Ас-СаадиАт‑Тавба · 9:73–87

Ас-Саади · Тафсир · на персидском

Ат-Тавба 9:73–87

9:73–74Страница 199

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ ٧٣

О Пророк! Борись с неверующими и лицемерами и будь суров к ним. Их пристанищем будет Геенна. Как же скверно это место прибытия!

يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدۡ قَالُواْ كَلِمَةَ ٱلۡكُفۡرِ وَكَفَرُواْ بَعۡدَ إِسۡلَٰمِهِمۡ وَهَمُّواْ بِمَا لَمۡ يَنَالُواْۚ وَمَا نَقَمُوٓاْ إِلَّآ أَنۡ أَغۡنَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ مِن فَضۡلِهِۦۚ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيۡرٗا لَّهُمۡۖ وَإِن يَتَوَلَّوۡاْ يُعَذِّبۡهُمُ ٱللَّهُ عَذَابًا أَلِيمٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَمَا لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ ٧٤

Они клянутся Аллахом, что ничего не говорили, а ведь они произнесли слово неверия и стали неверующими после того, как обратились в ислам. Они задумали совершить то, что им не удалось совершить. Они мстят только за то, что Аллах и Его Посланник обогатили их из Его щедрот. Если они раскаются, то так будет лучше для них. А если они отвернутся, то Аллах подвергнет их мучительным страданиям в этом мире и в Последней жизни. Нет у них на земле ни покровителя, ни помощника.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ؛ اي پيامبر ، با کافران و منافقان بجنگ و با آنان به شدت رفتار کن ،، جايگاهشان جهنم است که بد سرانجامي است. يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ؛ به خدا سوگند مي خورند که نگفته اند ، ولي کلمه کفر را بر زبان رانده ، اند و پس از آنکه اسلام آورده بودند کافر شده اند و قصد کاري کردند ، اما بدان نايل نشدند عيبجوييشان از آن روست که خدا و پيامبرش از غنايم بي نيازشان کردند پس اگر توبه کنند خيرشان در آن است ، و اگر رويگردان شوند خدا به عذاب دردناکي در دنيا و آخرت معذبشان خواهد کرد و آنهارا در روي زمين نه دوستداري خواهد بود و نه مددکاري.

(73) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾) ای پیامبر! در جهاد کردن با کافران و منافقان مبالغه کن. (﴿وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡ﴾) و هرجا که اقتضا نمود، بر آنان فشار بیاور و بر آنان سخت بگیر. این شامل جهاد با دست و دلیل و زبان است، پس هرکس از آنان به وسیلۀ جنگ و کارزار با مؤمنان مبارزه کرد، باید با دست و زبان و شمشیر با او جهاد کرد. و هرکس در برابر اسلام سر تسلیم فرود آورد به گونه‌ای که تحت سرپرستی آنها قرار گرفت، یا پیمان منعقد کرد، با دلیل و برهان با او جهاد می‌شود؛ خوبی‌های اسلام برای او بیان شده، و بدی‌های شرک و ناسپاسی برای او تبیین می‌گردد ، و این رفتاری است که در دنیا با آنها انجام می‌شود. (﴿وَ﴾) و اما در آخرت، (﴿وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ﴾) جایگاهشان جهنم است که از آن بیرون نمی‌روند، (﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و چه بد جایگاهی است!

(74) (﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ مَا قَالُواۡ وَلَقَدۡ قَالُواۡ كَلِمَةَ ٱلۡكُفۡرِ﴾) منافقان به خدا سوگند می‌خورند که [سخن باطل] نگفته‌اند درحالی که قطعاً سخن کفر را گفته‌اند. مانند سخن کسی از آنها که گفت:﴿لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّ﴾ کسانی که با عزت‌ترند آن که را که ذلیل‌تر است، از مدینه بیرون خواهند کرد. و مانند سخنانی که در زمینه تمسخر به دین و به پیامبر بر زبان آوردند، و چون به آنها اطلاع ‌رسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم از سخن آنان آگاه شده است، پیش پیامبر آمده و سوگند ‌خوردند که این را نگفته‌اند. خداوند متعال آنها را تکذیب نموده و می‌فرماید: (﴿وَلَقَدۡ قَالُواۡ كَلِمَةَ ٱلۡكُفۡرِ وَكَفَرُواۡ بَعۡدَ إِسۡلَٰمِهِمۡ﴾) قطعا سخن کفر را گفته و پس از اسلامشان کافر گشته‌اند. پس اسلام آوردنِ گذشتۀ آنها گرچه ظاهراً آنان را از دایرۀ کفر بیرون کرده است، اما سخن اخیرشان اسلامشان را نقض کرده و در کفر داخل می‌نماید. (﴿وَهَمُّواۡ بِمَا لَمۡ يَنَالُواۡ﴾) و قصد انجام کاری را کردند که به آن نرسیدند. وآن هنگامی‌بود که در جنگ تبوک قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه وسلم را کردند. خداوند پیامبر را از کار آنها آگاه ساخت، و رسول خدا به کسی دستور داد که آنها را از انجام کاری که ارادۀ آن را داشتند، باز دارد. (﴿وَ﴾) حال آنکه، (﴿وَمَا نَقَمُوٓاۡ﴾) آنها از پیامبر صلی الله علیه وسلم انتقاد نمی‌کردند، (﴿إِلَّآ أَنۡ أَغۡنَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) مگر از آن روی که خداوند و پیامبرش آنان را از فضل خود توانگر ساختند، بعد از اینکه فقیر و تنگدست بودند. و این چیز بسیار عجیبی است که آنها به کسی توهین کنند که سبب بیرون آوردن آنها از تاریکی‌ها به سوی نور بود، و آنان را پس از فقر وتنگدستی توانگر ساخت. آیا شایسته نبود که وی را تعظیم نمایند و به او ایمان بیاورند و او را احترام کنند؟! پس انگیزۀ دینی و انگیزۀ انسانی با هم جمع شدند. سپس خداوند توبه را به آنان عرضه نمود و فرمود: (﴿فَإِن يَتُوبُواۡ يَكُ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾) پس اگر توبه کنند، برایشان بهتر است؛ زیرا توبه، اساس سعادت دنیا و آخرت است.(﴿وَإِن يَتَوَلَّوۡا﴾) و اگر از توبه روی بگردانند، (﴿يُعَذِّبۡهُمُ ٱللَّهُ عَذَابًا أَلِيمٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ﴾) خداوند آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک گرفتار می‌نماید؛ عذاب آنان در دنیا از این طریق است که خدا دینش را پیروز می‌گرداند و آنان از این رهگذر دچار غم و اندوه می‌گردند، نیز به واسطۀ اینکه خداوند، پیامبرش را تایید و یاری می‌نماید، غمگین می‌گردند. همچنین از اینکه به خواسته‌ها و اهدافشان نمی‌رسند، در دنیا عذاب می‌بینند. و عذاب آنان در آخرت این است که در آتش برافروخته ماندگار می‌شوند. (﴿وَمَا لَهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن وَلِيّٖ﴾) و آنان در روی زمین هیچ کارساز و یاوری ندارند که مصالحشان را تأمین کند، (﴿وَلَا نَصِيرٖ﴾) و مددکاری ندارند که امر ناگوار را از آنان دور نماید. و هنگامی‌که از ولایت و کارسازی خداوند محروم شوند، به انواع بدی و زیان و بدبختی گرفتار می‌گردند.

9:75–78Страница 199

۞ وَمِنۡهُم مَّنۡ عَٰهَدَ ٱللَّهَ لَئِنۡ ءَاتَىٰنَا مِن فَضۡلِهِۦ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ٧٥

Среди них есть такие, которые обещали Аллаху: «Если Он одарит нас из Своих щедрот, то мы непременно станем раздавать милостыню и будем одними из праведников».

فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُم مِّن فَضۡلِهِۦ بَخِلُواْ بِهِۦ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعۡرِضُونَ ٧٦

Когда же Он одарил их из Своих щедрот, они стали скупиться и отвернулись с отвращением.

فَأَعۡقَبَهُمۡ نِفَاقٗا فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ يَلۡقَوۡنَهُۥ بِمَآ أَخۡلَفُواْ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ ٧٧

Он наказал их, вселив в их сердца лицемерие до того дня, когда они встретятся с Ним, за то, что они нарушили данное Аллаху обещание, и за то, что они лгали.

أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ ٧٨

Разве они не знали, что Аллаху известны их секреты и тайные беседы и что Аллах является Ведающим сокровенное?

وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ؛ بعضي از آنها با خدا پيمان بستند که اگر از فضل خود مالي نصيبمان کند ،زکات مي دهيم و در زمره صالحان در مي آييم. فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ؛ چون خدا از فضل خود مالي نصيبشان کرد ، بخل ورزيدند و به اعراض بازگشتند. فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ؛ و از آن پس تا روزي که همراه با آن خلف وعده با خدا و آن دروغها که ، مي گفتند با او ملاقات کنند ، دلهايشان را جاي نفاق ساخت. أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ؛ آيا نمي دانند که خدا راز دل ايشان را مي داند و از پچ پچ کردنشان آگاه است ? زيرا اوست که داناي نهانهاست.

