Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Ат-Тавба 9:60–72
9:60Страница 196
۞ إِنَّمَا ٱلصَّدَقَٰتُ لِلۡفُقَرَآءِ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡعَٰمِلِينَ عَلَيۡهَا وَٱلۡمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمۡ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَٱلۡغَٰرِمِينَ وَفِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِۖ فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ ٦٠
Пожертвования предназначены для неимущих и бедных, для тех, кто занимается их сбором и распределением, и для тех, чьи сердца хотят завоевать, для выкупа рабов, для должников, для расходов на пути Аллаха и для путников. Таково предписание Аллаха. Воистину, Аллах - Знающий, Мудрый.
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛ صدقات براي فقيران است و مسکينان و کارگزاران جمع آوري آن و نيز براي ، به دست آوردن دل مخالفان و آزاد کردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نيازمند و آن فريضه اي است از جانب خدا و خدا دانا وحکيم است.
(60) منظور از «صدقات» در این آیه، زکاتهای واجب است؛ به دلیل اینکه صدقات مستحب، به هرکس تعلق میگیرد و ویژۀ فرد خاصی نیست. پس فرمود: زکاتها مخصوص این دسته از افراد مذکور میباشد نه کسان دیگر؛ چون خداوند پرداخت زکات را فقط به این افراد اختصاص داده است، و آنها هشت گروه هستند: اول و دوم، فقرا و مساکین هستند، و آنها در اینجا دو گروه متفاوت میباشند، فقیر از مسکین نیازمندتر است؛ چون خداوند با آن آغاز نمود، و ابتدا به آنچه که «مهمتر» است، میپردازد سپس به «مهم». پس فقیر کسی است که هیچ چیزی ندارد، یا اینکه قادر به تأمین کمتر از نصف نیازهایش است. و مسکین کسی است که میتواند نصف نیازهایش یا بیشتر از آن را برآورده سازد، و نمیتواند تمام آنها را بر آورده کند؛ چون اگر او تمام نیازهایش را برآورده نماید، ثروتمند محسوب میگردد. پس به اینها مقداری از زکات داده میشود که بهوسیلۀ آن، فقر و تنگدستی آنان رفع گردد. گروه سوم، کارگزاران زکات میباشند. آنها کسانی هستند که به جمع آوری زکات و امور مربوط به آن میپردازند؛ برخی نگهبان آن بوده، و برخی آن را از صاحبانش میگیرند، یا حفاظت و نگهبانی آن را بر عهده دارند، و یا حامل زکات، یا نویسندۀ آن هستند، و یا کارهایی ازاین قبیلرا انجام میدهند؛ پس به خاطر کاری که انجام میدهند، بخشی از زکات به آنان داده میشود؛ وآنچه به آنان داده میشود، مزد کارشان است. گروه چهارم، دلجوییشوندگان میباشند. و دلجوییشونده، رئیس و سرداری است که قومش از او اطاعت میکنند و امید است اسلام بیاورد. و یا اینکه به منظور مصون ماندن از شر او، به وی زکات داده میشود، و یا با دادن زکات امید میرود که ایمانش قوی گردد، یا فردی مانند او اسلام بیاورد، و یا اینکه زکات را از کسی که آن را نمیدهد، میگیرد، پس چیزی به او داده میشود که سبب جلب محبتش گردد یا مصلحتی به وسیلۀ آن محقق شود. گروه پنجم، بردگان میباشند، آنها بردگانِ مکاتبی هستند که خویشتن را از صاحبان خود خریداری کرده، و برای بهدست آوردن بهای آزادی خویش، تلاش مینمایند. پس برای این امر از زکات به آنان کمک میشود. و آزاد کردن مسلمانی که در زندان کافران است، در این داخل است، بلکه آزاد کردنش اولویت دارد. نیز جایز است که بردهها به طور مستقل با اموال زکات آزاد شوند؛ چون این در (﴿وَفِي ٱلرِّقَابِ﴾) داخل است. گروه ششم، بدهکاران میباشند. آنها دو دسته هستند: اول، کسی که به خاطر صلح و آشتی دادنِ بین مردم بدهکار شده است، به این صورت که میان دو گروه مردم، شر و فتنهای باشد و مردی برای صلح آوردن و آشتی دادن آنها اقدام نموده، و با پرداختن مال به یکی از دو گروه یا به همه، میانشان صلح برقرار نماید. پس برای چنین کسی بهرهای از زکات قرار داده میشود که فعالیتش را بیشتر نماید، و تصمیم و ارادهاش را تقویت گرداند. پس به چنین کسی حتی اگر توانگر هم باشد، از زکات داده میشود. دوم، کسی که برای رفع نیازهای خویش وام گرفته، سپس تنگدست و نادار شده است، به چنین کسی به اندازه ای از زکات داده میشود که وامش را