Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Араф 7:42–54
7:42–43Страница 155
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٤٢
Те, которые уверовали и совершали праведные деяния, будут обитателями Рая и пребудут там вечно. Мы не возлагаем на человека сверх его возможностей.
وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلّٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي هَدَىٰنَا لِهَٰذَا وَمَا كُنَّا لِنَهۡتَدِيَ لَوۡلَآ أَنۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُۖ لَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلۡحَقِّۖ وَنُودُوٓاْ أَن تِلۡكُمُ ٱلۡجَنَّةُ أُورِثۡتُمُوهَا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٤٣
Мы исторгнем из их сердец злобу, и под ними будут протекать реки. Они скажут: «Хвала Аллаху, Который привел нас к этому! Мы не последовали бы прямым путем, если бы Аллах не наставил нас. И посланники Господа нашего принесли истину». Им будет возвещено: «Вот Рай, который вы унаследовали за то, что совершали».
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ به هيچ کس جز اندازه توانش تکليف نمي کنيم آنان که ايمان آورده اندو، کارهاي نيکو کرده اند اهل بهشتند و در آنجا جاويدانند. وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و هر گونه کينه اي را از دلشان بر مي کنيم نهرها در زير پايشان جاري است گويند : سپاس خدايي را که ما را بدين راه رهبري کرده و اگر ما رارهبري نکرده بود ، راه خويش نمي يافتيم رسولان پروردگار ما به حق آمدند و آنگاه ايشان را ندا دهند که به پاداش کارهايي که مي کرديد اين بهشت را به شما داده اند.
(42) وقتی خداوند عقاب و عذاب گناهکارانِ ستمگر را بیان کرد، پاداش فرمانبرداران را نیز ذکر نمود و فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ﴾) و کسانی که قلباً ایمان آوردند، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) و با اعضا و جوارح خود کارهای شایسته انجام دادند، پس هم ایمان آوردند، و هم عمل کردند، هم اعمال ظاهری را انجام دادند و هم اعمال باطنی را، هم کارهای واجب را انجام دادند و هم کارهای حرام را ترک گفتند. و از آنجا که فرمودۀ الهی، (﴿وَعَمِلُواۡ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) عام و فراگیر است و همۀ کارهای شایسته اعم از واجب و مستحب را دربرمیگیرد، و ممکن است برخی از آن برای بنده مقدور نباشد، فرمود: (﴿لَا نُكَلِّفُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَآ﴾) هیچکس را جز به اندازۀ توانش مکلف نمیسازیم؛ یعنی به مقدار و اندازهای که در توانش هست، و انجام آن برایش مشکل نیست. پس در این حالت بر او لازم است که به اندازۀ توانش از خداوند بترسد، و وقتی که از انجام برخی از واجبات ناتوان شد که دیگران میتوانستند آن را انجام دهند، آن واجب از او ساقط میشود. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ خداوند هیچکس را جز به اندازۀ توانش مکلف نمیسازد. ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ خداوند هیچ کس را مکلف نمیسازد مگر به اندازۀ آنچه به او داده است. ﴿وَمَا جَعَلَ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلدِّينِ مِنۡ حَرَجٖ﴾ و خداوند در دین مشکلی برایتان قرار نداده است، ﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ پس به اندازهای که میتوانید از خدا بترسید. بنابراین در صورت ناتوانی، واجبی بر گردن آدمی نیست، و در صورت ضرورت و ناچاری حرامی درمیان نمیباشد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) ایشان که به ایمان و عمل صالح متصفاند، (﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾) اهل بهشتاند و برای همیشه در آن باقی میمانند؛ یعنی از آن برگردانده نمیشوند، و به جای آن چیزی دیگر را طلب نمیکنند؛ چون آنها در بهشت انواع لذتها و خواستهها را میبینند که فراتر از آن چیزی نیست، و بالا تر از آن چیزی خواسته نمیشود.
(43) (﴿وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلّ﴾) و هرگونه کینه را از دلهایشان بیرون میکشیم. و این از کرم و احسان خدا برای اهل بهشت است؛ زیرا کینهای را که در دلهایشان بود و رقابتی را که در میان آنان بود، بر طرف کرده و از بین میبرد، تا برادران و دوستانی همدل و صمیمی باشند. خداوند متعال فرموده است:﴿وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ إِخۡوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ﴾ و هر گونه کینهای را که در دلهایشان بود، بیرون آوردیم، و آنان تبدیل به برادرانی میشوند که بر تختها و روبهرو نشستهاند. و خداوند به هریک کرامت و بزرگواری میدهد، بهگونهای که شاد و خوشحال میشود و هیچ نعمتی را بالاتر از آنچه که او در آن بهسر میبرد، تصور نمیکند. پس، از حسادت و کینه ورزی در امان میمانند؛ زیرا در بهشت اسباب حسادت و کینه ورزی وجود ندارد. (﴿ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) رودها از زیرشان روان است و آن را به هر کجا که بخواهند جاری میکنند. اگر بخواهند آن را در داخل قصرها یا در اتاقهای بلند و بالا یا در باغهای بهشت و در زیر باغچههای شکوفا جاری میکنند، رودهایی که در کانالهای فراوانی ـ بر سطح زمین نه زیر آن ـ جریان دارند و نیکیهایی که نهایتی ندارد. (﴿وَقَالُواۡ﴾) بنابراین وقتی نعمتهایی را مشاهده میکنند که خداوند به آنها ارزانی نموده، و آنان را بهوسیلۀ آنها اکرام نموده است، میگویند: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي هَدَىٰنَا لِهَٰذَا﴾) سپاس خداوندی را که ما را به این رهنمود ساخت و بر ما منت نهاد و به دلهایمان القا و الهام کرد؛ پس دلهایمان به او ایمان آورد و بر انجام کارهایی که انسان را به این سرا میرساند، منقاد و مطیع شد، و خداوند ایمان و اعمال ما را حفاظت نمود تا اینکه بهوسیله آن ما را به این سرا رسانید. پس چه خوب است پروردگار بزرگ و بخشنده که از همان ابتدا به ما نعمت داد و نعمتهای ظاهری و باطنی را که غیر قابل شمارش است، به سوی ما سرازیر کرد. (﴿وَمَا كُنَّا لِنَهۡتَدِيَ لَوۡلَآ أَنۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ﴾)و اگر خداوند با هدایت خویش و پیروی از پیامبرانش بر ما منت نمیگذاشت، در وجود ما قابلیت پذیرش هدایت نبود. (﴿لَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلۡحَقِّ﴾) همانا پیامبر و فرستادگانِ پروردگار ما، حق را آوردند؛ یعنی وقتی که آنها از نعمتهایی بهرهمند شدند که پیامبران از آن خبر داده بودند، و این خبر برایشان تبدیل به حق یقین گشت، ـ بعد از آنکه علم یقین هم داشتند ـ میگویند: آنچه را که پیامبران به ما وعده داده بودند، دیدیم و آن را بهدست آوردیم؛ و همۀ آنچه آنها آوردند، حق بود و شک و اشکالی در آن وجود نداشت، (﴿وَنُودُوٓاۡ﴾) و به عنوان تبریک و بزرگداشت و احترام ندا داده میشوند که، (﴿أَن تِلۡكُمُ ٱلۡجَنَّةُ أُورِثۡتُمُوهَا﴾) شما وارث این بهشت شدید؛ یعنی شما آن را به ارث بردید و سهمیۀ شما قرار گرفت. اما سهمیۀ کافران آتش جهنم است، و شما این بهشت را به سبب آنچه میکردید، به ارث بردید. برخی از سلف گفتهاند: اهل بهشت با بخشش و عفو خدا، از آتش جهنم نجات یافته و به وسیلۀ رحمت خدا وارد بهشت شده و منازل را تقسیم میکنند و به سبب اعمال صالح وارث آن میشوند و این از رحمت خدا، بلکه از بالاترین انواع رحمت اوست.
7:44–45Страница 156
وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ أَن قَدۡ وَجَدۡنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّٗا فَهَلۡ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمۡ حَقّٗاۖ قَالُواْ نَعَمۡۚ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُۢ بَيۡنَهُمۡ أَن لَّعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ ٤٤
Обитатели Рая воззовут к обитателям Огня: «Мы уже убедились в том, что обещанное нам нашим Господом - истина. Убедились ли вы в том, что обещанное вашим Господом - истина?». Они скажут: «Да». Тогда глашатай возвестит среди них: «Да пребудет проклятие Аллаха над беззаконниками,
ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبۡغُونَهَا عِوَجٗا وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ كَٰفِرُونَ ٤٥
которые сбивали других с пути Аллаха, пытались исказить его и не верили в Последнюю жизнь».
وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ؛ بهشتيان دوزخيان را آواز دهند که ما به حقيقت يافتيم آنچه را که ، پروردگارمان وعده داده بود ، آيا شما نيز به حقيقت يافته ايد آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود ? گويند : آري آنگاه آواز دهنده اي در آن ميان آواز دهد که لعنت خدا بر کافران باد . الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ؛ آنان که از راه خدا روي بر مي گردانند و آن را کجروي مي پندارند و به قيامت ايمان ندارند.
(44 - 45) خداوند متعال پس از بیان استقرار هریک از دو گروه در سرایشان، و پس از آنکه پاداش و عذابی را دریافتند که پیامبران از آن خبر داده وکتابها آن را بیان کرده بودند، میفرماید: اهل بهشت اهل جهنم را صدا کرده و میگویند: (﴿أَن قَدۡ وَجَدۡنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّٗا﴾) آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق یافتیم؛ آنگاه که به ما وعده داد در برابر ایمان و عمل صالح، بهشت را به ما بدهد، پس ما وارد آن شدیم و چیزی را که خدا برایمان توصیف کرده بود، مشاهده کردیم. (﴿فَهَلۡ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمۡ حَقّٗا﴾) پس آیا آنچه را که پروردگارتان به شما در برابر کفر و نافرمانی وعده داده بود، حق یافتید؟ (﴿قَالُواۡ نَعَمۡ﴾) میگویند: آری! ما آن را حقیقت و درست یافتیم. پس راست بودن وعدۀ خدا برای همۀ مردم روشن میگردد، و چه کسی از خدا راستگوتر است؟! و تردید و شبهات از آنها دور میشود و مسئله تبدیل به حقالیقین میگردد و مؤمنان به وعدۀ خدا خوشحال میشوند، وکافران از هر خیر و خوبی ناامید میگردند و اقرار و اعتراف میکنند که آنان سزاوار عذاب هستند. (﴿فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾) پس ندا دهندهای بین اهل بهشت و اهلدوزخ ندا داده و میگوید: (﴿أَن لَّعۡنَةُ ٱللَّهِ﴾) نفرین خدا و دوری از هر خیر و خوبی، (﴿عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) بر ستمکاران باد؛ زیرا وقتی که خداوند دروازههای رحمت خویش را برای آنان بازکرد، از روی ستم، خودشان را از آن بازداشته و دور کردند، و دیگران را هم از آن بازداشتند. پس هم خود گمراه شدند، و هم دیگران را گمراه کردند. و خداوند آن راه را راه راست میخواهد و اینکه سالکان راه او، اهل اعتدال و میانهروی باشند. (﴿وَ﴾) اما اینها، (﴿يَبۡغُونَهَا عِوَجٗا﴾) آن را منحرف و کج میخواهند، ودر صددند آن را کج نشان دهند، (﴿وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ كَٰفِرُونَ﴾) و آنان به آخرت کافرند. و این چیزی است که انحراف از راه، و روی آوردن به شهواتِ حرام نفس، و ایمان نیاوردن به رستاخیز، و نترسیدن از عذاب، و امید نداشتن به پاداش برای آنان پدید آورده است. مفهوم این ندا این است که رحمت خدا بر مؤمنان است؛ و نیکی او، آنان را در بر میگیرد و احسانش همواره بر آنهاست.
7:46–49Страница 156
وَبَيۡنَهُمَا حِجَابٞۚ وَعَلَى ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٞ يَعۡرِفُونَ كُلَّۢا بِسِيمَىٰهُمۡۚ وَنَادَوۡاْ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَن سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡۚ لَمۡ يَدۡخُلُوهَا وَهُمۡ يَطۡمَعُونَ ٤٦
Между ними будет изгородь, а на оградах будут люди, которые распознают каждого из них по их признакам. Они воззовут к обитателям Рая: «Мир вам!». Они пока не войдут в Рай, хотя будут желать этого.
۞ وَإِذَا صُرِفَتۡ أَبۡصَٰرُهُمۡ تِلۡقَآءَ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ٤٧
Когда же их взоры обратятся к обитателям Огня, они скажут: «Господь наш! Не помещай нас с людьми несправедливыми!».
وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٗا يَعۡرِفُونَهُم بِسِيمَىٰهُمۡ قَالُواْ مَآ أَغۡنَىٰ عَنكُمۡ جَمۡعُكُمۡ وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ ٤٨
Люди на оградах обратятся к мужчинам, которых они узнают по их признакам, и скажут: «Не помогло вам то, что вы собирали, и ваше высокомерие.
أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمۡتُمۡ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحۡمَةٍۚ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ ٤٩
Разве это не те, о которых вы клялись, что Аллах никогда не проявит к ним милости?». Им будет сказано: «Войдите в Рай! Вы не познаете страха и не будете опечалены».
وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ؛ و ميانشان حايلي است ، و بر اعراف مرداني هستند که همه را به ، نشانيشان مي شناسند و اهل بهشت را آواز مي دهند که سلام بر شما باد اينان هر چند طمع بهشت دارند ولي هنوز بدان داخل نشده اند. وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ چون چشم به جانب دوزخيان گردانند گويند : اي پروردگار ما ، ما را در شمار ستمکاران قرار مده. وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ؛ ساکنان اعراف مرداني را که از نشانيشان مي شناسند آواز دهند و گويند :آن خواسته که گرد آورده بوديد و آن همه سرکشي که داشتيد شما را فايده اي نبخشيد. أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ؛ آيا اينان همان کسانند که شما سوگند خورده بوديد که رحمت خداوند، نصيبشان نمي شود ? داخل در بهشت شويد ، نه بيمي بر شماست و نه غمگين مي شويد.
(46) بین اهل بهشت و اهل دوزخ مانعی وجود دارد که به آن اعراف گفته میشود؛ نه از بهشت است و نه از جهنم، و بر بالای هر دو سرا قرار دارد، و هرکس که روی آن باشد، هر دو گروه را نگاه میکند. و بر بالای این مانع، مردانی هستند که هر یک از اهل بهشت و اهل جهنم را با سیمایشان؛ یعنی با نشانهها و علامتهایی که با آن شناخته میشوند، میشناسند. پس وقتی به اهل جنت نگاه میکنند، آنان را صدا میزنند که، (﴿أَن سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) درودتان باد. یعنی آنان را سلام میکنند، و آنان هنوز وارد بهشت نشدهاند اما امیدوارند وارد آن شوند و خداوند امید ورود به بهشت را در دلهایشان قرار داده است، چون میخواهد آنها را از بخشش خویش بهرهمند سازد.
(47) (﴿وَإِذَا صُرِفَتۡ أَبۡصَٰرُهُمۡ تِلۡقَآءَ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ﴾) و وقتی که چشمهایشان متوجه اهل دوزخ میشود ومنظرهای زشت و هولناک را میبینند، (﴿قَالُواۡ رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) میگویند: پروردگارا! ما را همراه قوم ستمکار قرار مده. وقتی اهلاعراف اهل بهشت را ببینند، امیدوارند همراه آنها به بهشت در آیند، و به آنان سلام میکنند. و هنگامی که بدون اختیار چشمشان به سوی اهلدوزخ برگردانده میشود، از حالت آنها بهصورت عام به خدا پناه میبرند.
(48) سپس «خاص» را پس از «عام» بیان کرد و فرمود: (﴿وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٗا يَعۡرِفُونَهُم بِسِيمَىٰهُمۡ﴾) و اهل اعراف مردانی را صدا میزنند که آنان را از سیمایشان میشناسند و آنها اهل دوزخاند که در دنیا دارای ابّهت و شرافت و اموال و فرزندان بودند. اهل اعراف وقتی آنها را در عذاب، تنها و بدون یاور و فریادرس میبینند، به آنها میگویند: (﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنكُمۡ جَمۡعُكُمۡ﴾) جمعیت و گروهبندی شما در دنیا، که بهوسیلۀ آن ناگواریها را دور میکردید و به خواستههایتان میرسیدید، امروز از بین رفته است و چیزی را از شما دور نمیکند. همچنین تکبر ورزیدنتان بر حق و خود را بالاتر دانستن از پذیرش آن و از کسی که آن را آورد و از کسی که از آن پیروی کرد، چه سودی به شما داد؟
(49) سپس آنها به سوی مردمی از اهل بهشت اشاره میکنند که در دنیا فقیر و ناتوان بودند و دوزخیان در دنیا آنها را مسخره میکردند، پس به اهل جهنم میگویند: (﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ﴾) آیا اینان که خداوند آنها را وارد بهشت نموده است، (﴿ٱلَّذِينَ أَقۡسَمۡتُمۡ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحۡمَةٍ﴾) کسانی نیستند که شما سوگند میخوردید خداوند چیزی از رحمت خویش را به ایشان نمیرساند؟! و شما آنها را تحقیر میکردید و به خود میبالیدید؟! همانا سوگندهایتان شکسته شد، و چیزی از جانب خدا برایتان آشکار گردید که فکرش را نمیکردید. (﴿ٱدۡخُلُواۡ ٱلۡجَنَّةَ﴾) پس به سبب آنچه میکردید، وارد بهشت شوید؛ یعنی به عنوان احترام و بزرگداشت، به این ناتوانان گفته میشود: به سبب اعمال صالح و کارهای شایستهتان وارد بهشت شوید، (﴿لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمۡ﴾) شما نه از ناگواریهای آینده ترسی دارید، (﴿وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ﴾) و نه بر گذشته اندوهگین میشوید، بلکه در امنیت و آسایش و اطمینان خاطر قرار دارید و از خوبی و برکتی که به شما داده شده است، خوشحال میگردید. و این مانند گفتۀ خداوند متعال است که فرموده است:﴿ إِنَّ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواۡ كَانُواۡ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ يَضۡحَكُونَ وَإِذَا مَرُّواۡ بِهِمۡ يَتَغَامَزُونَ﴾ همانا کسانی که جنایتپیشه بودند؛ به مؤمنان میخندیدند، و هرگاه مؤمنان از کنارشان میگذشتند، با چشم به آنان اشاره میکردند. تا اینکه میفرماید:﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ﴾ پس امروز کسانی که ایمان آوردند، به کافران میخندند و بر تختها تکیه زده و نگاه میکنند. و اهل علم در مورد اینکه اهل اعراف چه کسانی هستند و کارشان چیست، اختلاف کردهاند. و صحیح آن است که اهل اعراف گروهی هستند که نیکی و بدیهایشان برابر است. پس نه بدیهایشان بیشتر است که وارد جهنم شوند، و نه نیکیهایشان بیشتر است تا وارد بهشت گردند. پس در اعراف ماندهاند تا وقتیکه خدا بخواهد. سپس خداوند متعال آنها را به سبب رحمت خویش وارد بهشت مینماید؛ زیرا رحمت او بر خشم و غضبش پیشی گرفته و غالب آمده است، و رحمت او هر چیزی را دربر میگیرد.
7:50–53Страница 156
وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَنۡ أَفِيضُواْ عَلَيۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ أَوۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُۚ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ ٥٠
Обитатели Огня воззовут к обитателям Рая: «Пролейте на нас воду или то, чем вас наделил Аллах». Они скажут: «Аллах запретил это для неверующих,
ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَهۡوٗا وَلَعِبٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ فَٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰهُمۡ كَمَا نَسُواْ لِقَآءَ يَوۡمِهِمۡ هَٰذَا وَمَا كَانُواْ بِـَٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ ٥١
которые обратили свою религию в потеху и игру и обольстились мирской жизнью». Сегодня Мы предадим их забвению, подобно тому, как они предали забвению встречу в этот день и отвергли Наши знамения.
وَلَقَدۡ جِئۡنَٰهُم بِكِتَٰبٖ فَصَّلۡنَٰهُ عَلَىٰ عِلۡمٍ هُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ٥٢
Мы преподнесли им Писание, которое разъяснили на основании знания, как верное руководство и милость для верующих людей.
هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأۡوِيلَهُۥۚ يَوۡمَ يَأۡتِي تَأۡوِيلُهُۥ يَقُولُ ٱلَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبۡلُ قَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلۡحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشۡفَعُواْ لَنَآ أَوۡ نُرَدُّ فَنَعۡمَلَ غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ قَدۡ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ ٥٣
Неужели они дожидаются чего-либо, кроме исполнения пророчества? В тот день, когда оно исполнится, те, которые предали его забвению прежде, скажут: «Посланники нашего Господа принесли истину. Найдутся ли для нас заступники, которые заступились бы за нас? И не вернут ли нас обратно, чтобы мы совершили не то, что совершили прежде?». Они потеряют самих себя, и покинет их (или исчезнет) то, что они измышляли.
وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ ؛ دوزخيان بهشتيان را آواز دهند که اندکي آب يا از چيزهايي که خدا به شماارزاني کرده است بر ما فرو ريزيد گويند : خدا آنها را بر کافران حرام کرده است. الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَـذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ؛ امروز آنان را که دين خويش لهو و بازيچه پنداشتند و زندگي دنيا فريبشان داده بود فراموش مي کنيم ، همچنان که آنها نيز رسيدن به اين روز را ازياد برده بودند و آيات ما را تکذيب مي کردند. وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ براي هدايت مؤمنان و بخشايش به ايشان کتابي آورديم که در آن هر چيز، رااز روي دانش به تفصيل بيان کرده ايم. هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ آيا جز نتيجه اعمال انتظاري دارند ? روزي که نتيجه اعمال پديدار شود ، کساني که آن روز را از ياد برده بودند مي گويند : پيامبران پروردگار ما به حق آمدند آيا شفيعاني هستند که ما را شفاعت کنند ? يا آنکه کسي هست که ما را بازگرداند تا کارهاي ديگري جز آن کارها که مي کرديم ، انجام دهيم ? به خود زيان رسانيدند و آن بتان را که شريک خدا مي خواندند اينک ازدست داده اند.
(50 - 52) اهلدوزخ که عذابِ خدا آنها را به اوج بدبختی و هلاکت افکنده، و گرسنگیِ بیش از حد آنها را فرا گرفته، و تشنگی دردآور به آنان دست داده است، اهل بهشت را صدا میزنند و از آنان کمک خواسته و میگویند: (﴿أَنۡ أَفِيضُواۡ عَلَيۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ أَوۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ﴾) مقداری آب یا آنچه خدا به شما روزی داده است، به ما ببخشید. پس اهلبهشت به آنان پاسخ داده و میگویند: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا﴾) همانا خداوند آب و غذای بهشت را، (﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) بر کافران حرام نموده است. و این سزای کفر ورزیدنشان به آیات خدا است، و اینکه دینشان را که دستور داده شده بودند بر آن مستقیم و استوار باشند، و در مقابل آن به پاداش فراوان وعده داده شدند، به بازیچه و سرگرمی گرفتند: (﴿لَهۡوٗا وَلَعِبٗا﴾) یعنی دلهایشان از آن غافل شد و از آن اعراض نمود، و آن را به بازی گرفته و مسخره کردند. و یا اینکه معنی آن چنین است: و آنها بازی و سرگرمی را آیین و دین خود قرار دادند، و با چنگ زدن به بازی و سرگرمی، از دین استوار روی گرداندند. (﴿فَٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰهُمۡ﴾) پس امروز آنها را از یاد میبریم؛ یعنی آنان را در عذاب رها میکنیم. (﴿كَمَا نَسُواۡ لِقَآءَ يَوۡمِهِمۡ هَٰذَا﴾) همانگونه که آنها فرا رسیدن این روز را از یاد بردند؛ انگار که فقط برای زندگی کردن در دنیا آفریده شده بودند، و سزا و جزایی پیش روی ندارند. (﴿وَمَا كَانُواۡ بَِٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ﴾) و آیات ما را انکار کردند؛ در حالی که این انکارشان به خاطر کمبود و نقص آیات و دلایل خدا نبود بلکه (﴿جِئۡنَٰهُم بِكِتَٰبٖ فَصَّلۡنَٰهُ﴾) کتابی را پیش آنها آوردیم که آن را بیان کردیم؛ یعنی همۀ مطالبی را که مردم به آن نیاز دارند، در آن کتاب بیان نمودیم. (﴿عَلَىٰ عِلۡمٍ﴾) آنچه را که به طور مفصل در آن کتاب آوردیم، مبتنی بر آگاهیِ خدا از حالتهای بندگان در تمامی زمانها و مکانها، و علم به آنچه که به صلاح آنان است و آنچه که برای آنان شایسته نیست، بود. و توضیح خدا، توضیحی ناآگاهانه نیست که برخی از حالات را نداند و حکمی نامناسب را صادر نماید. بلکه بیان خدا از روی آگاهی و دانشی است که هر چیزی را احاطه نموده، و رحمت او هر چیزی را در برگرفته است. (﴿هُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) در سایۀ این کتاب، هدایت مؤمنان حاصل شده، و حق و باطل و گمراهی و هدایت برای آنان بیان میشود. نیز بهوسیلۀ این کتاب، مؤمنان به رحمت الهی؛ یعنی خیر و سعادت دنیا و آخرت دست مییابند. پس در سایۀ قرآن، گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود. و کسانی که عذاب بر آنان واجب شده است، به این کتاب بزرگ ایمان نیاورده و از اوامر و نواهی آن فرمان نبردهاند. پس برای آنان هیچ راه حلّی نمانده است، جز اینکه مستحق نزول عذابی باشند که قرآن از آن خبر داده است.
(53) بنابراین فرمود: (﴿هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأۡوِيلَهُۥ﴾) آیا جز این انتظار میکشند که تأویل آن بیاید؟ یعنی چیزی بیاید که قرآن از آن خبر داده است؟ همان طور که یوسف -علیه السلام- وقتی تعبیر خوابش اتفاق افتاد، گفت:﴿هَٰذَا تَأۡوِيلُ رُءۡيَٰيَ مِن قَبۡلُ﴾ این تأویل رویا و خواب گذشتۀ من است. (﴿يَوۡمَ يَأۡتِي تَأۡوِيلُهُۥ يَقُولُ ٱلَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبۡلُ﴾) روزی که تأویلش میآید، کسانی که آن را قبلاً در دنیا فراموش کردهاند، پشیمان شده و به سبب آنچه که در گذشته از دست دادهاند، تأسف میخورند، و در حالی که جویای شفاعت کنندهای هستند تا سفارش کند گناهانشان آمرزیده شود، به آنچه پیامبران از آن خبر دادهاند، اقرار کرده و میگویند: (﴿قَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلۡحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشۡفَعُواۡ لَنَآ أَوۡ نُرَدُّ﴾) بیگمان پیامبرانِ پروردگارمان حق را آوردند، پس آیا برای ما میانجیگرانی وجود دارد که برایمان میانجیگری کنند، یا به دنیا برگردانده شویم؟ (﴿فَنَعۡمَلَ غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُ﴾) وعملی غیر از آنچه که انجام میدادیم، انجام دهیم؟ فرصت از دست رفته است، و وقت بازگشت به دنیا نیست. ﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ﴾ پس شفاعتِ میانجیگران به آنان سودی نمیدهد. و درخواست آنها مبنی بر اینکه به دنیا بازگردند تا عملی غیر از عملی که انجام دادهاند، انجام دهند، دروغی بیش نیست؛ و هدفشان، دور کردن عذابی است که به آن گرفتار شدهاند.خداوند متعال میفرماید:﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾ و اگر برگردانده شوند، باز آنچه را که از آن نهی شدهاند، تکرار میکنند. همانا ایشان دروغگویاناند. (﴿قَدۡ خَسِرُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ﴾) بدون شک خویشتن را ضایع کردند، آنگاه که سودهای فراوان را از دست دادند و راه هلاکت را در پیش گرفتند. واین زیان، همانند زیانِ از دست دادن اموال و کالاها یا فرزندان نمیباشد، بلکه این زیانی است که قابل جبران نمیباشد. (﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَفۡتَرُونَ﴾) و آنچه را که در دنیا به دروغ برای خود ساختند، از دست دادند؛ یعنی چیزهایی که مبتنی بر امیال و آرزوهای خودشان بود و شیطان به آنها وعده میداد، از آنان ناپدید میشود؛ و به جایی آمدهاند، که گمان آن را نداشتند. و باطل و گمراهیشان برایشان روشن گردیده؛ و راستیِ آنچه که پیامبران آورده بودند، برایشان واضح و روشن گشته است.
7:54Страница 157
إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۭ بِأَمۡرِهِۦٓۗ أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُۗ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٥٤
Воистину, ваш Господь - Аллах, Который сотворил небеса и землю за шесть дней, а затем вознесся на Трон (или утвердился на Троне). Он покрывает ночью день, который поспешно за ней следует. Солнце, луна и звезды - все они покорны Его воле. Несомненно, Он творит и повелевает. Благословен Аллах, Господь миров!
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ؛ پروردگار شما الله است که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد پس به عرش ، پرداخت شب را در روز مي پوشاند و روز شتابان آن را مي طلبد وآفتاب و ماه و ستارگان مسخر فرمان او هستند آگاه باشيد که او راست آفرينش و فرمانروايي خدا آن پروردگار جهانيان به
(54) خداوند با بیان اینکه او پروردگار و معبود یگانه است و شریکی ندارد، میفرماید: (﴿إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾) همانا پروردگارتان خداوندی است که آسمانها و زمین و آنچه در بین آنهاست را با بزرگی و گستردگی و محکمی وشگفتی شان آفریده است. (﴿فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾) آنها را در مدت شش روز آفریده است، که اول آن یکشنبه و آخر آن روز جمعه است. و وقتی که آفرینش آسمانها و زمین را به پایان رساند و حکم و فرمانش را در آنها به ودیعه نهاد، (﴿ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) خداوند تبارک و تعالی بر عرشِ عظیم، بلند و مرتفع گردید که آسمانها و زمین و آنچه را در آنهاست و آنچه را میان آنهاست دربر میگیرد. منظور از استوا [=بلندی و ارتفاع] بلندی و ارتفاعی است که شایسته و مناسبِ شکوه و عظمت و پادشاهیِ اوست. پس بر «عرش» بلند و مرتفع گردید و بر هستی فرمانروایی کرد و احکام کَونی و احکام دینیاش را بر آن اجرا نمود. بنابراین فرمود: (﴿يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ﴾) روز روشن را با شب تاریک میپوشاند. پس تاریکی، گسترۀ زمین را فرا گرفته و انسانها آرام میگیرند و مخلوقات به منازل و خانههایشان پناه میبرند، و از خستگیِ رفت و آمدِ روزانه میآسایند. (﴿يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثٗا﴾) شب، شتابان به دنبال روز است. هر وقت شب بیاید، روز میرود؛ و هر وقت روز بیاید؛ شب میرود، و تا ابد این روند ادامه دارد، تا روزی که خداوند بساط این جهان را در هم میپیچد و بندگان از این سرا و جهان، به سرا و جهانی دیگر منتقل میشوند. (﴿وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۢ بِأَمۡرِهِۦٓ﴾) و خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او مسخر هستند، پدید آورد؛ یعنی ماه و خورشید و ستارگان به سبب اینکه خداوند آنها را تسخیر نموده است، رام و مسخر شدهاند؛ امری که بر صفتهای کمال خداوند دلالت مینماید. پس خداوند این مخلوقات با عظمت را آفریده است که بیانگر کمال و قدرت او هستند. و استحکام و نظم سیستماتیک آنها بر کمال حکمت خداوند دلالت میکند. ومنافع و مصالحی که در آنهاست، بر گستردگی رحمت و دانش خداوند دلالت مینماید، و اینکه او معبود حقیقی است و عبادت، جز برای او شایسته نیست. (﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾) آگاه باشید که آفرینش و فرمان دادن، تنها از آنِ اوست؛ یعنی آفریدن از آن اوست؛ زیرا همۀ مخلوقات بالا و پایین، و صفتها و کارهایشان را او آفریده است. و فرمان دادن نیز ازآنِ اوست که شامل شریعتها و ارسال پیامبران است. پس «خلق» متضمن احکام کَونی و تقدیری خداست، و «امر» متضمن احکام دینی، شرعی و جزایی خدا در روز قیامت است. (﴿تَبَارَكَ ٱللَّهُ﴾) بزرگ است خداوند تعالی، و خیر و احسان او فراوان است. پس در ذات خودش با برکت است، چون اوصاف و کمالاتش بزرگ است. و برای دیگران نیز با برکت است؛ چرا که خیر فراوان و نیکی زیاد به آنان داده است. پس هر خیر و برکتی که در جهان است، از آثار رحمت اوست. بنابراین فرمود: (﴿تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) با برکت و دارای خیر فراوان است خداوندی که پروردگار جهانیان است. وقتی عظمت و شکوهش را بیان نمود که خردمندان را راهنمایی میکند تا تنها او را بپرستند و همۀ نیازها وحاجاتشان را از آستانۀ او بطلبند، به آنچه که بر این امر مترتب میشود، دستور داد و فرمود:
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии