را که در گذشته از دست داده‌اند، جبران نمایند. (﴿فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ﴾) پس اگر به این کتاب بزرگ ایمان نیاورند، به چه سخنی ایمان می‌آورند؟! آیا به کتاب‌های دروغین وگمراه کننده ایمان می‌آورند؟ یا به سخن هر دروغ پرداز و افترا کننده‌ای؟!

(186) و برای گمراه، هیچ راه هدایتی نیست. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿مَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُۥۚ وَيَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾) و خدا هر کس را گمراه سازد، هدایت‌کننده‌ای ندارد، و آنان را در گمراهی‌شان سرگشته رها می‌کند؛ یعنی در حالت حیران وتردد، آنها را به حال خود رها می‌کند. پس، از سرکشی‌شان بیرون نمی‌آیند، و به حق راه نمی‌یابند.

7:187–188Страница 174

يَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَۚ ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗۗ يَسۡـَٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنۡهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ١٨٧

Они спрашивают тебя о Часе: «Когда он наступит?». Скажи: «Воистину, знание об этом принадлежит только моему Господу. Никто, кроме Него, не способен открыть время его наступления. Это знание тяжко для небес и земли. Он настанет внезапно». Они спрашивают тебя, словно тебе известно об этом. Скажи: «Воистину, знание об этом принадлежит одному Аллаху, но большая часть людей не знает этого».

قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي نَفۡعٗا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ وَمَا مَسَّنِيَ ٱلسُّوٓءُۚ إِنۡ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ وَبَشِيرٞ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ١٨٨

Скажи: «Я не властен принести себе пользу или причинить себе вред, если того не пожелает Аллах. Если бы я знал сокровенное, то приумножил бы для себя добро, и зло не коснулось бы меня. Однако я - всего лишь предостерегающий увещеватель и добрый вестник для верующих людей».

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ؛ در باره قيامت از تو مي پرسند که چه وقت فرا مي رسد بگو : علم آن نزد پروردگار من است تنها اوست که چون زمانش فرا رسد آشکارش مي سازد فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است ، جز به ناگهان بر شمانيايد چنان از تو مي پرسند که گويي تو از آن آگاهي بگو : علم آن نزدخداست ولي بيشتر مردم نمي دانند. قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ بگو : من مالک سود و زيان خود نيستم ، مگر آنچه خدا بخواهد و اگر، علم غيب مي دانستم بر خير خود بسي مي افزودم و هيچ شري به من نمي رسيد من کسي جز بيم دهنده و مژده دهنده اي براي مؤمنان نيستم.

(187) خداوند متعال به پیامبرش محمد  صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ﴾) تکذیب‌کنندگان کلّه شق و سرسخت، تو را (﴿عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَا﴾) از قیامت می‌پرسند، که چه وقت قیامت می‌آید ومردم را فرا می‌گیرد؟ (﴿قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّي﴾) بگو: تنها پروردگارم به آن آگاه است؛ یعنی اطلاع از آن، مختص خداوند تعالی است. (﴿لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾) کسی جز خدا، آن را در وقت معینی که برای برپایی آن در نظر گرفته شده است، پدیدار نمی‌سازد. (﴿ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) اطلاع از آن بر اهل آسمان‌ها و زمین پوشیده است، و احوالات قیامت بر آنان دشوار است و از آن می‌ترسند. (﴿لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗ﴾) ناگهان از راهی که نمی‌دانید و برای آن آمادگی ندارید، به‌سراغتان می‌آید. (﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنۡهَا﴾) آنها حریص‌اند تا دربارۀ قیامت از تو بپرسند، گویا تو به شدت در پی آنی که از زمان وقوع آن خبر حاصل کنی، و نمی‌دانند که تو به خاطر کمالِ شناختی که نسبت به پروردگارت داری، و به خاطر اینکه می‌دانی سؤال از چه چیزهایی سود و منفعت دارد، به سؤال کردن در مورد آن توجه نمی‌کنی، و بر این امر حریص نیستی. پس چرا به شما اقتدا نمی‌کنند، و از این اصرار و الحاح در مورد پرسش از آن، دست برنمی‌دارند؟! زیرا زمان وقوع قیامت را هیچ پیامبر و فرشتۀ مقربی نمی‌داند، و این از اموری است که خداوند آن را به خاطر کمال حکمت و گستردگی علم و آگاهی‌اش، بر مردم پوشیده نگاه داشته است. (﴿قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: فقط خداوند از آن آگاه است، اما بیشتر مردم نمی‌دانند. بنابراین بر دانستن چیزی حریص هستند که شایسته نیست بر آن حرص بورزند. به‌ویژه اینها پرسش از چیزهای مهم‌تر را ترک می‌نمایند، وآنچه را که دانستنش واجب است رها می‌کنند، سپس به چیزی روی می‌آورند که هیچ کس نمی‌تواند آن را بداند و دریابد، و از آنان نیز خواسته نشده است که آن را بدانند.

(188) (﴿قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي نَفۡعٗا وَلَا ضَرًّا﴾) بگو: من مالک سود و زیانی برای خود نیستم، بلکه فقیر و نیازمند و تحت تدبیر خدا هستم، هیچ خوبی و خیری به من نمی‌رسد مگر از جانب خدا، و شر ّرا جز او از من دور نمی‌کند، و من هیچ علم و آگاهی ندارم جز آنچه خدا به من آموخته است. (﴿وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ وَمَا مَسَّنِيَ ٱلسُّوٓءُ﴾) و اگر غیب می‌دانستم، اسبابی را فراهم می‌آوردم که برای من منافع و مصالحی فراوان به‌بار آورد؛ و از هر آنچه که به بدی و ناگواری منجر می‌شود، پرهیز می‌کردم، چون در آن حالت به عواقب و سرانجام امور آگاه می‌گشتم. ولی چون اطلاعی از غیب ندارم، بدی و بلا به من می‌رسد، و بسیاری از منافع دنیا را از دست می‌دهم. پس این، بیانگر آن است که من غیب نمی‌دانم. (﴿إِنۡ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ﴾) من فقط بیم دهنده ای هستم که مردم را از عقوبت‌های دینی و دنیوی و اخروی می‌ترسانم؛ و کارهایی را که منجر به عقوبت‌های دنیوی و اخروی می‌شود، بیان می‌کنم ومردم را از آن بر حذر می‌دارم. (﴿وَبَشِيرٞ﴾) و فقط مژده دهنده به پاداش دنیا و قیامت هستم، و آن با بیان کارهایی است که انسان را به پاداش دنیا و آخرت می‌رساند، نیز با ترغیب و تشویق مردمان به انجام آن کارها. اما همۀ مردم این هشدار و مژده رسانی را نمی‌پذیرند، بلکه تنها مؤمنان از آن استفاده می‌برند، و آن را می‌پذیرند. و این آیات، جهالت کسانی را بیان می‌کند که به منظور به دست آوردن نفع و سود یا دفع ضرر و زیان، پیامبر صلی الله علیه وسلم را به فریاد می‌خوانند. البته که کاری از دست پیامبر ساخته نیست، و او نمی‌تواند به کسی فایده برساند که خداوند به او فایده ای نرسانده است. و نمی‌تواند ضرر و زیان را از کسی دور کند که خداوند ضرر و زیان را از او دور نکرده است. او علم و دانشی، جز آنچه که خدا به وی آموخته است، ندارد. و کسی منتفع می‌شود که هشدارها و بشارت‌های او را بپذیرد و به آن عمل کند. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم به چنین کسی فایده‌ای را رسانده است که حتی پدران و مادران و دوستان و برادرانش نمی‌توانند چنین سودی را به وی برسانند. چرا که بندگان را بر انجام هر خوبی و خیری تحریک کرده، وآنان را از هر بدی و شری بر حذر داشته، و آنچه او آورده است، در غایت روشنی و وضوح قرار دارد.

7:189–193Страница 175

۞ هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَجَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا لِيَسۡكُنَ إِلَيۡهَاۖ فَلَمَّا تَغَشَّىٰهَا حَمَلَتۡ حَمۡلًا خَفِيفٗا فَمَرَّتۡ بِهِۦۖ فَلَمَّآ أَثۡقَلَت دَّعَوَا ٱللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنۡ ءَاتَيۡتَنَا صَٰلِحٗا لَّنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ١٨٩

Он - Тот, Кто сотворил вас из одного человека. Он создал из него супругу, чтобы он нашел в ней покой. Когда же он вступил с ней в близость, она понесла легкое бремя и ходила с ним. Когда же она отяжелела от бремени, они вдвоем воззвали к Аллаху, своему Господу: «Если Ты даруешь нам праведного ребенка, то мы непременно будем в числе благодарных».

فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُمَا صَٰلِحٗا جَعَلَا لَهُۥ شُرَكَآءَ فِيمَآ ءَاتَىٰهُمَاۚ فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ عَمَّا يُشۡرِكُونَ ١٩٠

Когда же Он даровал им обоим праведного ребенка, они стали приобщать к Нему сотоварищей в том, чем Он одарил их. Аллах превыше того, что они приобщают в сотоварищи.

أَيُشۡرِكُونَ مَا لَا يَخۡلُقُ شَيۡـٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ ١٩١

Неужели они приобщают в сотоварищи к Аллаху тех, которые ничего не творят, тогда как сами были сотворены,

وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ لَهُمۡ نَصۡرٗا وَلَآ أَنفُسَهُمۡ يَنصُرُونَ ١٩٢

которые не способны оказать им поддержку и не способны помочь даже самим себе?

وَإِن تَدۡعُوهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ لَا يَتَّبِعُوكُمۡۚ سَوَآءٌ عَلَيۡكُمۡ أَدَعَوۡتُمُوهُمۡ أَمۡ أَنتُمۡ صَٰمِتُونَ ١٩٣

Если вы призовете их на прямой путь, они не последуют за вами. Для вас все равно, будете вы их призывать или будете молчать.

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ؛ اوست که همه شما را از يک تن بيافريد و از آن يک تن زنش را نيز، بيافريد تا به او آرامش يابد چون با او در آميخت ، به باري سبک بارورشد و مدتي با آن سر کرد و چون بار سنگين گرديد ، آن دو ، الله پروردگارخويش را بخواندند که اگر ما را فرزندي صالح دهي از سپاسگزاران خواهيم بود. فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ؛ چون خدا آن دو را فرزندي صالح داد ، براي او در آنچه به آنها عطا کرده بود شريکاني انگاشتند ، حال آنکه خدا از هر چه با او شريک مي سازند برتراست. أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ؛ آيا شريک خدا مي سازند چيزهايي را که نمي توانند هيچ چيز بيافرينند و خود مخلوق ديگري هستند ? وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ؛ نه مي توانند ياريشان کنند و نه مي توانند به ياري خود برخيزند. وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ؛ اگر آنها را به راه هدايت بخواني ، از شما پيروي نخواهند کرد، برايتان يکسان است چه دعوتشان کنيد و چه خاموشي پيشه سازيد.

(189) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم﴾) خداوند ذاتی است که شما مردان و زنان را که در زمین منتشر هستید و زیاد و پراکنده‌اید، آفریده است. (﴿مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾) از یک شخص و آن پدرتان آدم ابوالبشر ـ علیه السلام ـ است. (﴿وَجَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا﴾) و از آدم، همسرش حوا را آفریده است، (﴿لِيَسۡكُنَ إِلَيۡهَا﴾) تا در کنار وی آرام بگیرد؛ چون وقتی که همسرش از جنس خودش باشد، با یکدیگر به توافق و تفاهم می‌رسند و این اقتضا می‌کند تا هر یک در کنار دیگری آرامش یابد، و شهوت و غریزۀ یکدیگر را ارضا کنند. (﴿فَلَمَّا تَغَشَّىٰهَا﴾) پس وقتی که شوهر با همسرش آمیزش ‌کند، خداوند متعال مقدر نموده است تا از این اشباع غریزه، و از این آمیزش، نسل و دودمان پدید بیاید، و در این هنگام، (﴿حَمَلَتۡ حَمۡلًا خَفِيفٗا﴾) همسر بار سبکی بر می‌دارد، و این در آغاز حاملگی است که زن آن را احساس نکرده و احساس سنگینی نمی‌نماید. (﴿فَلَمَّآ أَثۡقَلَت﴾) و هنگامی که این وضعیت ادامه یابد و بارش سنگین شود و جنین در شکمش بزرگ می‌گردد، پس در این هنگام زوجین دلشان به حال فرزند سوخته و عاطفۀ آنان نسبت به وی تحریک می‌شود، و از خداوند می‌خواهند که فرزند زنده و سالمی به آنان عطا فرماید. بنابراین، (﴿دَّعَوَا ٱللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنۡ ءَاتَيۡتَنَا صَٰلِحٗا﴾) پروردگارشان را به فریاد می‌خوانند که اگر فرزندی صالح و سالم به ما بدهی؛ یعنی فرزندی که اندامش کامل بوده و دارای نقص عضو نباشد. (﴿لَّنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾) قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود.

(190) (﴿فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُمَا صَٰلِحٗا﴾) و هنگامی که طبق آنچه خواسته بودند، خداوند به آنان فرزند سالمی داد و نعمت را بر آنان کامل گردانید، (﴿جَعَلَا لَهُۥ شُرَكَآءَ فِيمَآ ءَاتَىٰهُمَا﴾) به پاس اینکه خدا آن کودک را به تنهایی به وجود آورده، و به عنوان نعمتی ارزانی داشته است، و بدین وسیله چشم پدر و مادر را روشن گردانده است خداوند را عبادت کنند، شریکانی را برای وی قرار داده، و کودک را بندۀ غیر خدا می‌سازند. به این صورت که یا در نامگذاری او، واژۀ عبد غیرخدارا به کار می‌برند ـ مثل می‌گویند:«عبدالعزّی»، «عبد الکعبه» و غیره ـ و یا پس از آنکه خداوند نعمت‌های بی‌شماری را به آنان ارزانی نمود، در عبادت برای خدا شریک قرار می‌دهند. و این از باب انتقال از نوع به جنس است؛ زیرا ابتدا سخن در مورد آدم و حوا است، سپس موضوع را به جنس منتقل می‌کند. و شکی نیست که این قضیه در میان فرزندان آدم زیاد است، بنابراین خداوند آنها را واداشت تا به باطل بودن شرک اقرار کنند و اینکه آنان به سبب شرک ورزیدنشان در گفتار و افعال به شدت به خویشتن ستم کرده‌اند؛ زیرا خداوند آنها را از یک شخص آفرید و همسرش را نیز از وی آفرید، و از خود آنان همسرانی را برایشان آفرید، سپس میان آنها محبت و دوستی و مودت قرار داد تا برخی در کنار برخی دیگر احساس آرامش کنند، و یکدیگر را دوست بدارند، و از همدیگر لذت ببرند. سپس خداوند آنان را به آنچه که موجب شهوت و لذت و پدید آمدن فرزند و نسل است، رهنمود کرد. سپس فرزند را تا مدت معینی در شکم مادر قرار داد و آنان را چشم به راه و مشتاق دیدار وی کرد، به گونه‌ای که از خداوند می‌خواهند فرزند سالم به آنان عطا کند، و خدا نیز نعمت خویش را برآنان کامل گردانید وآنان را به خواسته‌شان رسانید. آیا خداوند سزاوار آن نیست که او را عبادت کنند و هیچ کسی را در عبادتش با وی شریک نسازند، و دین و عبادت را خالصانه برای او انجام دهند؟!

(191 - 192) اما آنها بر عکس به خدا شرک ورزیده و چیزهایی را شریک وی ساختند که، (﴿لَا يَخۡلُقُ شَيۡ‍ٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ لَهُمۡ نَصۡرٗا وَلَآ أَنفُسَهُمۡ يَنصُرُونَ﴾) چیزی را نمی‌آفرینند، بلکه خودشان آفریده هستند، و نمی‌توانند عبادت‌کنندگان خود را یاری کنند، و نمی‌توانند خودشان را نیز یاری دهند. پس وقتی که نمی‌توانند حتی به اندازۀ ذره‌ای چیزی را بیافرینند، بلکه خود مخلوق و آفریده هستند، و نمی‌توانند هیچ امر ناگوار و ناخوشایندی را از آنها دور نمایند، و نمی‌توانند چیزی را از خودشان دور کنند، پس چگونه چنین چیزهایی را همراه با خدا معبود قرار داده، و به خدایی می‌گیرند؟! همانا این بزرگ‌ترین ستم و بی‌خردی است. (﴿وَلَا يَسۡتَطِيعُونَ لَهُمۡ نَصۡرٗا وَلَآ أَنفُسَهُمۡ يَنصُرُونَ﴾) و نمی‌توانند عبادت‌کنندگان خود را یاری کنند، و نمی‌توانند خودشان را نیز یاری دهند. پس وقتی که نمی‌توانند حتی به اندازۀ ذره‌ای چیزی را بیافرینند، بلکه خود مخلوق و آفریده هستند، و نمی‌توانند هیچ امر ناگوار و ناخوشایندی را از آنها دور نمایند، و نمی‌توانند چیزی را از خودشان دور کنند، پس چگونه چنین چیزهایی را همراه با خدا معبود قرار داده، و به خدایی می‌گیرند؟! همانا این بزرگ‌ترین ستم و بی‌خردی است.

(193) (﴿وَإِن تَدۡعُوهُمۡ﴾) و [ای بت پرستان!] اگر بت‌هایی را که به جای خدا عبادت می‌کنید، فرا بخوانید، (﴿إِلَى ٱلۡهُدَىٰ لَا يَتَّبِعُوكُمۡۚ سَوَآءٌ عَلَيۡكُمۡ أَدَعَوۡتُمُوهُمۡ أَمۡ أَنتُمۡ صَٰمِتُونَ﴾) تا شما را هدایت کنند، به شما پاسخ نمی‌دهند. برای شما برابر است [و فرقی به حال شما نمی‌کند] خواه آنان را به فریاد بخوانید، یا خاموش باشید. پس انسان حالتی بهتر از آنان خواهد داشت، چرا که آنان نمی‌شنوند و نمی‌بینند، نه هدایت می‌کنند و نه خود هدایت می‌شوند. پس اگر عاقلانه تأمل کنید، به باطل بودن خداییِ این بت‌ها و بی‌خردی کسانی که آنها را عبادت می‌کنند، یقین حاصل می‌نمایید.

7:194–196Страница 175

إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ عِبَادٌ أَمۡثَالُكُمۡۖ فَٱدۡعُوهُمۡ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ١٩٤

Те, к кому вы взываете наряду с Аллахом, являются рабами, подобными вам самим. Взывайте к ним, и пусть они ответят вам, если вы говорите правду.

أَلَهُمۡ أَرۡجُلٞ يَمۡشُونَ بِهَآۖ أَمۡ لَهُمۡ أَيۡدٖ يَبۡطِشُونَ بِهَآۖ أَمۡ لَهُمۡ أَعۡيُنٞ يُبۡصِرُونَ بِهَآۖ أَمۡ لَهُمۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَاۗ قُلِ ٱدۡعُواْ شُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ ١٩٥

Есть ли у них ноги, на которых они ходят? Или у них есть руки, которыми они хватают? Или у них есть глаза, которыми они видят? Или у них есть уши, которыми они слышат? Скажи: «Призовите этих сотоварищей, а затем ухитритесь против меня и не предоставляйте мне отсрочки.

إِنَّ وَلِـِّۧيَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّٰلِحِينَ ١٩٦

Воистину, моим Покровителем является Аллах, Который ниспослал Писание. Он покровительствует праведникам.

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ آنهايي که جز الله به خدايي مي خوانيد ، بندگاني چون شمايند اگر راست مي گوييد ، آنها را بخوانيد تا شما را اجابت کنند. أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ ؛ آيا آنها را پاهايي هست که با آن راه بروند يا آنها را دستهايي هست که با آن حمله کنند يا چشمهايي هست که با آن ببينند يا گوشهايي هست که باآن بشنوند ? بگو : شريکانتان را بخوانيد و بر ضد من تدبير کنيد و مرا مهلت مدهيد. إِنَّ وَلِيِّـيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ؛ ياور من الله است که اين کتاب را نازل کرده و او دوست شايستگان است .

(194) این به مبارزه طلبیدن مشرکانی است که بت‌ها را عبادت می‌کنند. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ عِبَادٌ أَمۡثَالُكُمۡ﴾) همانا کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، بندگانی مانند شما هستند؛ یعنی شما و آنها فرقی ندارید، همه‌تان بندگان خدای و مملوک او هستید، پس اگر آن‌طور که گمان می‌برید آنها شایستۀ عبادت هستند، (﴿فَٱدۡعُوهُمۡ فَلۡيَسۡتَجِيبُواۡ لَكُمۡ﴾) آنان را بخوانید، و باید شما را اجابت کنند، پس اگر شما را اجابت کردند و خواسته و هدفتان را برآورده ساختند، راست گفته‌اید، و گرنه در این ادعا دروغگو هستید، و بزرگ‌ترین دروغ را به خدا نسبت می‌دهید.

(195) و این نیازی به روشنگری و تحقیق ندارد؛ زیرا وقتی که بنگرید، صورت و چهرۀ بت‌ها را می‌بینید که پا ندارند تا با آن راه بروند، و دست ندارند که با آن کاری را انجام دهند، و چشم ندارند که با آن ببینند، و گوش ندارند که با آن بشنوند. پس این بتان فاقد همۀ قدرت‌هایی هستندکه انسان دارد؛ پس وقتی نمی‌توانند شما را پاسخ دهند ـ هنگامی که آنها را می‌خوانید ـ و بندگانی مانند شما هستند، و بلکه شما از آنها کامل‌تر هستید، و در بسیاری از موارد توانایی بیشتری از آنان دارید، پس برای چه آنها را عبادت می‌کنید؟! (﴿قُلِ ٱدۡعُواۡ شُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ﴾) بگو: شما و آنچه که با خدا شریک می‌سازید، به منظور وارد کردن بدی و ضرر به من جمع شوید، و مرا مهلت ندهید، اما خواهید دانست که نمی‌توانید چیز ناخوشایندی به من برسانید

(196) زیرا سرپرست و یاور من خدا است که مرا سرپرستی می‌نماید، و منافع مرا برآورده می‌سازد، و زیان‌ها را از من دور می‌کند. (﴿ٱلَّذِي نَزَّلَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) آن خداوندی که کتاب را نازل کرده است؛ کتابی که در آن هدایت و شفا و نور است. فرستادن این کتاب، از جمله سرپرستی و تربیت خاص دینی او برای بندگانش است. (﴿وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او صالحان را یاوری می‌نماید؛ کسانی که نیت و اعمال و گفته‌هایشان شایسته و صالح است. همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾ خداوند یاور مومنان است؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌آورد. پس خداوند، مؤمنان صالح را ـ که به پروردگارشان ایمان آورده، و پرهیزگاری را پیشۀ خود کرده، و کسی دیگر غیر از او را که نفع و ضرری را نمی‌رساند یاور و دوست خود قرار نداده‌اند ـ به دوستی می‌گیرد، و به آنان مهربانی می‌ورزد، و آنان را بر انجام کار‌هایی که خیر و مصلحت دین و دنیایشان در آن است یاری می‌نماید، و به سبب ایمانشان، هرچیز ناخوشایندی را از آنان دور می‌نماید. همان‌طور که فرموده است:﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ﴾ بی‌گمان خداوند از مؤمنان دفاع می‌کند.

7:197–198Страница 176

وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَكُمۡ وَلَآ أَنفُسَهُمۡ يَنصُرُونَ ١٩٧

А те, к кому вы взываете вместо Него, не способны оказать вам поддержку и не способны помочь даже самим себе».

وَإِن تَدۡعُوهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ لَا يَسۡمَعُواْۖ وَتَرَىٰهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ وَهُمۡ لَا يُبۡصِرُونَ ١٩٨

Если ты призовешь их на прямой путь, они не услышат этого. Ты видишь, как они смотрят на тебя, но они ничего не видят.

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلآ أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ؛ آنان را که به جاي الله به خدايي مي خوانيد ، نه شما را مي توانند ياري کنند و نه خود را. وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ؛ و اگر آنها را به راه هدايت بخواني نمي شنوند و مي بيني که به تو مي نگرند ولي گويي که نمي بينند.

(197 - 198) این آیه بیانگر آن است بت‌هایی که آنان می‌پرستند، شایستۀ عبادت و پرستش نیستند؛ چون توانایی آن را ندارند که خود را یاری کنند، یا به ‌یاری کسانی بشتابند که آنها را عبادت می‌کنند، و قوۀ عقل و پاسخ دادن را ندارند. پس اگر این بتان را به سوی هدایت فرا بخوانی، هدایت نمی‌شوند، و اینها اجسامی مرده و بی‌روح هستند. پس آنها را می‌بینی که به سوی تو نگاه می‌کنند ولی در حقیقت نمی‌بینند، چون آنها این بتان را به صورت انسان و دیگر چیز‌ها در آورده و برای آنها چشم و اعضا درست کرده‌اند. پس وقتی این بتان را ببینی، فکر می‌کنی که زنده هستند، اما اگر دقت کنی، خواهی دانست که اینها جماد و بی‌جان هستند، و حرکت نمی‌کنند، و زندگی و حیات ندارند. پس مشرکین بر چه اساسی این بتان را معبودانی در کنار خدا قرار داده‌اند؟! و روی چه مصلحت و سودی به عبادت این بتان پرداخته، و با انجام انواع عبادت به آنان نزدیکی می‌جویند؟ پس بدانید اگر مشرکین و خدایانشان جمع بشوند، و بخواهند علیه کسی که، آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین او را به دوستی گرفته است، و بندگان صالح خویش را یاور و سرپرست است، نقشه بکشند، و به او زیانی برسانند، نخواهند توانست به اندازۀ ذره‌ای به او بدی و زیان برسانند؛ چون آنها و بتانشان کاملاً ناتوان و درمانده‌اند، و خداوند کاملاً قادر و توانمند است. و کسی نیز که به خداوند پناه ببرد، و بر او توکل نماید، قدرتمند است. و گفته شده که در فرمودۀ خداوند: (﴿وَتَرَىٰهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ وَهُمۡ لَا يُبۡصِرُونَ﴾) ضمیر به مشرکانی بر می‌گردد که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب می‌کردند. بنابراین معنی آیه چنین خواهد بود: تو ای رسول خدا! آنها را می‌پنداری که به سویت نگاه می‌کنند، نگاهی عبرت آموز که صادق و کاذب به وسیلۀ آن مشخص می‌شود، اما آنها حقیقتِ تو را نمی‌بینند، و آنچه را از زیبایی و کمال و صداقت که در وجود تو می‌باشد، مشاهده نمی‌کنند.

7:199Страница 176

خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ ١٩٩

Будь снисходителен (или отдавай излишек; или принимай пожертвования, которые приносят тебе), вели творить добро и отвернись от невежд.

خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ؛ عفو را پيشه کن و به نيکي فرمان ده و از جاهلان اعراض کن.

(199) این آیه، اخلاق و رفتار خوب و آنچه که شایسته است طبق آن با مردم رفتار شود را، در برگرفته است. پس شایسته است که مسلمان با مردم آسان‌گیری کند؛ یعنی اخلاق و اعمالی را از آنان بپذیرد، که انجام دادن آن نزدشان سهل و آسان است. و در تعامل با آنان، روشی ساده و آسان در پیش بگیرد. پس مردم را به آنچه که طبیعتشان با آن سازگار نیست، مکلف نکند، بلکه در مقابل هر رفتار و گفتار خوبی، آنان را سپاس گوید. و هنگامی که کوتاهی و تقصیری از آنان سر زد، از کوتاهی و تقصیر آنها چشم پوشی نماید، و بر کودکان به خاطر سن و سال کمشان تکبر نورزد، و در مقابل کسی که فقیر و یا عقلش ناقص است، به خاطر فقر یا نقص عقلش خود را بزرگ نپندارد، بلکه با همه به مهربانی رفتار نماید، و با همه به مقتضای حالشان بر خورد کند، آنگاه آغوش مردم برای او باز می‌شود. (﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ﴾) و به سخنِ خوب و کارِ زیبا و اخلاق و رفتارِ نیک، به دور و نزدیک فرمان بده. پس آنچه از تو به مردم می‌رسد یا باید تعلیم علم باشد، یا تحریک و تشویق کردن بر انجامِ کار خوب از قبیل: بر قرار ساختنِ پیوند خویشاوندی، نیکی به پدر و مادر، اصلاح بین مردم، و نصیحت مفید و نظر درست، همکاری بر کار نیک و پرهیزگاری، بازداشتن از کار زشت، و راهنمایی کردن به تحصیل منافع دینی و دنیوی. و از آنجا که حتماً جاهلان به اذیت و آزار شما اقدام می‌کنند، خداوند دستور داده است که با چشم پوشی و رویگردانی با آنان برخورد شود. و با کسی که از شما روی گردانده است، به سبب جهالتش با وی بر خورد جاهلانه نکنید.پس هر کس با سخن و کارش تو را مورد اذیت قرار داد، تو به او اذیت و آزار مرسان؛ و هر کس تو را محروم کرد، او را محروم مگردان، و پیوند و رابطۀ خویشاوندی را با وی برقرار بدار؛ و هر کس بر تو ستم کرد، تو در مورد او عدالت را رعایت کن.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English