Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Бакара 2:149–157
2:149–150Страница 23
وَمِنۡ حَيۡثُ خَرَجۡتَ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۖ وَإِنَّهُۥ لَلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ ١٤٩
Откуда бы ты ни вышел, обращай лицо в сторону Заповедной мечети. Воистину, такова истина от твоего Господа. Аллах не пребывает в неведении относительно того, что вы совершаете.
وَمِنۡ حَيۡثُ خَرَجۡتَ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَيۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيۡكُمۡ حُجَّةٌ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡ فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِي وَلِأُتِمَّ نِعۡمَتِي عَلَيۡكُمۡ وَلَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ ١٥٠
Откуда бы ты ни вышел, обращай лицо в сторону Заповедной мечети. Где бы вы ни оказались, обращайте ваши лица в ее сторону, чтобы у людей, если только они не беззаконники, не было довода против вас. Не бойтесь их, а бойтесь Меня, чтобы Я довел до конца Мою милость к вам. Быть может, вы последуете прямым путем.
وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ، و از هر جا که بيرون شدي رو به سوي مسجدالحرام کن و همانا آن حق است و از جانب پروردگار تو است و خدا از آنچه مي کنيد بي خبر نيست. وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ، و از هرجا که بيرون آمدي رو به سوي مسجدالحرام کن و هرجا که بوديد رو به سوي آن کنيد تا مردم بر شما حجتي نداشته باشند. مگر ستمگران که از آنان نترسيد و از من بترسيد تا نعمتم را بر شما کامل گردانم، و تا هدايت شويد.
(149) یعنی در سفرهایت و هرکجا که بیرون شدی [و این برای عموم است]، (﴿فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ﴾) به سوی مسجدالحرام رو کن. سپس به طور عموم امت را خطاب نمود و فرمود: (﴿وَحَيۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّواۡ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥ﴾) و هرجا که بودید، رو به سوی بیتالحرام کنید. و فرمود: (﴿وَإِنَّهُۥ لَلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ﴾) با (إنّ) و (لام) آن را تأکید نمود، تا برای هیچ کس کوچکترین شبههای در آن پیش نیاید و گمان برده نشود روکردن به کعبه یک امر دلخواه است، بلکه یک امر و دستور است و باید امتثال شود. (﴿وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند از آنچه میکنید، بیخبر نیست، بلکه نسبت به همۀ حالتهای شما اطلاع دارد، پس ادب را رعایت کنید و با اطاعت از دستورها و پرهیز از نواهیاش، همواره وی را مراقب بدانید؛ زیرا خداوند از کارهایتان بیخبر نیست، بلکه در برابر اعمالتان بطور کامل شما را جزا میدهد؛ اگر عملتان خیر باشد، پاداش شما خیر است و اگر عملتان بد باشد، جزای بد خواهید یافت.
(150) در اینجا فرمود: ((لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ))؛ رو کردن به کعبۀ مشرّفه را برایتان مشروع نمودیم، تا زبان اهل کتاب و مشرکین را نسبت به شما کوتاه کنیم. چون اگر پیامبر همچنان به بیتالمقدس رو میکرد، حجت علیه او اقامه میشد؛ زیرا اهل کتاب در کتابهایشان مییابند که قبلۀ همیشگی و پایدار پیامبر، بیتالحرام است؛ و مشرکین نیز آن را یکی از افتخارات برجای مانده از آیین ابراهیم میدانند. و اگر محمد صلی الله علیه وسلم به این قبله رو نکند، بهانههای آنان شروع شده و میگویند: چگونه پیامبر صلی الله علیه وسلم ادعا میکند که بر دین ابراهیم و از فرزندان اوست، در صورتی که قبلۀ او را ترک کرده است؟ پس با رو کردن به قبله، هم بر اهل کتاب و هم بر مشرکین حجت اقامه شد و حجت و بهانۀ آنها بر پیامبر قطع گردید. (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ مِنۡهُمۡ﴾) بهجز کسانی از آنها که غیرمنصفانه و ظالمانه استدلال کرده و برای اثبات ادعای خویش، جز پیروی از خواستها و آرزوهای نفسانی خود، هیچ سندی ندارند. پس راهی برای قانع کردن چنین افرادی نیست. همچنین شبههای که آنان مطرح میکنند، از وجاهت و جایگاهی برخوردار نیست و نباید به آن بها داد. بنابراین خداوند فرمود: (﴿فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ﴾) پس، از آنها نترسید، چون حجتهایشان باطل است؛ و باطل خوار و بیارزش است؛ و اهلباطل نیز بیارزش و خوارند، به خلاف صاحب حق؛ زیرا حق، قدرت و عزتی دارد که موجب پیدایش خوف و خشیت در دل اهل آن میگردد. به همین جهت خداوند دستور داده است، که مؤمنان از او بترسند. ترس از خدا اساس هر خیر و برکتی است، پس هرکس از خدا نترسد، از سرپیچی و معصیت دست برنمیدارد و از دستورات او اطاعت نمیکند. در جریان تغییر قبله [از بیتالمقدس] به سوی کعبه از طرف مسلمانان، فتنه و آشوب بزرگی روی داد؛ و اهل کتاب، منافقان و مشرکان به آن دامن زدند و در آن سخنها گفتند و شبهات فراوانی پیرامون آن مطرح کردند. بنابراین خداوند آن را به کاملترین صورت بیان کرد و با بهکار بردن تأکیدات فراوانی در این آیات، براین موضوع تأکید کرد. 1- از جملۀ این تأکیدها این است که خداوند، سه بار فرمان داد رو به سوی کعبه کنند، با اینکه یک بار کافی بود. 2- دستور و فرمان خدا یا برای پیامبر است و امت در آن داخل میباشد، و یا دستور به عموم امت است. اما در این آیه، پیامبر را به صورت ویژه امر نمود و فرمود: (﴿فَوَلِّ وَجۡهَكَ﴾) رو به آن کن. و در (﴿فَوَلُّواۡ وُجُوهَكُمۡ﴾) تمام امت را به استقبال کعبه امر نمود. 3- خداوند همۀ بهانهها و دلایل باطلی را که اهل کینه و عناد ایراد کردند، رد نمود. و تمام شبهات مطرح شده را باطل کرد، همان طور که پیشتر توضیح آن گذشت. 4- او اهل کتاب را مأیوس کرد از اینکه پیامبر به قبلۀ آنان رو کند. 5- فرمود: (﴿وَإِنَّهُۥ لَلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ﴾) با اینکه فقط، خبر دادنِ پیامبر راستگو و بزرگوار کافی بود. 6- خداوند خبر داد-و او به امور پنهان آگاه است-که صحت و درست بودن این کار برای اهل کتاب ثابت است، اما آنها از روی علم و آگاهی، این گواهی دادن را پنهان میکنند. و از آنجا که تغییر جهت قبله به سوی کعبه، برای ما نعمتی بزرگ بود و لطف و مهربانی خداوند نسبت به این امت، همواره رو به افزونی است و تمام احکام و قوانینی را که برای آنها مشروع کرده، در راستای برخورداری امت اسلامی از الطاف و برکات خداوند منان است، فرمود: (﴿وَلِأُتِمَّ نِعۡمَتِي عَلَيۡكُمۡ﴾) و تا نعمت خودم را بر شما کامل گردانم. نعمت اصلی؛ عبارت است از هدایت به سوی دین خدا از طریق فرستادن پیامبر و فرو فرستادن کتابش، سپس نعمتهای فراوان دیگرش که غیر قابل شمارشاند، این اصل را کامل میگردانند. زمانی که خداوند پیامبرش را مبعوث کرد، تا هنگامی که رحلتش از دنیا نزدیک شد، حالات و نعمتهای فراوانی را به او ارزانی داشت و به امت او نعمتی داد که با آن، نعمت خویش را بر پیامبر و امتش تمام و کامل گردانید، و خداوند این آیه را بر او نازل فرمود:﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا﴾[المائدة: 3]«امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم». پس خداوند را بر فضل و بزرگواریاش سپاس و ستایش میکنیم، فضلی که نمیتوان آن را به حساب و شماره در آورد، تا چه رسد به اینکه بتوانیم شکر آن را به جای آوریم. (﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾) باشد که حق را بشناسید و به آن عمل کنید. پس خداوند متعال از سر مهربانی و لطفی که نسبت به بندگانش دارد، اسباب هدایت را برای آنها بسیار سهل و آسان کرده و آنهارا به در پیش گرفتن راههای هدایت آگاه نموده است و اسباب هدایت را برای آنان به طور کامل بیان فرموده است، بهگونهای که خداوند مخالفان حق را برمیانگیزد، تا در آن به مجادله بپردازند و از این طریق حق روشن میشود و نشانهها و معجزات الهی نمایان میگردد؛ و باطل بودنِ باطل، واضح گشته و معلوم میشود که باطل، حقیقتی ندارد. و اگر باطل به مقابلۀ با حق برنمیخاست، چه بسا که برای بسیاری مردم بطلان باطل مشخص نمیگردید؛ زیرا از قدیم گفته شده است که هرچیز با مخالف و ضدش شناخته میشود. پس اگر شب نبود، برتری روز دانسته نمیشد و اگر زشتی وجود نداشت، ارزش «خوبی» درک نمیشد و اگر تاریکی نبود، فایدۀ نور دانسته نمیشد و اگر باطل نبود حق به صورت ظاهر، آشکار نمی گشت. پس خداوند را بر این نعمت بزرگ، سپاس میگوییم.
2:151–152Страница 23
كَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِيكُمۡ رَسُولٗا مِّنكُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمۡ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواْ تَعۡلَمُونَ ١٥١
Таким же образом Я отправил к вам Посланника из вашей среды, который читает вам Наши аяты, очищает вас, обучает вас Писанию и мудрости, обучает вас тому, чего вы не знали.
فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ ١٥٢
Поминайте Меня, и Я буду помнить о вас. Благодарите Меня и не будьте неблагодарны Мне.
كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ، همانگونه که پيامبري از خودتان به ميانتان فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاکيزه گرداند. و به شما کتاب و حکمت مي آموزد و آنچه که نمي دانستيد آن را به شما مي آموزد. فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُون ، پس مرا ياد کنيد تا من نيز شما را ياد کنم و شکر مرا به جا آوريد و ناسپاسي نکنيد.
(151) خداوند متعال میفرماید: نعمتهایی را که با رو کردن به کعبه به شما ارزانی نمودیم و با شرایع و اعطای دیگر نعمتها آن را کامل گرداندیم، چیز نو ظهوری نبود که سابقه نداشته باشد، بلکه ما اصل و اساس همۀ نعمتها را به شما دادیم، سپس آن را با ارزانی داشتن نعمتهای دیگر، کامل نمودیم. پس بهترین نعمتها این است که این پیامبر بزرگوار را که از خود شما است، برایتان فرستادیم، پیامبری که نسب و راستگویی و امانتداری و کمال و خیرخواهی او را میدانید. (﴿يَتۡلُواۡ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِنَا﴾) و آیات ما را بر شما تلاوت میکند و این، آیههای قرآنی و غیر از آن را دربر میگیرد. پس پیامبر آیههایی که حق را از باطل؛ و هدایت را از گمـراهی، مشخص میکنند بر شما میخواند؛ آیههایی که ابتدا شما را به توحید و یگانه دانستن خداوند و کمال او راهنمایی کرد، سپس شما را بر راستگویی پیامبر خدا و وجوب ایمان به او و به هـمۀ آنچه پیامبر در رابطه با معاد و امور غیبی بیان کرد، راهنمایی نمود، تا هدایت کامل و علم یقـینی را بهدست آورید. (﴿وَيُزَكِّيكُمۡ﴾) و اخلاقتان را پاک میگـرداند و روح و روان شـما را با بار آوردن آن بر اخـلاق زیبا و پالایـش آن از اخلاق زشـت، تزکیه و پاکسازی میکند. همچنانکه شما را از شرک به توحید و از ریا به اخلاص و از دروغ به راستگویی و از خیانت به امانتداری و از تکبر به تواضع و از بداخلاقی به خوشرفـتاری و از قـطع رابـطه و کینهتوزی به دوسـتی با یکدیگر و ایـجاد صلۀ رحم و دیگر موارد تزکیه منتـقل نمود.(﴿وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) و کلمات و معانی قرآن را به شما میآموزد. (﴿وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾) گفته شده که حکمت؛ به معنی سنت است. و عدهای نیز میگویند: حکمت؛ یعنی شناخت اسرار شریعت و آگاهی یافتن از آن و قرار دادن هر چـیزی در جایـگاه مناسبش. بنابراین آموخـتن سنت، در تعلیم کتاب داخل است؛ زیرا سنت، مبیّن و مفسّر قرآن است. (﴿وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواۡ تَعۡلَمُونَ﴾) و به شما چیزهایی را میآموزد که نمیدانستید. چون آنها قبل از بعثت پیامبر در گمراهی آشکاری به سر میبردند؛ نه علمی داشتند و نه عملی. پس هر علم و عملی که این امت بدان دست یافته است، در سایۀ برکت وجود پیامبر صلی الله علیه وسلم بهدست آورده است. بنابراین این نعمتها به طور مطلق، اصل و اساس همۀ نعمتها و بزرگترین نعماتی هستند که خداوند به بندگانش ارزانی میدارد. پس وظیفۀ بندگان، به جا آوردن شکر خدا بر آن است. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ﴾) خداوند تعالی دستور داده است که از او یاد کنیم و وعده داده که بهترین پاداش را در برابر یاد کردن او به ما بدهد؛ و آن این است که هرکس خداوند را یاد کند، خداوند نیز او را یاد میکند. همانگونه که خداوند بر زبان پیامبرش گفته است:(مَن ذَكَرَنِي فِي نَفسِهِ ذَكَرتُهُ فِي نَفسِي وَمَن ذَكَرَنِي فِي مَلَأٍ ذَكَرتُهُ فِي مَلَأٍ خَيرٍ مِنهُم)«هرکس مرا در نفس خود [دلش] یاد کند، او را در نفس خود یاد میکنم و هرکس مرا در جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر از آن یاد میکنم». و ذکر خداوند، بهترین چیزی است که قلب و زبان به آن مشغول شود. و نتیجه و ثمرۀ ذکر خدا، محبت و شناخت او و پاداش فراوان است. ذکر، اوج شکرگزاری است، بنابراین به طور ویژه به آن فرمان داده است، سپس بعد از آن، به طور عموم، به شکر دستور داده و میفرماید: (﴿وَٱشۡكُرُواۡ لِي﴾) و به پاس نعمتهایی که به شما دادهام و انواع رنجهایی که از شما دور ساختهام، شکر مرا به جا آورید. شکر خدا به سه طریق انجام میشود: قلب، زبان و اعضا. شکر قلبی؛ عبارت از آن است که به نعمتهای خدا اعتراف نماید. شکر زبانی، آن است که سپاس و ستایش خداوند را بر زبان جاری سازد. و شکر از طریق اعضا و جوارح؛ آن است که منقاد فرامین خداوند باشد و از آنچه که از آنها نهی فرموده است، پرهیز نماید. پس شکر، باعث میشود تا نعمتی که وجود دارد، باقی بماند، و نعمتی که نیست، افزوده شود. خداوند متعال فرموده است:﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾ اگر شکر کنید، نعمت خود را برای شما بیشتر میکنم. علت اینکه پس از ذکر نعمتهای دینی، از قبیل: علم، تزکیۀ اخلاق و توفیق انجام اعمال شایسته، به شکر کردن دستور داده شده، آن است که نعمتهای دینی بزرگترین نعمت هستند؛ زیرا احتمال دارد دیگر نعمتها از بین بروند، اما نعمتهای دینی از بین نمیروند. و شایسته است کسانی که به فراگرفتن علم یا انجام دادن عملی توفیق یافتهاند، خداوند را شکر بگویند تا از فضل خود بر این نعمتها بیفزاید. آنان باید از خودپسندی بپرهیزند و هردم به شکر گزاری مشغول شوند. و از آنجا که کفر ضد شکر است، خداوند از آن نهی نمود و فرمود: (﴿وَلَا تَكۡفُرُونِ﴾) در اینجا منظور از کفر، ناسپاسی نعمتها و انکار آنها و انجام ندادن مسئولیتهایی است که برخورداری از این نعمات آن را بر آدمی واجب میدارد. و احتمال دارد که معنی آن عام باشد، پس در این صورت کفر، دارای انواع زیادی است که بزرگترین آن کفر ورزیدن به خدا است، سپس انواع گناهان اعم از شرک و گناهان پایینتر را، در بر میگیرد.
(152) (﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ﴾) خداوند تعالی دستور داده است که از او یاد کنیم و وعده داده که بهترین پاداش را در برابر یاد کردن او به ما بدهد؛ و آن این است که هرکس خداوند را یاد کند، خداوند نیز او را یاد میکند. همانگونه که خداوند بر زبان پیامبرش گفته است:(مَن ذَكَرَنِي فِي نَفسِهِ ذَكَرتُهُ فِي نَفسِي وَمَن ذَكَرَنِي فِي مَلَأٍ ذَكَرتُهُ فِي مَلَأٍ خَيرٍ مِنهُم)«هرکس مرا در نفس خود [دلش] یاد کند، او را در نفس خود یاد میکنم و هرکس مرا در جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر از آن یاد میکنم». و ذکر خداوند، بهترین چیزی است که قلب و زبان به آن مشغول شود. و نتیجه و ثمرۀ ذکر خدا، محبت و شناخت او و پاداش فراوان است. ذکر، اوج شکرگزاری است، بنابراین به طور ویژه به آن فرمان داده است، سپس بعد از آن، به طور عموم، به شکر دستور داده و میفرماید: (﴿وَٱشۡكُرُواۡ لِي﴾) و به پاس نعمتهایی که به شما دادهام و انواع رنجهایی که از شما دور ساختهام، شکر مرا به جا آورید. شکر خدا به سه طریق انجام میشود: قلب، زبان و اعضا. شکر قلبی؛ عبارت از آن است که به نعمتهای خدا اعتراف نماید. شکر زبانی، آن است که سپاس و ستایش خداوند را بر زبان جاری سازد. و شکر از طریق اعضا و جوارح؛ آن است که منقاد فرامین خداوند باشد و از آنچه که از آنها نهی فرموده است، پرهیز نماید. پس شکر، باعث میشود تا نعمتی که وجود دارد، باقی بماند، و نعمتی که نیست، افزوده شود. خداوند متعال فرموده است:﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾ اگر شکر کنید، نعمت خود را برای شما بیشتر میکنم. علت اینکه پس از ذکر نعمتهای دینی، از قبیل: علم، تزکیۀ اخلاق و توفیق انجام اعمال شایسته، به شکر کردن دستور داده شده، آن است که نعمتهای دینی بزرگترین نعمت هستند؛ زیرا احتمال دارد دیگر نعمتها از بین بروند، اما نعمتهای دینی از بین نمیروند. و شایسته است کسانی که به فراگرفتن علم یا انجام دادن عملی توفیق یافتهاند، خداوند را شکر بگویند تا از فضل خود بر این نعمتها بیفزاید. آنان باید از خودپسندی بپرهیزند و هردم به شکر گزاری مشغول شوند. و از آنجا که کفر ضد شکر است، خداوند از آن نهی نمود و فرمود: (﴿وَلَا تَكۡفُرُونِ﴾) در اینجا منظور از کفر، ناسپاسی نعمتها و انکار آنها و انجام ندادن مسئولیتهایی است که برخورداری از این نعمات آن را بر آدمی واجب میدارد. و احتمال دارد که معنی آن عام باشد، پس در این صورت کفر، دارای انواع زیادی است که بزرگترین آن کفر ورزیدن به خدا است، سپس انواع گناهان اعم از شرک و گناهان پایینتر را، در بر میگیرد.
2:153Страница 23
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ١٥٣
О те, которые уверовали! Обратитесь за помощью к терпению и намазу. Воистину, Аллах - с терпеливыми.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ،اي کساني که ايمان آورده ايد! از شکيبايي و نماز ياري بجوييد که خداوند با صبر کنندگان است.
(153) خداوند مؤمنان را فرمان داده است، تا در کارهای دینی و دنیوی خود، از صبر و نماز یاری بجویند: (﴿بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ ﴾) صبر؛ بازداشتن نفس و منع کردن آن از انجام اموری است، که آن را نمیپسندد. و صبر سه نوع است: صبر بر طاعت خدا، تا آن را بهجا آورد؛ و صبر از ارتکاب گناه، تا آن را ترک کند؛ و صبر بر تقدیرهای دردناک خداوند، به گونهای که او را خشمگین و ناراضی نگردانند. پس برای انجام دادن هر کاری، باید از صبر کمک گرفت؛ و کسی که صابر و شکیبا نباشد، به آمال و آرزوهایش نمیرسد؛ به ویژه نمیتواند طاعات و عباداتی را که مشقّات و زحمات زیادی در پی دارند، در طول سالهای متمادی انجام دهد؛ زیرا انجام چنین عباداتی، مستلزم صبر و تحمّل فراوان و استقامت در برابر سختیها و شداید است. پس هرگاه آدمی بر انجام عبادات صبر کرده و بر آن مواظبت نماید، موفق و کامیاب میشود، در غیر این صورت سودی نمییابد و محروم میشود. و همچنین ترک گناه و معصیت، که نفس آدمی نسبت به انجام آن انگیزه و گرایش زیادی دارد، جز در سایۀ صبر فراوان و کنترل کششهای قلبی در راستای جلب رضایت خدا، ممکن نیست. ضمن اینکه باید از خداوند خواست، تا آدمی را از شرّ نفس در امان دارد. به درستی که شرّ نفس، یکی از فتنههای بزرگی است [که آدمی بدان دچار میشود]. همچنین بلا و مصیبتهای سخت و طاقت فرسا که بر آدمی وارد میشوند، اگر ادامه یابند، نیروهای جسمی و روحیرا ضعیف میگردانند و به مقتضای ضعف روح و جسم، انسان فریاد نارضایتی از تقدیر الهی را سر میدهد. اما چنانچه آدمی صبر نماید، به خدا پناه ببرد و از وی کمک بطلبد، کلیۀ آفات برطرف میشوند. پس معلوم شد که بنده به صبر نیاز دارد و در هیچ حالتی از آن مستغنی نیست. به همین جهت خداوند به صبر دستور داده و خبر داده است که او (﴿مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) با کسانی است، که به واسطۀ کمک و توفیق خداوند، صبر تبدیل به منش و اخلاق و سرشت آنها شده است. پس با صبر، مشقتها و ناگواریها برای انسان آسان میگردد و هرکار بزرگی، سهل میشود و هر مشکلی، از میان میرود. معیت و همراهی خداوند در اینجا، معیت و همراهی خاص است که مقتضی محبت و یاری کردن و نزدیکی او به بندهاش میباشد. و این فضیلت بزرگی برای صابران است. پس اگر برای صبرکنندگان، فضیلتی جز همراهی خداوند نباشد، همین فضیلت و شرافت آنها را بس است. [در کنار معیت خاص، معیت عام قرار دارد] و معیت و همراهی عام، همراهی علم و قدرت است. همان طور که خداوند فرموده است:﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾ و او با شما است، هر کجا که باشید؛ یعنی علم و قدرت او همراه شما است؛ و این برای همۀ مردم است. و خداوند دستور داده است که مؤمنین از نماز یاری بجویند؛ چون نماز ستون دین، نور مؤمنان و پل ارتباط بین بنده و پروردگار است. پس هرگاه نماز به صورت کامل ادا شود، واجبات، سنتها و آداب آن رعایت شود و از حضور قلب که مغز نماز است برخوردار باشد، چنین نمازی نزد خداوند، پذیرفته خواهد شد؛ و هرگاه بنده وارد آن شود، احساس میکند وارد بارگاه پروردگارش شده است؛ و در مقابل پروردگارش چون بندهای خادم و مؤدب میایستد و همۀ آنچه را میگوید و انجام میدهد، با حضور ذهن میگوید و انجام میدهد و غرق در نیایش و مناجات پروردگارش میشود. بدون شک چنین نمازی، بزرگترین یاور و معین در همۀ امور است؛ زیرا نماز، آدمی را از زشتی و منکرات باز میدارد. همچنین حضور قلب در نماز، باعث میشود تا انگیزهای در بنده بهوجود بیاید، که او را به اطاعت از دستورات پروردگار و پرهیز از آنچه نهی کرده است فرا بخواند. این همان نمازی است که خداوند به ما دستور داده، که در انجام هر کاری، از آن یاری بجوییم.
2:154Страница 24
وَلَا تَقُولُواْ لِمَن يُقۡتَلُ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتُۢۚ بَلۡ أَحۡيَآءٞ وَلَٰكِن لَّا تَشۡعُرُونَ ١٥٤
Не говорите о тех, кто погиб на пути Аллаха: «Мертвецы!». Напротив, они живы, но вы не ощущаете этого.
وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُون، و کساني را که در راه خدا کشته مي شوند مرده نخوانيد. بلکه آنان زنده اند ولي شما نمي دانيد.
(154) پس از آنکه خداوند، بیان کرد که در تمام حالات باید از صبر یاری جست، نمونهای را ذکر نمود، که باید در انجام آن، از صبر یاری طلبید؛ و آن جهاد در راه خداست. جهاد؛ بهترین عبادت بدنی؛ و دشوارترین آن است، چون جهاد، کار دشواری است و بسیاری اوقات، منجر به کشته شدن و از دست رفتن زندگی میشود؛ زندگیای که دنیاگرایان و دوستداران آن، فقط به خاطر زنده ماندن و برخورداری از لذایذ آن، بدان علاقهمندند. به همین خاطر، تمام سعی و تلاش آنان بر این است که از این اصل «زنده ماندن» پاسداری کنند و هر آنچه را که به آن ضرر وارد نماید، دور گردانند. و معلوم است که فرد عاقل، چیز دوست داشتنی را، جز به خاطر محبوبی بالاتر و بزرگوارتر، ترک نمیکند، بنابراین خداوند خبر داده است، هرکس در راه او بجنگد و کشته شود، تا حکم او اجرا شود، و دین او پیروز گردد، نه به خاطر اهدافی دیگر، چنین کسی اگر کشته شود، زندگی زیبا و دوست داشتنی را از دست نداده است، بلکه به زندگی بزرگتر و کاملتری از آنچه شما گمان میبرید، دست یافته است. پس شهیدان، ﴿أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَيَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمۡ يَلۡحَقُواۡ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ يَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾[آل عمران: 169 - 171]«آنان پیش پروردگارشان زنده هستند و روزی داده میشوند. و به آنچه خداوند از فضل خویش به آنها داده است، شادمان هستند. به کسانی که هنوز به آنها نپیوستهاند، مژده میدهند که هیچ ترسی بر آنها نیست و اندوهگین نمیشوند. به نعمت و فضل خداوند مژده میدهند؛ و بیگمان خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند». پس آیا چیزی بزرگتر از این زندگی وجود دارد؛ زندگیای که نزدیکیِ خدای متعال و بهرهمندی از خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ را بههمراه دارد؟! و این، روزیِ جسمیِ آنهاست؛ و روزیِ روحی آنها، خوشحالی و شادمانی و از بین رفتن هر نوع ترس و اندوه است. آیا زندگیای بالاتر از این نیز وجود دارد؟ و این زندگی برزخ است که از زندگی دنیا، کاملتر است. پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده است که ارواح شهیدان در شکم پرندگان سبزی هستند که وارد نهرهای بهشت میشوند و از میوههای بهشت میخورند و بسوی چراغهایی که به عرش آویزان شدهاند، پر میکشند. این آیه، بزرگترین مشوّق و محرّک برای جهاد در راه خدا و صبر کردن بر آن است. پس اگر بندگان، پاداش کشته شدن در راه خدا را میدانستند، از جهاد باز نمیماندند. اما نداشتن علمِ یقین به این حقایق، ارادهها را سست نموده و انسان خوابیده را بیشتر در خواب غفلت فرو برده است و پاداشهای بزرگ و غنیمتها را از دست آدمی میگیرد. چرا چنین نباشد، حال آنکه خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَۚ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَيَقۡتُلُونَ وَيُقۡتَلُونَ﴾[التوبة: 111]«خداوند از مؤمنان، جان و مالشان را خریده است، و در مقابل به آنان بهشت میدهد؛ همان کسانی که در راه خدا میجنگند، پس میکشند و کشته میشوند». سوگند به خدا اگر انسان هزار جان داشته باشد و یکی را پس از دیگری در راه خدا بدهد، در مقابل این پاداش بزرگ، اندک است. بنابراین شهیدان پس از مشاهدۀ پاداش خداوند و جزای خوب او، چیزی آرزو نمیکنند، جز اینکه به دنیا برگردانده شوند، تا دوباره در راه او کشته شوند. این آیه، دلیلی است بر وجود نعمت و عذاب در عالم برزخ، همان طور که در این مورد، نصوص زیادی وارد شده است.
2:155–157Страница 24
وَلَنَبۡلُوَنَّكُم بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ١٥٥
Мы непременно испытаем вас незначительным страхом, голодом, потерей имущества, людей и плодов. Обрадуй же терпеливых,
ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ ١٥٦
которые, когда их постигает беда, говорят: «Воистину, мы принадлежим Аллаху, и к Нему мы вернемся».
أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ ١٥٧
Они удостаиваются благословения своего Господа и милости. Они следуют прямым путем.
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِين، و البته شما را با چيزهايي از قبيل ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و کمبود ميوه ها مي آزماييم و مژده بده صابران را. الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ ، آن کساني که چون مصيبتي به آنها برسد گويند:« ما از آن خدا هستيم و به سوي او باز مي گرديم» أُولَـئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون، آنان درود و رحمت خدا شامل حالشان است و ايشان اند هدايت شوندگان.
(155) خداوند متعال خبر داده است که، حتماً بندگانش را به مشکلاتی گرفتار مینماید و با مصایبی میآزماید، تا راستگو از دروغگو؛ و ناشکیبا از شکیبا، جدا شود. این سنت خداوند متعال در رابطه با بندگانش است؛ زیرا اگر خوشی و راحتی برای اهل ایمان ادامه یابد و مشکلی برای آنان پیش نیاید، نیکی و بدی از هم تشخیص داده نخواهد شد و فساد و تباهی به وجود خواهد آمد. و حکمت الهی اقتضا مینماید، تا اهل خیر از اهل شر، جدا گردند. این است فایده مشکلات، نه اینکه ایمان مؤمنان را از بین ببرد و آنها را از دینشان بازدارد؛ زیرا پروردگار، ایمان مؤمنان را ضایع نمیگرداند. پس خداوند در این آیه خبر داده است که به زودی بندگانش را آزمایش خواهد کرد، (﴿بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ﴾) به چیزی از قبیل ترس از دشمنان (﴿وَٱلۡجُوعِ﴾) و اندکی از گرسنگی؛ زیرا اگر آنها را به ترس یا گرسنگی کامل مبتلا نماید، هلاک میشوند. مشکلات و بلایا، انسان را تصفیه و پالایش کرده، اما او را هلاک نمیکند. (﴿وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ﴾) این بخش از آیه، شامل تمام ضررهایی است که متوجه اموال میشود، از قبیل: آفتهای آسمانی، غرق شدن، ضایع شدن و از دست دادن اموالی که پادشاهان ستمگر و راهزنان با زور و فشار میستانند. (﴿وَٱلۡأَنفُسِ﴾) و از دست دادنِ دوستان و فرزندان و خویشاوند و یاران، و انواع بیماریهایی که آدمی یا دوستانش، به آن مبتلا میشوند. (﴿وَٱلثَّمَرَٰتِ﴾) و دانهها، خرما و همۀ درختان؛ و از بین رفتن سبزیها و گیاهان، به علت سرما یا آتش سوزی یا به سبب آفتی آسمانی از قبیل: ملخ و غیره. این چیزها باید به وقوع بپیوندد؛ چون خداوند دانا و آگاه از آن خبر داده است و همان طور که او خبر داده، به وقوع پیوسته است. به هنگام بروز این مشکلات، مردم به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی داد و فریاد سرداده و بیصبری مینمایند؛ و گروهی صبر پیشه میکنند. کسی که بیصبری میکند، به دو مصبیت گرفتار شده است؛ یکی از دست رفتن چیز دوست داشتنی و محبوب، و دیگری از دست دادن چیزی بزرگتر؛ و آن پاداشی است که با صبر به دست میآید، که صبر اطاعت از دستور خداست. پس چنین فردی، خسارتمند و محروم است؛ زیرا ایمانی را که با خود داشت، ناقص یافته و صبر، شکر و رضا به قضا را، از دست داده و نارضایتی، سراسر وجودش را در بر گرفته است، و این بر شدت کمبود و نقص ایمانش دلالت مینماید. و اما کسی که به هنگام پیش آمدن چنین مشکلاتی، خداوند به او توفیقِ صبر دهد و از نارضایتی و عصبانیت در سخن و رفتار بپرهیزد و به پاداش خداوندی چشم امید ببندد و بداند پاداشی که به خاطر صبر بر مصیبت به او میرسد، از مصیبتی که برای او پیش آمده، بزرگتر است؛ مصیبت در حق او، نعمتی بس بزرگ است، چرا که از این طریق به چیزی که برای او مفیدتر است، دست یافته است؛ زیرا او از دستور خداوند اطاعت نموده و پاداش وی را به دست آورده است. بنابراین خداوند متعال فرموده است: (﴿وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾) و مژده بده صبر کنندگان را؛ یعنی به آنها مژده بده که مزدشان بدون حساب و کتاب و به طور کامل داده میشود.
(156) پس صبر کنندگان کسانی هستند که مژده و بخشش بزرگ را دریافتهاند. سپس خداوند آنها را توصیف نموده و میفرماید: (﴿ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ﴾) کسانی که هرگاه مصیبتی به آنان برسد. مصیبت؛ هر آن چیزی است که قلب، جسم یا هردو را به درد آورد، و آن همان چیزهایی هستند که پیشتر ذکر شدند. (﴿قَالُوٓاۡ إِنَّا لِلَّهِ﴾) میگویند: ما ملک خدائیم، تحت امر و فرمان او هستیم و جان و مالی که داریم از آن وی میباشد. پس هرگاه خداوند، ما را در جان و مالمان بیازماید، صابر و راضی خواهیم بود؛ چرا که او «أرحم الراحمین» است و از سر لطف و محبت، در ملک خویش تصرّف میکند. پس هیچ اعتراض و انتقادی بر او وارد نیست؛ بلکه کمال بندگی یعنی اعتقاد و باور به اینکه وقوع مصیبتها و آزمایشها از سوی خداوند حکیم و مهربانی است که مالک همه چیز است و به بنده از خودش مهربانتر است. پس باید به قضای او راضی و شاکر بود؛ چرا که او، خیر و منفعت بندهاش را میخواهد، هرچند که بنده آن را درک ننماید. و ما که بنده و مملوک خدا هستیم، در روز قیامت به حضور ایشان رسیده و مناسب با عملی که انجام داده-ایم جزا میبینیم. پس اگر صبر پیشه کنیم، و به پاداش اخروی چشم بدوزیم، بدون شک اجر و پاداش وافر را خواهیم یافت. و اگر شکایت و ناسپاسی کنیم، جز نارضایتی، خسران و از دست دادن اجر، چیزی بهدست نخواهیم آورد. پس اینکه بنده از الله و تحت مالکیت الله است و بسوی او باز میگردد، از بزرگترین و محکمترین دلایل و اسباب صبر و شکیبایی است.
(157) (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) آنهایی که دارای صفت «صبر» هستند، (﴿عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾) از سوی خدا، پاداش و درود، (﴿وَرَحۡمَةٞ﴾) و رحمتی عظیم خواهند یافت. از جمله رحمت خداوند بر آنها، این است که به آنان توفیق صبر داد و با صبر، پاداش کاملرا دریافتند. (﴿وَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ﴾) و اینها راهیافتگاناند؛ چرا که حق را شناختند و به یقین دانستند که از آنِ خدا هستند و به سوی او بر میگردند؛ و به این دانش، عمل نمودند و صبر پیشه کردند. این آیه دلالت مینماید که، هرکس صبر نکند، از پاداش «صابران» محروم میماند. بنابراین ناشکیبا از جانب خداوند، مذمت شده و به سزا و گمراهی و زیان گرفتار میشود. پس چقدر زیاد است تفاوت میان این دو گروه! و چقدر ناچیز است، رنج و خستگی صابران! و چقدر فراوان است، رنج و زحمت ناشکیبایان! این دو آیه، انسانها را برای رویارویی با مشکلات آماده میسازد، تا به هنگام بروز ناملایمات، تحمل آن آسان باشد. و در این آیهها، از اسلحهای سخن به میان آمده است، که باید با آن به جنگ مصایب رفت، و آن صبر است. و در این آیه، آنچه انسان را بر صبر کردن کمک مینماید، بیان پاداش «صابران» است. این آزمایش و امتحان، سنت خداوند است، که در گذشته نیز وجود داشته و برای سنت خداوند، تغییری نخواهد بود. کما اینکه در این آیهها، انواع مشکلات بیان شده است.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии