Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Хиджр 15:57–86
15:57–77Страница 265
قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ ٥٧
Он сказал: «Какова же ваша миссия, о посланцы?».
قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ ٥٨
Они сказали: «Мы посланы к грешным людям.
إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمۡ أَجۡمَعِينَ ٥٩
И только семью Лута (Лота) мы спасем целиком,
إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَآ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٦٠
кроме его жены. Мы решили, что она останется позади».
فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلُونَ ٦١
Когда посланцы пришли к Луту (Лоту),
قَالَ إِنَّكُمۡ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ ٦٢
он сказал: «Воистину, вы - люди незнакомые».
قَالُواْ بَلۡ جِئۡنَٰكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمۡتَرُونَ ٦٣
Они сказали: «Но мы явились к тебе с тем, по поводу чего они препирались.
وَأَتَيۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ ٦٤
Мы принесли тебе истину, и мы говорим правду.
فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ وَٱتَّبِعۡ أَدۡبَٰرَهُمۡ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٞ وَٱمۡضُواْ حَيۡثُ تُؤۡمَرُونَ ٦٥
Среди ночи выведи свою семью и сам иди вслед за ними. И пусть никто из вас не оборачивается. Ступайте туда, куда вам приказано».
وَقَضَيۡنَآ إِلَيۡهِ ذَٰلِكَ ٱلۡأَمۡرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقۡطُوعٞ مُّصۡبِحِينَ ٦٦
Мы объявили ему приговор о том, что к утру все они будут уничтожены.
وَجَآءَ أَهۡلُ ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡتَبۡشِرُونَ ٦٧
Жители города пришли, ликуя.
قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيۡفِي فَلَا تَفۡضَحُونِ ٦٨
Он сказал им: «Это - мои гости, не позорьте же меня.
وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ ٦٩
Побойтесь Аллаха и не унижайте меня».
قَالُوٓاْ أَوَلَمۡ نَنۡهَكَ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٧٠
Они сказали: «Разве мы не запрещали тебе укрывать людей?».
قَالَ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِيٓ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ ٧١
Он сказал: «Вот мои дочери, если вы хотите этого».
لَعَمۡرُكَ إِنَّهُمۡ لَفِي سَكۡرَتِهِمۡ يَعۡمَهُونَ ٧٢
Клянусь твоей жизнью! Они слепо блуждали, опьяненные.
فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُشۡرِقِينَ ٧٣
А на восходе солнца их поразил вопль.
فَجَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٍ ٧٤
Мы перевернули город вверх дном и обрушили на них каменья из обожженной глины.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُتَوَسِّمِينَ ٧٥
Воистину, в этом - знамения для зрячих.
وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٖ مُّقِيمٍ ٧٦
Воистину, они жили прямо на дороге из Мекки в Сирию.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ ٧٧
Воистину, в этом - знамение для верующих.
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ گفت: «اي فرستادگان! بگوييد: چه کار مهمي داريد؟» قَالُواْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ گفتند: «ما به سوي قوم گناهکاران فرستاده شده ايم» إِلاَّ آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ جز خانوادۀ لوط بي گمان ما نجات دهندۀ همه آنها هستيم إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ مگر همسرش که مقرر نموده ايم از بازماندگان در عذاب باشد. فَلَمَّا جَاء آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ پس هنگامي که فرستادگان پيش خانوادۀ لوط آمدند. قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ گفتند:«شما قومي ناشناخته هستيد» قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ گفتند: «بلکه براي تو چيزي آورده ايم که در آن شک مي کردند». وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ و حق را براي تو آورده ايم و ما راستگو هستيم. فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ بنابراين در پاسي از شب خانواده ات را بردار و از اينجا برو، و خودت از پس ايشان حرکت کن، و کسي از شما به پشت سر نگاه نکند، و به همانجا برويد که دستور داده مي شويد. وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ و ما به لوط اين را وحي نموديم که همۀ آنان بامدادان نابود و ريشه کن خواهند شد. وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ و اهل شهر شادي کنان آمدند قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ گفت:«اينان مهمانان من هستند، پس مرا رسوا مي کنيد». وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ و از خداوند بترسيد و مرا خوار نکنيد. قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ گفتند:«مگر ما تو را از مردمان نهي نکرديم؟» قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ گفت: «اينها دختران من هستند اگر مي خواهيد کاري کنيد». لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ به جاي تو سوگند که آنان در مستي خود سرگشته اند. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ پس هنگام طلوع آفتاب فرياد مرگبار ايشان را فرا گرفت. فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ و از آنجا را زير و رو کرديم و با سنگپاره هايي از سنگ گل ايشان را سنگباران کرديم. إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ بي گمان در اين براي هوشمندان نشانه هايي است. وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقيمٍ و به راستي آن (شهر) بر سر راهي است که پيوسته محل عبور و مرور است. إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِينَ بي گمان در اين ، نشانه هاي بزرگي براي مومنان است.