(75) از میان این منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بسته‌اند، (﴿لَئِنۡ ءَاتَىٰنَا مِن فَضۡلِهِۦ﴾) که اگر خداوند از فضل خویش، از نعمت‌های دنیا به ما بدهد و آن را برای ما گسترده و فراوان نماید، (﴿لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) حتماً صدقه می‌دهیم و از زمرۀ شایستگان خواهیم بود. پس پیوند خویشاندی را برقرار می‌سازیم و مهمان نوازی می‌کنیم و درماندگان را یاری کرده وکارهای خوب و شایسته انجام می‌دهیم.

(76) (﴿فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُم مِّن فَضۡلِهِۦ﴾) اما هنگامی که خداوند از فضل خویش به آنان بخشید، به آنچه گفته بودند، وفا نکردند. بلکه (﴿بَخِلُواۡ بِهِۦ وَتَوَلَّواۡ﴾) بخل ورزیدند و از اطاعت و فرمانبرداری روی گرداندند، (﴿وَّهُم مُّعۡرِضُونَ﴾) درحالی که به خیر توجهی نمی‌کردند.

(77) و چون به آنچه به خدا وعده داده بودند، وفا نکردند؛ خداوند آنها را مجازات کرد، (﴿فَأَعۡقَبَهُمۡ نِفَاقٗا فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ يَلۡقَوۡنَهُۥ بِمَآ أَخۡلَفُواۡ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواۡ يَكۡذِبُونَ﴾) پس به سزای آنکه با خداوند خلاف وعده کردند و به کیفر آنکه دروغ می‌گفتند، خداوند نیز تا روزی که او را ملاقات می‌کنند، نفاق را در دل‌هایشان پایدار ساخت. پس مؤمن باید از این صفت زشت بپرهیزد، و نباید با پروردگارش وعده کند که اگر فلان منظورش را حاصل نماید، چنین خواهد کرد؛ و پس از اینکه منظورش محقق شد، به آن وفا نکند؛ زیرا ممکن است خداوند او را به وسیلۀ نفاق مجازات نماید، همان‌طور که ایشان را مجازات کرد. و پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیثی که در صحیحین آمده است، می‌فرماید:(آیَةُ المُنَافِقِ ثَلَاثٌ إذَا حَدَّثَکَذبَ وإذَا عَاهَد غَدَرَ وَإذَا وَعَدَ أخلَفَ)«نشانۀ منافق سه چیز است؛ هرگاه سخن بگوید دروغ می‌گوید؛ و چون پیمان ببندد، پیمان را می‌شکند؛ و چون وعده نماید، خلاف می‌کند.» پس این منافق که به خدا وعده داد و با او پیمان بست که اگر وی را از فضل خویش بهره‌مند سازد، صدقه خواهد کرد، و از صالحان و شایستگان خواهد شد، دروغ گفت و پیمان بست و آن را شکست، و وعده کرد و خلاف آن عمل نمود.

(78) بنابراین خداوند متعال کسانی را که این کار از آنان سرزده است، مورد تهدید قرار داده و می‌فرماید: (﴿أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ﴾) آیا ندانسته‌اند که خداوند نهان و اسرارشان را می‌داند، و خداوند از نهان‌ها و پنهانی‌ها بس آگاه است، و آنان را بر کارهایی که کرده‌اند، مجازات خواهد کرد؟! این آیات در مورد مردی از منافقان نازل شد که اسمش ثعلبه بود. او نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و از ایشان خواست تا برایش دعا کند که خداوند از فضل خویش به او بدهد وگفت:«اگر خداوند به او مال بدهد، حتماً صدقه خواهد داد، و پیوند خویشاوندی را برقرار خواهد نمود، و در مصیبت‌ها مردم را یاری خواهد کرد.» پس پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش دعا کرد. او گوسفندانی داشت و روز به روز رشد کردند و زیاد شدند تا اینکه مجبور شد گوسفندان خود را از مدینه بیرون ببرد، به گونه‌ای که فقط برخی از نمازهای پنجگانه را پشت سر پیامبر می‌خواند، سپس دورتر رفت و جز روزهای جمعه به نماز نمی‌آمد. سپس گوسفندانش بیشتر شده وآنها را دورتر برد و دیگر نه به نماز جماعت می‌آمد و نه در نماز جمعه شرکت می‌کرد. پیامبر صلی الله علیه وسلم او را نیافت، اما وی را از حالتش آگاه ساختند. پس کسی را فرستاد که زکات را از صاحبانش بگیرد. گردآورندگان زکات، نزد ثعلبه رفتند و از او خواستند تا زکات را بدهد. ثعلبه گفت: چیزی که شما از من می‌خواهید، جزیه است، و زکات را به آنان نداد. آنها برگشتند و پیامبر صلی الله علیه وسلم را از ماجرا با خبر کردند، پس فرمود: وای بر ثعلبه! «سه بار.» وقتی این آیه در مورد او و امثالش نازل شد، یکی از افراد خانواده‌اش پیش او رفت و این آیه را به اطلاع او رسانید، و او زکات خود را آورد و پیامبر صلی الله علیه وسلم آن را نپذیرفت. پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم زکات را پیش ابوبکر آورد، و ابوبکر نیز آن را نپذیرفت. و بعداز ابوبکر زکات را پیش عمر آورد، و عمر هم آن را نپذیرفت. پس گفته می‌شود که او در زمان عثمان هلاک شد[تعداد زیادی از علمای حدیث، این حدیث را ضعیف دانسته‌اند. «و»..].

9:79–80Страница 199

ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ٧٩

Они поносят тех, кто раздает добровольные пожертвования, и тех, кто с трудом находит средства для пожертвований. Они глумятся над ними, а Аллах поглумится над ними. Им уготованы мучительные страдания.

ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ أَوۡ لَا تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ إِن تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ سَبۡعِينَ مَرَّةٗ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ ٨٠

Будешь ли ты просить прощения для них или не будешь делать этого, Аллах все равно не простит их, даже если ты попросишь для них прощения семьдесят раз, ибо они не уверовали в Аллаха и Его Посланника. Аллах не ведет прямым путем нечестивых людей.

الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ خداوند به استهزا مي گيرد کساني را که بر مؤمناني که به رغبت صدقه مي دهند و بيش از استطاعت خويش چيزي نمي يابند ، عيب مي گيرند و مسخره شان مي کنند و ايشان را عذابي دردآور است. اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ؛ مي خواهي برايشان آمرزش بخواه مي خواهي آمرزش نخواه ، اگر هفتاد بار هم ، برايشان آمرزش بخواهي خدايشان نخواهد آمرزيد ، زيرا به خدا و پيامبرش ايمان ندارند و خدا مردم نافرمان را هدايت نمي کند.

(79) این هم از رسوایی‌های منافقان است. آنان ـ خداوند رسوایشان بگرداند ـ در رابطه با همۀ امور اسلام و مسلمین، از روی سرکشی و دشمنی سخن می‌گفتند و از آن ایراد می‌گرفتند. و هنگامی که خداوند پیامبرش را به صدقه دادن تشویق کرد، مسلمین به این کار شتافتند و هر یک به اندازۀ توانش اموال خود را صدقه داد. برخی زیاد صدقه می‌دادند و برخی کم. منافقان آنان را که زیاد صدقه می‌دادند، مورد انتقاد قرار داده و می‌گفتند: هدفشان ریا و شهرت طلبی است. و به مسلمانان فقیری که کم صدقه می‌دادند، می‌گفتند: خداوند به صدقۀ آنان نیازی ندارد. پس خداوند نازل کرد: (﴿ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ﴾) کسانی که مؤمنانی را که مشتاقانه و بیش از اندازه به صدقات و خیرات می‌پردازند، مورد عیب‌جویی و تمسخر قرار داده و می‌گویند: اینها ریاکارند و منظورشان فخر فروشی و ریا است، (﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ﴾) و از کسانی که [در انفاق و صدقه ‌دادن] جز به‌اندازۀ توانشان نمی‌یابند، عیب می‌گیرند و می‌گویند: خداوند از صدقه‌هایشان بی‌نیاز است، (﴿فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ ﴾) و آنان را به تمسخر می‌گیرند. پس خداوند هم بر مبنای کارهایی که انجام داده بودند، با آنان مقابله کرد، به این صورت که (﴿سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾) خداوند ایشان‌را مورد تمسخر قرار می‌دهد و عذاب دردناکی دارند؛ زیرا آنان در این سخنشان، چند امر محذور وممنوع‌را مرتکب شدند: 1- تتبع عورات مؤمنان، و اینکه به دنبال بهانه‌ای بودند تا در مورد آنان سخن بگویند، حال آنکه خداوند می‌فرماید:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلۡفَٰحِشَةُ فِي ٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾ همانا کسانی که دوست ‌دارند زشتی بین مؤمنان شایع گردد، عذاب دردناکی دارند. 2- از روی کفر ورزیدن به خدا و نفرت از دین، به مؤمنان ـ به خاطر ایمانشان ـ طعنه می‌زدند. 3- عیب جویی، اگر در امور و کارهای دنیا از کسی عیب گرفته شود، از گناهان بزرگ محسوب می‌گردد، و اما عیب گرفتن در امر عبادت، بسیار زشت‌تر است. 4- کسی که از خداوند اطاعت نماید و کار خیر را مشتاقانه انجام دهد، سزاوارتر است که بر این کارش تشویق شود. اما منافقان با سخنانی که در مورد آنها می‌گفتند و عیبی که از آنها می‌گرفتند، می‌خواستند آنان را از انجام کار خیر باز بدارند. 5- حکم کردن آنها در مورد کسی که مال زیادی انفاق می‌کرد به اینکه او ریاکار است، اشتباهی بزرگ و حکم کردن بر غیب و حدس و گمان است. و چه شری بزرگ‌تر از این وجود دارد؟! 6- آنها به کسی که مال کمی را صدقه می‌داد، می‌گفتند:«خداوند نیازی به صدقۀ او ندارد.» ومعلوم است که این سخن باطل است؛ زیرا خداوند نه به صدقۀ زیاد نیاز دارد، و نه به صدقۀ کم، بلکه او از اهل آسمان‌ها و زمین بی‌نیاز است؛ اما بندگان را به چیزی دستور داده است که خودشان بدان نیاز دارند.و ـ گرچه خدا از آنان بی‌نیاز است اما ـ آنان به خداوند نیازمندند. ﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ﴾ پس هرکس به اندازۀ ذره ای کار خیر انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند . و بسیار واضح است که آنان با ایراد چنین سخنانی، می‌خواستند مردم را از انجام کار خیر بازدارند. بنابراین سزایشان این است که خداوند آنان را مورد تمسخر قرار دهد، و عذابی دردناک درپیش داشته باشند.

(80) (﴿ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ أَوۡ لَا تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ إِن تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ سَبۡعِينَ مَرَّةٗ﴾) چه برای آنان آمرزش بخواهی و چه آمرزش نخواهی [برابراست، حتی] اگر هفتاد بار برای آنان آمرزش بخواهی. منظور از هفتاد بار، کثرت و مبالغه است. (﴿فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ﴾) هرگز خداوند آنها را نمی‌آمرزد. همان‌طور که در آیه ای دیگر فرموده است:﴿سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ أَسۡتَغۡفَرۡتَ لَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ لَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ﴾ بر [ای] آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی و چه آمرزش نخواهی، خداوند هرگز آنان را نمی‌آمرزد. سپس خداوند سببی را که مانع آمرزش خداوند است، بیان کرد و فرمود: (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَفَرُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۗ﴾) این بدان سبب است که آنها به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند، و تا زمانی که کافرند، آمرزش خواستن برای آنان سودی ندارد، نیز اعمال صالح به آنان فایده‌ای نمی‌رساند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾) و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند. همان کسانی که فسق و نافرمانی تبدیل به صفت آنها شده است، به صورتی که جز آن را انتخاب نمی‌کنند، و به جای آن چیزی دیگر را نمی‌جویند. به‌گونه‌ای که حقِ روشن و آشکار پیش آنها می‌آید، اما آن را رد می‌کنند. پس خداوند به کیفر این کارشان آنان را به پذیرش حق توفیق نمی‌دهد.

9:81–83Страница 200

فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ وَكَرِهُوٓاْ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِي ٱلۡحَرِّۗ قُلۡ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّٗاۚ لَّوۡ كَانُواْ يَفۡقَهُونَ ٨١

Оставшиеся позади (не принявшиеся участие в походе на Табук) радовались тому, что они остались позади Посланника Аллаха. Им было ненавистно сражаться своим имуществом и своими душами на пути Аллаха, и они говорили: «Не отправляйтесь в поход в такую жару». Скажи: «Огонь Геенны еще жарче!». Если бы они только понимали!

فَلۡيَضۡحَكُواْ قَلِيلٗا وَلۡيَبۡكُواْ كَثِيرٗا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٨٢

Пусть они мало смеются и много плачут в воздаяние за то, что они приобретали!

فَإِن رَّجَعَكَ ٱللَّهُ إِلَىٰ طَآئِفَةٖ مِّنۡهُمۡ فَٱسۡتَـٔۡذَنُوكَ لِلۡخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخۡرُجُواْ مَعِيَ أَبَدٗا وَلَن تُقَٰتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّاۖ إِنَّكُمۡ رَضِيتُم بِٱلۡقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٖ فَٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡخَٰلِفِينَ ٨٣

Если Аллах возвратит тебя к некоторым из них, и они попросят у тебя дозволения отправиться в поход, то скажи: «Вы никогда не отправитесь со мной в поход и никогда не будете сражаться вместе со мной против врага. Вы были довольны тем, что отсиделись в первый раз. Посему отсиживайтесь вместе с теми, кто остается».

فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ؛ آنان که در خانه نشسته اند و از همراهي با رسول خدا تخلف ورزيده اند، خوشحالند جهاد با مال و جان خويش را ، در راه خدا ، ناخوش شمردند و گفتند : در هواي گرم به جنگ نرويد اگر مي فهمند بگو : گرماي آتش جهنم بيشتر است. فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ به سزاي اعمالي که انجام داده اند بايد که اندک بخندند و فراوان بگريند. فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِينَ ؛ اگر خدا تو را از جنگ باز گردانيد و با گروهي از ايشان ديدار کردي و ازتو خواستند که براي جنگ ديگر بيرون آيند ، بگو : شما هرگز با من به جنگ بيرون نخواهيد شد و همراه من با هيچ دشمني نبرد نخواهيد کرد ، زيرا شمااز نخست به نشستن در خانه خشنود بوده ايد پس اکنون هم با آنان که ازفرمان تخلف کرده اند در خانه بمانيد.

(81) خداوند متعال با بیان افتخار و شادی کردن منافقان به اینکه در جنگ شرکت نکرده‌اند، و با بیان بی توجهی آنها به این کار که بر نداشتن ایمان و ترجیح دادن کفر دلالت می‌کند، می‌فرماید: (﴿فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ﴾) واپس ماندگان از اینکه پس از بیرون رفتن پیامبر خدا در خانه‌هایشان نشسته‌اند، شادمان هستند، و این گناهی افزون بر شرکت نکردن آنان در جنگ است؛ زیرا باز ماندن و نرفتن به جنگ حرام است، و خشنودی آنان به انجام گناه و بالیدن به آن، گناهی دیگر است. (﴿وَكَرِهُوٓاۡ أَن يُجَٰهِدُواۡ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) و ناخوش داشتند و نمی‌پسندیدند که با اموال و جان‌هایشان در راه خدا جهاد کنند. بر خلاف مؤمنان که وقتی از شرکت در جنگ باز می‌ماندند – حتی اگر عذری هم داشتند – به خاطر نرفتن و باز ماندن خود، غمگین و به شدت متأسف می‌شدند. و مؤمنان دوست داشتند با مال وجانشان در راه خدا جهاد کنند، و این به خاطر ایمانی است که در دل‌هایشان است و اینکه به فضل و بخشش خداوند امید دارند. (﴿وَقَالُواۡ﴾) و منافقان گفتند: (﴿لَا تَنفِرُواۡ فِي ٱلۡحَرِّ﴾) در گرما حرکت نکنید؛ یعنی گفتند: حرکت کردن برای جهاد، به خاطر گرمی هوا برای ما دشوار است. پس آنان آسایش کوتاه را بر راحتی همیشگی مقدم داشتند، و از گرمایی خود را به دور داشتند که می‌توان با استفاده از سایه، خود را از آن در امان داشت، گرمایی که صبحگاه و شامگاه، آن را از بین می‌برد. اما خود را در معرض گرمای سختی قرار دادند که قابل سنجش نیست، و آن آتش گرم جهنم است. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّٗاۚ لَّوۡ كَانُواۡ يَفۡقَهُونَ﴾) بگو: آتش جهنم بسیار گرم‌تر و سوزان‌تر است. [و] اگر می‌فهمیدند، آنچه را که از بین می‌رود، برآنچه که همیشه باقی است، ترجیح نمی‌دادند، و از مشقت و سختیِ پایان یافتنی، به سوی مشقت و دشواری سخت و همیشگی فرار نمی‌کردند.

(82) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَلۡيَضۡحَكُواۡ قَلِيلٗا وَلۡيَبۡكُواۡ كَثِيرٗا﴾) از این دنیای تمام شدنی بهره‌مند شوند و از لذت‌های آن شادمان گردند و با آن خود را سرگرم کنند، اما مطمئن باشند که آنها در عذاب دردناک بسیار گریه خواهند کرد. (﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) به سزای کارهایی که می‌کردند، از قبیل: کفر و نفاق و اطاعت نکردن از دستورات پروردگارشان.

(83) (﴿فَإِن رَّجَعَكَ ٱللَّهُ إِلَىٰ طَآئِفَةٖ مِّنۡهُمۡ﴾) پس اگر خداوند تو را به سوی گروهی از آنان باز گرداند، و آنها کسانی هستند که بدون عذر از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند و بازماندند و بر نرفتن و ماندن خود غمگین نشدند، (﴿فَٱسۡتَ‍ٔۡذَنُوكَ لِلۡخُرُوجِ﴾) و ایشان برای بیرون آمدن برای جنگی دیگر از تو اجازه خواستند، (﴿فَقُل﴾) به کیفر کارهایشان به آنان بگو: (﴿لَّن تَخۡرُجُواۡ مَعِيَ أَبَدٗا وَلَن تُقَٰتِلُواۡ مَعِيَ عَدُوًّا﴾) هرگز با من برای جهاد بیرون نخواهید آمد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید، و به زودی خداوند ما را از شما بی‌نیاز خواهد کرد. (﴿إِنَّكُمۡ رَضِيتُم بِٱلۡقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٖ فَٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡخَٰلِفِينَ﴾) بی‌گمان شما نخستین بار به نشستن خشنود شدید، پس با پس‌ماندگان و خانه‌نشینان بنشینید. و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است:﴿وَنُقَلِّبُ أَفۡ‍ِٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾ و دل‌ها و چشم‌هایشان را دگرگون می‌کنیم همان‌گونه که نخستین بار به آن ایمان نیاوردند؛ زیرا فردی که ـ هرگاه فرصتی برایش پیش آمد ـ از انجام دستور و فرمان تنبلی کند و شرکت نجوید، دیگر توفیق نمی‌یابد و میان او و کاری که بدان دستور داده شده است، موانع زیادی حایل می‌گردند. نیز این نوعی تنبیه و تعزیرِ آنهاست؛ چون وقتی برای مسلمین ثابت شد که این منافقان به خاطر گناه و نافرمانی‌شان، از رفتن به جهاد منع شده‌اند، این سرزنش برای آنان است، و عیب و ننگی علیه آنان به حساب می‌آید، و از این طریق دچار عذاب می‌شوند، و سبب می‌شود که کسی مبادرت به عملی همانند عملِ آنان ننماید.

9:84Страница 200

وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ ٨٤

Никогда не совершай намаз по кому-либо из них и не стой над его могилой, ведь они не уверовали в Аллаха и Его Посланника и умерли нечестивцами.

وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ؛ چون بميرند ، بر هيچ يک از آنان نماز مکن و بر قبرشان مايست اينان به ، خدا و رسولش کافر شده اند و نافرمان مرده اند.

(84) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا﴾) و هرگز بر هیچ مرده‌ای از منافقان نماز مگزار، (﴿وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓ﴾) و بعد از دفن شدن، بر سر قبرش نایست تا برایش دعا کنی؛ زیرا نماز خواندن پیامبر بر آنها و ایستادنش بر قبرهایشان، به منزلۀ شفاعت وی برای آنان است و شفاعت برای آنان سودی ندارد. (﴿إِنَّهُمۡ كَفَرُواۡ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواۡ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾) آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند، و در حالی مردند که از فرمان خدا بیرون رفته بودند. و هر کس کافر باشد و بر کفر بمیرد، شفاعتِ شفاعت‌کنندگان به او سودی نمی‌رساند، و این عبرت و درسی است برای دیگران. همچنین هرکس که دارای کفر و نفاق آشکاری باشد، نباید بر او نماز خوانده ‌شود. و این آیه، دلیلی بر مشروعیت نماز خواندن بر مؤمنان، و ایستادن نزد قبرهایشان جهت دعا کردن برای آنان است، همچنان‌که پیامبر صلی الله علیه وسلم با مؤمنان چنین می‌کرد؛ زیرا مقید کردن نهی به منافقین، بر این دلالت می‌کند که این حکم مخصوص مؤمنان است.

9:85Страница 200

وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ ٨٥

Пусть не восхищают тебя их имущество и дети. Аллах желает только подвергнуть их мучениям имуществом и детьми в этом мире, дабы они расстались со своими душами неверующими.

وَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ اموال و اولادشان به اعجابت نيفکند ، خدا مي خواهد به سبب آنها در دنياعذابشان کند و در عين کفر جان بسپارند.

(85) اموال و فرزندانی که خداوند در دنیا به آنان داده است، تو را شگفت زده نکند؛ این بدان خاطر نیست که ایشان نزد خداوند محترم‌اند، بلکه خداوند این نعمت‌ها را به آنان داده است تا آنان را خوار و رسوا کند. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلدُّنۡيَا﴾) خداوند می‌خواهد آنان را با این نعمت در دنیا عذاب دهد، بنابراین برای به دست آوردن آن خسته می‌شوند، و همواره ترسِ از دست دادن این نعمات، آنان را مضطرب کرده و نمی‌توانند آسوده خاطر از آن لذت ببرند. بلکه همواره در سختی‌ها ومشقت رنج می‌برند، و اموال و فرزندانشان آنان را از یاد خدا و جهان آخرت غافل می‌نماید ، تا جایی که در حالی از دنیا منتقل می‌شوند، (﴿ وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ ﴾) جان‌هایشان بیرون می‌رود که کافر هستند و محبت فرزندان همه چیز را از آنها گرفته است. پس درحال مرگ دل‌هایشان به آنها وابسته بود، و برای آنها می‌سوخت.

9:86–87Страница 200

وَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٌ أَنۡ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَجَٰهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ ٱسۡتَـٔۡذَنَكَ أُوْلُواْ ٱلطَّوۡلِ مِنۡهُمۡ وَقَالُواْ ذَرۡنَا نَكُن مَّعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ ٨٦

Когда была ниспослана сура с повелением уверовать в Аллаха и сражаться вместе с Его Посланником, обладающие богатством среди них стали просить тебя позволить им остаться и сказали: «Оставь нас, мы будем в числе тех, кто остался сидеть».

رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ ٨٧

Они были довольны тем, что оказались среди тех, кто остался позади. Их сердца запечатаны, и они не понимают истины.

وَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَجَاهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ؛ چون سوره اي نازل شد که به خدا ايمان بياوريد و با پيامبرش به جنگ برويد ، توانگرانشان از تو رخصت خواستند و گفتند : ما را بگذار ، تا با آنهايي که بايد در خانه نشينند در خانه بنشينيم. رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَفْقَهُونَ؛ بدان راضي شده اند که قرين خانه نشينان باشند ، بر دلهايشان مهر نهاده ، شده و نمي فهمند.

(86) خداوند متعال با بیان اینکه منافقان همواره در انجام عبادت تنبلی می‌ورزند، و سوره‌ها و آیات در آنان اثر نمی‌گذارد، می‌فرماید: (﴿وَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٌ﴾) و هرگاه سوره‌ای نازل شود که در آن به ایمان آوردن به خدا و جهاد در راه وی دستور داده شوند، (﴿ٱسۡتَ‍ٔۡذَنَكَ أُوۡلُواۡ ٱلطَّوۡلِ مِنۡهُمۡ﴾) توانگران و مالداران و کسانی‌که هیچ عذری ندارند و خداوند آنها را با اموال و فرزندان کمک کرده است، از تو اجازه می‌خواهند. آیا نباید سپاس خدا را به جا بیاورند و او را ستایش کنند و آنچه را که بر آنان واجب نموده و انجام آن را برایشان آسان کرده است، انجام دهند؟! ولی آنان جز اینکه سستی کنند و اجازه بخواهند که به آنان اجازه داده شود تا در خانه بنشینند، چیز دیگری را نپذیرفتند، (﴿وَقَالُواۡ ذَرۡنَا نَكُن مَّعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾) و گفتند: ما را بگذار با خانه‌نشینان باقی بمانیم.

(87) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿رَضُواۡ بِأَن يَكُونُواۡ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ﴾) خشنود شدند به اینکه با زنان خانه نشین باقی بمانند . چگونه برای خود پسندیدند که با زنانِ خانه‌نشین باشند و به جهاد نروند؟! آیا درک و عقلی دارند که آنان را بر این راهنمایی نماید ؟ یا (﴿وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾) بر دل‌هایشان مهر زده شده است، پس دل‌هایشان خیر را در نمی‌یابد و اراده‌ای برای انجام آنچه که مایۀ خیر و رستگاری است، ندارند؟ پس آنان منافع و مصلحت‌های خود را نمی‌فهمند؛ زیرا اگر واقعاً می‌فهمیدند؛ که چنین حالتی مقام و جایگاه مردانگی آنان را پایین می‌آورد، برای خود نمی‌پسندیدند.

Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии

Содержание

Аят аль-Курси36Аль-Кахфстр. 42джуз 15Бухари 1Муслим 2999

Вид

Тема
Размер текста
Вид

Read in English