به طور کامل بدهد. گروه هفتم، جنگجویان راه خدا. و آنان جنگجویان داوطلبی هستند که حقوقی نمیگیرند، پس به آنان از زکات داده میشود، تا بتوانند پول و اسلحه یا وسیلۀ سواری یا نفقه و مخارج خود و خانواده را تامین نمایند، و به طور کامل به جهاد بپردازند و اطمینان خاطر داشته باشند. بسیاری از فقها گفتهاند: اگر فردی توانایی کسب و کار داشته باشد ولی به طلب علم بپردازد، از زکات به او داده میشود؛ چون علم، در جهاد کردن راه خدا داخل است. نیز گفتهاند: جایز است از مال زکات به فرد فقیری داده شود که میخواهد حج فرضرا انجام دهد، [واین جای تأمل است]. گروه هشتم، مسافرِ در راه مانده میباشد؛ و او کسی است که در شهری دیگر مانده است. پس به اندازهای زکات به او داده میشود که وی را به شهرش برساند. پس زکات تنها به این هشت گروه داده میشود. (﴿فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) [این] فریضهای است از جانب خدا که آن را معین و مقدر نموده است، و تابع علم و حکمت اوست، (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند دانا و با حکمت است. بدان که این هشت گروه در دو دسته جای میگیرند: اول: کسی که به زکات نیاز دارد، یا به خاطر اینکه به او فایدهای برسد، زکات به وی داده میشود؛ مانند فقیر و مسکین و امثالشان. دوم: کسی که مورد نیاز اسلام است و به وسیلۀ او اسلام بهرهمند میگردد، زکات به او داده میشود، پس خداوند این سهمیه را در اموال ثروتمندان به خاطر برطرف کردن نیازهای خاص و عام و کلی اسلام و مسلمین واجب گردانده است. اگر ثروتمندان زکات اموالشان را به صورت شرعی بپردازند، فقیری در جامعۀ اسلامی باقی نمیماند، و اموالی به دست میآید که به وسیلۀ آن کاستیها برطرف میشود، و مجاهدان جهاد مینمایند، و همۀ مصالح دینی جامعۀ اسلامی تأمین میگردد.
9:61–63Страница 196
وَمِنۡهُمُ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞۚ قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡۚ وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ رَسُولَ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ ٦١
Среди них есть такие, которые обижают Пророка и говорят: «Он есть ухо (выслушивает любые новости)». Скажи: «Он слушает только то, что лучше для вас. Он верует в Аллаха и доверяет верующим. Он является милостью для тех, которые уверовали». Тем же, которые обижают Посланника Аллаха, уготованы мучительные страдания.
يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ لِيُرۡضُوكُمۡ وَٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَحَقُّ أَن يُرۡضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤۡمِنِينَ ٦٢
Они клянутся Аллахом, чтобы угодить вам. Но для них было бы лучше, если только они являются верующими, угождать Аллаху и Его Посланнику.
أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّهُۥ مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَأَنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدٗا فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡخِزۡيُ ٱلۡعَظِيمُ ٦٣
Разве они не знали, что тому, кто проявляет враждебность к Аллаху и Его Посланнику, навеки уготован огонь Геенны? Это - великое бесчестие.
وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ بعضي از ايشان پيامبر را مي آزارند و مي گويند که او به سخن هر کس گوش مي دهد بگو : او براي شما شنونده سخن خير است به خدا ايمان دارد ومؤمنان را باور دارد ، و رحمتي است براي آنهايي که ايمان آورده اند وآنان که رسول خدا را بيازارند به شکنجه اي دردآور گرفتار خواهند شد. يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ؛ در برابر شما به خدا سوگند مي خورند تا خشنودتان سازند و حال آنکه اگر، ايمان آورده اند شايسته تر است که خدا و رسولش را خشنود سازند. أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ؛ آيا نمي دانند که هر کس که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزد جاودانه در آتش جهنم خواهد بود و اين رسوايي بزرگي است ?
(61) از میان این منافقان کسانی هستند که (﴿يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ﴾) با سخنان زشت و عیب گرفتن از پیامبر و دینش، او را آزار میرسانند (﴿وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞ﴾) و میگویند: او خوش باور است؛ یعنی به اذیت و آزاری که متوجه پیامبر مینمایند، بسنده نکرده ومیگویند: وقتی که سخنان ما به گوش او رسید، پیش او میآییم و عذر میطلبیم و او از ما میپذیرد؛ چون او خوش باور است، و دروغگو و راستگو را تشخیص نمیدهد. و آنها ـ خداوند آنان را خوار بگرداند ـ به این کار اعتنا نکرده، و اهمیت نمیدادند، چون میگفتند: اگر سخن ما به پیامبر نرسد، این چیزی است که ما میخواهیم؛ و اگر به وی برسد، فقط با عذر آوردن دروغین اکتفا میکنیم. پس آنها از جهات بسیاری به ساحت پیامبر بی ادبی کردند. بزرگترین آن عبارت بود از اینکه، آنها پیامبرشان را که برای هدایت و بیرون کردنشان از شقاوت و هلاکت به سوی هدایت و سعادت آمده بود، اذیت کردند، و این عمل خود را دست کم گرفته، و با این کار بر اذیت و آزارشان افزودند. آنان همچنین عقل و خرد پیامبر صلی الله علیه وسلم را زیر سؤال برده، و او را به نادانی و عدم تشخیص راستگو از دروغگو متهم میکردند، در حالی که او صلی الله علیه وسلم دارای عقلی کامل بود، و درک و دریافت بسیار بالایی داشت، و از رأی و بینشی نافذ برخوردار بود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ﴾) بگو: گوشِ خوبی برای شما است؛ یعنی هرکس که سخن نیک و راست بگوید، از وی میپذیرد؛ اما روی گرداندن و برخورد کریمانۀ او نسبت به بسیاری از منافقان که عذرهای دروغین میآوردند، به خاطر اخلاق بزرگ و والای اوست. و بدان خاطر است که به آنان اهمیت ندهد و از فرمان و دستور خدا تبعیت کند که میفرماید:﴿سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞ﴾ وقتی که به سوی آنان برگردید برای شما به خدا سوگند میخورند، تا از آنها روی بگردانید. از آنان روی بگردانید، همانا آنان پلیدند. اما خداوند حقیقت آنچه که در قلب و نظر پیامبر است، بیان میدارد: (﴿يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) به خدا ایمان دارد، و سخن مؤمنانِ راستگو و تصدیق کننده را باور میکند، و راستگو را از دروغگو تشخیص میدهد، و از بسیاری از دروغگویان روی برمیتابد. (﴿وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ﴾) و برای مؤمنان رحمتی است؛ زیرا مؤمنان به وسیلۀ او هدایت میشوند، و از اخلاق او پیروی میکنند. اما کسانی که ایمان ندارند و این رحمت را نمیپذیرند، و آن را رد میکنند، دنیا و آخرتشان را تباه مینمایند. (﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ رَسُولَ ٱللَّهِ﴾) و کسانی که با گفتار و کردار خویش، پیامبر خدا را اذیت میکنند، (﴿لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾) در دنیا و آخرت عذاب دردناکی دارند. و از جمله عذاب دردناک آنها این است که اذیت کننده و ناسزا گویندۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم حتماً باید کشته شود.
(62) (﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ لِيُرۡضُوكُمۡ﴾) برای شما به خدا سوگند میخورند تا شما را خشنود کنند؛ و خود را از اذیت و دیگر کارهایی که از آنان سر زده است، تبرئه نمایند. هدفشان این است که شما از آنان خشنود شوید. (﴿وَٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَحَقُّ أَن يُرۡضُوهُ إِن كَانُواۡ مُؤۡمِنِينَ﴾) حال آنکه اگر مؤمن باشند، خدا و پیامبرش سزاوارترند که خشنودشان سازند؛ چون مؤمن هیچ چیزی را بر رضایت و خشنودی پروردگارش مقدم نمیدارد. و این بیانگر عدم ایمان آنها میباشد؛ زیرا خشنودی غیر خدا و پیامبرش را مقدم داشته اند،
(63) و این مخالفت و دشمنی با خداست، و خداوند کسی را که با او مخالفت ورزد، تهدید نموده و میفرماید: (﴿أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّهُۥ مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ﴾) آیا ندانسته اند که هرکس با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت ورزد، به این صورت که در سمت و سویی قرار گیرد که او را از خدا و پیامبرش دور نماید، و دستورات خدا را بیارزش انگارد، و بر ارتکاب آنچه او حرام نموده است، جرأت کند، (﴿فَأَنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدٗا فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡخِزۡيُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) سزای او آتش دوزخ است، و در آن جاودانه میماند، و این رسوایی بزرگی است که هیچ رسوایی زشتتر و بدتر از آن وجود ندارد؛ چرا که نعمت پایدار و همیشگی را از دست داده، و به عذاب جهنم گرفتار شده است. از حالت آنان به خدا پناه میبریم.
9:64–66Страница 197
يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ ٦٤
Лицемеры опасаются, что им будет ниспослана сура, которая поведает о том, что в их сердцах. Скажи: «Насмехайтесь! Аллах непременно выведет наружу то, чего вы опасаетесь».
وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُۚ قُلۡ أَبِٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمۡ تَسۡتَهۡزِءُونَ ٦٥
Если ты их спросишь, они непременно скажут: «Мы только болтали и забавлялись». Скажи: «Неужели вы насмехались над Аллахом, Его аятами и Его Посланником?
لَا تَعۡتَذِرُواْ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡۚ إِن نَّعۡفُ عَن طَآئِفَةٖ مِّنكُمۡ نُعَذِّبۡ طَآئِفَةَۢ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ ٦٦
Не извиняйтесь. Вы стали неверующими после того, как уверовали». Если Мы простим некоторых из вас, то непременно подвергнем мучениям остальных за то, что они стали грешниками.
يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ؛ منافقان مي ترسند که مباد از آسمان در باره آنها سوره اي نازل شود و، ازآنچه در دل نهفته اند با خبرشان سازد بگو : مسخره کنيد ، که خدا آنچه را که از آن مي ترسيد آشکار خواهد ساخت. وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ؛ اگر از آنها بپرسي که چه مي کرديد ? مي گويند : ما با هم حرف مي زديم وبازي مي کرديم بگو : آيا خدا و و آيات او و پيامبرش را مسخره مي کرديد ? لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ؛ عذر مياوريد پس از ايمان ، کافر شده ايد اگر از تقصير گروهي از شمابگذريم گروه ديگر را که مجرم بوده اند عذاب خواهيم کرد.
(64) این سورۀ مبارکه، «فاضحه» یعنی رسواکننده نامیده میشود، چون اسرار منافقان را بیان میکند و نقابشان را کنار میزند. و خداوند همواره در این سوره میفرماید: برخی از آنان، برخی از آنان؛ و صفتهایشان را بیان میکند، اما منافقان را معین و مشخص نکرد و این دو فایده دارد؛ یکی اینکه: خدا بسیار ستار و پوشانندۀ عیب است، و دوست دارد عیب بندگانش را بپوشاند. دوم اینکه: هم منافقانی که دارای این صفت بودند و خطاب متوجه آنها بود، و هم کسانی که بعد از آنها آمده و به این صفتها متصف میباشند، مورد نکوهش و مذمت هستند. بنابراین بیان صفت، فراگیرتر و مناسبتر است، و همین امر آنها را بیش از حد ترساند. خداوند متعال میفرماید:﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾«اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه، [از کارشان] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط میکنیم تا جز [مدّتی] اندک در همسایگی تو نپایند. از رحمت خدا دور گردیده، و هرکجا یافته شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.» و در اینجا فرمود: (﴿يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) منافقان از آن میترسند که سورهای دربارۀ آنان نازل شود که آنان را از مکنونات دلشان خبر دهد و رسوایشان کند تا امور پنهانشان برای بندگان خدا آشکار شود، و عبرتی برای عبرت گیرندگان گردند. (﴿قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاۡ﴾) بگو: به ریشخند و تمسخر خود ادامه دهید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ﴾) بیگمان خداوند آنچه را که از آن بیم دارید، آشکار میسازد. و خداوند متعال به وعدهاش وفا نمود و این سوره را نازل کرد که حالت آنها را بیان نمود و آنان را رسوا کرد و پردههایشان را درید.
(65 - 66) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ﴾) و اگر از آنان در رابطه با طعنه و عیبی که به مسلمین و دینشان وارد میکردند، بپرسی، گروهی از آنان که در غزوۀ تبوک حضور داشتند، میگویند: ما کسی را مانند اینان ندیدهایم ـ منظورشان پیامبر صلی الله علیه وسلم ویارانش بود ـ از همه شکموترند [و پرخور هستند] و از همه دروغگوترند، و از همۀ مردم به هنگام رویارویی با دشمن بزدل و ترسوترند. و وقتی که به آنها اطلاع رسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم سخن آنها را شنیده و از آن آگاهی یافته است، پیش او آمدند و عذرخواهی کردند و گفتند: (﴿إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُ﴾) ما فقط بازی و شوخی میکردیم؛ یعنی منظوری نداشتیم، و هدف ما عیب جویی و طعنه زدن نبود. خداوند متعال معذور نبودن و دروغگو بودن آنها را در این باره بیان داشته و میفرماید: (﴿قُلۡ﴾) به آنان بگو: (﴿أَبِٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمۡ تَسۡتَهۡزِءُونَ لَا تَعۡتَذِرُواۡ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ﴾) آیا به خدا، و آیات او و پیامبرش مسخره میکنید؟ عذر نیاورید، به راستی که شما پس از ایمانتان کافر شدهاید؛ زیرا مسخره کردن خدا و پیامبرش کفر است، و انسان را از دین بیرون میکند؛ چون اصل و اساس دین، بر پایۀ تعظیم و بزرگداشت خدا، و تعظیم دین و پیامبرش قرار دارد، و مسخره کردن یکی از آنان با این اصل متضاد است و به شدت آن را نقض میکند. بنابراین وقتی پیش پیامبر آمدند و از او عذرخواهی کردند، پیامبر فقط فرمود: (﴿أَبِٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمۡ تَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) (﴿لَا تَعۡتَذِرُواۡ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡۚ إِن نَّعۡفُ عَن طَآئِفَةٖ مِّنكُمۡ﴾) اگر گروهی از شما را به خاطر توبه و پشیمانی و طلب مغفرت کردنشان ببخشیم، (﴿نُعَذِّبۡ طَآئِفَةَۢ﴾) [حتماً] گروهی دیگر از شما را عذاب میدهیم، (﴿بِأَنَّهُمۡ﴾) به سبب اینکه آنان، (﴿كَانُواۡ مُجۡرِمِينَ﴾) گناهکار و بر کفر و نفاق خود پایدار بودند. و این آیات بیانگر آن است که هرکس پنهانی علیه دین خدا نیرنگ کند، و خدا و آیات او و پیامبرش را به باد تمسخر بگیرد، خداوند آن راز را آشکار مینماید و صاحب آن را رسوا میکند و او را به شدت عذاب میدهد. نیز بیانگر آن است که هرکس چیزی از کتاب خدا و سنت پیامبر را به تمسخر بگیرد، یا آنرا مورد طعنه و عیب جویی قرار دهد، یا پیامبررا عیبجویی و مسخره کند، او به خداوند بزرگ کفر ورزیده است. و نیز بیانگر آن است که توبه کردن از هر گناهی پذیرفته میشود، گرچه آن گناه بزرگ باشد.
9:67–68Страница 197
ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡۚ نَسُواْ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمۡۚ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ٦٧
Лицемеры и лицемерки подобны друг другу. Они велят совершать предосудительное, запрещают одобряемое и сжимают свои руки (скупятся делать пожертвования). Они предали забвению Аллаха, и Он предал их забвению. Воистину, лицемеры являются нечестивцами!
وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ هِيَ حَسۡبُهُمۡۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ ٦٨
Лицемерам, лицемеркам и неверующим Аллах обещал огонь Геенны, в котором они пребудут вечно. Довольно с них этого! Аллах проклял их, и им уготованы вечные мучения.
الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ مردان منافق و زنان منافق ، همه همانند يکديگرند به کارهاي زشت ، فرمان مي دهند و از کارهاي نيک جلو مي گيرند و مشت خود را از انفاق در راه خدا مي بندند خدا را فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش کرده است ، زيرا منافقان نافرمانانند. وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ خدا به مردان منافق و زنان منافق و کافران وعده آتش جهنم داده است در آن جاودانه اند همين برايشان بس است لعنت خدا بر آنها باد و به عذابي پايدار گرفتار خواهند شد.
(67) خداوند متعال میفرماید: (﴿ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖ﴾) مردان منافق و زنان منافق از همدیگرند، و چون آنها در نفاق مشترکاند، در اینکه برخی از آنان برخی دیگر را به دوستی بگیرند، مشترک میباشند. و این بیانگر آن است که مؤمنان باید دوستی خود را با آنها قطع نمایند. سپس صفت مشترک همۀ منافقان را بیان کرد و فرمود: (﴿يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ﴾) به کار زشت که کفر و فسق و گناه است، فرمان میدهند، (﴿وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) و [مردم را] از کار خوب که ایمان و اخلاق خوب و اعمال صالح و آداب نیکو است، باز میدارند، (﴿وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡ﴾) و دستهایشان را از صدقه و بخشش و احسان بسته میدارند. پس خداوند آنها را به بخل توصیف نموده است. (﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ﴾) خدا را فراموش کرده اند و او را جز اندکی یاد نمیکنند، (﴿فَنَسِيَهُمۡ﴾) پس خداوند [هم] آنها را فراموش نموده و رحمت خویش را از آنان دریغ داشته، و به آنان توفیق خیر نمیدهد و آنان را وارد بهشت نمیکند، بلکه آنان را در پایینترین طبقۀ جهنم باقی میگذارد، و در آن برای همیشه میمانند. (﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) بیگمان منافقان فاسقاند. «فسق» را در آنان منحصر گرداند؛ زیرا فسق آنان از فسق دیگران بزرگتر است، به دلیل اینکه عذاب آنان از عذاب دیگران شدیدتر میباشد، و همانا [خداوند] مؤمنان را به وسیلۀ آنان مورد آزمایش قرار داد؛ زیرا منافقان در میان آنان زندگی میکردند، و پرهیز از آنان امری سخت و دشوار است.
(68) (﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ هِيَ حَسۡبُهُمۡۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ﴾) خداوند مردان منافق و زنان منافق و کافران را به آتش جهنم وعده داده است که در آن جاودانه میمانند، و جهنم برایشان بس است. وخداوند آنان را نفرین کرده و از رحمت خویش بهدور داشته است، و دارای عذاب همیشگی خواهند بود. منافقان و کافران در آتش جهنم در کنار هم قرار دارند، و لعنت و جاودانگیِ در جهنم برای آنان است؛ چون آنها در دنیا بر کفر و دشمنی با خدا و پیامبرش، و کفر ورزیدن به آیات خدا، متحد و یکپارچه بودند.
9:69–70Страница 198
كَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ كَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنكُمۡ قُوَّةٗ وَأَكۡثَرَ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا فَٱسۡتَمۡتَعُواْ بِخَلَٰقِهِمۡ فَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِخَلَٰقِكُمۡ كَمَا ٱسۡتَمۡتَعَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُم بِخَلَٰقِهِمۡ وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاْۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ٦٩
Они подобны тем, которые жили до вас. Они превосходили вас силой, и у них было больше имущества и детей. Они насладились своей долей. Вы тоже насладились своей долей, подобно вашим предшественникам. Вы погружались в словоблудие, подобно им. Их деяния тщетны как в этом мире, так и в Последней жизни. Они являются потерпевшими убыток.
أَلَمۡ يَأۡتِهِمۡ نَبَأُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِۚ أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ ٧٠
Разве до них не дошли рассказы о тех, кто жил до них: народе Нуха (Ноя), адитах, самудянах, народе Ибрахима (Авраама), жителях Мадьяна и опрокинутых селений (селений народа Лута)? Посланники приходили к ним с ясными знамениями. Аллах не был несправедлив к ним - они сами поступали несправедливо по отношению к себе.
كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ همانند کساني که پيش از شما بودند ، با نيروي بيشتر و دارايي و، فرزندان بيشتر ايشان از نصيب خويش بهره مند شدند شما نيز از نصيب خويش بهره مند شده ايد ، همچنان که کساني که پيش از شما بوده اند ، از نصيب خويش بهره مند شده بودند شما سخنان ناپسند گفتيد ، همچنان که ايشان سخن ناپسند مي گفتند اعمال آنان در دنيا و آخرت ناچيز گرديد و زيانمند شدند. أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آيا خبر کساني که پيش از آنها بوده اند چون قوم نوح و عاد و ثمود و، قوم ابراهيم و اصحاب مدين و مؤتفکه را نشنيده اند که پيامبرانشان با نشانه هاي آشکار بر آنها مبعوث شدند ? خدا به آنها ستم نمي کرد ، آنان خود برخود ستم مي کردند.
(69 - 70) خداوند متعال منافقان را از عذابهایی که به امتهای تکذیبکننده رسیده است، برحذر داشته و میفرماید: (﴿قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِ﴾) قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و روستاهای زیر و رو شدۀ قوم لوط، همۀ اینها (﴿أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با حق واضح وآشکار نزدشان آمدند، اما آنان را تکذیب کردند و در نتیجه به سرانجامی گرفتار شدند که خداوند برای ما تعریف نموده است. پس اعمال شما به اعمال آنان شبیه است. (﴿فَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِخَلَٰقِكُمۡ﴾) و شما هم از نصیب خود در دنیا بهره مند شدید، و آن را در قالب لذت و شهوت بهدست آوردید، و این نعمتها را در جهت جلب رضای خدا بهکار نبردید، بلکه آن را در راه نافرمانی خدا صرف نمودید، و همت و ارادۀ شما فقط مصروف خوشگذرانی و لهو و لعب شد، همانطور کسانی که پیش از شما بودند، چنین کردند. (﴿وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاۡ﴾) و شما در باطل و دروغ فرو رفتید، و در این زمینه به مجادله پرداختید تا حق را در هم شکسته و نابود کنید. پس این بود کردار و دانش آنها؛ بهره مندی از لذایذ دنیا، و فرو رفتن در باطل. بنابراین سزاوار عقوبت و هلاکتی شدند که کسانی که پیش از آنها بودند و کارهایی مانند کارهای آنان انجام دادند، سزاوار آن گردیدند . و اما مؤمنان ـ که از بهره و نعمتهای دنیا بهرهمند میشوند ـ این نعمتها را در مسیر طاعت خدا بهکار میگیرند؛ و دانش آنان، دانش پیامبران است و آن رسیدن به یقین در تمامی خواستههای عالی، و استفاده از «مجادلۀ حق» برای نابود کردن باطل است. (﴿فَمَاكَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ﴾) پس خداوند وقتی که عذاب خود را بر آنان فرود آورد، برای این نبود که بر آنان ستم کند، (﴿وَلَٰكِن كَانُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم کردند، و به خود جرأت دادند که مرتکب گناهان شوند. و از پیامبران سرپیچی کردند و از فرمان هر سرکش کینهتوزی اطاعت نمودند.
9:71–72Страница 198
وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَيُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ ٧١
Верующие мужчины и женщины являются помощниками и друзьями друг другу. Они велят совершать одобряемое и запрещают предосудительное, совершают намаз, выплачивают закят, повинуются Аллаху и Его Посланнику. Аллах смилостивится над ними. Воистину, Аллах - Могущественный, Мудрый.
وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖۚ وَرِضۡوَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ أَكۡبَرُۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ ٧٢
Аллах обещал верующим мужчинам и женщинам Райские сады, в которых текут реки и в которых они пребудут вечно, а также прекрасные жилища в садах Эдема. Но довольство Аллаха будет превыше этого. Это и есть великое преуспеяние.
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ؛ مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يکديگرند به نيکي فرمان مي دهند و از، ناشايست باز مي دارند ، و نماز مي گزارند و زکات مي دهند و از خدا و پيامبرش فرمانبرداري مي کنند خدا اينان را رحمت خواهد کرد ، خدا پيروزمند و حکيم است. وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايي را وعده داده است که جويها درآن جاري است ، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه هايي نيکو در بهشت جاويد ولي خشنودي خدا از همه برتر است که پيروزي بزرگ ، خشنودي خداوند است.
(71) وقتی بیان کرد که منافقان از یکدیگرند، بیان داشت مؤمنان نیز دوستان یکدیگرند، و آنها را به ضد آنچه که منافقان را بهآن توصیف کرده بود، توصیف نمود، و فرمود: (﴿وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ﴾) و مردان و زنان مؤمن، (﴿بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖ﴾) دوستان و یاوران یکدیگرند. (﴿يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) به کار خوب فرمان میدهند. «معروف» اسم جامعی است که همۀ عقاید نیکو و کارهای شایسته و اخلاق والا را در بر میگیرد. و آنان قبل از همه خویشتن را به معروف امر میکنند. (﴿وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾) و از کار زشت باز میدارند. «منکر» هر آن چیزی است که با معروف مخالف و متضاد باشد ، از قبیل: عقاید باطل و کارهای زشت و ناشایست و اخلاق نادرست و بد. (﴿وَيُطِيعُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾) و همواره به اطاعت از خدا و پیامبرش پایبند هستند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ سَيَرۡحَمُهُمُ ٱللَّهُ﴾) ایشان کسانی هستند که خداوند رحمت خود را شامل حال آنان مینماید و آنان را مشمول احسان خویش میگرداند. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾) بیگمان خداوند قوی و نیرومند است و قدرت و تواناییاش آمیخته با حکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد، خداوندی که بر «خلق» و «امر»[ش] ستایش میشود.
(72) سپس پاداشی را که خداوند برای آنها آماده نموده است، بیان کرد و فرمود: (﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾) خداوند بهشت را به مردان و زنان مؤمن وعده داده است که در زیر آن جویبارها روان است؛ هر شادی و نعمتی را در بر دارد، و از هر رنج و اندوهی خالی و به دور است ، و از زیر قصرها و خانهها و درختان آن، جویبارهای پر آب روان است و باغهای زیبا را آبیاری مینماید ، باغهایی که خیرات و برکات آن را جز خداوند نمیداند. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) در آن جاودانه میمانند و به جای آن چیزی دیگر را نمیجویند، (﴿وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖ﴾) و نیز مسکنهای پاکی در بهشت جاویدان به آنان وعده داده است که آراسته گشته، و برای بندگان پرهیزگار خدا آماده شدهاند؛ خانههایی که دیدن آن و سکونت و خوابیدن در آن بسسیار لذت بخش است، و به وسایلی بسیار مدرن تجهیز شدهاند که آرزوکنندگان بالاتر از آن را نمیتوانند آرزو نمایند. تا جایی که خداوند برای آنها اتاقهایی در نهایت صفا و جمال تهیه نموده است که بیرونش از داخلش دیده میشود، و داخلش از بیرونش. انسان در این مسکنهای شیک و زیبا، آرام میگیرد و دلها و ارواح شیفته و مشتاق آن میشوند؛ زیرا این مسکنها در باغهای بهشت جاویدان قرار دارد که از آن به جایی دیگر برده نمیشود. (﴿وَرِضۡوَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾) و خشنودی خداوند برای اهل بهشت، از نعمتهایی که آنان در آن به سر میبرند، بسی بزرگتر است؛ زیرا نعمتهای آنان، جز با دیدن پروردگارشان و خشنودی خداوند گوارا و لذت بخش نمیگردد؛ زیرا رؤیت و خشنودی خداوند، بزرگترین هدفی است که عبادت کنندگان قصد آن را دارند، و خط پایانی است که دوستداران برای رسیدن به آن تلاش مینمایند. پس خشنودی پروردگارِ آسمانها و زمین، از نعمتها و باغهای بهشت بزرگتر است. (﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾) این همان پیروزی بزرگ است؛ چرا که آنان به هر امر مطلوبی دست یافتهاند، و هر امر ناگواری از آنان دور شده است ، و همۀ کارهایشان زیبا و گوارا و فرح بخش گشته است. از خداوند میخواهیم که با کرم و احسان خویش، ما را از زمرۀ آنان بگرداند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии