Ас-Саади · Тафсир · на персидском
Аль-Араф 7:103–181, продолжение
(164) بیشترشان در روز شنبه تجاوز کردند و بر ارتکاب نافرمانی جرات نمودند و آن را آشکار انجام دادند؛ و گروهی آشکارا آنها را نهی کردند و بر آنان اعتراض نمودند؛ و گروهی نیز اکتفا کردند به اینکه گروه دوم آنان را نهی میکردند، و به گروه دوم گفتند: (﴿لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ أَوۡ مُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا﴾) چرا شما قومی را پند میدهید که خداوند آنان را هلاک میکند، یا به آنان عذاب سختی میدهد؟ انگار آنان میگفتند: موعظه کردن و پند دادن کسی که مرتکب حرام میشود و نصیحت را گوش نمیکند و به تجاوزگری و سرکشی خود ادامه میدهد، فایدهای دربر ندارد، وحتماً خداوند چنین کسی را سزا خواهد داد یا او را هلاک میکند یا عذاب سختی بر وی وارد میآورد. پس پنددهندگان گفتند: ما آنها را موعظه میکنیم و آنها را باز میداریم، (﴿مَعۡذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمۡ﴾) تا نزد پروردگارتان در مورد ایشان معذور بوده باشیم، (﴿وَلَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾) و تا شاید آنها بپرهیزند؛ یعنی شاید گناهی را که در آن به سر میبرند، ترک کنند. پس ما از هدایت شدن آنان ناامید نیستیم، شاید که موعظه در آنان کارساز باشد و سرزنش در آنان اثر کند. و این بزرگترین هدف از اعتراض به آنان است، تا عذری باشد و بر کسی که مورد امر و نهی قرار میگیرد، حجت اقامه شود، و به امید اینکه خداوند او را هدایت نماید و به مقتضای آن امر و نهی عمل کند.
(165) (﴿فَلَمَّا نَسُواۡ مَا ذُكِّرُواۡ بِهِۦٓ﴾) و هنگامی که آنچه را که بدان تذکر داده شده بودند، ترک کردند و به گمراهی و تجاوزشان ادامه دادند، (﴿أَنجَيۡنَا ٱلَّذِينَ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ﴾) کسانی را که از بدی بازمیداشتند، نجات دادیم. و سنت خدا در مورد بندگانش این چنین است که وقتی عقوبت و عذاب بیاید، امرکنندگان به معروف و نهیکنندگان از منکر را نجات میدهد. (﴿وَأَخَذۡنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و ستمگران را گرفتیم. و آنان کسانی بودند که در روز شنبه تجاوز کرده بودند. (﴿بِعَذَابِۢ بَِٔيسِۢ﴾) با عذاب سختی آنان را گرفتار نمودیم. (﴿بِمَا كَانُواۡ يَفۡسُقُونَ﴾) به سبب سرپیچی و گناهی که کردند. و اما گروه دیگری که به نهیکنندگان گفتند: (﴿لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ﴾) چرا قومی را پند میدهید که خداوند آنها را هلاک میسازد؟ مفسرین در مورد نجات یافتن یا هلاک شدن این گروه اختلاف دارند. و ظاهر قضیه این است که آنها از جمله نجات یافتگان بودهاند، چون خداوند هلاکت را مخصوص ظالمان و ستمگران قرار داده است. و خداوند بیان نکرده است که آنها ستمگر بودهاند. پس دلالت مینماید عقوبت و سزا، ویژۀ کسانی بوده است که در روز شنبه تجاوز کردند. و چون امر به معروف و نهی از منکر فرض کفایه است؛ هرگاه برخی به انجام این فریضه برخیزند، این واجب از گردن دیگران ساقط میشود. پس آنان به انکار و اعتراض امرکنندگان به معروف و نهیکنندگان از منکر اکتفا کردند. و چون آنها بر امرکنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر اعتراض کردند که (﴿لِمَ تَعِظُونَ قَوۡمًا ٱللَّهُ مُهۡلِكُهُمۡ أَوۡ مُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا﴾) چرا قومی را پند میدهید که خداوند آنها را هلاک میکند یا عذاب سختی به آنها میدهد؟ پس آنان خشم و نفرت خود را از متجاوزان آشکار کردند، و این اقتضا میکند که آنان به شدت از متجاوزان متنفر بوده و میدانستند که خداوند متجاوزان را به شدت سزا خواهد داد.
(166) (﴿فَلَمَّا عَتَوۡاۡ عَن مَّا نُهُواۡ عَنۡهُ﴾) پس وقتیکه سنگدل شدند و نرم نشدند و [حقرا] نپذیرفتند، (﴿كُونُواۡ قِرَدَةً خَٰسِِٔينَ﴾) به زبان تقدیر به آنان گفتیم: به بوزینگان مطرودی تبدیل شوید. پس به فرمان خدا به بوزینگان تبدیل شدند، و خداوند آنان را از رحمت خود دور کرد. سپس ذلت و خواری را بر بازماندگان آنان قرار داد و فرمود:
(167) (﴿وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكَ﴾) و به یاد آر آنگاه که پروردگارت به صراحت اعلام کرد، (﴿لَيَبۡعَثَنَّ عَلَيۡهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَن يَسُومُهُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ﴾) تا روز قیامت کسانی را بر آنان مسلط خواهد کرد که بدترین عذاب را به آنان بچشانند. یعنی آنان را خوار و ذلیل میگردانند. (﴿إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ﴾) همانا پروردگارت کسی را که از فرمانش سرپیچی کند، زود عذاب میدهد، تا جایی که او را در دنیا دچار عذاب مینماید. (﴿وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و او برای کسی که باز گردد و توبه نماید، آمرزنده و مهربان است؛ گناهانش را میآمرزد و عیبهایش را میپوشاند و بر او رحم میکند؛ به این صورت که عبادتهایش پذیرفته شده و انواع پاداشها را به دست میآورد. و خداوند آنچه را که به آنان وعده داده بود، انجام داد. پس همواره آنان در ذلت و خواری و تحت حکم و فرمان دیگران به سر میبرند، و پرچم آنان بر افراشته نمیشود.
(168) (﴿وَقَطَّعۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ أُمَمٗا﴾) و پس از اینکه آنها متحد و یکپارچه بودند، آنان را در زمین پراکنده ساختیم. (﴿مِّنۡهُمُ ٱلصَّٰلِحُونَ﴾) برخی از ایشان صالح هستند، و حقوق خدا و بندگان خدا را ادا میکنند، (﴿وَمِنۡهُمۡ دُونَ ذَٰلِكَ﴾) و برخی غیر از این هستند؛ یعنی در مقامی پایینتر از صالحان قرار دارند؛ یا «مقتصد» هستند، ـ مقتصد به کسی گفته میشود که واجبات را ادا میکند و محرمات را ترک میکند، و گاهی اوقات برخی از مستحبات را ترک میکند و برخی مکروهات را انجام میدهد ـ و یا بر خود ستم میکنند، (﴿وَ﴾) وطبق شیوه و سنت خود، (﴿وَبَلَوۡنَٰهُم بِٱلۡحَسَنَٰتِ وَٱلسَّئَِّاتِ﴾) آنها را به آسانی و سختی آزمودیم. (﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) تا شاید از شرارتی که بر آن هستند، برگردند، و به طرف هدایتی که به سوی آنان فرستاده شده است، باز آیند.
(169) پس بنی اسرائیل در این سه دسته قرار میگیرند: صالح، ناصالح و مقتصد. (﴿فَخَلَفَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ خَلۡفٞ وَرِثُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ﴾) پس جانشینان ناصالحی که بدی و شرارت آنها بیشتر بود، بعد از آنان وارث کتاب شدند و مرجع کتاب قرار گرفتند، و آنها طبق خواست خود در آن تصرف میکردند، و اموال زیادی به آنان پرداخت میشد تا بهناحق فتوا دهند، و بدین ترتیب رشوه در میان آنان شایع گردید. (﴿يَأۡخُذُونَ عَرَضَ هَٰذَا ٱلۡأَدۡنَىٰ وَيَقُولُونَ﴾) کالای بیارزش این دنیا را گرفته و اقرار میکردند که اینکار گناه است، و اینکه همانا آنان ستمکارند، و میگفتند: (﴿سَيُغۡفَرُ لَنَا﴾) ما آمرزیده خواهیم شد. و این گفتهای است خالی از حقیقت، واستغفار به حساب نمیآید. واگر این استغفار حقیقی بود، آنها بر آنچه کرده بودند، پشیمان میشدند، و تصمیم میگرفتند که باز آن را تکرار نکنند؛ اما وقتی که رشوهای دیگر به دستشان میافتاد، آن را میگرفتند. پس آیات خدا را به قیمتی اندک فروختند و به جای اینکه آنچه را که بهتر است، بگیرند؛ آنچه را که کمتر و بیارزش تر بود، برگزیدند. خداوند در اعتراض به آنها و بیان جسارتشان فرمود: (﴿أَلَمۡ يُؤۡخَذۡ عَلَيۡهِم مِّيثَٰقُ ٱلۡكِتَٰبِ أَن لَّا يَقُولُواۡ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّ﴾) آیا از آنان در کتاب پیمان گرفته نشده بود که چیزی جز حق به خدا نسبت ندهند؟ پس آنها را چه شد که ناحق را به خدا نسبت داده، و از هوی و هوس خود پیروی کردند، و طبق خواستهای خود منحرفشدند؟! (﴿وَدَرَسُواۡ مَا فِيهِ﴾) حال آنکه آنان آنچه را که در کتاب است، خواندهاند، و در فهم آن اشکالی ندارند. آنها از روی عمد این کار را کردند و میدانستند، و این امر، گناه را بزرگتر مینماید، و انسان را بیشتر سزاوار سرزنش و عقوبت و سزای سخت میگرداند. و این ناشی از کمبود آنها بود که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند. بنابراین فرمود: (﴿وَٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ﴾) و سرای آخرت برای کسانی بهتر است که از خوردنیهایی که به عنوان رشوه در مقابل تغییر حکم خدا داده میشود و خداوند آن را حرام کرده است، پرهیز کرده، و همچنین از دیگر محرّمات دوری میکنند. (﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾) آیا شما عقل ندارید تا راجح و مرجوح را با هم مقایسه کنید و دریابید که برای کدامیک باید کوشش وتلاش نمود؟! و کدامیک بر دیگری باید مقدّم داشته شود؟ پس خاصیت عقل، نگرش و نگاه کردن به عواقب و سرانجام کارها است. اما کسی که به دنیای ناچیز و فناپذیر چشم بدوزد، نعمات بزرگ و ماندگاری را از دست داده است. پس چنین کسی آیا عقل و اندیشهای دارد؟!
(170) خردمندان عقلا در حقیقت کسانیاند که خداوند آنها را توصیف نموده و میفرماید: (﴿وَٱلَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِٱلۡكِتَٰبِ وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) و کسانی که در علم و عمل به کتاب تمسک میجویند، و احکام و اخباری را که در آن هست، میآموزند؛ چرا که آموختن آن، از شریفترین علوم است، و به اوامری که روشنیبخش چشمها و شادابی دلها و روحها است، و صلاح دنیا و آخرت در آن است، عمل میکنند. و یکی از بزرگترین فرمانهایی که تمسک به آن واجب میباشد، برپا داشتن نماز به صورت ظاهری و باطنی است. بنابراین آن را به صورت ویژه بیان کرد؛ چون فضیلت و شرافت دارد؛ و چونکه نماز، میزان ایمان است، و برپاداشتن نماز، انگیزهای برای برپاداشتن دیگر عبادتها است. و ازآنجا که عمل آنها سراسر اصلاح بود، خداوند متعال فرمود: (﴿إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُصۡلِحِينَ﴾) و ما پاداش اصلاحگران را ضایع نمیکنیم؛ آنان که در گفتار و کردار و نیاتشان اصلاحگر هستند، و به اصلاح خویشتن و دیگران میپردازند. این آیه و امثال آن بر این دلالت مینماید که خداوند پیامبرانش ـ علیهم الصلاة والسلام ـ را برای اصلاح فرستاده است، نه برای فساد. و برای رساندن منافع فرستاده است، نه به منظور ایجاد ضرر و زیان. و آنان برای آبادانی و اصلاح هر دو جهان فرستاده شده اند. پس هر کس به اصلاح بپردازد، به پیروی کردن از آنان نزدیکتر است.
(171) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿وَإِذۡ نَتَقۡنَا ٱلۡجَبَلَ فَوۡقَهُمۡ﴾) و به یادآور هنگامی که کوه را از جای بر کندیم و بر بالای سرشان نگاه داشتیم، و آن زمانی بود که از پذیرفتن آنچه که در تورات آمده بود، امتناع ورزیدند. پس خداوند آنان را به عمل کردن به آنچه در تورات است، ملزم نمود؛ و کوه را از جایش بر کند، و بر بالای سرشان نگاه داشت. پس کوه بالای سر آنها قرار گرفت، (﴿كَأَنَّهُۥ ظُلَّةٞ وَظَنُّوٓاۡ أَنَّهُۥ وَاقِعُۢ بِهِمۡ﴾) انگار که سایبانی بر آنان بود، و گمان بردند که کوه بر آنان فرو خواهد افتاد. و به آنان گفته شد: (﴿خُذُواۡ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ﴾) آنچه را که به شما دادهایم، با جدیت و تلاش برگیرید. (﴿وَٱذۡكُرُواۡ مَا فِيهِ﴾) و از طریقِ بررسی و خواندن و مباحثه و عمل به آنچه که در آن هست، آن را به یاد آورید. (﴿لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ﴾) باشد که اگر آن را انجام دهید، متقی شوید.
7:172–174Страница 173
وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡۖ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآۚ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ ١٧٢
Вот твой Господь вынул из чресл сынов Адама их потомство и заставил их засвидетельствовать против самих себя: «Разве Я - не ваш Господь?». Они сказали: «Да, мы свидетельствуем». Это - для того, чтобы в День воскресения вы не говорили: «Мы не знали этого».
أَوۡ تَقُولُوٓاْ إِنَّمَآ أَشۡرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةٗ مِّنۢ بَعۡدِهِمۡۖ أَفَتُهۡلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ ١٧٣
Или же не говорили: «Наши отцы были многобожниками раньше нас, а мы были всего лишь потомками, которые пришли после них. Неужели Ты погубишь нас за то, что совершили приверженцы лжи?».
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ ١٧٤
Так Мы разъясняем знамения, - быть может, они вернутся на прямой путь.
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ؛ و پروردگار تو از پشت بني آدم فرزندانشان را بيرون آورد و آنان را برخودشان گواه گرفت و پرسيد : آيا من پروردگارتان نيستم ? گفتند : آري ،گواهي مي دهيم تا در روز قيامت نگوييد که ما از آن بي خبر بوديم. أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ؛ يا نگوييد که پدران ما پيش از اين مشرک بودند و مانسلي بوديم بعد از، آنها و آيا به سبب کاري که گمراهان کرده بودند ما را به هلاکت مي رساني ? وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ آيات را اينچنين به تفصيل بيان مي کنيم ، شايد باز گردند.
(172 - 173) خداوند متعال میفرماید: (﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾) و به یادآور آنگاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، فرزندانشان را بیرون آورد؛ یعنی از پشت آنان، فرزندانشان را پدید آورد و آنان را طوری آفرید که تولید مثل کنند و هر نسل، نسلی دیگر را برجای بگذارد. (﴿وَ﴾) و هنگامی که آنان را از پشت پدران و شکم مادرانشان بیرون آورد، (﴿وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ﴾) ایشان را بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ یعنی آنان را وادار کرد که به ربوبیت او اقرار کنند؛ چرا که در سرشت آنها این را نهاده بود که اقرار کنند، او پروردگار و آفریننده و پادشاه آنان است. گفتند: آری! ما به آن إقرار نمودیم. چون خداوند بندگان را بر دین و آئینحق سرشته است. پس سرشت هرکسی چنین است. اما فطرت و سرشت، بعضی اوقات تغییر یافته و بر اثر عقاید فاسدی که بر عقلها عرضه میشود، دگرگون میگردد. بنابراین: (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ شَهِدۡنَآۚ أَن تَقُولُواۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ﴾) گفتند: آری! بر خود گواهی دادیم تا روز قیامت نگویند: ما از این غافل بودیم؛ یعنی ما شما را آزمایش کردیم؛ تا اینکه به ربوبیت پروردگارتان اعتراف نمایید، تا مبادا روز قیامت انکار و ادّعا کنید که حجت خدا بر شما اقامه نشده است و شما از آن آگاهی نداشته، و از آن غافل و بی خبر بودهاید. پس امروز دلیلی ندارید؛ چرا که حجت رسای خداوند بر شما تمام گردانده است و نباید دلیل دیگری بیاورید و بگویید: (﴿إِنَّمَآ أَشۡرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبۡلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةٗ مِّنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾) همانا پدران ما، پیش از ما شرک ورزیدند، و ما فرزندان و نسلی پس از آنها بودیم. بنابراین از آنها پیروی کردیم و در خط و راه آنها که باطل بود، حرکت نمودیم. (﴿أَفَتُهۡلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ﴾) آیا ما را به سبب آنچه که باطلگرایان انجام دادند، هلاک مینمایی؟! خداوند در سرشت و فطرت شما به ودیعه گذاشته که آنچه پدرانتان بر آن بودهاند، باطل بودهاست؛ و حق همان چیزی است که پیامبران آوردهاند؛ و این، مخالف آیینی است که پدرانتان را برآن یافتهاید. آری! گاه بنده، گفتههای پدران گمراهش و مذاهب فاسدشان را حق میپندارد، و این فقط بدان خاطر است که از حجت و دلایل و نشانههایی که در هستی و در وجود انسان است، روی گردانده است. پس اعراض و رویگردانی او و روی آوردنش به آنچه که باطلگرایان درپیش گرفتهاند، چه بسا وی را به حالتی برساند که باطل را بر حق ترجیح دهد. در تفسیر این آیات همین معنی درست است. و گفته شده است: این همان روزی است که خداوند از فرزندان آدم ـ آنگاه که آنان را از پشت او بیرون آورد ـ پیمان گرفت و آنانرا بر خودشان گواه ساخت؛ پس به آن گواهی دادند. بنابراین خداوند به آنچه که آنان در آن زمان به آن اعتراف کردهاند، بر ستم و ظلمشان ـ در ارتکاب کفر و عناد ـ در دنیا و آخرت احتجاج مینماید. اما این آیه در حقیقت بر این مطلب دلالت نمیکند، و مناسبتی با آن ندارد، و حکمت خداوند متعال نیز آن را اقتضا نمینماید. واقعیت نیز بر همین نکته گواهی میدهد؛ زیرا عهد و پیمانی که آنها از آن سخن میگویند، زمانی بوده که خداوند ذریه و نسل آدم را از پشت او بیرون آورد، در حالی که انسانها در جهانی چون جهان اتم به سر میبردند و هیچ کس آن را به یاد نمیآورد، و به ذهن هیچ انسانی نمیآید. پس چگونه خداوند چیزی را بر آنان حجت و دلیل قرار میدهد که از آن خبر ندارند، و هیچ اثری از آن برجای نمانده است؟!
(174) پس از آنجا که این یک موضوع کاملاً واضح و روشن است، خداوند متعال میفرماید: (﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و اینگونه آیات خودرا توضیح میدهیم، (﴿وَلَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾) و تا شاید به سوی آنچه که خداوند در فطرت و سرشتشان نهاده، و به سوی آنچه که با خدا پیمان بستهاند، باز گردند و از زشتیها باز آیند.
7:175–178Страница 173
وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ ١٧٥
Прочти им историю о том, кому Мы даровали Наши знамения, а он отбросил их. Дьявол последовал за ним, и он стал заблудшим.
وَلَوۡ شِئۡنَا لَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ أَوۡ تَتۡرُكۡهُ يَلۡهَثۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَاۚ فَٱقۡصُصِ ٱلۡقَصَصَ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ ١٧٦
Если бы Мы пожелали, то возвысили бы его посредством этого. Однако он приник к земле и стал потакать своим желаниям. Он подобен собаке: если ты прогоняешь ее, она высовывает язык, и если ты оставишь ее в покое, она тоже высовывает язык. Такова притча о тех, которые считают ложью Наши знамения. Рассказывай эти истории, - быть может, они призадумаются.
سَآءَ مَثَلًا ٱلۡقَوۡمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَا وَأَنفُسَهُمۡ كَانُواْ يَظۡلِمُونَ ١٧٧
Скверна притча о тех, которые считают ложью Наши знамения и поступают несправедливо по отношению к себе.
مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِيۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ١٧٨
Кого Аллах наставляет на прямой путь, тот идет им. А кого Аллах вводит в заблуждение, те становятся потерпевшими убыток.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ؛ خبر آن مرد را برايشان بخوان که آيات خويش را به او عطا کرده بوديم واو از آن علم عاري گشت و شيطان در پي اش افتاد و در زمره گمراهان در آمد. وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ؛ اگر خواسته بوديم به سبب آن علم که به او داده بوديم به آسمانش مي ، برديم ، ولي او در زمين بماند و از پي هواي خويش رفت مثل او چون مثل آن سگ است که اگر به او حمله کني زبان از دهان بيرون آرد و اگر رهايش کني باز هم زبان از دهان بيرون آرد مثل آنان که آيات را دروغ انگاشتند نيز چنين است قصه را بگوي ، شايد به انديشه فرو روند. سَاء مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُونَ؛ بد است مثل مردمي که آيات ما را دروغ انگاشتند و به خود ستم روا مي داشتند. مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ هر کس را که خداي راه نمايد ، راه خويش بيابد و آنان را که گمراه سازد زيانکار شوند.
(175) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم میفرماید: (﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا﴾) و بخوان بر آنان خبرکسی را که آیات خود را به او دادیم؛ یعنی کتاب خود را به او آموختیم، پس او عالمی بزرگ، و دانشمندی ماهر شد، (﴿فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾) و از ویژگیِ «عالم بودن به آیات خدا» بیرون رفت؛ زیرا علم، صاحبش را به اخلاق خوب و کارهای نیک میآراید، و به بالاترین درجات و بلندترین مقام میرساند. اما او کتاب خدا را پشت سر انداخت، و اخلاقی را که کتاب بدان دستور میداد نادیده گرفت، و آن را همچون لباس از تنِ خود بیرون آورد. پس وقتی که خود را از آن عاری نمود، شیطان بر او مسلط شد و به پایینترین جایگاه سقوط کرد، و شیطان او را به سوی ارتکاب گناهان کشانید. (﴿فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ﴾) پس، از زمرۀ گمراهان گردید. این پس از آن اتفاق افتاد که وی از هدایت یافتگان و هدایت دهندگان بود. و این بدان جهت بود که خداوند متعال وی را ترک نمود و تنهایش گذاشت و او را به خویشتن واگذار کرد.
(176) بنابراین فرمود: (﴿وَلَوۡ شِئۡنَالَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا﴾) و اگر میخواستیم، او را با آن آیات بالا میبردیم؛ به این صورت که او را توفیق میدادیم تا به آن عمل نماید، و آنگاه در دنیا و آخرت مقامش بالا میرفت، و از شر دشمنانش محفوظ میماند. (﴿وَلَٰكِنَّهُۥٓ﴾) ولی او کاری کرد که رسوایی بهبار آورد. پس او، (﴿أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ﴾) به شهوتهای فرومایه و اهداف دنیوی گرایید، (﴿وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ﴾) و از هوی و هوس خود پیروی، و اطاعتِ مولایش را ترک کرد، (﴿فَمَثَلُهُۥ﴾) پس مثال او در حریص بودن بر دنیا و وابسته بودن به آن، (﴿كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ﴾) مانند سگ است که اگر بر آن بتازی، زبان از دهان بیرون میآورد؛ و اگر آن را رها کنی، [باز] زبان از دهان بیرون میآورد؛ یعنی همواره و در هر حال زبانش از دهانش بیرون آمده، و همیشه حریص است؛ حرص و آزی که دل او را بریده است، به گونهای که هیچ چیزی از دنیا گرسنگیاش را سیر نمیکند، و تنگدستی او را برطرف نمینماید. (﴿ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا﴾) این مثال قومی است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن اطاعت ننمودند؛ بلکه بعد از اینکه خداوند آن را به سویشان روانه کرد، آن را تکذیب و رد کردند؛ چون نزد خدا عزّت و ارزشی نداشتند، و از هوی و هوس خود پیروی نمودند، بدون اینکه خداوند آنان را به این امر راهنمایی کرده باشد. (﴿فَٱقۡصُصِ ٱلۡقَصَصَ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ﴾) پس داستانها را [برایشان] بخوان، تا شاید در این مثالها و عبرت ونشانهها بیندیشند. پس وقتی که اندیشیدند، شناخت حاصل میکنند؛ وهرگاه شناخت حاصل کردند، عمل مینمایند.
(177) (﴿سَآءَ مَثَلًا ٱلۡقَوۡمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بَِٔايَٰتِنَا وَأَنفُسَهُمۡ كَانُواۡ يَظۡلِمُونَ﴾) بسیار زشت است مثال کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و با انجام دادن انواع گناهان بر خود ستم نموده است. همانا مثال او، مثال آدم بد و زشت است. و احتمال دارد منظور از کسی که خداوند آیات را به او داد و به وی آموخت، شخص معیّنی باشد، و خداوند داستان او را برای آگاه ساختن بندگان بیان کرد. و احتمال دارد که اسم جنس باشد، در این حالت هر کس را شامل میشود که خداوند آیاتش را به او بدهد، و از دایرۀ عمل کردن به آن بیرون رود. و در این آیات، آدمی به عمل کردن به علم و دانشی که دارد، تشویق شده است؛ و عمل کردن به علم، مقام بلندی است از جانب خدا که به آدمی میبخشد و باعث مصون ماندن از شرّ شیطان میشود. و در این آیات، آدمی از عمل نکردن به علم بر حذر داشته، و بیان شده است که عمل نکردن به علم، مایه سقوط به پائینترین جایگاه است، و موجب میشود شیطان بر انسان مسلط شود. در این آیات همچنین اشاره شده است که پیروی کردن از هوی و هوس و گراییدن به شهوتها، سبب رسوایی میگردد.
(178) سپس خداوند با بیان اینکه تنها او هدایت مینماید و گمراه میسازد، فرمود: (﴿مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ﴾) خدا هرکس را هدایت کند؛ به این صورت که او را بر انجام کارهای خوب توفیق دهد، و از زشتیها باز دارد، و چیزهایی به وی یاد دهد که آنهارا نمیدانست، (﴿فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِي﴾) پس او به حقیقت راه یافته است، چون او هدایت پروردگارش را برگزیده است. (﴿وَمَن يُضۡلِلۡ﴾) و [خدا] هرکس را گمراه سازد و او را رسواکند، و بر انجام امور خیر توفیق ندهد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) پس بیگمان ایشان زیانکاراناند، و خود و خانوادههایشان را در روز قیامت دچار زیان میکنند. آگاه باشید این، زیانِ آشکار است.
7:179Страница 174
وَلَقَدۡ ذَرَأۡنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا يَفۡقَهُونَ بِهَا وَلَهُمۡ أَعۡيُنٞ لَّا يُبۡصِرُونَ بِهَا وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا يَسۡمَعُونَ بِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ ١٧٩
Мы сотворили для Геенны много джиннов и людей. У них есть сердца, которые не разумеют, и глаза, которые не видят, и уши, которые не слышат. Они подобны скотине, но являются еще более заблудшими. Именно они являются беспечными невеждами.
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ؛ براي جهنم بسياري از جن و انس را بيافريديم ايشان را دلهايي است ، که بدان نمي فهمند و چشمهايي است که بدان نمي بينند و گوشهايي است که بدان نمي شنوند اينان همانند چارپايانند حتي گمراه تر از آنهايند اينان خود غافلانند.
(179) خداوند متعال با بیان اینکه گمراهان و پیروان شیطان زیاد هستند، میفرماید: (﴿وَلَقَدۡ ذَرَأۡنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾) و برای جهنم تعداد زیادی از جنها و انسانها را پدید آورده، و منتشر کرده ایم که حیوانات از آنها بهتر هستند. (﴿لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا يَفۡقَهُونَ بِهَا﴾) آنان دلهایی دارند که با آن نمیفهمند؛ یعنی آگاهی و دانش به دلهایشان راه نمییابد، و هدف از آگاه نمودنشان، فقط اقامهی حجت است و بس. (﴿وَلَهُمۡ أَعۡيُنٞ لَّا يُبۡصِرُونَ بِهَا﴾) و چشمهایی دارند که با آن چیزی را که بهسودشان باشد نمیبینند، و فایده و منفعت خود را تشخیص نمیدهند. (﴿وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا يَسۡمَعُونَ بِهَآ﴾) و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند؛ شنیدنی که معنی و مفهوم آن بهدلهایشان راه یابد. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ﴾) کسانی که دارای این صفات زشت هستند، (﴿كَٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾) مانند چهارپایانی هستند که عقل ندارند؛ زیرا آنچه را که فانی است، بر آنچه که باقی میماند و ماندگار است، ترجیح میدهند.پس عقل را از دست دادهاند. (﴿بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ﴾) بلکه از چهارپایان و حیوانات سرگشتهتر میباشند؛ زیرا چهارپایان در راستای هدفی که برای آن آفریده شدهاند، حرکت میکنند، و نفع و ضرر خود را درک مینمایند. بنابراین حیوانات از اینها بهترند. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ﴾) و ایشان بیخبراناند، و از مفیدترین چیزها غافل ماندهاند؛ از ایمان به خدا و اطاعت و ذکر او غافل شدهاند. به آنان دل و گوش و چشم داده شده است تا آنان را بر انجام دستورات خدا کمک کند، اما از این ابزار بر ضد این هدف کمک گرفتند. پس سزاوارند که خداوند آنها را برای آتش بیافریند. آنها را برای آتش آفرید، و اعمالی را انجام میدهند که یاران آتش آن را انجام میدهند. و اما کسی که از این اعضا در راستای عبادت خدا بهره بگیرد، و دلش را از ایمان به خدا و محبت او سرشار نماید، و از خدا غافل نباشد، پس او اهل بهشت است، و کارهای اهل بهشت را انجام میدهد.
7:180Страница 174
وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَاۖ وَذَرُواْ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَٰٓئِهِۦۚ سَيُجۡزَوۡنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٨٠
У Аллаха - самые прекрасные имена. Посему взывайте к Нему посредством их и оставьте тех, которые уклоняются от истины в отношении Его имен. Они непременно получат воздаяние за то, что совершали.
وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ از آن خداوند است نيکوترين نامها بدان نامهايش بخوانيد آنها را که به نامهاي خدا الحاد مي ورزند واگذاريد اينان به کيفر اعمال خود خواهند رسيد.
(180) این بیان بزرگی، شکوه، و گستردگی صفات خدا است، که او را نامهای بسیار زیبایی است. او دارای هر نام نیکی است و ضابطۀ آن این است که هر اسمی بر صفت بزرگی از صفات کمال دلالت نماید، و خوب و زیبا باشد، خداوند از آن برخوردار است. اما اگر این نام بر صفت دلالت نکند و فقط عَلَم محض باشد، دراین صورت نیکو نیست. وهمچنین اگر نام بر صفتی دلالت نماید که صفت کمال نباشد، بلکه یا صفت نقص باشد، یا صفتی که هم مدح و هم عیب از آن استنباط شود، آن نام نیز زیبا نخواهد بود. پس هر کدام از نامهای خدا، بر تمام صفاتی که از آن مشتق میشود دلالت مینماید، و تمام معنی آن را در بر میگیرد. مانند «علیم» که بیانگر آن است او علمی دارد که همه چیز را فرا گرفته، و احاطه کرده است. پس، هیچ چیزی حتی به اندازۀ ذرهای در زمین و آسمان از دایرۀ علم او بیرون نیست. و مانند «رحیم» که بیانگر آن است خداوند دارای رحمتی عظیم است که هر چیزی را دربرمیگیرد. و یا مانند «قدیر» که دلالت مینماید او قدرتی فراگیر دارد که هیچ چیزی نمیتواند او را ناتوان کند. و یکی از محاسن و زیبایی نامهایش، این است که او جز به واسطۀ نامهایش خوانده نمیشود. بنابراین فرمود: (﴿فَٱدۡعُوهُ بِهَا﴾) او را با آننامها بخوانید. و این، شامل دعای عبادت و دعای خواستن است. پس هرخواستهای باید با نامی از نامهای خداوند که مناسب آن خواسته است، طلب شود. مثلاً دعا کننده میگوید: بار خدایا! مرا بیامرز، و بر من رحم فرما، همانا تو آمرزنده و مهربان هستی، و توبۀ مرا بپذیر، ای توبه پذیرنده، و مرا روزی بده، ای روزی دهنده، و بر من مهربانیکن ای مهربان و امثال آن. (﴿وَذَرُواۡ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَٰٓئِهِۦۚ سَيُجۡزَوۡنَ مَا كَانُواۡ يَعۡمَلُونَ﴾) و ترککنید کسانی را که در نامهای او دست به تحریف میزنند. به زودی سزای آنچه را که میکنند، خواهند دید. یعنی بهخاطر تحریف نامهای خدا، عقوبت و عذاب داده میشوند. و در حقیقت، «الحاد در نامهای خدا» به معنی تحریف کردن معنای آنها و خارج کردنشان از معانی و مفاهیمی است که برای آن وضع شدهاند، به این صورت که کسی را با آن نامها نامگذاری کنند که شایسته و سزاوار آن نام نیست. همچنانکه مشرکین معبودان خود را با آن نامها نامگذاری میکردند. و یا اینکه معانی آنها را نفی و تحریف نمایند، و برای آنها معنایی قرار دهند که خداوند و پیامبرش آن معنی را نخواستهاند. و یا اینکه چیزی دیگر را با آن نامها شبیه گردانند. پس واجب است که از الحاد و تحریف و محرّفین نامهای نیکوی خدا پرهیز شود. و در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم آمده است:«همانا خداوند نود و نُه نام دارد، که هرکس آنها را بشناسد و حفظشان کند و به مقتضای آنها عمل نماید، وارد بهشت میشود.»
7:181Страница 174
وَمِمَّنۡ خَلَقۡنَآ أُمَّةٞ يَهۡدُونَ بِٱلۡحَقِّ وَبِهِۦ يَعۡدِلُونَ ١٨١
Среди Наших творений есть община, которая истинно указывает путь и устанавливает справедливость.
وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ؛ از آفريدگان ما گروهي هستند که به حق راه مي نمايند و به عدالت رفتار، مي کنند.
(181) از میان کسانی که آفریدهایم گروهی خوب و فاضل هستند که هم خود به تکامل رسیدهاند، و هم دیگران را به سوی کمال راهنمایی کرده، و خود و دیگران را به سوی حق هدایت مینمایند. پس حق را میدانند و به آن عمل میکنند، وآن را میشناسند و به سوی آن و عمل کردن به آن فرا میخوانند. (﴿وَبِهِۦ يَعۡدِلُونَ﴾) و با آن میان مردم در قضاوتهایی که در مورد اموال و خون و حقوق و گفتهها و غیره دارند، به عدل و داد قضاوت میکنند. ایشان، پیشوایان هدایت و چراغهای تاریکی هستند. آنان کسانیاند که خداوند نعمت ایمان و عمل صالح و تواصی به حق و شکیبایی را به آنان ارزانی داشته است، و در زمرۀ صدیقین قرار دارند، که مقامشان بعد از مقام رسالت است. و آنها در میان خودشان مراتب و مقامهای متفاوتی دارند؛ و هر یک بر حسب حالت و وضعیتی که دارد، مقامش با دیگری متفاوت است. پس پاک است خدایی که رحمت خویش را به هرکس که بخواهد، اختصاص میدهد؛ و خداوند دارای بخشش و فضل بزرگ است.
Текст: Quranic Universal Library (Tarteel) через spa5k/tafsir_api (MIT), в зафиксированной версии. Аяты: Quran Foundation. Источники и лицензии