(57) ابراهیم -علیه السلام- به فرشتگان گفت: (﴿فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾) ای فرستادگان! بگویید چه کار مهمی دارید، و برای چه فرستاده شدهاید؟
(58) (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ﴾) گفتند: ما به سوی قومی فرستاده شدهایم که فساد و شرشان زیاد شده است، تا آنها را عذاب دهیم و مجازاتشان کنیم.
(59 - 60) (﴿إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾) مگر لوط و خانواده اش که ما نجات دهندۀ همۀ آنها هستیم. (﴿إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَآ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾) مگر همسر او که مقرر نمودهایم از بازماندگان و باقی ماندگانِ در عذاب باشد. ابراهیم با فرستادگان، در مورد هلاک کردن آنها، جرّ و بحث نمود. پس به او گفته شد:﴿يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ أَعۡرِضۡ عَنۡ هَٰذَآۖ إِنَّهُۥ قَدۡ جَآءَ أَمۡرُ رَبِّكَۖ وَإِنَّهُمۡ ءَاتِيهِمۡ عَذَابٌ غَيۡرُ مَرۡدُودٖ﴾ ای ابراهیم! از این موضوع اعراض کن، همانا فرمان پروردگارت آمده است، و بر آنان عذابی میآید که رد شدنی نیست. سپس فرستادگان از پیش او رفتند.
(61 - 62) (﴿فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾) و هنگامیکه فرستادگان پیش خانوادۀ لوط رفتند، (﴿قَالَ﴾) لوط به آنان گفت: (﴿إِنَّكُمۡ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ﴾) شما قومی ناآشنا هستید؛ یعنی شما را نمیشناسم، و نمیدانم چه کسی هستید.
(63) (﴿قَالُواۡ بَلۡ جِئۡنَٰكَ بِمَا كَانُواۡ فِيهِ يَمۡتَرُونَ﴾) گفتند: بلکه برای تو چیزی را آوردهایم که در آن شک میکردند؛ یعنی به همراه خود، عذابی آوردهایم که آنها در آن شک میکردند؛ و چون آنها را به آن تهدید مینمودی، تو را تکذیب میکردند.
(64) (﴿وَأَتَيۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ﴾) و واقعیت وحقیقت مسلمی را که شوخی بردار نیست، به نزد تو آوردهایم. (﴿وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ﴾) و ما در آنچه که به تو گفتیم، راستگو هستیم.
(65) (﴿فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ﴾) بنابراین در پاسی از شب، وقتی که مردم به خواب میروند، خانوادهات را بردار و از اینجا برو، و [سعی کن] هیچ کس محل شبرویِ شما را نداند، (﴿وَٱتَّبِعۡ أَدۡبَٰرَهُمۡ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٞ﴾) و خودت از پس ایشان حرکت کن، و کسی از شما، پشتِ سر خود را نگاه نکند؛ یعنی زود حرکت کنید، و شتابان بروید. (﴿وَٱمۡضُواۡ حَيۡثُ تُؤۡمَرُونَ﴾) و به همانجا بروید که دستور داده میشوید. گویا راهنمایی، همراه آنان بوده است که آنها را راهنمایی مینمود به کجا بروند.
(66) (﴿وَقَضَيۡنَآ إِلَيۡهِ ذَٰلِكَ ٱلۡأَمۡرَ﴾) و ما این موضوع را به طور قطع به لوط خبر دادیم که، (﴿أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقۡطُوعٞ مُّصۡبِحِينَ﴾) صبح هنگام، عذابی آنها را فرا خواهد گرفت که نابودشان مینماید.
(67 - 69) (﴿وَجَآءَ أَهۡلُ ٱلۡمَدِينَةِ﴾) و اهل شهری که لوط در آن بود، آمدند (﴿يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾)در حالی که آمدنِ مهمانان لوط، و زیبایی آنها را، به یکدیگر مژده میدادند؛ و خوشحال بودند که آنها، قدرت و توانایی آن را دارند هر کاری را که بخواهند، با آنان انجام دهند. و این بدان خاطر بود که آنها میخواستند با مهمانان لوط، عمل زشت انجام دهند. پس آمدند تا به خانۀ لوط رسیدند، و با لوط در مورد مهمانانش گفتگو نمودند، و لوط از شر آنها به خدا پناه برد و گفت: (﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيۡفِي فَلَا تَفۡضَحُونِ وَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ﴾) یعنی قبل از هر چیز خدا را در نظر بگیرید؛ و اگر از خدای نمیترسید، مرا در مورد مهمانانم رسوا نسازید؛ و با انجام عمل زشت با آنها، به آنان بی حرمتی نکنید.
(70) (﴿قَالُوٓاۡ﴾) آنها در پاسخ لوط که گفت: «مرا رسوا نسازید.» فقط گفتند: (﴿أَوَ لَمۡ نَنۡهَكَ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) آیا تو را از مردمان نهی نکردیم؟ و اینکه آنها را به مهمانی دعوت نکن؟ به راستی که ما تو را برحذر داشته بودیم؛ و هرکس که بر حذر داشته شود، عذری ندارد.
(71 - 72) (﴿قَالَ﴾) لوط از شدت مشکلی که برایش پیش آمده بود، گفت: (﴿هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِيٓ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ﴾) اینها دختران من هستند، و آنها را به ازدواج شما در میآورم. اما آنان به سخن لوط توجهی نکردند، بنابراین خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم فرمود: (﴿لَعَمۡرُكَ إِنَّهُمۡ لَفِي سَكۡرَتِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾) به جان تو سوگند، آنان در مستی خود سرگرداناند. و مستی و گمراهی آنها، عبارت از تمایل به انجام کار زشت بود، بهگونهای که به هیچ سرزنش و نکوهشی توجه نمیکردند.
(73) وقتی که فرستادگان، حالت خود را برای لوط بیان کردند، ناراحتی او دور شد، و دستور پروردگارش را فرمان برد، و شب هنگام با خانوادهاش از آنجا بیرون رفت، و آنها نجات یافتند. اما اهل شهر را، (﴿فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُشۡرِقِينَ﴾) به هنگام طلوع آفتاب ـ آنگاه که عذاب برایشان سختتر بود ـ بانگ مرگبار فرا گرفت.
(74) (﴿فَجَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا﴾) و شهرِ آنها را زیر و رو کردیم، (﴿وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٍ﴾) و با سنگپارههایی از سنگ گل، ایشان را سنگباران کردیم، و این سنگها، آنان را که از شهر میگریختند، دنبال میکرد.
(75) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُتَوَسِّمِينَ﴾) بدون شک در داستان قوم لوط، برای کسانی که فکر و تأمل میکنند، و دارای بینش و فراست هستند، نشانههایی وجود دارد. و آنان هدف از این داستان را میفهمند، و میدانند، که هرکس بر نافرمانی خدا جرأت نماید، و به ویژه بر ارتکاب این عملِ زشت و بزرگ گستاخ شود، خداوند او را با سخت ترین عذاب مجازات مینماید؛ زیرا چنین کسی، بر ارتکابِ سختترین بدی جرأت نموده است، پس باید مایۀ عبرت دیگران شود.
(76) (﴿وَإِنَّهَا﴾) و همانا شهرِ قوم لوط، (﴿لَبِسَبِيلٖ مُّقِيمٍ﴾) بر سر راه راستی است که هرکس در آن سرزمین تردد نماید، آن را میبیند.
(77) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و بدون شک این داستان، برای مؤمنان مایۀ عبرت است. از جمله درسهایی که از این داستان آموخته میشود، میتوان به امور ذیل اشاره نمود: 1- عنایت خداوند نسبت به دوستش ابراهیم؛ زیرا لوط -علیه السلام- از پیروان او بود، و به وی ایمان آورده و از شاگردان او بود. پس وقتی خداوند خواست قوم لوط را نابود نماید ـ بدانگاه که سزاوار آن گشتند ـ فرستادگانش را دستور داد تا پیش ابراهیم بروند، و به او مژدۀ فرزند دهند؛ و او را از ماموریت خویش با خبر سازند تا جایی که ابراهیم با آنها در مورد نابود شدن قوم لوط، مجادله و گفتگو کرد، و آنها ابراهیم را قانع کردند و او راضی شد. 2- از آنجا که مردم آن سرزمین، همشهری لوط -علیه السلام- بودند، ممکن بود که دلش به حال آنها بسوزد، سپس خداوند اسبابی را فراهم نمود که لوط به خاطر آنها خشمگین نشود، تا جایی که وقتی گفته شد:«زمان عذاب آنان صبح فرداست»، احساس کرد این زمان، برای عذابِ آنها دور است. 3- خداوند وقتی بخواهد شهری را هلاک و نابود نماید، شر و گردنکشی ساکنانش را زیاد میگرداند؛ وچون آنها به نهایتِ شرارت و طغیان برسند، عذابی را که سزاوار آن میباشند، بر آنها میفرستد.
15:78–79Страница 266
وَإِن كَانَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَيۡكَةِ لَظَٰلِمِينَ ٧٨
Жители Айки также были беззаконниками.
فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٖ مُّبِينٖ ٧٩
Мы отомстили им. Воистину, оба эти поселения находились на ясной дороге.
وَإِن كَانَ أَصْحَابُ الأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ و اهل «ايکه» همانا ستمکار بودند. فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ پس از آنان انتقام گرفتيم، و هر دوي آنان بر سر راهي واضح و آشکار هستند.
(78) اهل ایکه، قوم شعیب هستند. خداوند آنها را به «ایکه» منسوب نموده است، و «ایکه» به معنی باغ پر درخت میباشد، تا خداوند نعمت خود را بر آنها یادآور شود. اما آنها وظیفۀ خود را انجام ندادند، بلکه پیامبرشان -شعیب- نزدشان آمد، و آنها را به توحید و یکتاپرستی و رعایتِ پیمانه و وزن فرا خواند، و به طور جدی دراین موارد با آنان گفتگو نمود. اما آنها به ستمشان در حق خدا و خلق ادامه دادند.بنابراین خداوند آنها را ستمگر نامید.
(79) (﴿فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ﴾) پس از آنان انتقام گرفتیم، وعذابِ ﴿يَوۡمِ ٱلظُّلَّةِ﴾ روز سایه -که عذاب بزرگی بود- آنها را فرا گرفت. (﴿وَإِنَّهُمَا﴾) و سرزمین قوم لوط و اهل ایکه، (﴿لَبِإِمَامٖ مُّبِينٖ﴾) بر سر راهی آشکار هستند که هر وقت مسافران از کنار آن بگذرند، آثار آنها را مشاهده خواهند کرد، و خردمندان از آن عبرت میگیرند.
15:80–84Страница 266
وَلَقَدۡ كَذَّبَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡحِجۡرِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ٨٠
Жители Хиджра тоже сочли лжецами посланников.
وَءَاتَيۡنَٰهُمۡ ءَايَٰتِنَا فَكَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ ٨١
Мы даровали им Наши знамения, но они отвернулись от них.
وَكَانُواْ يَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ ٨٢
Они высекали в горах безопасные жилища.
فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُصۡبِحِينَ ٨٣
А на заре их поразил вопль,
فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ ٨٤
и не помогло им то, что они приобретали.
وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ و به راستي اهل حجر پيامبران را دروغگو انگاشتند. وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ و آيات خود را براي ايشان فرستاديم ولي آنان روي گردان بودند. وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ و از کوهها خانه هايي مي تراشيدند و خاطر جمع بودند. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ پس بامدادان فرياد و صداي مرگباري ايشان را فرا گرفت. فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ و آنچه به دست مي آوردند (عذاب الهي) را از ايشان دفع نکرد.
(80) خداوند متعال از اهل «حِجْر» خبر میدهد، و آنها قوم صالح بودند که در حجر حجاز سکونت داشتند. خداوند خبر میدهد که آنان پیامبران را تکذیب کردند؛ یعنی حضرت صالح را تکذیب نمودند، و هرکس یک پیامبر را تکذیب نماید، در حقیقت همۀ پیامبران را تکذیب کرده است؛ زیرا دعوت همۀ پیامبران، یکی است؛ و تکذیب یکی از پیامبران، تنها تکذیب او محسوب نمیشود، بلکه در واقع، تکذیبِ حقی است که همۀ پیامبران در آوردنِ آن، مشترک هستند.
(81) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُمۡ ءَايَٰتِنَا﴾) و ما آیات خود را برای ایشان فرستادیم که بر صحتِ حقی که صالح آورده بود، دلالت مینمود، و ازجملۀ آن، نشانهها و آیات شتر بود. (﴿فَكَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) آنها از روی تکبر و گردنکشی از نشانههای خداوند رویگردان بودند،
(82) (﴿وَكَانُواۡ﴾) و از بس که خداوند به آنها نعمت داده بود، (﴿يَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتًا﴾) از کوهها خانههایی میتراشیدند، به گونهای که از وقوع خطرها در سرزمین خود، در امان بودند. پس اگر شکر نعمت را به جای آورده و پیامبرشان صالح را تصدیق مینمودند، خداوند روزیها را بر آنان سرازیر مینمود، و با انواع پاداش و نیکی در دنیا و آخرت، آنها را مورد تکریم قرار میداد. اما وقتی پیامبر را تکذیب کردند، و شتر را پی زدند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند، و گفتند:﴿يَٰصَٰلِحُ ٱئۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾ ای صالح! آنچه را که به ما وعده میدهی، بیاور، اگر از فرستاده شدگان هستی؟
(83) (﴿فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ مُصۡبِحِينَ﴾) بامدادان صدایی مرگبار ایشان را فرا گرفت، و دلهایشان از جای کنده شد؛ و در خانههایشان، خشکیده و بیجان، نقش بر زمین شدند، اضافه بر رسوایی و نفرینی که بدرقۀ راه آنان است.
(84) (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواۡ يَكۡسِبُونَ﴾) و ثروت و کسب و کارشان، عذاب الهی را از ایشان دفع نکرد؛ چون فرمان خدا وقتی بیاید، کثرت لشکر و نیروی یاوران و زیادی اموال نمیتواند آن را برگرداند.
15:85–86Страница 266
وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۗ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞۖ فَٱصۡفَحِ ٱلصَّفۡحَ ٱلۡجَمِيلَ ٨٥
Мы сотворили небеса, землю и все, что между ними, только ради истины. Час непременно настанет. Посему прощай их красиво.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ ٨٦
Воистину, твой Господь - Творец, Знающий.
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ و آسمانها و زمين و آنچه را که ميان آن دو قرار دارد، جز به حق نيافريده ايم، و بي گمان قيامت خواهد آمد، پس به صورتي نيک در گذر و چشم پوشي کن. إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ بي گمان پروردگارت آفرينندۀ دانا است.
(85) ما آسمان و زمین را آنطور که دشمنان خدا گمان میبرند، بیهوده به وجود نیاوردهایم؛ بلکه آنها را جز به حق نیافریدهایم، و برخی از این حقانیت، عبارت است از اینکه آسمانها و زمین و آنچه که در این دو میباشد، دلیلی است بر کمال آفریننده و اقتدار و گستردگی رحمت و حکمت و دانش فراگیر وی؛ و اینکه عبادت، جز برای او شایسته نیست. (﴿وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞ﴾) هیچ شکی در به وقوع پیوستن قیامت نیست؛ چراکه آفرینش نخستین آسمانها و زمین از آفرینش مجدد آنها بزرگتر است. (﴿فَٱصۡفَحِ ٱلصَّفۡحَ ٱلۡجَمِيلَ﴾) پس به نحوی نیک درگذر، گذشتی که هیچ اذیّتی در آن نیست؛ بلکه در مقابل بدکار، نیکی کن و گناهانش را ببخش، تا از جانب پروردگارت، پاداش زیادی دریابی؛ زیرا آنچه آمدنی است، نزدیک است. من [نویسندۀ تفسیر] به معنایی بهتر از آنچه در اینجا بیان نمودیم، دست یافتهام؛ و آن این است که آنچه بدان دستور داده شده است، گذشتِ نیکوست؛ یعنی گذشتی سالم که از کینه بهدور باشد، و بهدور از اذیت گفتاری و رفتاری باشد، نه گذشت غیر نیکو؛ و آن عبارت است از گذشتی که در جای مناسب خودش نباشد. پس جایی که باید عقوبت و سزا دهد، نباید گذشت نماید. مانند مجازات کردنِ متجاوزانِ ستمکار که جز مجازات، چیزی برایشان مفید نیست. و این معنیِ درست آیه است.
(86) (﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ﴾) و پروردگارت، آفرینندۀ هر مخلوقی است. (﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾) همه چیز را میداند، و هیچ کس از همۀ موجوداتی که دانش او بر آن احاطه دارد و آن را آفریده است، نمیتواند او را ناتوان کند.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии